• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نامه زن پنجشیری به مردانی که در خانه طالب‌اند در بیرون مقاومتی

حلیمه ملک

نویسنده

۷ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۰:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

پنج سال پیش در چنین روزی، ۲۴ اسد، کابل و بخش بزرگی از افغانستان به دست طالبان سقوط کرد، اما پنجشیر آخرین ولایتی بود که در برابر این گروه مقاومت کرد.

به مناسبت پنجمین سالگرد این رویداد، حلیمه ملک، نویسنده پنجشیری، در کنار قدردانی از پیشینه مقاومت پنجشیر، پرسش‌هایی جدی درباره مفهوم مقاومت و نسبت آن با آزادی و حقوق زنان مطرح می‌کند.

من دختری از پنجشیرم؛ سرزمینی که نامش برای بسیاری با مقاومت، ایستادگی و مخالفت با طالبان گره خورده است. ما بارها به این پیشینه بالیده‌ایم و گفته‌ایم که پنجشیر در برابر طالبان سر فرود نیاورده است. این افتخار، بخشی از حافظه تاریخی و هویت جمعی ماست.

اما من، به‌عنوان یک زن پنجشیری، ناگزیرم پرسشی دشوار و تلخ را مطرح کنم: آیا ما واقعاً با تفکر طالبان نیز مبارزه کرده‌ایم، یا تنها با پرچم، سلاح و ساختار سیاسی آن مخالفت داشته‌ایم؟ آیا آنچه با آن جنگیده‌ایم صرفاً گروه طالبان به‌ عنوان یک تشکل سیاسی نظامی بوده است، یا اندیشه‌ای که زنان را فرودست می‌خواهد و حق انتخاب و آزادی آنان را محدود می‌کند؟

این پرسش از آن رو اهمیت دارد که مقاومت را نمی‌توان تنها در میدان جنگ سنجید. مقاومت زمانی معنا پیدا می‌کند که در زندگی روزمره، در خانواده و در روابط اجتماعی نیز با استبداد، تبعیض و سلطه مقابله شود؛ حتی زمانی که این سلطه از سوی نزدیک‌ترین افراد اعمال می‌شود.

من زنانی را در پنجشیر می‌شناسم که سال‌ها از حق آموزش محروم مانده‌اند؛ نه فقط در دوران حاکمیت طالبان، بلکه حتی در دوره جمهوریت، زمانی که دست‌کم بر روی کاغذ، دروازه‌های مکتب و دانشگاه به روی دختران باز بود. آنان را طالبان مسلح از صنف درس بیرون نکرده بود؛ این پدر، برادر، شوهر یا بزرگان خانواده بودند که راه آموزش را بر آنان بستند.

100%

برای برخی از این زنان، مکتب تنها چند قدم با خانه فاصله داشت، اما فاصله میان خانه و مکتب از هر کوه و دره‌ای دشوارتر و عبورناپذیرتر بود. محرومیتی که نه از جغرافیا، بلکه از دیوارهای بلند سنت، مردسالاری و کنترول بر زندگی زنان سرچشمه می‌گرفت.

به همین دلیل، هر بار که از «جامعهٔ ضد طالبان» سخن گفته می‌شود، این پرسش برایم مطرح می‌شود: ضد کدام طالبان؟ ضد گروهی که قدرت سیاسی را در اختیار گرفته است، یا ضد اندیشه‌ای که زن را انسانی مستقل، صاحب حق و دارای اختیار نمی‌داند؟

آیا مخالفت ما تنها با کسانی است که در کابل فرمان ممنوعیت آموزش دختران را صادر می‌کنند، یا با کسانی نیز هست که در خانه‌های خود، بدون نیاز به هیچ فرمان رسمی، همان محرومیت را بر زنان تحمیل می‌کنند؟

زیرا طالبان تنها یک گروه سیاسی نیست؛ طالبان یک تفکر است، و این تفکر هر جا که آزادی، انتخاب و کرامت زنان را انکار کند، حضور دارد.

تفکر طالبانی تنها در عمامه، ریش، تفنگ یا حضور در یک اداره خلاصه نمی‌شود. جوهر این تفکر در نگاهی نهفته است که زن را نه انسانی مستقل و صاحب حق، بلکه موجودی زیر قیمومیت مرد می‌بیند؛ انسانی که برای آموختن، کار کردن، سفر، ازدواج، انتخاب پوشش و حتی بیان دیدگاه خود، نیازمند اجازه مرد خانواده است.

این تفکر جایگاه زن را به خانه محدود می‌کند، صدای او را برنمی‌تابد و حضورش در جامعه را تهدیدی تلقی می‌کند. در این نگاه، حیثیت خانواده به بدن و رفتار زن گره می‌خورد و مردان به نام غیرت، سنت یا دین، خود را صاحب اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی زنان می‌دانند.

