طالبان بیانیه نشست اسلامآباد را رد کرد؛ فرمایش غربی را نمیپذیریم
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در واکنش به بیانیه پایانی نشست وزیران زن سازمان همکاری اسلامی گفت اداره این گروه «فرمایش» سازمانهایی را که به گفته او تحت تأثیر ارزشهای غربی قرار دارند، نمیپذیرد.
مجاهد در گفتوگو با تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان گفت: «حقوق زنان در افغانستان تأمین است. این سازمان نام اسلامی را با خود دارد و باید بداند تمام حقوقی که در شریعت برای زنان پیشبینی شده، به آنان داده شده است.»
او افزود طالبان حقوقی را که به گفته او «برآمده از فرهنگ غرب» باشد و «مشکل شرعی» داشته باشد، برای زنان قابل پذیرش نمیداند.
سخنگوی طالبان همچنین گفت اعضای این گروه را عالمان دینی تشکیل میدهند و آنان «بهتر از دیگران» از حقوق اسلامی زنان آگاهی دارند.
این اظهارات پس از آن مطرح شد که سازمان همکاری اسلامی در بیانیه پایانی نهمین کنفرانس وزیران زن، ممنوعیت آموزش دختران و اشتغال زنان در افغانستان را مغایر با ارزشهای اسلامی دانست.
این کنفرانس با شعار «توانمندسازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان» روزهای ۲۰ و ۲۱ سرطان در اسلامآباد برگزار شد.
شرکتکنندگان با استناد به منشور سازمان همکاری اسلامی، برنامه اقدام این سازمان برای پیشرفت زنان و دیگر اسناد مرتبط، بر تضمین حقوق زنان و گسترش مشارکت آنان در همه عرصههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید کردند.
در بیانیه پایانی آمده است که آموزهها و ارزشهای اسلام از کرامت، حقوق، مشارکت و پیشرفت زنان و دختران حمایت میکند و نقش آنان را در خانواده و جامعه به رسمیت میشناسد.
وزیران و روسای هیئتهای شرکتکننده با ابراز «نگرانی عمیق» اعلام کردند: «ادامه محدودیتها بر آموزش دختران و اشتغال زنان در افغانستان با ارزشهای اسلامی که پاسدار کرامت، حقوق و پیشرفت زنان و دختران است، ناسازگار است.»
در این بیانیه همچنین تأکید شده است که زنان نزدیک به نیمی از جمعیت کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی را تشکیل میدهند و مشارکت کامل و موثر آنان برای توسعه پایدار، رشد اقتصادی، انسجام اجتماعی و صلح ضروری است.
افغانستان تنها کشور در میان اعضای سازمان همکاری اسلامی است که زنان و دختران از حق آموزش و کار محروم هستند. کشورهای اسلامی بارها از طالبان خواستهاند ممنوعیت آموزش و کار زنان را لغو کند، اما طالبان این درخواستها را «مغایر شریعت» میداند.
ذکیه محقق، دختر محمد محقق از رهبران سیاسی میگوید که با گذشت نزدیک به پنج سال از حاکمیت طالبان، وضعیت حقوق زنان در افغانستان پیوسته وخیمتر شده و کشورهای اسلامی باید بهجای سکوت، اقدامات عملی و راهحلهای مشخص ارائه کنند.
او در مصاحبه با افغانستان اینترنشنال افزود که این کشورها تاکنون اقدام موثری انجام ندادهاند و طالبان نیز از مواضع خود عقبنشینی نکرده است.
دختر رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، روز سهشنبه ۲۳ سرطان، درباره نشست زنان سازمان همکاری اسلامی در اسلامآباد توضیح داد.
ذکیه محقق تاکید کرد که اقدامات طالبان در قبال زنان، اقلیتها، اقوام و مذاهب هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد و این گروه از نام اسلام سوءاستفاده میکند. او همچنین بر تشکیل یک حکومت مردمسالار در افغانستان تاکید کرد.
او با اشاره به محرومیت پنجساله زنان افغان از تمامی حقوقشان افزود که بزرگترین قربانی شرایط کنونی در افغانستان زنان هستند و جبران این آسیبها برای جامعه طی سالهای آینده ممکن نخواهد بود.
خانم محقق به پیامدهای ادامه سیاستهای طالبان اشاره کرد و گفت که در افغانستان سیستمی وجود ندارد که از زنان به عنوان انسان صاحب کرامت حفاظت کند. به باور او با تداوم این وضعیت، جامعه با سقوط به پایینترین سطح ممکن مواجه خواهد شد.
