بنیانگذار تلگرام با تصویری از طالبان، به اتهام روسیه درباره «تسهیل تروریسم» پاسخ داد

پاول دوروف، بنیانگذار تلگرام، با انتشار تصویری از طالبان در شبکه اجتماعی اکس به اتهام اخیر روسیه مبنی بر «تسهیل تروریسم» واکنش نشان داد.

پاول دوروف، بنیانگذار تلگرام، با انتشار تصویری از طالبان در شبکه اجتماعی اکس به اتهام اخیر روسیه مبنی بر «تسهیل تروریسم» واکنش نشان داد.
پاول دوروف این تصویر را روز پنجشنبه، هشتم اسد، در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرده که در توضیح آن نوشته است: «گیج نشوید.»
در این تصویر، در کنار عکس بنیانگذار تلگرام که بالای آن واژه «تروریست» نوشته شده است، عکس سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه با سهیل شاهین، سفیر طالبان در قطر و دیگر مقامهای طالبان مشاهده میشود که در بالای عکس آنها عبارت «شرکای محترم» نوشته شده است.
بهنظر میرسد این تصویر به تناقض رفتار مسکو در قبال تعریف «تروریسم» اشاره دارد.
این یادداشت او در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافته است و بخشی از کاربران نیز با این دیدگاه او موافقت کردهاند.
پاول دوروف همچنین نوشته است: «روسیه من را بهعنوان تروریست معرفی کرده است، چون از پذیرفتن خواستههایش برای نظارت گسترده و سانسور در تلگرام خودداری کردم.»
روسیه روابط نزدیکی با طالبان دارد و تنها کشوری است که حکومت طالبان را بهرسمیت شناخته است.
پیشتر سرویس امنیت فدرال روسیه پاول دوروف را به «تسهیل فعالیتهای تروریستی» متهم و برای بازداشت او حکم بینالمللی صادر کرد.
مسکو روز چهارشنبه هفتم اسد اعلام کرد که نام پاول دوروف در فهرست بینالمللی افراد تحت تعقیب قرار گرفته است.

قدرت در افغانستان اغلب با جنگ، کودتا و تنشهای سیاسی بهدست آمده و در بیشتر موارد نیز با همان شیوه از دست رفته است.
مرور تاریخ معاصر افغانستان نشان میدهد که انتقال مسالمتآمیز و قانونی قدرت در این کشور، بیش از آنکه یک قاعده باشد، استثنایی تاریخی بوده است. از زمان امانالله خان تاکنون، بر اساس روایتها و مستندات تاریخی، تنها یک انتقال قدرت از مسیر انتخابات و مطابق قانون اساسی انجام شده است.
از همین رو، تاریخ حاکمان افغانستان تنها داستان رسیدن به قدرت نیست؛ بلکه روایت فرجام حکومتها و سرنوشت رهبرانی است که بسیاری از آنان قدرت را نه با واگذاری داوطلبانه، بلکه با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا زندان از دست دادهاند.
شاه امانالله خان؛ پادشاهی که به دلیل اصلاحات از قدرت سقوط کرد
امانالله خان در سال ۱۹۱۹ پس از اعلام استقلال افغانستان به قدرت رسید و برنامه گستردهای برای نوسازی کشور آغاز کرد. او تلاش داشت افغانستان را از ساختار سنتی به یک دولت مدرن تبدیل کند و در زمینههایی مانند آموزش، قانونگذاری، اصلاح نظام اداری، گسترش روابط خارجی و بهبود جایگاه زنان اصلاحات گستردهای را به اجرا بگذارد.
اما این اصلاحات با مخالفت بخشی از روحانیون، سران قبایل و مخالفان سیاسی روبهرو شد. همزمان مشکلات اقتصادی و ضعف دولت نیز نارضایتیها را افزایش داد.
در سال ۱۹۲۹ با قیام حبیبالله کلکانی، حکومت امانالله خان سقوط کرد. او ابتدا از سلطنت کنارهگیری و سپس به قندهار رفت و در نهایت افغانستان را ترک کرد.
