• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نزدیک به ۱۰۰ سازمان مدنی خواستار تمدید مأموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر در افغانستان شدند

۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

نزدیک به ۱۰۰ سازمان مدنی افغانستان و شماری از نهادهای بین‌المللی حقوق بشری از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل خواسته‌اند مأموریت گزارشگر ویژه این شورا درباره افغانستان را به‌طور کامل تمدید کنند و نظارت اختصاصی بر وضعیت حقوق زنان و دختران افغانستان را ادامه دهند.

این سازمان‌ها در نامه‌ای که پس از شصت‌وسومین نشست شورای حقوق بشر منتشر شده، همچنین خواستار تهیه یک گزارش اختصاصی درباره وضعیت گروه‌ها و جوامع قومی، مذهبی و زبانیِ به حاشیه رانده‌شده و برگزاری گفت‌وگوی تعاملی درباره وضعیت آنها شده‌اند.

در این نامه، سازمان‌های امضاکننده همچنین از شورای حقوق بشر خواسته‌اند سازوکار مستقل تحقیقاتی درباره افغانستان، که در قطعنامه ۶۰/۲ این شورا در اکتبر ۲۰۲۵ ایجاد شد، هرچه سریع‌تر عملیاتی و از نظر مالی تأمین شود.

این گروه‌ها می‌گویند پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، وضعیت حقوق بشر در افغانستان به گفته آنها به جای ثبات، وخیم‌تر شده است. در این نامه به بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدشدن اجباری، شکنجه و بدرفتاری، فشار بر خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر و همچنین اجرای مجازات‌های بدنی و اعدام اشاره شده است.

شماری از نهادهای بین‌المللی حقوق بشری مثل عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه از امضاکنندگان این نامه هستند.

وضعیت زنان و دختران محور اصلی درخواست‌هاست. سازمان‌های امضاکننده می‌گویند دختران همچنان از تحصیل در دوره متوسطه و دانشگاه محروم‌اند و زنان با محدودیت‌های گسترده در اشتغال، حضور در نهادهای عمومی و زندگی اجتماعی روبه‌رو هستند. این نامه همچنین به فرمان‌ها و قوانین جدیدی در سال ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که به گفته امضاکنندگان، محدودیت‌های حقوقی علیه زنان را افزایش داده است.

گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره افغانستان و برخی دیگر از کارشناسان سازمان ملل وضعیت محدودیت‌های اعمال‌شده علیه زنان و دختران را با اصطلاحاتی از جمله آپارتاید جنسیتی توصیف کرده‌اند؛ عباراتی که در نامه سازمان‌های مدنی نیز به آنها استناد شده است.

نامه همچنین به بحران انسانی و اقتصادی افغانستان و بازگشت گسترده افغان‌ها از کشورهای همسایه و دیگر کشورها اشاره کرده است. امضاکنندگان هشدار داده‌اند که برخی بازگشت‌کنندگان، از جمله زنان، اعضای اقلیت‌های تحت فشار، مدافعان حقوق بشر و افرادی مرتبط با دولت پیشین افغانستان یا نیروهای خارجی، ممکن است با خطر آزار و بدرفتاری مواجه شوند.

در بخش دیگری از نامه، سازمان‌ها از تشدید درگیری‌های مرزی میان طالبان و پاکستان ابراز نگرانی کرده و گفته‌اند حملات هوایی و گلوله‌باران مرزی به تلفات غیرنظامیان و آسیب به مراکز درمانی منجر شده است. آنها خواستار رعایت کامل حقوق بشردوستانه بین‌المللی و تحقیقات مستقل درباره ادعاهای نقض آن شده‌اند.

سازمان‌های امضاکننده تأکید کرده‌اند که تمدید مأموریت گزارشگر ویژه برای ادامه مستندسازی وضعیت حقوق بشر و ارائه توصیه به جامعه بین‌المللی ضروری است. آنها همچنین خواستار حفظ گفت‌وگوی تعاملی ویژه درباره حقوق زنان و دختران با مشارکت مستقیم زنان افغان شده‌اند.

در مورد سازوکار تحقیقاتی مستقل افغانستان نیز، این گروه‌ها خواستار عملیاتی‌شدن سریع آن، تأمین منابع مالی پایدار و ارائه گزارشی درباره روند عملیاتی‌شدن این سازوکار در شصت‌وچهارمین نشست شورای حقوق بشر شده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

مقاله‌ای از حکمتیار؛ در منطقه چه می‌گذرد و افغانستان را به کجا مى‌برند؟
۱

مقاله‌ای از حکمتیار؛ در منطقه چه می‌گذرد و افغانستان را به کجا مى‌برند؟

۲

دو چهره افغانستان؛ میلیون‌ها فقیر در سایه میلیونرها

۳

«سایه‌ها بر فراز کابل»؛ روایت حمدالله محب از پشت پرده سقوط حکومت پیشین

۴

سردی روابط طالبان و بیجینگ؛ چرا طالبان به نگرانی‌های امنیتی چین بی‌اعتناست؟

۵

حکمتیار:طالبان با پول و سلاح بیگانگان تحمیل شده و حق معامله بر سر ذخایر افغانستان را ندارد

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان به جنگ پهپادی روی می‌آورد

۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

طالبان با وجود مشکلات گسترده اقتصادی، برنامه‌ای جاه‌طلبانه برای توسعه توانایی‌های نظامی پهپادی خود آغاز کرده‌اند. موفقیت این برنامه می‌تواند پیامدهای جدی برای ثبات و توازن قدرت در جنوب آسیا و خاورمیانه داشته باشد.

