دادگاه عالی پیشاور درخواست پناهندگی دو افسر پیشین افغانستان را رد کرد
دادگاه عالی پیشاور درخواست پناهندگی و اقامت موقت دو نظامی پیشین افغان را رد کرده و گفته است که آنان نتوانستهاند نقض حقوق اساسی خود را ثابت کنند.
این دو نظامی پیشین از دادگاه خواسته بودند اجازه اقامت موقت در پاکستان، تمدید ویزا و مصونیت در برابر بازداشت و اخراج به آنان داده شود.
آنها گفتهاند که در صورت بازگشت به افغانستان، با تهدید جدی جانی روبهرو خواهند شد.
دادگاه پیشاور گفته است نگرانیهای احتمالی درباره تهدید جانی، دلیل کافی برای استفاده از صلاحیتهای قانون اساسی دادگاه عالی براساس ماده ۱۹۹ قانون اساسی پاکستان نیست.
این دادگاه اخیرا به پولیس و دیگر نهادهای امنیتی پاکستان دستور داد که دو خبرنگار و یک نظامی پیشین افغانستان را تا زمان تصمیمگیری وزارت داخله این کشور بازداشت یا اخراج نکنند.
هیئت دو نفره دادگاه، متشکل از قاضی وقار احمد و قاضی کامران حیات میانخیل، حکم داد که تا زمان تصمیم نهایی وزارت داخله، پولیس و دیگر نهادهای مجری قانون حق بازداشت یا اخراج این سه نفر را ندارند.
در جولای ۲۰۲۳، زمانی که رهبران کشورهای آسیای میانه و حوزه خلیج فارس گرد هم آمده بودند، شوکت میرضیایف، رئیسجمهور اوزبیکستان، پیشنهادی مشخص را روی میز گذاشت: کشورهای ثروتمند خلیج فارس در ساخت راهآهن افغانترانس سرمایهگذاری کنند.
روی نقشه، منطق این پیشنهاد روشن و جذاب بود. خط آهنی که از اوزبیکستان وارد افغانستان شود، از آنجا به پاکستان برسد و به بنادر اقیانوس هند متصل شود، میتواند یکی از کوتاهترین مسیرهای زمینی میان آسیای میانه و آبهای آزاد را شکل دهد.
برای کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه، این مسیر دریچهای به جنوب است؛ برای پاکستان، راهی به بازارهای شمال؛ برای کشورهای خلیج فارس، مسیری کوتاهتر به آسیای میانه؛ و برای افغانستان، فرصتی برای درآمد ترانزیتی، ایجاد شغل و تبدیلشدن به چهارراه تجارت منطقه.
اما پشت این تصویر جذاب، پرسشی دشوار قرار داشت: چه کسی حاضر است میلیاردها دالر در مسیری سرمایهگذاری کند که هنوز شبکه ریلی پیوسته ندارد، همواره درگیر بیثباتی سیاسی و امنیتی است و روابط دو کشور اصلی مسیر -افغانستان و پاکستان- با بحران روبهرو است؟
افغانترانس تنها بخشی از این داستان است. کاسا–۱۰۰۰، تاپی و گسترش سیپک نیز بر همین تصور استوارند که افغانستان میتوانند کوتاهترین حلقه اتصال منطقه باشند. سرنوشت این پروژهها اما نشان میدهد که جغرافیای مناسب بهتنهایی کافی نیست؛ آنچه بیش از همه اجرای آنها را تهدید میکند، بحران اعتماد منطقهای است، بحرانی که تنش فزاینده طالبان و پاکستان آن را عمیقتر کرده است.
داستان این چهار پروژه، در واقع، داستان کشمکش میان جغرافیا و سیاست است: جغرافیا افغانستان را در مرکز اتصال منطقه قرار داده، اما بیاعتمادی سیاسی و نگرانیهای امنیتی مانع تبدیل این موقعیت به یک مزیت اقتصادی شده است.
افغانترانس؛ قطاری میان رؤیا و واقعیت
افغانستان امروز چند شاخه ریلی مرزی دارد، اما هنوز فاقد یک شبکه سراسری و بههمپیوسته است. این کشور از طریق حیرتان به شبکه ریلی اوزبیکستان، از مسیر آقینه و تورغندی به ترکمنستان و از طریق خواف–هرات به ایران متصل است؛ اما این خطوط به یکدیگر راه ندارند.
