درگیریهای بدخشان؛ مجاهد هشدار داد مهاجمان انتحاری آمادهاند از رژیم طالبان دفاع کنند

ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز دوشنبه در یک نشست خبری به درگیریهای روزهای اخیر میان طالبان و مخالفان این گروه در بدخشان واکنش نشان داد.

ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز دوشنبه در یک نشست خبری به درگیریهای روزهای اخیر میان طالبان و مخالفان این گروه در بدخشان واکنش نشان داد.
مجاهد گزارشها درباره درگیریها و ادعای سقوط ولسوالی یفتل بدخشان را «تبلیغات رسانهای» خواند و گفت: «کشور با فداکاری فداییان و قربانیکردن جانها آزاد شده و برای حفظ آن، دو برابر بیشتر قربانی خواهیم داد.»
طالبان مهاجمان انتحاری خود را «فداییان» مینامد.
این مقام طالبان روز دوشنبه، پنجم اسد در نشتی زیر عنوان «حکومت در آیینه رسانهها» تحولات اخیر، بهویژه در بدخشان را «موضوعات کوچک» خواند. او مدعی شد که رسانههای خارجی موضوعاتی مانند خط دیورند، بدخشان و پایگاه هوایی بگرام را بیش از اندازه تبلیغ کردهاند.
او از کاربران شبکههای اجتماعی، خبرنگاران و کارشناسان سیاسی نزدیک به طالبان خواست بهجای تبلیغات منفی، دستاوردهای اداره طالبان را بازتاب دهند.
سخنگوی طالبان که از قندهار بهطور آنلاین در این نشست شرکت کرده بود، تکرار و تاکید کرد که رسانهها باید به بازتاب دستآوردهای اداره این گروه تمرکز کنند. او افزود: «حلقههای اطلاعاتی خارجی، حامیان آنان و دشمنان از طریق تبلیغات منفی تلاش میکنند رویدادهای کوچک را بزرگ جلوه دهند و مردم را نگران کنند.» او همچنین مدعی شد که چنین رویدادهایی در همه جای جهان رخ میدهد.
اظهارات سخنگوی طالبان در حالی مطرح میشود که در حدود یک هفته گذشته، نیروهای جبهه آزادی افغانستان چندین بار با طالبان در ولسوالی زیباک ولایت بدخشان درگیر شدهاند. جبهه آزادی اعلام کرده است که شماری از پاسگاههای طالبان در زیباک را تصرف کرده است. در مقابل، طالبان مدعی شدهاند حملات مخالفان خود را دفع کردهاند.
پیشتر مقامهای طالبان سقوط ولسوالی یفتل بدخشان را تایید کرده بودند. نیروهای جبهه سپاهی میهن در اواخر ماه گذشته به یفتل بدخشان حمله کرد و برای ساعاتی این ولسوالی را از کنترول طالبان خارج کرد. مقامهای طالبان بعدا گفتند مسئولان محلی هنگام حمله به یفتل در «مرخصی» به سر میبردند.
عبدالغفور روان فرهادی، دیپلومات با سابقه، پژوهشگر برجسته و نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد، در سن ۹۶ سالگی در شهر سانفرانسیسکوی امریکا درگذشت. طارق فرهادی، فرزند او دوشنبه ۵ اسد، در گفتوگو با افغانستان انترنشنال خبر درگذشت پدرش را به دلیل کهولت سن، تأیید کرد.
شش دهه حضور در دیپلوماسی افغانستان
عبدالغفور روان فرهادی از معدود دیپلوماتهای افغانستان بود که بیش از شش دهه در برهههای بسیار حساس تاریخ معاصر کشور فعالیت کرد. او کار در وزارت امور خارجه را از دهه ۳۰ خورشیدی آغاز کرد و در زمان صدارت محمد یوسف به عنوان جوانترین مدیر عمومی سیاسی این وزارت منصوب شد.
آقای روان فرهادی همچنین در دورههای صدارت محمدهاشم میوندوال و نوراحمد اعتمادی سمت منشی مجلس عالی وزرا را بر عهده داشت و در سال ۱۹۷۲ به عنوان سفیر افغانستان در پاریس تعیین شد.
نقطه عطف فعالیتهای دیپلوماتیک او، انتصابش به عنوان نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل متحد بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۶ بود. او در طول این ۱۳ سال، یعنی در دوره حکومت مجاهدین، تسلط رژیم اول طالبان و پس از آن در دوران شکلگیری نظام جدید، در این کرسی کار کرد.