بر اساس گزارشی که وب‌سایت «هو وات، هوای» منتشر کرده است، طالبان علاوه بر خرید و تغییر پهپادهای تجارتی موجود در بازار آزاد، روی ساخت پهپادهای داخلی نیز کار می‌کنند.

احمد ضیا سراج، رییس پیشین ریاست امنیت ملی افغانستان، گفته است طالبان پیش از رسیدن به قدرت، عمدتاً از فناوری‌های تجارتی، به‌ویژه پهپادهای موجود در بازار آزاد، استفاده می‌کردند و آن‌ها را برای کاربردهای نظامی تغییر می‌دادند.

به گفته سراج، طالبان هنوز پهپادهای تجارتی را وارد می‌کنند و تغییر می‌دهند، اما اکنون تمرکز بیشتری بر تولید داخلی دارند. او گفت این پهپادها عمدتاً از شرکت‌های چینی خریداری می‌شوند و نسبت به مدل‌هایی که طالبان پیش از رسیدن به قدرت استفاده می‌کردند، گران‌تر هستند.

سراج افزود: «طبق شنیده‌هایم از افراد مورد اعتماد، بودجه این خریدها از هند تأمین می‌شود.» با این حال، او تأکید کرد که تاکنون مدرک محکمی وجود ندارد که نشان دهد حکومت نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، رسماً در پشت این تأمین مالی قرار دارد.

یکی از پهپادهای تجارتی که طالبان برای کاربردهای رزمی تغییر می‌دهند، پهپاد چینی «ماتریس ۳۰۰» است. این پهپاد که مدل صنعتی شرکت دی‌جی‌آی محسوب می‌شود، روز ۱۲ اکتوبر ۲۰۲۲ از سوی ارتش اسرائیل در شهر یروحام این کشور آزمایش شده بود.

نقش ایران در تأمین پهپادهای طالبان

به گفته سراج، منبع دوم پهپادهای طالبان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است.

او گفت سپاه پاسداران «پهپادهای بال‌ثابت اهدایی دولت ایران» را در اختیار طالبان قرار می‌دهد. سراج افزود روابط طالبان با سپاه پاسداران حتی پیش از سقوط کابل نیز نزدیک بود و پس از تسلط طالبان بر افغانستان، این روابط عمیق‌تر شده است.

اسلام‌خان غفاروف، تحلیل‌گر سیاست‌گذاری در مرکز اصلاحات پیش‌رو و استاد ارشد دانشگاه اقتصاد جهانی و دیپلوماسی در تاشکند، نیز اطلاعات سراج را تأیید کرده است.

غفاروف در یک سال گذشته دو بار به افغانستان سفر کرده و با شهروندان عادی و اعضای صفوف طالبان دیدار کرده است. او می‌گوید طالبان شماری از مهندسان افغان را که در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند، استخدام کرده‌اند. برخی از این مهندسان پیشتر با نیروهای امریکایی و بریتانیایی کار کرده بودند.

به گفته غفاروف، بسیاری از این مهندسان به این دلیل جذب طالبان شده‌اند که باور داشتند این گروه نسبت به دوره حاکمیت خود در دهه ۱۳۷۰ و سال‌های نخست قرن جاری، این بار عمل‌گراتر خواهد بود.

وب‌سایت «میدل ایست آنکاورد» نیز در ماه آگست گذشته گزارشی درباره ایجاد شرکت‌هایی از سوی طالبان برای جذب مهندسان جوان افغان به هدف ساخت پهپاد منتشر کرده بود.

علاقه طالبان به پهپادهای ترکیه

غفاروف می‌گوید هند و ایران تنها منابع کمک به توسعه پهپادهای طالبان نیستند.

او گفت وزیر خارجه طالبان حدود شش ماه پیش، هنگام سفر به ترکیه، به پهپادهای انتحاری این کشور علاقه نشان داده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره نتیجه این مذاکرات منتشر نشده است.

همچنین فصیح‌الدین فطرت، رییس ستاد ارتش طالبان، در ماه جنوری گذشته در نمایشگاه بین‌المللی دیمکس در قطر شرکت کرد. گفته می‌شود او در این نمایشگاه درباره پهپادهای انتحاری ترکیه مجهز به هوش مصنوعی پرس‌وجو کرده است.

طالبان سال گذشته نیز با روسیه توافق‌نامه همکاری فنی امضا کردند، اما جزئیات این توافق‌نامه روشن نیست.

دو هدف فوری طالبان

احمدضیا سراج، اسلام‌خان غفاروف و یک خبرنگار افغان در کابل که نخواسته نامش فاش شود، دو هدف فوری طالبان را تقویت توان نظامی برای مقابله با گروه‌های مخالف داخلی، از جمله داعش، و ایجاد دست‌کم نوعی نیروی هوایی می‌دانند.

پیش از سقوط حکومت پیشین افغانستان در سال ۱۴۰۰، دولت این کشور میلیاردها دالر تجهیزات نظامی از امریکا و شرکای ائتلاف بین‌المللی دریافت کرده بود. این تجهیزات شامل هواپیماها و هلیکوپترهای نظامی نیز می‌شد.

پس از خروج نیروهای امریکایی، تجهیزات نظامی به ارزش میلیاردها دالر در افغانستان باقی ماند، اما بسیاری از هواپیماها و هلیکوپترها از هم باز یا اوراق شدند. طالبان بخشی از این تجهیزات را برای تهیه پرزه‌های یدکی استفاده کرده‌اند و تنها شماری محدود از هلیکوپترها هنوز فعال‌اند.

