• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

دارایی‌های پنهان اختر منصور، رهبر پیشین طالبان در کراچی

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

در ۲۱ می ۲۰۱۶ میلادی، اختر محمدمنصور، رهبر وقت طالبان در پی حمله پهپادی امریکا در منطقه دالبندین بلوچستان پاکستان کشته شد. اما اسناد به‌دست‌ آمده از محل رویداد، پرده از زوایای پنهان زندگی این رهبر کشته‌شده طالبان برداشت؛ زوایایی که تا آن زمان کاملاً پوشیده مانده بود.

تحقیقاتی که با کشف یک جلد پاسپورت و یک کارت هویت آغاز شد، در نهایت به شهر کراچی، بزرگ‌ترین کلان‌ شهر پاکستان رسید. اسناد برجا مانده از منصور این پرسش را مطرح کرد که آیا «امیرالمؤمنین» طالبان که سال‌ها فرماندهی عملیات‌های مخفیانه را بر عهده داشت، در یک شهر بزرگ صاحب دارایی‌های غیرعلنی نیز بوده است؟

بر اساس تحقیقات اداره بازرسی فدرال پاکستان (FIA)، اختر منصور کارت‌های هویت ثبت‌شده‌ای به نام‌های مستعار «محمد ولی» و «گل محمد» داشته و اسناد معاملات املاک و زمین‌های وی در کراچی به ثبت رسیده بود.

اسناد مرتبط با این پرونده نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۹ میلادی، ارزش دارایی‌های او تنها در شهر کراچی، ۷۷.۷ میلیون کلدار پاکستانی برآورد شده بود.

آغاز تحقیقات از مدارک کشف‌شده

اختر محمدمنصور و راننده‌اش در ۲۱ می ۲۰۱۶ در حومه شهرک «احمدوال» بلوچستان به قتل رسیدند. این شهرک در مسیر شاهراه اصلی از کویته (مرکز ایالت بلوچستان) به سمت ایران و در فاصله حدود ۵۰۰ کیلومتری از مرز تفتان موقعیت دارد.

اداره بازرسی فدرال پاکستان، فیا (FIA) تحقیقات خود را بر روی پاسپورت و کارت هویت ملی پاکستانی که به نام «محمد ولی» در محل رویداد یافت شده بود، آغاز کرد تا مشخص شود او چگونه این مدارک را به دست آورده است.

فیا بعدا اعلام کرد که وی این کارت هویت را در سال ۲۰۰۲ در ایالت بلوچستان دریافت کرده بود. پیش از آن، در سال ۱۹۹۹ نیز سند سکونت دائمی (دومیسایل) ولسوالی قلعه‌عبدالله بلوچستان به وی اعطا شده بود که در آن، خود را با نام «محمد ولی» معرفی کرده بود.

در جریان بررسی این پرونده، فیا علیه چند تن از مقامات اداره ملی آمار و ثبت احوال پاکستان (NADRA) اقدام کرد؛ برخی از آنان ظاهراً بازداشت و برخی دیگر از وظایف‌شان برکنار شدند.

سپس مقام‌های پاکستانی اعلام کردند که در ادامه تحقیقات، کارت هویت دیگری متعلق به ملا اختر منصور به نام «گل محمد» نیز کشف شده است.

بر اساس اسناد رسمی پاکستان، در این کارت هویت، نام پدر گل محمد «سید امیر»، سال تولد ۱۹۷۴، آدرس فعلی «پشین، پشتون‌آباد، گوالمندی، کویته» و آدرس دائمی «پشین تالاب، چمن، ولسوالی قلعه‌عبدالله» درج شده بود. این کارت در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۰۲ صادر شده و تاریخ انقضای آن ۳۱ اکتوبر ۲۰۱۴ بوده است.

املاک، حساب‌های بانکی و نقش خسربره

اطلاعات فیا نشان می‌دهد در جریان بررسی پرونده هویت‌های مستعار ملا اختر منصور، مشخص شد که وی با استفاده از این کارت‌های هویت، در کراچی به تجارت املاک پرداخته و مالک شش دارایی غیرمنقول بوده است.

بر اساس گزارشی که از سوی فیا درباره کارت‌های هویت مستعار ملا اختر منصور تهیه و به محکمه ضد تروریسم پاکستان ارائه شد، وی به نام‌های «محمد ولی» و «گل محمد» صاحب زمین، آپارتمان و پلاکت‌های زمین در کراچی بوده است. او همچنین با همین نام‌ها در بانک‌های مختلف حساب‌های بانکی داشته است.

اداره بازرسی فدرال پاکستان اعلام کرد افرادی به نام‌های «عمار» و «اختر محمد» در امور املاک و دارایی‌ها با اختر محمد منصور همکاری داشته و تسهیلات لازم را برای وی فراهم می‌کردند. اختر محمد نام خود وی بود و عمار یاسر، خسربره (برادر زن) او و فرزند استاد یاسر، از فرماندهان ارشد و پیشین طالبان بود.

جزئیات شش ملک شناسایی‌شده اختر منصور

ملک اول: یک قطعه زمین (پلاک) به نام «گل محمد» در طرح «KDA Scheme 45» منطقه گلشن معمار کراچی.

ملک دوم: یک قطعه زمین دیگر ثبت‌شده به نام «گل محمد» در همان منطقه.

ملک سوم: یک باب اپارتمان ثبت‌شده به نام «گل محمد» در مجتمع «صنوبر هایتس» منطقه گلشن معمار.

ملک چهارم: یک باب اپارتمان در منزل ششم مجتمع «عمار تاور» واقع در سرک شهید ملت کراچی به نام «محمد ولی»

ملک پنجم: یک باب اپارتمان به نام «محمد ولی» در مجتمع «بسیار بسم‌الله تیرس» واقع در منطقه گلزار هجری (Scheme 33) کراچی.

ملک ششم: یک قطعه زمین دیگر خریده‌شده در سرک شهید ملت کراچی.

در این گزارش اضافه شده که ملا اختر منصور امور تجارت املاک را به نام «عمار یاسر» پیش می‌برد.

وی به نام «محمد ولی» در «بانک الفلاح» و به نام «گل محمد» در «بانک الحبیب» حساب داشت و برای این حساب‌های بانکی از نام «آژانس املاک اقرا» استفاده می‌کرد. اما بعداً مشخص شد که این بنگاه معاملاتی هیچ‌گونه ارتباطی با ملا اختر محمد منصور نداشته است.

او همچنین در «آلاید بانک» منطقه‌ی سیستلیت تاونِ کویته، به نام «گل محمد» حساب بانکی داشته و شغل خود را در آنجا «دکاندار» معرفی کرده بود.

ارقام و ارزش املاک خریداری‌شده

آپارتمان بسم‌الله تیرس: با مساحت ۸۵۰ متر مربع، به قیمت ۱.۴ میلیون کلدار خریداری شده بود.

