طالبان از بازداشت ۶۰ نفر به اتهام قاچاق و فروش مواد مخدر خبر دادند
وزارت داخله طالبان اعلام کرد که ۶۰ نفر را به اتهام قاچاق و فروش مواد مخدر در ۱۲ ولایت افغانستان بازداشت کرده است. به گفته این وزارت، در جریان این عملیات دهها کیلوگرم مواد مخدر و قرصهای نشهآور نیز کشف و ضبط شده است.
وزارت داخله طالبان روز یکشنبه، ۲۹ سنبله در خبرنامهای گفت که این افراد در ولایتهای نیمروز، بلخ، ننگرهار، کاپیسا، لغمان، کندز، سمنگان، پروان، بدخشان، خوست، پنجشیر و فراه بازداشت شدهاند.
از نزد افراد بازداشتشده ۳۶ کیلوگرم مواد مخدر و قرصهای نشهآور به دست آمده است.
این گروه جزئیات بیشتری درباره نوع مواد مخدر کشفشده، هویت بازداشتشدگان و سرنوشت آنان ارائه نکرده است.
طالبان در سالهای اخیر بارها از بازداشت افراد به اتهام قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر در ولایتهای مختلف افغانستان خبر دادهاند.
۱۵ سال پیش، در ۲۹ سنبله ۱۳۹۰، مهاجمی که خود را فرستاده طالبان و پیامآور صلح معرفی کرده بود، به خانه برهانالدین ربانی، رئیس وقت شورای عالی صلح افغانستان، در کابل رفت. او مواد منفجره را در عمامهاش پنهان کرده بود و هنگام در آغوش گرفتن آقای ربانی، آن را منفجر کرد.
در این حمله آقای ربانی کشته و چند نفر دیگر زخمی شدند.
برهانالدین ربانی از نخستین نسل اسلامگرایان دانشگاهی افغانستان بود. او استاد شرعیات دانشگاه کابل بود، در الازهر مصر درس خواند، با اندیشههای اخوانالمسلمین آشنا شد و آثار سید قطب را به فارسی ترجمه کرد.
اسلامگرایی ربانی در افغانستان با محیط فارسیزبان، تصوف، دانشگاه و سنتهای محلی آمیخته شد. او شعر میخواند، به ادبیات علاقه داشت و تصاویر باقیمانده از او، حضورش در محافل موسیقی را نیز نشان میدهد.
ربانی پیش از آنکه رهبر مجاهدین و رئیسجمهور شود، معلم بود. او در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل تحصیل کرد و سپس در همان دانشگاه تدریس کرد.
پیش از رفتن به مصر، فعالیت ربانی در دانشگاه سازماندهی دانشجویان اسلامگرا بود. کابل در آن سالها یکی از مراکز اصلی رقابت فکری میان دانشجویان چپ و اسلامگرا بود.
دیوید بی. ادواردز در کتاب «پیش از طالبان: تبارشناسی جهاد افغانستان» توضیح میدهد که ربانی پس از تصویب قانون اساسی ۱۳۴۳ با غلاممحمد نیازی از پایهگذاران نخستین حلقههای اسلامگرایی همکاری نزدیک داشت.
او در میان دانشجویان به تبلیغ دیدگاههای اسلامی و مقابله فکری با جریانهای مارکسیستی میپرداخت. منابعی مانند «گاردین» از او در این دوره بهعنوان یکی از سخنگویان، جذبکنندگان و نظریهپردازان جریان اسلامگرا در دانشگاه کابل یاد کردهاند.
جمعیت اسلامی و تحریک اسلامی طالبان
جمعیت اسلامی به رهبری برهانالدین ربانی و تحریک اسلامی طالبان هر دو جریانهای اسلامگرا بودند/هستند اما ریشههای فکری طالبان عمدتا به مکاتب دینی جنوب آسیا و شبکه مدارس دینی پاکستان میرسد.
اسلامگرایی ربانی اگر چه در نهایت در مصر رشد یافت اما دستکم پایههای آن در افغانستان و در کابل گذاشته شد.