تحریم‌های بین‌المللی نیز خرید پرزه‌های یدکی و نگهداری تجهیزات نظامی را برای طالبان دشوار کرده است.

حملات پهپادی طالبان علیه پاکستان

پاکستان در ماه‌های اخیر چندین حمله زمینی و هوایی در داخل افغانستان انجام داده است. در یکی از این حملات که در ماه می گذشته در حومه کابل انجام شد، بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدند.

نگرانی اصلی پاکستان، فعالیت تحریک طالبان پاکستان است. اسلام‌آباد این گروه را نزدیک به طالبان افغانستان می‌داند. تحریک طالبان پاکستان در سال‌های اخیر حملات متعددی را در پاکستان انجام داده است.

در مقابل، طالبان افغانستان در ماه‌های فبروری و مارچ ۱۶ حمله پهپادی علیه تأسیسات نظامی پاکستان انجام دادند. این حملات عمدتاً با استفاده از پهپادهای تجارتی تغییر‌یافته صورت گرفت که برای حمل مواد منفجره و انجام مأموریت‌های انتحاری آماده شده بودند.

تاکنون گزارشی درباره استفاده از پهپادهای بال‌ثابت ساخت ایران در حملات طالبان علیه پاکستان منتشر نشده است. با توجه به روابط نزدیک ایران و پاکستان و نقش میانجی‌گرانه اسلام‌آباد میان تهران و واشنگتن در ماه‌های اخیر، بعید به نظر می‌رسد ایران تجهیزاتی را در اختیار طالبان قرار دهد که برای حمله به پاکستان استفاده شوند.

با این حال، نقش هند می‌تواند متفاوت باشد. هند و پاکستان برای چندین دهه روابط پرتنش و خصمانه داشته‌اند.

سیاست در خاورمیانه همواره در حال تغییر است و جنگ‌های نیابتی در منطقه رواج دارد. در چنین شرایطی، دشمنِ دشمن ممکن است به دوست تبدیل شود.

وزارت داخله طالبان: با هیئت ترکیه درباره تنش با پاکستان و وضعیت ایران گفت‌وگو شد

۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، گفت وضعیت ایران و تنش‌های میان کابل و اسلام‌آباد از موضوعات مهم دیدارهای هیئت‌های ترکیه و قطر با مقام‌های طالبان در کابل بوده است.

ابراهیم کالین، رئیس سازمان استخبارات ترکیه، و حمد بن خمیس الکوبیسی، معاون شورای امنیت ملی قطر، روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته در سفرهای جداگانه به افغانستان با مقام‌های ارشد طالبان درباره تحولات منطقه‌ای و امنیتی گفت‌وگو کرده‌اند.

قانع به العربیه گفت وضعیت ایران یکی از محورهای این دیدارها بوده است. قانع افزود وخیم‌تر شدن اوضاع در ایران می‌تواند بر کشورهای منطقه، به‌ویژه افغانستان، قطر و ترکیه، تأثیر بگذارد.

سخنگوی وزارت داخله طالبان همچنین گفت طرف‌ها بر ضرورت همکاری مشترک برای تأمین امنیت و ثبات منطقه، به‌ویژه در زمینه مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، تأکید کرده‌اند.

گفت‌وگو درباره تنش با پاکستان

قانع گفت درگیری‌ها و تنش‌های میان افغانستان و پاکستان نیز از موضوعات مهم این دیدارها بوده و طرف‌ها بر ادامه تلاش‌های مشترک برای حل این مشکل و بهبود روابط کابل و اسلام‌آباد تعهد کرده‌اند.

ابراهیم کالین در کابل با عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع، و سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان دیدار کرده است. هیئت قطری نیز به‌صورت جداگانه با مقام‌های طالبان دیدار داشته است.

این دیدارها در شرایطی انجام شده که روابط طالبان و پاکستان در ماه‌های اخیر با تنش جدی روبه‌رو بوده است. اسلام‌آباد طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت تحریک طالبان پاکستان و برخی گروه‌های مسلح بلوچ در خاک افغانستان متهم می‌کند. طالبان این اتهام‌ها را رد کرده است.

سفر رئیس استخبارات ترکیه به پاکستان

پس از سفر به افغانستان، ابراهیم کالین به پاکستان رفت. سفر هیئت ترکیه به پاکستان از سوی مقام‌های پاکستانی به‌صورت رسمی اعلام نشد، اما رسانه‌های ترکیه آن را گزارش کردند.

این سفر در شرایطی انجام شده که تنش‌های امنیتی میان طالبان و پاکستان افزایش یافته و حملات گروه‌های مسلح در مناطق مرزی پاکستان ادامه دارد.

در تازه‌ترین مورد، یک حمله انتحاری به مسجدی در مجموعه پولیس شهر کوهات در خیبرپختونخوا دست‌کم ۳۱ کشته برجای گذاشت. در این حمله یک موتر مملو از مواد انفجاری وارد مجموعه پولیس شد و پس از آن درگیری مسلحانه میان مهاجمان و نیروهای امنیتی رخ داد.

گروه اتحادالمجاهدین وابسته به حافظ گل بهادر مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

اسلام‌آباد در ماه‌های اخیر بارها مدعی شده است که گروه‌های مسلح مخالف پاکستان از خاک افغانستان برای سازماندهی و اجرای حملات استفاده می‌کنند. طالبان این اتهام را رد کرده و گفته است ناامنی در پاکستان مسئله داخلی این کشور است.

