«هرات دلواپس و مردمی نگران»

«هرات روایت کهنی از همزیستی، فرهنگ، شعر، هنر و اندیشه است. این دیار، در کنار جایگاه برجستهاش در تجارت و صنعت، سالیان دراز خاستگاه روشنفکری، آموزش و پیوند میان گذشته، حال و آینده بوده است.

«هرات روایت کهنی از همزیستی، فرهنگ، شعر، هنر و اندیشه است. این دیار، در کنار جایگاه برجستهاش در تجارت و صنعت، سالیان دراز خاستگاه روشنفکری، آموزش و پیوند میان گذشته، حال و آینده بوده است.
هراتیان در دو دهه گذشته، با تکیه بر آگاهی و مدنیت، جامعهای بیدار و نسلی از زنان و مردان آزاده را پرورش دادهاند که دیگر نمیتوانند در چارچوبهای تنگ و خواستههای تحمیلی زندگی کنند.
مردم هرات هرگز جنگطلب نبودهاند، اما همواره برای روشنگری، پاسداری از ارزشهای اسلامی و انسانی و همگامی با جهان امروز تلاش کردهاند. نام و باور بسیاری از باشندگان این شهر با مدنیت، دانایی و حقوق بشر گره خورده است.
کمتر کسی در هرات جنگ و خونریزی را راه نجات افغانستان میداند، چرا که تجربه تلخ دههها خشونت به همگان آموخته است که هرجا تفنگ فرمان رانده، رنج و مصیبت بر مردم سایه افگنده است.
دریغا که طالبان روح و هویت این شهر را آنگونه که هست، درنیافته است. امروز سرنوشت هرات در دست کسانی قرار گرفته است که نه جایگاه زن را در جامعه میشناسند و نه ارزش دانش، روشناندیشی و تجربه را درک میکنند.
با این همه، مردم هرات حقخواهی و مبارزه را بیشتر در آگاهی، پایداری مدنی و استواری فکری میبینند، نه در خشونت و اسلحه. همانگونه که بسیاری از حکومتهای تحمیلی در این سرزمین ماندگار نماندند، این فصل نیز روزی به پایان خواهد رسید.
اما آنچه والی و بسیاری از مسئولان طالبان باید بدانند، این است که ظلم هیچگاه جاودانه نبوده است. شاید روزی فرزندان خود آنان در همین هرات زندگی کنند و با حسرت و اندوه، بر پدرانی که ناآگاهانه بر مردم این سرزمین ستم روا داشتند، افسوس بخورند و نفرین بفرستند.
و سخنی با طالبان هراتی: اگر امروز رنج، تحقیر و بیحرمتی بر زنان آزاده این شهر را میبینند و با وجود آن همچنان در کنار این ظلم ایستادهاند و حتی صدایی از اعتراض و گلایه از آنان شنیده نمیشود، بهتر است پیش از آنکه دیر شود، از این مسیر فاصله بگیرند و این ننگ تاریخی را بر دوش خود حمل نکنند.
نکته دیگر این است که شیوهای که طالبان امروز برای مهار جامعه در پیش گرفته است، دیگر با واقعیتهای افغانستان سازگار نیست. ای کاش فرماندهان و مسئولان طالبان هرات، همچون برخی از همزبانانشان در دیگر ولایتهای فارسیزبان، دستکم صدای گلایه و انتقاد خود را بلند میکردند تا مسئولان غیرهراتی طالبان، اندکی با فرهنگ، روحیه و حساسیتهای مردم این دیار آشنا شوند. شاید در آن صورت، زنان و دختران آزاده هرات اینگونه قربانی تحقیر، بازداشت و بیحرمتی نمیشدند.
هرات شهر خاموشی نیست. شهری است که درد را میشناسد، اما کرامت انسانی را نیز فراموش نمیکند. هیچ قدرتی نمیتواند مردمی را که به آگاهی رسیدهاند، برای همیشه در حصار ترس و اجبار نگه دارد.
هرات، با همه دلتنگیها و نگرانیهای این روزها، هنوز به فردایی روشن، بر اساس مبارزه مدنی ایمان دارد.»
سید اشرف سادات
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»