دوره حکومت ربانی نیز سیاستهای مذهبی محدودکننده داشت.
امین صیقل در کتاب «افغانستان مدرن» نوشته است که در دوره ربانی، مقامهای مذهبی دستورهایی درباره پوشش و رفتار زنان صادر کردند. با این حال، این منبع میگوید زنان همچنان در مکاتب، رادیو و تلویزیون کار میکردند و حتی دیوان عالی در سال ۱۳۷۲ از ادامه این وضعیت شکایت کرده بود.
اولیویه روا، پژوهشگر فرانسوی که سالها درباره اسلام سیاسی افغانستان تحقیق کرده، نوشته است جمعیت اسلامی که ربانی رهبر آن بود در میان تحصیلکردگان مکاتب دولتی، عالمان دینی شمال و شبکههای نقشبندی پایگاه داشت.
ربانی در سال ۱۳۸۰ در مصاحبهای درباره برداشت خود از حکومت اسلامی از آزادی، برابری، عدالت، حاکمیت قانون، شورا، فعالیت احزاب و آزادی مطبوعات برداشت طالبان از اسلام را رد کرد.
سیاستمداری که شعر میخواند و شعر میشنید
ربانی در گفتوگوهایش بارها از شعر فارسی برای توضیح نظر و حتی ویژگیهای شخصی خود استفاده میکرد.
در یک مصاحبه که متن آن پس از مرگش بازنشر شد، وقتی خبرنگار از او پرسید چرا برخلاف شماری از رهبران سیاسی چهره «عبوس و ترشرو» ندارد، ربانی به جای پاسخ طولانی بیتی از سعدی خواند: «قضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفته ست / تو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد».
او افزود که انسان باید با مردم با تبسم برخورد کند.
کمی بعد، وقتی درباره رابطهاش با سیاستمداران مختلف صحبت میکرد، دوباره به مولانا رجوع کرد و ابیات «من به هر جمعیتی نالان شدم / جفت خوشحالان و بدحالان شدم» را خواند.
ربانی دو روز پیش از ترورش برای شرکت در اجلاس بیداری اسلامی در تهران بود.
خبرنگار شبکه سوم تلویزیون ایران در حاشیه نخستین اجلاس «بیداری اسلامی» در تهران از او خواست شعری بخواند.
ربانی این بیت مشهور محمد اسحاق نگارگر مشهور به «مضطرب باختری» را خواند:
«تو شاهینی، قفس بشکن، به پرواز آی و مستی کن / که بر آزادگان داغ اسارت سخت ننگین است.»
تصاویر آرشیفی مربوط به سفر ربانی و احمدشاه مسعود به دره کیان در ولسوالی دوشی بغلان نشان میدهد که هر دو در یک مجلس موسیقی محلی نشستهاند و به اجرای آوازخوانی گوش میدهند که آهنگ «جانان خرابات» را میخواند.
در مقابل، طالبان که آقای ربانی و دیگر رهبران ائتلاف شمال علیه این گروه مبارزه کردند، موسیقی را «حرام» میداند و شعر را نیز تنها در صورت پرداختن به جهاد و مضامین مورد نظر این گروه، میپذیرد.
از جمعیت اسلامی تا ترور
ربانی در سال ۱۳۵۱ رهبری جمعیت اسلامی را به دست گرفت و بعدها یکی از رهبران اصلی جهاد علیه شوروی شد. پس از سقوط حکومت محمد نجیبالله، در سال ۱۳۷۱ به ریاست دولت رسید.
دوره ریاست او با جنگهای خونین کابل همراه بود و دولت مرکزی نتوانست بر تمام گروههای مسلح مسلط شود. طالبان در سال ۱۳۷۵ کابل را تصرف کرد و ربانی پایتخت را ترک کرد، اما همچنان رهبر جبهه مخالف طالبان باقی ماند.