طالبان آموزش زنان را تهدید می‌دانند، استقلال اقتصادی آنان را برنمی‌تابند و حضور اجتماعی‌شان را محدود می‌کنند. هدف این تفکر، حذف زن از عرصه عمومی است؛ زنی که دیده نشود، صدایش شنیده نشود و از حق انتخاب درباره زندگی خود محروم بماند.

اما پرسش اساسی این است: آیا مردی که همین باورها را در خانه خود اجرا می‌کند، حتی اگر در بیرون شعار مخالفت با طالبان سر دهد، واقعاً از تفکر طالبانی فاصله گرفته است؟

آیا کسی که برای آزادی یک سرزمین مبارزه می‌کند، اما دختر، خواهر یا همسر خود را از حق آموزش، انتخاب و استقلال محروم می‌سازد، می‌تواند خود را آزادی‌خواه بداند؟ آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که از مرزهای جغرافیا عبور کند و به زندگی، کرامت و حقوق تک‌تک انسان‌ها، از جمله زنان، برسد.

این پرسش تنها به پنجشیر محدود نمی‌شود. در مناطقی چون بدخشان، بغلان و دیگر بخش‌های افغانستان نیز، در میان بسیاری از کسانی که خود را مخالف طالبان می‌دانند، می‌توان همین تناقض را مشاهده کرد.

ممکن است فردی از نظر سیاسی در برابر طالبان قرار داشته باشد، اما در نگاهش به جایگاه و حقوق زنان تفاوت چندانی با آنان نداشته باشد. ممکن است از مقاومت، آزادی و عدالت سخن بگوید، اما زمانی که دخترش خواهان تحصیل، کار یا انتخاب مسیر زندگی خود شود، همان محدودیت‌ها و باورهایی را بازتولید کند که در عرصه عمومی علیه آن‌ها موضع می‌گیرد.

مبارزه با طالبان زمانی معنا پیدا می‌کند که تنها به مخالفت سیاسی با یک گروه محدود نماند، بلکه با ذهنیت و ساختاری مقابله کند که آزادی و اختیار زنان را انکار می‌کند.

تلخی ماجرا دقیقاً در همین تناقض نهفته است: شماری از مردان آزادی را برای خود، قوم خود و سرزمین خود می‌خواهند، اما نه برای زنان خانواده‌شان. از تحمیل سیاسی شکایت دارند، اما در خانه فرمان می‌رانند. از استبداد طالبان سخن می‌گویند، اما پرسش و اعتراض دخترشان را بی‌احترامی می‌دانند.

از زندان‌های طالبان خشمگین‌اند، اما گاه خانه را برای زنان به زندانی بی‌پنجره تبدیل می‌کنند؛ زندانی که در آن نه دیواری بلند، بلکه سنت‌ها، باورهای مردسالارانه و محدودیت‌های نانوشته، آزادی را سلب می‌کند.

چنین مقاومتی شاید بتواند قدرت سیاسی را به چالش بکشد، اما تا زمانی که آزادی را به خانه و زندگی زنان نیاورد، هنوز به معنای واقعی به آزادی نرسیده است.

100%

من این سخنان را برای انکار تاریخ مقاومت پنجشیر نمی‌نویسم و همه مردم پنجشیر را نیز با یک حکم کلی داوری نمی‌کنم. در همان جامعه، پدرانی هستند که با تمام توان از آموزش دختران‌شان حمایت کرده‌اند، مادرانی که در برابر فشار سنت ایستاده‌اند و مردانی که آزادی خواهران و همسران‌شان را بخشی از کرامت و مسئولیت خود دانسته‌اند.

اما دوست داشتن یک سرزمین نباید به معنای سکوت در برابر کاستی‌ها و ضعف‌های آن باشد. نقد صادقانه خیانت نیست؛ بلکه گاه مسئولانه‌ترین و صادقانه‌ترین شکل وفاداری است.

من از پنجشیرم و درست به همین دلیل می‌خواهم پنجشیر تنها به مقاومت نظامی‌اش افتخار نکند، بلکه در دفاع از آزادی و حقوق زنان نیز پیش‌رو و الگو باشد. اگر ادعا می‌کنیم در برابر طالبان ایستاده‌ایم، باید نشان دهیم که با منطق و اندیشه طالبان نیز مخالفیم.

مقاومت واقعی باید از پشت درهای بسته خانه‌ها عبور کند و به زندگی دخترانی برسد که هنوز حق انتخاب و تصمیم‌گیری درباره زندگی‌شان به رسمیت شناخته نشده است. در غیر این صورت، شاید کوه‌های ما تسلیم نشده باشند، اما بخشی از ذهن‌های ما همچنان در اشغال همان اندیشه‌ها باقی مانده است.