امانالله خان نزدیک به سه دهه پایانی عمر خود را در تبعید گذراند و هرگز به قدرت بازنگشت. او پادشاهی بود که استقلال افغانستان را به دست آورد اما پایان زندگی سیاسی خود را دور از وطن سپری کرد.
حبیبالله کلکانی؛ ۹ ماه حکومت و پایان با اعدام
حبیبالله کلکانی در اوایل سال ۱۹۲۹ با قیام علیه حکومت امانالله خان کابل را تصرف کرد و خود را امیر افغانستان اعلام کرد.
حکومت او از همان آغاز با چالشهای جدی روبهرو بود. بسیاری از فرماندهان نظامی، چهرههای سیاسی و بزرگان کشور از او حمایت نمیکردند و در بخشهای مختلف افغانستان درگیریها ادامه داشت.
چند ماه بعد، محمد نادر خان با نیروهایش کابل را بازپس گرفت و دولت کلکانی سقوط کرد. کلکانی دستگیر شد و در همان سال اعدام شد.
دوره دولت او تنها حدود ۹ ماه دوام آورد و یکی از کوتاهترین دورههای زمامداری در تاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود.
محمد نادر شاه؛ پادشاهی که در اوج قدرت ترور شد
محمد نادر شاه پس از شکست حبیبالله کلکانی و تصرف کابل، در سال ۱۹۲۹ به سلطنت رسید. او تلاش کرد پس از سالها ناآرامی، حکومت مرکزی را دوباره سازماندهی کند و ثبات را به کشور بازگرداند.
در دوران حکومت او، روند بازسازی ساختار دولت و تقویت نظام سلطنتی آغاز شد اما مخالفتهای سیاسی همچنان ادامه داشت. حکومت نادر شاه تنها چهار سال دوام کرد.
او در سال ۱۹۳۳ هنگام شرکت در مراسمی در لیسه استقلال کابل، توسط یکی از دانشآموزان این لیسه به نام عبدالخالق، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. نادر شاه نیز مانند شماری از حاکمان افغانستان، حکومت خود را نه با کنارهگیری بلکه با ترور از دست داد.
محمد ظاهر شاه؛ طولانیترین دوران سلطنت و سالهای تبعید
محمد ظاهر شاه پس از کشته شدن پدرش، محمد نادر شاه در سال ۱۹۳۳ به سلطنت رسید. او نزدیک به چهار دهه بر افغانستان حکومت کرد و طولانیترین دوره زمامداری را در میان حاکمان معاصر این کشور رقم زد.
دوران حکومت ظاهر شاه با ثبات نسبی، گسترش روابط خارجی، اجرای برخی برنامههای توسعه و اصلاحات سیاسی همراه بود. در سالهای پایانی سلطنت او، نظام مشروطه و قانون اساسی جدید زمینه فعالیت احزاب، مطبوعات و انتخابات را تا حدی فراهم کرد.
سلطنت او نیز با کودتا پایان یافت. در سال ۱۹۷۳ زمانی که او برای درمان در ایتالیا به سر میبرد، محمد داوود خان، پسر کاکایش با یک کودتای بدون خونریزی نظام سلطنتی را برچید و جمهوری را اعلام کرد.
ظاهر شاه پس از این کودتا دیگر به سلطنت بازنگشت. او نزدیک به سه دهه در شهر رم ایتالیا زندگی کرد و پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۲ به افغانستان آمد اما دیگر نقشی در قدرت اجرایی کشور نداشت.
محمد داوود خان؛ نخستین رئیسجمهور و پایان حکومت با انقلاب ثور
محمد داوود خان در سال ۱۹۷۳ با کودتایی بدون خونریزی علیه حکومت محمد ظاهر شاه، نظام سلطنتی را پایان داد و جمهوری افغانستان را اعلام کرد. او به عنوان نخستین رئیسجمهور افغانستان، رهبری نظام جدید را بر عهده گرفت.
