• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ساکنان شهرک عمر گلستان: «طالبان از خانه‌های شخصی ما کرایه می‌خواهد»

۱۱ اسد ۱۴۰۵، ۰۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

«در شهرک عمر گلستان، واقع در مکروریان سوم کابل، مردم با وضعیت دشواری روبه‌رو شده‌اند. طالبان پیشتر این شهرک را دولتی خوانده بود و اکنون از کسانی که خانه‌ها و جایدادهای خود را با پول نقد خریده‌اند، کرایه می‌خواهد.

به باشندگان گفته شده است که باید کرایه خانه‌های خود را بپردازند یا آن‌ها را تخلیه کنند.

این در حالی است که مالکان اصلی زمین حضور دارند. مسئولان، این مالکان را غاصب می‌خوانند، اما مردم می‌گویند با کسانی که واقعا زمین غصب کرده‌اند، برخوردی صورت نمی‌گیرد.

مردمی که خانه‌های خود را با پول حلال خریده‌اند، اکنون زیر فشار قرار دارند و از آنان خواسته می‌شود خانه‌ها و جایدادهای‌شان را تخلیه کنند.

امروز، اول اگست، چند تن از سرمایه‌گذاران شهرک عمر گلستان بدون ارائه دلیل روشن بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدند.

این افراد ساعت ۵:۳۰ عصر و پس از پایان وقت رسمی بازداشت شدند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

جبهه متحد افغانستان اعلام کرد که عملیات نظامی علیه طالبان را آغاز کرده است
۱

جبهه متحد افغانستان اعلام کرد که عملیات نظامی علیه طالبان را آغاز کرده است

۲

تیراندازی به ریاست استخبارات طالبان در فیض‌آباد بدخشان

۳

تیراندازی طالبان به سوی معترضان در یفتل بدخشان «تلفات برجای گذاشته است»

۴

جبهه آزادی می‌گوید در راه زیباک بدخشان «حامیان خارجی طالبان» را کمین زده است

۵

۱۲ روستا در بهارک تخار به آب آشامیدنی دسترسی ندارند

•
•
•

مطالب بیشتر

افسر سابق ارتش: نام‌نویسی نظامیان پیشین توسط طالبان نگرانی ما را بیشتر کرده است

۱۱ اسد ۱۴۰۵، ۰۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

طالبان از حوزه مربوطه دروازه خانه‌ام را تک‌تک زد. مادرم پشت دروازه رفت و به او گفتند که پسرت را صدا کن تا نامش را شامل جدول کنیم. زندگی‌ام در خطر بود و حالا تشویش و خطر بیش‌تر شده است.

به همین ترتیب، در جایی که ما زندگی می‌کنیم، نام تمام نظامیان پیشین را شامل جدول‌شان کرده‌اند.

باور کنید که نان را به بسیار مشکل پیدا می‌کنیم.

از روزی که جبهه‌های ضد طالبان گفتند که متشکل از سربازان پیشین حکومت هستند زندگی ما دشوارتر شده است.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«تا چه زمانی باید با ترس از اداره امر به معروف زندگی کنیم»

۱۱ اسد ۱۴۰۵، ۰۳:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«داخل ریکشا بودم. همراه فامیلم جایی می‌رفتیم که با چشم خودم دیدم موتر امر به معروف دو دختر مانتویی را گرفته بود و دو زن سیاه‌پوش سربازان طالبان با هیکل‌های بزرگ نیز داخل موتر بودند.

وقتی من طرف موتر آن‌ها نگاه کردم، دختر چهارده‌ساله من هم همراهم بود، ولی چادر داشت. خیلی خیره‌خیره و به‌طور وحشتناک طرف ما نگاه طولانی کرد که تا حالا دست‌وپایم می‌لرزد.

نمی‌دانم تا چه وقت ما باید با این ترس و وحشت زندگی کنیم. من این موضوع را در هرات چون با چشم خودم دیدم، برای‌تان گفتم. ممنون از این‌که صدای ما هستید.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

راننده مسیر اسلام‌قلعه: «هر روز جوانان خسته راهی مرز ایران می‌شوند»

۸ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«مسیر روزانه کارم میان هرات و مرز اسلام‌قلعه است. هر صبح که به سر تانک مولوی می‌روم، گروه‌های پنج تا ده نفری جوانان را می‌بینم که با قاچاق‌بران راهی ایران می‌شوند.

ماه‌هاست این روند هر روز ادامه دارد. در میان آنان نوجوانان و حتی کودکان ده تا دوازده‌ساله نیز دیده می‌شوند. چهره‌های‌شان خسته است و با کوله‌پشتی‌های پارچه‌ای که داخل آن جز یک جفت کفش و تکه‌ای نان چیزی نیست، تاکسی کرایه می‌کنند تا به مرز برسند. در گوشه دیگر همین کوله‌پشتی‌های فقیرانه، آرزوهای‌شان را با خود حمل می‌کنند.