وقتی از محرومیت دختران افغانستان سخن می‌گوییم، معمولاً نگاه‌ها به فرمان‌های رسمی و مراکز قدرت معطوف می‌شود. این نگاه ضروری است، زیرا مسئولیت اصلی محرومیت سازمان‌یافته و گسترده زنان بر دوش طالبان است. اما حقیقت دیگری نیز وجود دارد: هیچ اندیشه سرکوبگرانه‌ای تنها با زور دوام نمی‌آورد، مگر آن‌که در بخش‌هایی از جامعه زمینه‌ای برای پذیرش آن وجود داشته باشد. طالبان بسیاری از باورهای زن‌ستیزانه را خلق نکردند؛ آنان این باورها را یافتند، سازمان دادند، تقویت کردند و در نهایت به سیاست رسمی تبدیل کردند.

پیش از آن‌که طالبان دروازه‌های مکاتب را ببندند، دروازه‌های بسیاری از خانه‌ها به روی آرزوهای دختران بسته بود. پیش از آن‌که کار زنان را ممنوع کنند، دختران زیادی با جمله‌هایی مانند «زن را چه به کار؟» روبه‌رو شده بودند. پیش از آن‌که حضور اجتماعی زنان جرم تلقی شود، بسیاری از زنان آموخته بودند که کمتر سخن بگویند، کمتر دیده شوند و خواسته‌های خود را قربانی آبرو و رضایت دیگران کنند. طالبان این زخم قدیمی را به یک فاجعه ملی تبدیل کردند.

100%
دختران خردسال پنجشیری به رودخانه می‌پرند

برای یک دختر، نخستین تجربه استبداد همیشه در یک اداره حکومتی اتفاق نمی‌افتد. گاهی از سر سفره آغاز می‌شود؛ زمانی که تصمیم‌های بزرگ درباره زندگی او گرفته می‌شود، بی‌آن‌که کسی نظرش را بپرسد. گاهی در روزی آغاز می‌شود که برادرش می‌تواند آزادانه از خانه بیرون برود، اما او برای خروج از خانه باید دلیل بیاورد. گاهی در لحظه‌ای رخ می‌دهد که کتاب را از دستش می‌گیرند و می‌گویند تحصیل دیگر برای دختر لازم نیست. این محدودیت‌ها شاید فرمان رسمی نباشند، اما نتیجه‌شان یکی است: کوچک‌تر شدن جهان یک زن.

دردناک‌تر آن است که چنین رفتارهایی گاهی به نام دین توجیه می‌شوند. تعصب، ترس و میل به کنترول، لباس تقدس می‌پوشند تا کسی جرئت پرسش نداشته باشد. هرگاه دختری اعتراض کند، به بی‌حیایی، سرکشی یا مخالفت با ارزش‌ها متهم می‌شود. در چنین فضایی، دین به جای آن‌که سرچشمه اخلاق و کرامت باشد، به ابزاری در دست کسانی تبدیل می‌شود که می‌خواهند قدرت خود را غیرقابل پرسش سازند. آنچه انسان‌ها به نام دین بر زنان تحمیل می‌کنند، لزوماً حقیقت دین نیست؛ گاهی تنها منافع و اقتدار مردانه‌ای است که پشت واژه‌های مقدس پنهان شده است.

یکی از خطرناک‌ترین باورها این است که «عزت» یک خانواده به خاموشی زنان آن وابسته است. گویی مرد می‌تواند هرگونه رفتار کند، اما یک انتخاب شخصی دختر برای تمام خانواده ننگ شمرده شود. در این منطق، زن نه صاحب حیثیت خویش، بلکه حامل آبروی مردان است. بدن، پوشش، رفت‌وآمد، ازدواج و صدای او به موضوع نظارت جمعی تبدیل می‌شود و حتی پس از مرگ نیز برخی از نام بردن از نام او شرم دارند. همین منطق است که کنترل را «غیرت»، اجبار را «محافظت» و محرومیت را «مصلحت» می‌نامد.

من به مقاومتی باور ندارم که در بیرون از خانه آزادی بخواهد و در داخل خانه اطاعت مطلق. نمی‌توان برای حق تعیین سرنوشت یک ملت شعار داد، اما حق تعیین سرنوشت یک زن را انکار کرد. نمی‌توان استبداد را در کابل محکوم کرد، اما نسخه کوچک‌تر آن را در خانواده اجرا کرد. مردی که می‌گوید طالبان نباید برای مردم افغانستان تصمیم بگیرند، باید از خود بپرسد چرا خود را محق می‌داند بدون رضایت دختر یا خواهرش درباره آینده او تصمیم بگیرد.

حتی اگر طالبان فردا از قدرت کنار بروند، تا زمانی که ذهنیت طالبانی در خانه‌ها، خانواده‌ها و روابط اجتماعی باقی باشد، بسیاری از زنان آزاد نخواهند شد. ممکن است دروازه دانشگاه باز شود، اما پدری اجازه رفتن ندهد. ممکن است فرصت کار فراهم باشد، اما شوهری استقلال زن را تهدیدی برای اقتدار خود بداند. ممکن است قانون از زن حمایت کند، اما جامعه او را به‌خاطر استفاده از حقوقش مجازات کند. آزادی سیاسی بدون دگرگونی اجتماعی، برای بسیاری از زنان تنها وعده‌ای نیمه‌تمام خواهد بود.