افغانترانس قرار است این شکاف را پر کند. براساس طرح، خط آهن از اوزبیکستان وارد افغانستان میشود، از شمال به جنوب امتداد مییابد و سپس به شبکه ریلی پاکستان و بنادر اقیانوس هند میرسد. سه کشور در جولای ۲۰۲۵ بر انجام مطالعه مشترک امکانسنجی توافق کردند، اما کار ساخت هنوز آغاز نشده است.
برای اوزبیکستان، این خط راهی کوتاهتر به آبهای آزاد است. پاکستان از طریق آن به بازارهای آسیای میانه نزدیک میشود و افغانستان میتواند از حق عبور، گمرک، انبارداری و خدمات لجستیکی درآمد به دست آورد.
اهمیت افغانترانس به این سه کشور محدود نمیشود. این خط میتواند شبکههای ریلی روسیه و قزاقستان را از مسیر آسیای میانه به جنوب آسیا پیوند دهد و به شاخهای جنوبی برای کریدور بینالمللی شمال–جنوب روسیه تبدیل شود. در صورت تکمیل خطوط داخلی افغانستان، امکان اتصال آن با شبکه ریلی ترکمنستان و خط خواف–هرات ایران نیز فراهم خواهد شد.
اوزبیکستان از همین منظر، کشورهای خلیج فارس را به سرمایهگذاری در پروژه دعوت کرده است. تاشکند میخواهد افغانترانس را نه فقط خطی میان ازبکستان و پاکستان، بلکه پلی میان آسیای میانه، جنوب آسیا و اقتصادهای خلیج فارس معرفی کند.
با این همه، فاصله میان چشمانداز پروژه و آمادگی اجرایی آن هنوز زیاد است. مسیر نهایی، هزینه، معیارهای فنی و سرمایهگذار قطعی نشدهاند. برآوردها هزینه آن را از حدود ۴.۸ میلیارد تا بیش از هشت میلیارد دالر تخمین زدهاند؛ اختلافی که نشان میدهد ابعاد اصلی طرح هنوز تثبیت نشده است.
اما مشکل مهمتر، اعتماد است. افغانترانس زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که قطارها بتوانند بدون وقفه از افغانستان عبور کنند، مرز پاکستان باز بماند و دسترسی به بنادر آن کشور تضمین شود. در شرایطی که روابط طالبان و پاکستان با تنش، بستهشدن گذرگاهها و درگیریهای مرزی همراه است، سرمایهگذار نمیتواند از پایداری مسیر مطمئن باشد.
کاسا–۱۰۰۰؛ نزدیکترین پروژه به خط پایان
در میان پروژههای بزرگ منطقهای، کاسا–۱۰۰۰ بیش از همه از مرحله طرح و مذاکره عبور کرده است.
این پروژه برای انتقال برق آبی مازاد قرغیزستان و تاجیکستان از مسیر افغانستان به پاکستان طراحی شده است. تمویل اولیه آن در سال ۲۰۱۴ تصویب شد. هزینه مجموعی پروژه حدود ۱.۲ میلیارد دالر است و ظرفیت انتقال ۱۳۰۰ میگاوات برق را دارد؛ هزار میگاوات برای پاکستان و تا ۳۰۰ میگاوات برای افغانستان.
بخش افغانستان حدود ۵۶۰ کیلومتر طول دارد و هزینه آن نزدیک به ۳۵۴ میلیون دالر برآورد شده بود که توسط اداره انکشاف بینالمللی بانک جهانی تمویل می شد.
پس از آگست ۲۰۲۱، کار پروژه متوقف شد، اما بانک جهانی در سال ۲۰۲۴ با یک سازوکار مالی حفاظتشده، ازسرگیری آن را پذیرفت. براساس این سازوکار، حدود ۱۱۰ میلیون دالر باقیمانده برای تکمیل بخش افغانستان مصرف میشود، بدون آنکه منابع مالی مستقیماً در اختیار طالبان قرار گیرد.