تلسط بر ادبیات کلاسیک، زبانشناسی و عرفان
روان فرهادی علاوه بر عرصه سیاست، به عنوان یکی از برجستهترین پژوهشگران و زبانشناسان معاصر افغانستان شناخته میشد. او با تسلط بر زبانهای فارسی، پشتو، فرانسوی، انگلیسی و عربی و آگاهی از زبانهای باستانی، توانست آثار ماندگاری در حوزه ادبیات و عرفان خلق کند. همکاری ۲۲ ساله او با ابراهیم گامارد که به تألیف کتاب «رباعیات مولانا» (The Quatrains of Rumi) به زبان انگلیسی انجامید، از کارهای کمنظیر او در عرصه جهانی است. از دیگر آثار او میتوان به تصحیح و ترجمه آثار خواجه عبدالله انصاری، ترجمه «قوس زندگی منصور حلاج» اثر لویی ماسینیون و تدوین مقالات محمود طرزی اشاره کرد.
این چهره برجسته فرهنگی و سیاسی پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، حدود بیست ماه را در زندان پلچرخی گذراند و در سال ۱۹۸۱ ناچار به ترک کشور شد. او در سالهای هجرت نیز به عنوان استاد تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی در دانشگاههای معتبری چون سوربن پاریس و برکلی کالیفرنیا به تدریس پرداخت.
واکنشها به درگذشت روان فرهادی
درپی انتشار خبر درگذشت روان فرهادی، شمار زیادی از سیاسیون، دیپلوماتهای نسل جوان افغانستان و چهرههای فرهنگی، فقدان او را ضایعهای جبرانناپذیر برای جامعه علمی و سیاسی کشور دانستند. به باور آنان، او نهتنها نماد «دیپلوماسی فاخر و با وقار افغانستان» در سطح بینالملل بود، بلکه به عنوان استادی بزرگ، نسلی از دیپلوماتها و پژوهشگران معاصر را هدایت و پشتیبانی کرد.
نگاره میرداد، معاون پیشین سفارت افغانستان در پولند، روان فرهادی را از چهرههای کمنظیر دیپلوماسی کشور خواند که در نخستین دوره تسلط طالبان، با درایت و اعتبار بینالمللی خود چهره واقعی این گروه و خطر افراطگرایی را به جهان معرفی کرد و صدای مبارزه مردم را به مجامع جهانی رساند. خانم میرداد با اشاره به وضعیت کنونی کشور افزود که افغانستان در حالی این دیپلومات برجسته خود را در غربت از دست داد که امروز خود در یکی از منزویترین دورههای سیاسی تاریخش به سر میبرد و درگذشت او ضایعهای بزرگ برای پیکره دیپلوماسی افغانستان است.
اشرف حیدری، از دیپلماتهای نسل جوان و سفیر پیشین افغانستان در سریلانکا، در واکنشی درگذشت او را تسلیت گفت و روان فرهادی را «راهنمایی بزرگوار و پشتیبانی صمیمی» برای دیپلوماتهای جوان خواند.
وزیر اقتصاد طالبان در دیدار با یک مقام جدید سازمان ملل در افغانستان، با اذعان به گسترش فقر، بیکاری و مشکلات معیشتی، خواستار تداوم کمکهای جامعه جهانی و اجرای پروژههای توسعهای شد. دینمحمد حنیف گفت که کمکهای بینالمللی نباید تنها به کمکهای بشردوستانه محدود بماند.
وزارت اقتصاد طالبان روز یکشنبه در خبرنامهای گفت که دینمحمد حنیف، وزیر اقتصاد، با برونو لمارکی، نماینده ویژه بخش توسعه و هماهنگکننده امور بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان، درباره همکاریهای عمرانی، اقتصادی و بشردوستانه گفتوگو کرده است.
حنیف گفته است که افغانستان به دلیل «فقر و بیکاری گسترده ناشی از نبود زیرساختهای اقتصادی»، خشکسالیهای پیدرپی، تغییرات اقلیمی، بازگشت دهها هزار مهاجر افغان از کشورهای همسایه و مشکلات معیشتی، همچنان به کمکهای جامعه جهانی نیاز دارد.