داوود خان در دوران حکومت خود بر تقویت دولت مرکزی، توسعه اقتصادی و اجرای سیاست خارجی مستقل تاکید داشت. در سالهای پایانی حکومتش، اختلافات سیاسی، مشکلات اقتصادی و افزایش تنش با حزب دموکراتیک خلق، شرایط را برای او دشوار کرد.
در هفتم ثور ۱۳۵۷ حکومت داوود خان در جریان انقلاب ثور سقوط کرد. او همراه با شماری از اعضای خانوادهاش در ارگ ریاستجمهوری کشته شد. نخستین رئیسجمهور افغانستان نیز نتوانست قدرت را بهصورت مسالمتآمیز واگذار کند.
نورمحمد ترهکی؛ نخستین رهبر حکومت کمونیستی که به دست نزدیکترین همکارش کنار رفت
نورمحمد ترهکی پس از انقلاب ثور در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید و به عنوان نخستین رئیس حکومت کمونیستی افغانستان رهبری کشور را بر عهده گرفت. او از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و با اجرای اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تلاش کرد ساختار حکومت را تغییر دهد.
اما سیاستهای حکومت او با مخالفت گسترده در بخشهای مختلف کشور روبهرو شد و شورشهای مسلحانه علیه نظام گسترش یافت. همزمان اختلافات درون حزب دموکراتیک خلق نیز شدت گرفت.
در سال ۱۹۷۹ حفیظالله امین، نخستوزیر و از نزدیکترین همکاران ترهکی، او را از قدرت برکنار کرد. نورمحمد ترهکی اندکی بعد کشته شد و حکومت او پایان یافت.
سرنوشت او نشان داد که رقابت بر سر قدرت در افغانستان، حتی رهبران یک حکومت را نیز از درگیری و حذف سیاسی مصون نگذاشته است.
حفیظالله امین؛ سه ماه حکومت و پایان با مداخله شوروی
حفیظالله امین پس از برکناری نورمحمد ترهکی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید و رهبری حکومت را در دست گرفت. حکومت او با گسترش شورشهای مسلحانه، اختلافات داخلی و بحران سیاسی روبهرو بود.
دوران زمامداری امین تنها حدود سه ماه ادامه یافت. در دسامبر ۱۹۷۹، همزمان با ورود نیروهای اتحاد شوروی به افغانستان، کاخ تاج بیگ هدف عملیات نیروهای ویژه شوروی قرار گرفت. در جریان این عملیات، حفیظالله امین کشته شد و حکومت او پایان یافت.
ببرک کارمل؛ رهبری که با حمایت شوروی به قدرت رسید
ببرک کارمل پس از مداخله نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید. حکومت او با حمایت شوروی شکل گرفت و ادامه یافت. ادامه جنگ، مشکلات اقتصادی و مقاومت مجاهدین، حکومت او را با چالشهای جدی روبهرو کرد.
با تصمیم شوروی برای خروج از افغانستان، موقعیت سیاسی کارمل نیز تضعیف شد. او در سال ۱۹۸۶ از قدرت کنار رفت، به تبعید رفت و سالهای پایانی عمر خود را خارج از افغانستان سپری کرد.
نجیبالله؛ از ریاستجمهوری تا پناهندگی در دفتر سازمان ملل
نجیبالله در سال ۱۹۸۶ به قدرت رسید و سیاست «آشتی ملی» را برای پایان دادن به جنگ و حل سیاسی بحران افغانستان اعلام کرد. با وجود خروج نیروهای شوروی، حکومت او چند سال دیگر دوام آورد اما در سال ۱۹۹۲ با پیشروی مجاهدین سقوط کرد و نجیبالله از قدرت کنارهگیری کرد.
او به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد و چهار سال در آنجا ماند. در سال ۱۹۹۶، پس از ورود طالبان به کابل، از دفتر سازمان ملل خارج شد، دستگیر و کشته شد.
