• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

دیپلومات افغانستان در ژنو: ارجاع پرونده مقام‌های طالبان به دادگاه کیفری با تاخیر مواجه شد

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۲:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

پربازدیدترین‌ها

عفو بین‌الملل و کلیسای پروتستان آلمان از تصمیم دادگاه درباره پناهجویان افغان حمایت کردند
۱

عفو بین‌الملل و کلیسای پروتستان آلمان از تصمیم دادگاه درباره پناهجویان افغان حمایت کردند

۲

کاروان نظامی طالبان در مسیر بدخشان هدف «حمله» قرار گرفت

۳

جبهه آزادی از حمله راکتی به کاروان نظامی طالبان در مسیر بدخشان خبر داد

۴

جبهه آزادی می‌گوید با تصرف دو پاسگاه دیگر طالبان در زیباک بدخشان پیش‌روی کرده است

۵

امرالله صالح: روز شکست طالبان به جشن ملی تبدیل خواهد شد

•
•
•

مطالب بیشتر

وزیر زراعت طالبان با معاون وزیر خارجه هند در دهلی دیدار کرد

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۲:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

عطاءالله عمری، وزیر زراعت طالبان، روز چهارشنبه در دهلی‌نو با پابیترا مارگریتا، معاون وزیر امور خارجه هند دیدار کرد. پابیترا مارگریتا پس از این دیدار گفت که گفت‌وگوهای مثبتی درباره روابط دوجانبه هند و افغانستان انجام شده است.

او در پیامی در اکس نوشت که محور بحث‌ها، همکاری‌های جاری برای بهبود رفاه و کمک به توسعه مردم افغانستان بوده است.

عطاءالله عمری روز سه‌شنبه در رأس هیئتی وارد دهلی‌نو شد. این دیدار در چارچوب تلاش‌های طالبان برای گسترش روابط با هند انجام شده است.

100%

پیش از این نیز، وزرای خارجه، تجارت و صحت عامه طالبان در سفرهای جداگانه به هند رفته و با مقامات این کشور دیدار کرده بودند.

سفرهای مقامات طالبان به دهلی در حالی انجام می‌شود که روابط آنان با پاکستان — متحد پیشین خود — به شدت متشنج شده است. دو طرف طی چند ماه گذشته درگیر تنش‌های جدی مرزی و امنیتی بوده‌اند.

با این حال، هند هنوز اداره طالبان را به رسمیت نشناخته و اما حضور دیپلوماتیک و اقتصادی خود را در افغانستان افزایش است.

شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
100%

در نهم حوت سال گذشته، در پی حمله‌ مشترک امریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنه‌ای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گسترده‌ای برای خاک‌سپاری او ترتیب داده است.

حکومت ایران او را در حالی «آقایِ شهید ایران مقتدر» می‌خواند که حضور پسرش، که جانشین پدر شده است، در مراسم خاک‌سپاری او در هاله‌ای از ابهام است. موضوعی که اثرگذاری ولی‌فقیه را بیش از پیش می‌تواند خدشه‌دار کند.

مجتبی خامنه‌ای، فرزندی که از زمان به ارث بردن عنوان پدر در فضای عمومی دیده یا شنیده نشده، با چالش هرروزه امنیت و تاثیرگذاری روبرو است. مراسم تدفین رهبر پیشین که برای جمهوری اسلامی به مهمترین نمایش سیاسی این نظام تبدیل شده است، نبود مجتبی در این نمایش، جایگاه او را متزلزل خواهد کرد و حضورش راه را برای تشدید انتقادها به حاکمیت باز خواهد کرد.

