پروژه آمو دریا؛ پشت پرده شکست بزرگترین سرمایهگذاری خارجی در حاکمیت طالبان

طالبان در ۲۷ جوزای ۱۴۰۴، برابر با ۱۷ جون ۲۰۲۵، قرارداد ۲۵ ساله استخراج نفت آمو دریا با شرکت چینی افچین را با ادعای «نقض مکرر تعهدات قراردادی و کمبود سرمایهگذاری» فسخ کرد.

طالبان در ۲۷ جوزای ۱۴۰۴، برابر با ۱۷ جون ۲۰۲۵، قرارداد ۲۵ ساله استخراج نفت آمو دریا با شرکت چینی افچین را با ادعای «نقض مکرر تعهدات قراردادی و کمبود سرمایهگذاری» فسخ کرد.
این تصمیم بار دیگر یکی از مهمترین پروژههای نفتی افغانستان را به بنبست کشاند. اما ماجرا با اخراج افچین پایان نیافت.
یافتههای گزارش افغانستان اینترنشنال نشان میدهد طالبان پس از در اختیار گرفتن تجهیزات شرکت و مسدود کردن حدود ۹۲ میلیون دالر از داراییهای آن، در حفظ چاهها، نگهداری تجهیزات و ادامه منظم استخراج با مشکل روبهرو شدهاند. دو منبع آگاه میگویند همین مشکلات طالبان را واداشته است دوباره با افچین وارد گفتوگو شوند.
در کنار تنشهایی که پیشتر درباره ورود افراد مسلح طالبان به میدانهای نفتی، بازداشت کارکنان چینی و ضبط پاسپورتهای آنان گزارش شده بود، منابع این تحقیق از اختلافهای تازه بر سر افزایش معاش یک مقام طالبان از ۱۲ هزار به ۲۶ هزار دالر، استخدامهای غیرقانونی و پرداخت معاش به افرادی که کارمند شرکت نبودهاند، خبر میدهند. برای متوازن سازی این گزارش، تلاشها برای گرفتن نظر مقامات طالبان به ناکامی انجامید.
قرارداد ۵۴۰ میلیون دالری
قرارداد ۲۵ ساله اکتشاف و استخراج نفت آمو دریا در ۱۵ جدی ۱۴۰۱، برابر با جنوری ۲۰۲۳، میان وزارت معادن و پترولیم طالبان و شرکت نفت و گاز سینکیانگ برای آسیای میانه، CAPEIC، امضا شد. افچین بازوی عملیاتی این سرمایهگذاری در افغانستان بود.
براساس قرارداد، شرکت چینی باید در سال نخست ۱۵۰ میلیون دالر و در سه سال اول در مجموع ۵۴۰ میلیون دالر سرمایهگذاری میکرد.
حوزه نفتی آمو دریا حدود ۴۵۰۰ کیلومتر مربع از بخشهایی از سرپل، فاریاب و جوزجان را در بر میگیرد و ذخایر آن حدود ۸۷ میلیون بشکه نفت برآورد شده است.
در آغاز، سهم طالبان ۲۰ درصد و سهم طرف چینی ۸۰ درصد تعیین شده بود. طالبان افزون بر این، ۱۵ درصد حقالامتیاز و همچنین مالیات، کرایه زمین و دیگر عواید مرتبط با پروژه را دریافت میکردند.
با توسعه پروژه، شمار چاههای فعال به ۲۴ حلقه و میزان استخراج به حدود ۱۳۵۰ تن در روز رسید. طالبان اعلام کرده بودند که قصد دارند تولید را به سه هزار تن در روز و درآمد سالانه پروژه را به حدود ۵۰۰ میلیون دالر برسانند.
اما سرمایهگذاری طرف چینی از همان سال نخست از رقم تعهدشده فاصله داشت. به جای ۱۵۰ میلیون دالر، افچین تنها حدود ۴۶ تا ۴۹ میلیون دالر سرمایهگذاری اعلام کرد؛ موضوعی که بعدها طالبان آن را یکی از دلایل فسخ قرارداد عنوان کردند.
بررسی اعلانهای رسمی و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد طالبان از زمان آغاز فعالیت افچین دستکم ۱۰ نوبت فروش و داوطلبی نفت خام آمو دریا برگزار کردهاند. حجم قابل ردیابی این معاملات به حدود ۳۳۱ هزار تن میرسد و ارزش معاملاتی که رقم آنها علنی شده، دستکم ۱۴۹ میلیون دالر بوده است.