کار دوباره آغاز شد و تا پایان دسامبر ۲۰۲۵، صدها پایه انتقال برق، دهها تهداب تازه و بیش از ۱۸ کیلومتر سیمکشی در افغانستان تکمیل شده بود.
زیرساختهای پروژه در قرغیزستان، تاجیکستان و پاکستان تکمیل شده و راهاندازی کامل آن اکنون در انتظار پایان کار در افغانستان است. بانک جهانی پایان سال ۲۰۲۷ را زمان مورد انتظار برای تکمیل این بخش اعلام کرده است.
کاسا–۱۰۰۰ از این نظر یک استثناست: پروژهای که پس از بازگشت طالبان دوباره وارد میدان ساختوساز شده و بیشترین شانس بهرهبرداری را دارد.
اما نصب آخرین پایه، پایان داستان نیست. کاسا–۱۰۰۰ نزدیکترین پروژه به خط پایان است، اما بهرهبرداری از آن همچنان به اعتماد سیاسی وابسته است.
تاپی؛ لولهای که به بنبست نزدیک است
تاپی یکی از قدیمیترین رؤیاهای اقتصادی منطقه است. این پروژه قرار است سالانه تا ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان را از مسیر افغانستان و پاکستان به هند منتقل کند. بیش از ۸۰۰ کیلومتر خط لوله از خاک افغانستان عبور میکند.
برای ترکمنستان، تاپی راهی برای دسترسی به بازارهای تازه است. پاکستان و هند به یک منبع جدید انرژی میرسند و افغانستان نیز میتواند از حق ترانزیت، ایجاد شغل و دریافت بخشی از گاز پروژه بهرهمند شود.
با آنکه این طرح از دهه ۱۹۹۰ مطرح است، هنوز گاز به بازارهای اصلی نرسیده است. کار بخش افغانستان در سپتامبر ۲۰۲۴ دوباره آغاز شد و فعالیتها از مرز ترکمنستان به سوی هرات در حال انجام است. پروژهای که قرار بود تا سال ۲۰۱۹ تکمیل شود، در وضعیت کنونی، عملا تنها از مرز ترکمنستان تا هرات امتداد مییابد و برای مرحله پس از هرات، دستکم در کوتاهمدت، نه تعهد مالی روشن وجود دارد و نه اراده سیاسی قابل اتکا.
سیپک؛ راهی که هنوز باز نشده است
در ماه می ۲۰۲۵، وزیران خارجه چین، پاکستان و طالبان بار دیگر از گسترش دهلیز اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان حمایت کردند. دهلیز اقتصادی چین–پاکستان دستکم از سه مسیر به افغانستان گسترش مییابد: مسیر پشاور–کابل، کویته–قندهار و دهلیز استراتژیک واخان.
در صورت اجرا، این طرح میتواند افغانستان را به شبکهای از جادهها، انرژی، معادن و بنادر متصل کند. چین از این مسیر به منابع افغانستان و بازارهای آسیای میانه نزدیکتر میشود، پاکستان سیپک را به سوی شمال گسترش میدهد و افغانستان نیز از سرمایهگذاری در زیرساختها بهره میبرد.
چین برای ورود به پروژههای بزرگ به چیزی بیش از اعلام حمایت نیاز دارد. بیجینگ باید مطمئن باشد که شهروندان، تجهیزات و سرمایههایش در افغانستان و پاکستان در امان خواهند بود. حملات علیه منافع چین در هر دو کشور این اطمینان را تضعیف کرده است.
گسترش سیپک نیز بدون همکاری پایدار کابل و اسلامآباد امکانپذیر نیست. اگر دو طرف نتوانند درباره امنیت مرز، عبور کالا و فعالیت گروههای مسلح به تفاهم برسند، توافق سیاسی به سرمایهگذاری عملی تبدیل نخواهد شد.
وقتی همه راهها به بحران میرسند
این چهار پروژه، با وجود تفاوت در هدف و مسیر، در یک نقطه به هم گره میخورند: پاکستان.