ذکیه محقق با اشاره به برگزاری نشست زنان کشورهای اسلامی تاکید کرد که زنان افغان باید در این نشست حضور میداشتند تا گامهایی در جهت ارتباط با این کشورها و بلند کردن صدای دختران افغان بردارند.
دختر محمد محقق با بیان اینکه در حال حاضر هیچ کشوری حاضر به اقدام عملی نیست، خواستار آن شد که در آینده نزدیک اجماع بزرگتری شکل گیرد و کشورهای اسلامی، غربی و معتقد به حقوق بشر به کمک مردم افغانستان بشتابند.
سازمان همکاری اسلامی متشکل از ۵۷ کشور مسلمان در تازهترین نشست خود، محدودیتهای طالبان بر آموزش و اشتغال زنان را مغایر با فرهنگ اسلامی دانسته و هشدار داده که این رویکرد به چهره اسلام آسیب میزند.
عبدالحکیم همت آخندزاده، رئیس مطبوعات وزارت داخله طالبان در نشستی در پکتیا گفت که پاکستان آبادی، صلح و امنیت را در افغانستان نمیخواهد. او اظهار داشت که «دشمن منحوس» در همسایگی ما، افغانستانِ متحد، آباد و عاری از جنگ را برنمیتابد.
او در این نشست بدون نام بردن از پاکستان، گفت: «در کنار ما دشمن منحوسی قرار دارد که در نزدیکی پکتیا است.»
این مقام طالبان خطاب به حاضران گفت: «اگر از شما بپرسم که دشمنی این مردم و کشور با ما چیست؟ ما دشمنی دینی نداریم، دشمنی بر سر سرزمین و ملت نداریم، دشمنی زبانی هم نداریم؛ آنها فقط یک افغانستان متحد، آباد، روی پای خود ایستاده، عاری از جنگ و در صلح را تحمل کرده نمیتوانند.»
او بر آگاهی عامه و تنویر افکار عمومی در برابر این کشور تاکید ورزید.
این اظهارات در حالی ابراز میشود که پاکستان نیز طالبان را متهم میکند که در همدستی با هند، به ناامنی و بحران در این کشور دامن میزند. اسلامآباد همچنین طالبان را متهم به حمایت و پشتیبانی از تحریک طالبان پاکستانی و جداییطلبان بلوچ میکند.
مقامات پاکستانی میگویند که با برگشت طالبان به قدرت، سطح حملات و ناامنی در این کشور چند برابر افزایش یافته است. در حال حاضر روابط دو طرف به شدت بحرانی است، مذاکرات بینتیجه بوده و چشمانداز روابط تیره است.
همسر «سابق» شاپور حسنزوی، نماینده پیشین پارلمان افغانستان که او را به خشونت خانگی متهم میکند، اسناد پزشکی و عکسهایی از جراحات خود را به افغانستان اینترنشنال ارائه کرد. اما آقای حسنزوی این اتهام را رد میکند و میگوید همسر و دو فرزند او «با توطئه طالبان ربوده شدهاند.»
درباره سرنوشت این خانواده دو روایت کاملاً متفاوت وجود دارد: یکی روایت زنی که میگوید از خشونت خانگی به خانه پدرش پناه برده است و دیگری ادعای مردی که میگوید همسر و فرزندانش «ربوده» شدهاند و نهادهای طالبان در این «اختطاف» دست دارند.
بررسی مجموعهای از اسناد پزشکی، تصاویر جراحات، اسناد اقامت و گفتوگو با افراد مرتبط با این پرونده، نشان میدهد که این اختلاف خانوادگی اکنون به یک پرونده جنجالی با ابعاد سیاسی تبدیل شده است.
تصاویر جراحات و ادعای خشونت خانگی
اسناد پزشکی و تصاویری که افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، نشان میدهد که همسر سابق شاپور حسنزوی دچار جراحات جدی شده است.
در این تصاویر، آثار کبودی در بخشهایی از بدن او، از جمله رانها، شکم و ناحیه کتف دیده میشود. همچنین تصاویر رادیولوژی (اکسری) که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، شکستگی استخوان ترقوه راست او را نشان میدهد.
شکستگی استخوان ترقوه راست
این زن که نخواست نام کاملش منتشر شود، میگوید پس از تحمل خشونت شدید خانگی، کابل را ترک کرده و به خانه پدرش در تهران پناه برده است.
او میگوید اکنون حدود هشت ماه است که در تهران زندگی میکند و تحت درمان در بیمارستان پارسا قرار دارد.