پربازدیدترین‌ها

بلخ چگونه سقوط کرد؟
۱

بلخ چگونه سقوط کرد؟

۲

رهبران نظامی طالبان بر سر عملیات بدخشان اختلاف نظر دارند

۳

یک گام تا سقوط پایتخت؛ روزی که ۷ ولایت به‌دست طالبان افتاد

۴

گزارش اکونومیست: طالبان میانه‌رو از هبت‌الله می‌ترسند

۵

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران از طالبان خواست به سرکوب رسانه‌ها را پایان دهد

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان برای «عملیات گسترده» علیه مخالفان در بدخشان آمادگی می‌گیرد

۷ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع آگاه به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که با افزایش حملات جبهات مخالف طالبان در بدخشان، این گروه برای یک عملیات گسترده آماده می‌شود. به گفته منابع، طالبان نیروهای بیشتری را به بدخشان اعزام کرده و فرماندهان ارشد این گروه نیز در این ولایت حضور دارند.

افزایش حملات مخالفان و تحرکات تازه در بدخشان، طالبان را به تقویت آرایش نظامی و آماده‌سازی برای یک عملیات گسترده در این ولایت واداشته است. منابع افغانستان اینترنشنال می‌گویند که این تحرکات نگرانی مقام‌های طالبان را برانگیخته است و قرار است اداره طالبان در آینده نزدیک عملیات خود را آغاز کند.

به گفته منابع آگاه، طالبان در روزهای اخیر نیروهای بیشتری را به ولسوالی زیباک منتقل کرده و آن‌ها را در نقاط مختلف این ولسوالی مستقر کرده‌اند.

براساس اطلاعات رسیده، ایست‌های بازرسی جدیدی در برخی مناطق، از جمله یفتل، ایجاد شده و تدابیر امنیتی در سراسر بدخشان افزایش یافته است. منابع، وضعیت امنیتی این ولایت را «شکننده» توصیف می‌کنند.

پیش از این جبهه سپاهی میهن، گروه مسلح تازه تأسیس با حمله غافلگیرانه به یفتل‌ پایین بدخشان کنترول این ولسوالی را برای ساعاتی به دست گرفته و نیروهای طالبان را خلع سلاح کرده بود. به دنبال این رویداد، جبهه آزادی به مواضع طالبان در ولسوالی زیباک حمله کرد.

  • حمله به مقر طالبان و سقوط ولسوالی یفتل بدخشان

    حمله به مقر طالبان و سقوط ولسوالی یفتل بدخشان

منابع همچنین می‌گویند طالبان در پی نگرانی از حملات چریکی، گشت‌زنی و نگهبانی شبانه را در بیشتر مناطق بدخشان افزایش داده‌اند.

به گفته منابع، امان‌الدین منصور، والی طالبان در هلمند و فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش این گروه، اکنون در بدخشان حضور دارند.

امان‌الدین منصور روز چهارشنبه در مراسم خاکسپاری ذبیح‌الله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان، حضور داشت.

ذبیح‌الله امیری که خواهرزاده امان‌الدین منصور نیز بود روز سه‌شنبه در حمله افراد مسلح موتورسایکل‌سوار در مسیر بهارک–فیض‌آباد کشته شد.

  • رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان کشته شد

    رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان کشته شد

منابع تاکید می‌کنند که شناسایی نشدن عاملان این حمله، خشم فرماندهان و مسئولان طالبان در بدخشان را برانگیخته و نگرانی‌های امنیتی در میان مقام‌های این گروه را افزایش داده است.

منابع همچنین خبر دادند که جمعه فاتح، از فرماندهان ناراضی طالبان هنوز نیروهای خود را از سنگرهایش خارج نکرده است. به گفته منابع، برادر او از چهره‌هایی است که بیش از دیگران بر تقابل با طالبان تاکید دارد.

منابع یکی از عوامل اصلی نگرانی طالبان را تغییر موازنه در میدان نبرد عنوان می‌کنند. به گفته آنان، نیروهای جبهه آزادی افغانستان در مناطق کوهستانی بدخشان با تجهیزات و سلاح‌های سنگین مستقر هستند و این اقدام اجرای عملیات طالبان را با دشواری روبه‌رو کرده است.

  • جبهه آزادی از حمله راکتی به کاروان نظامی طالبان در مسیر بدخشان خبر داد

    جبهه آزادی از حمله راکتی به کاروان نظامی طالبان در مسیر بدخشان خبر داد

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که حملات مخالفان مسلح طالبان، به‌ویژه جبهه آزادی افغانستان، در هفته‌های اخیر در بدخشان افزایش یافته است. جبهه آزادی در روزهای گذشته مدعی شد چند موضع مهم طالبان را در ارتفاعات ولسوالی زیباک تصرف کرده و دو پهپاد این گروه را نیز سرنگون کرده است.