با این حال، درباره سرنوشت حدود ۷۰ هزار تن نفت نیز میان طالبان و افچین اختلاف وجود دارد.
آمو دریا؛ دو قرارداد، دو شکست
شکست قرارداد افچین، نخستین تجربه ناکام سرمایهگذاری چین در حوزه نفتی آمو دریا نیست.
در دسامبر ۲۰۱۱، دولت پیشین افغانستان قرارداد اکتشاف و استخراج نفت این حوزه را با شرکت ملی نفت چین، CNPC، و شریک داخلی آن، وطن گروپ، امضا کرد. وطن گروپ به ریاست احمد راتب پوپل ۲۵ درصد سهم پروژه را در اختیار داشت.
طرفهای قرارداد در سال ۲۰۱۵ وعده دادند ۳۷۵ میلیون دالر سرمایهگذاری و ۶۵ حلقه چاه جدید حفر کنند؛ اما پروژه در نوامبر ۲۰۱۶، در پی تخلفات قراردادی، واگذاری غیرشفاف قراردادهای فرعی و عملینشدن تعهدات، متوقف شد.
براساس گزارش تحقیقی روزنامه هشت صبح، دولت افغانستان در نتیجه این پروژه حدود ۲۹۰ میلیون دالر زیان مستقیم دید و از نزدیک به سه میلیارد دالر درآمد پیشبینیشده نیز محروم ماند.
حتی تضمین بانکی ۱۵ میلیون دالری شرکت چینی هم به دولت نرسید، زیرا پیش از اقدام رسمی دولت از بانک چین برداشت شده بود.
به این ترتیب، طالبان قرارداد تازه را در همان حوزهای بستند که یک پروژه بزرگ دیگر با سرمایهگذاران چینی، کمتر از یک دهه پیش، با تخلف، تعهدات اجرانشده و زیان سنگین به پایان رسیده بود.
آمو دریا؛ قراردادی زیر سایه تخلفات گسترده
مشکل قرارداد تازه آمو دریا فقط به کمبود سرمایهگذاری محدود نبود.
گزارش تحقیقی افغانستان اینترنشنال در سپتامبر ۲۰۲۴ نشان داد که این قرارداد از همان آغاز با پرسشهای جدی حقوقی و تخنیکی روبهرو بوده است.
براساس این تحقیق، قرارداد بدون داوطلبی آزاد واگذار شد و دستکم ۲۰ ماده از قانون و مقررههای هایدروکربنها، از جمله در بخش شفافیت، ارزیابی توان مالی و تخنیکی شرکتها، بررسی اسناد و واگذاری قراردادهای فرعی، نقض شده بود.
یکی از مهمترین ابهامها به صلاحیت افچین برمیگشت. قانون از شرکت مجری میخواهد توان مالی، تجربه عملیاتی، ظرفیت تخنیکی و اعتبار لازم برای اجرای چنین پروژهای را داشته باشد؛ اما یافتههای تحقیق نشان میداد افچین به تنهایی این معیارها را برآورده نمیکرد.
برای جبران این ضعف، CAPEIC وارد ساختار قرارداد شد؛ شرکتی منشعب از شرکت ملی نفت چین.
با این حال، بررسیها نشان میداد این شرکت در زمان امضای قرارداد، برخلاف ادعاهای رسمی، سابقه قابلتوجهی از سرمایهگذاری فعال در پروژههای نفت و گاز خارج از افغانستان نداشت.
در ادامه نیز شماری از قراردادهای فرعی بدون رقابت آزاد به شرکتهای تازهتأسیس واگذار شد و بخشی از عملیات استخراج با تجهیزات باقیمانده از قرارداد قبلی آغاز شد؛ نشانههایی که از همان ابتدا درباره شفافیت و ظرفیت واقعی پروژه تردید ایجاد میکرد.
اختلاف بر سر معاش ۲۶ هزار دالری
تنش میان طالبان و افچین بهتدریج از اختلافهای قراردادی فراتر رفت و به نحوه مدیریت پروژه و روابط مقامهای طالبان با شرکت کشیده شد.
دو کارمند چینی افچین پیشتر در گفتوگو با رادیوی ملی عمومی امریکا، NPR، از رفتار طالبان با این شرکت انتقاد کرده بودند. یکی از آنان گفته بود طالبان «ذهنیت برد-برد ندارند» و «مانند راهزنان» عمل میکنند.
یافتههای این گزارش اکنون بخشی از زمینه این انتقادها را روشنتر میکند.
