باشندگان غزنی با هزینه شخصی یک مکتب ساختند

باشندگان ولسوالی جغتوی ولایت غزنی یک مکتب را با هزینه شخصی اعمار و به بهرهبرداری سپردند. این مکتب هشت صنف درسی و چهار اتاق اداری دارد و با هزینه بیش از هفت میلیون افغانی ساخته شده است.

باشندگان ولسوالی جغتوی ولایت غزنی یک مکتب را با هزینه شخصی اعمار و به بهرهبرداری سپردند. این مکتب هشت صنف درسی و چهار اتاق اداری دارد و با هزینه بیش از هفت میلیون افغانی ساخته شده است.
تلویزیون ملی افغانستان تحت کنترول طالبان روز سهشنبه، ۲۳ سرطان گزارش داد که این مکتب در روستای شاکی ولسوالی جغتو ساخته شده است.
این مکتب با حضور باشندگان محل، مسئولان محلی معارف طالبان و دانشآموزان گشایش یافت.
رحمتالله احمدی، رئیس یک بنیاد خیریه گفت که این لیسه با هزینه باشندگان محل و شهروندان افغانستان مقیم خارج از کشور ساخته شده است.
هزینه ساخت این مکتب هفتونیم میلیون افغانی اعلام شده و گفته میشود بیش از ۴۰۰ دانشآموز از آن بهرهمند خواهند شد. دانشآموزان این مکتب که پیش از این در فضای باز درس میخواندند، از ساخت این مکتب ابراز خرسندی کردند.
پیش از این نیز باشندگان ولسوالیهای راغستان بدخشان، نجراب کاپیسا، اشترلی دایکندی و شماری دیگر از مناطق افغانستان ساختمان چندین مکتب و درمانگاه را با هزینه شخصی اعمار کردهاند.
شهروندان افغانستان با ساخت مکاتب با هزینه شخصی، علاقه خود به آموزش و تحصیل فرزندانشان را نشان دادهاند.
طالبان اما پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، دروازههای مکاتب را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته و بر ایجاد و گسترش مدارس دینی تمرکز داشته است.

غیبت مقامهای ارشد طالبان در مراسم تشییع جنازه امیر پیشین قطر، توجه ناظران سیاسی را به روابط پر فراز و نشیب کابل و دوحه جلب کرده است. این درحالی است که اخیرا هیئت بلندپایه طالبان به مراسم تشییع جنازه رهبر پیشین جمهوری اسلامی به تهران رفت.
قطر در دو دهه گذشته یکی از مهمترین بازیگران در پرونده افغانستان به ویژه در رابطه به موضوع گفتوگوهای صلح با طالبان بوده است. دوحه با میزبانی از دفتر سیاسی طالبان، زمینه گفتوگوهای این گروه با ایالات متحده را فراهم و پس از آن چند دور مذاکرات بینالافغانی میان حکومت پیشین و طالبان را تسهیل کرد.
دوحه پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به عنوان یکی از معدود کانالهای ارتباطی میان کابل و جامعه جهانی باقی ماند؛ نقشی که ناظران آن را در بازگشت مجدد طالبان به قدرت بسیار پررنگ و حیاتی ارزیابی میکنند.
با این حال، در مراسم تشییع شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر پیشین قطر، هیچ مقام ارشد اداره طالبان از کابل به دوحه نرفت. تنها سهیل شاهین، سفیر طالبان در دوحه در این مراسم شرکت کرد که به باور آگاهان نشاندهنده سطح پایین روابط است.
این غیبت در حالی رخ داد که در سالهای گذشته، مقامهایی همچون ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، امیرخان متقی، وزیر خارجه، ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع و دیگر چهرههای کلیدی طالبان بارها با هواپیماهای اختصاصی قطری به دوحه سفر کرده بودند.