آپارتمان عمار تاور: در تاریخ ۱۹ جولای ۲۰۱۱ به قیمت ۳ میلیون و ۶۲۰ هزار کلدار خریداری شده بود.

آپارتمان سرک شهید ملت: در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ به قیمت ۱۷.۳ میلیون کلدار خریداری شده بود.

پلاک اول گلشن معمار: با مساحت ۴۴۱.۶۷ متر مربع، در تاریخ ۱ دسامبر ۲۰۰۹ به قیمت ۵.۴ میلیون کلدار خریداری شد، اما در اسناد تنها ۴۸۶ هزار و ۵۰۰ کلدار ثبت شده بود.

پلاک دوم گلشن معمار: با مساحت ۲۰۰ متر مربع، در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ به قیمت ۴.۷ میلیون کلدار خریداری شده بود.

آپارتمان صنوبر هایتس: در نوامبر ۲۰۰۸ به قیمت ۱.۵ میلیون کلدار خریده شده بود.

این دارایی‌ها متعاقباً در ماه نوامبر سال ۲۰۱۶ توسط مقامات حکومتی پاکستان به دولت واگذار شدند.

در تاریخ ۲۵ جولای ۲۰۱۹، اداره بازرسی فدرال پاکستان پرونده‌ای را علیه ملا اختر منصور (با نام‌های مستعار «محمد ولی» و «گل محمد») و همکارانش عمار و اختر محمد ثبت کرد.

این پرونده بر اساس ماده H-11 قانون ضد تروریسم سال ۱۹۹۷ پاکستان که مربوط به جمع‌آوری پول و پول‌شویی است، تنظیم شد. همچنین مواد ۴۲۰ (کلاهبرداری و سوءنیت برای کسب مال)، ۴۶۸ (جعل به قصد تقلب) و ۴۷۱ (استفاده از اسناد مجعول به عنوان سند اصلی) از قانون جزای پاکستان نیز در این قضیه اعمال گردید.

«لیست خاکستری» FATF و پرونده املاک منصور

اعلام ثبت پرونده دارایی‌ها و معاملات مالی ملا اختر منصور و شرکایش توسط فیا در زمانی رخ داد که اسلام‌آباد تحت فشارهای شدید بین‌المللی قرار داشت. پاکستان در آن مقطع زیر ذره‌بین «گروه ویژه اقدام مالی» (FATF) و سایر نهادهای بین‌المللی بود و تلاش می‌کرد اقدامات خود را در مبارزه با تامین مالی تروریسم و پول‌شویی به اثبات برساند.

از همین رو، برخی از تحلیل‌گران بر این باور بودند که تحقیقات درباره دارایی‌های ملا اختر منصور بخشی از تلاش‌ها برای کاهش نگرانی‌های بین‌المللی و اثبات تعهدات پاکستان بوده است.

با این حال، پرسش اصلی این بود که چرا چنین تحقیقاتی چند سال پس از کشته شدن ملا اختر منصور صورت گرفت؟ پیش از آن نیز بحث‌های مربوط به حضور، سفرها و فعالیت‌های او در پاکستان مطرح بود. در آن زمان، برخی آگاهان انتقاد می‌کردند که رهبران طالبان سال‌های طولانی در پاکستان حضور دارند، اما اسلام‌آباد حضور آنان را رسماً انکار کرده یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

در سال‌هایی که این پرونده اعلام شد، گروه ویژه اقدام مالی در یکی از نشست‌های خود از پاکستان خواسته بود تا در مورد پیشرفت‌ها در زمینه مبارزه با پول‌شویی، جلوگیری از تامین مالی تروریسم و پرونده‌های مرتبط اطلاعات ارائه کند.

گروه اقدام مالی ویژه در گزارشی در سال ۲۰۱۴ در رابطه با منابع مالی طالبان گفته بود که یک شبکه جرمی به رهبری «حاجی فاتح اسحاق‌زی» در ولایت هلمند، کمک‌های مالی و غیرنقدی به طالبان ارائه می‌کند که بخش اعظم این کمک‌ها از طریق اختر محمد منصور و آغا جان علیزاده صورت می‌گیرد.

پاکستان در آن سال‌ها دو محکمه ویژه ضد تروریسم را در ایالت سند به پرونده‌های تامین مالی تروریسم اختصاص داد تا به این قضایا با سرعت رسیدگی شود.

سرانجام در ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۲، گروه ویژه اقدام مالی اعلام کرد که پاکستان از «لیست خاکستری» این نهاد خارج شده است. این سازمان اعلام کرد: «پاکستان در سیستم مبارزه با پول‌شویی و تمویل تروریسم پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است.»

این نهاد همچنین افزود که پاکستان علاوه بر تقویت سیستم خود، «کاستی‌های تخنیکی را که در ارزیابی‌های جون ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱ مشخص شده بود، رفع کرده است.»

به باور تحلیل‌گران، اگرچه گروه ویژه اقدام مالی به صورت رسمی پرونده دارایی‌های ملا اختر منصور را به شرط خروج پاکستان از لیست خاکستری مرتبط نساخت، اما ضبط املاک وی و پیگیری پرونده‌های تمویل تروریسم، بخشی از روند گسترده‌ای بود که اسلام‌آباد به عنوان اقدامات خود برای برآورده کردن معیارهای مالی بین‌المللی ارائه می‌کرد.

حراج عمومی دارایی‌ها و صدور حکم بازداشت

محکمه دوم ضد تروریسم کراچی در تاریخ ۱۶ فبروری ۲۰۲۰ با نشر آگهی در روزنامه‌ها، فراخوان حراج عمومی دارایی‌های اختر منصور را اعلام کرد. بر اساس این حراج، ارزش کل شش ملک منصور در آن زمان ۷۷.۷ میلیون کلدار برآورد شده بود. در آن مقطع، ارزش یک دالر امریکا حدود ۱۵۴ کلدار پاکستانی بود که بر این اساس، ۷۷.۷ میلیون کلدار معادل حدود ۵۰۴ هزار و ۵۴۵ دالر امریکا می‌شد.

این دارایی‌ها در تاریخ ۱۸ اگست ۲۰۲۰ به فروش رسیدند.

همچنین در ۹ مارچ ۲۰۲۱، محکمه دوم ضد تروریسم کراچی در پرونده مربوط به اختر منصور و دیگران، امر دائمی و بازداشت بدون قید ضمانت را برای عمار یاسر و اختر محمد صادر کرد. این پرونده همچنان در این محکمه باز باقی مانده است.

