برتیانیا از طالبان خواست مبارزه با تروریسم را در عمل نشان دهد
ریچارد لینزی، فرستاده ویژه بریتانیا در امور افغانستان گفت آینده افغانستان نخست برای افغانها و سپس برای کشورهای منطقه و لندن مهم است.
او گفت در دیدار با طالبان به پایبندی این گروه بر مبارزه با تروریسم، مقابله با تهدیدهای امنیتی منطقه و رعایت حقوق زنان و دختران تاکید کرده است.
ریچارد لینزی، شنبه، ۲۴ اسد به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت طالبان درباره فعالیتهای خود به عنوان فرستاده ویژه بریتانیا در امور افغانستان در یک سال گذشته معلومات داد. او گفت در این مدت درباره اولویتهای بریتانیا با مقامات طالبان در کابل گفتوگو کرده است.
این مقام بریتانیایی گفتوگوهای خود با مقامات طالبان را مهم توصیف کرد و گفت: «به آنها روشن ساختم که پایبندی به تعهدات خود درباره مبارزه با تروریسم، مقابله با تهدیدات امنیتی منطقه و رعایت حقوق زنان و دختران افغان را در عمل ثابت کنند.»
آقای لینزی نوشت که در این مدت در یدار با مردم افغانستان، استقامت و شجاعت آنها را احساس کرده است. او گفت در سفرهای خود به افغانستان با زنان و مردان فعال، صنعتکاران، کارآفرینان، روزنامهنگاران و اعضای جامعه مدنی دیدار و گفتوگو کرده است. او افزود که پایداری، استعداد و اراده این گروههای اجتماعی بهرغم موانع بزرگ، برای آینده افغانستان حیاتی است.
فرستاده ویژه بریتانیا نوشت که کشورش در پنج سال گذشته از خدمات بهداشتی و تغذیه نجاتبخش، برنامههای آموزشی، حفاظت از افراد در معرض خطر، تقویت معیشت و استقامت در برابر تغییرات اقلیمی در افغانستان حمایت کرده است. او افزود که این حمایتها برای افغانها اهمیت حیاتی داشته است.
فرستاده ویژه بریتان گفت از آغاز ماموریت خود تاکنون میزبان گفتوگوهای حیاتی با جامعه جهانی درباره افغانستان بوده است. او اضافه کرد که در این گفتوگوها بر ضرورت مشارکت در روند سیاسی افغانستان به رهبری سازمان ملل تاکید کرده است.
این مقام بریتانیایی روز جمعه نیز در یادداشتی به مناسبت سالگرد بازگشت طالبان نوشت افغانستان بدون مشارکت زنان و دختران در آموزش، کار و زندگی عمومی، به توسعه کامل نمیرسد. او با اشاره به استقامت زنان و دختران افغان در پنج سال حاکمیت طالبان گفت که این تابآوری نباید جایگزین حقوق اساسی آنان شود.
با این حال، فرستاده ویژه بریتانیا تاکید کرد که کشورش به تعهدات دیرینه خود در قبال مردم افغانستان پایبند است. او گفت بریتانیا در سه سال آینده، سالانه ۱۰۵ میلیون پوند برای حمایت از خدمات نجاتبخش، آموزش و مقابله با تغییرات اقلیمی در افغانستان اختصاص میدهد.
پنج سال پیش، طالبان با ورود به کابل اعلام کردند که جنگ در افغانستان پایان یافته است؛ اما درگیری و خونریزی متوقف نشد. طالبان برای سرکوب مخالفان در پنجشیر، اندراب، بلخاب و بدخشان لشکرکشی کردند و کشتار و نقض حقوق نیروهای امنیتی حکومت پیشین نیز ادامه یافت.
در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، جبهههای مسلح مخالف طالبان نیز بر شدت حملات خود افزودهاند. طالبان مدعی است که امنیت سرتاسری برقرار شده اما مخالفان میگویند حاکمیت طالبان پایان جنگ نیست، بلکه آغاز یک منازعه دیگر است.
به همین مناسبت، افغانستان اینترنشنال با یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، و سمیع سادات، رهبر جبهه متحد افغانستان گفتوگو کرده و از آنان درباره طرحشان برای افغانستان پس از طالبان، آینده نظام سیاسی و چگونگی پایان بحران این کشور پرسیده است.
«جنگ پایان نیافته است»
سمیع سادات ادعای طالبان مبنی بر پایان جنگ در افغانستان را رد میکند و میگوید بازگشت این گروه به قدرت به معنای پایان درگیری نبوده است.
او میگوید طالبان جنگ را پایان ندادهاند، بلکه آن را «به هر کوچه کابل و هر خانه افغان» کشاندهاند. به گفته سادات، جوانان، زنان و بزرگان قومی افغانستان به شیوههای مختلف در برابر طالبان مقاومت میکنند.
سادات میگوید رهبری جبهه متحد افغانستان پیش از این تلاش کرده بود طالبان را به مصالحه با مردم وادار کند و دستکم از آنچه او «ظلم» میخواند، بازدارد؛ اما به باور او، نتیجه برعکس بوده و وضعیت بدتر شده است.
او میگوید: «اکنون راه رهایی و آزادی، جنگ است و زمان مرحله سیاسی گذشته است.»
یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، نیز وضعیت کنونی افغانستان زیر حاکمیت طالبان را صلح نمیداند. جبهه او در ماههای اخیر در چندین ولایت حملاتی علیه طالبان انجام داده است.
ضیا میگوید طالبان قدرت خود را از طریق زور و سرکوب گسترده حفظ کردهاند و آنچه از سوی این گروه بهعنوان «امنیت» ارائه میشود، به تعبیر او «کمتر از جنگ و منازعه نیست».
به گفته او، طالبان در سه دهه گذشته هیچگاه اراده واقعی برای رسیدن به یک تفاهم سیاسی با مردم افغانستان نشان ندادهاند. ضیا معتقد است آرامش نسبی و کاهش درگیریهای گسترده به معنای برقراری صلح و امنیت پایدار نیست.