اگر او «حاضر» باشد: اسطوره جسم باشکوه
از نگاه شیعه، مرگِ رهبر پایانِ کار نیست؛ بلکه آغازِ دورِ جدیدی از تاثیرگذاریِ سیاسی است. برای رهبری که دستگاه‌های حکومتی سال‌ها برای ساختنِ چهره‌ای کاریزماتیک از او تلاش کرده‌اند، مرگِ او صرفا یک حادثه بیولوژیک است، نه یک پایانِ ساختاری. در نگاهِ باورمندانِ نظام، سیدعلی خامنه‌ای صرفا یک کاریزمایِ شخصی نبود؛ بلکه صاحبِ منصبی بود که از جانبِ خدا نصب شده بود. حیاتِ او در جایگاهِ «ولی‌فقیه»، موقعیتی منحصر‌به‌فرد به او می‌داد؛ جایگاهی که هم معنوی بود و هم فراقانونی. از این منظر، قدرتِ اصلی متعلق به «این جایگاه» است، نه خودِ شخص؛ به این معنا که هر کس به این مقام برسد، نه تنها مشروعیتِ الهی، بلکه تمامِ اقتدارِ ساختاریِ نهادِ رهبری را به ارث می‌برد.

این باورِ الهیاتی، که در آن «جایگاهِ رهبری» از «فردِ رهبر» تفکیک می‌شود، بازتاب قابل توجهی در فلسفه‌ سیاسیِ غرب دارد. ارنست کانتوروویچ در نظریه مشهور «دو جسمِ پادشاه» دقیقا همین ایده را تئوریزه می‌کند. او معتقد بود حاکم در ذهنِ جوامع همیشه دارای دو جسم است: جسمی طبیعی و فانی که محکوم به مرگ است، و جسمی سیاسی که جاودانه باقی می‌ماند. اما مراسم موجود در واقع یک لحظه دیگری از سیاست غرب را نیز یاد آورد است جایی که مباشر پس از مرگ شاه فریاد می‌زند «شاه مُرد، زنده باد شاه.» چرا که با این مراسم به طور رسمی قرار است خامنه‌ای جای خامنه‌ای دیگر را بگیرد.

100%

آنچه برای جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح مهم است، این است که بتواند نهادِ ولایت را پابرجا نگه دارد. به خاطر همین هم حکومت در تلاش است تا با حذف افراد پیر و کودکان از این مراسم، از یک سو امکان تلفات احتمالی مراسم را کم کند و از سوی دیگر مدام به امریکا و اسرائیل پیام دهد که نباید به این مراسم حمله کنند تا هر دو جسم «پادشاه» جدید را حفظ کرده باشد.

از این رو می‌توان گفت مراسم تشییع خامنه‌ای فقط یک نمایشِ نمادین نیست، بلکه لحظه تثبیت رهبر جدید است. مسعود پزشکیان در توضیح این وضعیت می‌گوید: «این عروج سرخ، نه پایان راه، بلکه آغاز فصلی نوین از همبستگی، استقامت و بالندگی » است. حکومت تلاش دارد با تمرکز بر انتقالِ قدرت، مطمئن شود که جایگاهِ حاکم به دقت به جانشین جدید می‌رسد آن هم در شرایطی که امکان جنگی دیگر جدی است و بسیاری بر این باورند که مجتبی دوره‌ای شکننده از سیاست در ایران را رهبری خواهد کرد.

اگر او در این مراسم حاضر شود، حکومت عملا تلاش کرده است تا از او یک «اسطوره‌سازی» انجام دهد. او را در شرایطی که خطر همچنان پابرجاست به نمایش می‌گذارد تا شعار «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد» را به‌صورت علنی اجرا کند و تصویر خامنه‌ای «جوان و مقتدر» را نشان دهد که از نظر طرفدارانش «امریکا را به زانو در آورده است».

اما اگر چنین شود، این نمایشِ اسطوره‌ در خلا نخواهد بود؛ او در مقابل مردمی قرار می‌گیرد که خشمگین‌تر، تهی‌دست‌تر و نسبت به آینده مشکوک‌تر از دوره‌ پدرش هستند. همین شکاف میان تلاش برای ساخت اسطوره‌ در مقابل واقعیتِ اجتماعی، از جمله مواردی است که غیبت او را نیز توجیه می‌کند.

اگر او «غایب» باشد: غم وفاداری
نهادهای مختلف در دولت در تلاش هستند که برنامه‌ای همه جانبه و بزرگ را با عباراتی مانند «بزرگ‌ترین اجتماع بشری» سامان دهند و برای خواب چهار میلیون نفر در چادرها و کلبه‌ها و خانه‌ها برنامه ریخته‌اند و برق و آب و ۷۰ درصد از توان حمل و نقل کشور را برای این رویداد در نظر گرفته‌اند. همه این تلاش به نظر می‌رسد برای آن است که با جلب توجه به بزرگی ماجرا، فقدان رهبر در آن دیده نشود.