موضع طالبان: «منصور فرصتی برای تجارت املاک نداشت»

طالبان ادعاهای اداره بازرسی فدرال پاکستان را رد کردند. در جولای ۲۰۱۹، طالبان اعلام کردند که منصور فرصتی برای تجارت املاک نداشت و هرگز در چنین معاملاتی درگیر نبوده است. طالبان این گزارش‌ها را بی‌اساس خوانده و گفتند که طرح چنین ادعاهایی درباره رهبران‌شان نمی‌تواند به شخصیت منصور آسیبی وارد کند.

طالبان در اعلامیه خود افزودند: «ما هدف از نشر چنین گزارش‌هایی را نمی‌دانیم، اما با اطمینان می‌توانیم بگوییم که این‌گونه گزارش‌های ضعیف و بی‌اساس در مورد رهبران طالبان، نه به نفع کسی است و نه می‌تواند به شخصیت منصور آسیبی برساند.»

سرانجام پرونده و ضبط اموال به نفع دولت

دستگاه‌های حکومتی پاکستان در مارچ ۲۰۲۱ پایان پرونده دارایی‌های ملا اختر منصور را اعلام کردند.

دارایی‌هایی که با هویت‌های جعلی در پاکستان به دست آمده بود و ارزش آن حدود ۴۰.۵ میلیون کلدار برآورد می‌شد، به خزانه دولتی تحویل داده شد.

پنج ملک ملا اختر منصور در کراچی که ارزش آن‌ها حدود ۳۲ میلیون کلدار برآورد شده بود، توسط محکمه به مبلغ ۴۴ میلیون و ۶۶۵ هزار کلدار به حراج گذاشته و فروخته شد.

علاوه بر این، ملا اختر منصور از یک شرکت بیمه، بیمه عمر خریده بود که آن شرکت بعداً مبلغ ۳۴۷ هزار کلدار را به محکمه تسلیم کرد.

پول‌های نقد موجود در حساب‌های بانکی منصور نیز که بین ۲ تا ۲.۵ میلیون کلدار تخمین زده می‌شد، ضبط و به خزانه دولت منتقل شد.

قاضی محکمه، عمار و اختر محمد را که همچنان متواری بودند، به عنوان «مجرمان فراری» اعلام کرد و دستور دائمی بدون ضمانت را برای بازداشت آنان صادر نمود.

عمار یاسر بعداً به قطر رفت و به عنوان عضو سیاسی دفتر دوحه تعیین شد.

پربازدیدترین‌ها

یاسین ضیا: برای فردای پسا‌طالبان برنامه‌ریزی می‌کنیم
۱

یاسین ضیا: برای فردای پسا‌طالبان برنامه‌ریزی می‌کنیم

۲

واکنش‌ها به درگیری در بدخشان؛ جمعه‌خان فاتح وارد «جنگ نابرابر» شده است

۳

ادامه درگیری‌ها در بدخشان؛ شنیده‌شدن شلیک‌های پراکنده در ولسوالی نسی

۴

جبهه مقاومت اعلام کرد شهردار طالبان در فیض‌آباد بدخشان «کشته شد»

۵

طالبان از مولانا فضل‌الرحمان برای شرکت در مراسم پنجمین سالروز بازگشت به قدرت دعوت کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

رهبران نظامی طالبان بر سر عملیات بدخشان اختلاف نظر دارند

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع معتبر به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که رهبران ارشد طالبان در کابل در مورد جنگ در نسی بدخشان اختلاف نظر دارند.

یک منبع معتبر گفت که وزیران دفاع و داخله و رئیس استخبارات طالبان از عملکرد تاجمیر جواد، معاون این اداره، رضایت ندارند. به گفته این منبع، تاجمیر جواد بدون هماهنگی با ارگان‌های امنیتی طالبان، برای خلع سلاح جمعه‌ خان فاتح اقدام کرده است؛ اقدامی که منجر به درگیری‌های گسترده شده و چالش‌های جدی خلق کرده و تلفاتی برجای گذاشته است.

محمدیعقوب مجاهد وزیر دفاع طالبان، سراج‌الدین حقانی وزیر داخله، و عبدالحق وثیق، رئیس عمومی استخبارات طالبان، از عملکرد تاجمیر جواد ناراضی هستند.

این منبع می‌افزاید که روز سه‌شنبه هفته جاری، حدود ۳۰۰ نیروی ویژه بدری به دستور تاجمیر جواد و بدون هماهنگی و مشورت با وزیر دفاع، رئیس استخبارات و وزیر داخله، به هدف خلع سلاح افراد «غیرمطلوب» و طالبان مسلح محلی تاجیک‌تبار به منطقه اعزام شد.
بر اساس اطلاعات این منبع، نیروهای بدری در جریان این عملیات تلاش کردند نیروهای تحت فرماندهی جمعه‌ خان فاتح را خلع سلاح کنند، اما این نیروها در برابر عملیات مقاومت کرده و علیه طالبان ایستادگی کردند.

تلفات سنگین قطعه بدری
منابع گفتند در جریان درگیری‌های چهار روز گذشته شمار از نیروهای بدری کشته یا به‌شدت زخمی شدند. این منبع دلیل تلفات سنگین را ناآشنایی نیروهای اعزام‌شده با منطقه و بی‌اطلاعی آنان از شرایط و پیچیدگی‌های محلی عنوان می‌کند.
به گفته منابع، جمعه‌ خان فاتح به فصیح‌الدین فطرت رئیس ارتش و وزیر دفاع طالبان پیام فرستاد و از آنان پرسید که آیا دستور تاجمیر جواد برای انجام این عملیات با اطلاع و تأیید آنان صادر شده است یا خیر. به گفته منابع، آنان در پاسخ اظهار بی‌خبری کرده و گفته‌اند که از این اقدام اطلاعی نداشته‌اند.

نگرانی طالبان از افزایش حملات سراسر
این منبع می‌گوید که طالبان اکنون این رویداد را یک «پرونده آزمایشی» و تعیین‌کننده می‌دانند که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های آینده و حتی سرنوشت طالبان تأثیر بگذارد.

به باور این منبع، اگر جمعه‌ خان فاتح کشته یا دستگیر شود، طالبان می‌توانند کنترول اوضاع را حفظ کنند؛ اما در صورت شکست این عملیات، ضربه بزرگی به طالبان وارد خواهد شد.
این منبع همچنین هشدار می‌دهد که درگیری‌های اخیر در بدخشان می‌تواند به نقطه آغاز شکل‌گیری یک جبهه ضدطالبان در دیگر مناطق افغانستان تبدیل شود.

جمعه‌ خان فاتح، از فرماندهان ناراضی طالبان است. اختلاف میان او و اداره طالبان در ماه‌های گذشته پس از آن شدت گرفت که والی طالبان در بدخشان شماری از نزدیکان او را در ارتباط به استخراج معادن بازداشت کرد.