نقاط مشترک بیشتر از اختلافهاست
با وجود تفاوتهایی در نگاه به ساختار نظام آینده، دیدگاههای سمیع سادات و یاسین ضیا در بسیاری از موارد به یکدیگر نزدیک است. هر دو خواهان پایان حاکمیت طالبان، ایجاد یک نظام مردمسالار، مشارکت سیاسی مردم و تعیین آینده افغانستان از طریق اراده عمومی هستند.
هر دو تأکید دارند که شکل نظام سیاسی نباید از سوی یک فرد یا جریان سیاسی بر مردم تحمیل شود و مردم افغانستان باید در تعیین آینده کشور نقش اصلی داشته باشند. هر دو همچنین بر ضرورت یک روند سیاسی فراگیر و ایجاد نظامی که بتواند تنوع قومی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان را بازتاب دهد، تأکید میکنند.
البته اختلافهایی نیز در مورد چگونگی رسیدن به این هدف و ساختار نهایی نظام وجود دارد. سادات بر احیای جمهوری و قانون اساسی سال ۱۳۸۲ تأکید دارد؛ ضیا نیز نیاز به این قانون اساسی را انکار نمیکند. ضیا خواهان بازنگری در ساختار نظام و تمرکززدایی از قدرت است و شکل نهایی نظام را به تصمیم مردم واگذار میکند.
با این حال هر دو جنرال تاکید دارند که تصمیم نهایی را باید شهروندان در یک روند دموکراتیک بگیرند.
دو روایت از سقوط جمهوری؛ از توافق دوحه تا بحران دولتسازی
هر دو جنرال سقوط جمهوری را از نزدیک تجربه کردهاند، اما در تحلیل عوامل آن بر یکسانی تأکید ندارند. با این حال، هر دو معتقدند که نظام آینده نباید اشتباهات جمهوری را تکرار کند.
سمیع سادات، که در روزهای پایانی جمهوری از فرماندهان ارشد ارتش افغانستان بود، سقوط جمهوری را پیش از هر چیز یک شکست سیاسی میداند. به گفته او، ارتش افغانستان نمیتوانست همزمان فشار ناشی از شکست سیاسی، خروج نیروهای امریکایی و قطع حمایتهای لوژستیکی را تحمل کند.
او میگوید ارتش در میدان جنگ مقاومت کرد، اما «خانه سیاسی» آن استوار نبود.
سادات در توضیح عوامل سقوط جمهوری، برای توافقنامه دوحه نقش محوری قائل است. او در کنار تضعیف روحیه و صفوف ارتش، کمبود مهمات، مشکلات لوژستیکی، مداخلات سیاسی و بحران رهبری را از دیگر عوامل مؤثر میداند، اما توافق دوحه را «بزرگترین دلیل» سقوط جمهوری توصیف میکند. به باور او، این توافق جایگاه و مشروعیت دولت افغانستان را تضعیف و رهبری سیاسی کشور را با بحران روبهرو کرد.
او همچنین میگوید با خروج نیروهای امریکایی و ناتو، تنها سربازان خارجی افغانستان را ترک نکردند، بلکه بخش مهمی از پشتیبانی لوژستیکی ارتش افغانستان نیز از میان رفت.
سادات درباره سقوط کابل میگوید تا آخرین روزها امکان دفاع از شهر وجود داشت، اما به روایت او، زمانی که اشرف غنی، رئیسجمهور وقت، کشور را ترک کرد، فرماندهی و هماهنگی نیروهای امنیتی نیز از هم پاشید و در نتیجه، «سوق و اداره» ارتش فرو ریخت.
یاسین ضیا، شکست جمهوری را بیشتر از منظر بحران سیاسی و اجتماعی و ناکامی در دولتسازی بررسی میکند. او فساد، تبعیض، اختلافات قومی و سیاسیشدن نهادهای امنیتی و دفاعی را از عوامل مهم این شکست میداند.
به گفته ضیا، سیاسیشدن نهادهای امنیتی و بیاعتبار شدن روندهای ملی و دموکراتیک، از جمله انتخابات، باعث شد اعتماد بخشی از مردم به نظام کاهش یابد.
او میگوید: «سیاسی شدن موضوع امنیت و بهویژه سیاسی شدن انتصابها در نهادهای امنیتی و دفاعی در سالهای پایانی نظام جمهوری، از عواملی بود که در شکست روند دولتملتسازی در افغانستان سهم داشت.»
با وجود این اختلاف در تحلیل، هر دو جنرال معتقد نیستند که تمام دوره جمهوری را باید یک شکست دانست. سادات وجود فساد در آن دوره را میپذیرد، اما میگوید میزان فساد به اندازهای که امروز از سوی برخی جریانها مطرح میشود، نبود. او میگوید در نظام مورد نظرش جایی برای فساد وجود نخواهد داشت و با افراد فاسد برخورد خواهد شد.
ضیا نیز در کنار اشاره به کاستیهای جمهوری، بر دستاوردهای آن دوره تأکید دارد.
در نهایت، نقطه مشترک دو جنرال روشن است: افغانستانِ پس از طالبان، اگر قرار باشد نظامی پایدار داشته باشد، نباید اشتباهات سیاسی، مدیریتی و ساختاری گذشته را تکرار کند.
درگیریها گسترش مییابد؟
جبهه متحد میگوید نخستین عملیات خود را در قندهار و هلمند آغاز کرده و در مدت کوتاهی دامنه فعالیتهایش را به بدخشان گسترش داده است.
سمیع سادات میگوید عملیات نظامی این جبهه در چند مرحله انجام خواهد شد و اکنون «مرحله نخست» آن در جریان است.