پس از سقوط دور نخست حاکمیت طالبان، ربانی دوباره به کابل برگشت. توافق بن در ۱۴ قوس ۱۳۸۰ زمینه تشکیل اداره موقت را فراهم کرد و ربانی در ۱ جدی همان سال قدرت را به اداره موقت به ریاست حامد کرزی سپرد. سند رسمی توافق بن چارچوب این انتقال را تعیین کرده بود.
حدود ۹ سال بعد، او ریاست شورای عالی صلح را پذیرفت. صلاحالدین ربانی، پسرش، بعدها به استیو کول خبرنگار امریکایی گفت پدرش چند سال پیش از مرگ به این نتیجه رسیده بود که جنگ افغانستان راهحل نظامی ندارد و باید برای آن راهحل سیاسی پیدا شود.
در ۲۹ سنبله ۱۳۹۰، مردی که خود را حامل پیام طالبان معرفی کرده بود به خانه ربانی در وزیر اکبرخان کابل رفت.
پیش از آن، واسطههایی به شورای عالی صلح گفته بودند که امکان تماس با رهبری طالبان فراهم شده است. یک پیام صوتی نیز به مقامهای شورای صلح رسیده بود. حامد کرزی پس از شنیدن آن از ربانی که در ایران بود خواست به کابل برگردد.
مهاجم هنگام استقبال ربانی مواد انفجاری پنهانشده در دستارش را منفجر کرد. ربانی کشته شد و محمد معصوم استانکزی، رئیس وقت دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان زخم برداشت.
برهانالدین ربانی با منموهان سینگ، نخستوزیر سابق هند
در سال ۱۳۹۵ یکی از افراد محکوم در ارتباط با پرونده ربانی اعدام شد، اما خانواده و جمعیت اسلامی همچنان خواهان روشنشدن همه ابعاد پرونده بودند.
منابع در افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفتند که عامل انتحاری حمله روز جمعه به یک مجتمع پولیس در شهر کوهات پاکستان، باشنده ولسوالی سنگین ولایت هلمند بود.
به گفته منابع، این فرد حدود دو سال پیش خانهاش را ترک کرده و پس از آن به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) پیوسته بود. یکی از دوستان نزدیک بستگان او نیز پیشینه و وابستگیاش به این گروه را تایید کرده است. منابع همچنین مدعیاند فردی که مشخصاتش را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، همان عامل انتحاری حمله به کوهات است.
برخی رسانههای پاکستانی، از جمله رادیو پاکستان، گزارش دادهاند که عامل انتحاری این حمله یک شهروند افغانستان به نام مطیعالله شناسایی شده است. رادیو پاکستان همچنین نوشته است که تلاشها برای شناسایی مهاجم دوم ادامه دارد.
حمله روز جمعه، ۱۸ سپتامبر، به یک مجتمع پولیس در کوهات، در ایالت خیبرپختونخوا، با انفجار یک موتر حامل مواد انفجاری در نزدیکی مسجد داخل این مجموعه آغاز شد و پس از آن افراد مسلح وارد محوطه پولیس شدند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در این حمله دستکم ۳۱ نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدهاند. دستکم ۱۶ پولیس نیز در میان کشتهشدگان هستند.
پیشتر وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان در بیانیهای اعلام کرده بود که عاملان حمله به نمازگزاران و نیروهای پولیس در کوهات، در خیبرپختونخوا، ریشه در افغانستان دارند.
این وزارت روز شنبه، ۲۸ سنبله، در بیانیهای گفت که طالبان به جای «شانه خالی کردن از مسئولیت» باید با شبکههای تروریستی فعال در افغانستان مقابله کند.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان در این بیانیه، با اشاره به اظهارات ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت: «در چنین شرایطی، مایه تاسف است که ذبیحالله مجاهد، در حالی که حکومت او عملا از تروریسم در پاکستان حمایت میکند، با گستاخی پاکستان را به پاسخی کوبنده تهدید میکند.»
در همین حال، منابع در افغانستان ویدیویی را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند که به گفته آنان، متعلق به عامل حمله انتحاری مرگبار در کوهات است.