مقایسه رفتار طالبان در قبال قطر و ایران
غیبت طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین قطر زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که با رفتار دیپلوماتیک این گروه در قبال همسایه غربیشان، ایران، مقایسه شد. در سالهای اخیر، طالبان برای مراسمهای رسمی و مذهبی در ایران، از جمله مراسم تشییع ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین، و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هیئتهای بلندپایهای را به تهران اعزام کردند. حضور مستقیم ملا برادر و امیرخان متقی در این مراسمها، نشاندهنده تلاش کابل برای نمایش روابط نزدیک با تهران بود. اما در مورد قطر، کشوری که سالها به عنوان جدیترین حامی و شریک دیپلوماتیک طالبان شناخته میشد، چنین سطحی از توجه و حضور دیپلوماتیک مشاهده نشد.
کرزی و عبدالله جای طالبان را پر کردند؟
در غیاب مقامهای ارشد طالبان، چهرههای سیاسی پیشین افغانستان تلاش کردند خلاء دیپلوماتیک موجود را پر کرده و حضور خود را در مناسبات با قطر برجسته کنند. حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، به سفارت قطر در کابل رفت و کتاب یادبود امیر پیشین قطر را امضا کرد. پیشتر، کرزی در مصاحبهای با شبکه الجزیره قطر، از نقش تاریخی دوحه در روند صلح افغانستان و تلاشهای این کشور برای تسهیل گفتوگوهای بینالافغانی قدردانی کرد. به باور ناظران، اگر زمینههای سفر برای آقای کرزی فراهم بود، احتمال میرفت که او شخصاً در مراسم تشییع جنازه شرکت کند؛ اما طالبان در سالهای گذشته همواره مانع سفرهای خارجی وی شدهاند که ممانعت از سفر او برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای در تهران نمونهای از این محدودیتهاست.
همزمان، عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه حکومت پیشین، با حضور در سفارت قطر در کابل، دفتر یادبود را امضا و با خانواده سلطنتی و مردم قطر ابراز همدردی کرد.
حضور پررنگ پاکستان و رهبران منطقه در دوحه
در مقابل، پاکستان با اعزام یک هیئت بلندپایه به ریاست شهباز شریف، نخستوزیر، و با همراهی نواز شریف، نخستوزیر پیشین این کشور، سطح بالای روابط استراتژیک خود با قطر را به نمایش گذاشت.
حضور مقامهای ارشد پاکستان در این مراسم، نشاندهنده اهمیت روزافزون روابط اسلامآباد و دوحه در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه است. رسانههای دولتی و بینالمللی همچون قطر تریبون تایید کردند که علاوه بر رهبران پاکستان، مقامات ارشد و سران برجستهای از جمله قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، شیخ سیف بن زاید، معاون نخستوزیر و وزیر کشور امارات متحده عربی، شیخ صباح خالد الصباح، ولیعهد کویت، شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد و نخستوزیر بحرین، احمد شرع، رئیس سوریه، نواف سلام، نخستوزیر لبنان و پل کاگامه، رئیسجمهور رواندا و نخستوزیر ایتالیا به همراه دهها مقام خارجی و هیئت بلندپایه دیگر در قصر لوسیل دوحه حضور یافتند و به امیر قطر ادای احترام کردند.
چرخش تدریجی طالبان از دوحه به ابوظبی؟
برخی تحلیلگران معتقدند سردی روابط میان طالبان و قطر را باید در چارچوب چرخش و تغییر اولویتها در سیاست خارجی این گروه بررسی کرد. طالبان در سالهای اخیر روابط خود را با امارات متحده عربی به شکل چشمگیری گسترش داده است. ابوظبی پس از بازگشت طالبان به قدرت، کانالهای ارتباطی بسیار فعالی را با کابل ایجاد کرد و تعاملات اقتصادی و دیپلوماتیک گستردهتری نشان داد. به باور کارشناسان، هر اندازه کابل به ابوظبی نزدیکتر شده، فاصله آن از دوحه افزایش یافته است.
امارات برخلاف قطر که بیشتر نقش میانجی سیاسی میان طالبان و غرب را بازی میکرد، تلاش دارد خود را به عنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی واقعبین برای طالبان تعریف کند. ابوظبی حتی برای جلب رضایت طالبان، محدودیتهای سختی بر فعالیت سیاسی مخالفان این گروه اعمال کرد؛ تا جایی که اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، مجبور به ترک امارات شد. غنی پس از خروج از ابوظبی اعلام کرد که در امارات اجازه هیچگونه سخن گفتن یا فعالیت آزادیخواهانه سیاسی را نداشته است.