  • جمعه‌ فاتح به رئیس ارتش طالبان: بر ضد نظام نیستیم، مشکل ما با قطعه اعزامی است

    جمعه‌ فاتح به رئیس ارتش طالبان: بر ضد نظام نیستیم، مشکل ما با قطعه اعزامی است

روز گذشته جمعه خان فاتح در پیامی خطاب به فصیح‌الدین فطرت، رئیس ارتش طالبان گفت که آنان هیچ مشکلی با اداره طالبان ندارند و مخالفت‌شان با نیروهای اعزامی است. او افزود که این نیروها با ورود به خانه‌های مردم و تیراندازی، باعث کشته و زخمی شدن غیرنظامیان شده‌اند.

این فرمانده محلی طالبان در این پیام افزود که ورود قطعه اعزامی به ولسوالی‌های درواز و یفتل با وجود اطمینان‌هایی که پیشتر درباره نبود مشکل داده شده بود، به ایجاد پست‌های امنیتی و افزایش تنش انجامید. او مدعی شده است که در جریان حضور نیروهای طالبان، عملیات تلاشی خانه‌به‌خانه انجام شده و نیروهای این قطعه وارد حریم خصوصی مردم شده‌اند. این فرمانده طالبان همچنین گفت که نیروهای اعزامی چند تانک را نیز تصرف کردند.

تشدید درگیری‌ها در نسی

هلیکوپترهای طالبان در جریان دو روز گذشته مواضع افراد وابسته به جمعه فاتح را در نزدیکی مرکز ولسوالی نسی بمباران کردند.

افراد فاتح همچنین روز پنجشنبه یک چرخبال طالبان را در مرکز این ولسوالی ساقد کردند. طالبان وقوع این حادثه را تایید کرد.

منابع محلی می‌گویند نیروهای اعزامی طالبان و افراد فاتح متحمل تلفات شده‌اند، اما تاکنون آمار دقیقی در مورد شمار کشته‌ها و زخمی‌های این درگیری منتشر نشده است.

اعتراض تاجیکستان علیه طالبان

رسانه‌‌های تاجیکستان گزارش دادند که یک زن تاجیک بر اثر تیراندازی از داخل خاک افغانستان ناشی از درگیری در نسی بدخشان، در منطقه مرزی درواز جان باخته است. طبق گزارش‌ها، این زن بادار بوده است.

ولسوالی نسی با منطقه درواز تاجکستان همرز است. این منطقه شاهد درگیری سنگین میان طالبان بوده است.

در پی این حادثه، وزارت خارجه تاجیکستان از نقض حریم هوایی این کشور، آسیب رسیدن به منازل مسکونی و کشته‌شدن یک زن ۲۱ ساله بر اثر درگیری‌های مسلحانه در خاک افغانستان، یادداشت اعتراضی رسمی به اداره طالبان فرستاد.

وزارت خارجه تاجیکستان اعتراض شدید خود را نسبت به پیامدهای درگیری‌های مرزی ابراز کرده و تاکید کرده‌اند که ادامه این وضعیت حاکمیت ملی و امنیت مناطق مرزی تاجیکستان را به شدت تهدید کرده و نقض صریح قوانین و حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود.

امام‌علی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان با خانواده زن جوانی که در پی تیراندازی از خاک افغانستان کشته شد ابراز همدردی کرد و تسلیت گفت.

یک گام تا سقوط پایتخت؛ روزی که ۷ ولایت به‌دست طالبان افتاد

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

۲۳ اسد ۱۴۰۰ یک روز پیش از ورود طالبان به پایتخت، این گروه به پیشروی سریع خود در بخش‌های مختلف کشور ادامه داد و مراکز هفت ولایت را به کنترول خود درآورد. جنگجویان طالبان پنج سال قبل در چنین روزی وارد بلخ، فاریاب، پکتیا، پکتیکا، کنر، لغمان و دایکندی شدند.

مزارشریف

سقوط شهر مزارشریف‌ مرکز ولایت بلخ در شمال افغانستان، از بزرگ‌ترین دستاوردهای نظامی و سیاسی طالبان در آن روز بود.

مزارشریف از شهرهای مهم افغانستان و یکی از مراکز اصلی فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی در شمال کشور است.

100%

مرکز بلخ از مهم‌ترین پایگاه‌های مقاومت نیروهای حکومت پیشین، نیروهای خیزش مردمی و چهره‌های سیاسی مطرح شمال در برابر طالبان به شمار می‌رفت. با این حال، مزارشریف در جریان آن روز به دست طالبان افتاد.

براساس گزارش‌ها، نیروهای ارتش افغانستان ابتدا منطقه را ترک کردند و پس از آن نیروهای محلی و خیزش‌های مردمی نیز مقاومت را کنار گذاشتند.

براساس این گزارش‌ها، تمام تاسیسات مهم دولتی، از جمله دفتر والی بلخ، به کنترول طالبان درآمد.

همزمان گزارش‌هایی درباره تضعیف نیروهای فرماندهان و چهره‌های سیاسی شناخته‌شده شمال، به‌ویژه عطامحمد نور و نیروهای عبدالرشید دوستم، و خروج آنان از منطقه منتشر شد.

اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، سیگار، در گزارش خود نوشته بود که طالبان مزارشریف را بدون جنگ تصرف کرد و به این ترتیب روند تصرف شمال افغانستان را تکمیل کرد.

100%

فاریاب و کنر

همزمان با سقوط بلخ در شمال، مرکز فاریاب نیز به دست طالبان افتاد. فاریاب از ولایت‌هایی بود که طالبان پیش از آن شماری از ولسوالی‌هایش را همراه با مناطق اطراف مرکز ولایت به کنترول خود درآورده بود.

با سقوط میمنه، حضور نظامی حکومت جمهوری در شمال‌غرب افغانستان بیش از پیش محدود شد.

100%

در ۲۳ اسد، اسعدآباد، مرکز ولایت کنر در شرق افغانستان نیز به کنترول طالبان درآمد. سقوط اسعدآباد نشانه دیگری از ضعیف‌شدن خطوط دفاعی حکومت در شرق کشور بود.

طالبان روز شنبه ۲۳ اسد گفت که اسعدآباد، مرکز کنر، و ولسوالی‌های اطراف آن از کنترول نیروهای دولتی خارج شده و جنگجویان این گروه بر شهر مسلط شده‌اند.

تمام مقام‌ها و مسئولان امنیتی از اسعدآباد خارج شده بودند و شهر به طالبان واگذار شده بود.

براساس گزارش اختصاصی افغانستان اینترنشنال، از ولسوالی‌های اسمار و شیگل کنر گزارش‌هایی درباره درگیری‌های کوچک منتشر می‌شد، اما مرکز ولایت به‌طور کامل در کنترول طالبان قرار گرفته بود.

در ویدیوهایی که از این ولایت منتشر شد، شماری از مردم دیده می‌شدند که به موترهای ارتش ملی سنگ پرتاب می‌کردند.