کشته شدن چند مقام طالبان در بدخشان و سرپل، همراه با افزایش تحرکات مخالفان، نگرانی‌های امنیتی این گروه را بیش از پیش تشدید کرده است.

طالبان در تخار بزرگان محلی را «مجبور کرد» فیصله نهایی مناقشه زمین را بپذیرند

۷ اسد ۱۴۰۵، ۰۷:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دفتر والی طالبان در تخار اعلام کرد که روند تطبیق فیصله نهایی جنجال زمین در ولسوالی خواجه‌بهاءالدین آغاز شده است. اما منابع محلی می‌گویند که طالبان موسفیدان را مجبور کرده‌اند تا رضایت بدهند.

دفتر مطبوعاتی ولایت تخار گفته است که این پرونده که نزدیک به ۱۸ سال میان دو طرف درگیر بوده، پس از بررسی در مراجع عدلی و قضایی و صدور حکم نهایی، وارد مرحله تطبیق شده است.

بر اساس این اعلامیه، هیأتی متشکل از مسئولان ولایتی، عدلی، قضایی و امنیتی به ریاست معاون والی طالبان برای اجرای این تصمیم به ولسوالی خواجه‌بهاءالدین رفته است.

با این حال منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان پس از انتقال ۱۰۰ بزرگ محلی و ریش‌سفید به به دفتر والی این گروه در تالقان، با فشار و اجبار آنان را به پذیرش فیصله وادار کرده‌اند.

  • طالبان در تخار 'حدود ۱۰۰ نفر' را پس از جنجال بر سر زمین به دفتر والی منتقل کرد

    طالبان در تخار 'حدود ۱۰۰ نفر' را پس از جنجال بر سر زمین به دفتر والی منتقل کرد

به گفته منابع، از این افراد امضا و اثر انگشت گرفته شده تا نشان داده شود که آنان با تصمیم صادرشده موافق هستند. منابع می‌گویند این ریش‌سفیدان هنوز آزاد نشده‌ و به محل خود بازنگشته‌اند.

حمیدالله ارشاد، معاون والی طالبان در تخار گفته است که این فیصله با «رعایت عدالت، شفافیت و بر اساس احکام قانونی» تطبیق خواهد شد.

او گفته تلاش می‌شود آنچه را که نهادهای عدلی و قضایی فیصله کرده‌اند، اجرا و «حق به حق‌دار سپرده شود».

طالبان در خبرنامه خود مشخص نکرده است که فیصله نهایی آنان چیست و براساس چه اسناد و مدارکی، اراضی را به مالکان اصلی آن واگذار خواهد کرد.

مناقشه زمین در خواجه‌بهاءالدین از چندین سال پیش ادامه دارد و در پنج سال حاکمیت طالبان نیز بارها به بحران تبدیل شده است.

باشندگان محل می‌گویند که از زمان به قدرت رسیدن طالبان در اسد ۱۴۰۰ ده‌ها خانواده از خواجه بهاالدین مجبور به «کوچ اجباری» شده‌اند.

تنش‌های تازه پس درگیری بر سر زمین در روستای لاله‌گذر ولسوالی خواجه بهاوالدین در روز یکشنبه رخ داد.

در این درگیری‌ها، دست‌کم سه زن و پنج مرد بر اثر لت‌وکوب طالبان زخمی و دچار شکستگی دست و پا شدند.

شماری از باشندگان محل طالبان را متهم می‌کنند که از افراد «غیربومی» حمایت کرده و تلاش کرده‌اند زمین‌ها و خانه‌های خانواده‌هایی را که ده‌ها سال در این منطقه زندگی کرده‌اند، به افراد دیگر واگذار کنند.

جنجال‌ها بر سر اراضی در خواجه بهاالدین پس از بازگشت طالبان به قدرت، زمانی آغاز شد که این گروه در سنبله ۱۴۰۱ از باشندگان روستاهای لاله‌گذر و کتکجر خواست این مناطق را تخلیه کنند تا افراد «غیربومی» در آن‌جا جابه‌جا شوند.

در آن زمان، درگیری در منطقه مهاجرقشلاق ۱۵ زخمی برجا گذاشت.

طالبان در عقرب ۱۴۰۱ اعلام کردند که این منازعه را حل کرده و ۱۵۰ جریب زمین را برای خانواده‌های بی‌جاشده اختصاص داده‌اند.

با این حال، تنش‌ها پایان نیافت و پس از آن گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد روند توزیع زمین با مشکلاتی همراه بوده و دست‌کم ۷۰ خانواده از دریافت زمین بازمانده‌اند.

طالبان در جدی ۱۴۰۳ بار دیگر اعلام کرد که جنجال زمین در خواجه‌بهاءالدین حل شده است. وزارت سرحدات طالبان نیز در آن زمان پذیرفته بود که روند قبلی توزیع زمین با مشکلاتی همراه بوده و شماری از خانواده‌ها زمین دریافت نکرده‌اند.