واکنش وزارت داخله طالبان
رحیمالله بریال، معاون روابط عامه این وزارت، در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که شاپور حسنزوی چهار همسر دارد و یکی از همسرانش از او شکایت کرده است.
به گفته این مقام طالبان، شکایت مطرحشده درباره «رفتار بسیار ظالمانه» آقای حسنزوی با همسرش بوده است. او ادعا کرده که آقای حسنزوی همسرش را از طبقه سوم ساختمان پایین انداخته و او پس از برخورد با سقف یک موتر، توسط همسایهها به شفاخانه منتقل شده است.
سند منتشر شده از سوی وزارت امور داخله طالبان
معاون روابط عامه وزارت داخله طالبان میگوید که همسایههای محل شاهد این رویداد بودهاند.
بر اساس روایت وزارت داخله طالبان، آقای حسنزوی پس از این حادثه به پاکستان رفت و پس از بازگشت به افغانستان، چهار ماه بعد بازداشت و به دادگاه معرفی شد.
این وزارت همچنین گفته است که همسر آقای حسنزوی در همین مدت، «با رضایت و تصمیم شخصی خود» همراه با فرزندان و برادرش از کشور خارج شده و اعلام کرده که دیگر حاضر به ادامه زندگی با او نیست.
ادعای «آدمربایی»
شاپور حسنزوی روایت وزارت امور داخله طالبان را رد میکند.
او در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال، ادعاهای خشونت خانگی را «بیاساس» خوانده و گفته است که دادگاه طالبان پس از بررسی پرونده، او را تبرئه کرده است.
آقای حسنزوی میگوید حدود یکونیم ماه در زندان طالبان بوده و سپس آزاد شده است.
او مدعی است که مدارکی در اختیار دارد که حکم برائت او را نشان میدهد. او تا زمان تهیه این گزارش این اسناد را ارائه نکرده است.
شاپور حسنزوی میگوید همسر و فرزندانش ربوده شدهاند و خروج آنان از افغانستان «بدون اجازه» او انجام شده است.
به گفته او، پاسپورتهای اعضای خانوادهاش در اختیار خودش بوده، اما برای آنان اسناد سفر جدید صادر شده تا بتوانند کشور را ترک کنند.
او وزارت داخله طالبان را متهم میکند که در این ماجرا همکاری کرده و میگوید این پرونده برای بدنام کردن چهرههای حکومت پیشین افغانستان ساخته شده است.
خانواده زن چه میگویند؟
افغانستان اینترنشنال پس از تماس تصویری با همسر سابق آقای حسنزوی و دو دختر خردسال او، توانست حضور آنان را در خانه پدر کلانشان در تهران تأیید کند.
پدر این زن که نخواست نامش منتشر شود، میگوید دختر او با رضایت کامل به ایران آمده است.
او اسناد رسمی اقامت دو کودک را نیز ارائه کرد که نشان میدهد هر دو در تهران اقامت قانونی دارند.
پدرکلان کودکان میگوید برای دریافت مدارک اقامت هر یک از آنها حدود ۱۵۰۰ دالر هزینه کرده است.
او میگوید اگر داماد سابقش خواهان نگهداری از فرزندان خود است، میتواند برای دیدن آنان به تهران سفر کند، اما دخترش به دلیل آنچه «خشونتهای شدید» میخواند، حاضر نیست به کابل بازگردد.
پرونده خانوادگی که سیاسی شده است
اسناد بررسیشده نشان میدهد که خانواده همسر شاپور حسنزوی در دوم سرطان ۱۴۰۴ شکایتی علیه او در حوزه سوم امنیتی طالبان ثبت کرده است.
اما مشخص نیست که روند کامل رسیدگی قضایی این پرونده چگونه پیش رفته و آیا دادگاه طالبان درباره همه ادعاهای مطرحشده حکم نهایی صادر کرده است یا نه.
این پرونده در شرایطی شکل گرفته که آقای حسنزوی یکی از چهرههای سیاسی دوره جمهوری افغانستان بود.
او نماینده مردم ولایت لوگر در مجلس نمایندگان افغانستان بود. پس از سقوط حکومت جمهوری در سال ۱۴۰۰، او افغانستان را ترک کرد، اما بعدتر از طریق کمیسیون تماس طالبان با شخصیتهای افغان، به کشورش بازگشت.
آقای حسنزوی پیشتر گفته بود که به وعدههای طالبان برای بازگشت اعتماد کرده، اما بعدها از تصمیم خود ابراز پشیمانی کرده و گفته بود که طالبان به تعهدات خود عمل نکردهاند.