دلایل احتمالی سردی روابط کابل و دوحه
پیش از این نیز گزارشهای متعددی درباره نارضایتی دوحه از سیاستهای سختگیرانه طالبان منتشر شده بود. اختلافنظر عمیق درباره موضوعات داخلی افغانستان، بهویژه ممنوعیت آموزش دختران و محدودیتهای فزاینده اجتماعی، از عوامل اصلی ایجاد فاصله میان دو طرف به شمار میرود.
قطر بارها از طالبان خواسته بود تا برای کسب مشروعیت بینالمللی، در زمینه حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر انعطاف نشان دهد؛ خواستههایی که همواره با مقاومت شدید قندهار و حلقه نزدیک به هبتالله آخندزاده مواجه شده است.
شایان ذکر است که نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، تنها مقام خارجی بلندپایهای بود که برای گفتوگوی مستقیم در این زمینهها با هبتالله آخندزاده به قندهار سفر کرد، اما این تلاشها نتیجه ملموسی در پی نداشت.
از سوی دیگر، پاسخ منفی طالبان به مطالبات منطقهای و بینالمللی در خصوص مهار شبهنظامیان خارجی، موضع قطر را به عنوان حامی و واسطه دیپلوماتیک این گروه در سطح جهانی زیر سوال برده است. همزمان، تنوعبخشی طالبان به روابط خود با کشورهایی چون ایران، چین، روسیه و امارات، نیاز انحصاری کابل به دوحه را به عنوان تنها پنجره ارتباطی با جهان به شدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، دوحه در گذشته میزبان مذاکرات میان طالبان و پاکستان نیز بوده است. به نظر میرسد بخشی از نارضایتی و سردی روابط طالبان با قطر، به نحوه برخورد و مدیریت این کشور در روند مذاکرات دوحه میان کابل و اسلامآباد بازمیگردد.
پیام سیاسی غیبت طالبان
با توجه به تاریخچه طولانی روابط طالبان و قطر، غیبت رهبران ارشد طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین این کشور، یک چرخش معنادار دیپلوماتیک تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد طالبان در حال عبور از دوره تکیه بر «محور دوحه» هستند و تلاش میکنند شبکه تعاملات منطقهای خود را بدون پذیرش هنجارها و فشارهای سیاسی قطر توسعه دهند.
با این حال، به حاشیه راندن قطر میتواند در بلندمدت هزینههای سیاسی سنگینی برای طالبان داشته باشد؛ چرا که دوحه همچنان قویترین و معتبرترین میانجی دیپلوماتیک در ساختار تعاملات میان کابل، کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی به شمار میرود.
دعوت یا عدم دعوت دوحه از رهبران طالبان برای این مراسم هنوز روشن نیست؛ با این حال، غیبت طالبان در هر دو سناریو، از سردی آشکار در مناسبات دوجانبه حکایت دارد.
در روزهای اخیر، اظهارات منتسب به عطاءالله عمری، وزیر زراعت طالبان، در نشستی در دهلی نو مبنی بر اینکه «دیانای هندیها و افغانها یکی است»، در شبکههای اجتماعی واکنشبرانگیز شده است.
در این نشست که روز جمعه در «اتاق بازرگانی و صنعت پیاچدی هند» برگزار شد، وزیر طالبان به زبان فارسی سخن گفت و یک مترجم صحبتهای او را به انگلیسی برگرداند.
براساس ویدیوهای منتشرشده، مترجم این نشست در بخشی از ترجمه سخنان وزیر طالبان درباره استقبال گرم از او در دهلی نو و رابطه قدیمی مردم افغانستان و هند، میگوید: همانطور که پیشتر شما ذکر کردید، دیانای ما یکی است.
بررسیهای افغانستان اینترنشنال از ویدیوهای متعدد این نشست که در رسانههای هندی منتشر شده، نشان میدهد وزیر طالبان هیچ اشارهای به یکسان بودن دیانای هندیها و افغانها نمیکند و ترجمه ارائهشده دقیق نیست.
