• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کارمند شفاخانه ایمرجنسی: «زیر فشار کار طولانی، شعاع اکس و غذای بی‌کیفیت قرار داریم»

۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۱:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

«من یکی از کارمندان شفاخانه ایمرجنسی هستم و می‌خواهم از مشکلاتی بگویم که ما هر روز با آن روبه‌رو هستیم. این مشکلات تنها مربوط به یک نفر نیست، بلکه بخش بزرگی از پرسونل شفاخانه ایمرجنسی در کابل و شعبه‌های آن در هلمند و پنجشیر با همین وضعیت کار می‌کنند.

نخستین مشکل ما ساعت‌های کاری طولانی است. ما هر ماه مجبور هستیم ۱۹۲ ساعت کار کنیم. در حالی که در بسیاری از شفاخانه‌های معیاری، چه در افغانستان و چه در کشورهای دیگر، ساعت کاری ماهانه حدود ۱۷۵ ساعت است.

اگر ما این ۱۹۲ ساعت را تکمیل نکنیم، از معاش ما کم می‌شود. این فشار برای کارمندانی که با مریضان عاجل و وضعیت‌های دشوار سروکار دارند، بسیار سنگین است.

مشکل دیگر مربوط به کارمند عملیات‌خانه است.

در عملیات‌خانه شفاخانه ایمرجنسی هر روز دست‌کم ۱۰۰ تا ۲۰۰ اکس‌ری برای مریضان ارتوپیدی گرفته می‌شود. ما می‌دانیم که قرار گرفتن در برابر شعاع اکس برای صحت انسان بسیار خطرناک است و در درازمدت حتی می‌تواند سبب بیماری‌هایی مانند سرطان شود.

با وجود این، برای کسانی که هر روز زیر خطر این شعاع کار می‌کنند، هیچ حق‌الخطر یا امتیاز خاصی در نظر گرفته نشده است.

ما بارها این مشکل را با مسوولان در میان گذاشته‌ایم، اما تا هنوز به شکایت‌های ما توجهی نشده است. احساس ما این است که خطر کار ما دیده نمی‌شود و کسی نمی‌خواهد بداند پرسونلی که هر روز در چنین شرایطی کار می‌کنند، با چه نگرانی‌هایی زندگی می‌کنند.

مشکل دیگر ما غذا است. غذای روزانه شفاخانه تا حدی قابل قبول است، اما اگر پرسونل تا ساعت یک بجه برای نان خوردن نروند، دیگر برایشان غذا نمی‌رسد.

این در حالی است که ما نمی‌توانیم همه هم‌زمان مریضان را رها کنیم و برای نان خوردن برویم. به‌ویژه پرسونل عملیات‌خانه هیچ وقت مشخصی برای غذا خوردن ندارند. گاهی کار آن‌قدر پیوسته است که وقتی فرصت پیدا می‌کنیم، غذا تمام شده است و مجبور می‌شویم از پول شخصی خود از بیرون نان بخواهیم. اگر هم نتوانیم، گرسنه می‌مانیم.

از طرف شب وضعیت غذا بدتر است. کیفیت غذای شب آن‌قدر پایین است که بیشتر وقت‌ها پرسونل ناچار می‌شوند از بیرون شفاخانه برای خود غذا بگیرند. برای کسی که ساعت‌های طولانی کار می‌کند و با مریضان عاجل سروکار دارد، این وضعیت بسیار فرساینده است.

ما فقط می‌خواهیم صدای ما شنیده شود. درخواست ما این است که ساعت‌های کاری پرسونل بررسی شود، برای کسانی که زیر خطر شعاع اکس کار می‌کنند حق‌الخطر در نظر گرفته شود و مشکل غذای پرسونل حل شود.

