• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

والی طالبان: مقاومت در کولاب است، نه پنجشیر

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۳:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

محمدآغا حکیم، والی طالبان در پنجشیر، مدعی شد هیچ‌یک از نیروهای مخالف در کوه‌ها و جغرافیای این ولایت حضور ندارند و تمام مناطق پنجشیر تحت نظارت کامل نیروهای امنیتی طالبان قرار دارد.

آقای حکیم در گفت‌وگو با رادیو امید، وابسته به طالبان، گفت کوه‌های پنجشیر و مناطق کشورهای همسایه مشابه‌اند و مخالفان طالبان از کوه‌های «کولاب» بالا می‌روند و سپس ادعا می‌کنند که در پنجشیر حضور دارند.

این مقام طالبان شواهد و مدرک برای اثبات ادعاهایش ارائه نکرده است.

او گفت: «کوه‌های پنجشیر و کشورهای همسایه یکسان است. آنها در کوه‌های کولاب بالا می‌شوند و می‌گویند در پنجشیر هستیم.»

والی طالبان افزود: «همه کوه‌ها و اراضی پنجشیر زیر نظارت نیروهای امنیتی قرار دارد و هیچ فرد از مخالفان در جغرافیا و کوه‌های پنجشیر حضور ندارد.»

او تأکید کرد که «در یک بلست» از پنجشیر نیز مخالفان حضور ندارند و گفت: «صد فیصد نظارت داریم و امنیت کامل برقرار است.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که نیروهای جبهه مقاومت ملی افغانستان هر از گاهی تصاویر و ویدیوهایی از فعالیت افراد مسلح این جبهه منتشر می‌کنند و مدعی می‌شوند که نیروهایشان در کوه‌های پنجشیر حضور دارند.

با این حال، محل دقیق ضبط این تصاویر و ویدیوها و ادعای حضور نیروهای جبهه مقاومت در پنجشیر به‌صورت مستقل قابل تأیید نیست.

والی طالبان همچنین گفت که به دلیل وضعیت امنیتی، زمینه برای فعالیت‌های توسعه‌ای، اقتصادی و ارائه خدمات عمومی در پنجشیر فراهم شده است.

اظهارات والی طالبان در حالی مطرح می‌شود که پنجشیر از مراکز اصلی فعالیت مخالفان مسلح طالبان پس از بازگشت این گروه به قدرت در افغانستان بوده است. جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، در سال‌های گذشته بارها از حملات نیروهایش علیه طالبان در پنجشیر و مناطق اطراف آن خبر داده است.

پربازدیدترین‌ها

معاون حقانی به هزاره‌ها گفت 'شهرک امید سبز را ترک نکنید'
۱

معاون حقانی به هزاره‌ها گفت 'شهرک امید سبز را ترک نکنید'

۲

اندیشکده‌ امریکایی: طالبان معادن افغانستان را به سبک شورشیان مدیریت می‌کند

۳

گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

۴

کرزی: اکنون زمان ندامت و مصالحه است

۵

رئیس‌جمهور افریقای جنوبی: زنان افغان خواستار مقابله با نظام آپارتاید جنسیتی طالبان‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

پدر: محرومیت و ناامیدی دخترم را دیده می‌گریم

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از زندگی پنج پدر افغان نوشته است محرومیت دختران از آموزش و فشار عاطفی محدودیت‌ها بر زندگی خانوادگی آن‌ها سایه انداخته است.

یکی از این پدران می‌گوید وقتی دخترش را ناامید و گریان در خانه می‌بیند، توان تحمل ناراحتی او را ندارد و دور از چشم دخترش گریه می‌کند.

این مرد که از او به نام «میم» یاد شده و ۳۲ سال دارد، گفت محدودیت‌های اعمال‌شده بر دختران تنها به مکتب محدود نمی‌شود و آن‌ها حتی برای رفتن به پارک نیز با محدودیت روبه‌رو هستند؛ شرایطی که به گفته او بر دخترش فشار روحی زیادی وارد کرده است.

این پدر تلاش می‌کند دست‌کم هفته‌ای یک بار دخترش را به رستورانت ببرد تا از خانه بیرون بیاید.

اما ناراحتی دخترش برای او به حدی سنگین است که خودش نیز نمی‌تواند آن را تحمل کند. او به خبرگزاری فرانسه گفت: «گاهی وقتی او در خانه خیلی ناامید می‌شود، نمی‌توانم تحمل کنم. به اتاق دیگری می‌روم و... پنهانی گریه می‌کنم.»

افغانستان تنها کشور جهان است که دختران در آن پس از پایان دوره ابتدایی از ادامه آموزش رسمی محروم‌اند.

طالبان در مارچ ۲۰۲۲ دختران را از مکاتب متوسطه منع کردند و دانشگاه‌ها نیز بعدتر به روی زنان بسته شد.