انتشار این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت.

در همان روز، سخنگوی طالبان در صفحه اکس خود نوشت که این گروه مهترلام، مرکز ولایت لغمان را به‌طور کامل تصرف کرده است.

سقوط مهترلام در حالی رخ داد که طالبان همچنان در مسیر پیشروی به سوی کابل قرار داشت.

100%

پکتیکا، پکتیا و دایکندی نیز سقوط کردند

در جنوب‌شرق افغانستان، شرنه، مرکز پکتیکا، و گردیز، مرکز پکتیا، نیز در جریان همان روز سقوط کردند.

پیش از آن، شمار زیادی از ولسوالی‌های پکتیا به دست طالبان افتاده بود و مرکز این ولایت، گردیز، چندین هفته زیر فشار قرار داشت.

شبکه تحلیلگران افغانستان در آن زمان گزارش داده بود که بسیاری از ولسوالی‌های پکتیا به دست طالبان افتاده و جنگ تا مناطق اطراف گردیز رسیده است.

100%

صبح ۲۳ اسد، گزارش‌هایی نیز از شرنه، مرکز پکتیکا، منتشر شد که نشان می‌داد بازار شهر به دست طالبان افتاده و مقام‌های محلی از شهر خارج شده‌اند.

به این ترتیب، ساختار دفاعی حکومت جمهوری در جنوب‌شرق افغانستان نیز به سرعت فروپاشید.

در مرکز افغانستان، نیلی، مرکز ولایت دایکندی، نیز به کنترول طالبان درآمد.

سقوط دایکندی محدوده جغرافیایی پیشروی سریع طالبان را بیش از پیش گسترش داد.

سقوط مراکز این هفت ولایت در ۲۳ اسد در حالی رخ داد که فقط یک روز پیش، در ۲۲ اسد، طالبان مراکز چند ولایت دیگر از جمله قندهار، هلمند، غور، بادغیس، لوگر و زابل را نیز تصرف کرده بود.

آن زمان رویترز گزارش داد که در ۲۳ اسد پل‌علم، مرکز لوگر، نیز به دست طالبان افتاده بود.

تا ۲۳ اسد، طالبان کنترول بیشتر ولایت‌ها و شهرهای مهم افغانستان را به دست گرفته بود و کابل عملا مهم‌ترین شهر بزرگ باقی‌مانده زیر کنترول حکومت بود.

امریکا نیروهای بیشتری برای عملیات تخلیه به کابل فرستاد

در همان روز، جو بایدن، رئیس‌جمهور وقت امریکا، اجازه فرستادن نیروهای بیشتر به کابل را برای تامین امنیت عملیات خروج شهروندان امریکایی و همکاران افغان امریکا صادر کرد.

وخامت سریع وضعیت امنیتی افغانستان، امریکا و دیگر کشورهای غربی را وادار کرد برنامه‌های اضطراری خود را برای خارج‌کردن کارکنان سفارت‌ها و همکاران افغان خود عملی کنند.

براساس گزارش سیگار، دولت امریکا در ۲۳ اسد تصمیم گرفت نیروهای بیشتری برای تنظیم عملیات تخلیه به کابل بفرستد.

تا پایان آن روز، مناطقی که به کنترول طالبان درآمده بود به اندازه‌ای گسترش یافته بود که سقوط کابل به مسئله زمان تبدیل شده بود.

100%

روز بعد، در ۲۴ اسد، جلال‌آباد، خوست، میدان وردک، بامیان، پروان، کاپیسا و مراکز دیگری نیز به دست طالبان افتاد و طالبان وارد کابل شد.
از دست رفتن شهر مهم و راهبردی مزارشریف، سقوط ولایت‌های جنوب‌شرقی مانند پکتیا و پکتیکا و از دست رفتن مراکز حکومتی در شرق و مرکز افغانستان، از مهم‌ترین نشانه‌هایی بود که روند پایان جمهوریت را سرعت بخشید.

گذر به کچلاغ، خاستگاه رهبر مرموز طالبان

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۰۹:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در کوچه‌های کچلاغ، در شمال شهر کویته، روشن‌ترین نشانه از زندگی گذشته هبت‌الله آخندزاده، صدای شنیده‌شده او از محراب مسجد است. اما سال‌ها بعد، همین صدا به یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها درباره هویت او بدل شده است.

مجید کاکر، از رهبران قومی کچلاغ که ۱۳ سال ملا هبت‌الله را از نزدیک می‌شناخته، می‌گوید صدای او را آن‌قدر شنیده که از حافظه‌اش پاک نمی‌شود. از همین رو، پیام‌های صوتی ضبط‌شده‌ای که از سوی طالبان منتشر می‌شود، او را به این نتیجه رسانده که «این صدای اصلی ملا هبت‌الله نیست.»

کاکر به افغانستان اینترنشنال گفته است که میان صدای ضبط‌شده کنونی منسوب به هبت‌الله و صدایی که او از نزدیک می‌شنیده، تفاوت زیادی وجود دارد.

رهبر طالبان حتی پنج سال پس از قدرت‌گیری این گروه در افغانستان در انظار عمومی دیده نشده است. اداره طالبان و رسانه‌های این گروه، هرازگاهی فایل‌های صوتی منتسب به سخنرانی‌های او را به ویژه در مناسبت‌هایی مثل نماز عید منتشر می‌کنند اما هیچ تصویر تازه‌ای از هبت‌الله منتشر نشده است.

ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر کنونی طالبان، حدود ۱۵ سال در روستای قاسم‌خانِ منطقه کچلاغ در شهر کویته ایالات بلوچستان پاکستان زندگی کرد. او در کنار «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس»، در «مسجد الحاج» مستقر بود؛ مسجدی که به «مسجد بلوچ‌ها» نیز معروف است.

100%

این مسجد به نام یک بازرگان محلی کویته نام‌گذاری شده است. مردم محل می‌گویند این بازرگان روابط نزدیکی با ملا هبت‌الله آخندزاده داشت. اما در ۱۴ آگست ۲۰۱۹، روزی که مصادف با سالروز استقلال پاکستان بود، پس از نماز جمعه انفجار مهیبی این مسجد را لرزاند و بخش‌هایی از سقف آن فرو ریخت.

در این انفجار ۴ نفر کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدند. پس از این رویداد، ملا هبت‌الله آخندزاده از انظار عمومی ناپدید شد و به دنبال آن، دو روایت متفاوت شکل گرفت.

یک روایت در میان مردم کچلاغ این است که ملا هبت‌الله در همان انفجار کشته شده است، اما روایت دوم او را زنده می‌داند و می‌گوید پس از انفجار به یک مکان امن منتقل شده است.