با نزاع دوباره بر سر اراضی و روند تطبیق فیصله، اختلاف‌ها میان ادعای طالبان درباره اجرای حکم نهایی و نگرانی‌های باشندگان محل درباره چگونگی رسیدگی به این تنش‌ها ادامه دارد.

هشدار سازمان بهداشت جهانی درباره بحران انسانی گسترده سیلاب‌ها در افغانستان

۷ اسد ۱۴۰۵، ۰۵:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان بهداشت جهانی در گزارشی تازه می‌گوید که سیلاب‌های ناگهانی در ۲۹ سرطان تا ۳ اسد، پیامدهای گسترده انسانی برجا گذاشته است. طبق این گزارش، سیلاب‌ها آسیب جدی به خانه‌ها، تأسیسات عامه و معیشت مردم وارد کرده و نیاز فوری به کمک‌های بشردوستانه را افزایش داده است.

بر اساس این گزارش، سیلاب‌ها در ولایت‌های شرقی نورستان، ننگرهار و لغمان و جنوبی شرقی پکتیکا، پکتیا، خوست و غزنی همچنین کابل، کاپیسا، پنجشیر، پروان، لوگر و میدان وردک در مرکز را متأثر کرده است.

شدیدترین خسارات در منطقه شرقی، به‌ویژه در شهر پارون، مرکز ولایت نورستان، گزارش شده است.

براساس آمار سازمان بهداشت جهانی، در اثر سیلاب‌ها در پارون دست‌کم ۲۳ نفر جان باخته، پنج نفر مفقود و ۱۲۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

طبق ارزیابی این سازمان، سیلاب‌ها در این منطقه آسیب جدی به خانه‌ها، تأسیسات عامه و منابع درآمدی مردم وارد کرده و نیاز فوری به کمک‌های بشردوستانه را افزایش داده است.

گزارش افزوده که سیلاب‌ها صدها خانواده را در کابل و ولایت‌های مجاور آن متاثر ساخته و خسارات قابل توجهی به خانه‌های مسکونی و دارایی‌های اجتماعی وارد کرده است.

سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که سیلاب‌ها باعث تخریب گسترده در ولسوالی‌های محمدآغه لوگر، غوربند پروان و بخش‌هایی از کابل شده است.

ارزیابی این سازمان امدادی نشان می‌دهد که آسیب به جاده‌ها و زیرساخت‌ها دسترسی به خدمات اساسی، به‌ویژه خدمات صحی، را با مشکل مواجه کرده است.

همچنین طبق ارزیابی سازمان ملل، سیلاب‌ها در مناطق جنوب‌شرقی، علاوه بر تخریب خانه‌ها و زمین‌های زراعتی، باعث تلفات جانی نیز شده است.

براساس آمار سازمان ملل، در ولایت پکتیکا دست‌کم ۲۶ خانه تخریب و دو نفر کشته شده‌اند، در حالی که در ولایت پکتیا نیز دو کودک جان خود را از دست داده‌اند.

در ولایت خوست و غزنی نیز خسارات گسترده به زمین‌های کشاورزی، جاده‌ها و سیستم‌های آبرسانی گزارش شده است.

سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که پیامدهای این سیلاب‌ها فراتر از خسارات فوری بوده و می‌تواند تأثیرات درازمدتی بر امنیت غذایی و معیشت خانواده‌ها، به‌ویژه در میان جوامع وابسته به کشاورزی، داشته باشد.

همچنین، طبق این گزارش، تخریب زیرساخت‌های آب آشامیدنی خطر شیوع بیماری‌های ناشی از آب آلوده را افزایش داده است.

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که در پاسخ به این بحران، سیستم هماهنگی اضطراری خود را فعال کرده و با همکاری سایر نهادهای امدادی، اقدام به ارزیابی سریع نیازها و توزیع تجهیزات اضطراری کرده است.

در همین حال این نهاد امدادی از کمبود شدید امکانات صحی در برخی مناطق، به‌ویژه شهر پارون، ابراز نگرانی کرده است.

این سازمان می‌گوید که محدودیت ظرفیت مراکز صحی، کمبود دوا، تخریب مراکز درمانی و دشواری دسترسی به مناطق کوهستانی، روند کمک‌رسانی را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

گزارش بر نیاز فوری به تقویت خدمات صحی، فراهم‌سازی آب آشامیدنی سالم، ایجاد سرپناه موقت برای بی‌جا شدگان و افزایش نظارت بر بیماری‌ها تأکید کرده است.

این سازمان وابسته به ملل متحد هشدار داده است که در صورت تداوم بارندگی‌ها، احتمال وخیم‌تر شدن وضعیت انسانی در روزهای آینده وجود دارد.