پرسشهای بیپاسخ
در حال حاضر دو روایت متضاد درباره این پرونده وجود دارد:
از یک سو، اسناد پزشکی و اظهارات همسر سابق شاپور حسنزوی و خانواده او، روایت خشونت خانگی و پناهبردن به ایران را برجسته میکند.
از سوی دیگر، آقای حسنزوی ادعا میکند که قربانی یک توطئه سیاسی و ربایش خانوادگی شده است.
روشن است که همسر و فرزندان این نماینده پیشین پارلمان افغانستان اکنون در تهران اند. همسر سابق او میگوید که قبلا در جریان خشونت خانگی، آقای حسنزوی او را «طلاق» داده است و بنابراین این ازدواج پایان یافته است.
این زن در تهران از حمایت پدر خود برخوردار است، اما سوال مهم دیگر این است که دیگر زنان قربانی خشونت خانگی در افغانستان -که محیط خانوادگی برای شان ناامن است- به کجا منتقل میشوند.
پیش از اسد ۱۴۰۰ زنان قربانی خشونت خانگی به خانههای امن تحت مدیریت وزارت امور زنان منتقل میشدند. طالبان پس از تسلط بر کابل حدود پنج سال قبل وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را لغو کرد.
نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) در گزارشی در ماه قوس ۱۴۰۲ نوشته بود قضات طالبان زنان قربانی خشونت را «برای حفاظت» آنها به زندانهای زنانه فرستادهاند. افغانستان اینترنشنال از سخنگوی طالبان پرسید زمانی که ادارات دولتی این گروه تشخیص میدهد که محیط خانواده برای یک زن ناامن است، او را به کجا منتقل میکند اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
خشونت خانگی یکی از گستردهترین اشکال خشونت علیه زنان در افغانستان است؛ اما به دلیل ترس از پیامدهای اجتماعی، وابستگی اقتصادی، فشارهای خانوادگی و ضعف دسترسی به نظام حمایتی و قضایی، بخش بزرگی از این موارد هرگز گزارش نمیشود. به همین دلیل، آمارهای موجود احتمالاً تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
باشندگان ولسوالی جغتوی ولایت غزنی یک مکتب را با هزینه شخصی اعمار و به بهرهبرداری سپردند.
این مکتب هشت صنف درسی و چهار اتاق اداری دارد و با هزینه بیش از هفت میلیون افغانی ساخته شده است.
تلویزیون ملی افغانستان تحت کنترول طالبان روز سهشنبه، ۲۳ سرطان گزارش داد که این مکتب در روستای شاکی ولسوالی جغتو ساخته شده است.
این مکتب با حضور باشندگان محل، مسئولان محلی معارف طالبان و دانشآموزان گشایش یافت.
رحمتالله احمدی، رئیس یک بنیاد خیریه گفت که این لیسه با هزینه باشندگان محل و شهروندان افغانستان مقیم خارج از کشور ساخته شده است.
هزینه ساخت این مکتب هفتونیم میلیون افغانی اعلام شده و گفته میشود بیش از ۴۰۰ دانشآموز از آن بهرهمند خواهند شد. دانشآموزان این مکتب که پیش از این در فضای باز درس میخواندند، از ساخت این مکتب ابراز خرسندی کردند.
پیش از این نیز باشندگان ولسوالیهای راغستان بدخشان، نجراب کاپیسا، اشترلی دایکندی و شماری دیگر از مناطق افغانستان ساختمان چندین مکتب و درمانگاه را با هزینه شخصی اعمار کردهاند.
شهروندان افغانستان با ساخت مکاتب با هزینه شخصی، علاقه خود به آموزش و تحصیل فرزندانشان را نشان دادهاند.
طالبان اما پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، دروازههای مکاتب را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته و بر ایجاد و گسترش مدارس دینی تمرکز داشته است.
غیبت مقامهای ارشد طالبان در مراسم تشییع جنازه امیر پیشین قطر، توجه ناظران سیاسی را به روابط پر فراز و نشیب کابل و دوحه جلب کرده است.
این درحالی است که اخیرا هیئت بلندپایه طالبان به مراسم تشییع جنازه رهبر پیشین جمهوری اسلامی به تهران رفت.