سازمان ملل می‌گوید دست‌کم یک میلیون دختر مستقیماً از ممنوعیت آموزش متوسطه آسیب دیده‌اند.

طالبان می‌گویند این محدودیت‌ها بر اساس شریعت اسلامی اعمال می‌شود، اما پدرانی که با خبرگزاری فرانسه صحبت کرده‌اند و خود را مسلمانان متدین می‌دانند، این توجیه را رد می‌کنند. محمد، یکی از این پدران، می‌گوید: «شما هرگز در قرآن پیدا نمی‌کنید که آموزش فقط برای مردان باشد.»

بر اساس نظرسنجی سازمان ملل زنان در سال ۲۰۲۵، ۹۵ درصد مردان در مناطق شهری و ۸۷ درصد مردان در مناطق روستایی افغانستان معتقدند ادامه تحصیل دختران در دوره متوسطه مهم است.

تبعید؛ رویای خروج برای نجات آینده دختران

احمد، مهندس ۴۰ ساله و پدر چهار دختر، می‌گوید هر روز و هر شب او و همسرش که پیش‌تر معلم ریاضی در دوره متوسطه بوده، به لحظه‌ای نزدیک‌تر می‌شوند که دختران‌شان باید برای همیشه در خانه بمانند.

او و همسرش تلاش کرده‌اند با مهاجرت، آینده دختران‌شان را نجات دهند. برای ویزای سویدن، دنمارک و آلمان درخواست داده‌اند اما موفق نشده‌اند.

دختران این خانواده از ناامیدی والدین‌شان خبر ندارند و هر روز از آنها می‌پرسند: «کی می‌رویم؟»

احمد می‌گوید: «آنها نمی‌دانند که ما امیدمان را از دست می‌دهیم.»

آموزش زیرزمینی؛ مکتبی بدون مدرک اما با امید

محمد، پزشک ۴۲ ساله و پدر دو دختر، نیز چهار سال است که به دنبال راهی برای دور زدن ممنوعیت آموزش دخترانش می‌گردد.

او می‌گوید پیش از ممنوعیت‌ها، رویایش این بود که دخترانش را به یکی از بهترین دانشگاه‌ها بفرستد و معتقد است افغانستان برای توسعه به زنان نیاز دارد، نه اینکه زنان تنها در خانه بمانند.

این پدر می‌گوید که فرستادن دخترانش به پاکستان دیگر امکان‌پذیر نیست و استخدام معلم خصوصی نیز برای خانواده هزینه زیادی دارد.

سرانجام یکی از آشنایان مکتبی را به او معرفی کرد که به‌صورت مخفیانه، در کنار آموزش‌های دینی، دروس عمومی را نیز تدریس می‌کند.

او می‌گوید: «مهم‌ترین چیز این است که آنها به یادگیری ادامه دهند.» و به دخترانش وعده داده است: «تا زمانی که زنده هستم، برای آموزش شما راهی پیدا می‌کنم.» اما محمد می‌گوید خطر بازرسی طالبان همچنان وجود دارد و نمی‌خواهد دخترانش بازداشت شوند.

شهریه این مکتب برای دو دانش‌آموز حدود ۱۰ هزار افغانی در ماه است و مدرک رسمی نیز صادر نمی‌کند، اما محمد می‌گوید در شرایط کنونی مهم‌ترین مسئله برای او این است که دخترانش به یادگیری ادامه دهند.

او می‌گوید: «یک روز، مدرک هم خواهد آمد.»

مهاجرت به کابل برای فرار از محدودیت‌های بیشتر

پدر دیگری که خبرگزاری فرانسه او را با حرف ن. معرفی کرده، برای پیدا کردن فرصت‌های آموزشی بیشتر، خانواده‌اش را از قندهار به کابل منتقل کرده است. 

او می‌گوید در ولایت قندهار، که یکی از پایگاه‌های اصلی طالبان است، برخی مکاتب حتی پیش از پایان ابتدایی هم دخترانی را که قدبلندتر به نظر برسند، از مکتب اخراج می‌کنند.

دختر ۱۲ ساله او علاقه زیادی به نجوم دارد. او اخیراً تصویری از منظومه شمسی ساخته و درباره جاذبه زمین از پدرش سؤال کرده بود. پدر به او گفته بود که این مطالب را در مکتب یاد خواهد گرفت.

اما این دختر از پدرش پرسیده بود: «چطور می‌توانم یاد بگیرم، وقتی نمی‌توانم از صنف ششم بالاتر بروم؟»

مکتب خانگی که والدین برای دختران محروم از آموزش‌ ساختند

نصیر، ۴۷ ساله و همسرش که معلم است تلاش کرده‌اند خانه را به مکتبی برای دو دخترش تبدیل کند.

