جامعه روحانیت هرات: بستن خاتمالنبیین خلاف شریعت محمدی است


جامعه روحانیت امامیه هرات در واکنش به بستن تلویزیون تمدن و تخلیه حوزه علمیه خاتمالنبیین توسط طالبان، اعلام کرد که توجیههای مطرحشده برای این اقدامات در هیچ مرجع صالح قضایی ثابت نشده و اجرای چنین حکمی «خلاف شریعت محمدی» است.
این نهاد در بیانیهای گفته است که تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتمالنبیین از سوی ماموران طالبان تعطیل شده و مقامهای مسئول حکم تخلیه این مرکز را نیز صادر کردهاند.
جامعه روحانیت امامیه هرات گفته است که تلویزیون تمدن ارزشیبودن و پایبندی خود به دین و عنعنات ملی را ثابت کرده است.
این نهاد افزوده است که تلویزیون تمدن نباید تعطیل شود و باید مورد تقویت و تشویق قرار گیرد.
جامعه روحانیت امامیه هرات همچنین تعطیلی حوزه علمیه خاتمالنبیین را «دور از انتظار» خوانده است.
در بیانیه آمده است: «در حکومتی که توسط طلبههای مدارس دینی و مدعی اجرای شریعت اداره میشود، تعطیلی یک مرکز علمی دینی و خدوم دور از انتظار است.»
جامعه روحانیت امامیه هرات از رهبری طالبان خواسته است موانع فعالیت این دو مرکز را برطرف کند تا جویندگان علوم دینی همچنان بتوانند از خدمات تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتمالنبیین استفاده کنند.

امضای مجموعهای از توافقهای انرژی میان وزارت معادن و پترولیم طالبان و شرکت سعودی دلتا، یکی از بلندپروازانهترین برنامههایی است که در سالهای اخیر برای بخش انرژی افغانستان اعلام شده است.
این برنامه که از اکتشاف نفت و گاز در غرب کشور آغاز میشود، استفاده از گاز برای صنایع و تولید برق در هرات را بررسی میکند و در صورت موفقیت، میتواند به ایجاد یک پایپلاین حدود ۷۰۰ کیلومتری از هرات تا نزدیکی مرز پاکستان منجر شود.
وزارت معادن طالبان قرارداد کشک–تیرپل را با ارزش ۲۰۰ میلیون دالر اعلام کرده است. در مراسم امضای آن عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستالوزرای طالبان، هدایتالله بدری، وزیر معادن طالبان، نوراحمد آغا، رئیس بانک مرکزی، ذبیحالله مجاهد و زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین امریکا برای افغانستان، حضور داشتند.
اما برنامهای که دلتا معرفی کرده، بسیار بزرگتر از قرارداد اولیه است. این شرکت از یک برنامه یکپارچه با ظرفیت بالقوه سرمایهگذاری تا حدود ۵۰ میلیارد دالر در ۲۵ سال سخن گفته است.
این رقم به معنای سرمایهگذاری قطعی و از پیش تمویلشده نیست. مراحل بزرگتر پروژه به نتیجه اکتشاف، اثبات ذخایر قابل استخراج، مطالعات تخنیکی و اقتصادی، وجود بازار، تمویل و تصمیمهای بعدی سرمایهگذاری وابسته است.
پرسش اصلی این است که آیا افغانستان تحت حاکمیت طالبان میتواند چنین برنامهای را از مرحله قرارداد و مطالعه به استخراج تجارتی و ایجاد زیرساخت چند میلیارد دالری برساند؟
کشک–تیرپل؛ ظرفیت زمینشناسی، نه ذخایر اثباتشده
هسته اصلی توافق، اکتشاف نفت و گاز در کشک–تیرپل در غرب افغانستان است.
براساس اطلاعات منتشرشده از سوی دلتا، محدوده پروژه حدود ۲۳ هزار و ۳۱۷ کیلومتر مربع را در بر میگیرد و فعالیتهای پیشبینیشده شامل مطالعات زمینشناسی و ژئوفیزیکی، لرزهنگاری، حفاری اکتشافی و بررسی مخازن است.
کشک و تیرپل از نظر نفت و گاز مناطق کاملا ناشناخته نیستند. اداره زمینشناسی ایالات متحده در بررسی سال ۲۰۰۹ خود، محدوده مورد مطالعه تیرپل را حدود ۸۷۰۰ کیلومتر مربع برآورد کرده بود. این رقم مربوط به ساحه مطالعه آن اداره است و نباید با محدوده بزرگتر قرارداد تازه کشک–تیرپل اشتباه شود.
در همان بررسی، میانگین منابع کشفنشده تیرپل حدود ۲۱.۵۵ میلیون بشکه نفت، ۴۴.۷۶ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی و حدود ۰.۹۱ میلیون بشکه مایعات گازی تخمین زده شده بود.
اما این ارقام «منابع کشفنشده» هستند، نه ذخایر اثباتشده یا تجارتی. حفاریهای اکتشافی باید مشخص کند چه مقدار نفت و گاز واقعا وجود دارد و چه بخشی از آن از نظر تخنیکی و اقتصادی قابل استخراج است.
مطالعات گذشته نشانههایی از نفت، از جمله نشت نفت از یک چاه متروکه در تیرپل را ثبت کردهاند، اما تاکنون تولید تجارتی قابل توجهی از این حوزه گزارش نشده است. تلاشهای قبلی برای جمعآوری اطلاعات لرزهای در کشک نیز با مشکلات امنیتی، تخنیکی و اجرایی روبهرو شد.