در سوی دیگر، یاسین ضیا میگوید جبهه آزادی در ۲۱ ولایت حضور عملیاتی دارد، در ۹ ولایت دیگر روند استقرار نیروهایش ادامه دارد و در چهار ولایت نیز ایجاد هستههای اولیه این جبهه در مراحل پایانی قرار دارد. او در بخش دیگری از مصاحبه میگوید این جبهه در مجموع در ۳۱ ولایت حضور بالقوه دارد. از جمله در بدخشان جبهه آزادی مدعی است که با طالبان وارد درگیری جبههای شده است.
بر اساس آماری که جبهه آزادی ارائه میکند، این گروه از زمان تأسیس در حوت ۱۴۰۰ تا سرطان ۱۴۰۵، ۴۰۷ عملیات انجام داده و مدعی است که در این حملات یکهزار و ۱۵ عضو طالبان کشته و یکهزار و ۴۰ نفر دیگر زخمی شدهاند. به گفته ضیا، در همین مدت ۱۲ عضو جبهه آزادی نیز کشته شدهاند.
این آمار از سوی جبهه آزادی ارائه شده و طالبان آن را تأیید نکردهاند. افغانستان اینترنشنال نمیتواند مستقلانه آمار و اطلاعات این دو جبهه را تایید کند.
مخالفان طالبان با کشورهای خارجی گفتوگو میکنند اما «وابسته به آنها نیستند»
یکی از پرسشهای همیشگی درباره گروههای مسلح مخالف در افغانستان، میزان وابستگی آنان به دولتهای خارجی بوده است. تجربه چند دهه جنگ در افغانستان نشان میدهد که حمایت قدرتهای منطقهای و جهانی از گروههای مسلح، همواره بخشی از معادلات جنگ بوده است. از همین رو، با اعلام هر جبهه تازه علیه طالبان، پرسش درباره منابع مالی، نظامی و لوژستیکی آن نیز مطرح میشود.
یاسین ضیا و سمیع سادات هر دو میگویند جبهههایشان مستقلاند و زیر نفوذ یا فرمان هیچ دولت خارجی فعالیت نمیکنند.
ضیا میگوید سنگرها و مراکز جبهه آزادی در داخل افغانستان قرار دارند، اما درباره محل استقرار نیروها، مراکز آموزشی و جزئیات عملیات این جبهه اطلاعات بیشتری ارائه نمیکند. او ادعاهای مربوط به حمایت کشورهای خارجی را تبلیغات طالبان میداند و تأکید میکند که جبهه آزادی «به هیچ کشوری وابسته نیست».
با این حال، ضیا میگوید جبهه آزادی حق گفتوگو و برقراری ارتباط با همه کشورهایی را که در قضیه افغانستان نقش دارند، برای خود محفوظ میداند. او همچنین از آنچه «آزادیخواهان» میخواند میخواهد از مبارزه مردم افغانستان علیه طالبان حمایت کنند.
سادات نیز جبهه متحد را یک حرکت مستقل میداند که به گفته او توسط افغانها ایجاد و رهبری شده است. او حمایت خارجی را بهطور کامل رد نمیکند، اما میگوید هرگونه کمک باید با اصول جبهه و منافع افغانستان سازگار باشد.
در مجموع، هر دو رهبر اتهام وابستگی به دولتهای خارجی را رد میکنند، اما همزمان راه ارتباط با کشورهای دیگر و دریافت حمایت احتمالی از آنها را کاملاً نمیبندند.
چرا جبهههای مخالف زیر یک چتر قرار نمیگیرند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره مخالفان مسلح طالبان این است که چرا، با وجود هدف مشترک، تاکنون نتوانستهاند به یک ساختار واحد سیاسی و نظامی برسند.
یاسین ضیا این وضعیت را تا حدی ناشی از تنوع افغانستان میداند. به گفته او، افغانستان کشوری متنوع از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و فکری است و حاکمیت طالبان نیز به گفته او شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده است.
ضیا میگوید جبهه آزادی با دیگر جریانهای سیاسی و نظامی مخالف طالبان روابط خوبی دارد. درباره رابطه این جبهه با جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود نیز میگوید دو طرف بهطور مستقل فعالیت میکنند، اما در سه سال گذشته در برخی موضوعات سیاسی مواضع مشترک داشته و در زمینه تبادل اطلاعات، عملیات و مقابله با تبلیغات طالبان نیز هماهنگی کردهاند.
سادات نیز میگوید با احمد مسعود و دیگر جبهههای مخالف در هدف کلی همسو است، اما تشکیل یک ساختار مشترک و فعالیت زیر یک چتر واحد را ضروری نمیداند.
با وجود این اختلافها، هر دو جنرال بر اهمیت تفاهم سیاسی تأکید دارند؛ هرچند در شرایط کنونی امکان مذاکره با طالبان را اندک میدانند.
سادات میگوید مرحله مذاکره با طالبان به پایان رسیده و جبهه متحد قصد گفتوگو با این گروه را ندارد. ضیا نیز میگوید طالبان تاکنون پیشنهاد رسمی برای مذاکره ارائه نکردهاند و در وضعیت فعلی دلیلی برای آغاز گفتوگو نمیبیند. با این حال، او خواهان نقش فعالتر جامعه جهانی، بهویژه سازمان ملل متحد، در تلاش برای یافتن راهحل سیاسی برای افغانستان است.
پس از سقوط طالبان چه خواهد شد؟
یکی از پرسشهای اصلی از هر دو جنرال این است که اگر طالبان از قدرت کنار بروند، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت و چگونه از ایجاد خلأ قدرت و تکرار جنگهای داخلی جلوگیری خواهد شد.
سمیع سادات میگوید جبهه متحد برای دوره پس از طالبان نقشه مشخصی دارد: نخست پایان جنگ، سپس یک دوره انتقالی و برگزاری لویهجرگه و در نهایت حرکت به سوی ثبات سیاسی.