او و همسرش کتاب‌های دوره متوسطه را تهیه کرده‌اند و در خانه به دختران‌شان درس می‌دهند.

آنها برای دختران برنامه‌ای شبیه مکتب تنظیم کرده‌اند به طوری شب زود می‌خوابند و صبح در همان ساعتی بیدار می‌شوند که اگر مکتب می‌رفتند، باید از خواب برمی‌خاستند.

دختران نصیر در دوران ابتدایی جوایز شاگرد ممتاز گرفته‌اند و جام‌های این موفقیت‌ها هنوز در کتابخانه خانه کنار کتاب‌های‌شان قرار دارد.

اما نصیر می‌گوید دختر کوچک‌ترش به دلیل محرومیت از مکتب افسرده شده و گاهی انگیزه کافی برای ادامه تحصیل در خانه ندارد. او برای کاهش این فشار، برای دخترش رمان می‌خرد، چون دختر به مطالعه علاقه زیادی دارد.

دختران نصیر حالا به کودکان ساختمانی که در آن زندگی می‌کنند درس خصوصی می‌دهند و مدتی است مخفیانه در چند صنف عمومی خارج از خانه هم شرکت می‌کنند.

نصیر در پایان با آهی عمیق می‌گوید: «این حکومت انسان‌های تحصیل‌کرده نمی‌خواهد. نمی‌دانم چه زمانی دوباره به یک زندگی عادی برمی‌گردیم.»

مسعود از طالبان «صلح‌طلب» خواست وارد عمل شوند

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان با اشاره به «زمزمه‌هایی» درباره وجود دو گروه «صلح‌طلب» و «جنگ‌طلب» در میان طالبان گفت اگر طالبان «صلح‌طلب» واقعاً وجود دارند، باید ابتکار عمل را به دست بگیرند.

احمد مسعود گفت نخستین پیام رهبران افغانستان، از حمد شاه مسعود تا برهان‌الدین ربانی، «پیام جنگ نبوده، بلکه پیام صلح بوده است.»

او افزود که با این حال، به نظر می‌رسد در حال حاضر کنترول، ابتکار عمل و سیاست‌گذاری در اداره طالبان در اختیار «طالبان جنگ‌طلب» است.

احمد مسعود گفت هرچند تاکنون طالبان «صلح‌طلب» را ندیده و درباره وجود داشتن چنین مجموعه‌ای تردید دارد، اما اگر آنان واقعاً وجود دارند، باید به اراده مردم تن بدهند و مشروعیت را از داخل افغانستان به دست بیاورند.

رهبر جبهه مقاومت ملی تأکید کرد که باور دارد جنگ راه‌حل مسئله افغانستان نیست و بارها این موضوع را تکرار کرده است.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان افزود که جریان‌های مخالف بر سر آینده افغانستان به توافق رسیده‌اند و هدف آنان، دستیابی به نقشه مشترک و ایجاد زمینه برای مشروعیت کشور است. احمد مسعود گفت خواست مخالفان، نابودی کامل طالبان نیست بلکه ایجاد نظامی مشروع و مبتنی بر اراده مردم افغانستان است.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان روز شنبه، بیستم سرطان در گفت‌و‌گویی با تلویزیون ایراف گفت مخالفان طالبان در تلاش هستند موضع مشترکی در قبال آینده سیاسی کشور شکل دهند.

او با اشاره به تحولات سیاسی افغانستان گفت که هدف این جریان‌ها تصاحب قدرت از سوی یک فرد یا گروه مشخص نیست بلکه باید زمینه‌ای فراهم شود تا مردم درباره نوع نظام سیاسی آینده تصمیم بگیرند.

آقای مسعود افزود که تا زمان شکل‌گیری چنین نظامی، جریان‌های مخالف طالبان در یک صف واحد خواهند ایستاد.

او همچنین طالبان را به انتخاب میان مذاکره و ادامه تقابل با مردم فراخواند و گفت این گروه باید بپذیرد که بر سر میز مذاکره بنشیند و برای ایجاد یک حکومت همه‌شمول وارد گفت‌وگو شود.

به گفته او، در غیر این صورت طالبان در برابر اراده و خشم مردم افغانستان قرار خواهد گرفت.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان همچنین گفت «مخالفان خواهان افغانستان آزاد، آباد و مستقل هستند که در آن حاکمیت از مشروعیت برخوردار باشد و این مشروعیت از اراده مردم سرچشمه بگیرد.»

او وجود اختلاف میان جریان‌های مخالف طالبان را رد کرد و گفت هدف مشترک، ایجاد زمینه برای تعیین آینده افغانستان از سوی مردم است.