بنابراین، نخستین آزمون واقعی دلتا اثبات وجود ذخایری است که بتواند سرمایهگذاریهای بزرگتر بعدی را توجیه کند.
از اکتشاف تا پایپلاین؛ سه بخش برنامه دلتا
برنامه اعلامشده دلتا سه بخش اصلی دارد.
بخش نخست، اکتشاف و در صورت موفقیت، توسعه و تولید نفت و گاز کشک–تیرپل است. این مرحله اساس بخشهای بعدی برنامه خواهد بود.
بخش دوم، مطالعه استفاده از گاز در هرات است. دلتا قرار است امکان استفاده از گاز برای شهر هرات، پارک صنعتی، تولید برق و سایر مصارف صنعتی را بررسی کند. اگر منابع قابل استفاده کشف شود، بازار داخلی هرات میتواند نخستین مصرفکننده گاز باشد.
بخش سوم، بررسی یک پایپلاین پیشنهادی حدود ۷۰۰ کیلومتری از نزدیکی گذره هرات تا نزدیکی اسپینبولدک قندهار است.
دلتا این طرح را «سنتگس – دهلیز رفاه» نامیده است. این نام در اطلاعات منتشرشده از سوی دلتا درباره توافقهای تازه آمده، اما پایپلاین فعلا در مرحله مطالعه است و ساخت آن نهایی نشده است.
هزینه بالقوه این بخش حدود ۱۰ میلیارد دالر عنوان شده و اجرای آن به وجود منابع کافی، امکانسنجی، تمویل، مجوزها و تصمیم نهایی سرمایهگذاری بستگی دارد.
ساخت چنین خطی همچنین به بازار کافی برای مصرف یا صادرات گاز نیاز دارد. همین مسئله پاکستان و بازارهای جنوب آسیا را وارد محاسبات اقتصادی پروژه میکند.
در نتیجه، قرارداد ۲۰۰ میلیون دالری، پایپلاین پیشنهادی ۱۰ میلیارد دالری و برنامه بالقوه ۵۰ میلیارد دالری سه سطح متفاوت از یک برنامه درازمدتاند و نباید به عنوان یک تعهد مالی واحد معرفی شوند.
دلتا و خلیلزاد؛ بازگشت دو نام کنار هم پس از سه دهه
یکی از جنبههای سیاسی توافق تازه، شباهت آن با تلاشهای حدود سه دهه پیش برای ایجاد یک دهلیز گاز از مسیر افغانستان است.
در سال ۱۹۹۷ کنسرسیومی به نام «سنتگس» برای ساخت پایپلاین انتقال گاز ترکمنستان از افغانستان به پاکستان تشکیل شد. شرکت امریکایی یونیکال با سهم ۴۶.۵ درصد رهبر کنسرسیوم بود و شرکت سعودی دلتا اویل با سهم ۱۵ درصد یکی از شرکای اصلی آن به شمار میرفت.
سنتگس از ابتدا تنها یک پروژه اقتصادی نبود. مسیر انتقال گاز ترکمنستان از افغانستان به پاکستان بخشی از رقابت بر سر راههای انتقال انرژی آسیای مرکزی بود؛ مسیری که میتوانست وابستگی منطقه به شبکههای ترانزیتی روسیه را کاهش دهد و در عین حال، ایران را از مسیر انتقال گاز به جنوب آسیا دور نگه دارد. یونیکال نیز در آن زمان در رقابت با کمپنی آرژانتینی بریداس برای پیشبرد این مسیر قرار داشت.
اما وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان مانع اجرای پروژه شد و یونیکال در سال ۱۹۹۸ از کنسرسیوم خارج شد. ایده انتقال گاز ترکمنستان از افغانستان بعدها در قالب پروژه تاپی ادامه یافت.
زلمی خلیلزاد نیز پیوند دیگری میان آن دوره و قرارداد امروز است. او در دهه ۱۹۹۰، زمانی که با موسسه پژوهشهای انرژی کمبریج همکاری داشت، درباره ریسک سیاسی پروژههای افغانستان برای یونیکال کار کرده بود.
نزدیک به سه دهه بعد، خلیلزاد در مراسم قراردادی در کابل حضور یافت که بار دیگر نام دلتا و سنتگس را وارد بحث انرژی افغانستان کرده است. حضور او تنها به مراسم امضا محدود نبوده و پیش از قرارداد نیز خلیلزاد و مدیرعامل دلتا در نشستهایی با مقامهای طالبان درباره اکتشاف و استخراج گاز و توسعه پایپلاین حضور داشتند.
این سابقه به معنای تکرار معادلات دهه ۱۹۹۰ نیست، اما جنبههای سیاسی و منطقهای پروژه تازه نیز قابل تأمل است؛ بهویژه اگر مسیر پیشنهادی در آینده به پاکستان، تاپی یا بازارهای گستردهتر جنوب آسیا پیوند بخورد.
با این حال، تاکنون سند علنی معتبری منتشر نشده که خلیلزاد را سهامدار، مدیر یا کارمند دلتا معرفی کند.
وزارت امور خارجه امریکا در پاسخ به افغانستان اینترنشنال گفت: «زلمی خلیلزاد کارمند دولت ایالات متحده نیست. بنابراین، او نماینده دولت امریکا نیست و تمام فعالیتهایش را در ظرفیت شخصی انجام میدهد.»
جنیفر مرتضاشویلی، استاد دانشگاه پیتسبورگ، میگوید حضور مکرر خلیلزاد میتواند پرسشهایی درباره نقش خصوصی یا مشورتی او ایجاد کند، اما نباید آن را نشانه حمایت دولت امریکا از پروژه دانست.