ادعای اسلام‌آباد: طالبان و هند برای حمله به پاکستان شبکه مشترک ساخته‌اند

۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۰۹:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رسانه‌های پاکستانی به نقل از منابع استخباراتی خود گزارش دادند که همکاری سازمان‌یافته‌ای میان طالبان و سازمان استخباراتی هند برای دامن زدن به بحران و ناامنی در پاکستان شکل گرفته است.

منابع استخباراتی پاکستان ادعا می‌کنند که سازمان استخبارات خارجی هند (راو) با همکاری مقام‌های ارشد اداره طالبان، از خاک افغانستان برای آموزش، تمویل و پناه‌دادن به جنگجویانی استفاده می‌کند که در ایالت‌های بلوچستان و خیبرپختونخوا حمله انجام می‌دهند.

روزنامه انگلیسی‌زبان جی‌نیوز پاکستان نوشت که یک سند محرمانه استخباراتی را بررسی کرده که بر اساس آن، راو بیش از ۷.۸ میلیون دالر برای هماهنگی حملات مشترک ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (ب.ل.ا) و تحریک طالبان پاکستان اختصاص داده است. این ادعاها تا این لحظه به‌صورت مستقل تأیید نشده‌اند. هند و اداره طالبان پیش‌تر اتهام‌های مشابه را رد کرده‌اند.

ادعای شکل‌گیری شبکه مشترک

به گزارش جیونیوز، شبکه‌ای متشکل از راو، ریاست عمومی استخبارات طالبان و رهبران ارشد این گروه حدود سال ۲۰۲۵ شکل گرفته است.

در گزارش آمده است که ریاست عمومی استخبارات طالبان با هدایت هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، تلاش کرده ارتش آزادی‌بخش بلوچستان را با تحریک طالبان پاکستان و گروه‌های مسلح دیگر پیوند بدهد. راو نیز در هماهنگی نشست‌ها و جلب منابع مالی خارجی برای شبه‌نظامیان بلوچ نقش داشته است.

سند همچنین ادعا می‌کند که القاعده در شبه‌قاره هند نیز در همین ساختار قرار دارد و برای انجام حملات در خاک پاکستان آماده شده است.

نشست‌ها و ادعای تمویل

منابع استخباراتی پاکستان می‌گویند ملا شیرین، والی طالبان در قندهار، در ۲۶ می ۲۰۲۶ با نمایندگان القاعده در شبه‌قاره هند و تحریک طالبان پاکستان دیدار کرده تا حمایت از عملیات شبه‌نظامیان بلوچ تأمین شود.

بر اساس سند، در ماه جولای سه نشست دیگر برگزار شده است. در نشست نخست، ریاست عمومی استخبارات طالبان حمایت کامل از فعالیت ارتش آزادی‌بخش بلوچستان در داخل پاکستان را اعلام کرده است. در نشست دوم، در یک مرکز تحریک طالبان پاکستان در قندهار، ادعا شده که ارتش آزادی‌بخش بلوچ مبلغ ۳.۵ میلیون افغانی به گروه جماعت‌الاحرار تحویل داده است.

در نشست سوم، میان رئیس استخبارات طالبان و نمایندگان راو در خارج از افغانستان، تصمیم گرفته شده حملات هماهنگ جنگجویان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان در بلوچستان تمویل شود. در این بخش ادعا شده که راو بیش از ۷.۸ میلیون دالر در این طرح سهم گرفته است.

نشست اضطراری قندهار

سند از برگزاری یک نشست اضطراری در ۲۶ آگست ۲۰۲۶ در قندهار نیز خبر می‌دهد. به گفته منابع پاکستانی، در این نشست چهره‌هایی از ارتش آزادی‌بخش بلوچ از جمله بشیر زیب، خلیل بلوچ، صفت‌الله منگل، انور نظامی و مجید بلوچ، و از طرف تحریک طالبان پاکستان و شبکه‌های وابسته حافظ گل بهادر، ملا میراج‌الدین، ملا اسد وزیرستانی و مجیب‌الرحمان گجر حضور داشتند.

منابع ادعا می‌کنند نمایندگان ارتش آزادی‌بخش بلوچ از کمبود نیروی انسانی ابراز نگرانی کردند و در پاسخ وعده دریافت جنگجو، سلاح و امکانات لوژستیکی از تحریک طالبان پاکستان و القاعده در شبه‌قاره هند را گرفتند.

سند همچنین به دستوری از ریاست ثبات، ثبت و نظارت بیت‌المال طالبان اشاره کرده که جنگ‌افزارهایی از جمله تفنگ تهاجمی، راکت‌انداز و مهمات به نهادی موسوم به «دفتر هماهنگی پناهندگان بلوچ» تحویل داده شود. در گزارش آمده است که این نهاد پوششی برای جنگجویان بلوچ است.

ادعای تقسیم کار میان گروه‌ها

در بخش دیگری از سند ادعا شده جنگجویان تحریک طالبان پاکستان و القاعده در شبه‌قاره هند بخش عمده حملات را انجام می‌دهند، اما جنگجویان بلوچ مسئولیت آن‌ها را می‌پذیرد. هدف این شیوه، به گفته منابع پاکستانی، پنهان‌کردن نقش القاعده در شبه‌قاره هند است که تحت تحریم امریکا قرار دارد.