احمد مسعود در این گفت‌و‌گو همچنین تاکید کرد که حضور طالبان در قدرت وضعیت دائمی نیست و افزود: «طالبان پایان تاریخ افغانستان نیستند.»

رهبر جبهه مقاومت ملی گفت: «طالبان یا به واسطه مردم، یا با فشار میدانی و از یا با فشار منطقه‌ای و جهانی باید اراده مردم را بپذیرند و یا هم باید کنار بروند.»

گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

۱۹ اسد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، خواستار بررسی مستقلانه کشته‌شدن ۱۱ نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی طالبان در کابل شد. او گفت که استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بین‌المللی مطابقت داشته باشد.

طالبان در ۱۰ اسد از کشته‌شدن هفت نفر در حوزه هشتم امنیتی کابل خبر داد و آنان را «دزدان مسلح» معرفی کرد.

آقای بنت روز دوشنبه در اکس نوشت: «گزارش‌ها از کشته‌شدن افراد در عملیات امنیتی طالبان در کابل، از جمله تیراندازی به چهار نفر در روز دوشنبه و کشته‌شدن هفت نفر دیگر در روزهای اخیر در حوزه هشتم، نگران‌کننده است. این رویدادها باید فوری و بی‌طرفانه بررسی شوند.»

او افزود: «استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بین‌المللی حقوق بشر و اصول ضرورت و تناسب مطابقت داشته باشد.»

پولیس طالبان روز دوشنبه، ۱۹ اسد، اعلام کرد که چهار نفر در مربوطات حوزه هجدهم امنیتی کابل کشته شدند. خالد زدران، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در کابل، گفت که این افراد «مسلح» بودند و برای سرقت وارد یک خانه شده بودند.

به گفته او، نیروهای طالبان پس از رسیدن به محل با این افراد درگیر شدند. طالبان می‌گوید هر چهار نفر کشته شدند و دو تفنگچه از نزد آنان به دست آمد.

  • طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

    طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

نه روز پیش از آن، نیروهای طالبان هفت نفر دیگر را در منطقه بلاک‌های ستانکزی در حوزه هشتم کابل کشته بودتذ. خالد زدران گفت که این افراد نیز «دزدان مسلح» بودند و ابتدا به سوی نیروهای طالبان تیراندازی کردند.

او گفت که در این درگیری یک عضو طالبان زخمی شد و یک موتر و شماری سلاح نیز به دست نیروهای این گروه افتاد.

افغانستان اینترنشنال با نزدیکان شماری از کشته‌شدگان صحبت کرده است. آنان روایت طالبان را رد می‌کنند و می‌گویند عزیزان‌شان بدون محاکمه به رگبار بسته شده‌اند.

براساس اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال، شماری از کشته‌شدگان هزاره بودند.

بی‌اطلاعی از سرنوشت فرزندان

یک منبع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفت که خانواده‌های هفت نفری که در ۱۰ اسد کشته شدند، در ابتدا از سرنوشت فرزندان خود اطلاعی نداشتند.

به گفته این منبع، خانواده‌ها پس از ناپدیدشدن آنان جداگانه به حوزه‌های پولیس طالبان مراجعه کردند. مقام‌های پولیس طالبان ابتدا گفتند که از این افراد اطلاعی ندارند. بعداً، به خانواده‌ها گفته شد که به حوزه هشتم امنیتی مراجعه کنند، زیرا هفت نفر به اتهام دزدی در آن حوزه کشته شده‌اند.

منبع گفت که خانواده‌ها برای نخستین‌بار در همین محل با یکدیگر روبه‌رو شدند. آنان سپس با دیدن تصاویر اجساد در طب عدلی، هویت فرزندان خود را شناسایی کردند. پیکر کشته‌شدگان پس از آن به خانواده‌های شان تحویل داده شد.

یکی از نزدیکان افراد کشته‌شده به افغانستان اینترنشنال گفت که خانواده او از نظر مالی در وضعیت مناسبی قرار داشت. به باور او، این جوان نیازی نداشت که دست به دزدی بزند.

  • طالبان در کابل چهار مرد را کشتند و گفتند 'دزد بودند'

    طالبان در کابل چهار مرد را کشتند و گفتند 'دزد بودند'

واکنش‌ها به کشته‌شدن افراد متهم به دزدی

کشته‌شدن این افراد در شبکه‌های اجتماعی نیز واکنش‌هایی برانگیخته است. برخی کاربران از طالبان حمایت کرده‌اند، اما شماری دیگر پرسیده‌اند چرا این افراد بازداشت و محاکمه نشدند.

یک کاربر با اشاره به گفته طالبان درباره کشف دو تفنگچه از چهار فرد کشته‌شده نوشت: «اصل گپ این است که آنان اعدام صحرایی شده‌اند. بعد از دستگیری تیرباران شده‌اند.»