عطاءالله عمری به زبان فارسی میگوید: «این بار اول من است که به هند میآیم. از خُردی (کودکی) در ارتباط تجارت با هندوستان، رفتوآمد با هندوستان و مناسبات خوب و قدیمی مردم عزیز افغانستان و هندوستان، [چیزهایی] در ذهن داشتم. روزی که اینجا آمدیم و در خاک هندوستان قدم گذاشتیم، استقبال بزرگان حکومت و وزرا، روسا و هر فرد ملت عزیز هندوستان را میبینیم، روحیه ما عالی میشود.»
مترجم که به نظر میرسد یک مرد هندی است و در تصویر دیده نمیشود، سخنان وزیر طالبان را اینگونه ترجمه کرده است: «این نخستین سفر من به هند است. اما رابطهٔ هند و افغانستان فقط رابطهٔ امروز نیست. از همان نخستین روزی که وارد هند شدم، از سوی دولت هند، وزیر امور خارجه و هر کسی که ملاقات کردم، با استقبال گرمی روبهرو شدم. احساس میکنم که در میان مردم خودم هستم. بنابراین، احساس نمیکنم که در یک جای بیگانه باشم. پس این کشورِ ماست، و همانطور که شما گفتید، احساس میکنم دیانای ما یکی است. اصل مطلب همین است.»
این ترجمه که به صورت همزمان انجام شده، ظاهراً دقیق نیست. بررسی افغانستان اینترنشنال از بخشهای دیگر سخنان وزیر طالبان و ترجمه انگلیسی آن نشان میدهد مترجم در بخشهای دیگری نیز کلماتی را به سخنان او افزوده و بخشهایی را حذف کرده است.
وزیر طالبان علاوه بر اینکه عبارت «دیانای» را به زبان نمیآورد، از جملاتی مانند «احساس میکنم در میان مردم خودم هستم»، «احساس نمیکنم در یک جای بیگانه باشم» و «این کشور ماست» نیز استفاده نمیکند.
در این نشست، در کنار وزیر طالبان، دیپلوماتهای ارشد این گروه، از جمله سفیر طالبان در دهلی نو، حضور داشتند، اما هیچگونه تصحیح یا اعتراضی به ترجمه سخنان عطاءالله عمری نشان ندادند. اداره طالبان تاکنون به طور رسمی درباره این اظهارات توضیحی نداده است.
با این حال، در شبکه اجتماعی اکس، چندین کاربر و فعال رسانهای نزدیک به طالبان به اشتباه در ترجمه سخنان وزیر طالبان اشاره کرده و با بازنشر ویدیوهای این نشست، تصریح کردهاند که عطاءالله عمری چیزی درباره دیانای نگفته است.
شماری از رسانههای هندی، از جمله ایانآی، ترزدی تایمز و نیوز۱۸، نیز سخنان منتسب به وزیر زراعت طالبان را از زبان مترجم پوشش دادهاند و به نقل از عطاءالله عمری نوشتهاند که دیانای هندیها و افغانها یکی است. در این گزارشها هیچ اشارهای به خطای ترجمه سخنان وزیر طالبان نشده است.
واکنشها در پاکستان
در میان واکنشها، به نظر میرسد بیشترین آنها مربوط به کاربران و رسانههای پاکستانی است.
پاکستان تیوی، رسانه دولتی پاکستان، در گزارشی در همین مورد، طالبان را نماینده یک «ایدئولوژی افراطی» خواند که شهروندان افغانستان، به ویژه زنان، را از حقوق اساسیشان محروم کرده است. این رسانه افزود در سوی دیگر، در هند، جنبش هندوتوا که بهعنوان پشتوانه ایدئولوژیک حزب بهاراتیا جاناتا، حزب حاکم هند، شناخته میشود، رویکردی مشابه طالبان در خشونتهای گجرات در سال ۲۰۰۲ و به حاشیه راندن مسلمانان داشته است.
گزارشگر این رسانه در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت: «پس شاید عمری واقعاً شباهتی دیده باشد. شاید او به نکتهای اشاره کرده باشد.»