قطر در دو دهه گذشته یکی از مهمترین بازیگران در پرونده افغانستان به ویژه در رابطه به موضوع گفتوگوهای صلح با طالبان بوده است. دوحه با میزبانی از دفتر سیاسی طالبان، زمینه گفتوگوهای این گروه با ایالات متحده را فراهم و پس از آن چند دور مذاکرات بینالافغانی میان حکومت پیشین و طالبان را تسهیل کرد.
دوحه پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به عنوان یکی از معدود کانالهای ارتباطی میان کابل و جامعه جهانی باقی ماند؛ نقشی که ناظران آن را در بازگشت مجدد طالبان به قدرت بسیار پررنگ و حیاتی ارزیابی میکنند.
با این حال، در مراسم تشییع شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر پیشین قطر، هیچ مقام ارشد اداره طالبان از کابل به دوحه نرفت. تنها سهیل شاهین، سفیر طالبان در دوحه در این مراسم شرکت کرد که به باور آگاهان نشاندهنده سطح پایین روابط است.
این غیبت در حالی رخ داد که در سالهای گذشته، مقامهایی همچون ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، امیرخان متقی، وزیر خارجه، ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع و دیگر چهرههای کلیدی طالبان بارها با هواپیماهای اختصاصی قطری به دوحه سفر کرده بودند.
مقایسه رفتار طالبان در قبال قطر و ایران
غیبت طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین قطر زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که با رفتار دیپلوماتیک این گروه در قبال همسایه غربیشان، ایران، مقایسه شد. در سالهای اخیر، طالبان برای مراسمهای رسمی و مذهبی در ایران، از جمله مراسم تشییع ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین، و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هیئتهای بلندپایهای را به تهران اعزام کردند. حضور مستقیم ملا برادر و امیرخان متقی در این مراسمها، نشاندهنده تلاش کابل برای نمایش روابط نزدیک با تهران بود. اما در مورد قطر، کشوری که سالها به عنوان جدیترین حامی و شریک دیپلوماتیک طالبان شناخته میشد، چنین سطحی از توجه و حضور دیپلوماتیک مشاهده نشد.
ملا برادر در راس هیئت عالیرتبه طالبان در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای شرکت کرد.
کرزی و عبدالله جای طالبان را پر کردند؟
در غیاب مقامهای ارشد طالبان، چهرههای سیاسی پیشین افغانستان تلاش کردند خلاء دیپلوماتیک موجود را پر کرده و حضور خود را در مناسبات با قطر برجسته کنند. حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، به سفارت قطر در کابل رفت و کتاب یادبود امیر پیشین قطر را امضا کرد. پیشتر، کرزی در مصاحبهای با شبکه الجزیره قطر، از نقش تاریخی دوحه در روند صلح افغانستان و تلاشهای این کشور برای تسهیل گفتوگوهای بینالافغانی قدردانی کرد. به باور ناظران، اگر زمینههای سفر برای آقای کرزی فراهم بود، احتمال میرفت که او شخصاً در مراسم تشییع جنازه شرکت کند؛ اما طالبان در سالهای گذشته همواره مانع سفرهای خارجی وی شدهاند که ممانعت از سفر او برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای در تهران نمونهای از این محدودیتهاست.
حامد کرزی در سفارت قطر در کابل
همزمان، عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه حکومت پیشین، با حضور در سفارت قطر در کابل، دفتر یادبود را امضا و با خانواده سلطنتی و مردم قطر ابراز همدردی کرد.
عبدالله عبدالله در حال امضای دفتر یادبود در سفارت قطر در کابل
حضور پررنگ پاکستان و رهبران منطقه در دوحه
در مقابل، پاکستان با اعزام یک هیئت بلندپایه به ریاست شهباز شریف، نخستوزیر، و با همراهی نواز شریف، نخستوزیر پیشین این کشور، سطح بالای روابط استراتژیک خود با قطر را به نمایش گذاشت.
حضور مقامهای ارشد پاکستان در این مراسم، نشاندهنده اهمیت روزافزون روابط اسلامآباد و دوحه در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه است. رسانههای دولتی و بینالمللی همچون قطر تریبون تایید کردند که علاوه بر رهبران پاکستان، مقامات ارشد و سران برجستهای از جمله قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، شیخ سیف بن زاید، معاون نخستوزیر و وزیر کشور امارات متحده عربی، شیخ صباح خالد الصباح، ولیعهد کویت، شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد و نخستوزیر بحرین، احمد شرع، رئیس سوریه، نواف سلام، نخستوزیر لبنان و پل کاگامه، رئیسجمهور رواندا و نخستوزیر ایتالیا به همراه دهها مقام خارجی و هیئت بلندپایه دیگر در قصر لوسیل دوحه حضور یافتند و به امیر قطر ادای احترام کردند.