او افزود: «حاکمان را به کشتن تشویق نکنید. آنان را در حق‌کشی ترغیب نکنید. ممکن است فردا نوبت شما هم برسد.»

پس از کشته‌شدن هفت نفر در حوزه هشتم، فضل‌احمد معنوی، وزیر عدلیه حکومت پیشین، نیز این رویداد را «محاکمه صحرایی» خواند. معنوی گفت: «در فقه اسلامی و حقوق، اصل بر برائت است و هیچ‌کس صرف اتهام، مجرم شناخته نمی‌شود.»

او خواستار بررسی مستقل این رویداد شد.

  • وزیر عدلیه سابق: قتل افراد متهم به دزدی به‌دست طالبان در کابل محاکمه صحرایی است

    وزیر عدلیه سابق: قتل افراد متهم به دزدی به‌دست طالبان در کابل محاکمه صحرایی است

این نخستین بار نیست که روایت طالبان درباره کشته‌شدن افرادی که «دزد مسلح» معرفی شده‌اند، از سوی منابع دیگر رد می‌شود.

در دلو ۱۴۰۳، طالبان سه فرد کشته‌شده در نیمروز را «سارق مسلح» معرفی کرد. منابع محلی اما گفتند که آنان سارق نبودند.

در ۱۴ جوزای امسال نیز طالبان دو فرد کشته‌شده در هرات را متهم به سرقت کرد. یک گروه مسلح مخالف طالبان بعدا اعلام کرد که این دو نفر اعضای آن گروه بودند و در حمله به یک ایست بازرسی طالبان کشته شدند.

یوناما: شکایت‌ها از نیروهای طالبان بی‌پاسخ می‌ماند

یوناما روز دوشنبه، ۱۹ اسد، گزارشی درباره پاسخ‌گویی نیروهای امنیتی و کارکنان طالبان در برابر شکایت‌های مردم منتشر کرد.

این نهاد گفت که دستگاه‌های امنیتی طالبان آماری درباره شمار شکایت‌ها از بدرفتاری نیروهای خود و نتیجه بررسی این شکایت‌ها ارائه نکرده‌اند.

یوناما همچنین گفته است که موارد متعددی از شکایت مردم بدون رسیدگی باقی مانده است.

به گفته این نهاد، برخی شهروندان به دلیل ترس از انتقام و بی‌اعتمادی به سازوکارهای موجود، از شکایت علیه نیروهای طالبان خودداری می‌کنند.

یوناما همچنین از مواردی خبر داده است که پس از ادعاهای جدی نقض حقوق بشر، هیچ تحقیق یا بازداشتی صورت نگرفته است. این نهاد درباره خودداری برخی محاکم نظامی طالبان از پذیرش شکایت مردم علیه نیروهای این گروه نیز ابراز نگرانی کرده است.

وزیر سرحدات طالبان برای بررسی درگیری‌های یفتل به بدخشان سفر کرده است

۱۹ اسد ۱۴۰۵، ۱۹:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

نورالله نوری، وزیر سرحدات طالبان در رأس یک هیئت و به دستور محمد حسن آخوند، رئیس‌الوزرای طالبان، برای بررسی درگیری میان نیروهای این گروه و مردم به ولسوالی یفتل بدخشان سفر کرده است.

در خبرنامه این وزارت که روز دوشنبه، ۱۹ اسد، منتشر شد، آمده است که رحمت‌الله نجیب، معاون اداری وزارت داخله، و مولوی محمدعلی جان، معاون لوژستیکی وزارت دفاع طالبان، نیز نورالله نوری را در این سفر همراهی کرده‌اند.

امان‌الدین منصور، والی هلمند و از چهره‌های بدخشانی طالبان، نیز در دیدار این هیئت از بازار اتفاق ولسوالی یفتل حضور داشت.

وزارت سرحدات طالبان در بیانیه خود هدف این سفر را بررسی درگیری میان مردم و نیروهای طالبان در یفتل اعلام کرده است. این وزارت بدون ارائه آمار دقیق گفته است که در این درگیری شماری از نظامیان و غیرنظامیان کشته و زخمی شده‌اند.

در خبرنامه به نقل از نورالله نوری آمده است که او در دیدار با مردم یفتل بر اتحاد و همبستگی تأکید کرده و گفته است که «قوم‌گرایی، سمت‌گرایی و تبعیض» در حکومت طالبان جایی ندارد. او همچنین گفته است که طالبان مردم بدخشان را «یک ملت مجاهد» می‌داند.

هیئت طالبان وعده داده است که این رویداد را بررسی و عاملان آن را تحت پیگرد قرار دهد.