یاسین ضیا بر شکلگیری یک ساختار انتقالی از طریق تفاهم سیاسی تأکید بیشتری دارد. به گفته او، پس از کنار رفتن طالبان باید میان جریانهای مختلف سیاسی و نظامی افغانستان بر سر ساختاری توافق شود که بتواند برای نظام آینده مشروعیت ایجاد کند.
هر دو جنرال حمایت مردم را یکی از پایههای اصلی مبارزه خود میدانند. ضیا میگوید بیشتر نیروهای جبهه آزادی جوانان هستند و زنان و مردان از اقوام مختلف افغانستان نیز در این جبهه حضور دارند.
سادات نیز میگوید جنرالان پیشین و نسل جدید رهبران افغانستان همچنان از ظرفیتهای مهم کشورند و میتوانند در ساختن آینده سیاسی نقش داشته باشند.
با این حال، تصویر این دو از نظام آینده یکسان نیست. سادات بر احیای پرچم ملی، اردوی ملی، قانون اساسی و یک نظام مردمسالار تأکید دارد. ضیا نیز از نظامی مبتنی بر رأی مردم حمایت میکند، اما در عین حال خواهان ساختاری غیرمتمرکز و نظامی است که تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان را بازتاب دهد.
در کنار این اختلاف دیدگاهها، پرسش مهم دیگری نیز مطرح است: آیا جبهههای مختلف مخالف طالبان خواهند توانست بر سر یک نقشه سیاسی مشترک برای آینده افغانستان به توافق برسند؟ تجربه جنگهای گذشته نگرانی از بازگشت افغانستان به دور تازهای از درگیریهای داخلی را افزایش داده است.
پاسخ دو جنرال به این پرسش یکسان نیست. سادات میگوید میان جبهههای مخالف همفکری وجود دارد، اما ایجاد یک چتر مشترک ضروری نیست. ضیا نیز بر استقلال جبهه خود تأکید میکند، اما راه هماهنگی سیاسی و اتخاذ مواضع مشترک با دیگر جریانها را باز میگذارد.
در نهایت، هر دو میگویند برای روز پس از طالبان نقشهای دارند، اما عملی شدن آن به نتیجه مبارزه نظامی، شکلگیری اجماع سیاسی و توافق بر سر ساختار نظام آینده افغانستان بستگی خواهد داشت.
تا آن زمان، هر دو جبهه بر ادامه مبارزه تأکید دارند. سادات پیام خود را اینگونه خلاصه میکند: «آزادی ارزش جنگیدن را دارد، مبارزه کنید.» ضیا نیز هدف جبهه آزادی را پایان حاکمیت طالبان و بازگرداندن نظامی میداند که بر رأی و اراده مردم افغانستان استوار باشد.
صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) اعلام کرد که پس از باگشت طالبان به قدرت، در پنج سال گذشته دستکم ۲.۶ میلیون دختر از آموزش بالاتر از دوره ابتدائیه محروم شدهاند.
یونیسف نوشت دختران محروم از آموزش با خطرات ازدواج زودهنگام، خشونت مبتنی بر جنسیت و سوءاستفاده روبهرو هستند.
صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) شنبه، ۲۴ اسد به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت طالبان نوشت در حال حاضر افغانستان تنهاکشور در جهان است که آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران و زنان در آن منع شده است.
کاترین راسل، رئیس دفتر یونیسف در افغانستان گفت: «ممکن است پنج سال، در تاریخ یک کشور زمان کوتاهی باشد، اما دورهای تعیینکننده در زندگی یک دختر است.» او افزود که صنفهای آموزشی در مکاتب چیزی بیش از یادگیری ارائه میدهد.
این مقام ملل متحد گفت مکتب برای نوجوانان فرصت دستیابی به تمام ظرفیتهای شان را فراهم میکند. او تاکید کرد که مکاتب میتوانند به عنوان سپر در برابر ازدواجهای زودهنگام، خشونت، سوءاستفاده و تبدیل شدن دختران به کودکان کار عمل کنند. او افزود که با ممنوعیت آموزش این حمایت در زمانی از بین رفت که دختران افغان بیشترین نیاز را به آن داشتند.
در بیانیه یونیسف آمده است که فقر و آوارگی خطرات فراراه دختران نوجوان را افزایش میدهد که هردوی این عناصر اکنون در افغانستان گسترش یافتهاند. به گزارش این نهاد از سال ۲۰۲۳ بیش از ۲.۷ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان بازگشتند که ۶۰ درصد آنها کودک و نوجواناند.
یونسکو در اسد سال گذشته اعلام کرده بود که در پی ممنوعیت آموزشی طالبان دستکم ۲.۲ میلیون کودک از آموزش متوسطه محروم شدهاند. این نهاد سازمان ملل هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران، در درازمدت به اقتصاد و جامعه افغانستان آسیب زیاد خواهد زد.
یونیسف نوشت که تبعات ممنوعیت آموزش فراتر از دخترانی است که مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفتهاند. بررسی این دفتر ملل متحد نشان میدهد که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن ۲۰ هزار معلم زن و ۵ هزار و ۴۰۰ کارمند بهداشتی مواجه خواهد شد.
یک گزارش تحلیلی یونیسف که در ماه اپریل منتشر شدف تخمین زده است که ممنوعیت آموزشی طالبان سالانه ۸۴ میلیون دالر به افغانستان ضرر میرساند. گزارش تاکید کرده که با ادامه محدودیتها، این ضررها هر ساله بیشتر میشود.
صندوق کودکان ملل متحد نوشت که بهرغم محدودیتهای طالبان، از آموزش در افغانستان حمایت میکند. این دفتر در سال ۲۰۲۵، از آموزش ۳.۷ میلیون کودک در مکاتب دولتی حمایت کرده است.
یونیسف افزود که در این بازه زمانی ۴۴۲ کودک در برنامه آموزش مبتنی بر جامعه شرکت کردند که از این میان ۶۶ درصد دختران بودند.