حمله ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در زیارت به‌عنوان نمونه ذکر شده است. این حمله رسماً از سوی ارتش آزادی‌بخش بلوچ پذیرفته شد، اما در سند ادعا شده که تحریک طالبان پاکستان آن را اجرا کرده است.

منابع استخباراتی پاکستان ملا میراج‌الدین فراحی، از چهره‌های پیشین تحریک طالبان پاکستان، را هماهنگ‌کننده انتقال نیرو، سلاح و منابع مالی به ارتش آزادی‌بخش بلوچ معرفی کرده‌اند. همچنین ادعا شده جوانان بلوچ تازه جذب‌شده در مرکزی وابسته به القاعده در شبه‌قاره هند، زیر نظر ملا عبیدالله عاصم، آموزش می‌بینند.

ادعای پاکستان و واکنش طالبان

دو مقام ارشد امنیتی پاکستان به «جی‌نیوز» گفته‌اند یافته‌های این سند نگرانی‌های دیرینه اسلام‌آباد درباره تسهیل فرامرزی فعالیت‌های مسلحانه را تأیید می‌کند، اما جزئیات بیشتری ارائه نکرده‌اند.

پاکستان در سال‌های گذشته بارها هند و اداره طالبان را به حمایت از گروه‌های مسلح و استفاده از خاک افغانستان برای حمله به خاک خود متهم کرده است. هند و اداره طالبان این اتهام‌ها را رد کرده‌اند.

پیش از این، طالبان هرگونه دست‌داشتن در ناامنی و درگیری در پاکستان را رد کرده است. برخی مقام‌های پاکستانی گفته‌اند که روابط آنان با دهلی علیه هیچ کشور دیگری نیست.

حکمتیار:طالبان با پول و سلاح بیگانگان تحمیل شده و حق معامله بر سر ذخایر افغانستان را ندارد

۲۷ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۲۰:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، در واکنش به قرارداد نفت و گاز طالبان با شرکت سعودی «دلتا انترنشنال» گفت حکومتی که با «پول و سلاح بیگانگان» تحمیل شده باشد، حق تصمیم‌گیری درباره ذخایر متعلق به ملت را ندارد.

حکمتیار در مقاله‌ای با عنوان «در منطقه چه می‌گذرد و افغانستان را به کجا می‌برند؟» قرارداد اکتشاف و استخراج حوزه کشک–تیرپل هرات را تکرار تجربه دهه ۱۹۹۰ خواند و گفت طالبان با انعقاد این قرارداد، منابع افغانستان را در شرایطی معامله کرده‌ است که این گروه «نه قانون اساسی، نه شورا و نه حکومت برخوردار از حمایت ملت» دارد.

وزارت معادن و پترولیم طالبان در ۱۶ سنبله اعلام کرد که قرارداد حوزه کشک–تیرپل را با شرکت «دلتا انترنشنال» امضا کرده است.

بر اساس اعلام حکومت طالبان، این شرکت ۵۰ میلیارد دالر برای اکتشاف و استخراج هفت بلاک گاز سرمایه‌گذاری می‌کند. این قرارداد در حضور عبدالغنی برادر و زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین امریکا برای افغانستان، امضا شد.

  • طالبان و شرکت عربستانی با حضور خلیل‌زاد قرارداد استخراج نفت و گاز هرات را امضا کردند

    طالبان و شرکت عربستانی با حضور خلیل‌زاد قرارداد استخراج نفت و گاز هرات را امضا کردند

حکمتیار با انتقاد از نحوه تصمیم‌گیری طالبان درباره منابع طبیعی افغانستان گفت: «چند زورمند یک گروه می‌توانند کشور، ارزش‌ها و ذخایر آن را» بدون پرسش از مردم و بدون بررسی در «شورای ممثل ملت» با کشورهای مختلف معامله کنند.

رهبر حزب اسلامی هشدار داد که چنین قراردادهایی بدون وجود یک حکومت قانونی و مورد قبول مردم، می‌تواند زمینه‌ساز منازعات تازه شود.

به گفته او، رقبای منطقه‌ای شرکت‌های دخیل در پروژه‌های انرژی افغانستان «دست‌بسته و مانند ناظری بی‌اعتنا باقی نخواهند ماند» و رقابت بر سر مسیر انتقال انرژی می‌تواند به جنگ‌های نیابتی منجر شود.

  • معامله بزرگ انرژی طالبان؛ از شرکت دلتا تا رقابت منطقه‌ای

    معامله بزرگ انرژی طالبان؛ از شرکت دلتا تا رقابت منطقه‌ای

حکمتیار همچنین ادعا کرد که روسیه و ایران با انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی از مسیر افغانستان به جنوب مخالف‌اند و تلاش خواهند کرد مانع اجرای چنین پروژه‌هایی شوند. او گفت اگر شرکت‌ها تصور کنند که روسیه، چین و ایران توانایی مقابله با این پروژه‌ها را ندارند، «اشتباهی بزرگ» مرتکب شده‌اند.

او قرارداد کنونی طالبان با «دلتا» را با تلاش‌های شرکت‌های نفتی بین‌المللی در افغانستان در دهه ۱۹۹۰ مرتبط دانست و گفت بازگشت دوباره این شرکت به افغانستان، همراه با حضور چهره‌هایی از آن دوره، نشان‌دهنده تداوم همان رقابت‌های ژئوپولیتیکی است.

حکمتیار در بخش دیگری از مقاله، طالبان را متهم کرد که بدون داشتن سازوکارهای قانونی و نمایندگی ملی درباره منابع استراتژیک افغانستان تصمیم می‌گیرند و هشدار داد که تکرار چنین رویکردی می‌تواند پیامدهای امنیتی و سیاسی گسترده‌ای برای افغانستان داشته باشد.