روز شنبه، ۱۰ اسد، باشندگان ولسوالی یفتل در بازار اتفاق با نیروهای طالبان درگیر شدند. منابع محلی گفتند که این درگیری پس از آن آغاز شد که نیروهای غیرمحلی طالبان یک زن را بازرسی بدنی کردند.

به گفته منابع، در این درگیری دست‌کم چهار نفر کشته و هفت نفر دیگر، از جمله یک زن، زخمی شدند. یک سرباز طالبان نیز کشته و یک تن دیگر زخمی شد.

منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که هیئت طالبان به ریاست وزیر سرحدات روز جمعه، ۱۶ اسد، در مسجد جامع بازار اتفاق با باشندگان محل دیدار کرد.

به گفته منابع مردمی، این هیئت وعده داد که عاملان تیراندازی تحت پیگرد قرار خواهند گرفت. با این حال، باشندگان محل به تندی از رفتار نیروهای طالبان انتقاد کردند. آنان از مقام‌های طالبان خواستند که نیروهای غیرمحلی را هرچه زودتر از منطقه خارج کنند. منابع گفتند که دیدار هیئت طالبان با مردم بدون نتیجه مشخص پایان یافت.

باشندگان منطقه همچنین گفتند که نورالله نوری به خانواده‌های کشته‌شدگان و زخمی‌ها، به هر خانواده ۵۰ هزار افغانی کمک کرده است.

جهان‌خان نوری، فرمانده امنیه طالبان در ولسوالی یفتل نیز از رفتار نیروهای غیرمحلی با مردم شکایت کرده و این موضوع را به‌گونه جدی با مقام‌های طالبان در میان گذاشته است. او خواستار خروج این نیروها از منطقه شده است.

یک فایل صوتی از احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در بدخشان، نیز در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته است که در آن از بازداشت‌نشدن عاملان تیراندازی بر غیرنظامیان در یفتل انتقاد می‌کند.

او در این فایل صوتی می‌گوید: «این نظام به خاطر مردم است و در برابر مردم مکلفیت داریم. من به عنوان مسئول روابط عامه مکلف به پاسخ‌گویی هستم.»

او افزود: «در رابطه به این‌که خون چند نفر ریخته شده، همه می‌پرسند چرا کسی بازداشت نشده است. شما به من پاسخ بدهید، من به مردم پاسخ بدهم. قطعه کیست که بر مردم تیراندازی می‌کند؟ از آسمان نیامده که بر مردم تیراندازی کند. مکتوب معافیت از امیرالمؤمنین ندارند.»

با گذشت حدود یک هفته از این رویداد، تاکنون گزارشی از بازداشت فردی به اتهام تیراندازی بر غیرنظامیان منتشر نشده است.

پس از آن‌که مرکز ولسوالی یفتل در ۲۶ سرطان سال جاری به دست نیروهای جبهه سپاهیان میهن سقوط کرد، طالبان نیروهای غیرمحلی را به این ولسوالی اعزام کرد. باشندگان محل می‌گویند که پس از آن محدودیت‌ها افزایش یافته، خانه‌ها بارها تلاشی شده و شماری از افراد ملکی بازداشت شده‌اند.

باشندگان یفتل می‌گویند که نیروهای غیرمحلی طالبان با زبان، فرهنگ و رسوم مردم منطقه آشنایی ندارند و با باشندگان محل بدرفتاری می‌کنند.

پنج سال، پنج زن، پنج رؤیای از دست‌رفته

۱۹ اسد ۱۴۰۵، ۱۶:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نویده خوشبو
100%

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، زندگی میلیون‌ها زن و دختر افغانستان با محدودیت‌های گسترده در عرصه آموزش، کار، ورزش و زندگی عمومی تغییر کرده است.

پنج زن از پنج مسیر متفاوت، روایت می‌کنند که چگونه بخشی از آینده‌ای که برای خود ساخته بودند متوقف شد.

به قول این زنان، پنج سال گذشته را نمی‌توان تنها به فرمان‌ها و آمار تقلیل داد؛ پشت این اعداد، زنانی قرار دارند با احساس، عاطفه، آرزو و آینده‌ای که برای خود تصور کرده بودند. زنانی که پنج سال پیش برای زندگی‌شان نقشه داشتند، اما اکنون بخشی از همان آینده در جایی میان این پنج سال متوقف شده است.

داروسازی که خانه‌نشین شد

تهمینه احمدی (نام مستعار) زنی از کابل، آرزو داشت داروساز شود. شب‌ها و روزها، هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها درس خواند و زحمت کشید و اندکی پیش از سقوط جمهوریت، با نمرات کادری از رشته فارمسی در کابل فارغ شد.

برای تهمینه، فراغت آغاز راه بود؛ می‌خواست در رشته خودش کار کند، تجربه بیندوزد، پیشرفت کند و شاید روزی به جایگاهی در همین رشته برسد.

