با این حال، نه گفتوگوهای عملگرایانه با کابل و نه استحکام فیزیکی مرز نتوانسته است مانع درگیریها، نفوذ پیکارجویان و سرایت خشونت از ولایت بدخشان افغانستان شود.
مرزی که همواره کانون تنش بوده است
مرز تاجیکستان و افغانستان از نظر جغرافیایی دشوار است. بیش از ۱۱۰۰ کیلومتر آن رودخانهای است و بخش باقیمانده در مناطق کوهستانی بدخشان و ختلان قرار دارد. گذرگاههای اصلی مانند پنجی پایین–شیرخانبندر، درواز و شمسالدین شاهین همواره مسیر تردد قاچاقچیان مواد مخدر، مهاجران غیرقانونی و گروههای مسلح بودهاند.
پس از بازگشت طالبان، تاجیکستان ابتدا موضعی تند گرفت، از به رسمیت شناختن اداره طالبان خودداری کرد و طالبان را به پناه دادن به مخالفان خود متهم کرد. طالبان نیز دوشنبه را به حمایت از جبهه مقاومت ملی متهم میکرد. این فضای بیاعتمادی با درگیریهای مرزی و فعالیت گروههایی مانند جماعت انصارالله تشدید شد.
از اواخر ۱۴۰۳ و بهویژه در ۱۴۰۴، دوشنبه به سیاست «تعامل عملگرایانه بدون تضمین و بدون به رسمیت شناختن رسمی» روی آورد: بازگشایی بازارهای مرزی، سفر هیئت عالیرتبه تاجیک به کابل در عقرب ۱۴۰۴ و هماهنگی محدود امنیتی. هدف اصلی دفع تهدیدهای فوری بود، نه پذیرش مشروعیت کامل طالبان. این رویکرد تا امروز ادامه دارد، اما حوادث مکرر نشان میدهد که تضمینی برای امنیت پایدار مرز حاصل نشده است.
شتاب استحکام مرز با حمایت روسیه، سازمان پیمان امنیت جمعی و چین
نگرانی مسکو و پایتختهای آسیای مرکزی از گسترش بیثباتی افغانستان، برنامه تقویت مرز را از مرحله طراحی به اجرا رساند.
سازمان پیمان امنیت جمعی در عقرب ۱۴۰۳ برنامه پنجساله بیندولتی تقویت مرز تاجیک–افغان را تصویب کرد که تا حدود سال ۱۴۰۸ ادامه دارد. مرحله نخست از ۱۴۰۴ آغاز شد و شامل تأمین سلاح، تجهیزات نظارتی، خودرو و تقویت زیرساخت است. روسیه، بلاروس و قزاقستان تأمینکنندگان اصلی اعلام شدهاند.
در جدی و دلو ۱۴۰۴ قراردادهای تحویل تجهیزات نهایی شد و سازمان پیمان امنیت جمعی اعلام کرد تلاش مشترکش برای خنثیسازی تجمع پیکارجویان در شمال افغانستان افزایش مییابد. مقامات این سازمان افغانستان را اصلیترین چالش در حوزه مسئولیت آسیای مرکزی توصیف کردهاند.
تاجیکستان نیز بهطور مستقل دهها پاسگاه جدید ساخته است. گزارشهای رسمی و رسانهای از راهاندازی حدود ۸۰ پایگاه جدید در دو تا سه سال اخیر و در مجموع بیش از ۱۷۰ پاسگاه و پایگاه پشتیبانی در طول مرز حکایت دارد. امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان در جدی ۱۴۰۴ چند پاسگاه تازه و یک میدان آموزش تانک را افتتاح کرد.
چین پس از حملات مرگبار به کارگران این کشور در مرز تاجیکستان و افغانستان، حمایت مالی و سیاسی خود را افزایش داد. پارلمان تاجیکستان در حوت ۱۴۰۴ پروژه ساخت ۹ تأسیسات مرزی با کمک بلاعوض حدود ۶۱ میلیون دالر چین را تصویب کرد. کارگران چینی پس از توقف موقت، با تدابیر حفاظتی شدید به پروژههایی مانند بخشهایی از بزرگراه دوشنبه–قرمه بازگشتند.