کاسا–۱۰۰۰ برای انتقال برق به پاکستان طراحی شده، افغانترانس از افغانستان به پاکستان میرسد، تاپی بدون عبور از پاکستان به هند نمیرسد و گسترش سیپک نیز بدون هماهنگی کابل و اسلامآباد ممکن نیست.
از همین رو، تنش طالبان و پاکستان دیگر یک اختلاف دوجانبه نیست؛ این تنش به گلوگاه اتصال آسیای میانه و جنوب آسیا تبدیل شده است.
اتهام پاکستان درباره حضور تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، انکار طالبان، درگیریهای مرزی، حملات فرامرزی و بستهشدن گذرگاهها، یک پیام روشن به سرمایهگذاران میدهد: مسیر افغانستان هنوز در برابر بحرانهای سیاسی آسیبپذیر است.
در چنین وضعیتی، هیچ تضمین فنی، قرارداد حقوقی یا وعده مالی بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا هر بحران سیاسی میتواند جریان تجارت، انتقال انرژی و اجرای پروژه را متوقف کند.
از سوی دیگر، بحران امنیتی در بلوچستان و خیبرپختونخوا دیگر مسئلهای داخلی برای پاکستان نیست؛ این ناامنی مستقیما مسیرهای انرژی، ترانزیت و سرمایهگذاری منطقهای را تهدید میکند.
حضور هزاران جنگجوی داخلی و خارجی در افغانستان نیز هزینه و خطر اجرای پروژههایی چون سیپک، تاپی و افغانترانس را افزایش داده است. تا زمانی که این جغرافیا از پناهگاه گروههای مسلح به مسیر امن تجارت تبدیل نشود، هیچ طرح بزرگ منطقهای از تضمین واقعی برخوردار نخواهد بود.
بنابراین، بحران اعتماد سیاسی فقط یکی از موانع این پروژهها نیست؛ مانع اصلی است. تا زمانی که این اعتماد شکل نگیرد، منابع مالی محتاط میمانند، قراردادها شکننده خواهند بود و افغانستان، بهجای پل اتصال منطقه، همچنان بهعنوان مسیر پرریسک دیده خواهد شد.
افغانستان؛ حلقه اتصال یا حلقه خطر؟
افغانستان از نظر جغرافیایی در قلب بخشی مهمی از طرحهای اتصال منطقهای قرار دارد، اما از نظر سیاسی به پرریسکترین حلقه این زنجیره تبدیل شده است.
طالبان پیش از بازگشت به قدرت، عمدتاً بهعنوان تهدیدی امنیتی در برابر پروژههای بزرگ منطقهای شناخته میشدند؛ اکنون خود به مهمترین مانع سیاسی آنها بدل شدهاند. مسئله دیگر فقط حفاظت از خطوط برق، گاز و راهآهن نیست، بلکه اطمینان از رفتار قابل پیشبینی حکومت، ثبات روابط با همسایگان و دوام تعهدات سیاسی است.
تا زمانی که طالبان نتوانند این اعتماد را ایجاد کنند و تنش با پاکستان را مهار سازند، افغانستان روی نقشه حلقه اتصال باقی میماند، اما در محاسبات دولتها و سرمایهگذاران، حلقهای پرخطر خواهد بود؛ مسیری که همه به آن نیاز دارند، اما هنوز کسی حاضر نیست آینده خود را با اطمینان به آن گره بزند.
سمیع سادات، رهبر جبهه متحد افغانستان، میگوید افغانها در گذشته نخست جنگیدهاند و سپس وارد سیاست شدهاند و همین رویکرد مانع ایجاد یک نظام سیاسی قابل اعتماد در افغانستان شده است.
آقای سادات در گفتوگو با نشریه لانگ وار ژورنال گفت جبهه متحد اینبار پیش از آغاز عملیات نظامی، ناکامیها و موفقیتهای گذشته را بررسی کرده و برای جنگ با طالبان استراتژی ساخته است.
به گفته او، این جبهه گروهی از جنرالهای متعهد افغانستان را گردهم آورده، یک شبکه بینالمللی ایجاد کرده و پس از آن عملیات خود را آغاز کرده است.
جبهه متحد افغانستان به رهبری سمیع سادات، روز شنبه ۱۰ اسد آغاز عملیات نظامی خود علیه طالبان را اعلام کرد.
