پنج سال محرومیت؛ دو دختر افغان که آموزش را در تاشکند ادامه دادند

زهرا رضایی وقتی در محوطه دانشگاه اقتصاد تاشکند قدم میزند، میگوید به مسیری فکر میکند که زمانی رسیدن به آن برایش بیشتر شبیه یک رویا بود.

زهرا رضایی وقتی در محوطه دانشگاه اقتصاد تاشکند قدم میزند، میگوید به مسیری فکر میکند که زمانی رسیدن به آن برایش بیشتر شبیه یک رویا بود.
چهار سال است که او در اوزبیکستان زندگی و تحصیل میکند. اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بینالملل است و در کنار درس با یکی از نهادهای بینالمللی کار هم میکند.
او فارغ تحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه کابل است و لیسانس دوم خود را در اقتصاد زراعتی از دانشگاه تاشکند به دست آورده است.
زهرا میگوید: «وقتی در این دانشگاه قدم میزنم، احساس غرور میکنم از اینکه توانستم؛ از اینکه محرومیتهای مالی و محدودیتهای فامیلی و اجتماعی نتوانست مرا متوقف کند.»
اما آن سوی دریای آمو، میلیونها دختر افغان برای بازگشایی دروازههای دانشگاه لحظهشماری میکنند.
پنج سال از زمانی میگذرد که آموزش برای دختران بالاتر از صنف ششم به رویایی دستنیافتی تبدیل شده و حدود چهار سال میشود که دروازههای دانشگاهها به روی دختران و زنان نیز بسته شد.
براساس گزارش یونیسف بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروماند. افغانستان اکنون تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی به روی دختران و زنان بسته است.
برای زهرا، این ارقام تنها آمار نیست.
او در صحبت با من از از دوستان، همصنفیهایش یاد میکند که مسیر زندگی شان پس از بازگشت طالبان تغییر کرده است.
«همه ما این راه را با هم شروع کرده بودیم؛ راه درس خواندن، راه تحصیل. من همکارهایی داشتم که بسیار موفق بودند، ولی متأسفانه دیگر زمینه کار برایشان فراهم نیست، زمینه تحصیل برایشان فراهم نیست.»
بعد از مکثی، از خواهرش یاد میکند: «وقتی آنها را میبینم، مثلاً خواهرم، ناراحت میشوم. یعنی هیچ کاری کرده نمیتوانم برای آنها.»
مسیری که از افغانستان بیرون رفت
زهرا برخلاف میلیونها دختر که خانهنشین شدند در سال ۲۰۲۲ با بورسیه تحصیلی راه اوزبیکستان را در پیش گرفت.
اما رسیدن به تاشکند آسان نبود.
او میگوید محدودیتهای سفر زنان، نداشتن پاسپورت یکی از اعضای خانواده و مسئله محرم، او را در برابر انتخاب دشواری قرار داده بود.
سرانجام مسیر طولانیتری را انتخاب کرد؛ نخست به ایران رفت و از آنجا خود را به اوزبیکستان رساند.
امروز، چهار سال بعد، زندگی او میان دانشگاه و کار میگذرد.
اما محرومیت آموزشی برای زهرا تنها به پنج سال گذشته محدود نمیشود. او میگوید از خانواده و محیطی آمده که فرصت تحصیل، بهویژه برای دختران، محدود بوده است.
«برای تمام دخترهای قومم، برای تمام دخترهای فامیل ما که حق نداشتند درس بخوانند، من خواستم که به جای تمام اینها درس بخوانم.»
زهرا از خاطرهای میگوید که برای بسیاری از اقلیتهای قومی بسیار آشناست. میگوید: « پدر من کشاورز بود. من مکتب را در ده سال تمام کردم. چون امتحان لیاقت دادم. وقتی درس میخواندم، پدرم میگفت که برای ما مردم کدام چوکی دولت نیست.
ولی من هیچ وقت تسلیم نشدم. یک انرژی در وجودم بود؛ شاید دعای مادرم بود، شاید هم تمام این محرومیتهایی که سالهاست در خون و رگ ما ذخیره شده. شاید همه اینها دست به دست هم دادند و باعث شدند که من تسلیم نشوم؛ من باید ادامه بدهم.»
او به دوربین نگاه میکند و خطاب به دختران میگوید: « من توانستم، شما هم میتوانید.»
خالده؛ از کارشناسی تا دکترا
چند کیلومتر آنطرفتر در تاشکند، مسیر تحصیلی یک دختر افغان دیگر حتی پیش از بازگشت طالبان آغاز شده بود.
خالده ظاهر سادات ۲۴ سال دارد.
او در سال ۲۰۱۹، در چارچوب برنامهای میان دولتهای وقت افغانستان و اوزبیکستان، همراه با مجموعاً ۱۳۴ دانشجوی افغان برای تحصیل به اوزبیکستان آمد.