روسیه پایگاه ۲۰۱ خود را در تاجیکستان حفظ کرده، اما جنگ اوکراین ظرفیت اعزام نیروی گسترده به نوار مرزی را محدود کرده است. الگوی فعلی بیشتر تجهیز و آموزش نیروهای تاجیک است تا گشتزنی مشترک گسترده در نقاط پرخطر.
آمار درگیریها؛ جهش در ۱۴۰۴ و تداوم در ۱۴۰۵
بر اساس آمار رسمی تاجیکستان، از جمله اظهارات اداره مبارزه با مواد مخدر این کشور، سال ۱۴۰۳ حدود شش درگیری مسلحانه در امتداد مرز رخ داده است. یک سال بعد در ۱۴۰۴ بیش از ۱۷ درگیری مسلحانه گزارش شده است و در نیمه نخست ۱۴۰۵، دستکم ۷ درگیری مسلحانه با قاچاقچیان و افراد مسلح روی داده است.
مجموع درگیریهای قابل توجه از اسد ۱۴۰۰ تا اواخر اسد ۱۴۰۵ حدود ۳۵ تا ۴۰ مورد برآورد میشود. بسیاری از برخوردهای کوچک با قاچاقچیان جداگانه اعلام نمیشود.
در نیمه نخست ۱۴۰۵، نیروهای تاجیک در این درگیریها دستکم ۱۷ شهروند افغان را کشتند؛ دوشنبه آنان را قاچاقچی یا عضو سازمانهای تروریستی میخواند و کابل معمولاً قاچاقچی. طالبان وجود «درگیری نظامی جدی» را رد میکند.
حوادث مهم از ۱۴۰۱ تا اسد ۱۴۰۵
۲۵ ثور ۱۴۰۱: نخستین درگیری مستقیم پس از بازگشت طالبان در نزدیکی گذرگاه پنجی پایین–شیرخانبندر رخ داد. این درگیری که چندساعت با سلاح سبک و سنگین دوام کرد پس از مذاکره پایان یافت. هیچیک از طرفین رسماً جزئیات تلفات را اعلام نکردند.
۱۴۰۲: نیروهای تاجیک چند بار اعضای جماعت انصارالله را که از خاک افغانستان وارد شده بودند، کشتند؛ از جمله سه عضو این گروه را در سنبله ۱۴۰۲ در منطقه درواز.
عقرب ۱۴۰۳: در حمله به اردوگاه استخراج طلا در شمسالدین شاهین یک شهروند چینی کشته و چند نفر زخمی شدند. این نخستین شهروند چین بود که در نوار مرزی پس از سال ۱۴۰۰ کشته شد.
۲ سنبله ۱۴۰۴: درگیری نیروهای طالبان و مرزبانان تاجیک در منطقه شمسالدین شاهین بر سر استخراج طلا و تغییر مسیر رود پنج رخ داد. در این درگیری یک جنگجوی طالب کشته و چهار نفر زخمی شدند. پس از درگیری، نمایندگان محلی دو طرف مذاکره کردند.
۵ و ۹ قوس ۱۴۰۴: دو حمله جداگانه از داخل خاک افغانستان رخ داد. در حمله نخست، پهپاد انفجاری مجموعه شرکت معدنی چینی در شمسالدین شاهین را هدف گرفت و سه شهروند چینی کشته شدند. چهار روز بعد، در روستای شداکی درواز، دو کارگر شرکت راهسازی چین کشته و چند نفر زخمی شدند. در این دو حمله پنج نفر کشته و پنج شهروند چین زخمی شدند. دوشنبه از کابل خواست امنیت مرز را تضمین و عاملان را بازداشت کند. کابل حمله را محکوم کرد، ابراز تأسف نمود و آن را به «عناصری که میخواهند بیثباتی و بیاعتمادی ایجاد کنند» نسبت داد.
این حوادث نشان داد که تهدید علیه تاجیکستان تنها به نفوذ زمینی محدود نیست و گروههای مستقر در افغانستان میتوانند از داخل خاک افغانستان، از جمله با پهپاد، اهدافی را در خاک تاجیکستان هدف قرار دهند.