ما در شرایط دشوار کار می‌کنیم، اما انتظار داریم کم‌ازکم حقوق ابتدایی ما نادیده گرفته نشود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

پناهجوی افغان در دادگاه از تجاوز جنسی به یک بز در فرانسه دفاع کرد
۱

پناهجوی افغان در دادگاه از تجاوز جنسی به یک بز در فرانسه دفاع کرد

۲

صدراعظم آلمان: همکاری با طالبان در راستای منافع ملی ما است

۳

طالبان برای کاهش قیمت اینترنت به شرکت‌های مخابراتی ضرب‌الاجل تعیین کرد

۴

فرد متهم در حمله مردم خشمگین به بازداشتگاه طالبان در بادغیس کشته شد

۵

پناهجوی افغان متهم به تجاوز می‌گوید با ارتش بریتانیا در افغانستان همکاری داشته است

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

یک باغدار: «حاصل یک سال زحمت ما بدون بازار و صادرات نابود می‌شود»

۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
یک باغدار: «حاصل یک سال زحمت ما بدون بازار و صادرات نابود می‌شود»
100%

«من به عنوان یک جوان باغدار و کشاورز، صدای خود و هزاران باغدار و زارع کشور را از طریق رسانه شما می‌خواهم به گوش مسوولان برسانم.

منبع اصلی درآمد خانواده ما باغداری و تولید انگور است.

از آغاز سال تا زمان برداشت محصول، با صرف هزینه‌های سنگین و زحمت‌های فراوان تلاش می‌کنیم تا محصولی باکیفیت تولید کنیم.

متاسفانه سال گذشته به دلیل مشکلات موجود در مسیر صادرات و بسته شدن راه‌های تجارتی، بخش بزرگی از حاصل انگور ما از بین رفت و بسیاری از باغداران با خسارت‌های سنگین و بدهی روبه‌رو شدند.

امسال نیز با وجود مشکلات اقتصادی، دوباره قرض کرده‌ایم و با امید به آینده روی باغ‌ها کار کرده‌ایم.

اکنون زمان رسیدن محصول نزدیک است، اما هنوز هیچ اطمینانی درباره بازار فروش و صادرات انگور وجود ندارد. نگرانی ما این است که زحمت‌های یک‌ساله هزاران خانواده بار دیگر نابود شود.

یکی دیگر از مشکلات جدی، مالیات و هزینه‌هایی است که از محصولات زراعتی دریافت می‌شود، در حالی که در برابر آن هیچ برنامه موثر و عملی برای بازاریابی و صادرات محصولات وجود ندارد. سال گذشته در بسیاری موارد یک سیر انگور حدود ۵۰ افغانی به فروش می‌رسید، اما از همین مبلغ حدود ۱۵ افغانی صرف کارتن و بسته‌بندی می‌شد، حدود ۱۰ افغانی به عنوان مالیات و هزینه‌های مختلف گرفته می‌شد و بخش دیگری نیز صرف هزینه‌های برداشت و انتقال محصول می‌شد.

در نهایت، سهم باغدار از یک سال زحمت و سرمایه‌گذاری، تنها حدود ۱۰ افغانی برای هر سیر انگور باقی می‌ماند، رقمی که حتی پاسخگوی هزینه‌های تولید نیز نیست.

اگر از محصولات زراعتی مالیات گرفته می‌شود، انتظار ما این است که در برابر آن نیز خدمات و برنامه‌های مشخص برای صادرات، بازاریابی، نگهداری محصولات و حمایت از کشاورزان وجود داشته باشد.

کاهش مالیات و هزینه‌های اضافی بر محصولات زراعتی نیز می‌تواند بخشی از مشکلات باغداران را کاهش دهد.
مشکل تنها مربوط به انگور نیست. هر سال شاهد ضایع شدن محصولات مختلف زراعتی، از جمله انگور، انار، سیب، تربوز و خربوزه هستیم. در حالی که کشاورزان با دشواری فراوان تولید می‌کنند، نبود بازار مناسب، کمبود امکانات نگهداری، مشکلات صادرات و نبود برنامه‌های عملی برای حمایت از زراعت، سبب می‌شود بخش بزرگی از این محصولات فاسد شوند یا با قیمت بسیار ناچیز به فروش برسند.

خواست ما از مسوولان این است که برای فروش و صادرات محصولات زراعتی، به‌ویژه انگور، اقدام‌های عملی و فوری انجام دهند.

ایجاد قراردادهای صادراتی با کشورهای دیگر، باز کردن مسیرهای تجارتی، ساخت سردخانه‌ها، ایجاد کارخانه‌های فرآوری و تولید آب‌میوه و فراهم کردن بازارهای داخلی و خارجی می‌تواند از نابودی حاصل یک‌سال زحمت کشاورزان جلوگیری کند.