او افزود «هر دو نظام (اداره طالبان و حکومت هند) متهم شدهاند که تحمل اندکی در برابر مخالفت، اختلافنظر یا تفاوت دارند» و به باور منتقدان، در هر دو کشور «کسانی که ایدئولوژی حاکم را به چالش میکشند، اغلب با ارعاب، سرکوب یا حتی پیامدهای بدتری روبهرو میشوند.»
این گزارش ادامه میدهد: «پرچمها متفاوتاند، سرودهای ملی متفاوتاند، اما اگر از ظاهر عبور کنید و عمیقتر نگاه کنید، شباهتهای بسیار زیادی را خواهید دید. پس شاید واقعا دیانای [طالبان و حکومت هند] یکی باشد.»
اکسپرس تریبون، رسانه نزدیک به ارتش پاکستان، نیز این خبر را پوشش داد که وزیر زراعت طالبان در دهلی نو به هندیها گفت: «دیانای ما یکی است.»
این رسانه افزود که این اظهارات در حالی مطرح میشود که تماسها و روابط میان هند و حکومت طالبان، با وجود آنکه دهلی نو هنوز حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت نشناخته، بهطور پیوسته در حال گسترش است.
در همین گزارش، اکسپرس تریبون افزود پاکستان بارها حکومت طالبان را متهم کرده است که در مهار فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی ناکام بوده و به «تروریستهای مورد حمایت هند» اجازه داده است از خاک افغانستان فعالیت کنند.
آفتاب خان، یک کاربر پاکستانی، نیز نوشت وزیر طالبان هند را «خانه دوم» خود خواند و گفت هند و افغانستان «دیانای مشترک» دارند. او این اظهارات را «نهایت خیانت» به پاکستان خواند که به گفته او، در کنار طالبان جنگیده است. او افزود: «و حالا آنها با رقیب سرسخت ما، هند، علیه ما همدست شدهاند.»
او خطاب به دولت پاکستان گفت «وقت آن رسیده که مارها را بشناسی.»
همدلی وزیر طالبان با هند
هرچند آن بخش از سخنان منتسب به وزیر زراعت طالبان درباره یکسان بودن دیانای هندیها و افغانها ناشی از یک خطای ترجمه است، اما عطاءالله عمری سخنان همدلانه دیگری درباره آنچه «دوستی قدیمی هند و افغانستان» خواند، بیان کرد.
او هند را «دوست خوب و قدیمی» خواند و ابراز امیدواری کرد که این کشور در زمینه گذار افغانستان از زراعت و مالداری سنتی به مدرنسازی این حوزه کمک کند.
عمری همچنین گفت که دوستی افغانستان و هند، پدیده امروز نیست و «صدها سال قدامت دارد.»
او در ادامه افزود که در ولسوالیای که او از آنجا میآید، «هزاران خانه» متعلق به شهروندان «اهل هنود» وجود دارد و در کنار دیگر مردم «در یک منطقه و بازار» زندگی میکنند و هیچگونه تفاوتی میان هم قائل نمیشوند. عطاءالله عمری در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب متولد شده است.
طالبان که پیشتر به عنوان متحد سنتی پاکستان شناخته میشد، در سالهای اخیر روابط خود را با دهلی نو، رقیب دیرینه اسلامآباد، گسترش داده است. این در حالی است که روابط طالبان و پاکستان در ماههای اخیر بر سر آنچه اسلامآباد پناه دادن طالبان به شبهنظامیان مخالف پاکستان میداند، تیره شده و تا «جنگ آشکار» پیش رفته است.
در کمتر از یک سال گذشته، دستکم چهار وزیر طالبان به دهلی نو سفر کردهاند. هند همچنین سفارت افغانستان در دهلی نو و قنسولگریهای افغانستان در مومبای و حیدرآباد را به دیپلوماتهای طالبان واگذار کرده است.
آیا چیزی به نام «دیانای واحد» بین هندیها و افغانها وجود دارد؟
بر اساس پژوهشهای ژنتیکی، دانشمندان میگویند نمیتوان از «دیانای واحد» برای مردم افغانستان یا هند سخن گفت. هر دو کشور از نظر ژنتیکی بسیار متنوع هستند و جمعیتهای آنها در نتیجه هزاران سال مهاجرت و آمیختگی شکل گرفتهاند.
با این حال، افغانستان و هند امروزی پیشینهای طولانی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و تجاری دارند.