در این ویدیو که گفته میشود اندکی پیش از حمله به مجتمع پولیس در کوهات ضبط شده، مردی با کلاه و پیراهن سفید دیده میشود که به زبان پشتو صحبت میکند. او میگوید سالها در آرزوی انجام یک حمله انتحاری بوده و اکنون برای رفتن به سوی هدف آماده است.
این مرد در ویدیو میگوید که روز جمعه و حدود ساعت ۱۲ ظهر است. حمله به این مجموعه پولیس اندکی بیش از یک ساعت پس از این زمان رخ داد.
او سپس با نشان دادن یک موتر میگوید که این موتر برای «از بین بردن دشمنان خدا» استفاده خواهد شد و آنان موترهای مشابه زیادی در اختیار دارند. او همچنین میگوید نسلهای بعدی آنان را به یاد خواهند داشت.
افغانستان اینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل هویت فرد حاضر در ویدیو، زمان و محل ضبط آن یا دیگر جزئیات مطرحشده درباره این ویدیو را تایید کند.
گروه اتحادالمجاهدین، شاخه مرتبط با تحریک طالبان پاکستان، مسئولیت این حمله را برعهده گرفته است. این گروه با حافظ گلبهادر، فرمانده طالبان پاکستانی، مرتبط است.
سخنگوی ارتش پاکستان میگوید اختلافات اسلامآباد با افغانستان یا مردم این کشور نیست، بلکه با مقامهای طالبان در کابل است.
احمدشریف چودری در گفتوگو با عربنیوز گفت که حکومت طالبان فراگیر نیست و از مردم افغانستان نمایندگی نمیکند.
چودری گفت پاکستان تنها یک خواست از طالبان دارد و آن جلوگیری از حملات به پاکستان از خاک افغانستان است.
سخنگوی ارتش پاکستان این خواست را «بسیار ساده، منطقی و مشخص» خواند و گفت همین یک موضوع میتواند مشکلات میان دو طرف را برطرف کند.
او هشدار داد که اگر طالبان به نگرانیهای اسلامآباد درباره حضور و فعالیت گروههای مسلح در افغانستان رسیدگی نکند، پاکستان برای دفاع از خود «تا هر حدی» پیش خواهد رفت.
او همچنین مذاکره با تحریک طالبان پاکستان را رد کرد و گفت: «ما با تروریستها مذاکره نمیکنیم. بنابراین، این موضوع منتفی است. ما فقط تروریستها را میکشیم.»
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که با پناهدادن و حمایت از گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان، زمینه حملات در پاکستان را فراهم میکند. طالبان این اتهام را رد میکند.
روابط میان طالبان و پاکستان بر سر این موضوع بهشدت تیره شده و اختلاف دو طرف چندین بار به درگیری مسلحانه کشیده شده است.
چودری گفت طالبان برای بهبود روابط باید علیه اردوگاههای آموزشی، رهبران و شبکههای پشتیبانی گروههای مسلحی اقدام کند که به گفته اسلامآباد در افغانستان مستقر هستند.
سخنگوی ارتش پاکستان گفت: «آنها در کابل هستند، در قندهار هستند و در جاهای دیگر هستند. به آنها پناه ندهید. برایشان سلاح فراهم نکنید. از آنها پشتیبانی لجستیکی نکنید.»
چودری همچنین گفت طالبان باید به تعهدهای توافق دوحه عمل کند. در این توافق تعهد شده بود که از خاک افغانستان برای فعالیتهای تروریستی استفاده نشود.
او هشدار داد که اگر طالبان نگرانیهای امنیتی پاکستان را برطرف نکند، اسلامآباد حق دفاع از خود را محفوظ میداند.
در همین حال، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز جمعه به العربیه انگلیسی گفت طالبان خواهان ادامه گفتوگو و همکاری با پاکستان است.
مجاهد رد کرد که طالبان به تحریک طالبان پاکستان اجازه فعالیت از خاک افغانستان را داده باشد یا از گروههای مسلحی حمایت کند که به کشورهای دیگر حمله میکنند.