اما با بازگشت طالبان به قدرت، آن آینده پیش از آغاز، متوقف شد. امروز تهمینه خانه‌نشین است؛ سال‌هایی که می‌توانست برای او سال‌های کسب تجربه و ساختن سابقه کاری باشد، به سال‌های انتظار تبدیل شده است.

تهمینه وقتی از پنج سال گذشته حرف می‌زند، به هم‌صنفی‌های مردش فکر می‌کند؛ مردانی که شماری از آنان در دانشگاه نمرات پایین‌تری از او داشتند، اما اکنون وارد بازار کار شده‌اند، تجربه کسب کرده‌اند و در حرفه‌شان پیش رفته‌اند. همان سال‌هایی که برای هم‌صنفی‌های مرد تهمینه سال‌های کسب تجربه و سابقه شغلی بود، برای او چیزی جز انزوا و انتظار به همراه نداشت؛ سال‌هایی که می‌توانست آغاز زندگی حرفه‌ای‌اش باشد.

شهرهای خالی از زنان

در ننگرهار، در شرق افغانستان، دعا (نام مستعار) پنج سال سلطه طالبان را از زاویه دیگری می‌بیند. او بیشتر از آن‌که نگران شغلی باشد که از دست داده، به آینده فرزندانش می‌اندیشد. دعا در یک نهاد بین‌المللی کار می‌کرد، از خانواده‌اش حمایت مالی می‌کرد و در محیط کار تجربه و مهارت به دست می‌آورد.

در دوره جمهوریت، وقتی دعا صبح برای رفتن به وظیفه آماده می‌شد، کودکانش مادری را می‌دیدند که کار می‌کند، درآمد دارد و بیرون از خانه مسئولیت می‌پذیرد.

برای آنان حضور زن در محیط کار بخشی عادی از زندگی بود. حالا اما تصویر پیش چشم‌شان تغییر کرده است؛ مردان را می‌بینند که صبح برای کار بیرون می‌روند و در اداره‌ها و فعالیت‌های اجتماعی حضور دارند، در حالی که زنان در بسیاری از این فضاها کمتر دیده می‌شوند.

دعا نگران است این تصویر در ذهن فرزندانش به هنجاری طبیعی تبدیل شود؛ جامعه‌ای که در آن مرد کار می‌کند و زن در خانه می‌ماند. او می‌ترسد دخترش روزی دنیای بیرون از خانه را سهم مردان بداند و پسرش حضور یک زن در محیط کار را غیرعادی تصور کند.

دعا که در جامعه‌ای سنتی با کار کردن در بیرون از خانه از مرزهای معمول عبور کرده بود، با صدایی که از نگرانی می‌لرزد، می‌گوید محدودیتی که امروز نسل او با آن روبه‌رو است، ممکن است فردا در ذهن کودکانش به یک هنجار و اصل بنیادین تبدیل شود.

نگرانی دعا بخشی از تصویر بزرگ‌تری است که بر زندگی زنان افغانستان سایه افکنده است. سازمان ملل می‌گوید ۷۸ درصد زنان جوان افغانستان نه در آموزش‌اند، نه شاغل‌اند و نه در دوره‌های آموزشی و مهارتی حضور دارند.

«تاوان عمر رفته ما را کی می‌دهد»

برای مرسل سادات، یکی دیگر از زنان این گزارش، مسئله زمان است؛ سال‌هایی که گذشته‌اند و راهی برای بازگرداندن‌شان وجود ندارد.

بر اساس آمار یونیسف، حدود ۳.۸ میلیون دختر ۷ تا ۱۸ ساله در افغانستان بیرون از مکتب‌اند. از این میان، حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان به دلیل ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، از آموزش متوسطه محروم شده‌اند.

محدودیت‌های طالبان به همین‌جا ختم نشده و بعدتر به آموزش‌های پزشکی نیز رسیده است؛ زنان و دختران از دسامبر ۲۰۲۴ از حضور در انستیتوت‌های آموزش پزشکی منع شدند.

مرسل یکی از دخترانی است که از ادامه آموزش بازمانده است. او نقاش است و وقتی به پنج سال گذشته نگاه می‌کند، یک سؤال دارد: «این پنج سالی که از دست دادیم، آیا دوباره به زندگی ما اضافه می‌شود؟»

مرسل با بسته‌شدن در مکتب، یادگیری را کنار نگذاشته است. آنلاین درس می‌خواند، کتاب مطالعه می‌کند و تلاش دارد با پیشرفت‌های روز همراه بماند. می‌داند این راه‌ها جای صنف و مکتب را نمی‌گیرد، اما نمی‌خواهد جهانی که هر روز جلو می‌رود، او را پشت سر بگذارد.