رهبران پاکستان برای شرکت در مراسم تشییع جنازه امیر سابق قطر به دوحه رفتند.
چرخش تدریجی طالبان از دوحه به ابوظبی؟
برخی تحلیلگران معتقدند سردی روابط میان طالبان و قطر را باید در چارچوب چرخش و تغییر اولویتها در سیاست خارجی این گروه بررسی کرد. طالبان در سالهای اخیر روابط خود را با امارات متحده عربی به شکل چشمگیری گسترش داده است. ابوظبی پس از بازگشت طالبان به قدرت، کانالهای ارتباطی بسیار فعالی را با کابل ایجاد کرد و تعاملات اقتصادی و دیپلوماتیک گستردهتری نشان داد. به باور کارشناسان، هر اندازه کابل به ابوظبی نزدیکتر شده، فاصله آن از دوحه افزایش یافته است.
امارات برخلاف قطر که بیشتر نقش میانجی سیاسی میان طالبان و غرب را بازی میکرد، تلاش دارد خود را به عنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی واقعبین برای طالبان تعریف کند. ابوظبی حتی برای جلب رضایت طالبان، محدودیتهای سختی بر فعالیت سیاسی مخالفان این گروه اعمال کرد؛ تا جایی که اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، مجبور به ترک امارات شد. غنی پس از خروج از ابوظبی اعلام کرد که در امارات اجازه هیچگونه سخن گفتن یا فعالیت آزادیخواهانه سیاسی را نداشته است.
وزیر دفاع طالبان با رئیس امارات متحده عربی
دلایل احتمالی سردی روابط کابل و دوحه
پیش از این نیز گزارشهای متعددی درباره نارضایتی دوحه از سیاستهای سختگیرانه طالبان منتشر شده بود. اختلافنظر عمیق درباره موضوعات داخلی افغانستان، بهویژه ممنوعیت آموزش دختران و محدودیتهای فزاینده اجتماعی، از عوامل اصلی ایجاد فاصله میان دو طرف به شمار میرود.
قطر بارها از طالبان خواسته بود تا برای کسب مشروعیت بینالمللی، در زمینه حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر انعطاف نشان دهد؛ خواستههایی که همواره با مقاومت شدید قندهار و حلقه نزدیک به هبتالله آخندزاده مواجه شده است.
شایان ذکر است که نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، تنها مقام خارجی بلندپایهای بود که برای گفتوگوی مستقیم در این زمینهها با هبتالله آخندزاده به قندهار سفر کرد، اما این تلاشها نتیجه ملموسی در پی نداشت.
از سوی دیگر، پاسخ منفی طالبان به مطالبات منطقهای و بینالمللی در خصوص مهار شبهنظامیان خارجی، موضع قطر را به عنوان حامی و واسطه دیپلوماتیک این گروه در سطح جهانی زیر سوال برده است. همزمان، تنوعبخشی طالبان به روابط خود با کشورهایی چون ایران، چین، روسیه و امارات، نیاز انحصاری کابل به دوحه را به عنوان تنها پنجره ارتباطی با جهان به شدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، دوحه در گذشته میزبان مذاکرات میان طالبان و پاکستان نیز بوده است. به نظر میرسد بخشی از نارضایتی و سردی روابط طالبان با قطر، به نحوه برخورد و مدیریت این کشور در روند مذاکرات دوحه میان کابل و اسلامآباد بازمیگردد.
پیام سیاسی غیبت طالبان
با توجه به تاریخچه طولانی روابط طالبان و قطر، غیبت رهبران ارشد طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین این کشور، یک چرخش معنادار دیپلوماتیک تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد طالبان در حال عبور از دوره تکیه بر «محور دوحه» هستند و تلاش میکنند شبکه تعاملات منطقهای خود را بدون پذیرش هنجارها و فشارهای سیاسی قطر توسعه دهند.
با این حال، به حاشیه راندن قطر میتواند در بلندمدت هزینههای سیاسی سنگینی برای طالبان داشته باشد؛ چرا که دوحه همچنان قویترین و معتبرترین میانجی دیپلوماتیک در ساختار تعاملات میان کابل، کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی به شمار میرود.
دعوت یا عدم دعوت دوحه از رهبران طالبان برای این مراسم هنوز روشن نیست؛ با این حال، غیبت طالبان در هر دو سناریو، از سردی آشکار در مناسبات دوجانبه حکایت دارد.