صبغتالله مجددی؛ دو ماه ریاست دولت موقت
صبغتالله مجددی پس از سقوط حکومت نجیبالله در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ به عنوان رئیس دولت موقت اسلامی افغانستان قدرت را در دست گرفت.
دوره زمامداری او تنها حدود دو ماه ادامه داشت. در این مدت اختلاف میان گروههای مجاهدین و آغاز درگیریهای داخلی مانع تشکیل یک حکومت باثبات شد. پس از پایان دوره انتقالی، قدرت به برهانالدین ربانی واگذار شد.
برهانالدین ربانی؛ رئیسجمهوری که سالها بعد ترور شد
برهانالدین ربانی پس از مجددی به ریاستجمهوری رسید و در سالهای جنگ داخلی رهبری افغانستان را بر عهده داشت.
با تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، او پایتخت را ترک کرد اما همچنان به عنوان رئیس یکی از جریانهای سیاسی افغانستان فعالیت داشت. ربانی در سال ۲۰۱۱ زمانی که ریاست شورای عالی صلح را بر عهده داشت در یک حمله انتحاری کشته شد.
ملا محمد عمر؛ از قدرت تا سالهای زندگی مخفی
ملا محمد عمر پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، رهبری این گروه را بر عهده گرفت.
حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ با حمله امریکا و متحدانش سقوط کرد و ملا محمد عمر از انظار عمومی ناپدید شد. او هرگز بار دیگر به قدرت بازنگشت.
حامد کرزی؛ تنها انتقال مسالمتآمیز قدرت
حامد کرزی پس از سال ۲۰۰۱ رهبری نظام جدید افغانستان را بر عهده گرفت. او در تاریخ معاصر افغانستان جایگاه ویژهای دارد زیرا نه با کودتا از قدرت کنار رفت نه کشته شد و نه مجبور به تبعید شد.
کرزی در سال ۲۰۱۴ قدرت را به اشرف غنی واگذار کرد. او پس از پایان ریاستجمهوری نیز در کابل ماند و همچنان در عرصه سیاسی افغانستان فعال است.
اشرف غنی؛ آخرین رئیسجمهور نظام جمهوری و تبعید
اشرف غنی در سال ۲۰۱۴ به ریاستجمهوری رسید. برای نخستینبار در تاریخ افغانستان، قدرت از یک رئیسجمهور به رئیسجمهور دیگر از طریق انتخابات منتقل شد.
حکومت او با مشکلات امنیتی، اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی روبهرو بود. در سال ۲۰۲۱، همزمان با پیشروی سریع طالبان، کابل سقوط کرد و غنی افغانستان را ترک کرد. او از آن زمان تاکنون در خارج از افغانستان زندگی میکند.
هبتالله آخندزاده
هبتالله آخندزاده پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، رهبری این گروه را بر عهده دارد.
تاریخ حاکمان افغانستان این پرسش را مطرح میکند که سرنوشت هر حاکم چگونه رقم خواهد خورد. در کشوری که تجربه انتقال منظم قدرت را کمتر داشته، پیشبینی پایان هر حکومت آسان نیست.
اینکه حکومت کنونی چگونه به پایان خواهد رسید، پرسشی است که پاسخ آن را آینده خواهد داد.
از امانالله خان تا امروز، تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد که سرنوشت بسیاری از حاکمان این کشور با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا فروپاشی حکومت گره خورده است. انتقال مسالمتآمیز قدرت، در مقایسه با دیگر شیوههای تغییر حکومت، در تاریخ معاصر افغانستان استثنایی کمسابقه بوده است.
مرور این تجربه تاریخی نشان میدهد که در افغانستان، چالش اصلی تنها رسیدن به قدرت نبوده، بلکه ایجاد سازوکاری پایدار برای انتقال قانونی و مسالمتآمیز آن نیز همواره یکی از دشوارترین مسائل سیاست این کشور بوده است.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، روز چهارشنبه در ولسوالی گردهسیری ولایت پکتیا، نشست «محرمانه» را با حامیان خود برگزار کرده است. به گفته منابع، این نشست با محوریت بررسی «وضعیت کنونی و سناریوهای احتمالی آینده افغانستان» برگزار شده است.