100%

طرفداران هر دو روایت برای ادعاهای خود دلایل گوناگونی ارائه می‌دهند. برای روشن شدن این موضوع، افغانستان اینترنشنال با برخی از افرادی که ملا هبت‌الله را از نزدیک می‌شناختند، گفت‌وگو کرده است. شمار دیگری از افراد نیز به دلیل نگرانی‌های امنیتی، به شرط فاش نشدن نام‌شان سخن گفته‌اند.

ملک مجید کاکر، از متنفذین قومی کچلاغ، به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبت‌الله امام مسجد الحاج بود، اما بیشتر اوقات برادرش، احمدالله، امامت می‌کرد. او بر این باور است که در روز انفجار ۱۴ آگست ۲۰۱۹، ملا هبت‌الله در کچلاغ حضور نداشت و برادرش در آن حادثه کشته شد.

100%
احمدالله، برادر هبت‌الله

«صدایش تغییرکرده به نظر می‌رسد»

کاکر تصویری را که در رسانه‌ها به عنوان ملا هبت‌الله منتشر می‌شود، تصویر اصلی او می‌داند، اما درباره صدای پخش‌شده در پیام‌های او ابراز تردید می‌کند. به باور او: «این صدای اصلی ملا هبت‌الله نیست و بسیار تغییرکرده به نظر می‌رسد. من صدای ملا هبت‌الله را از نزدیک شنیده بودم و میان صدای او و پیام‌های صوتی کنونی تفاوت آشکاری وجود دارد.»

به گفته کاکر، پیش از انفجار کچلاغ نیز دو بار تلاش‌هایی برای سوءقصد به جان ملا هبت‌الله صورت گرفته بود و به همین دلیل، او بسیار کم با مردم دیدار می‌کرد و در رفت‌وآمدهای خود برای حفظ امنیت احتیاط زیادی به خرج می‌داد.

او می‌افزاید، روزی به ملا هبت‌الله گفته بود: «در افغانستان مکاتب، شفاخانه‌ها و سرک‌ها با انفجارها ویران می‌شوند، آیا این کار به نفع افغانستان است؟» و به گفته او، ملا هبت‌الله در پاسخ پذیرفته بود که این کار به زیان افغانستان است و اقدامی نادرست است.

یکی از ساکنان محلی کچلاغ که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت پس از انفجار، نیروهای امنیتی منطقه را محاصره کردند و به هیچ‌کس اجازه نزدیک شدن به مسجد را ندادند.

به گفته او، خبرنگاران نیز اجازه نداشتند از کشته‌شدگان تصویربرداری کنند. گزارش‌دهی از فعالیت‌های طالبان در کویته برای خبرنگاران محلی کار ساده‌ای نبود و خبرنگاران خارجی نیز برای سفر به کویته به مجوز عدم اعتراض* (NOC) از سوی نهادهای امنیتی پاکستان نیاز داشتند.

این فرد که هبت‌الله آخوندزاده را از نزدیک می‌شناخته، ادعا کرد: «ملا هبت‌الله آخوندزاده هنگام انفجار در مسجد حضور داشت، کشته شد و همان شب ۱۲ نفر پیکر او را در قبرستان شهدای کچلاغ به خاک سپردند.»

100%
قبرستان شهدای کچلاغ

با این حال، افغانستان اینترنشنال نتوانست این ادعا را از طریق منابع مستقل دیگر تأیید کند. برای ارزیابی این ادعا، افغانستان اینترنشنال با یکی از مقام‌های محلی طالبان نیز گفت‌وگو کرده است.

او گفت در روز انفجار، ملا هبت‌الله آخندزاده برای شرکت در جلسه‌ «شورای کویته» رفته بود و در کچلاغ حضور نداشت.

پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، یک شورای رهبری مهم طالبان به نام «شورای کویته» در بلوچستان فعال بود. اعضای این شورا در مناطق مختلف کویته مانند مِیتا چوک، پشتون‌آباد، اسحاق‌آباد، بای‌پاس شرقی و کچلاغ زندگی می‌کردند.

یک منبع طالبان به افغانستان اینترنشنال پښتو گفت ملا هبت‌الله آخندزاده دو دارالافتا نیز در پاکستان ایجاد کرده بود. یک دارالافتا در منطقه بوسه‌مندییِ بای‌پاس شرقی کویته قرار داشت که ملا هبت‌الله گاهی برای تدریس به آنجا می‌رفت. دارالافتای دوم او در پیشاور فعال بود. به گفته این منبع، هنگامی که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، هر دو دارالافتا به افغانستان منتقل شدند و اکنون پنج شعبه آن‌ها در ولایت‌های مختلف فعالیت می‌کنند.

روایت‌های گوناگون از انفجار کچلاغ و ظاهر نشدن هبت‌الله در میان مردم، پرسش‌هایی را درباره زنده بودن او ایجاد کرده است.

افغانستان اینترنشنال برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها با یک عضو آگاه طالبان گفت‌وگو کرده است. وی گفت ملا هبت‌الله به دلیل نگرانی‌های امنیتی در برابر دیدگان مردم ظاهر نمی‌شود و مشاورانش نیز به او اجازه حضور در نشست‌های عمومی را نمی‌دهند.

او افزود: «علاوه بر امنیت، این یک استراتژی برای طالبان نیز هست. طالبان تجربه رهبر قبلی خود، ملا محمد عمر، را تکرار می‌کنند.»

او گفت: «ملا عمر چند سال زنده نبود، اما طالبان از نام او برای حفظ یگانگی تحرک خود استفاده می‌کردند.» این منبع افزود اکنون نیز ناپیدا ماندن ملا هبت‌الله برای حفظ انسجام و یک‌پارچگی رهبری طالبان مهم دانسته می‌شود.

ایستگاه و محل استراحت طالبان

کچلاغ شهرکی است که در حدود ۲۴ کیلومتری شمال کویته، مرکز بلوچستان، واقع شده است. این منطقه در دشتی هموار میان دو کوه قرار دارد و بیشتر ساکنان آن پشتون هستند.

در کچلاغ عمدتاً قبایل کاکر، کاسی و خلجی سکونت دارند، اما در برخی مناطق شهر، بلوچ‌ها و مردمانی از اقوام دیگر نیز زندگی می‌کنند. بخش عمده این شهرک در اطراف شهر آباد شده است. هنگام ورود از کویته به کچلاغ، نخست پست‌های بازرسی گمرک و نیروهای مرزی در منطقه «بلیلی» قرار دارد و پس از آن، کمپ «غزه بند» متعلق به نیروهای مرزی پاکستان واقع شده است. بافت قدیمی کچلاغ از همین نقطه آغاز می‌شود.

روستای ملازی، مریانی‌آباد، سملي، وزیرآباد و روستای قاسم‌خان از مناطق قدیمی کچلاغ به شمار می‌روند.