وقتی از آنان می‌پرسم برای چندمین بار راهی مرز شده‌اند، برخی می‌گویند بار هفتم یا هشتم‌شان است. با آه و ناله می‌گویند حتی کرایه دوصد افغانی تاکسی را قرض گرفته‌اند. می‌گویند چاره‌ای ندارند و شاید این بار بتوانند از مرز عبور کنند.

اما هر شام در مرز می‌بینم که از میان صد نفر شاید یک نفر بتواند عبور کند. عصر همان روز، همان گروه‌ها را می‌بینم که از مرز برگردانده شده‌اند. چهره‌های‌شان خاک‌آلود و بدن‌های‌شان خسته و کوفته است. می‌گویند دو شب نخوابیده‌اند و در این مدت شکنجه نیز شده‌اند.

وقتی از آنان می‌پرسم چگونه به هرات برمی‌گردند، می‌گویند پولی ندارند. شماری با موترهای تیلر خود را به شهر می‌رسانند و برخی دیگر به خانواده یا آشنایان‌شان زنگ می‌زنند تا کرایه راه را برای‌شان بیاورند.

امروز زن و مردی را با دو کودک دیدم. تشنه و گرسنه بودند و حتی یک افغانی نداشتند. سروصورت‌شان خاک‌آلود بود. شب گذشته راهی مرز شده بودند و امروز دوباره از مرز برگردانده شدند.

دیدن وضعیت نسل جوان و نوجوان افغانستان واقعا استخوان انسان را می‌سوزاند. کسی به آنان توجه نمی‌کند. این همه آوارگی، بی‌سرنوشتی و مظلومیت هم‌وطنان ما نادیده گرفته شده است. آنان بارها برای یافتن حداقل یک لقمه نان، برای رفتن به ایران تلاش می‌کنند.

گاهی مانع می‌شوند که این افراد را بدون کرایه به شهر برسانیم و ممکن است جریمه شویم. با این حال، بیشتر اوقات با دلی پر از درد به آنان می‌گویم سوار موتر شوند.

در مسیر هرات و اسلام‌قلعه، بیشتر افراد از محدوده دهنه ذوالفقار، چاریگ و کلاته نظر برای رفتن به ایران استفاده می‌کنند. مسیر نیمروز همیشه شاهد چنین فاجعه‌هایی بوده است، اما در دو سال گذشته رفتن از مرز اسلام‌قلعه نیز افزایش یافته است. پنج یا شش سال پیش این مسیر تقریبا استفاده نمی‌شد، اما اکنون با آماری کمتر از نیمروز، هر روز افرادی از این راه برای رفتن به ایران تلاش می‌کنند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک شهروند: ۱۵ آگست روزی بود که زمان در افغانستان از حرکت بازماند

۸ اسد ۱۴۰۵، ۲۲:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«از ۱۵ آگست، تقویم دیگر فقط روزها را ورق نمی‌زند. هر صفحه آن روایتگر رویاهای ربوده‌شده، مکتب‌های خاموش، خانه‌های ویران، تبعیدهای اجباری و اشک‌هایی است که هنوز خشک نشده‌اند.

در این پنج سال، دخترانی به جوانی رسیدند که هرگز فرصت رفتن به مکتب را نیافتند. مادرانی چشم‌انتظار ماندند، خبرنگاران خاموش شدند و حقیقت بهای سنگینی پرداخت.

اما ۱۵ آگست تنها داستان یک سقوط نیست. داستان مقاومت مردمی است که با وجود تهدید، سرکوب و دشواری‌ها، هنوز برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی ایستاده‌اند.

ما ۱۵ آگست را فراموش نمی‌کنیم، زیرا فراموشی بزرگ‌ترین پیروزی برای ستم است.

ما سکوت نمی‌کنیم، دست از دادخواهی برنمی‌داریم و باور داریم که حقیقت را نمی‌توان برای همیشه خاموش کرد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک شهروند از هرات: «مدیر ترافیک از مشکلات جاده‌های شهر خبری نمی‌گیرد»

۶ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«وقتی مدیر فعلی ترافیک مسوولیت ترافیک هرات را گرفت، کارهای تبلیغاتی زیادی انجام داد. بدون بادیگارد و موتر همراه، با موتورسایکل از جاده‌های مزدحم شهر خبر می‌گرفت.

در زمستان برای بازگشایی جاده‌های مسدودشده توسط آب، بیل می‌گرفت و کارهای فیلمی زیادی انجام می‌داد. سالمندان را نیز به پشت خود می‌کرد و از آب عبور می‌داد.

اما مدتی است که می‌خواهند در جاده‌های یک‌طرفه موانع فلزی بگذارند تا موترها نتوانند خلاف جهت وارد این جاده‌ها شوند.

مثل این‌که مدیر ترافیک فراموش کرده است که نخست چندین جاده را کندن‌کاری کرد. مردم آن‌قدر اذیت شدند که جاهای کنده‌شده، مانند جاده جنوبی دروازه قندهار به طرف چهارسوق و جاهای دیگر را با آشغال پر کردند.

اکنون خبری از فعالیت‌های فلمی مدیر ترافیک نیست. مثل این‌که به خواب زمستانی رفته است.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»