اگر مراسم تشییع نه با شکوهِ همبستگی، بلکه در هاله‌ای از ابهام و غیبت برگزار شود، نظام سیاسی وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «بحرانِ غیبت» نامید. اینجا با یک خلا وجودی روبه‌روییم که پایه‌هایِ تمامِ نظریاتِ مشروعیت‌بخشِ نظام را می‌لرزاند.

این غیبتِ فیزیکی، تنها یک مساله‌ سیاسی نیست؛ بلکه زخمی است بر پیکره‌ مقدسِ ولایت. وقتی جانشین در تشییعِ پدر حاضر نمی‌شود، برای مومنانِ سنتی که به پیوندِ عمیقِ میانِ «رهبر» و «امت» باور دارند، این پرسشِ ایجاد می‌شود که آیا این زنجیره گسسته است؟ از نظرِ تئوریک، اگرچه مشروعیتِ ولی فقیه الهی تعریف می‌شود، اما «مقبولیت» و کارآمدیِ آن، به «عشق و اعتماد»ِ عمومی گره خورده است. غیبت، یعنی بریدنِ این پیوندِ عاطفی، و این یعنی دولتِ مستقر، دیگر آن اتصالِ نمادین با «امام غایب» را در چشمانِ پیروانش بازتاب نمی‌دهد.

اما این خلا، به ویژه وقتی که دستگاهِ امنیتی مانعِ حضورِ جانشین می‌شود، «دو جسمِ» پادشاه جدید را فرو می‌پاشاند. اعترافِ صریحِ آیت‌الله حکیم الهی، نماینده رهبر در هند، مبنی بر اینکه غیبتِ مجتبی خامنه‌ای صرفا ناشی از تهدیداتِ امنیتیِ اسرائیل است، یک پرده‌دریِ بزرگ است. چرا که عملا نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ناتوان از تامین امنیت برای نظم جدید زیر نظر رهبر جدیدی است. این وضعیت به ویژه اگر گفته‌ها مبنی بر اینکه او خود می‌خواسته یا وصیت شده است که نماز میت بخواند، یعنی اراده‌ «ولیِ امر» توسطِ دیوان‌سالاریِ بی‌چهره‌ امنیتی بلعیده شده است. حاکم که باید نمادِ مطلقِ قدرت باشد، نه قربانی شده است و نه قدرت دارد؛ او زندانیِ همان دستگاهی است که ادعایِ محافظتش را دارد.

100%

غلامعلی حداد عادل که در تلویزیون اعتراف کرد از پیش از جنگ، دامادِ خود را ندیده است، تَرَکی عمیق بر شبکه اطلاعاتی و نمادینِ نظام است. وقتی نزدیکان او، خود در بی‌خبری مطلق‌اند و او قادر نیست که در مهمترین مراسم سیاسی کشور شرکت کند، این وضعیت را پیش خواهد کشید که عدم حضور رهبر در حالی که مخاطبان او نیاز دارند که بازی را باور کند تا کجا می‌توانند وفادار بمانند؟

اگرچه برخی از طرفدارانش می‌گویند که در دل چنین شرایط امنیتی هزاران روز نیز بدون او می‌توانند صبر کنند اما واقعیت آن است که در این وضعیت تردید آمیز که حتی او جرئت حضور در مراسم پدرش را نیز نداشته باشد، چگونه می‌تواند اختلاف‌های بسیار داخلی را مدیریت کند؟ بهانه امنیتی تا کی می‌تواند این بنای لرزان سیاسی را بدون رهبری که امنیت خود را بر دیگران ترجیح می‌دهد پایدار نگه دارد؟

لرزش پایه‌های قدرت
آیا نظامی که مشروعیتش را از آسمان می‌گیرد، می‌تواند بدون تکیه بر زمین، یعنی بر مردمی که باید به آن باور داشته باشند، نه صرفا از آن بترسند، سرپا بماند؟ نظریه‌ «دو جسمِ پادشاه» می‌گوید پادشاه تا زمانی موثر است که هر دو جسم دیده شوند؛ جسمی که از انظارِ عمومی پنهان است، دیگر «جسمِ سیاسیِ جاودان» نیست، بلکه صرفاً شایعه‌ای است پشتِ دیوارهایِ امنیتی.