براساس اطلاعات بهدستآمده، یکی از مهمترین موارد اختلاف، درخواست افزایش معاش انجنیر حسن رحیمی بود؛ فردی که بهعنوان نماینده دولت در پروژه، معاون افچین و رئیس عمومی نفت و گاز افغانستان معرفی شده بود.
رحیمی ماهانه حدود ۱۲ هزار دالر معاش دریافت میکرد، اما خواهان افزایش آن به ۲۶ هزار دالر شد؛ درخواستی که مدیریت چینی افچین آن را نپذیرفت.
پس از رد این درخواست، روابط رحیمی با مدیریت افچین بهشدت تیره شد و گزارشها و اطلاعات منفی درباره شرکت با شماری از نهادها و مقامهای طالبان شریک شد؛ روندی که فشار بر افچین را افزایش داد.
معاش برای افراد غیرکارمند
همزمان با بالا گرفتن تنش میان طالبان و افچین، اختلاف بر سر استخدامها و پرداخت معاش نیز شدت گرفت.
براساس اطلاعات بهدستآمده، شماری از افرادی که با معرفی حسن رحیمی وارد پروژه شده بودند، تخصص و تجربه کافی نداشتند و برخی از آنان بعداً از سوی مدیریت چینی کنار گذاشته شدند.
با این حال، پس از تشدید بحران، معاش ششماهه ۱۱ نفر از حساب افچین پرداخت شد؛ در حالی که برخی از آنان پیشتر استعفا داده یا برکنار شده بودند و پنج نفر نیز اساساً کارمند رسمی شرکت نبودند.
یافتههای این گزارش نشان میدهد این پنج نفر، بدون حضور کاری در افچین، معاش دریافت کردهاند.
در مقابل، دستکم سه کارمند فعال شرکت که در همان دوره به کار ادامه داده بودند، هنوز معاش خود را نگرفتهاند.
سه شهروند چینی هنوز بدون پاسپورت
فسخ قرارداد افچین تنها به یک تصمیم اداری محدود نماند.
در ماه جون، نیروهای طالبان بهصورت مسلحانه وارد میدانهای نفتی آمو دریا شدند و کارمندان شرکت را از ساحه بیرون کردند.
پس از آن، ۱۲ کارمند چینی افچین در کابل بازداشت و پاسپورتهای آنان ضبط شد؛ موضوعی که پیشتر نیز گزارش شده بود.
در مراحل بعد، هشت نفر اجازه یافتند به چین بازگردند. خروج آنان همزمان با سفر وانگ یی، وزیر خارجه چین، به کابل انجام شد.
در مقطعی چهار کارمند چینی در کابل باقی ماندند. وضعیت یکی از آنان بعداً حل شد، اما منابع قبلا تایید کرده بودند که دستکم سه شهروند چینی هنوز پاسپورتهای خود را پس نگرفتهاند و قادر به ترک افغانستان نیستند.
۹۲ میلیون دالر مسدود، تجهیزات در اختیار طالبان
همزمان با کنار گذاشتن افچین، طالبان بخش بزرگی از منابع مالی این شرکت را نیز مسدود کردند.
براساس اطلاعات بهدستآمده، حدود ۹۲ میلیون دالر از داراییهای افچین در کابل بانک مسدود شده و مدیریت شرکت به آن دسترسی ندارد.
این اقدام پرداخت معاشها، هزینههای عملیاتی و دیگر تعهدات مالی افچین را با مشکل روبهرو کرده است.
حدود ۵۰ کارمند داخلی دفتر مرکزی شرکت نیز پس از توقف فعالیتها با آینده نامعلوم کاری مواجه شدهاند.
پس از خروج افچین، طالبان کنترول مستقیم حوزه نفتی آمو دریا را به شرکت نفت و گاز تحت اداره خود سپردند؛ اما بخش بزرگی از ماشینآلات، تأسیسات و تجهیزات تخنیکی شرکت چینی در حوزه باقی ماند و اکنون برای ادامه استخراج استفاده میشود.
مشکل اینجاست که بخش مهمی از انجنیران و نیروهای متخصصی که مسئول نگهداری چاهها و تجهیزات بودند، دیگر در ساحه حضور ندارند.
مدیریت یک حوزه نفتی تنها به استخراج روزانه محدود نمیشود؛ حفظ فشار چاهها، مراقبت از تجهیزات، ترمیم ماشینآلات و مدیریت انتقال نفت به تخصص و تجربه عملیاتی نیاز دارد.
گفتوگوی دوباره طالبان با افچین
مهمترین یافته تازه این گزارش، بازگشت طالبان به گفتوگو با همان شرکتی است که قراردادش را فسخ کرده بودند.