منابع آگاه روز جمعه، ۹ اسد، به افغانستان اینترنشنال گفتند که مقامهای نزدیک به سراجالدین حقانی و فرماندهان نظامی وابسته به او برای اشتراک در این نشست از ولایتهای مختلف به پکتیا فراخوانده شدند.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، این نشست در محل اقامت سراجالدین حقانی در ولسوالی گردهسیری ولایت پکتیا، با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و تلفنهای همراه شرکتکنندگان نیز پیش از آغاز نشست جمعآوری شد.
وزارت داخله طالبان تاکنون درباره این نشست اظهار نظر نکرده است.
در هفتههای اخیر، حملات گروههای مخالف مسلح طالبان در ولایتهای شمالی، بهویژه بدخشان، افزایش یافته است. همچنین گزارشهایی وجود دارد که این گروهها در حال گسترش شبکههای خود در دیگر ولایتهای افغانستان هستند.
به گفته منابع، طالبان از افزایش این حملات نگران است.
مزید بر آن، منابع گفتهاند که سراجالدین حقانی از سیاستهای هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، نیز ناراضی است. پیش از این نیز، دو منبع معتبر طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که حقانی با تصمیمهای یکجانبه هبتالله مخالف است و از محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران نیز رضایت ندارد.
به گفته این منابع، حقانی انتقال نیروهای امنیتی، قطعات ویژه، سلاحها و تجهیزات به قندهار و تمرکز آنها زیر نظر هبتالله آخندزاده را تلاشی برای انحصار قدرت و به حاشیه راندن دیگر چهرههای طالبان میداند.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان در روزهای آینده امانالدین منصور، والی کنونی هلمند، را بهعنوان والی جدید بدخشان معرفی خواهد کرد. به گفته منابع، این تصمیم پس از وخامت وضعیت امنیتی در بدخشان اتخاذ شده است. طالبان تاکنون بهطور رسمی در اینباره اظهارنظر نکرده است.
امانالدین منصور پس از بازگشت طالبان به قدرت، نخستینبار بهعنوان والی بدخشان تعیین شد و پس از آن به سمت فرمانده عمومی نیروی هوایی طالبان منصوب شد.
او همچنین در دوران جنگ با نظام جمهوری، فرمانده نظامی طالبان در بدخشان بود و در ولسوالیهای نسی، مایمی، کوفآب، جرم، راغستان، ارغنجخواه، یفتل، وردوج، شهر بزرگ و بهارک فعالیت نظامی داشت.
منصور اوایل سال جاری از سوی هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، بهعنوان والی هلمند منصوب شد.
بر اساس اطلاعات منابع، ذبیحالله امیری، رئیس پیشین اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان که اخیرا کشته شد، خواهرزاده امانالدین منصور بود.
منابع میگویند طالبان بومی بدخشان از عملکرد مولوی اسماعیل غزنوی، والی کنونی این ولایت، ناراضیاند و برای مهار وضعیت امنیتی، از استقرار نیروهای طالبان اهل بدخشان در این ولایت حمایت میکنند.
به گفته منابع، امانالدین منصور از چهرههای بانفوذ طالبان در بدخشان بهشمار میرود.
او در ماه جوزای سال جاری، در مراسمی در بدخشان هشدار داده بود که هرگونه مخالفت با طالبان با «پاسخ کوبنده» روبهرو خواهد شد.
در هفتههای اخیر، بهویژه پس از حملات مستمر جبهه آزادی بر مواضع طالبان در این ولایت، نگرانیهای امنیتی در میان طالبان در این ولایت افزایش یافته است.