او از سازمان ملل خواست که تمرکز خود را از کمکهای صرفاً بشردوستانه به برنامههای توسعهای، ایجاد اشتغال، حمایت از زراعت، مدیریت منابع آب، توسعه انرژی و آموزشهای فنی تغییر دهد و گفت این رویکرد میتواند به کاهش فقر و وابستگی اقتصادی افغانستان کمک کند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، کمکهای بینالمللی به افغانستان بهطور چشمگیری کاهش یافته است. کمکهای توسعهای کشورهای کمککننده متوقف شده و کمکهای باقیمانده عمدتاً به کمکهای بشردوستانه از طریق سازمان ملل و نهادهای امدادرسان اختصاص دارد. در نتیجه، افغانستان با کاهش منابع مالی خارجی، افت سرمایهگذاری و تشدید بحران انسانی روبهرو شده است.
کشورهای کمککننده و نهادهای بینالمللی بارها اعلام کردهاند که ازسرگیری کمکهای توسعهای و عادیسازی همکاریهای اقتصادی با افغانستان، به تغییر سیاستهای طالبان، از جمله رعایت حقوق بشر، لغو محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران و قطع روابط با گروههای تروریستی بستگی دارد.
طالبان این شروط را رد کرده و آنها را مداخله در امور داخلی افغانستان دانسته و تأکید کرده است که سیاستهای خود را بر اساس برداشتش از شریعت و منافع ملی تعیین میکند.
اداره طالبان کوشیده است که با تشویق سرمایهگذاری کشورهای منطقه، گسترش روابط اقتصادی با همسایگان و توسعه استخراج معادن، به اقتصاد افغانستان رونق تازهای ببخشد، اما این تلاشها موفق نبوده است.
سازمان ملل در اواخر ماه قوس سال گذشته اعلام کرد که نرخ بیکاری در افغانستان به ۷۵ درصد رسیده و بیش از ۹۰ درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. این سازمان همچنین کاهش درآمد سرانه، افت تولید ناخالص داخلی و کاهش کمکهای بشردوستانه را از عوامل تشدید بحران اقتصادی افغانستان دانسته است.
بر اساس برآوردهای سازمان ملل، اکنون ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. همزمان، بازگشت گسترده مهاجران افغان از کشورهای همسایه فشار بیشتری بر وضعیت اقتصادی و انسانی این کشور وارد کرده است.
شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارشی نوشت شبکههای قاچاق انسان افغان در مسیر بالکان طی یک دهه گذشته به شبکههایی حرفهای، فراملی و در برخی مناطق خشن تبدیل شدهاند. طبق این گزارش، با حرفهای شدن شبکه قاچاق انسان، وابستگی مهاجران افغان نیز به آنان افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، در یک دهه گذشته بیش از ۲.۵ میلیون نفر از مسیر بالکان غربی برای رسیدن به اروپای غربی عبور کردهاند و حدود یکپنجم آنان افغان بودهاند.
طبق آمارها، افغانهای بین ۱۴ تا ۲۳ سال در سالهای اخیر به بزرگترین گروه مهاجران در این مسیر تبدیل شدهاند.
این گزارش بر پایه سفر میدانی پژوهشگران این شبکه تحلیلی به بلگراد، پایتخت صربستان و مناطق مرزی شمال این کشور با هنگری در ماه جوزای ۱۴۰۵ تهیه شده است.
گزارش توضیح میدهد که در سالهای نخست مهاجران معمولا از طریق دوستان، اعضای خانواده یا کسانی که قبلا این مسیر را طی کرده بودند، با قاچاقچیان ارتباط برقرار میکردند.
در سال ۲۰۱۵، به دلیل افزایش ناامنی در افغانستان، بلند رفتن شمار پناهجویان و باز بودن نسبی مسیر بالکان، شمار مهاجران افغان به اروپا افزایش یافت.
در حال حاضر، صربستان و بوسنیا و هرزگوین به عنوان نقاط مهم توقف در مسیر بالکان شناخته میشوند.
در این کشورها، شبکههای قاچاق زیرساختهایی ایجاد کردهاند که شامل خانهها و محلهای اقامت موقت، افراد مسئول ارتباط با مهاجران تازهوارد و کسانی است که آنان را تا مرز بعدی همراهی میکنند.
شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارش خود افزوده رقابت میان گروههای قاچاق بر سر کنترول مسیرهای سودآور شدت گرفته وهمزمان با حرفهایتر شدن این شبکهها، خشونت میان گروههای رقیب نیز افزایش یافته است.
گزارش به نمونههایی از درگیریهای مسلحانه میان گروههای قاچاق اشاره میکند؛ از جمله تیراندازی در ۱۲ می ۲۰۲۶ در یک محل اقامت موقت مهاجران در اوبرنواچ، در نزدیکی بلگراد که در نتیجه آن یک افغان کشته و یک افغان دیگر زخمی شد.
در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز درگیریهای مسلحانه میان گروههای مختلف در اطراف شهر سوبوتیتسا، نزدیک مرز صربستان و هنگری، گزارش شده بود.
بر اساس این گزارش، رقابت بر سر کنترول مسیرهای پرسود مرزی باعث شده برخی گروهها از قاچاق مهاجران فراتر رفته و به فعالیتهایی مانند اخاذی، آدمربایی و درخواست باج روی بیاورند.
یکی از نمونههایی که در گزارش مطرح شده، گروهی موسوم به Balkan Warriors Kabul است که گفته میشود مهاجرانی را که با گروههای رقیب سفر میکنند، هدف قرار داده و برای آزادی آنان از خانوادههایشان در افغانستان پول درخواست میکند.
نقش حیاتی حواله در اقتصاد قاچاق
طبق گزارش شبکه تحلیلگرانگران افغانستان، سیستم حواله اکنون به یکی از ابزارهای اصلی در پرداخت هزینههای مسیر مهاجرت تبدیل شده است.
این سیستم همچنین به شبکههای قاچاق اجازه میدهد بدون انتقال فیزیکی پول نقد در مرزها، فعالیتهای خود را در افغانستان، ایران، ترکیه، صربستان و کشورهای اروپایی هماهنگ کنند.
گزارش تأکید میکند که شبکههای حواله تنها ابزار پرداخت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت قاچاق مهاجران شدهاند.
شبکههای اجتماعی؛ بازار جدید قاچاق مهاجران
این گزارش توضیح میدهد که در گذشته مهاجران بیشتر از طریق روابط خانوادگی و دوستان با قاچاقچیان ارتباط پیدا میکردند، اما اکنون شبکههای اجتماعی نقش بازار آنلاین قاچاق را ایفا میکنند.
طبق این گزارش، قاچاقچیان افغان اکنون از شبکههای اجتماعی، بهویژه تیکتاک، فیسبوک، تلگرام و پیامرسانهای رمزگذاریشده برای تبلیغ خدمات خود استفاده میکنند.
قاچاقچیان با انتشار ویدیوهایی از عبور مرزها، رسیدن مهاجران به اروپا، مسیرهای سفر و حتی قیمت خدمات، تلاش میکنند اعتماد مشتریان جدید را جلب کنند.
در برخی ویدیوهای منتشرشده در تیکتاک، قاچاقچیان خود را مانند افراد قدرتمند و موفق نشان میدهند. آنان با لباسهای نظامی یا استتار، موترهای گرانقیمت و تصاویر گرفتهشده در مکانهای مشهور اروپا مانند برج ایفل در پاریس یا تاور بریج لندن ظاهر میشوند تا تصویری از موفقیت و زندگی بهتر در اروپا ایجاد کنند.
نویسندگان گزارش میگویند این تبلیغات بهطور ویژه مردان جوان افغان را هدف قرار میدهد؛ نسلی که اروپا را نماد فرصت اقتصادی و آینده بهتر میبیند.
برخی ویدیوها حتی اطلاعات عملی درباره مسیرها مانند تصاویر جنگلها، نقاط عبور از مرز، محلهای ملاقات و نقشههای عبور از مسیر ارائه میکند.
در همین حال طبق بررسی شبکه تحلیلگران افغانستان، شبکههای اجتماعی همچنین برای جذب نیروی محلی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
گزارش شبکه تحلیل افغانستان براساس یافتههای خود مینویسد که قاچاق مهاجران افغان در بالکان دیگر مجموعهای از واسطههای کوچک نیست، بلکه به یک اقتصاد فراملی تبدیل شده است که از ترکیب شبکههای اجتماعی، سیستمهای مالی غیررسمی و ساختارهای جنایی محلی شکل گرفته است.