او همچنین از نقش بیشتر عربستان سعودی در میانجیگری میان طالبان و پاکستان استقبال کرد.
سخنگوی ارتش پاکستان گفت اختلاف میان دو طرف دائمی نیست و روابط میتواند بهبود یابد، به شرط آنکه طالبان به نگرانیهای امنیتی اسلامآباد رسیدگی کند.
او افزود که اکنون بهبود روابط به اقدام طالبان بستگی دارد.
نزدیک به ۱۰۰ سازمان مدنی افغانستان و شماری از نهادهای بینالمللی حقوق بشری از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستهاند مأموریت گزارشگر ویژه این شورا درباره افغانستان را بهطور کامل تمدید کنند و نظارت اختصاصی بر وضعیت حقوق زنان و دختران افغانستان را ادامه دهند.
این سازمانها در نامهای که پس از شصتوسومین نشست شورای حقوق بشر منتشر شده، همچنین خواستار تهیه یک گزارش اختصاصی درباره وضعیت گروهها و جوامع قومی، مذهبی و زبانیِ به حاشیه راندهشده و برگزاری گفتوگوی تعاملی درباره وضعیت آنها شدهاند.
در این نامه، سازمانهای امضاکننده همچنین از شورای حقوق بشر خواستهاند سازوکار مستقل تحقیقاتی درباره افغانستان، که در قطعنامه ۶۰/۲ این شورا در اکتبر ۲۰۲۵ ایجاد شد، هرچه سریعتر عملیاتی و از نظر مالی تأمین شود.
این گروهها میگویند پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، وضعیت حقوق بشر در افغانستان به گفته آنها به جای ثبات، وخیمتر شده است. در این نامه به بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدشدن اجباری، شکنجه و بدرفتاری، فشار بر خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر و همچنین اجرای مجازاتهای بدنی و اعدام اشاره شده است.
شماری از نهادهای بینالمللی حقوق بشری مثل عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه از امضاکنندگان این نامه هستند.
وضعیت زنان و دختران محور اصلی درخواستهاست. سازمانهای امضاکننده میگویند دختران همچنان از تحصیل در دوره متوسطه و دانشگاه محروماند و زنان با محدودیتهای گسترده در اشتغال، حضور در نهادهای عمومی و زندگی اجتماعی روبهرو هستند. این نامه همچنین به فرمانها و قوانین جدیدی در سال ۲۰۲۶ اشاره میکند که به گفته امضاکنندگان، محدودیتهای حقوقی علیه زنان را افزایش داده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره افغانستان و برخی دیگر از کارشناسان سازمان ملل وضعیت محدودیتهای اعمالشده علیه زنان و دختران را با اصطلاحاتی از جمله آپارتاید جنسیتی توصیف کردهاند؛ عباراتی که در نامه سازمانهای مدنی نیز به آنها استناد شده است.
نامه همچنین به بحران انسانی و اقتصادی افغانستان و بازگشت گسترده افغانها از کشورهای همسایه و دیگر کشورها اشاره کرده است. امضاکنندگان هشدار دادهاند که برخی بازگشتکنندگان، از جمله زنان، اعضای اقلیتهای تحت فشار، مدافعان حقوق بشر و افرادی مرتبط با دولت پیشین افغانستان یا نیروهای خارجی، ممکن است با خطر آزار و بدرفتاری مواجه شوند.
در بخش دیگری از نامه، سازمانها از تشدید درگیریهای مرزی میان طالبان و پاکستان ابراز نگرانی کرده و گفتهاند حملات هوایی و گلولهباران مرزی به تلفات غیرنظامیان و آسیب به مراکز درمانی منجر شده است. آنها خواستار رعایت کامل حقوق بشردوستانه بینالمللی و تحقیقات مستقل درباره ادعاهای نقض آن شدهاند.
سازمانهای امضاکننده تأکید کردهاند که تمدید مأموریت گزارشگر ویژه برای ادامه مستندسازی وضعیت حقوق بشر و ارائه توصیه به جامعه بینالمللی ضروری است. آنها همچنین خواستار حفظ گفتوگوی تعاملی ویژه درباره حقوق زنان و دختران با مشارکت مستقیم زنان افغان شدهاند.