پیش از آنکه طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ کنترول افغانستان را به دست بگیرند، رهبران این گروه تصویری از افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی ارائه کردند و مجموعهای از تعهدات را مطرح کردند.
از جمله اجازه کار و تحصیل زنان و دختران، عفو عمومی مخالفان، ادامه فعالیت رسانههای آزاد، تشکیل حکومت فراگیر، دستیابی به یک نظام سیاسی جدید از طریق توافق میان افغانها و جلوگیری از فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، بخش مهمی از این تعهدات عملی نشده است. زنان و دختران از آموزش متوسطه و دانشگاه محروماند، محدودیتهای گستردهای بر کار و فعالیت اجتماعی آنان اعمال شده، رسانهها با محدودیتهای فزاینده روبهرو هستند، مخالفان سیاسی در ساختار قدرت سهمی ندارند و گزارشهای سازمان ملل همچنان از حضور و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان خبر میدهد.
آموزش و کار زنان
سراجالدین حقانی، که در آن زمان معاون رهبر طالبان بود، در اول حوت ۱۳۹۸ در مقاله «ما طالبان چه میخواهیم» در نیویارک تایمز نوشت که حقوق زنان، از جمله حق آموزش و کار، که به گفته او اسلام تضمین کرده است، باید محفوظ بماند. او گفت طالبان خواهان ایجاد یک «نظام اسلامی» هستند که در آن همه افغانها از حقوق برابر برخوردار باشند و تأکید کرد که حقوق زنان، «از حق آموزش تا حق کار»، باید محفوظ بماند.
سهیل شاهین، رئیس دفتر سیاسی طالبان در دوحه، نیز در گفتوگویی با اسوشیتدپرس در سرطان ۱۴۰۰ گفت زنان در حکومت آینده طالبان اجازه خواهند داشت کار کنند، تحصیل کنند و در فعالیتهای سیاسی مشارکت داشته باشند؛ هرچند رعایت حجاب را از شرایط آن عنوان کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، نیز در نخستین نشست خبری این گروه پس از تصرف کابل، در ۲۶ اسد ۱۴۰۰، گفت زنان میتوانند در چارچوب قوانین اسلامی کار و تحصیل کنند و در جامعه فعال باشند. او مشخصاً از فعالیت زنان در بخشهایی مانند آموزش و صحت نام برد و گفت طالبان حقوق آنان را «در چارچوب شریعت» تضمین میکند.
اما این وعدهها عملی نشد. با آغاز سال تحصیلی در سنبله ۱۴۰۰، دختران بالاتر از صنف ششم اجازه بازگشت به مکاتب متوسطه و لیسه را نیافتند. طالبان ابتدا وعده داده بودند مکاتب دخترانه در آغاز سال تحصیلی بازگشایی خواهند شد، اما در ۳ حمل ۱۴۰۱، همزمان با آغاز سال تحصیلی، از این تصمیم عقبنشینی کردند و اعلام کردند مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم همچنان بسته خواهند ماند.
این محدودیت بعداً به آموزش عالی نیز گسترش یافت. در ۲۹ قوس ۱۴۰۱، وزارت تحصیلات عالی طالبان دستور تعلیق تحصیل دختران و زنان در دانشگاههای دولتی و خصوصی را تا اطلاع بعدی صادر کرد؛ تصمیمی که سازمان ملل خواستار لغو فوری آن شد.
ذبیحالله مجاهد در نخستین نشست خبری طالبان در ۲۶ اسد ۱۴۰۰ گفت طالبان «همه را بخشیدهاند» و قصد انتقامگیری ندارند. او درباره افرادی که با نیروهای خارجی کار کرده بودند نیز گفت آنان بازخواست یا تعقیب نخواهند شد.
در همان روز، هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، عفو عمومی مقامهای حکومت پیشین و اعضای نیروهای امنیتی و دفاعی سابق را اعلام کرد. یوناما نیز ۲۶ اسد ۱۴۰۰ را تاریخ اعلام عفو عمومی طالبان ثبت کرده است.
با این حال، یوناما در گزارشی که در ۳۱ اسد ۱۴۰۲ منتشر کرد، گفت از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ تا ۹ سرطان ۱۴۰۲ دستکم ۸۰۰ مورد نقض حقوق بشر علیه مقامهای حکومت پیشین و اعضای نیروهای دفاعی و امنیتی سابق افغانستان ثبت کرده است. این موارد شامل ۲۱۸ قتل فراقضایی، ۴۲۴ مورد بازداشت و توقیف خودسرانه، ۱۴۴ مورد شکنجه و بدرفتاری و ۱۴ مورد ناپدیدشدن اجباری بود.
گزارشهای بعدی سازمان ملل نیز نشان میدهد که نقض حقوق اعضای نیروهای امنیتی و مقامهای حکومت پیشین متوقف نشده است. در فاصله اپریل تا جون ۲۰۲۶، یوناما دستکم هشت مورد قتل، ۲۹ مورد بازداشت یا توقیف خودسرانه و پنج مورد شکنجه یا بدرفتاری علیه اعضای پیشین نیروهای امنیتی و مقامهای حکومت قبلی ثبت کرد.
اما در پنج سال گذشته، طالبان مجموعهای از دستورها و محدودیتها را بر رسانهها و خبرنگاران اعمال کردهاند. این محدودیتها دامنه انتقاد از حکومت و مقامهای آن، نحوه پوشش اخبار و برنامههای سیاسی و حتی انتشار تصاویر را تحت تأثیر قرار داده است. دهها خبرنگار و کارمند رسانهای نیز بازداشت شده و شماری از خبرنگاران و کارکنان رسانهها ناگزیر به ترک افغانستان شدهاند.
افغانستان در سال ۱۴۰۰، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، در شاخص جهانی آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز در رتبه ۱۲۲ از میان ۱۸۰ کشور قرار داشت. در شاخص جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۶، افغانستان با ۵۳ پله سقوط به رتبه ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور و قلمرو رسیده است.