از کارمندی تا سوزن‌دوزی؛ زنان تحصیل‌کرده قندهاری به خامک‌دوزی روی آورده‌اند

۶ اسد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
خاطره اسحاقزی
100%

شماری از زنان تحصیل‌کرده در قندهار که به‌دلیل ممنوعیت کار زنان شغل خود را از دست داده‌اند، برای تأمین هزینه‌های زندگی به خامک‌دوزی روی آورده‌اند. آنان می‌گویند درآمد این کار در مقایسه با زمان و زحمتی که صرف می‌کنند، ناچیز است و تنها بخشی از نیازهای خانواده‌ شان را تأمین می‌کند.

پس از به قدرت رسیدن طالبان، زنان کارمند در نهادهای دولتی و خصوصی در قندهار خانه‌نشین شدند. شماری از آنان مجبور شدند که به دوختن یخن‌های سنتی قندهاری روی بیاورند.

نجلا الهام که پیش‌تر در دولت کار می‌کرد، به افغانستان اینترنشنال گفت پیش از بازگشت طالبان به قدرت، هزینه‌های زندگی خود را با معاشش تأمین می‌کرد، اما پس از ممنوعیت کار زنان، ناچار شد در خانه خامک‌دوزی کند.

او گفت یادگیری این هنر در آغاز برایش دشوار بود، اما اکنون با درآمد آن بخشی از نیازهای خانواده‌اش را تأمین می‌کند.

فریبا اسلم، فارغ دانشکده اداره عامه دانشگاه قندهار، نیز از جمله زنانی است که پس از از دست دادن شغلش به خامک‌دوزی روی آورده است.

او قبلا در بخش توزیع کمک‌های بشردوستانه کار می‌کرد، اما اکنون همراه خواهرانش که تحصیل آنان ناتمام مانده است، یخن‌های سنتی قندهاری می‌دوزند.

خانم اسلم گفت با وجود داشتن تحصیلات عالی، برای دوخت یک یخن حدود سه ماه کار می‌کند، اما در پایان حتی ۱۰ هزار افغانی نیز به دست نمی‌آورد.

او ابراز امیدواری کرد که روزی بتواند به شغل پیشین خود بازگردد و در رشته‌ای که تحصیل کرده است، خدمت کند.

درآمد اندک در برابر ماه‌ها کار

دوخت دستی یخن‌های خامک‌دوز یکی از مشاغلی است که به تنها منبع درآمد بسیاری از زنان و خانواده‌های نیازمند در قندهار تبدیل شده است. با این حال، رکود اقتصادی تقاضا برای صنایع دستی را نیز کاهش داده است.

محمد اشرف، فروشنده یخن‌های خامک‌دوزی در قندهار، به افغانستان اینترنشنال گفت بازار این محصولات در مقایسه با گذشته رونق خود را از دست داده است.

او افزود مردم همچنان به یخن‌های خامک‌دوزی علاقه دارند، اما بسیاری از آنان توانایی خرید این محصولات را ندارند.

بی‌بی صاحبه که از حدود ۱۰ سال پیش یخن‌های سنتی می‌دوزد، گفت: «ماه‌ها روی یک یخن کار می‌کنم، اما دکانداران به بهانه کسادی بازار می‌خواهند آن را با قیمت بسیار پایین بخرند.»

او گفت در گذشته سفارش‌های زیادی دریافت می‌کرد، اما اکنون بدون سفارش یخن می‌دوزد و آن را برای فروش به بازار می‌برد.

به گفته زنان خامک‌دوز، پایین‌بودن قیمت‌ها سبب شده است که درآمد حاصل از چند ماه کار، حتی برای تأمین هزینه‌های اولیه یک خانواده نیز کافی نباشد.

رقابت ماشین و دستان زنان خامک‌دوز

یخن‌های دست‌دوز قندهاری از صنایع دستی قدیمی افغانستان به شمار می‌رود. این یخن‌ها در گذشته نه‌تنها در قندهار و دیگر ولایت‌های افغانستان بازار گسترده‌ای داشت، بلکه تاجران آن‌ها را به پاکستان، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، آلمان، بریتانیا، کانادا و امریکا نیز صادر می‌کردند.

افغان‌های مقیم خارج معمولاً این یخن‌ها را برای لباس‌های سنتی و استفاده در عیدها، عروسی‌ها و دیگر مراسم خریداری می‌کردند.

با این حال، مشکلات اقتصادی، کاهش صادرات و افزایش تولید یخن‌های خامک‌دوز ماشینی در سال‌های اخیر، بازار محصولات دست‌دوز را کم‌رونق کرده است. یخن‌های ماشینی در زمان کمتر و با هزینه پایین‌تر آماده می‌شود و همین مسئله رقابت را برای زنان خامک‌دوز دشوارتر کرده است.

با وجود کاهش فروش، یخن‌های خامک‌دوزی قندهاری به‌دلیل کیفیت، زیبایی و ارزش هنری، همچنان در میان افغان‌های داخل و خارج از کشور جایگاه ویژه‌ای دارد.