همچنین باید میان یک شرکت خصوصی سعودی و دولت عربستان سعودی تفاوت قایل شد. قرارداد دلتا به معنای تعهد دولت عربستان یا صندوقهای دولتی این کشور به سرمایهگذاری ۵۰ میلیارد دالر نیست. اگر پروژه به مراحل چندمیلیارد دالری برسد، پرسش اساسی این خواهد بود که دلتا چه بانکها، شریکان تخنیکی و منابع تمویلی را میتواند با خود همراه کند.
"سنتگس" جدید چه ارتباطی با تاپی دارد؟
بازگشت نام سنتگس با توجه به پیشنهادهای قبلی دلتا درباره پروژه تاپی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
براساس اظهارات عبدالغنی برادر در دیدار با مقامهای ترکمنستان، دلتا پیش از قرارداد تازه پیشنهادهایی برای مشارکت در پروژه تاپی مطرح کرده بود؛ از جمله خرید درازمدت گاز ترکمنستان، سرمایهگذاری برای افزایش ظرفیت میدان گازی گالکینیش و ساخت پایپلاین از گذره هرات تا سپینبولدک.
در همان پیشنهاد، از احتمال امتداد خط، براساس توافق جداگانه با پاکستان، به سوی مرز هند و بندر گوادر نیز سخن گفته شده بود.
این پیشنهادها نشان میدهد مسیر گذره–اسپینبولدک بخشی از نگاه گستردهتر دلتا به بازار انرژی منطقه است. با این حال، پروژه تازه را هنوز نمیتوان بخشی رسمی از تاپی دانست.
در تاپی، منبع اصلی گاز ترکمنستان است و افغانستان مسیر انتقال محسوب میشود. در برنامه تازه دلتا، ابتدا قرار است منابع احتمالی خود افغانستان کشف و بخشی از آن برای بازار داخلی استفاده شود.
هیچ توافق اعلامشدهای نیز وجود ندارد که پایپلاین تازه را رسما به تاپی وصل کند یا پاکستان را متعهد به خرید یا انتقال گاز سازد. ارتباط این دو در حال حاضر یک امکان استراتژیک است، نه بخشی قطعی از قرارداد.
قرارداد چگونه به دلتا رسید؟
روند واگذاری پروژه نیز پرسشهایی ایجاد کرده است.
وزارت معادن طالبان در سال ۲۰۲۳ برای کشک و تیرپل درخواست ابراز علاقهمندی منتشر کرد و گفت قرارداد از طریق روند آزاد، شفاف و رقابتی واگذار خواهد شد. متقاضیان باید توانایی حقوقی، مالی و تخنیکی خود را ارائه میکردند و برای مراحل بعدی داوطلبی نیز جدول زمانی تعیین شده بود.
اما در آرشیف عمومی در دسترس این وزارت، زنجیره کامل اسناد مراحل بعدی، از جمله فهرست شرکتهای واجد شرایط، نتایج بررسی و اسناد انتخاب دلتا، به آسانی قابل مشاهده نیست.
این موضوع ثابت نمیکند که مراحل قانونی طی نشده است، اما روشنشدن این که دلتا چه زمانی وارد روند شد، با چه شرکتهایی رقابت کرد و بر چه اساس انتخاب شد، برای بررسی یک پروژه با ظرفیت چندمیلیارد دالری اهمیت دارد.
تجربه سرمایهگذاری چین در افغانستان نیز نشان میدهد امضای قرارداد تضمین اجرای آن نیست. شرکتهای چینی با منابع مالی و تخنیکی به مراتب گستردهتر وارد پروژههایی مانند مس عینک و نفت آمو دریا شدند، اما این پروژهها با تاخیر و اختلاف روبهرو شدند. طالبان در سال ۲۰۲۵ قرارداد ۲۵ ساله نفت آمو دریا با یک شرکت چینی را به دلیل آنچه عملنکردن به تعهدات خواند، لغو کردند.
پاکستان و ایران؛ دو متغیر منطقهای
رسیدن مسیر پیشنهادی به نزدیکی سپینبولدک، پاکستان را به یکی از عوامل مهم آینده پروژه تبدیل میکند.
اگر پایپلاین تنها برای انتقال گاز در داخل افغانستان ساخته شود، میتواند یک پروژه داخلی باقی بماند. اما برای تبدیلشدن به یک دهلیز منطقهای، همکاری پاکستان و وجود بازار در آن سوی مرز ضروری خواهد بود.
این موضوع در زمانی مطرح میشود که روابط طالبان و پاکستان بر سر تیتیپی و مسائل امنیتی با تنش روبهرو است. مرتضاشویلی معتقد است حضور سرمایه سعودی ممکن است تا اندازهای فضای میانجیگری ایجاد کند، اما اختلافات بنیادی امنیتی با یک پروژه اقتصادی حل نخواهد شد.
ایران نیز میتواند این پروژه را با حساسیت دنبال کند. هرات از نظر تجارت، سوخت، برق و ترانزیت ارتباط گستردهای با ایران دارد و هر طرحی که بتواند بخشی از نیاز انرژی غرب افغانستان را از مسیر دیگری تامین کند، در درازمدت میتواند بر نفوذ اقتصادی تهران در این حوزه اثر بگذارد.