شب ۲ تا ۳ جدی ۱۴۰۴: سه فرد مسلح وارد محدوده پاسگاه سرچشمه در شمسالدین شاهین شدند که منجر به درگیری شد. سه مهاجم و دو مرزبان تاجیک در این درگیری کشته شدند. نیروهای مرزی تاجیکستان مهاجمان را عضو «سازمان تروریستی» خواندند و خواستار عذرخواهی طالبان شدند. برخی رسانههای تاجیک مهاجمان را عضو جماعت انصارالله معرفی کردند.
۲۹ جدی و ۱۰ دلو ۱۴۰۴: دو مورد نفوذ مسلحانه دیگر دفع شد و دستکم هفت فرد مسلح کشته شدند. طالبان این افراد را قاچاقچی توصیف کرد.
درگیری نسی و سرایت خشونت به تاجیکستان
۲۰ تا ۲۶ اسد ۱۴۰۵: درگیری میان نیروهای طالبان و جمعهخان فاتح، فرمانده تاجیکتبار ناراضی، در ولسوالی نسی بدخشان آغاز شد. این درگیری عوامل مختلف داشت و طالبان تلاش کرد نیروهای فاتح را خلع سلاح کند. نسی در جوار شهرستان درواز تاجیکستان موقعیت دارد.
این درگیری به داخل افغانستان محدود نماند. در ۲۲ اسد، گلولههای سرگردان از سمت افغانستان یک زن ۲۱ ساله تاجیک را در خانهاش در درواز کشت و به چند منزل مسکونی آسیب زد. وزارت خارجه تاجیکستان با ارسال یادداشت رسمی به طالبان اعتراض کرد، نقض حریم هوایی و مرزی را محکوم نمود و خواستار جلوگیری از تکرار شد.
وزارت خارجه طالبان مرگ این زن را تأیید و ابراز تأسف کرد، اما مسئولیت را به «عناصر اخلالگر و فرصتطلب» نسبت داد، نه به فرماندهی مرکزی طالبان. این همان شکاف روایی پایدار است: دوشنبه کابل را مسئول کنترول کامل نوار مرزی میداند؛ کابل بسیاری از حوادث را به قاچاقچیان یا افراد محلی حواله میدهد. فاتح در ۲۶ اسد تسلیم شد.
سفارت امریکا در دوشنبه برای مناطق مرزی هشدار امنیتی صادر کرد. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان بعداً گفت وضعیت شمال تحت کنترول است و از خاک افغانستان به طرف مقابل آسیبی نخواهد رسید.
اواخر اسد ۱۴۰۵: کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان از کشته شدن دو شهروند افغان در منطقه فتحآباد ختلان خبر داد. به گفته این نهاد، آنان باشنده امامصاحب قندوز بودند، با حدود ۱۷ کیلوگرام چرس و سلاح وارد خاک تاجیکستان شده و مقاومت مسلحانه کرده بودند. مجاهد گفت تحرکات کنترول شده، بهجز رفتوآمد قاچاقچیان مشکل نظامی جدی وجود ندارد و اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه تاجیکستان داده نمیشود.
شمسالدین شاهین در ختلان و درواز در بدخشان کوهی بیشترین حوادث مرگبار را داشتهاند.
جماعت انصارالله؛ تهدیدی ساختاری برای دوشنبه
جماعت انصارالله، معروف به «طالبان تاجیکستان»، گروهی اسلامگرای تاجیکتبار است که هدف اعلامشدهاش سرنگونی حکومت امامعلی رحمان و برپایی امارت اسلامی در تاجیکستان است. رهبری آن معمولاً به مهدی ارسلان نسبت داده میشود. برآوردها شمار اعضای این گروه را از حدود ۱۵۰ تا چند صد نفر ذکر کردهاند.
گزارشهای ناظران تحریم شورای امنیت سازمان ملل و منابع منطقهای میگویند این گروه در شمال افغانستان، بهویژه بدخشان، تخار و قندوز، حضور و اردوگاه آموزشی داشته، از چشمپوشی یا همکاری بخشی از ساختار طالبان برخوردار بوده و با القاعده ارتباط دارد.
دوشنبه بارها طالبان را به حمایت از این گروه متهم کرده است. انتساب برخی حملات مرزی ۱۴۰۴، از جمله حادثه جدی که دو مرزبان تاجیک در آن کشته شدند، به انصارالله عمدتاً از منابع تاجیک است.