جمهوری اسلامی درگیر یک وضعیت متناقض است، از یک سو ولایتِ فقیه برای بقا و اثرگذاری، به دیده‌شدن نیاز دارد، از سوی دیگر برای امنیت، به پنهان‌ماندن و استتار. جمهوری اسلامی شاید بتواند تابوتِ پدر را به خاک بسپارد، اما نمی‌تواند این تناقض را دفن کند. هر روز که رهبرِ جدید از دیده‌ها پنهان بماند، این تناقض حل نمی‌شود، بلکه به میراثِ رهبریِ او تبدیل می‌شود؛ میراثی که پایه، مشروعیت و اسطوره‌ قدرت را نه از بیرون، که از درون می‌خورد. این مراسم تشییع، بیش از آنکه تدفینِ یک رهبر باشد، آغازِ دورانی است که در آن، دیگر هیچ «اسطوره‌ای» قادر نیست شکافِ میانِ ادعایِ اقتدار و واقعیتِ لرزانِ قدرت را پر کند.

چرا عبدالحکیم حقانی تحت تعقیب دادگاه لاهه است

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۲:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

چرا دادگاه بین‌المللی کیفری از میان ده‌ها عضو ارشد رهبری طالبان که در اعمال محدودیت‌های سازمان‌یافته علیه شهروندان، به‌ویژه زنان و دختران افغانستان، نقش داشته‌اند، تنها حکم عبدالحکیم حقانی را در کنار رهبر طالبان صادر کرد؟

عبدالحکیم حقانی به‌عنوان رئیس دادگاه عالی طالبان در رأس نهادی است که فرمان‌های رهبر طالبان را به احکام لازم‌الاجرا در سراسر افغانستان تبدیل می‌کند.

فرمان‌های ملا هبت‌الله که حقوق شهروندان افغانستان را هدف قرار می‌دهد، از طریق دستگاه قضایی تحت رهبری عبدالحکیم حقانی تفسیر، صورت‌بندی و در قالب احکام قضایی در سراسر کشور به اجرا گذاشته می‌شوند.

فواد پویا، پژوهشگر حقوق بین‌الملل، به افغانستان اینترنشنال گفت عبدالحکیم حقانی نقشی محوری در مشروعیت‌بخشی حقوقی و قضایی به فرمان‌های هبت‌الله آخندزاده دارد. به گفته آقای پویا، او از طریق ساختار قضایی طالبان، این فرمان‌ها را به قواعد و سیاست‌های قابل اجرا تبدیل می‌کند و در اجرای نظام‌مند آن‌ها نقش اساسی ایفا می‌کند.

نسخه کامل مقاله را در زیر بخوانید.

ملا برادر خواهان افزایش کمک‌های توسعه‌ای سازمان ملل شد

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۱:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی اداره طالبان، در دیدار با کمیشنر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، خواستار افزایش کمک‌های توسعه‌ای این سازمان برای رسیدگی به مهاجران و بی‌جاشدگان داخلی شد.

دفتر معاونت اقتصادی ریاست‌وزرای طالبان روز چهارشنبه در خبرنامه‌ای اعلام کرد که آقای برادر در دفتر کار خود با برهم صالح دیدار و گفت‌وگو کرده است.

دو طرف در این دیدار درباره وضعیت پناهجویان افغان، چگونگی ارائه کمک‌های بشردوستانه و توسعه‌ای به بازگشت‌کنندگان و نیز چشم‌انداز همکاری‌های آینده تبادل نظر کردند.

ملا برادر با قدردانی از کمک‌های پیشین نهادهای بین‌المللی تأکید کرد که تمرکز سازمان ملل باید به سمت اجرای پروژه‌های توسعه‌ای، از جمله ساخت سرپناه، مکاتب، شبکه‌های برق، تأمین آب آشامیدنی سالم و ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، سوق داده شود.