محدودیتها علیه خبرنگاران زن نیز افزایش یافته و آنان با محدودیتهایی در حضور تلویزیونی، پوشش، شرکت در نشستهای خبری و انجام مصاحبه روبهرو هستند.
همزمان، ممنوعیت انتشار تصاویر موجودات زنده که ابتدا در برخی ولایتها اعمال شده بود، به بخشهای وسیعی از کشور گسترش یافته است. بر اساس گزارش مرکز خبرنگاران افغانستان، تا پایان سال ۲۰۲۵ این محدودیت در ۲۳ ولایت از ۳۴ ولایت افغانستان اعمال میشد.
انحصار قدرت به جای حکومت فراگیر
طالبان در توافقنامه دوحه وعده داده بود که گفتوگوی بینالافغانی را آغاز خواهد کرد؛ گفتوگوهایی که هرگز به گونه معنادار و نتیجهبخش انجام نشد.
وعده تشکیل «حکومت فراگیر» نیز پیش از بازگشت طالبان به قدرت مطرح شده بود. عبدالغنی برادر، رئیس دفتر سیاسی طالبان، در مراسم افتتاح مذاکرات صلح افغانستان در دوحه در ۲۲ سنبله ۱۳۹۹ گفت این گروه خواهان افغانستانی است که در آن «همه مردم کشور بدون تبعیض» بتوانند مشارکت کنند و در کنار یکدیگر زندگی کنند.
سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان، نیز در ۲ اسد ۱۴۰۰ گفت این گروه به «انحصار قدرت» باور ندارد.
سراجالدین حقانی نیز در مقاله خود در نیویارک تایمز نوشته بود طالبان خواهان رسیدن به یک نظام سیاسی جدید و فراگیر است که در آن صدای همه افغانها انعکاس یابد و هیچکس احساس طردشدن نکند. او تأکید کرده بود که آینده حکومت افغانستان باید بر اساس توافق میان افغانها تعیین شود و نباید نتیجهای از پیش تعیینشده یا شروطی از قبل تحمیلشده وجود داشته باشد.
اما طالبان در ۱۶ سنبله ۱۴۰۰ حکومت سرپرست خود را با ۳۳ عضو معرفی کرد؛ حکومتی که در آن هیچ زن، عضو غیرطالبان، چهرهای از حکومت پیشین یا رهبر گروههای اقلیت حضور نداشت.
بسیاری از اعضای این حکومت از چهرههای شناختهشده طالبان بودند و ترکیب آن عمدتاً از مردان پشتون تشکیل شده بود. سازمان ملل نیز در آن زمان نسبت به نبود نمایندگان گروههای سیاسی و قومی دیگر در ساختار حکومت ابراز نگرانی کرد.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، ساختار سیاسی افغانستان همچنان در انحصار این گروه قرار دارد و مشارکت نیروهای سیاسی خارج از طالبان در ساختار قدرت، به معنای تشکیل یک حکومت فراگیر، تحقق نیافته است. دبیرکل سازمان ملل نیز بر ضرورت ایجاد نهادهای واقعاً فراگیر در افغانستان و مشارکت همه گروههای قومی و بخشهای مختلف جامعه تأکید کرده است.
قطع همکاری با گروههای تروریستی
قطع همکاری با گروههای تروریستی یکی از مهمترین تعهدات طالبان در توافقنامه دوحه بود.
بر اساس توافقنامه دوحه، طالبان متعهد شد اجازه ندهد اعضای طالبان، القاعده یا گروهها و افراد دیگر از خاک افغانستان برای تهدید امنیت امریکا و متحدانش استفاده کنند. این گروه همچنین تعهد کرد مانع جذب نیرو، آموزش، تأمین مالی و میزبانی گروههایی شود که چنین تهدیدی ایجاد میکنند.
طالبان همچنین متعهد شد به اعضای خود دستور دهد با گروهها یا افرادی که امنیت امریکا و متحدانش را تهدید میکنند همکاری نکنند و برای جلوگیری از فعالیت آنان در افغانستان اقدام کند.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، تازهترین گزارش تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل هشدار میدهد که گروههای تروریستی همچنان از خاک افغانستان برای فعالیتهای خود استفاده میکنند و روابط میان برخی از این گروهها، نگرانیهای امنیتی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است.
بر اساس این گزارش، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) همچنان در افغانستان حضور دارد و حملات این گروه در پاکستان افزایش یافته است. گزارش میگوید طالبان حدود دو هزار عضو تحریک طالبان پاکستان و اعضای خانواده آنان را از مناطق مرزی پاکستان به داخل افغانستان منتقل کردهاند؛ اقدامی که ظاهراً با هدف کاهش تنش با پاکستان انجام شده است.
گزارش همچنین میگوید رهبر طالبان به رهبری تحریک طالبان پاکستان هشدار داده است که حملات علیه پاکستان را متوقف کند، اما ادامه حملات نشان میدهد این تلاشها تاکنون نتوانسته است فعالیت این گروه را متوقف کند.
القاعده نیز همچنان در افغانستان حضور دارد. سازمان ملل میگوید وضعیت و تواناییهای این شبکه تغییر اساسی نکرده و میان القاعده و تحریک طالبان پاکستان نیز ارتباط وجود دارد. گزارش همچنین از حمایت القاعده از طالبان و پشتیبانی مستقیمتر این شبکه از حملات تحریک طالبان پاکستان علیه پاکستان خبر میدهد.
در شمال افغانستان نیز جنبش اسلامی ترکستان شرقی فعالیت خود را افزایش داده است. بر اساس گزارش، این گروه در بدخشان و دهلیز واخان حضور دارد و گزارشهایی از ایجاد مواضع جدید آن در قندوز نیز وجود دارد. سازمان ملل افزایش توانایی نظامی و تلاش این گروه برای دستیابی به سلاح و فناوریهای جدید را نگرانکننده دانسته است.