زنان خامک‌دوز قندهار می‌گویند حمایت از صنایع دستی و فراهم‌شدن بازارهای داخلی و خارجی می‌تواند درآمد آنان را افزایش دهد. با این حال، بسیاری از زنان تحصیل‌کرده‌ای که به این کار روی آورده‌اند، خامک‌دوزی را جایگزین حرفه اصلی خود نمی‌دانند و امیدوارند بار دیگر اجازه کار در رشته‌های تخصصی‌شان را پیدا کنند.

مسئول امور افغانستان در وزارت خارجه بریتانیا معرفی شد

۶ اسد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

استیون داتی، نماینده حزب کارگر و دستیار وزیر خارجه بریتانیا، مسئول پرونده‌های افغانستان و پاکستان، خاورمیانه و شمال افریقا، تحریم‌ها، امور قونسلی و مدیریت بحران منصوب شد.

داتی روز دوشنبه، پنجم اسد، در اکس نوشت که از پذیرفتن این مسئولیت‌ها «مفتخر» است و هم‌زمان از شهروندان بریتانیایی نیازمند کمک در خارج از کشور حمایت خواهد کرد.

استیون داتی نخستین‌بار در نوامبر ۲۰۱۲ از حوزه انتخاباتی کاردیف جنوبی و پنارث در ولز وارد مجلس عوام شد و از آن زمان به‌ طور پیوسته نماینده این حوزه بوده است. او پیش از ورود به سیاست، در سازمان‌های بشردوستانه و توسعه‌ای از جمله ورلد ویژن و بخش‌های مختلف آکسفام فعالیت کرده و سابقه کار با مجمع پارلمانی سازمان امنیت و همکاری اروپا را نیز دارد.

با سپرده‌شدن پرونده افغانستان به استیون داتی، او در سطح سیاسی مسئول پیگیری و هماهنگی سیاست بریتانیا در قبال افغانستان خواهد بود. این نقش شامل نظارت بر موضع لندن درباره طالبان، تماس‌های دیپلوماتیک با کشورهای منطقه و متحدان بریتانیا و پاسخ‌گویی به پرسش‌های پارلمان درباره تحولات افغانستان می‌شود.

داتی همچنین در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با کمک‌های بشردوستانه و برنامه‌های توسعه‌ای بریتانیا برای افغانستان نقش خواهد داشت. موضوع تحریم‌ها علیه افراد و نهادهای مرتبط با طالبان نیز در حوزه مسئولیت‌های او قرار می‌گیرد، زیرا پرونده تحریم‌ها هم‌زمان به او سپرده شده است.

رسیدگی سیاسی به امور قونسلی و وضعیت شهروندان بریتانیایی در افغانستان یا بحران‌های احتمالی مرتبط با این کشور نیز بخشی از وظایف او خواهد بود.

واکنش چهره‌های افغان

مجیب‌الرحمان رحیمی، از مقام‌های پیشین حکومت افغانستان، از استیون داتی خواست سیاست بریتانیا در قبال طالبان بر اصول، حقوق بشر و آزادی‌های مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، استوار باشد. او تاکید کرد که بریتانیا برای حمایت از امنیت، دموکراسی و حقوق اساسی در افغانستان هزینه‌های سنگینی، هم از نظر منابع و هم از نظر جان انسان‌ها، پرداخته است و این سرمایه‌گذاری نباید به سکوت یا سازش با «حکومت سرکوبگر» بینجامد. رحیمی همچنین از دولت بریتانیا خواست در کنار نیروهای دموکراتیک، مدافعان حقوق بشر، زنان و حامیان یک نظام سیاسی مشروع، همه‌شمول و نماینده مردم افغانستان بایستد.

لطف‌الله نجفی‌زاده، روزنامه‌نگار افغان، نیز نوشته است که بریتانیا همچنان یکی از کمک‌کنندگان مهم افغانستان است. او گفته است هم‌زمان با نزدیک‌شدن به پنجمین سال حاکمیت طالبان و بیست‌وپنجمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، زمان آن رسیده است که رویکرد بین‌المللی در قبال افغانستان دوباره ارزیابی شود.

فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، انتصاب داتی را در «زمانی حساس» مهم خوانده و گفته است که افغانستان و منطقه با چالش‌های چندلایه روبه‌رو هستند.

داتی به ‌تنهایی تعیین‌کننده سیاست بریتانیا درباره افغانستان نیست. تصمیم‌های نهایی در هماهنگی با وزیر خارجه، کابینه و دیگر نهادهای دولتی گرفته می‌شود. همچنین موضوعاتی مانند پناهندگی، اقامت، ویزا و اخراج افغان‌ها عمدتا در صلاحیت وزارت داخله بریتانیا قرار دارد، هرچند وزارت خارجه می‌تواند در موارد قونسلی و سیاست خارجی در این پرونده‌ها نقش داشته باشد.