در مورد سازوکار تحقیقاتی مستقل افغانستان نیز، این گروهها خواستار عملیاتیشدن سریع آن، تأمین منابع مالی پایدار و ارائه گزارشی درباره روند عملیاتیشدن این سازوکار در شصتوچهارمین نشست شورای حقوق بشر شدهاند.
طالبان با وجود مشکلات گسترده اقتصادی، برنامهای جاهطلبانه برای توسعه تواناییهای نظامی پهپادی خود آغاز کردهاند. موفقیت این برنامه میتواند پیامدهای جدی برای ثبات و توازن قدرت در جنوب آسیا و خاورمیانه داشته باشد.
بر اساس گزارشی که وبسایت «هو وات، هوای» منتشر کرده است، طالبان علاوه بر خرید و تغییر پهپادهای تجارتی موجود در بازار آزاد، روی ساخت پهپادهای داخلی نیز کار میکنند.
احمد ضیا سراج، رییس پیشین ریاست امنیت ملی افغانستان، گفته است طالبان پیش از رسیدن به قدرت، عمدتاً از فناوریهای تجارتی، بهویژه پهپادهای موجود در بازار آزاد، استفاده میکردند و آنها را برای کاربردهای نظامی تغییر میدادند.
به گفته سراج، طالبان هنوز پهپادهای تجارتی را وارد میکنند و تغییر میدهند، اما اکنون تمرکز بیشتری بر تولید داخلی دارند. او گفت این پهپادها عمدتاً از شرکتهای چینی خریداری میشوند و نسبت به مدلهایی که طالبان پیش از رسیدن به قدرت استفاده میکردند، گرانتر هستند.
سراج افزود: «طبق شنیدههایم از افراد مورد اعتماد، بودجه این خریدها از هند تأمین میشود.» با این حال، او تأکید کرد که تاکنون مدرک محکمی وجود ندارد که نشان دهد حکومت نارندرا مودی، نخستوزیر هند، رسماً در پشت این تأمین مالی قرار دارد.
یکی از پهپادهای تجارتی که طالبان برای کاربردهای رزمی تغییر میدهند، پهپاد چینی «ماتریس ۳۰۰» است. این پهپاد که مدل صنعتی شرکت دیجیآی محسوب میشود، روز ۱۲ اکتوبر ۲۰۲۲ از سوی ارتش اسرائیل در شهر یروحام این کشور آزمایش شده بود.
نقش ایران در تأمین پهپادهای طالبان
به گفته سراج، منبع دوم پهپادهای طالبان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است.
او گفت سپاه پاسداران «پهپادهای بالثابت اهدایی دولت ایران» را در اختیار طالبان قرار میدهد. سراج افزود روابط طالبان با سپاه پاسداران حتی پیش از سقوط کابل نیز نزدیک بود و پس از تسلط طالبان بر افغانستان، این روابط عمیقتر شده است.
اسلامخان غفاروف، تحلیلگر سیاستگذاری در مرکز اصلاحات پیشرو و استاد ارشد دانشگاه اقتصاد جهانی و دیپلوماسی در تاشکند، نیز اطلاعات سراج را تأیید کرده است.
غفاروف در یک سال گذشته دو بار به افغانستان سفر کرده و با شهروندان عادی و اعضای صفوف طالبان دیدار کرده است. او میگوید طالبان شماری از مهندسان افغان را که در خارج از کشور تحصیل کردهاند، استخدام کردهاند. برخی از این مهندسان پیشتر با نیروهای امریکایی و بریتانیایی کار کرده بودند.
به گفته غفاروف، بسیاری از این مهندسان به این دلیل جذب طالبان شدهاند که باور داشتند این گروه نسبت به دوره حاکمیت خود در دهه ۱۳۷۰ و سالهای نخست قرن جاری، این بار عملگراتر خواهد بود.