این جبهه نخستین فعالیت مسلحانهاش را از قندهار آغاز کرد و گفت این عملیات بخشی از «ماموریت آزادی افغانستان» است.
آقای سادات پس از این حملات، با انتشار ویدیویی آغاز عملیات نظامی جبهه متحد علیه طالبان را تایید کرد. او در این ویدیو لباس اردوی ملی پیشین افغانستان را پوشیده بود.
او گفت تلاشها برای رسیدن به توافق از راه گفتوگو با طالبان شکست خورده و مردم افغانستان با نقض گسترده حقوق بشر و بازگشت تروریسم بینالمللی روبهرو شدهاند.
سمیع سادات از کشورهای جهان برای کمک به پناهجویان افغانستان سپاسگزاری کرد و به کشورهای همسایه اطمینان داد که فعالیت این جبهه تهدیدی برای آنان نیست.
او خطاب به کشورهای همسایه گفت: «ما میخواهیم با شما رشد کنیم.»
رهبر جبهه متحد از ناتو خواست برای جنگ با طالبان و گروههای مسلح دیگر به نیروهای او تجهیزات کمک کند.
آقای سادات افزود نیروهایش میخواهند با طالبان، القاعده، داعش و تحریک طالبان پاکستان بجنگند.
او پیروزی را رهایی افغانستان از طالبان و بازگشت به نظام قانون اساسی دانست که در آن آزادیهای مدنی و حقوق شهروندان در پرتو قانون حفاظت شود.
جبهه متحد در اوایل این هفته مدعی شد که در بادغیس دو عضو طالبان را که به شکنجه نیروهای امنیتی پیشین متهم بودند، کشته است.
در همان روز، جبهه متحد از اجرای عملیاتی در غور خبر داد و گفت این حمله در واکنش به کشته شدن یک پولیس زن حکومت پیشین انجام شده است.
این جبهه در ۱۲ اسد مدعی شد که ورودی یک مرکز پولیس طالبان در قندهار را هدف قرار داده و دو محافظ آن را کشته است. جبهه متحد گفت این حمله در واکنش به شکنجه و زندانی شدن افراد بیگناه انجام شده است.
لانگ وار ژورنال نوشته است که با آغاز فعالیت جبهه متحد، یک جریان مسلح به رهبری یک چهره پشتون نیز وارد جنگ با طالبان شده است. این نشریه احتمال داده که عملیات این جبهه بیشتر بر جنوب افغانستان متمرکز باشد.
سمیع سادات گفت انتخاب قندهار برای آغاز عملیات عمدی بوده است.
او افزود: «میخواهیم به آنها نشان بدهیم که هیچ جایی از حملات ما در امان نیست، حتی خانه رهبر طالبان.»
لانگ وار ژورنال نوشته است که ورود جبهه متحد به جنگ، حاکمیت طالبان را با تهدید فوری سقوط روبهرو نمیکند، اما وضعیت امنیتی این گروه را پیچیدهتر میسازد.
این نشریه افزوده است که طالبان اکنون با مقاومت مسلحانه چندقومی، فعالیت داعش و تنش با پاکستان روبهرو است.
سمیع سادات به این نشریه گفته است که جبهه متحد تا هر زمان و با هر هزینهای به جنگ ادامه خواهد داد.
او افزود طالبان مجبور خواهد شد «تابوتهای زیادی» برای نیروهایش آماده کند.
شماری از علما و متنفذان هزاره و شیعه افغانستان با انتشار بیانیهای، عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، را به «تبعیض سیستماتیک» و تلاش برای «کوچ اجباری» هزارهها و شیعیان متهم کردند و هشدار دادند که ادامه این روند «غیرقابل تحمل» است.
این نشست روز پنجشنبه ۱۵ اسد در کابل برگزار شد. شرکتکنندگان گفتند هزارهها و شیعیان پس از بازگشت طالبان به قدرت، با وجود محرومیت از بخشی از حقوق اساسی خود، برای حفظ ثبات کشور و جلوگیری از تشدید بحران از حکومت طالبان حمایت کردهاند و کوشیدهاند مشکلات را از راه گفتوگو با مقامهای این گروه حل کنند.