اگر سرمایهگذاری سعودی در بخش انرژی افغانستان گسترش یابد و مسیر هرات–قندهار–پاکستان به یک دهلیز واقعی انرژی تبدیل شود، احتمال شکلگیری نوعی رقابت ژئوپولیتیک میان ایران و بازیگران خلیج در افغانستان قابل تصور است؛ بهویژه بر سر نفوذ اقتصادی، مسیرهای ترانزیتی و دسترسی به بازار انرژی.
با این حال، طالبان در حال حاضر روابط رسمی و فعال با تهران دارد و ایران نیز یکی از شریکان مهم اقتصادی افغانستان است. از سوی دیگر، دلتا یک شرکت خصوصی سعودی است و هنوز نشانهای از ورود مستقیم دولت عربستان به این پروژه وجود ندارد. بنابراین، در مرحله فعلی سخنگفتن از رقابت قطعی ایران و عربستان سعودی بر سر این پروژه زود است، اما ظرفیت شکلگیری چنین رقابتی در صورت گسترش پروژه قابل چشمپوشی نیست.
چالش مشروعیت و دوام قرارداد
حتی اگر ذخایر قابل توجهی کشف شود، ریسک پروژه تنها به زمینشناسی محدود نیست.
شناسایی بینالمللی حکومت طالبان همچنان بسیار محدود است و شماری از رهبران طالبان نیز تحت تحریم قرار دارند. این وضعیت سرمایهگذاری خارجی را به طور کامل ناممکن نمیکند، اما برای بانکها، بیمهگران و شرکتهای بینالمللی ریسک حقوقی و سیاسی ایجاد میکند.
برای یک قرارداد ۲۵ ساله، پرسش مهم دیگر این است که یک حکومت آینده افغانستان با قراردادهای درازمدت امضاشده از سوی طالبان چگونه برخورد خواهد کرد.
انی فورزایمر، معاون پیشین ماموریت سفارت امریکا در کابل، در پاسخ به افغانستان اینترنشنال گفت توافق دلتا نشان میدهد یک شرکت سعودی میخواهد در نهایت در بازار انرژی افغانستان نقش داشته باشد، اما تا رسیدن به اکتشاف یا استخراج واقعی ممکن است سالها فاصله باشد.
فورزایمر گفت: من بهشدت این پرسش را مطرح میکنم که آیا یک گروه حاکم فاقد مشروعیت باید اجازه داشته باشد منابع طبیعی ملت افغانستان را به فروش برساند یا نه.
او انتظار دارد هر حکومت آینده افغانستان این قرارداد و توافقهای مشابه را بررسی کند تا مشخص شود آیا واقعا به سود مردم افغانستان بودهاند. احتمال بازبینی قرارداد در آینده، برای یک سرمایهگذاری ۲۵ ساله خود میتواند به یک ریسک تجارتی تبدیل شود.
از قرارداد ۲۰۰ میلیون دالری تا رویای ۵۰ میلیارد دالری
توافق دلتا در حال حاضر بیش از آنکه نشاندهنده ورود ۵۰ میلیارد دالر سرمایه به افغانستان باشد، آغاز یک مسیر طولانی است.
نخست باید حفاریهای اکتشافی انجام شود و وجود ذخایر تجارتی به اثبات برسد. در صورت موفقیت، استفاده از گاز در هرات میتواند مرحله عملی بعدی باشد. ساخت پایپلاین و تبدیل آن به یک دهلیز منطقهای دشوارتر است و به سرمایه، شریکان تخنیکی، بازار و همکاری کشورهای منطقه نیاز دارد.
اهمیت سیاسی توافق نیز کمتر از بعد اقتصادی آن نیست. بازگشت نام دلتا و سنتگس پس از حدود سه دهه، حضور خلیلزاد و تلاش برای پیوند منابع احتمالی غرب افغانستان با بازارهای جنوب آسیا، پروژه را به معادلات گستردهتر منطقهای وصل میکند.
برای طالبان نیز این قرارداد فرصتی است تا نشان دهند با وجود شناسایی بسیار محدود بینالمللی، قادر به جذب سرمایهگذار خارجیاند.
اما امضای قرارداد سادهترین مرحله چنین پروژهای است. سرنوشت آن را نه رقم ۵۰ میلیارد دالر، بلکه نتیجه نخستین سرویها و حفاریها، توان دلتا در جذب سرمایه و شریکان تخنیکی، وجود بازار برای گاز و دوام چارچوب سیاسی و منطقهای آن تعیین خواهد کرد.
اگر این مراحل موفق شود، افغانستان میتواند از کشوری که در طرحهای تاریخی سنتگس و تاپی عمدتا مسیر عبور گاز بود، به تولیدکننده، مصرفکننده و مسیر انتقال انرژی تبدیل شود. در غیر آن، سنتگس جدید نیز ممکن است مانند شماری از پروژههای بزرگ گذشته، در حد نقشه و توافق باقی بماند.
ریاستجمهوری تاجیکستان به مناسبت سیوپنجمین سالگرد استقلال این کشور، نشستی با عنوان «تاجیکستان مستقل؛ پیوندگر تمدن آریایی» در شهر دوشنبه برگزار کرد. پژوهشگران و چهرههای فرهنگی از دستکم ۲۷ کشور در این نشست شرکت کردند.
امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، در این نشست گفت که با افزایش رقابت میان هویتها، زبانها، ارزشها و منافع در جهان، همبستگی فرهنگی و معنوی فارسیزبانان اهمیت بیشتری یافته است.
کاخ ریاست جمهوری تاجیکستان در گزارشی نوشت که این نشست فرهنگی و پژوهشی روز دوشنبه، ۱۶ سنبله از سوی انجمن بینالمللی پیوند، به رهبری امامعلی رحمان، رئیسجمهور این کشور برگزار شده است. به بربنیاد گزارش، در این نشست حدود ۲۳۰ مهمان داخلی و خارجی شرکت کردند.