طالبان پس از ۱۴۰۰ بخشی از پیکارجویان خارجی را از نوار مرزی به مناطق داخلی منتقل کرد، اما گزارشهای بعدی از بازگشت تدریجی برخی از آنان به نواحی سرحدی حکایت دارد.
داعش خراسان در بدخشان
شاخه خراسان داعش در شمال و شمالشرق افغانستان، از جمله بدخشان و قندوز، سلولهایی فعال دارد و طالبان را هدف قرار میدهد.
در ۶ اسد ۱۴۰۵، ذبیحالله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان، در مسیر بهارک–فیضآباد ترور شد. داعش مسئولیت را بر عهده گرفت. حضور اتباع آسیای مرکزی، از جمله تاجیکها، در صفوف این گروه نگرانی دوشنبه، تاشکند و مسکو را افزایش داده است. گزارشهای شورای امنیت از تلاش برای ایجاد سلولهای خفته در آسیای مرکزی سخن گفتهاند.
شواهد منتشرشده پیوند مستقیمی میان داعش و درگیری فاتح نشان نمیدهد، اما بیثباتی بدخشان فضای مانور هر دو جریان را بیشتر میکند.
ناآرامی بدخشان و مخالفان طالبان
بدخشان در ۱۴۰۵ به یکی از کانونهای مقاومت مسلحانه و نیز چنددستگی داخلی طالبان تبدیل شده است. علاوه بر نبرد با فاتح، گروههایی مانند جبهه آزادی افغانستان، جبهه مقاومت ملی و سپاهیان میهن از عملیات در این ولایت خبر دادهاند؛ از جمله تصرف موقت مرکز ولسوالی یفتل پایین و درگیری در زیباک.
در ۲۲ اسد ۱۴۰۵ ــ همزمان با مرگ زن تاجیک در درواز ــ جبهه مقاومت ملی مسئولیت انفجاری که منجر به کشته شدن عبدالرحمان منصور، شهردار فیضآباد شد را بر عهده گرفت. این دو رویداد همزمان بودند، اما یکی درگیری داخلی یا بینگروهی در نسی و دیگری عملیات ادعایی مخالفان در مرکز ولایت بود.
دادههای منتشرشده افزایش حوادث مسلحانه ضدطالبان در بدخشان در ماههای نخست ۱۴۰۵ را نشان میدهد؛ در یک ارزیابی، ۲۲ حادثه از جدی تا اسد در برابر چهار حادثه در نیمه دوم ۱۴۰۴ ذکر شده است.
برای تاجیکستان اهمیت این ناآرامی در سرایت احتمالی آن به خاک این کشور است. تیراندازی فرامرزی، فرار افراد مسلح، آوارگی و سوءاستفاده گروههای ثالث، درگیری درونی طالبان، درگیریها بر کشت و تولید خشخاش و مهمتر از همه درگیری بر سر معادن طلا همه مایه نگرانی دوشنبه شده است.
پروژههای چینی زیر آتش
استخراج طلا در دو سوی رود پنج و پروژههای زیربنایی چین بارها هدف قرار گرفتهاند. از عقرب ۱۴۰۳ تا قوس ۱۴۰۴ دستکم ۹ شهروند چینی در این نوار مرزی کشته و بیش از هفت نفر زخمی شدند. بخش عمده حملات با معادن طلا یا کارگاههای راهسازی مرتبط دانسته شده و در دستکم یک مورد از پهپاد انفجاری استفاده شد.
انگیزهها قطعی اعلام نشده است: اختلاف بر سر مسیر رود و حق استخراج، انتقام از عملیات ضدقاچاق و احتمال نقش شبکههای مسلح مستقر در بدخشان.
بیجینگ پس از حملات قوس ۱۴۰۴ از اتباع خود خواست منطقه را ترک کنند؛ سپس با شرط تأمین امنیت، کار از سر گرفته شد و کمک به استحکام مرز تاجیکستان افزایش یافت.