از این دانشجویان شماری از آنها به دلایل اقتصادی و اتمام بورسیه به افغانستان بازگشتهاند.
طبق گزارشها تنها حدود ۶۰ دانشجوی افغان در رشتههای مختلف در اوزبیکستان تحصیل آموزش فرا میگیرند.
برای خالده اما سال ۲۰۱۹ آغاز راه بود. اکنون لیسانس و ماستری را پشت سر گذاشته و سال اول دکترایش را در دانشگاه اقتصاد تاشکند میگذراند.
بخش زیادی از وقت خالده در کتابخانه میگذرد. میان قفسههای کتاب قدم میزند، مطالعه میکند و با لپتاپش کار میکند. میگوید آخر هفتهها هم به اینجا میآید.
اما مسیر هفتساله تحصیل او بدون وقفه نبوده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، رفتوآمد میان تاشکند و افغانستان برای او دشوارتر شد.
خالده میگوید در آگست ۲۰۲۲، زمانی که میخواست از افغانستان به اوزبیکستان برگردد، در مرز حیرتان با مانع روبهرو شد.
به گفته او، به دانشجویان مرد اجازه عبور داده شد، اما دانشجویان زن نتوانستند از مرز عبور کنند.
«در سرحد حیرتان ما دخترخانمها را نگذاشتند که وارد اوزبیکستان شویم و تمامی پسرها وارد شدند.»
خالده میگوید به خانه برگشتن و رها کردن تحصیل یکی از گزینههایش بود؛ اما آن را نپذیرفت.
«من میتوانستم که رفته خانه بنشینم، لیکن من اصلاً این پدیده را قبول نکردم.»
او میگوید با هزینه زیاد ویزای کشور دیگری را گرفت و از مسیری طولانیتر دوباره خود را به تاشکند رساند.
«فرصت خوب ساختنی است»
پنج سال محدودیت آموزشی، تنها به بسته ماندن دروازه مکتبها خلاصه نمیشود.
یونیسف در تازهترین ارزیابی خود هشدار داده که ادامه محدودیت بر آموزش دختران و اشتغال زنان میتواند تا سال ۲۰۳۰ افغانستان را با کمبود تا ۲۰ هزار آموزگار زن و ۵۴۰۰ کارمند زن بخش سلامت مواجه کند. این نهاد همچنین زیان اقتصادی محدودیت بر آموزش و اشتغال زنان را دستکم ۸۴ میلیون دالر در سال برآورد کرده است.
خالده اما وقتی درباره دخترانی صحبت میکند که اکنون در افغانستان هستند، بیشتر از آینده حرف میزند.
او از آموزش آنلاین، یادگیری زبان، مهارتهای دیجیتال و استفاده از فناوری به عنوان راههایی برای ادامه یادگیری در شرایط فعلی نام میبرد؛ هرچند آموزش از راه دور جای دسترسی کامل به نظام رسمی آموزشی را نمیگیرد. یونسکو و یونیسف نیز آموزش دیجیتال و از راه دور را تنها یک مسیر مکمل دانستهاند، نه جایگزینی برای حضور در فضای امن و رسمی آموزشی.
جملهای که خالده چند بار به شکلهای مختلف در گفتوگو تکرار میکند، شاید خلاصه تجربه خودش باشد:
«منتظر این نباشیم که همیشه فرصت خوب میآید. فرصت خوب اصلاً ساختنی است.»
دو مسیر، یک فاصله
زهرا و خالده در زمانهای متفاوت و از مسیرهای متفاوت به تاشکند رسیدهاند.
یکی اکنون در مقطع ماستری درس میخواند؛ دیگری پس از پایان کارشناسی و کارشناس ارشد، وارد دوره دکترا شده است.
اما هر دو وقتی از دانشگاه و آینده حرف میزنند، نگاهشان دوباره به افغانستان برمیگردد.
خالده میگوید یکی از آرزوهایش تغییر نظام آموزشی افغانستان است؛ نظامی که به باور او باید به دختران و پسران کمک کند از سن پایینتر استعداد و مسیر آینده خود را بشناسند.
زهرا نیز میگوید آرزو دارد روزی به افغانستان برگردد و برای زنان دیگر فرصت ایجاد کند.
پنج سال پس از بستهشدن دروازه آموزش متوسطه به روی دختران، زندگی این دو دانشجوی افغان در تاشکند تصویری از مسیری است که برای میلیونها دختر دیگر در داخل افغانستان قطع شده است.
زهرا وقتی میان ساختمانهای دانشگاه قدم میزند، آن فاصله را در یک جمله خلاصه میکند:
«من توانستم همه آن رویاها را به واقعیت تبدیل کنم و مطمئن هستم که تمام دخترهای سرزمین من این قدرت را دارند که رویاهایشان را زندگی کنند.»