جوانان امروز با بیکاری گسترده، بدهی و مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بسیاری از ما با وجود تحصیل، کسب مهارت و داشتن تجربه کاری، فرصت شغلی مناسب پیدا نمی‌کنیم و تنها امید ما به درآمد حاصل از زراعت و باغداری است. وقتی راه‌های قانونی کسب درآمد و تامین معیشت خانواده‌ها روزبه‌روز دشوارتر می‌شود، ناامیدی و فشار اقتصادی در میان مردم افزایش می‌یابد و این وضعیت می‌تواند پیامدهای اجتماعی خطرناکی در پی داشته باشد. بنابراین، رسیدگی به مشکلات کشاورزان و ایجاد فرصت‌های اقتصادی، تنها یک مساله زراعتی نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی و ملی است.

از رسانه‌ شما تقاضا داریم صدای کشاورزان و باغداران را به گوش مسوولان برسانند تا پیش از فرا رسیدن فصل برداشت، برای فروش و صادرات محصولات زراعتی راه‌حل‌های عملی و موثر روی دست گرفته شود.

ما خواهان کمک مالی نیستیم. ما تنها بازار، راه صادرات و فرصت فروش محصول خود را می‌خواهیم تا بتوانیم با عزت از حاصل دسترنج خود زندگی کنیم.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

متقاضی ویزای تحصیلی ترکیه: «هم ویزایم را رد کردند و هم پولم را پس ندادند»

۳ سرطان ۱۴۰۵، ۲۳:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
متقاضی ویزای تحصیلی ترکیه: «هم ویزایم را رد کردند و هم پولم را پس ندادند»
100%

«من یکی از متقاضیان ویزای تحصیلی ترکیه از افغانستان بودم. با وجود تمام مشکلات، گردش حساب بانکی ۱۰ هزار دالری و همه اسناد ضروری را آماده کردم. نه کمبود سند داشتم و نه مشکل مالی، اما پس از نزدیک به دو ماه انتظار، ویزایم بدون هیچ دلیلی رد شد و دلیل رد شدن آن را هم نمی‌گویند.

مثل من، صدها نفر دیگر نیز با همین مشکل روبه‌رو هستند.

ویزای بسیاری از متقاضیان رد می‌شود، اما کسی نیست که این قضیه را پیگیری کند. ۲۰۰ دالری که به ویزا سنتر پرداخت می‌شود نیز دوباره به مردم برگردانده نمی‌شود.

من فکر‌می‌کنم از همین روند ماهانه حدود صد هزار دالر درآمد بدون زحمت از مردم گرفته می‌شود.‌

این روزها گفته می‌شود ویزای مریضی با ۱۰ هزار دالر داده می‌شود. کسانی که با یکی از کارمندان رابطه نزدیک داشته باشند، می‌توانند برای افرادی ویزا بگیرند که اصلا مریض نیستند.

بازار سیاه ویزای ترکیه بسیار گرم است و هرکس به‌گونه‌ای مردم را فریب می‌دهد.

هزاران شرکت سیاحتی و تحصیلی ایجاد شده، اما هیچ‌کس نیست که این روند را کنترول کند.

کسی نیست که درباره رد شدن بی‌دلیل ویزای ترکیه اعتراض کند یا مقام‌های طالبان این قضیه را پیگیری کنند.

من به قنسول و سفارت نیز ایمیل فرستادم، اما پاسخی دریافت نکردم. خواستم مشکل خود و کسانی را که مانند من با این وضعیت روبه‌رو هستند و وقت و پولشان ضایع می‌شود، با شما شریک بسازم و از شما بخواهم در نشر این موضوع همکاری کنید.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«خودم را در کنار چرخ سبزی‌فروشی پنهان کردم»

۳ سرطان ۱۴۰۵، ۲۳:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
«خودم را در کنار چرخ سبزی‌فروشی پنهان کردم»
100%

«ما در دشت برچی، نزدیک چهارراهی قلعه نو زندگی می‌کنیم. بعدازظهر سه‌شنبه، ماسک زدم، حجابم را پوشیدم و برای خرید نان شب از خانه بیرون شدم. هنگام برگشت، دیدم چهار یا پنج فرد طالبان در کوچه گشت می‌زنند. آنان یک جوان را ایستاد کرده بودند و از او پرس‌وجو می‌کردند.