به گزارش کاخ ریاستجمهوری تاجیکستان، در این نشست علمی شماری از شاعران، نویسندگان و پژوهشگران افغان نیز شرکت کردهاند.
امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، در سخنرانی خود در این نشست گفت که انجمن بینالمللی «پیوند» در سالهای گذشته به عرصهای برای گردهمایی تاجیکان و فارسیزبانان جهان تبدیل شده است.
آقای رحمان در این نشست از طرح ساخت «کاخ تمدن آریایی» و «مرکز بینالمللی نوروز» در شهر دوشنبه نیز خبر داد. به گفته او، کاخ تمدن آریایی قرار است به یک مرکز فرهنگی، علمی و آموزشی تبدیل شود.
او همچنین مرکز بینالمللی نوروز را فرصتی برای معرفی نوروز بهعنوان فلسفه زندگی، صلح و نوزایی و تقویت جایگاه تاجیکستان در زمینه گفتوگوی تمدنها دانست.
امامعلی رحمان زبان را بنیاد هستی معنوی ملت خواند و گفت انجمن «پیوند» باید در حفظ، گرامیداشت و گسترش زبان نقش محوری داشته باشد. او تأکید کرد که زبان باید به زبانی قدرتمند در عرصههای علم، فناوری، اقتصاد و دیپلوماسی تبدیل شود.
انجمن بینالمللی پیوند از محیالدین مهدی، پژوهشگر و تاریخنگار نیز به عنوان سخنران در این نشست دعوت کرد. آقای مهدی گفت که دستاوردهای تاجیکستان برای تاجیکان و برای تمدن فارسی عظیم و چشمگیر بوده است.
او از سیاستهای طالبان علیه فارسیزبان انتقاد کرد و بر بهرسمیتشناختن هویت، زبان، فرهنگ و حقوق همه اقوام افغانستان و مشارکت عادلانه آنان در اداره کشور تأکید کرد.
داکتر مهدی همچنین از نقش امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، در بازگشت صلح و امنیت به این کشور ستایش کرد. او در عین حال به نقش برهانالدین ربانی، رئیسجمهور پیشین افغانستان و احمدشاه مسعود در روند صلح تاجیکستان اشاره کرد.
او در این همایش پیشنهاد کرد که در دانشگاههای کشورهای فارسیزبان، مراکزی برای مطالعه تاریخ، فرهنگ و گویشهای تاجیکان افغانستان و تاجیکستان ایجاد شود. تأسیس تلویزیونی به نام «تاجیکان» یا «پارسیان» و ایجاد سازمانی برای تقویت همگرایی میان کشورهای فارسی زبان از دیگر پیشنهادهای او بود.
خلیل رسولی، سرمربی تیم ملی مویتای افغانستان، با انتشار دو ویدیو در صفحه فیسبوک خود، از آنچه جعل امضای او در اداره تربیت بدنی و ورزش افغانستان خوانده، ابراز نگرانی کرده است. او میگوید با وجود اینکه سرمربی تیم ملی مویتای است، فرد یا افرادی بدون اطلاع او امضایش را جعل کرده است.
او افزوده کسانی که امضای او را جعل کردهاند، شماری از بازیکنان را برای حضور در بازیهای داخل سالن آسیا معرفی کردهاند.
رسولی در صحبتهایش گفت رقابت بعدی پیشروی ورزشکاران مویتای افغانستان، بازیهای داخل سالن آسیا است که قرار است از ۱۱تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۶ در شهر ریاض عربستان سعودی برگزار شود.
او توضیح داده است که برای تأیید و امضای فهرست بازیکنان تیم ملی مویتای، به کمیته ملی المپیک و اداره تربیت بدنی و ورزش افغانستان مراجعه کرده است؛ اما در آنجا متوجه شده که فرد دیگری بدون اطلاع او امضایش را جعل کرده، جدول بازیکنان تیم ملی را تغییر داده و فهرست جدید را به نام او امضا کرده است.
سرمربی تیم ملی مویتای افغانستان از اداره تربیت بدنی و ورزش خواسته این موضوع را بهصورت جدی پیگیری کند و اجازه ندهد تقلب و جعل در ورزش افغانستان به یک روند عادی و نهادینهشده تبدیل شود.
رسولی گفته پس از انتقاد از جعل امضایش، با این اتهام روبهرو شده که اعتراض او به خاطر منافع شخصی است؛ اتهامی که خودش آن را رد کرده و میگوید، هدفش دفاع از اصول و رعایت مقررات در ورزش افغانستان است.
او افزود که از سال ۲۰۱۳ تاکنون بهعنوان سرمربی تیم ملی مویتای افغانستان در رویدادهای بینالمللی و جهانی حضور داشته و برای موفقیت ورزشکاران کشور تلاش کرده است. رسولی بدون ذکر نام افرادی که امضای او را جعل کردهاند گفته است، تجربه بیشتری از بسیاری از افرادی دارد که دست به جعل امضاء زدهاند و در طول این سالها میدانهای دشوار و رقابتهای مهمی را تجربه کرده است.
رسولی آخرین دستاورد خود را نیز کسب مدال طلای یوسف جهانگیر در رقابتهای بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی عنوان کرده و افزوده است، پیش از حضور ورزشکاران افغانستان در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی، شماری از افراد باور داشتند که نمایندگان کشور در این رقابتها نتیجهای به دست نخواهند آورد؛ اما شاگردان او در عربستان عملکرد درخشانی داشتند و موفق به کسب مدال طلا شدند.