گزارش همچنین هشدار میدهد که بخشی از تجهیزات نظامی باقیمانده از نیروهای امنیتی پیشین افغانستان و نیروهای بینالمللی همچنان در اختیار گروههای مسلح قرار دارد. این تجهیزات شامل سلاحهای خودکار، وسایل ارتباطی و تجهیزات دید در شب است و دسترسی گروههای تروریستی به آنها میتواند توان عملیاتی این گروهها را افزایش دهد.
عدم بهرسمیتشناسی گسترده بینالمللی نیز یکی دیگر از چالشهای طالبان است. عبدالغنی برادر، رئیس دفتر سیاسی طالبان، در مراسم افتتاح مذاکرات صلح افغانستان در دوحه در ۲۲ سنبله ۱۳۹۹ گفت این گروه خواهان برقراری «روابط مثبت، محترمانه و خوب» با کشورهای همسایه، منطقه و جهان است.
طالبان در پنج سال گذشته تلاش کرده است روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با کشورهای منطقه و جهان گسترش دهد و در شماری از کشورها کنترل نمایندگیهای دیپلماتیک افغانستان را به دست گرفته است. با این حال، این تعاملات تاکنون به شناسایی گسترده حکومت طالبان منجر نشده است.
روسیه در ۱۲ سرطان ۱۴۰۴ نخستین کشوری شد که حکومت طالبان را رسماً به رسمیت شناخت. با این حال، کشورهایی مانند چین، ایران، پاکستان و هند با طالبان روابط و تماسهای دیپلماتیک دارند، اما این روابط به معنای شناسایی رسمی حکومت طالبان نیست.
طالبان همچنین تاکنون نتوانسته است کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد را به دست آورد و تحریمهای سازمان ملل علیه شماری از رهبران و اعضای این گروه همچنان برقرار است. شورای امنیت در فبروری ۲۰۲۶ نیز رژیم تحریمهای مرتبط با طالبان را تمدید کرد.
با گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، بخش مهمی از تعهداتی که این گروه پیش از تصرف کابل درباره تشکیل حکومت فراگیر، رعایت حقوق زنان، آزادی رسانهها، عفو مخالفان و جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای فعالیتهای تروریستی مطرح کرده بود، تحقق نیافته است.
منتقدان طالبان میگویند این وعدهها پیش از بازگشت این گروه به قدرت، بخشی از تلاش طالبان برای اطمینانبخشی به مردم افغانستان و جامعه جهانی بود.
در مقابل، طالبان از عملکرد خود دفاع کرده و میگوید شرایط لازم برای بهرسمیتشناسی حکومتش را فراهم کرده است. با این حال، ادامه محدودیتها علیه زنان و دختران، نبود مشارکت گسترده نیروهای سیاسی و اجتماعی در ساختار قدرت، نقض حقوق بشر و نگرانیها درباره حضور گروههای تروریستی همچنان از موانع اصلی عادیشدن روابط طالبان با جامعه جهانی است.
در مجموع، پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، فاصله میان تعهدات مطرحشده پیش از تصرف کابل و واقعیت حکمرانی این گروه همچنان چشمگیر است.
وزیر سرحدات، اقوام و قبایل طالبان از مخالفان این گروه خواست از جنگ دست بکشند و به گفته او، «مانند برادر» در کنار طالبان زندگی کنند. نورالله نوری گفت دروازه «امارت» به روی مخالفان باز است و مدعی شد که افغانستان «آزاد» شده و ادعای مخالفان برای «آزاد کردن» این کشور نادرست است.
نورالله نوری، وزیر سرحدات، اقوام و قبایل طالبان، روز شنبه، ۲۴ اسد، در مراسم پنجمین سالروز بازگشت این گروه به قدرت در کابل گفت مخالفان طالبان ادعا میکنند که افغانستان را آزاد خواهند کرد، اما به گفته او، «سوال این است که از دست کی؟»
او گفت: «در موجودیت امریکا و انگلیس خیال آزادی نداشتند و حالا که افغانستان آزاد شده و به سوی ترقی گام برمیدارد، میخواهند آزادش کنند.»
نوری افزود اگر مخالفان واقعاً میخواهند افغانستان آباد شود و «به بیگانگان کار نمیکنند»، باید به طالبان بپیوندند و «مشترک با آنها زندگی کنند».
او همچنین گفت مردم افغانستان دیگر طرفدار جنگ نیستند و از جنگ خسته شدهاند.
این سخنان یک روز پس از اظهارات امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، مطرح میشود که گفته بود طالبان حاضر نیستند با مخالفان این گروه گفتوگو و مذاکره کنند.
در همین مراسم نیز، امیرخان متقی مخالفان طالبان را «لچک» خوانده و گفت ایستادگی آنان در برابر طالبان نتیجهای نخواهد داشت. متقی افزود: «اینکه چند لچک در برابر نظام بایستد، نه در تاریخ نتیجه داده و نه نتیجه خواهد داد. به این کسی خوش نباشد. ملت دوست و دشمن را میداند.»
وزیر سرحدات طالبان تأکید کرد که اداره طالبان «وحدت ملی» را در افغانستان تأمین کرده و همه گروههای اجتماعی و مذهبی را زیر شعار «حکومت اسلامی» گردهم آورده است.
او در بخشی از سخنانش خطاب به اعضای طالبان نیز گفت که نباید مغرور شوند و باید قدردان مردم باشند. نوری افزود که پیروزی طالبان کمال خودشان نیست، بلکه «لطف و کمک خدا» است.
وزیر اقوام، سرحدات و قبایل طالبان در ادامه خطاب به کشورهای همسایه و جامعه جهانی گفت افغانستان کشوری جنگزده و بحرانکشیده است و باید با حکومت و مردم این کشور همکاری شود. او از کشورها خواست در مشکلات داخلی افغانستان به دنبال منافع خود نباشند.