از ترس دست و پایم را گم کردم. دوباره برگشتم و در گوشه یک چرخ سبزی‌فروشی خود را پنهان کردم تا که طالبان از آن‌جا رفتند.

پس از رفتن آنان، به خانه برگشتم.

یکی از زنان همسایه ما نیز می‌گفت که پیش چشم او، یک زن را با دو دخترش برده‌اند.

لطفا پیامم را نشر کنید. به دختران بگویید مواظب خود باشند. آنان در کوچه‌ها گشت می‌زنند و به خدا، از کوچه‌ها زنان و دختران را می‌برند.

من حتی برای یک لحظه هم احساس امنیت ندارم. وقتی برای خرید نان چاشت یا نان شب از خانه بیرون می‌رویم، جان خود را کف دست می‌گیریم.

لطفا صدای ما باشید. من این پیام را با ترس

این متن را که می‌فرستم، شاید دیگر نتوانم دوباره چیزی بفرستم. ما تا این حد می‌ترسیم.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«زنان از ترس از خانه بیرون نمی‌شوند و کار و کاسبی مردم از رونق افتاده است»

۳ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
«زنان از ترس از خانه بیرون نمی‌شوند و کار و کاسبی مردم از رونق افتاده است»
100%

«زنان در هرات از ترس از خانه‌هایشان بیرون نمی‌شوند و کار و کاسبی مردان کساد شده است. بسیاری از دکان‌داران دکان‌هایشان را می‌بندند و کارشان را رها می‌کنند، چون خرید و فروشی نمانده و هیچ زنی از خانه بیرون نمی‌شود.

مردم دیگر توان پرداخت کرایه دکان‌هایشان را ندارند. خداوند این دزدان ناموس را به سزای اعمالشان برساند. این‌ها خود را مسلمان می‌گویند و از اسلام سخن می‌زنند، اما از کافر بدتر رفتار می‌کنند.

نان و روزی مردم را به روش‌های گوناگون می‌گیرند.

بیشتر مردم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. این‌ها به‌جای این‌که به فکر اشتغال‌زایی باشند، دنبال ریش مردان و پوشش زنان را گرفته‌اند.

مسلمان واقعی کسی است که آزارش به کسی نرسد. این‌ها مردم را دیوانه کرده‌اند. به خدا، خداوند خودش به داد ما برسد.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک شهروند از هرات: «دیدم که ماموران امر به معروف زنان را به موتر بالا می‌کردند»

۳ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
یک شهروند از هرات: «دیدم که ماموران امر به معروف زنان را به موتر بالا می‌کردند»
100%

«امشب ۳ سرطان من و همسرم پیش داکتر رفته بودیم. همسرم به حساب هراتی‌ها حجاب و به حساب کابلی‌ها چپن پوشیده بود. او گفت شام شده، داکتر نزدیک است و و طالب نیست مشکلی پیش نمی‌آید. از یک طرف چون باد زیاد بود، چادر نماز برایش دشوار بود و در باد کنترول نمی‌شد.

پس از مراجعه به داکتر، پیاده به‌سوی خانه برمی‌گشتیم. حدود ساعت ۸:۲۵ شب بود که در مسیر، یک پسر نوجوان با بایسکل به ما نزدیک شد و هشدار داد که جلوتر نرویم، چون ماموران امر به معروف زنان را سوار موتر می‌کنند.

من در ابتدا حرف او را جدی نگرفتم. همسرم که مریض بود، گفت بهتر است از سمت دیگر سرک برویم تا با آنان روبه‌رو و دچار مشکل نشویم.

با این حال، من باز هم تصور کردم خطری در پیش نیست.
وقتی از سرک گذشتیم و به آن محل نزدیک نشدیم، حدود ۲۰۰ متر تا خانه فاصله داشتیم. در همان هنگام دیدیم که یک موتر هایلکس، یک موتر هایس و یک رنجر با سرعت بسیار کم در حرکت بودند.

در داخل موتر هایس چند زن دیده می‌شدند و حدود چهار تا شش نفر دیگر نیز داخل همان موتر یا فلانکوچ حضور داشتند.
خوشبختانه ما بدون آسیب به خانه رسیدیم.

این چیزی بود که امشب با چشم خود دیدم.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»