در بیانیه آمده است که رفتارهای تند وزیر عدلیه طالبان در سالهای اخیر، بهویژه در ماههای گذشته، «شدت یافته» و با اقدامات توهینآمیز و تبعیضآمیز علیه هزارهها و شیعیان همراه بوده است.
آنها در این بیانیه وزیر عدلیه طالبان را متهم کردهاند که بدون حکم دادگاه و اثبات جرم، شماری از علما، بزرگان و شهروندان شیعه را بازداشت و زندانی کرده است.
بزرگان شیعه و هزاره در بیانیه خود گفتند که وزارت عدلیه طالبان در ماههای اخیر چندین اقدام علیه شیعیان انجام داده است. به گفته آنان، قبرستان افشار دارالامان مسدود شده، شماری از ساکنان منطقه سناتوریم دارالامان بازداشت و به کوچ اجباری وادار شدهاند و مسجد این منطقه نیز تخریب شده است.
آنان همچنین از دستور تخلیه هزاران خانواده ساکن شهرک امید سبز، تعطیلی تلویزیون تمدن و مهر و لاک مسجد و مدرسه خاتمالنبیین انتقاد کردهاند. بستن شماری از مساجد و مراکز فرهنگی شیعیان و پایین آوردن پرچمهای محرم از مساجد و حسینیهها نیز از دیگر مواردی است که در این بیانیه به آن اشاره شده است.
رهبران هزاره و شیعیان در این بیانیه گفتهاند که تازهترین اقدام وزیر عدلیه طالبان، اعلام شهرک امید سبز بهعنوان ملک «امارتی» و صدور دستور تخلیه آن، در حالی صورت گرفته که به گفته آنان، کمیسیون تصفیه طالبان پس از بررسی اسناد، مالکیت خصوصی این شهرک را تایید کرده بود.
در بیانیه آمده است: «مجموعه این رفتارها و اقدامات از سوی وزیر عدلیه، مصداق تبعیض سیستماتیک و اقدام برای کوچ اجباری مردم هزاره و شیعه تلقی شده و تداوم آن غیرقابل تحمل است.»
امضاکنندگان همچنین اعلام کردند که طی سالهای گذشته بارها از طریق دیدار با مقامهای ارشد طالبان در کابل و ارسال نامه به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، اعتراضهای خود را مطرح کردهاند، اما به گفته آنان، تغییری در رفتار وزیر عدلیه ایجاد نشده است.
رهبران هزاره از رهبری طالبان خواستهاند که به رفتارهای تبعیضآمیز وزیر عدلیه پایان دهد، دستور تخلیه شهرک امید سبز را لغو و اسناد مالکیت آن را دوباره بررسی کند، تلویزیون تمدن، مسجد و مدرسه خاتمالنبیین و دیگر مراکز مذهبی و فرهنگی شیعیان را بازگشایی کند و از آنچه «رفتار دوگانه» با شیعیان خواندهاند، دست بردارد.
در بیانیه آمده است: «ما از رهبری امارت اسلامی می خواهیم که هر نوع رفتاری که با دیگر مردم افغانستان صورت می گیرد، با مردم اهل تشیع هم صورت بگیرد و رفتار دوگانه در قبال مردم، با ماهیت حکومت اسلامی همخوانی ندارد.»
رهبران هزاره و شیعه از رهبر طالبان خواستهاند که «جلو رفتارهای تبعیض آمیز وزیر عدلیه بر علیه مردم اهل تشیع گرفته شود.»
آنان هشدار دادهاند که «هزارهها و شیعیان به عنوان بخش از ملت افغانستان، ادامه این روند را به خیر و صلاح امارت اسلامی و مردم افغانستان نمیدانند.»
در پایان این بیانیه، آنها ضمن تاکید بر حمایت از وحدت ملی، همزیستی مسالمتآمیز و ثبات افغانستان، ابراز امیدواری کردهاند که رهبری طالبان برای رسیدگی به مطالبات هزارهها و شیعیان اقدامات عملی انجام دهد.