نوری گفت طالبان «دست دوستی» به سوی جهان دراز میکنند، به مذاکره باور دارند و خواهان روابط خوب با جامعه جهانی هستند.
در روزها و هفتههای اخیر، تحرکات و حملات مخالفان طالبان در نقاط مختلف افغانستان افزایش یافته است.
پس از چهار سال، یک ولسوالی در بدخشان برای چند ساعت به تصرف جبهه سپاهی میهن درآمد. جبهه آزادی افغانستان نیز برای چند روز در یک ولسوالی دیگر بدخشان با طالبان درگیری مستقیم داشت و از تصرف چند پاسگاه این گروه خبر داد.
همچنین درگیری میان طالبان و جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی این گروه، در بدخشان وارد پنجمین روز شده است. در این درگیریها، علاوه بر تلفات دو طرف، یک زن باردار تاجیکستانی در مناطق هممرز با ولسوالی نسی بر اثر تیراندازی طالبان کشته شده است. افراد تحت فرمان جمعهخان فاتح نیز یگ چرخبال طالبان را در ولسوالی نسی سقوط دادند.
نورالله نوری به دستور محمدحسن آخوند، رئیسالوزرای طالبان، در رأس هیئتی برای بررسی درگیری میان نیروهای این گروه و مردم، به ولسوالی یفتل بدخشان سفر کرده بود.
همزمان با پنجمین سالگرد سقوط نظام جمهوری و بازگشت طالبان به قدرت، جبهه آزادی افغانستان، جمعیت اسلامی افغانستان و مقامهای جبهه مقاومت ملی با نشر اعلامیهها و اظهارات جداگانه، حکومت طالبان را «نامشروع» خوانده و بر ادامه مبارزه برای تغییر نظام سیاسی در افغانستان تأکید کردند.
جبهه آزادی افغانستان در اعلامیهای به مناسبت ۱۵ آگست گفت که طالبان با وجود تسلط بر افغانستان و در اختیار داشتن تمام ابزارهای حکومتی، نتوانستهاند «حاکمیت ناشی از زور» را به یک نظم سیاسی مشروع، فراگیر و پایدار تبدیل کنند.
این جبهه تأکید کرد که افغانستان همچنان فاقد قانون اساسی، انتخابات و سازوکار مشروع انتقال قدرت است و تصمیمگیریهای سیاسی در انحصار حلقهای محدود و غیرپاسخگو قرار دارد. جبهه آزادی افزود که کنترول سرزمین با مشروعیت سیاسی یکسان نیست و سکوت ناشی از سرکوب را نمیتوان نشانه رضایت مردم دانست.
این جبهه همچنین محرومیت زنان از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی را «سیاست رسمی و ساختاری طالبان» خواند و تأکید کرد که حقوق زنان و دختران نباید موضوع معامله سیاسی قرار گیرد.
در همین حال، جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری صلاحالدین ربانی نیز در اعلامیهای بازگشت طالبان به قدرت را نتیجه «بیکفایتی، بیمسئولیتی و انحصارگرایی» حکومت پیشین و آنچه «توطئه مبهم منطقهای و بینالمللی» خواند، دانست.
این حزب مدعی شد که افغانستان در پنج سال گذشته با «انحطاط خطرناک» روبهرو شده، زنان از زندگی اجتماعی حذف شدهاند، حاکمیت قانون از میان رفته و ساختارهای دولتی و اقتصادی فروپاشیده است.
جمعیت اسلامی همچنین طالبان را به اختلاس کمکهای بینالمللی، غارت منابع طبیعی و گسترش استبداد متهم کرد و گفت عملکرد این گروه در پنج سال گذشته از نظر میزان «ظلم و ستم» در تاریخ معاصر افغانستان بیسابقه بوده است.
از سوی دیگر، علی میثم نظری، مسئول روابط خارجی جبهه مقاومت ملی افغانستان، در پیامی به مناسبت پنجمین سالگرد سقوط جمهوری گفت که افغانستان همچنان فاقد حکومت مشروع است و با بحرانهای سیاسی، اقتصادی، انسانی و امنیتی مواجه است.
او مدعی شد که زنان و دختران به صورت نظاممند از زندگی عمومی حذف شدهاند و هزاران جوان نیز به ظن مخالفت با طالبان بازداشت و شکنجه شدهاند. نظری همچنین ادعا کرد که بیش از ۲۰ هزار جنگجوی خارجی وابسته به دهها سازمان تروریستی در افغانستان حضور دارند و این کشور بار دیگر به پناهگاه افراطگرایی تبدیل شده است.
همزمان، عبدالله خنجانی، رئیس دفتر سیاسی جبهه مقاومت ملی، در یک مصاحبه تازه گفت که این جبهه به دلیل نبود حمایت قابل توجه بینالمللی، «بهای سنگینی» پرداخته است.
او افزود که در پنج سال گذشته بیش از یک هزار جنگجوی جبهه مقاومت ملی در نبرد با طالبان کشته شدهاند و هواداران این جبهه نیز با ارعاب، بازداشت و زندانیشدن روبهرو بودهاند.
خنجانی با اشاره به فعالیتهای جبهه مقاومت گفت که این جریان با وجود محدودیتهای سیاسی و نظامی به مبارزه خود ادامه داده و همچنان بر ایجاد یک نظام مبتنی بر مشارکت سیاسی و رأی مردم تأکید دارد.
طالبان تاکنون به این اظهارات و اعلامیهها واکنش رسمی نشان ندادهاند. مقامهای این گروه در مراسم پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت، از تأمین امنیت، اجرای پروژههای توسعهای و حفظ «استقلال» افغانستان به عنوان مهمترین دستاوردهای پنج سال گذشته یاد کردهاند.
طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، در پی فرار اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین، بر کابل مسلط شد و نظام جمهوری اسلامی افغانستان سقوط کرد.