پژوهشی که در مجله پلوس وان (PLOS ONE) منتشر شده و بر پایه بررسی بیش از ۵۰۰ نمونه از پنج گروه قومی افغانستان انجام شده، نشان میدهد افغانستان در چهارراه ژنتیکی اوراسیا قرار دارد و مردم آن ترکیبی از مؤلفههای ژنتیکی آسیای مرکزی، جنوب آسیا، غرب آسیا و شرق آسیا هستند. نویسندگان این پژوهش میگویند افغانستان محل تلاقی جریانهای ژنتیکی بوده است، نه یک جمعیت ژنتیکی مجزا.
در مورد هند نیز پژوهش دیوید رایش و همکارانش که در نشریه نیچر (Nature) منتشر شده، نشان میدهد تقریباً همه جمعیتهای این کشور از آمیزش دو مؤلفه نیاکانی اصلی شکل گرفتهاند و نسبت این دو مؤلفه در گروههای مختلف هند متفاوت است؛ موضوعی که از تنوع بالای ژنتیکی در این کشور حکایت دارد.
همچنین، پژوهش تازهای که با بررسی ۲ هزار و ۷۶۲ ژنوم کامل از سراسر هند و انتشار نتایج آن در مجله سل (Cell) انجام شده، این تصویر کلی را تأیید میکند و نشان میدهد تاریخ ژنتیکی مردم هند بسیار پیچیده است و نمیتوان از یک ترکیب ژنتیکی واحد برای همه هندیها سخن گفت.
پولیس پاکستان روز سهشنبه اعلام کرد که قاری بشیر، فردی که از او بهعنوان «طراح اصلی» حمله به پایگاه نظامی «رنجرز» در کراچی یاد میشود، بازداشت شده است. پولیس پاکستان گفت که فرد متهم پیش از این حمله به افغانستان سفر کرده بود و او در جریان بازجویی به نقش خود در این حمله اعتراف کرد.
عرفان بهادر، رئیس اداره مبارزه با تروریسم پاکستان، روز سهشنبه ۲۳ سرطان، در یک نشست خبری مشترک با جاوید عالم اودهو، بازرس کل پولیس ایالت سند، و دیگر مقامهای این ایالت گفت که حمله به پایگاه نظامی رنجرز، در افغانستان برنامهریزی شده است.
او افزود این عملیات در چهار مرحله، شامل برنامهریزی در افغانستان، انتقال مهاجمان به پاکستان، فراهم کردن حمایت مالی، تأمین سلاح و جلیقههای انتحاری، سازماندهی شده بود.
عرفان بهادر افزود قاری بشیر برای هماهنگی این عملیات از پاکستان به افغانستان رفته و سپس به کراچی بازگشته بود. به گفته این مقام پاکستانی این مرد بعدا بازداشت شد و در جریان بازجویی نیز به نقش خود در حمله اعتراف کرده است.
در نشست خبری پولیس پاکستان ویدیویی از اعترافات قاری بشر نیز پخش شده است. رئیس اداره مبارزه با تروریسم گفت که بازرسان معتقدند ۱۳ نفر در این عملیات نقش داشتهاند.
او همچنین گفت مهاجمان از طریق بلوچستان وارد پاکستان شدند، سپس به شهر حب رفتند و از آنجا با موترهایی به کراچی منتقل شدند و در خانهای اجارهای اسکان یافتند.
از تلفن همراه قاری بشیر ویدئوهایی به دست آمده که مراحل آمادهسازی حمله را نشان میدهد. در نشست خبری اعلام شد که قاری بشیر محل اقامت مهاجمان را اجاره کرده بود.
مهاجمان در ششم سرطان، پایگاه نظامی «رنجرز» در منطقه گلستان جوهر کراچی را هدف قرار دادند. گروه جماعتالاحرار مسئولیت این حمله را برعهده گرفت. در این حمله سه نیروی نظامی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدهاند.
ضیاءالحسن لنجار، وزیر داخله سند گفت سه نفر از مهاجمان افغان بودند و نفر چهارم اهل باجور بود که حدود ۲۰ سال در افغانستان زندگی کرده بود.