در این نشست، شماری از چهرههای سرشناس هزاره و شیعه، از جمله سید حسین عالمی بلخی، محمد اکبری و جعفر مهدوی نیز حضور داشتند.
منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان در شماری از ولسوالیهای هلمند، قندهار، ارزگان و زابل، تحت شرایط مشخص و بهگونه غیررسمی به دهقانان اجازه کشت خشخاش داده است.
به گفته این منابع، این تصمیم با همکاری شورای علمای قندهار گرفته شده است.
شماری از دهقانان در ولایتهای جنوبی به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان در چند ماه گذشته از سختگیری معمول خود در برخورد با کشت خشخاش کاسته است.
به گفته منابعی که در جلسات مقامهای محلی طالبان حضور داشتند، این گروه در ولسوالیهای دورافتاده قندهار، هلمند، زابل و ارزگان به مردم اجازه داده است خشخاش بکارند، اما برای این کار شرایط مشخصی تعیین کرده است.
یکی از باشندگان منطقه لندیناوه ولسوالی موسیقلعه هلمند که به خرید و فروش تریاک مشغول است، به شرط فاش نشدن نامش به افغانستان اینترنشنال گفت: «طالبان چند بار به اینجا آمدند و تمام کوکنارها را از بین بردند. با این حال مردم دوباره خشخاش کاشتند، اما این بار داخل محوطه خانههای شان. طالبان بعداً وارد خانهها هم شدند و میان مردم و طالبان درگیری لفظی پیش آمد. پس از آن، ما به مقامهای ولایت و شورای علما شکایت کردیم.»
مزرعه خشخاش در ولسوالی خاکریز کندهار
چهار دهقان از ولایتهای هلمند، قندهار، ارزگان و زابل نیز گفتند که طالبان پس از افزایش شکایتهای مردم، تخریب مزارع کوکنار را متوقف کرده است.
به گفته آنان، شورای علمای قندهار بهصورت اعلامنشده و با چهار شرط، اجازه کشت محدود کوکنار را داده است. این شرایط عبارتاند از این که کوکنار در مناطق پرجمعیت کشت نشود، دهقانان از خانوادههای فقیر باشند، زمین زیر کشت محدود باشد و پس از برداشت محصول، عشر آن به طالبان پرداخت شود.
دهقانان میگویند برای متقاعد کردن شورای علمای قندهار چندین نشست با اعضای این شورا برگزار کردهاند.
یکی از بزرگان قومی و دهقانانی که در این دیدارها حضور داشته، به افغانستان اینترنشنال گفت: «به آنان گفتیم مردم گرسنهاند و حتی توان تهیه غذای شب را ندارند. در اینجا شغل دیگری وجود ندارد. مردم ولایتهای شمالی در معادن کار میکنند، اما برای ما همین تریاک حکم معدن را دارد.»
یک منبع آگاه دیگر از نشست دهقانان و شورای علما نیز گفت: «به آنان گفتیم که مردم در دو سال گذشته برای کشت کوکنار به پاکستان میروند. آنجا معلوم نیست دستمزد بگیرند یا نه و رفتوآمد نیز بسیار دشوار شده است.»
یکی از دهقانان ولسوالی چارچینوی ارزگان نیز به افغانستان اینترنشنال گفت که کشت گندم، جو و محصولات دیگر برای تامین هزینههای زندگی آنها کافی نیست. زمینهای تحت کشت اندک است و فرصتهای درآمدزایی محدود میباشد.
دهقانان میگویند اکنون زمینهای خود را برای کشت خشخاش آماده کردهاند و در شماری از مزارع نیز کشت آغاز شده است. به گفته آنان، محصول این کشت تا پایان فصل پاییز برداشت خواهد شد.
افغانستان اینترنشنال پیشتر نیز به نقل از منابع خود گزارش داده بود که مقامهای طالبان بهصورت شفاهی به مردم اجازه دادهاند که در قلعهها و مکانهای دور از دید عموم خشخاش بکارند.
منابع همچنین میگویند بسته ماندن مداوم گذرگاه اسپینبولدک- چمن و برخی دیگر از مسیرهای تجاری در ولایتهای جنوبی، به کسبوکار و درآمد مردم آسیب جدی وارد کرده و فرصتهای تجارت، کشاورزی و کار روزانه را کاهش داده است.