با وجود این، پژوهشگران هشدار میدهند که نباید این وضعیت را ظهور یک «مافیای واحد افغان» دانست؛ بلکه این شبکهها مجموعهای از گروههای مختلف با اندازه، توانایی و میزان خشونت متفاوت هستند.
این گزارش تاکید دارد افزایش کنترولهای مرزی، محدود شدن مسیرهای قانونی و سختتر شدن سیاستهای مهاجرتی اروپا نه تنها قاچاق مهاجران را متوقف نکرده، بلکه در برخی مناطق باعث تغییر شکل آن شده و شبکههایی را ایجاد کرده است که اکنون حرفهایتر، دیجیتالیتر و در بعضی موارد خطرناکتر از گذشته فعالیت میکنند.
دادستانی شهر کمپتن آلمان درباره پنج سرباز ارتش این کشور تحقیق میکند که به دزدی از فروشگاههای میدان هوایی کابل در جریان عملیات تخلیه افغانستان متهم شدهاند.
سخنگوی دادستانی کمپتن به «بیلد ام زونتاگ» گفته است که این تحقیق به ظن اولیه دزدی علیه پنج عضو ارتش آلمان آغاز شده است.
این سربازان بخشی از نیروهای مامور در عملیات تخلیه افغانستان بودند.
به گفته دادستانی، سربازان متهماند که هنگام عملیات تخلیه، کالاهایی را بهگونه غیرقانونی از فروشگاههای میدان هوایی کابل گرفتهاند.
سخنگوی دادستانی گفته است که نمیتوان زمان پایان این پرونده و نتیجه آن را بهطور دقیق پیشبینی کرد. او همچنین بر اصل بیگناهی متهمان تا زمان اثبات جرم تاکید کرده است.
هفتهنامه «بیلد ام زونتاگ» به نقل از منابع ارتش آلمان نوشته است که این سربازان عضو کندک ۳۱ نیروهای چترباز از لوای نخست هوابرد این کشور بودند.
براساس این گزارش، دزدیها در بخش نظامی میدان هوایی کابل و از فروشگاههایی صورت گرفته است که افغانها آنها را اداره میکردند. در این فروشگاهها وسایل نظامی نیز فروخته میشد.
گفته میشود سربازان مسلح، تیشرت و نشانهای پارچهای مخصوص لباس نظامی را دزدیدهاند. منابع ارتش آلمان همچنین از دزدی چاقوها سخن گفتهاند.
تحقیق درباره این پنج سرباز سال گذشته آغاز شد.
سخنگوی وزارت دفاع آلمان به «بیلد ام زونتاگ» گفته است که دادستانی انضباطی ارتش پس از آگاهی از احتمال وقوع جرم، بیدرنگ موضوع را به دادستانی کمپتن سپرد.
دادستانی کمپتن از طریق دادستانی کل مونشن، دادستانی فدرال آلمان را نیز در جریان گذاشت تا بررسی شود که آیا این رویداد میتواند غارت بهشمار رود یا نه.
سخنگوی دادستانی فدرال گفته است که پرونده برای بررسی احتمال نقض قانون جرایم بینالمللی به این اداره فرستاده شد، اما تحقیقها ظن غارت را رد کرد.
وزارت دفاع آلمان نیز گفته است که در جریان تحقیقها تصاویر موجود بررسی شده، اما هیچ اقدامی که از نظر قانونی غارت محسوب شود، شناسایی نشده است.
پرونده اکنون دوباره در اختیار دادستانی کمپتن قرار دارد. براساس گزارش، احتمال دارد اتهام دزدی با سلاح مطرح شود، زیرا سربازان هنگام ماموریت در میدان هوایی کابل مسلح بودند.
وزارت دفاع و فرماندهی ارتش آلمان این پرونده را زیر نظر دارد. براساس گزارش «بیلد ام زونتاگ»، بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، و کریستیان فرودینگ، بازرس ارتش زمینی، در جریان این تحقیق قرار گرفتهاند.
با اوجگیری درگیریها در بدخشان، شماری از اعضای بدخشانی طالبان کمپاینی را برای برکناری اسماعیل غزنوی از مقام ولایت بدخشان به راه انداختهاند. شرکتکنندگان این کارزار میگویند امانالدین منصور در میان بدخشانیها «نفوذ دارد و برای مهار مخالفان، گزینه مناسبتر است.»