او در پایان پرسید: «مگر ناکامی‌های گذشته و تجربه‌های خونین قبلی کافی نبود تا از تکرار اقدامات مشابه خودداری شود؟»

مقاله‌ای از حکمتیار؛ در منطقه چه می‌گذرد و افغانستان را به کجا مى‌برند؟

۲۷ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۵:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
گلبدین حکمتیار
100%

نقش قدرت‌های بزرگ استعماری، اتحاد شوروی و امریکا و شبکه‌های استخباراتی آن‌ها در جنگ‌های افغانستان تا حد زیادی افشا و بررسی شده است، اما شرکت‌های نفتی، جنگ‌های نیابتی، جنگجویان اجیر و دلالان آن‌ها، کمتر در معرض توجه و بررسی رسانه‌ها قرار گرفته‌اند.

این درحالی است که نقش آن‌ها گسترده‌تر و اثرگذارتر از بسیاری جوانب دیگر بوده است؛ تا آن‌جا که پس از پیروزی در هر معرکه، مأموران و دلالان همین شرکت‌ها بر کرسی‌های بلند نصب شدند. یکی سفیر شد، دیگری به حیث وایسرای کشور مفتوحه گماشته شد و کسانی هم صدراعظم و رئیس‌جمهور شدند. قدرت نیز به همان گروه‌ها و جنگجویان اجیری سپرده شد که آنان برگزیده و استخدام کرده بودند.

اخیراً شرکت دلتا مربوط سعودی قرارداد استخراج نفت و گاز ساحه کشک و تیرپل به ارزش ۲۰۰ میلیون دالر را با امارت طالبان امضا کرد.

نکته جالب در این رابطه حضور سفیر مخلوع امریکا در کابل و مأمور سابق شرکت یونی‌کال امریکا در نشست‌های این قرارداد به عنوان دلال و میانجی بود. جالب‌تر این‌که واشنگتن اعلان کرد او نه مأمور امریکاست و نه از واشنگتن نمایندگی می‌کند.

عکس‌العمل سعودی نیز سکوت و عدم پرداختن به این قرارداد بود. نه سفیر سعودی در کابل و نماینده دیگر در نشست‌ها حضور داشت و نه اعلامیه‌ای در این رابطه مبنی بر رد یا تأیید قرارداد صادر کرد. اما تبصره‌ها و ستایش‌ها از آدرس امارت در رابطه به ابعاد و مفاد این قرارداد خیلی عجیب و دیدنی بود. در حالی که نتایج چنین قراردادی را سی سال قبل و در دور نخست حکومت‌شان دیده و چشیده‌اند. این نه آزمایش نخستین یک تجربه است؛ بلکه تکرار تجربه‌ای دارای سابقه بیش از نیم قرن است که در ناامنی‌ها و جنگ‌های نیابتی افغانستان نقش گسترده‌ای داشته است.

نمونه‌هایی از تجربه تاریخی

پنجاه و پنج سال قبل و در پایان حکومت شاهی مطلقه ظاهر خان، امریکا که امتیاز پروژه‌های جنوب و غرب افغانستان را در اختیار داشت، با توجه به اهمیت ذخایر همین ساحه، کار تفحصات نفت و گاز در آن را آغاز کرد. ساختمان‌های ضروری را اعمار کرد و گام‌های ابتدایی را برداشت. اما رنجش جدی رضا شاه پهلوی باعث شد ادامه کار را در نیمه راه متوقف کند؛ برای آن‌که ایران در آن زمان ژاندارم امریکا در منطقه و اهمیتش بیش از اسرائیل برای امریکا بود. استخراج نفت و گاز ساحه بادغیس و هرات، تأثیر جدی بر ذخایر ایران می‌گذاشت؛ زیرا این مناطق به یکدیگر پیوسته و همجوار اند.

پنج سال بعد، در دوران حاکمیت سردار داوود و زمانی که روس‌ها جای امریکا را گرفتند، آنان نیز در همین منطقه کارهای ابتدایی اکتشاف و استخراج را آغاز کردند؛ اما بخت با آنان یاری نکرد و کارشان ناتمام ماند. کودتا علیه داوود، حاکمیت ناکام کمونیست‌ها، سپس اشغال افغانستان و نزدیک به چهارده سال جنگ، فرصتی باقی نگذاشت تا شرکت وابسته به آنان، گازپروم، این منطقه را در اختیار بگیرد.

هنگامی که گروه‌های نیابتی وارد صحنه شدند و جنگ‌های نیابتی آنان آغاز گردید، شرکت‌های بزرگ بین‌المللی نفتی مانند یونی‌کال و بریداس رقابت‌های خود را به افغانستان منتقل کردند. بریداس موفق شد ائتلاف جبل‌السراج را استخدام کند. این شرکت تلاش کرد حاکمان کابل را قانع سازد و آنان را به پذیرش این طرح آماده کند که گاز و نفت ترکمنستان، تحت مدیریت همین شرکت، از مسیر بادغیس–هرات به پاکستان و هند انتقال یابد. آنان بدون اعلام رسمی به توافق رسیدند. هدایا، تحفه‌ها و کمک‌های ابتدایی مالی کار خود را کرد.