به نظر میرسد که طالبان برای جلوگیری از افزایش نارضایتی عمومی و احتمال اعتراضهای مردمی، در برخی مناطق در قبال کشت خشخاش انعطاف بیشتری نشان میدهند.
طالبان پس از صدور فرمان ممنوعیت کشت کوکنار در سال ۲۰۲۲، نابودی مزارع کوکنار را یکی از مهمترین دستاوردهای خود معرفی کرده است و در نشستهای داخلی و بینالمللی بارها مدعی موفقیت در مبارزه با مواد مخدر شده است.
افغانستان در دو دهه گذشته بزرگترین تولیدکننده تریاک در جهان بوده و کشت خشخاش یکی از منابع اصلی درآمد برای بسیاری از دهقانان در جنوب افغانستان به شمار میرود. محدودیتهای طالبان بر کشت این محصول در سالهای اخیر با واکنشها و نگرانیهای اقتصادی در برخی مناطق روستایی همراه بوده است.
طالبان تاکنون به این گزارش و ادعای منابع محلی درباره صدور اجازه پنهانی برای کشت کوکنار واکنش رسمی نشان نداده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان میگوید حکومت طالبان باید تصمیم بگیرد که آیا خواهان بهبود روابط با پاکستان است یا میخواهد به حمایت و ارتباط با تحریک طالبان پاکستان ادامه دهد.
طاهر اندرابی روز پنجشنبه ۱۵ اسد، در نشست خبری هفتگی وزارت امور خارجه پاکستان، در واکنش به گزارشها درباره اظهارات ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت پاکستان خواهان جنگ با افغانستان نیست و مردم افغانستان را «برادران و خواهران» خود میداند.
او افزود که «حمایت رژیم طالبان از تحریک طالبان پاکستان» همچنان بزرگترین مانع در روابط کابل و اسلامآباد است و این وضعیت باید پایان یابد. به گفته او، تا زمانی که طالبان روابط با تحریک طالبان پاکستان را بر روابط با پاکستان ترجیح دهد، مناسبات دو طرف در وضعیت کنونی باقی خواهد ماند.
سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان همچنین گفت اسلامآباد نگرانیهای خود را درباره استفاده از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه پاکستان به مقامهای طالبان منتقل کرده است. او افزود که پاکستان به کابل «بهصراحت» اعلام کرده است که زیرساختها و شبکههای پشتیبانی گروههای تروریستی در افغانستان باید از میان برداشته شوند.
نگرانی درباره کمکهای بشردوستانه
سخنگوی وزارت خارجه پاکستان از جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی خواسته است سازوکارهای نظارتی جدیتری بر روند توزیع کمکهای مالی و بشردوستانه در افغانستان زیر اداره طالبان اعمال کنند تا این منابع به دست «تحریک طالبان پاکستان» و دیگر گروههای شبهنظامی نرسد.
طاهر اندرابی افزود که این اظهارات به معنای این نیست که اسلامآباد با کمکهای بشردوستانه به مردم افغانستان و حمایت از اقتصاد این کشور مخالفت دارد. او گفت: «انتظار ما از نهادهای کمککننده این است که با شفافیت و بررسی دقیق اطمینان حاصل کنند پولهای اختصاصیافته برای کمکهای بشردوستانه یا اقتصاد افغانستان، برای حمایت از زیرساختهای تروریستی، از جمله تحریک طالبان پاکستان، استفاده نمیشود.»
شفقت علی خان در بخش دیگری از این نشست به چهارمین دور گفتوگوهای مبارزه با تروریسم میان پاکستان و ایالات متحده اشاره کرد و گفت دو کشور درباره تقویت امنیت مرزی و مقابله با شبکههای پشتیبان گروههای تروریستی در منطقه گفتوگو کردهاند. او مدعی شد که این شبکهها «بهویژه از افغانستان» فعالیت میکنند.
طالبان پیش از این بارها اتهامهای مقامهای پاکستانی درباره حمایت از تحریک طالبان پاکستان و استفاده این گروه از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه پاکستان را رد کرده است.