قاچاق مواد مخدر؛ موتور پایدار درگیری
قاچاق همچنان یکی از اصلیترین عوامل درگیری است. در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۷۴۲ کیلوگرام مواد مخدر فقط در مسیر مرز افغانستان ضبط شد؛ حدود ۵۰ درصد بیشتر از ۱۸۲۴ کیلوگرام سال ۱۴۰۳. در نیمه نخست ۱۴۰۵ بیش از ۱۵۱۳ کیلوگرام در همین مرز کشف شد. بخش عمده کشفیات در ختلان بوده است.
طالبان اصل تداوم قاچاق را انکار نمیکند و آن را ناشی از طولانی بودن مرز میداند، اما مسئولیت کنترول کامل را نمیپذیرد. تشخیص «قاچاقچی» از «پیکارجو» در روایت دو طرف اغلب ممکن نیست و همین ابهام خود منبع تنش است.
تلفات؛ تصویری ناقص از یک مرز ناآرام
بر اساس گزارشهای منتشرشده از اسد ۱۴۰۰ تا اواخر اسد ۱۴۰۵: دستکم دهها فرد مسلح، عمدتاً افغان، در درگیری با مرزبانان تاجیک کشته شدهاند؛ تنها در نیمه نخست ۱۴۰۵ رقم اعلامشده ۱۷ نفر بوده است. دستکم ۴ تا ۶ مرزبان تاجیک جان باختهاند. دستکم ۹ شهروند چینی کشته و بیش از ۷ نفر زخمی شدهاند.
یک غیرنظامی تاجیک ــ زن ۲۱ ساله در درواز ــ در ۲۲ اسد ۱۴۰۵ بر اثر گلوله سرگردان ناشی از درگیری نسی کشته شد.
ارقام کامل بهدلیل اعلام نشدن برخی درگیریهای کوچک و اختلاف روایت دو طرف قطعی نیست.
چشمانداز؛ مرزی میان چند بحران
مرز تاجیکستان و افغانستان اکنون نقطه تلاقی چند بحران همزمان است: ضعف کنترول طالبان بر فرماندهان محلی در بدخشان، حضور انصارالله و داعش خراسان، اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر و طلا، منافع چین و حساسیت امنیتی روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی.
تهدید علیه تاجیکستان چند شکل پیدا کرده است: نفوذ زمینی از داخل خاک افغانستان، تیراندازی از آن سوی مرز، حمله پهپادی به اهداف در خاک تاجیکستان و سرایت درگیریهای داخلی بدخشان به مناطق مسکونی تاجیک.
حادثه نسی نمونه تازه همین وضعیت است. درگیری میان طالبان و افراد فاتح در داخل افغانستان به مرگ یک شهروند تاجیک انجامید.
تعامل عملگرایانه دوشنبه با کابل برخی کانالهای ارتباطی را باز کرده، اما تهدید را از بین نبرده است. استحکام فیزیکی مرز ظرفیت پاسخ تاجیکستان را بالا برده، اما رود پنج و مناطق کوهستانی همچنان نفوذپذیرند.
تا زمانی که طالبان نتواند گروههای مسلح خارجی، فرماندهان سرکش و شبکههای قاچاق را در شمالشرق افغانستان مهار کند، این مرز کانون ناامنی آسیای مرکزی باقی میماند و هر ناآرامی در بدخشان میتواند دوباره از رود پنج عبور کند.
با این حال، سازمان پیمان امنیت جمعی همچنان در تلاش برای استحکام مرزهای تاجیکستان با افغانستان است. روسیه نیز با وجود درگیری تمامعیار در اوکراین، با درک تهدیدها و خطرهای ناشی از مرز افغانستان، به این منطقه سلاح و تجهیزات میفرستد. این رویکرد نشاندهنده نگرانی و هراس مشترک کشورهای شمال افغانستان از وضعیت امنیتی این کشور است.
علاوه بر این، شمال افغانستان به کانون فعالیت گروههای افراطگرا تبدیل شده است. کشورهای آسیای مرکزی، با وجود روابط نزدیک با طالبان، از برنامههای افراطی این گروه هراس دارند و موجودیت هزاران مدرسه جهادی را خطری بالقوه برای امنیت خود میدانند؛ بهویژه آنکه برخی مقامهای طالبان، از جمله وزیر امر به معروف و نهی از منکر و والی هلمند، آشکارا حکومتهای تاجیکستان و اوزبیکستان را غیراسلامی خواندهاند.