اما این توافق مدت زیادی پنهان نماند. خیلی زود در رسانه‌های امریکایی منتشر شد که در اوایل سال ۱۹۹۶، بریداس یک میلیون دالر به حکومت برهان‌الدین ربانی پرداخت کرده بود. به گفته بریداس، این مبلغ کمکی برای تأمین مواد سوخت زمستانی بود؛ اما در قضیه بریداس در برابر یونی‌کال در محکمه استیناف امریکا، این پرداخت در مقابل توافقی ذکر شده است که به بریداس حق احداث خطوط لوله نفت و گاز در خاک افغانستان را می‌داد.

منابع دیگر این معامله پنهانی را بیشتر افشا کردند و گفتند: بریداس به یکی از اعضای شناخته‌شده ائتلاف جبل‌السراج پیشنهاد یک میلیون دالر داده بود تا پروژه یونی‌کال را با مشکلات مواجه سازد و اگر یونی‌کال قرارداد را به دست آورد، از عبور خط لوله جلوگیری کند.

در سوی دیگر، یونی‌کال امریکایی و دلتای سعودی برای انتقال نفت و گاز ترکمنستان، در سال ۱۹۹۷ شرکتی چندملیتی (کنسرسیوم) را با نام «سنت‌گس» (Central Asia Gas Pipeline Ltd.) تأسیس کردند. در این شرکت، بزرگ‌ترین سهم، ۴۶٫۵ درصد، متعلق به یونی‌کال و ۱۵ درصد متعلق به دلتا بود. سهم هر یک از دیگر شرکا، شامل ترکمنستان، اندونیزیا، جاپان، کوریای جنوبی و پاکستان، ۷ درصد یا کمتر از آن بود.

برای روسیه نیز سهمی ۱۰ درصدی در نظر گرفته شده بود، اما این چیزی شبیه شوخی بود؛ زیرا این شرکت اساساً در برابر گازپروم روسیه و با هدف پایان‌دادن به سلطه کامل مسکو بر ذخایر آسیای مرکزی ایجاد شده بود. از همین رو، روسیه خیلی زود عدم عضویت خود در این کنسرسیوم را اعلام کرد و با این کار، سهم ده درصدی مسکو نیز بر ۴۶ درصد امریکا افزوده شد و به ۵۶ درصد رسید.

یونی‌کال جانب طالبان را گرفت، هیئت آنان را به امریکا دعوت کرد و با هدایا و تحفه‌هایی از آنان پذیرایی نمود. اساساً در تشکیل گروه طالبان، سعودی، امارات متحده عربی، بریتانیا، امریکا و پاکستان مشترکاً دست داشتند. این گروه با این هدف در کویته پاکستان و از میان درانی‌های قندهار تشکیل شد که بریتانیا و سعودی خواهان بازگرداندن نظام پیشین شاهی و پادشاه مخلوع به افغانستان بودند. طالبان با این طرح موافقت کرده بودند. از همین رو، سعودی، امارات متحده عربی و پاکستان حکومت آنان را به رسمیت شناختند.

شرکت دلتا اطمینان داشت که تمام ذخایر نفت و گاز ترکمنستان در اختیار آنان قرار خواهد گرفت. این وضعیت برای مسکو و تهران قابل تحمل نبود. از این رو، کمک‌های خود به مسعود و ربانی در برابر طالبان را چند برابر کردند. هر روز چند هواپیمای روسی، مملو از سلاح و مهمات روسی و بانکنوت‌های افغانی چاپ‌شده در روسیه، از مسیر مشهد به کولاب می‌رسید و سپس به خواجه بهاءالدین تخار انتقال داده می‌شد.

اکنون و نزدیک به سه دهه بعد، دلتا بار دیگر به افغانستان بازگشته است. دلال پیشین نیز همراه آن؛ و طرح اتصال ترکمنستان، هرات، قندهار، پاکستان، هند و گوادر بار دیگر در دست بررسی است. از همین رو، تداوم و پیوستگی ژئوپولیتیک میان پروژه امروز و طرح دهه ۱۹۹۰ به‌وضوح قابل مشاهده است.

در ۷ سپتامبر سال جاری ۲۰۲۶، وزارت معادن طالبان و شرکت سعودی دلتا اینترنشنال قرارداد اکتشاف و استخراج نفت و گاز ساحه کشک–تیرپل هرات را امضا کردند. در مرحله نخست، سرمایه‌گذاری ۲۰۰ میلیون دالری اعلام شد و سفیر پیشین امریکا در کابل نیز در مراسم امضای قرارداد حضور داشت. این حضور ناگهانی نبود. در ۲۴ اکتوبر ۲۰۲۵ نیز همین سفیر در کنار شاهر التقی، رئیس اجرایی دلتا، در مجلس عبدالغنی برادر نشسته بود و در آن‌جا به‌صراحت درباره «اکتشاف گاز، استخراج آن و احداث خط لوله» گفت‌وگو شده بود.

طرح کنونی دلتا تنها به استخراج گاز افغانستان محدود نمی‌شود. بر اساس اظهارات مقامات طالبان، دلتا می‌خواهد در تاپی گاز ترکمنستان را خریداری کند، ظرفیت تولید میدان‌های گازی ترکمنستان را افزایش دهد، از هرات تا اسپین‌بولدک خط لوله احداث کند، سپس آن را از طریق پاکستان تا مرز هند برساند و در گوادر یک مرکز بزرگ گاز ایجاد کند. این پروژه چنان عظیم است که به ۵۰ میلیارد دالر سرمایه‌گذاری نیاز دارد.