سرمربی تیم ملی مویتای افغانستان تأکید کرد که خودش بهصورت داوطلبانه اعلام کرده بود فرصت حضور در بازیهای داخل سالن آسیا را به مربیان دیگر واگذار میکند و قصد ندارد در این رقابتها حضور داشته باشد. او گفت به همین دلیل، اعتراضش هیچ ارتباطی با منافع شخصی ندارد و هدفش این است که اصول، صداقت و جوانمردی در ورزش، بهویژه در رشته مویتای، حفظ شود.
رسولی افزود زمانی که از معرفی ورزشکاران مویتای افغانستان برای بازیهای داخل سالن آسیا آگاه شد، به اداره تربیت بدنی و ورزش مراجعه کرد و در آنجا متوجه شد که در غیاب و بیخبری او، فرد دیگری امضایش را جعل کرده و بازیکنان را برای حضور در این رقابتها معرفی کرده است.
ویدیوی کشتهشدن یک مرد جوان در هرات دو روز گذشته بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته است.
تصاویر دوربین امنیتی نشان میدهد چند مرد او را در محوطه یک تانک تیل لتوکوب میکنند، دستانش را از پشت میبندند و یکی از آنها در برابر چشم یک کودک و چند مرد دیگر به او شلیک میکند.
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی گفتند تماشای این ویدیو برایشان تکاندهنده بوده است.
اما این مرد جوان که بود و آنجا چه اتفاقی افتاد؟
روز حادثه
حادثه حوالی ساعت پنج عصر جمعه، ۱۳ سنبله رخ داد.
شهروندی که از منطقه پوسته نمبر یک شهر هرات میگذشت، به افغانستان اینترنشنال خبر داد که یک مرد جوان در محوطه تانک تیل نبیزاده در هرات کشته شده است.
عکسهایی که در همان دقایق نخست به افغانستان اینترنشنال رسید، نشان میداد شمار زیادی از مردم در محل رویداد جمع شدهاند.
در این منطقه یک پاسگاه نظامی نیز قرار دارد.
این پاسگاه یا (پوسته نمبر یک) از دوره حضور نظامیان شوروی سابق در چند قدمی محل رویداد همیشه یک پاسگاه کوچک اما مهم بوده است.
در همان لحظات نخست، شاهدان عینی در هرات به افغانستان اینترنشنال گفتند که افراد وابسته به طالبان در این رویداد دست دارند.
هویت مرد کشتهشده هنوز روشن نبود. درباره علت و انگیزه قتل نیز اطلاعاتی وجود نداشت.
دو روز بعد، یکشنبه ۱۵ سنبله، ویدیوی دوربین امنیتی تانک تیل نبیزاده منتشر شد.
این ویدیو آنچه را پیش از شلیک بر سر مرد جوان آمده بود، نشان داد. در تصاویر دیده میشود که چند مرد، جوانی را گرفتهاند. او را میزنند و دستانش را از پشت میبندند. یکی از مردان با تفنگ کلاشینکف به بدن جوان میکوبد.
سپس مرد دیگری که ابتدا آرامتر و خونسردتر از بقیه به نظر میرسد، تفنگچه خود را بیرون میکشد.
یکی از حاضران تلاش میکند جلو او را بگیرد اما نمیتواند مانع تیراندازی شود.
مرد مسلح بلافاصله دستکم سه گلوله به جوان شلیک میکند.
جوان در محوطه تانک تیل بر زمین میافتد.
همه این اتفاقها در یک مکان عمومی و در برابر چشم مردم رخ میدهد.
در لحظات منتهی به مرگ این جوان، کودکی که حدود ۱۲ تا ۱۳ ساله به نظر میرسد، از فاصله نزدیک شاهد تمام رویداد است. پس از شلیک نیز افراد حاضر با آرامش محل را ترک میکنند.
پس از انتشار ویدیو، هویت مقتول نیز مشخص شد.
عبدالقدیر پهلوانزاده که بود؟
عبدالقدیر پهلوانزاده، ۳۰ ساله بود و در شهر هرات فلزکاری میکرد. او سه سال پیش ازدواج کرده بود. در آن روز با موتورسایکل به تانک تیل رفته بود.
نزدیکانش میگویند عبدالقدیر یک شهروند عادی بود، پیشینه نظامی نداشت و به هیچ گروه یا جریان سیاسی وابسته نبود.
او همچنین پیش از این از سوی طالبان بازداشت یا احضار نشده بود. طالبان نیز تاکنون هیچ اتهامی علیه او مطرح نکرده است.
یکی از نزدیکان عبدالقدیر به افغانستان اینترنشنال گفت: «هنوز برای خانوادهشان هم معلوم نیست که چرا او را کشتند.»
روایتهایی درباره ماجرایی که به قتل انجامید
یکی از روایتهایی که پس از رویداد در میان مردم منتشر شد، از درگیری بر سر نوبت گرفتن سوخت سخن میگفت.
اما پدر زن عبدالقدیر که هنگام رویداد در محل حضور داشت، این روایت را رد کرده است.
با انتشار ویدیو، پرسش دیگری نیز مطرح شد.
مردانی که عبدالقدیر را میزنند و یکی از آنان به او شلیک میکند، چه کسانیاند؟
یکی از نزدیکان عبدالقدیر به افغانستان اینترنشنال گفت سید احمد محمدی، فرمانده پولیس طالبان در ولسوالی پشتونزرغون هرات، هنگام قتل در محل حضور داشته است.