وبسایت «میدل ایست آنکاورد» نیز در ماه آگست گذشته گزارشی درباره ایجاد شرکتهایی از سوی طالبان برای جذب مهندسان جوان افغان به هدف ساخت پهپاد منتشر کرده بود.
علاقه طالبان به پهپادهای ترکیه
غفاروف میگوید هند و ایران تنها منابع کمک به توسعه پهپادهای طالبان نیستند.
او گفت وزیر خارجه طالبان حدود شش ماه پیش، هنگام سفر به ترکیه، به پهپادهای انتحاری این کشور علاقه نشان داده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره نتیجه این مذاکرات منتشر نشده است.
همچنین فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش طالبان، در ماه جنوری گذشته در نمایشگاه بینالمللی دیمکس در قطر شرکت کرد. گفته میشود او در این نمایشگاه درباره پهپادهای انتحاری ترکیه مجهز به هوش مصنوعی پرسوجو کرده است.
طالبان سال گذشته نیز با روسیه توافقنامه همکاری فنی امضا کردند، اما جزئیات این توافقنامه روشن نیست.
دو هدف فوری طالبان
احمدضیا سراج، اسلامخان غفاروف و یک خبرنگار افغان در کابل که نخواسته نامش فاش شود، دو هدف فوری طالبان را تقویت توان نظامی برای مقابله با گروههای مخالف داخلی، از جمله داعش، و ایجاد دستکم نوعی نیروی هوایی میدانند.
پیش از سقوط حکومت پیشین افغانستان در سال ۱۴۰۰، دولت این کشور میلیاردها دالر تجهیزات نظامی از امریکا و شرکای ائتلاف بینالمللی دریافت کرده بود. این تجهیزات شامل هواپیماها و هلیکوپترهای نظامی نیز میشد.
پس از خروج نیروهای امریکایی، تجهیزات نظامی به ارزش میلیاردها دالر در افغانستان باقی ماند، اما بسیاری از هواپیماها و هلیکوپترها از هم باز یا اوراق شدند. طالبان بخشی از این تجهیزات را برای تهیه پرزههای یدکی استفاده کردهاند و تنها شماری محدود از هلیکوپترها هنوز فعالاند.
تحریمهای بینالمللی نیز خرید پرزههای یدکی و نگهداری تجهیزات نظامی را برای طالبان دشوار کرده است.
حملات پهپادی طالبان علیه پاکستان
پاکستان در ماههای اخیر چندین حمله زمینی و هوایی در داخل افغانستان انجام داده است. در یکی از این حملات که در ماه می گذشته در حومه کابل انجام شد، بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدند.
نگرانی اصلی پاکستان، فعالیت تحریک طالبان پاکستان است. اسلامآباد این گروه را نزدیک به طالبان افغانستان میداند. تحریک طالبان پاکستان در سالهای اخیر حملات متعددی را در پاکستان انجام داده است.
در مقابل، طالبان افغانستان در ماههای فبروری و مارچ ۱۶ حمله پهپادی علیه تأسیسات نظامی پاکستان انجام دادند. این حملات عمدتاً با استفاده از پهپادهای تجارتی تغییریافته صورت گرفت که برای حمل مواد منفجره و انجام مأموریتهای انتحاری آماده شده بودند.
تاکنون گزارشی درباره استفاده از پهپادهای بالثابت ساخت ایران در حملات طالبان علیه پاکستان منتشر نشده است. با توجه به روابط نزدیک ایران و پاکستان و نقش میانجیگرانه اسلامآباد میان تهران و واشنگتن در ماههای اخیر، بعید به نظر میرسد ایران تجهیزاتی را در اختیار طالبان قرار دهد که برای حمله به پاکستان استفاده شوند.
با این حال، نقش هند میتواند متفاوت باشد. هند و پاکستان برای چندین دهه روابط پرتنش و خصمانه داشتهاند.
سیاست در خاورمیانه همواره در حال تغییر است و جنگهای نیابتی در منطقه رواج دارد. در چنین شرایطی، دشمنِ دشمن ممکن است به دوست تبدیل شود.