وقتی قلم‌مو را به دست می‌گیرد، دنیای مرسل تغییر می‌کند. او در خانه، دختر بودن زیر حاکمیت طالبان را با رنگ‌ها روایت می‌کند. بیرون از بوم نقاشی، بسیاری از انتخاب‌های زندگی‌اش محدود شده‌اند، اما روی بوم هنوز خودش انتخاب می‌کند کدام رنگ کنار کدام رنگ بنشیند و نقاشی‌اش چگونه شکل بگیرد.

در جزئیات نقاشی، ذهنش را از محدودیت‌های اطرافش دور می‌کند؛ با رنگ‌ها بازی می‌کند و تلاش دارد روانش را تازه نگه دارد. مکتب به رویش بسته شده، اما کتاب را کنار نگذاشته است؛ فضای آزاد هنری ندارد، اما قلم‌مو هنوز در دستش است.

پناه بردن به قلم

در همین محدودیت‌ها، اسرا ذکی، نام مستعار زن دیگری در این گزارش، راه دیگری برای ادامه دادن پیدا کرده است. او مدیرمسئول ماهنامه فرهنگی و اجتماعی «دوشیزه» است؛ رسانه‌ای برای بازتاب صدای زنان و دختران افغانستان، به‌ویژه دخترانی که از آموزش محروم مانده‌اند.

در سال‌هایی که درهای مکتب و دانشگاه به روی دختران بسته شده، «دوشیزه» برای اسرا فضایی برای نوشتن، آموختن و روایت کردن است. او تلاش می‌کند تجربه دخترانی را بازتاب دهد که هنوز می‌آموزند، می‌نویسند و برای آینده خود تلاش می‌کنند.

درهای صنف می‌تواند بسته باشد، اما اسرا نمی‌خواهد روایت دختران نیز پشت همان درها بماند. «دوشیزه» تلاشی است برای این‌که صدای آنان شنیده شود و امید به آموزش و آینده خاموش نماند.

آخرین زن این گزارش، رؤیایش را در جایی دنبال می‌کند که دیگر نمی‌تواند آزادانه وارد آن شود؛ میدان کریکت.

  • کرزی: اکنون زمان ندامت و مصالحه است

    کرزی: اکنون زمان ندامت و مصالحه است

رویای کریکت در میدان‌های بزرگ

بصیره صدیقی «مستعار» از دختران کریکت‌باز در افغانستان، شیفته این ورزش است. او و شماری از هم‌تیمی‌هایش هنوز مخفیانه تمرین می‌کنند

بصیره و هم‌تیمی‌هایش نه زمینی برای بازی دارند، نه امکانات کافی و نه امنیتی که بتوانند با آسودگی تمرین کنند؛ اما کریکت را کنار نگذاشته‌اند.

در همان کشوری که ورزشکاران مرد می‌توانند وارد میدان شوند، تمرین کنند، مسابقه بدهند و برای افغانستان بازی کنند، بصیره و هم‌تیمی‌هایش برای ادامه همان رؤیا باید دور از چشم دیگران تمرین کنند.

بصیره در نامه‌ای از نبود زمین، امکانات و امنیت نوشته و خواسته است دختران کریکت‌بازی که در افغانستان مانده‌اند، فراموش نشوند. رؤیای او ساده است؛ روزی بتواند بدون ترس وارد میدان شود، تمرین کند و مسابقه بدهد.

پنج سال برای این پنج زن یک معنا نداشته است. برای تهمینه، فاصله‌ای است میان فارغ شدن و حرفه‌ای که نتوانست آغاز کند؛ برای دعا، نگرانی از تصویری است که در ذهن فرزندانش از زن و جامعه ساخته می‌شود؛ برای مرسل، سال‌های مکتبی است که بازنمی‌گردد؛ برای اسرا، تلاشی است برای باز نگه‌داشتن جایی برای نوشتن و شنیده شدن؛ و برای بصیره، میدان بازی از یک فضای باز به رؤیایی پنهانی تبدیل شده است.

این پنج روایت، پنج شکل متفاوت از یک زندگی متوقف‌شده را نشان می‌دهد؛ زنی که نتوانست وارد حرفه‌اش شود، مادری که از آینده فرزندانش می‌ترسد، دختری که سال‌های مکتبش را از دست داده، زنی که برای شنیده شدن صدای دختران تلاش می‌کند و ورزشکاری که رؤیای ورود دوباره به میدان را در سر دارد.

پنج سال گذشته است؛ اما برای این زنان، زمان فقط نگذشته است. بخشی از آینده‌شان نیز همراه آن گذشته است.

و شاید پرسش مرسل سادات، پرسش بسیاری از همین زنان و دختران باشد: «این پنج سالی که از دست دادیم، آیا دوباره به زندگی ما اضافه خواهد شد؟»