نماینده پیشین پاکستان برای افغانستان میگوید طالبان با حفظ روابط خود با تحریک طالبان پاکستانی، ارادهای برای اقدام علیه این گروه را ندارد. آصف درانی افزود که همسویی طالبان با تیتیپی، چشمانداز برقراری روابط باثبات میان پاکستان و افغانستان را بهشدت تضعیف کرده است.
آقای درانی، نماینده پیشین پاکستان در امور افغانستان روز جمعه، نهم اسد، در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «وقتی مقامهای طالبان افغانستان اصرار میکنند که تیتیپی مشکل پاکستان است، پیام نهفته در این موضع کاملا روشن است. آنها قصد ندارند علیه تحریک طالبان پاکستان اقدامی انجام دهند.»
به گفته او، طالبان حفظ روابط با تحریک طالبان پاکستانی را بر رسیدگی به نگرانیهای امنیتی اسلامآباد ترجیح داده است.
نماینده پیشین پاکستان در امور افغانستان همچنین با اشاره به چالشهای داخلی افغانستان از جمله ناآرامیها در بدخشان، گفت که «چنین رویکردی، بهویژه در شرایطی که خود طالبان با چالشهای فزاینده داخلی، از جمله ناآرامیها در بدخشان، روبهرو هستند، نگرانکننده است.»
آصف درانی با ابراز نگرانی هشدار داد که «نادیده گرفتن نگرانیهای امنیتی پاکستان، همزمان با افزایش فشارهای داخلی در [بین طالبان] راهبردی است که میتواند روابط دوجانبه و همچنین ثبات منطقه را بیش از پیش با خطر بیثباتی روبهرو کند.»
آصف درانی این اظهارات را در حالی مطرح کرده است که در هفتههای اخیر وضعیت امنیتی ولایت بدخشان متشنج شده و مخالفان طالبان تحرکات خود را در این ولایت افزایش دادهاند.
در روزهای اخیر، بدخشان شاهد افزایش حملات علیه طالبان بوده است. جبهه آزادی مسئولیت چندین حمله به مواضع طالبان را بر عهده گرفته، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در این ولایت در حمله افراد مسلح کشته شده و روز جمعه نیز خانه رئیس ستاد ارتش طالبان هدف یک حمله مسلحانه قرار گرفته است.
سازمان «افغانستان عاری از پولیو» روز جمعه اعلام کرد که کارزار ۱۰ روزه تطبیق همزمان چندین واکسین کودکان، از روز شنبه (دهم اسد) در سراسر افغانستان آغاز میشود. در این کارزار، واکسینهای فلج اطفال، سرخکان، پنتاوالنت یا واکسین پنجگانه، سینهبغل و اسهالات برای کودکان تطبیق خواهد شد.
سازمان «افغانستان عاری از پولیو» روز جمعه، نهم اسد، در صفحه اکس خود اعلام کرد که کارزار ۱۰ روزه تطبیق چند واکسین از روز شنبه آغاز میشود.
به گفته این سازمان، کودکان براساس سن و نیازشان واکسینهای مورد نیاز را دریافت خواهند کرد. در این اطلاعیه مشخص نشده است که این کارزار در کدام ولایتها برگزار میشود.
این کارزار در شرایطی برگزار خواهد شد که افغانستان همچنان با چالشهای جدی در بخش پوشش واکسیناسیون و محو فلج اطفال (پولیو) روبهرو است.
پیشتر سازمان جهانی بهداشت در گزارش سالانه خود اعلام کرد که ۱۶.۶ میلیون کودک در افغانستان در کارزارهای سراسری واکسیناسیون، واکسین سرخکان و میلیونها کودک دیگر واکسین پولیو دریافت کردند. با وجود ادامه کارزارهای واکسیناسیون، پولیو هنوز در افغانستان ریشهکن نشده است.
محدودیتهای طالبان بر اجرای واکسیناسیون خانهبهخانه و همچنین محدودیتهای اعمالشده بر فعالیت و اشتغال کارکنان صحی زن از عوامل وضعیت کنونی دانسته میشود.