براساس اطلاعات بهدستآمده، شرکت نفت و گاز تحت اداره طالبان نتوانسته همه الزامات لازم برای حفظ چاهها، نگهداری تجهیزات و ادامه منظم استخراج را بهطور کامل تأمین کند.
کمبود نیروی متخصص و دشواریهای فنی، ادامه مستقل فعالیت در حوزه آمو دریا را با مشکل روبهرو کرده است.
همین وضعیت طالبان را واداشته است بار دیگر با افچین وارد مذاکره شوند.
گفتوگوها درباره بازگشت شرکت یا شکل تازهای از همکاری تخنیکی و عملیاتی جریان دارد.
این چرخش، تناقض اصلی ماجرای آمو دریاست: طالبان قرارداد افچین را فسخ کردند، کارمندانش را از حوزه بیرون کردند، داراییهایش را مسدود و تجهیزاتش را در اختیار گرفتند؛ اما چند ماه بعد برای ادامه کار دوباره پای همان شرکت به میز مذاکره باز شده است.
اگر این مذاکرات به بازگشت افچین بینجامد، نشان خواهد داد که تصرف چاهها و تجهیزات بهتنهایی برای اداره یک حوزه نفتی کافی نبوده و خلأ نیروی متخصص و تجربه عملیاتی بهسادگی قابل جبران نیست.
چین در منابع افغانستان؛ بنبست و منازعه
کارنامه شرکتهای چینی در بخش منابع طبیعی افغانستان بیش از آنکه با پروژههای موفق و پایدار گره خورده باشد، با تأخیر، منازعه و بنبست همراه شده است.
دو قرارداد بزرگ نفت آمو دریا، یکی در دوره جمهوریت و دیگری تحت حاکمیت طالبان، هر دو با اتهام تخلف، تعهدات اجرانشده و توقف پروژه روبهرو شدند.
پروژه مس عینک نیز سالها پس از واگذاری به شرکت چینی، همچنان از اهداف اولیه خود فاصله دارد و عملاً با تأخیرهای طولانی و بنبست مواجه بوده است.
در بدخشان و تخار، مسئله از تأخیر و ناکامی اقتصادی فراتر رفته است. فعالیت شرکتهای چینی در استخراج طلا با اعتراضهای محلی، درگیریهای مسلحانه و کشته و زخمی شدن شماری از مردم همراه شده است.
گزارشها و اعتراضهای محلی همچنین از تخریب گسترده محیطزیست در مناطق استخراجی و پیامدهای آن برای زمین، آب و زندگی باشندگان حکایت دارد؛ چالشی که تاکنون پاسخ و اقدام ملموسی از سوی شرکتهای دخیل در پی نداشته است.
شدت منازعه در بدخشان تا جایی رسیده که رهبر طالبان دستور ایجاد نیروی حدود هزار نفری برای تأمین امنیت معادن را داده است.
این وضعیت نشان میدهد سرمایهگذاری در معادن، بهجای تبدیل شدن به عامل توسعه محلی، در برخی مناطق به منبع تازهای از تنش میان مردم، طالبان و شرکتهای چینی بدل شده است.
با وجود تکرار این بحرانها، مقامهای چینی و سفارت این کشور تاکنون موضع علنی روشنی درباره بسیاری از این منازعات نگرفتهاند و نشانهای از تلاش جدی و ملموس بیجینگ برای تغییر رفتار شرکتهای چینی، رسیدگی به نگرانیهای محیطزیستی یا کاهش تنش با جوامع محلی دیده نمیشود.
برای چین، ادامه این روند تنها به شکست چند قرارداد خلاصه نخواهد شد.
اگر پروژههای این کشور در منابع طبیعی افغانستان همچنان با بنبست، منازعه محلی، آسیبهای محیطزیستی و بیاعتمادی عمومی همراه باشد، بیجینگ در بلندمدت نهفقط فرصتهای اقتصادی، بلکه سرمایه سیاسی و اجتماعی لازم برای حضور پایدار در افغانستان را نیز از دست خواهد داد.
در نهایت، مسئله برای چین دیگر فقط استخراج نفت، مس یا طلا نیست؛ مسئله این است که آیا بیجینگ میتواند در افغانستان بهعنوان یک شریک مسئول و قابل اعتماد شناخته شود، یا نام شرکتهای چینی بیش از پیش با پروژههای متوقف، منازعات محلی و هزینههای محیطزیستی گره خواهد خورد.