به گفته او، عثمان، مهاجم بازداشتشده، در بازجوییها گفته که از یک مدرسه دینی در افغانستان جذب شده، در دو «اردوگاه گروههای تروریستی» آموزش دیده و سپس به پاکستان اعزام شده است.
وزیر داخله طالبان در سفر به پکتیا با شماری از خانوادههای قربانیان حملات اخیر پاکستان در ولسوالی سمکنی این ولایت دیدار و با آنان ابراز همدردی کرد. به گفته وزارت داخله طالبان، سراجالدین حقانی همچنین در ولسوالی سمکنی از مناطقی آسیب دیده در حملات اخیر پاکستان بازدید کرده است.
حملات هوایی پاکستان به مناطقی در ولایتهای شرقی افغانستان که دو هفته پیش انجام شد، به کشته شدن دهها نفر انجامید. این حملات با واکنش تند طالبان روبهرو شد، اما هیچ کشوری به جز هند، آن را محکوم نکرد.
طالبان این حملات را نقض حاکمیت افغانستان خواند، در حالی که پاکستان اعلام کرد هدف از این عملیات، گروههای مسلح مخالف دولت پاکستان بودهاند که به گفته اسلامآباد، از خاک افغانستان فعالیت میکنند.
وزارت داخله طالبان اعلام کرده است که خانوادههای آسیبدیده در دیدار با سراجالدین حقانی خواستار رسیدگی جدی به وضعیت زخمیهای این حملات شدهاند که همچنان در شفاخانهها بستری هستند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در ۸ سرطان به افغانستان اینترنشنال گفت که در حملات پاکستان به سه ولایت افغانستان، دستکم ۳۶ غیرنظامی کشته و ۱۶۳ نفر دیگر زخمی شدهاند. به گفته او، زنان و کودکان نیز در میان قربانیان هستند.
به گفته مجاهد، بیشترین تلفات این حملات در ولسوالی سمکنی ولایت پکتیا ثبت شده است.
با این حال دفتر نمایندگی سیاسی ملل متحد (یوناما) در افغانستان تایید کرد که در این حملات ۱۳ غیرنظامی کشته و ۱۰ نفر دیگر زخمی شدند. یوناما گفت که کودکان و زنان نیز در میان قربانیان این حملات هستند.
حملات اخیر پاکستان در حالی انجام شد که ملا یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، چندی پیش پس از بازگشت از مسکو در میدان هوایی کابل گفته بود که «در آینده نزدیک، پاکستان دیگر جرئت نخواهد کرد به خاک افغانستان حمله کند.»
با وجود چندین دور مذاکرات میان طالبان و پاکستان با میانجیگری کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، ترکیه و چین، دو طرف تاکنون نتوانستهاند بر سر کاهش تنشها و حل اختلافات به توافق دست یابند.
مقامهای گمرک ایالت خیبرپختونخوای پاکستان اعلام کردند که ۲۶ کانتینر حامل کمکهای بشردوستانه برنامه جهانی غذا پس از طی مراحل گمرکی، از گذرگاه تورخم وارد افغانستان شدند. این محموله بخشی از حدود هزار کانتینر کمکهای سازمان ملل شامل مواد غذایی، دارو و اقلام ضروری است.
روند انتقال این کمکها حدود یک هفته ادامه خواهد داشت. این محمولهها شامل دارو، مواد غذایی و دیگر اقلام ضروری اولیه است که برای پاسخگویی به نیازهای بشردوستانه به افغانستان ارسال میشود.
به گفته مقامها، وزارت خارجه پاکستان بنا به درخواست سازمان ملل، مجوز انتقال این کمکها به افغانستان را صادر کرده است. طالبان تاکنون در این باره اظهارنظری نکرده است.
مقامهای گمرک ایالت خیبرپختونخوا همچنین گفتند روند انتقال این کمکها بر اساس سازوکار تعیینشده ادامه خواهد یافت تا کمکهای بشردوستانه بهموقع به دست افراد نیازمند برسد.
در پی تنشها و درگیریهای مرزی میان پاکستان و طالبان، گذرگاه تورخم از ماه میزان سال ۱۴۰۴ برای رفتوآمد مسافران و انتقال کالا بسته شده است.