به گفته این منبع، مردی که در ویدیو لباس و واسکت سیاه پوشیده، سید احمد محمدی است.
منبع گفت فردی که با تفنگ کلاشینکف به بدن عبدالقدیر میکوبد، برادر این فرمانده طالبان است.
به گفته این منبع، فرد تیرانداز برادر همسر فرمانده پولیس طالبان در پشتونزرغون است.
افغانستان اینترنشنال نمیتواند هویت مردان حاضر در ویدیو و نقش ادعایی هر یک از آنان را بهگونه مستقل تایید کند.
رستم پهلوانزاده، پدر فردی که به قتل رسید، در ویدیویی که به افغانستان اینترنشنال رسیده، از فردی که به پسرش شیلک کرده به نام «مولوی حامد فرزند مولوی فضلاحمد» نام میبرد.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند سال گذشته فردی به نام مولوی فضلاحمد توکلی در ولسوالی پشتون زرغون هرات کشته شد.
به گفته منابع، خانواده مشهور به پهلوان و این خانواده با هم اختلاف داشتند.
آنگونه که منابع گفتند برادر همسر فرمانده پولیس طالبان در پشتونزرغون به خانواده پهلوان تردید داشته است. اتهامی که دستکم نزدیکان عبدالقدیر نمیپذیرند.
پدر مقتول در پیام تصویری خود میگوید که شخص ضارب، فرزند او را به قتل پدرش متهم میکند، اما پدر او بیش از یک سال پیش «توسط اشخاص ناشناس به قتل رسیده بود.»
او همچنین میگوید مولوی حامد پیش از این هیچ گونه ادعایی علیه عبدالقدیر در مراجع قانونی ثبت نکرده بود.
او گفت پسرش عصر جمعه «برای پر کردن کپسول گاز» همراه با پدر زن خود به تانک تیل رفته بود.
یک منبع دیگر به افغانستان اینترنشنال گفت مرد متهم به تیراندازی، حدود دو تا سه هفته پیش از کشتهشدن عبدالقدیر، خواهرش را به عقد فرمانده پولیس طالبان در پشتونزرغون درآورده بود.
او احتمال داد که این ازدواج برای جلب حمایت فرمانده طالبان از نقشه قتل عبدالقدیر صورت گرفته باشد.
افغانستان اینترنشنال نمیتواند این ادعا را بهگونه مستقل تایید کند.
یک فرد نزدیک به خانواده عبدالقدیر میگوید او با طالبان یا فرمانده پولیس این گروه در پشتونزرغون مشکلی نداشت.
پیکر عبدالقدیر صبح یکشنبه در هرات به خاک سپرده شد. پدر او همچنین از طالبان میخواهد که پرونده قتل پسرش را بررسی کند و عاملان را به دادگاه بکشاند.
«محکمه صحرایی» در پیش چشم مردم
انتشار ویدیوی قتل عبدالقدیر واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی در پی داشت.
کاربران از صحنه لتوکوب، بستهشدن دستها و شلیک به یک جوان خشمگین شدند.
حضور یک کودک در چند قدمی محل قتل و رفتار آرام شماری از شاهدان نیز در میان واکنشها برجسته بود. شماری از کاربران این قتل را «محکمه صحرایی» خواندند. آنان پرسیدند اگر عبدالقدیر مجرم بود، پولیس، دادستانی و محکمه برای چه ایجاد شده است.
شب یکشنبه، وبسایت حجاز که به استخبارات طالبان نزدیک است، گزارش داد شماری از عاملان این رویداد بازداشت شدهاند.
این وبسایت مشخص نکرد چند نفر بازداشت شدهاند و نام بازداشتشدگان را نیز منتشر نکرد.
طالبان میگوید افراد مظنون را بازداشت کرده است
پولیس طالبان در هرات روز دوشنبه نیز اعلام کرد که افرادی را به ظن دست داشتن در قتل عبدالقدیر پهلوانزاده بازداشت کرده است. پولیس طالبان اما درباره تعداد افراد دستگیر شده و هویت بازداشتشدگان توضیح نداده است.
مسعود حسینی، سخنگوی پولیس طالبان در هرات در خساب کاربری خود در فیسبوک نوشت که بازداشتشدگان پس از طی مراحل قانونی به نهادهای عدلی و قضایی سپرده خواهند شد.
آقای حسینی پیشتر نیز گفته بود یافتههای ابتدایی نشان میدهد این قتل ریشه در خصومت شخصی دارد و چند مظنون تحت تعقیب قرار گرفتهاند.
این نخستینبار نیست که ویدیوی کشتن یک فرد با دستهای بسته در افغانستان تحت کنترول طالبان منتشر میشود.
پیش از این نیز ویدیوهایی از پنجشیر، اندراب و بدخشان منتشر شده بود که تیرباران افراد را با دستان بسته نشان میداد.
روند اعدام شهروندان افغانستان در ایران در سالهای اخیر بهسرعت گسترش یافته است. براساس اطلاعات جمعآوریشده از سوی نهادهای حقوق بشری، ایران تنها از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون ۲۳ شهروند افغانستان را اعدام کرده است.
براساس یافتهها، ایران در حدود سه سال گذشته نزدیک به ۱۹۰ شهروند افغانستان را اعدام کرده است که از این میان، ۸۰ نفر در سال ۲۰۲۴، ۸۴ نفر در سال ۲۰۲۵ و ۲۳ نفر در سال جاری ثبت شدهاند.