در منطقه سملی کچلاغ، پیش‌تر یک محله و بازار معروف متعلق به اوزبیک‌های افغانستان وجود داشت، اما اکنون تقریباً تمامی ساکنان آن به افغانستان بازگشته‌اند. در همین منطقه «مدرسه شاه صاحب» قرار دارد که در زمان جنگ از مراکز مهم طالبان به شمار می‌رفت.

به گفته مردم محل، رهبران طالبان بارها به این مدرسه می‌آمدند و نشست‌ها و مشورت‌های خود را در آنجا انجام می‌دادند.

پس از سملي، منطقه «هندو چینه» و سپس منطقه «روستای کتر» آغاز می‌شود. در این منطقه خانوارهایی از قبایل کاسی، کاکر، سلیمان‌خیل، ملاخیل و ساگزَی ساکن هستند. در شمال هندو چینه، یکی دیگر از پست‌های امنیتی نیروهای مرزی پاکستان قرار دارد که پس از آن بخش اصلی شهر کچلاغ شروع می‌شود. از کچلاغ راهی به سوی شهر چمن و مرز افغانستان امتداد می‌یابد.

چمن حدود ۹۰ کیلومتر از کچلاغ فاصله دارد و مسیر ولسوالی پشین نیز از همین راه می‌گذرد. اردوگاه‌های معروف مهاجران افغان به نام‌های «سرانان» و «سرخاب» نیز در مناطق اطراف کچلاغ واقع شده‌اند.

کچلاغ سال‌هاست منطقه‌ای مرتبط با «شورای کویته» و محل سکونت هبت‌الله شناخته می‌شود. پس از سال ۲۰۰۱ و شکست طالبان، برخی از مقام‌ها و تحلیل‌گران افغان و غربی بر این باور بودند که رهبری طالبان به شهر کویته در بلوچستان منتقل شده است.

در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷، بازداشت برخی از رهبران این گروه از جمله ملا عبیدالله آخند، وزیر دفاع پیشین طالبان، این باور را تقویت کرد که بخشی از رهبری و شبکه تشکيلاتی طالبان در کویته، کچلاغ و مناطق پشتون‌نشین اطراف آن قرار دارد.

محل سکونت هبت‌الله در کچلاغ

محل سکونت ملا هبت‌الله در کوچه‌ای میان منطقه وزیرآباد و روستای قاسم‌خان، در حدفاصل بخش‌های مرکزی و غربی شهر کچلاغ واقع شده بود.

کوچه اصلی این منطقه حدود چهار و نیم متر عرض دارد که بخش زیادی از آن هنوز خاکی است. در این کوچه دو مسجد وجود دارد؛ یکی در وسط کوچه و دیگری مسجدی بزرگ‌تر در انتهای کوچه. بر سردر این مسجد نام «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس» نوشته شده و ساختمان آن دارای سه طبقه، یک گنبد سبز و یک مناره بلند است.

100%
«مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس»

ملک مجید کاکر به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبت‌الله آخندزاده در همین مدرسه ساکن بود و سال‌ها در اینجا زندگی کرد.

مجید کاکر افزود: «ملا هبت‌الله در همین‌جا تدریس می‌کرد و در زمان جنگ طالبان، از همین مکان با افراد نزدیک و رهبران طالبان در ارتباط بود.»

به گفته شاگردان پیشین هبت‌الله، او هر روز از ساعت هشت صبح تا ظهر به طالبان درس می‌داد و حقوق ماهانه‌اش حدود ۱۰ هزار روپیه پاکستان بود. علاوه بر این، او مبالغی از اعانات، صدقات، زکات و سرسایه (فطریه) نیز دریافت می‌کرد.

توضیح: NOC (Non-Objection Certificate) مجوز رسمی و گواهی عدم اعتراضی است که دستگاه‌های امنیتی پاکستان برای ورود و فعالیت خبرنگاران در مناطق حساس مرزی و امنیتی صادر می‌کنند.»


کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران از طالبان خواست به سرکوب رسانه‌ها را پایان دهد

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت از این گروه خواسته است سرکوب رسانه‌ها، به‌ویژه زنان خبرنگار، را متوقف و محدودیت‌های گسترده بر دسترسی به اطلاعات مستقل را لغو کند.

این کمیته روز ۲۳ اسد در اعلامیه‌ای گفت محدودیت‌های طالبان دسترسی مردم به اطلاعات مستقل را کاهش داده و زمینه گسترش یک نظام تبلیغاتی زیر کنترول این گروه را فراهم کرده است.

به گفته این سازمان، طالبان به محض بازگشت به کابل، زنان خبرنگار را از کار در رسانه‌های دولتی منع کرد و خبرنگارانی را که اعتراض‌ها را پوشش می‌دادند، لت‌وکوب کرد.

به گفته کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران، طالبان از سال بعد از بازگشت خود، بازداشت خودسرانه و زندانی‌کردن را نیز به ابزاری برای سانسور رسانه‌ها تبدیل کرد.

این کمیته خالد قادری، خبرنگار و تهیه‌کننده رادیو نوروز در هرات، را نخستین خبرنگاری می‌داند که پس از بازگشت طالبان به قدرت به دلیل فعالیت حرفه‌ای خود محکوم و زندانی شد.

ولی‌الله رحمانی، نماینده کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران برای افغانستان و پاکستان، می‌گوید طالبان در پنج سال گذشته افغانستان را به یکی از دشوارترین کشورهای جهان برای کار خبرنگاران تبدیل کرده است.

او گفت: «خبرنگاران زیر نظارت قرار می‌گیرند، بازداشت می‌شوند، لت‌وکوب می‌شوند، سانسور می‌شوند یا مجبور به تبعید می‌شوند. زنان خبرنگار با تبعیض بیشتری روبه‌رو هستند و مردم نیز به شکل فزاینده از صحبت‌کردن می‌ترسند.»

به گفته رحمانی، محدودیت بر اینترنت و شبکه‌های مخابراتی نیز بحران آزادی رسانه‌ها را عمیق‌تر کرده و کنترول طالبان بر فضای اطلاعاتی افغانستان را افزایش داده است.

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران می‌گوید زنان فعال در رسانه‌ها با تبعیض شدید روبه‌رو هستند.

این کمیته می‌گوید سانسور از فشار بر خبرنگاران منفرد فراتر رفته و به کنترول سیستماتیک موضوعاتی تبدیل شده است که خبرنگاران اجازه پوشش آن‌ها را دارند.

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران همچنان گفته است که طالبان نشرات تلویزیون افغانستان اینترنشنال مستقر در لندن را مختل کرده‌ است.