یک عضو طالبان به نام فاروق بدخشانی روز شنبه در فیسبوک نوشته است که «بخاطر دفع دسیسههای افراد فرصتطلب در قبال ولایت بدخشان» باید در راس حکومت محلی بدخشان تغییرات بیاید.
آقای بدخشانی خواستار تعیین امانالدین منصور بهعنوان والی بدخشان، عبدالرحمن خادم بهعنوان فرمانده پولیس و جمعهخان فاتح بهعنوان رئيس امنیت این ولایت شده است.
این عضو تاجیکتبار طالبان استدلال کرده که این چهرهها «در میان مردم نفوذ گسترده و با اراضی بدخشان و عادتهای مردم بلدیت دارند.» او معتقد است که آنها «بهطور احسن» میتوانند وضعیت مردم بدخشان را درک کنند.
فاروق بدخشانی همچنین به رهبری طالبان توصیه کرده است که در قبال معادن بدخشان با احتیاط عمل کند و به راهاندازی پروژههای زیربنایی در این ولایت توجه داشته باشد تا به گفته او «مخالفان نتوانند از این موضوع به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده کنند.»
یک عضو دیگر طالبان به نام خبیب خالد گفته است «امانالدین منصور بهترین گزینه برای ولایت بدخشان است.»
شرکتکنندگان این کارزار معتقدند که اسماعیل غزنوی در صفوف «مجاهدین بدخشان» جایگاهی ندارد. یکی از شرکتکنندگان کارزار به شرط افشا نشدن نامش به افغانستان اینترنشنال گفت طالبان بدون فرماندهان بدخشانی قادر به کنترول این ولایت نخواهد بود.
آنها اسماعیل غزنوی را به دامنزدن به مسائل حساس محلی و زورگویی در برابر مردم بدخشان متهم میکنند.
تاکنون والی طالبان در بدخشان به این ادعاها واکنشی نشان نداده است.
کاربری با نام فاروقی بدخشانی نوشت: «بدخشان امروز به والیای مانند امانالدین منصور نیاز دارد.» و «منصور دشمنشکن باید به آغوش بدخشان بازگردد.»
به نظر میرسد که این کارزار توسط گروهی از اعضای طالبان رهبری میشود که با آقای منصور رابطه دارند یا از هواداران او هستند.
امانالدین منصور پس از تسلط طالبان به افغانستان در اسد ۱۴۰۰ بهعنوان والی طالبان در بدخشان گماشته شد. او سپس بهعنوان فرمانده نیروهای هوایی و والی هلمند تعیین شد.
یکی از اعضای طالبان بدخشان که صفحهای به نام «عقاب دروازها» را مدیریت میکند، مدعی شد که در دوره ولایت منصور، هیچ گروه مخالف مسلح در بدخشان فعالیت نداشت، اما با انتصاب اسماعیل غزنوی، وضعیت امنیتی این ولایت بهتدریج وخیمتر شده است.
او همچنین غزنوی را متهم کرده که بهجای تمرکز بر تأمین امنیت، بر استخراج معادن بدخشان تمرکز کرده و به نارضایتیهای محلی دامن زده است.
محمداسماعیل غزنوی در عقرب ۱۴۰۳ بهعنوان والی طالبان در بدخشان منصوب شد.
او پیش از آن معین بازرسیهای مرزی وزارت اقوام و قبایل طالبان و عضو کمیسیون جلوگیری از غصب زمین بود.
از زمانی که غزنوی بهعنوان والی طالبان تعیین شده، فشارها بر طالبان بدخشانی افزایش یافته است.
در زمان ولایت او استخراج «غیرقانونی» معادن ممنوع شد. فرمانی که منابع اقتصادی برخی از مقامات طالبان به شمول امانالدین منصور و جمعهخان فاتح را به خطر میاندازد.
هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، براساس پیشنهاد اسماعیل غزنوی یک قطعه نظامی هزار نفری به بدخشان اعزام کرد تا جلوی استخراج معادن به دست طالبان بدخشانی را بگیرد.
اسماعیل غزنوی همچنین در دوره ماموریت خود بهعنوان والی برخی از مقامات محلی طالبان بدخشانی را بازداشت کرده است. او اخیرا از نیروهای وابسته به جمعهخان فاتح در دروازها خواسته است سلاحهای خود را تحویل دهند.