در مقابل، برهم صالح نیز از اقدامات توسعه‌ای انجام‌شده تمجید کرد و برای جلب کمک‌های بیشتر جامعه جهانی ابراز آمادگی کرد.

  • مقامات سازمان ملل در سفر به مزار شریف با بازگشت‌کنندگان و زنان دیدار کردند

    مقامات سازمان ملل در سفر به مزار شریف با بازگشت‌کنندگان و زنان دیدار کردند

این دیدار در جریان سفر دوره‌ای مقامات ارشد سازمان ملل به افغانستان انجام شده است. برهم صالح روز یکشنبه، همراه با رئیس برنامه توسعه‌ سازمان ملل متحد، وارد افغانستان شد.

این هیئت بلندپایه به ولایت بلخ و ننگرهار رفت تا وضعیت را از نزدیک ارزیابی کند. مقامات سازمان ملل همچنین در کابل با وزیران خارجه و معاون اداری اداره طالبان نیز دیدارهای جداگانه‌ای داشته‌اند تا راه‌های مدیریت بحران کنونی را بررسی کنند.

سفر این مقامات در شرایطی انجام می‌شود که افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی جهان روبه‌رو است؛ بحرانی که با موج گسترده و بی‌سابقه بازگشت پناهجویان، بیش از پیش پیچیده شده است.

دو مقام ارشد سازمان ملل متحد از کشورهای غربی خواستند برای جلوگیری از بازگشت بی‌ثباتی، تعامل سازنده با افغانستان را ادامه دهند. آنان به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که تعامل، حمایت و تشویق سیاست‌های درست می‌تواند به حفظ امنیت و ثبات در افغانستان کمک کند.

در شش ماه ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان به دلیل کمبود بودجه تعطیل شده‌اند

۱۷ سرطان ۱۴۰۵، ۱۱:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

حنان بلخی، مدیر منطقه‌ای سازمان بهداشت جهانی می‌گوید از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون، حدود ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان به دلیل کمبود بودجه تعطیل یا فعالیت‌شان تعلیق شده است. او هشدار داد که ادامه این وضعیت، دسترسی میلیون‌ها نفر به خدمات درمانی و واکسیناسیون را با خطر مواجه کرده است.

این مقام سازمان ملل روز چهارشنبه، ۱۷ سرطان در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که در چهارمین روز سفر خود به افغانستان به ولایت قندهار رفته و با پزشکان، پرستاران و کارکنان صحی در شفاخانه میرویس دیدار کرده است.

100%

حنان بلخی تاکید کرده است که بیش از ۲۲ میلیون نفر در این کشور به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و بیش از ۱۴ میلیون به خدمات صحی محتاج هستند.

مدیر منطقه‌ای سازمان بهداشت جهانی با اشاره به دشوار شدن دسترسی مادران و بیماران به خدمات صحی ایمن، تاکید کرد که کمبود بودجه توان کارکنان صحی برای واکسیناسیون کودکان را کاهش داده است.

طرح پاسخ‌گویی خوشه سلامت برای سال ۲۰۲۶ با کمبود بودجه مواجه است و به گفته مقام‌های سازمان ملل تا پایان ماه جون ۲۰۲۶، تنها ۱۷ درصد از بودجه مورد نیاز تأمین شده است.

مدیر منطقه‌ای سازمان بهداشت جهانی تاکید کرده است که ادامه سرمایه‌گذاری جامعه جهانی برای تداوم خدمات صحی، حفظ دستاوردها و رساندن خدمات درمانی به نیازمندترین افراد، ضروری است.

کاهش کمک‌های بین‌المللی، نظام صحی افغانستان را با کمبود شدید بودجه روبه‌رو کرده و همزمان، محدودیت‌های طالبان علیه کارکنان زن بخش صحت و ممنوعیت آموزش پزشکی برای زنان، دسترسی زنان و کودکان به خدمات درمانی را بیش از پیش دشوار ساخته است.

  • شبکه تحلیلگران: محدودیت‌های طالبان دسترسی زنان به خدمات بهداشتی را تقریبا ناممکن کرده است

    شبکه تحلیلگران: محدودیت‌های طالبان دسترسی زنان به خدمات بهداشتی را تقریبا ناممکن کرده است