بیشتر این افراد در پروندههای مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شدهاند؛ اما شماری دیگر با اتهامهایی مانند قتل، جاسوسی و شرکت در اعتراضات ضدحکومتی ایران روبهرو بودهاند.
همزمان، نهادهای حقوق بشری درباره شفافیت روند قضایی در پرونده شماری از شهروندان افغانستان و چگونگی برخورداری آنان از دفاع قانونی ابراز نگرانی میکنند.
روز گذشته، یک نهاد حقوق بشری ایران به نام «ههنگاو» گزارش داد که مقامهای ایرانی ولیجان نورزی، شهروند ۲۹ ساله افغانستان و دارای معلولیت را در زندان مرکزی رفسنجان در ولایت کرمان، در حالی اعدام کردهاند که روی ویلچر نشسته بود. او به اتهام دستداشتن در یک پرونده قتل به اعدام محکوم شده بود.
نورزی سه سال پیش هنگام بازداشت از سوی پولیس هدف گلوله قرار گرفته بود که در نتیجه آن توانایی حرکت خود را از دست داده بود. براساس اطلاعات ههنگاو، نورزی باشنده ولایت فراه افغانستان بود و بامداد چهارشنبه، ۲ سپتامبر ۲۰۲۶، در زندان مرکزی رفسنجان در ولایت کرمان اعدام شده است.
همچنین این نهاد چند روز پیش گزارش داده بود که ایران دو شهروند دیگر افغانستان، انصار نامی ۵۲ ساله و نظیف رسولخوانده ۴۶ ساله را به اتهام قتل عمد در زندان وکیلآباد مشهد اعدام کرده است.
در این گزارش نیز تاریخ اعدام این دو نفر ۲ سپتامبر ماه جاری میلادی ذکر شده است. به گفته ههنگاو، اعدام آنان بهصورت مخفیانه انجام شده و خانوادههایشان اجازه آخرین دیدار با آنان را نیز نداشتهاند.
نهادهای حقوق بشری میگویند به دلیل اعلامنشدن رسمی برخی اعدامها، شمار واقعی ممکن است بیشتر از این باشد. براساس گزارشها، بخش بزرگی از این اعدامها در زندان مرکزی عادلآباد شیراز، زندان تایباد، زندان یزد و زندان دستگرد اصفهان انجام شده است.
سازمان حقوق بشر ایران نیز در جریان سال جاری از چند مورد اعدام شهروندان افغانستان خبر داده است که از سوی رسانههای رسمی یا مقامهای ایرانی اعلام نشدهاند.
در ۲۱ جون امسال، دو شهروند افغانستان به نامهای میرویس خلیلزاد و ابراهیم احمدشاهی در شیراز در پروندههای مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند؛ اما مقامهای ایرانی و رسانههای این کشور تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره اعدام این دو شهروند منتشر نکردهاند.
همچنین افسر شاهاحمدی، صفایی و صدرالدین احمدزاد در ماه جولای به دلیل دستداشتن در آتشزدن یک مرکز پولیس، به اعدام محکوم شدهاند.
در ۲۰ آگست، سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد که قایم حسینی، شهروند ۲۱ ساله افغانستان، در زندان مرکزی اصفهان اعدام شده است. پرونده او با اعتراضات ضدحکومتی ماه جنوری مرتبط بود و او از متهمان پرونده «میدان علیخانی» بود.
سازمان حقوق بشر ایران میگوید قایم حسینی دومین شهروند افغانستان در این پرونده بود که اعدام شد. پیش از او، گلمحمد محمدی نیز در ارتباط با همین پرونده اعدام شده بود.
نگرانی درباره شفافیت اعدامها
سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر، در کنار اعدام شهروندان افغانستان، درباره روند محاکمه آنان نیز نگرانی دارند.
سازمان حقوق بشر ایران میگوید در شماری از پروندهها، متهمان تماس محدودی با وکلای مدافع خود داشتهاند و برخی حتی اجازه آخرین دیدار با خانوادههایشان را نیز نداشتهاند.
براساس گزارش سال ۲۰۲۵ این سازمان، بخش بزرگی از اعدامها در ایران در پروندههایی انجام شده که در آنها حقوق متهمان برای محاکمه عادلانه، دفاع قانونی و دسترسی به وکیل با مشکلات جدی روبهرو بوده است.
سازمان حقوق بشر ایران میگوید از سال ۲۰۲۱ تاکنون دستکم ۱۱۱ شهروند افغانستان تنها به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر در ایران اعدام شدهاند. در سال ۲۰۲۲، ۱۶ شهروند افغانستان اعدام شده بودند، این رقم در سال ۲۰۲۳ به ۲۵ نفر افزایش یافت و در سال ۲۰۲۴ ایران ۸۰ شهروند افغانستان را اعدام کرد.
در سال ۲۰۲۵ نیز موارد اعدام دستکم ۸۴ شهروند افغانستان ثبت شده است.
این آمار نشان میدهد که تنها در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ دستکم ۱۶۴ شهروند افغانستان در زندانهای ایران اعدام شدهاند. با افزودن ۲۳ مورد اعدام ثبتشده در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶، این رقم دستکم به ۱۸۷ نفر میرسد.
با این حال، نهادهای حقوق بشری تأکید میکنند که این آمار نهایی نیست؛ زیرا اطلاعات رسمی و مجموعی درباره اعدام شهروندان افغانستان منتشر نشده است.
این در حالی است که طالبان تاکنون درباره اعدام این شهروندان افغانستان واکنش مشخص یا اقدام ویژهای نشان ندادهاند.