چگونه بپذیریم که این شرکت بدون اجازه و موافقه حکومت‌های امریکا و سعودی جرئت چنین سرمایه‌گذاری عظیمی را کرده باشد؛ آن هم در حالی که امریکا حکومت کابل را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی از این هم فراتر می‌رود و می‌گوید: حکومت کابل حامی تروریسم و تروریست‌هاست و سرمایه‌گذاری در این کشور به تروریست‌ها سود می‌رساند.

این شرکت‌ها کشورهایی را برمی‌گزینند که نه نظام اصولی و قانونی دارند، نه حکومتی برخوردار از حمایت ملت، نه قانون اساسی، نه شورا و نه اداره مرکزی نیرومند و متحد تا بتوانند با خریدن چند چهره قدرتمند، تمام حکومت و اداره را در چنگ خود بگیرند و هرچه می‌خواهند انجام دهند. همان‌گونه که اکنون با جلب و استخدام چند فرد قدرتمند توانستند قراردادی را به دست آورند که با اقدامات گسترده نظامی، سیاسی و مالی نتوانسته بودند به آن دست یابند.

با یقین می‌توان گفت که این قرارداد مانند گذشته، جنگ‌های نیابتی طولانی و گسترده‌ای را برای افغان‌ها به همراه خواهد داشت. رقبای این شرکت دست‌بسته و مانند ناظری بی‌اعتنا باقی نخواهند ماند. چنین قراردادهایی تنها زمانی بدون مشکل قابل اجرا اند که با یک حکومت قانونی و برآمده از خواست ملت منعقد شوند. حکومت‌هایی که با پول و سلاح بیگانگان ایجاد و تحمیل شده‌اند، هرگز نمی‌توانند ارزش‌ها و ذخایری را که به تمام ملت تعلق دارند، با این و آن معامله کنند و از پیامدهای زیان‌بار چنین معاملات خودسرانه جلوگیری نمایند. حتی اگر کسی خانه شخصی خود را نیز به دیگری بفروشد، اصولاً مکلف است رضایت و موافقت همسایه را در نظر بگیرد. اما امروز وضعیت افغانستان چنان است که چند زورمند یک گروه می‌توانند کشور، ارزش‌ها و ذخایر آن را گاهی به امریکا بفروشند، گاهی به روسیه و چین، گاهی به هند و گاهی به پاکستان، گاهی به ایران و گاهی به سعودی؛ بدون آن‌که از ملت بپرسند و چنین مسائل بزرگ ملی را در شورای ممثل ملت مورد بررسی قرار دهند.

باید متوجه بود که روسیه خواهان تداوم سلطه و انحصار خود بر مسیرهای صادرات انرژی آسیای میانه است و به هر قیمتی می‌کوشد مانع انتقال گاز و نفت این کشورها از طریق افغانستان به جنوب شود.

ایران حتی بیش از روسیه مخالف جدی این پروژه است و طی چند دهه گذشته برای جلوگیری از این پروژه بیش از روس‌ها سرمایه‌گذاری کرده است. تهران اجازه نخواهد داد دو بازار بزرگ پاکستان و هند را برای همیشه از دست بدهد.

دلتا و یونی‌کال و هر شرکت دیگری تنها در صورتی می‌توانند در کار خود موفق باشند که چنین معامله بزرگ ملی را با یک حکومت قانونی انجام دهند، نه با یک طرف جنگ و قرارداد نیز بر اساس داوطلبی آزاد میان شرکت‌های رقیب منعقد شود، نه مانند گذشته از طریق رشوه و خریدن چند زورمند. اگر آنان گمان می‌کنند که روسیه، چین و ایران آن‌قدر ضعیف شده‌اند که اکنون هیچ توانی برای اقدام علیه آنان ندارند، این یقیناً اشتباهی بزرگ و اعتماد بی‌دلیل به قدرت خود خواهد بود.

آنان این قرارداد را در هرات امضا کردند، اما بلافاصله پس از آن حوثی‌ها باب‌المندب را تصرف کردند و حملاتی را علیه سعودی انجام دادند. حتی حمله پهپادی به سوی مکه صورت گرفت. سعودی با ترکیه و پاکستان پیمان دفاعی امضا کرد، و اینک محمد بن سلمان به مصر می‌رود و از آن کشور خواهد خواست در جنگ جاری مشارکت کند.

در همین حال، مسئولان امنیتی قطر و ترکیه به کابل می‌آیند. بدون شک یکی از اهداف سفر ناگهانی آنان این خواهد بود که طالبان در عوض همسویی با هند و ایران، همسویی با ترکیه و سعودی را انتخاب کنند. معلوم نیست طالبان همکاری پیشین خود با تهران را حفظ خواهند کرد یا جهت سابق خود را تغییر خواهند داد و پیوستن به ائتلاف ضد ایران را سودمند خواهند دانست؟ همچنین معلوم نیست اگر به این جهت روی آورند، چه نقشی ایفا خواهند کرد؟

حکومت کنونی کابل که حکومت یک گروه است، نه شورا دارد و نه قانون اساسی؛ رهبران آن در خارج انتخاب شده‌اند و کابل از سوی امریکا به آنان سپرده شده است و همین اکنون نیز با مخالفت‌های جدی داخلی و مقاومت مسلحانه روبه‌رو است. اگر کسی گمان می‌کند که همین حکومت می‌تواند برای آنان کارهای زیادی انجام دهد، این اشتباه بزرگ دیگر خواهد بود.

مگر ناکامی‌های گذشته و تجربه‌های خونین قبلی کافی نبود تا از تکرار اقدامات مشابه خودداری شود؟