  • مرکز خبرنگاران: طالبان در یک سال بیش از ۱۰۰ مورد آزادی رسانه‌ها را نقض کردند

    مرکز خبرنگاران: طالبان در یک سال بیش از ۱۰۰ مورد آزادی رسانه‌ها را نقض کردند

به گفته این سازمان طالبان برای سرکوب رسانه‌های مستقل، یک شبکه گسترده اطلاعاتی زیر کنترول خود ایجاد کرده است.

خبرنگاران در چند ولایت به این کمیته گفته‌اند محدودیت‌ها به اندازه‌ای افزایش یافته که به جز موضوعاتی مانند صحت و آموزش، حوادث ترافیکی از معدود موضوعاتی است که اجازه پوشش آن را دارند.

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران می‌گوید از بین رفتن رسانه‌های مستقل افغانستان صدها خبرنگار را نیز مجبور به ترک کشور کرده است.

بسیاری از این خبرنگاران اکنون در کشورهای همسایه زندگی می‌کنند و با خطر بازداشت، اخراج و بازگرداندن اجباری به افغانستان روبه‌رو هستند.

این کمیته هشدار داده است که بازگرداندن خبرنگارانی که به دلیل آزار طالبان از افغانستان گریخته‌اند، آنان را با خطرهای قابل پیش‌بینی، از جمله انتقام‌گیری و بازداشت خودسرانه، روبه‌رو می‌کند.

گزارش اکونومیست: طالبان میانه‌رو از هبت‌الله می‌ترسند

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۰۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هفته‌نامه اکونومیست نوشت که طالبان میانه‌رو توان مقابله با هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه را ندارند یا از رویارویی با او می‌ترسند. به نوشته این نشریه، هبت‌الله حلقه‌ای از نیروهای وفادار را پیرامون خود ساخته و کنترول قراردادهای سودآور معادن را نیز در دست گرفته است.

اکونومیست در آخرین شماره خود می‌گوید تندروها در طالبان قدرت خود را تحکیم کرده‌اند و شماری از کسانی که در برابر هبت‌الله آخندزاده ایستادند، ناچار به ترک افغانستان شدند.

این نشریه نامی از این افراد نبرده است. عباس استانکزی، معاون سیاسی پیشین وزارت خارجه طالبان، از جمله مقام‌هایی بود که پس از انتقاد علنی از ممنوعیت آموزش دختران، افغانستان را ترک کرد.

اکونومیست پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت نوشته است که سیاست امریکا و اروپا برای منزوی‌کردن این گروه نتیجه نداده است. به باور این نشریه، غرب باید بپذیرد که طالبان در آینده قابل پیش‌بینی در قدرت می‌ماند و به‌جای تحریم، با این گروه وارد تعامل و گفت‌وگو شود.

خبرنگار اکونومیست پس از سفری زمینی به طول هزار کیلومتر در افغانستان نوشته است که طالبان اکنون بر کشور کنترول قوی دارد و به‌جز درگیری‌های گاه‌به‌گاه با پاکستان، بیشتر مناطق آرام است.

اما اکونومیست این وضعیت را «ثباتی تلخ» توصیف کرده است. موسیقی ممنوع است، افراد مسلح در خیابان‌ها حضور دارند و ماموران امر به معروف افرادی را که مقررات طالبان را رعایت نکنند، از جمله مردانی با ریش کوتاه، لت‌وکوب می‌کنند.

زنان از بسیاری از مشاغل و دانشگاه‌ها محروم شده‌اند و بدون محرم مرد اجازه سفر ندارند. دختران نیز نمی‌توانند بالاتر از صنف ششم به مکتب بروند.

اکونومیست نوشته است که بیشتر افغان‌ها آزادی بیشتری می‌خواهند و حتی بسیاری از اعضای طالبان پس از سال‌ها زندگی در خارج دیگر باور ندارند که آموزش دختران خطری برای جامعه است.

امریکا و اروپا در پنج سال گذشته طالبان را به رسمیت نشناخته‌اند، دارایی‌های بانک مرکزی افغانستان در خارج را مسدود کرده‌اند و شماری از مقام‌های این گروه را تحریم کرده‌اند.

اما به نوشته اکونومیست، این اقدامات نتوانسته رفتار طالبان را تغییر دهد. تندروهای این گروه اهمیتی نمی‌دهند که دیپلومات‌ها و سرمایه‌گذاران غربی در افغانستان حضور نداشته باشند و حاضر نیستند برای دسترسی به دارایی‌های مسدودشده بانک مرکزی افغانستان و امتیازاتی دیگر، از سیاست‌های خود عقب‌نشینی کنند.

این مجله معتبر بریتانیایی می‌گوید که اگر غرب با طالبان تعامل نکند، کشورهای دیگر این کار را خواهند کرد. روسیه طالبان را به رسمیت شناخته و چین، هند، ترکیه و امارات متحده عربی نیز در بخش‌هایی مانند معدن و تجارت با این گروه کار می‌کنند.

اکونومیست به نشانه‌هایی از تغییر رویکرد غرب نیز اشاره کرده است. کشورهای اروپایی در ماه جون مقام‌های طالبان را برای گفت‌وگو درباره اخراج مهاجران افغان به بروکسل دعوت کردند. امریکا نیز به‌طور غیرعلنی در مبارزه با گروه‌های اسلام‌گرای افراطی‌ اطلاعات استخباراتی را با طالبان شریک می‌کند.

این نشریه همچنین خواسته است که کاهش کمک‌های بشردوستانه به افغانستان متوقف شود. به گزارش اکونومیست، این کمک‌ها از سال ۲۰۲۲ حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است. این در حالیست که براساس یک برآورد، نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان به کمک نیاز دارد.

اکونومیست خواهان بازنگری در تحریم‌ها نیز شده است. به باور این نشریه، تحریم شماری از مقام‌های طالبان افغان را بیشتر از نظام مالی جهانی دور کرده و سرمایه‌گذاری خصوصی را کاهش داده است.

این نشریه همچنین می‌گوید به‌رسمیت‌شناختن طالبان به معنای تأیید سیاست‌های این گروه نیست، بلکه پذیرش این واقعیت است که طالبان احتمالاً در آینده قابل پیش‌بینی بر افغانستان حاکم خواهد ماند.

به نوشته اکونومیست، خودداری از برقراری روابط دیپلوماتیک اهرم فشار موثری بر طالبان نبوده است. در مقابل، سفارت‌های فعال می‌توانند تهدیدهای تروریستی را زیر نظر بگیرند و کانال‌های مستقیم ارتباط با طالبان ایجاد کنند.

اکونومیست در پایان نوشته است که تغییر در درون طالبان احتمالاً زمان زیادی می‌برد و تعامل سنجیده با این گروه می‌تواند موثرتر از ادامه سیاست انزوا باشد.

به باور این نشریه، زمان آن رسیده است که امریکا و دیگر کشورهای دموکراتیک با طالبان گفت‌وگو کنند.