• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نزدیک به ۷۰۰ نفر در ده ماه گذشته بر اثر رویدادهای طبیعی در افغانستان جان باخته‌اند

۲۱ میزان ۱۴۰۵، ۰۹:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

اداره آمادگی مبارزه با حوادث، به مناسب روز جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی اعلام کرد که از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، ۶۷۹ نفر به اثر رویدادهای طبیعی در کشور جان باخته و هزار و ۶۳۴ تن دیگر زخمی شده‌اند. مقامات طالبان گفتند که نزدیک به ۴۵ هزار خانواده در این حوادث آسیب دیده‌اند.

یوسف حماد، سخنگوی اداره آمادگی مبارزه با حوادث تحت کنترول طالبان، روز سه‌شنبه، ۲۱ میزان، گفت که در پی این رویدادها، ۱۶ هزار و ۱۳۴ خانه به‌گونه کامل یا قسمی تخریب شده و ۷۲ هزار و ۸۷۴ جریب زمین زراعتی نیز از بین رفته است.

او افزود که در این رویدادها، ۹۵ شبکه برق‌رسانی، ۱۹۵ پلچک، ۸۹۳ دکان، سه کلینیک صحی و ۲۷ مکتب نیز آسیب دیده‌اند. به گفته حماد، اداره حوادث برای حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده به ۲۳۷ هزار و ۱۹۸ خانواده کمک‌های غذایی و غیرغذایی توزیع کرده و در سال جاری میلادی به ۳۸۳ هزار و ۱۳۳ خانواده دیگر، در مجموع به ارزش یک میلیارد و ۸۶۸ میلیون افغانی، کمک نقدی کرده است.

در همین حال، طالبان نشستی را به مناسبت روز جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی در کابل برگزار کرد.

ملا برادر، معاون اقتصادی ریاست‌وزرای طالبان، در این نشست گفت که افغانستان در انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییر اقلیم جهانی سهمی نداشته، اما به‌گونه پیوسته از پیامدهای انتشار این گازها، به‌ویژه از سوی کشورهای بزرگ صنعتی، آسیب دیده است.

او این وضعیت را ناسازگار با عدالت اقلیمی جهانی خواند و از جامعه جهانی خواست تا در زمینه فراهم‌سازی تجهیزات مدرن هواشناسی، سیستم‌های هشداردهی پیش از وقوع حوادث، تجهیزات پیشرفته نجات و تقویت ظرفیت‌های تخنیکی با افغانستان همکاری کند.

گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهند که افغانستان در سال‌های گذشته با مجموعه‌ای از بحران‌های طبیعی، از جمله خشکسالی، کم‌آبی، سیلاب‌های مرگ‌بار و زمین‌لرزه‌ها روبه‌رو بوده است.

بانک جهانی در گزارشی درباره تاب‌آوری افغانستان گفته است که این کشور بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ شاهد ۱۲۶ رویداد مرتبط با اقلیم، از جمله خشکسالی، سیلاب، رانش زمین و موج‌های گرما و سرما بوده که بیش از ۳۲ میلیون نفر را متأثر کرده و باعث مرگ ۶ هزار و ۷۸۹ نفر شده است.

این آمار به دوره‌ای طولانی‌تر از پنج سال اخیر مربوط می‌شود، اما گستردگی آسیب‌پذیری افغانستان در برابر رویدادهای طبیعی را نشان می‌دهد.

خشکسالی شدید در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ یکی از عوامل تشدید بحران غذایی در افغانستان بود.

بر اساس گزارش‌های دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد، کاهش بارندگی و حاصلات کشاورزی، در کنار افزایش بهای مواد غذایی و بحران اقتصادی، وضعیت معیشتی میلیون‌ها تن را وخیم‌تر کرد.

در اوایل سال ۲۰۲۲، پیش‌بینی شده بود که حدود ۲۲.۸ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی حاد غذایی روبه‌رو شوند. کمبود آب همچنین دسترسی کشاورزان به آب آبیاری و علوفه دام‌ها را دشوارتر کرد.

پیامدهای خشکسالی و کمبود آب در سال ۲۰۲۳ نیز ادامه یافت. بر اساس گزارش اوچا، در ۱۵ ولایت افغانستان افزایش شوک‌های مرتبط با خشکسالی گزارش شده بود.

هم‌زمان، سهم خانواده‌هایی که به آب آشامیدنی کافی دسترسی نداشتند، از ۴۸ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۶۷ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش یافت.

در همین سال، زمین‌لرزه‌های مرگ‌بار در ولایت هرات نیز خسارات گسترده‌ای برجا گذاشت. بر اساس ارزیابی مشترک سازمان ملل متحد، بانک جهانی، اتحادیه اروپا و بانک توسعه آسیایی که در فبروری ۲۰۲۴ منتشر شد، زمین‌لرزه‌های ۷، ۱۱ و ۱۵ اکتوبر ۲۰۲۳ بیش از هزار و ۵۰۰ کشته و بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ زخمی برجا گذاشت. این زمین‌لرزه‌ها به ۴۹ هزار و ۵۷۸ خانه آسیب رساندند و ۱۳ هزار و ۵۱۶ خانه به‌گونه کامل ویران شدند.

در بهار ۲۰۲۴، بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ناگهانی، به‌ویژه در ولایت بغلان و بخش‌هایی از شمال و شمال‌غرب افغانستان، خسارات گسترده‌ای به بار آورد. برنامه جهانی غذا در ۲۱ می آن سال اعلام کرد که سیلاب‌ها بیش از ۸۰ هزار نفر را متأثر کرده‌اند و هشدار داد که این وضعیت می‌تواند ناامنی غذایی را تشدید کند. این سیلاب‌ها پس از یک زمستان خشک رخ دادند و به خانه‌ها، زمین‌های زراعتی و منابع درآمد خانواده‌ها آسیب رساندند.

در سال ۲۰۲۵ نیز خشکسالی بار دیگر به نگرانی عمده‌ای در افغانستان تبدیل شد. سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد در اگست همان سال هشدار داد که پیامدهای خشکسالی معیشت خانواده‌های روستایی در نیمی از کشور را تهدید می‌کند. کاهش بارندگی، کمبود آب، خشک‌شدن چراگاه‌ها و آسیب‌دیدن محصولات زراعتی، به‌ویژه در مناطق شمالی، شمال‌غربی و شمال‌شرقی، فشار بیشتری بر خانواده‌های وابسته به کشاورزی و دامداری وارد کرد.

در کنار این وضعیت، زمین‌لرزه ۶ ریشتری ۳۱ اگست ۲۰۲۵ در شرق افغانستان نیز تلفات و خسارات گسترده‌ای برجا گذاشت و رانش زمین و مسدودشدن راه‌ها، دسترسی به برخی مناطق دورافتاده را دشوار کرد.

تداوم این رویدادها نشان می‌دهد که افغانستان در برابر بلایای طبیعی آسیب‌پذیری بالایی دارد. وابستگی شمار زیادی از خانواده‌ها به زراعت و دامداری، کمبود زیرساخت‌های مقاوم، محدودیت دسترسی به آب و ضعف امکانات پیش‌بینی و هشداردهی، پیامدهای این حوادث را تشدید می‌کند.

پربازدیدترین‌ها

حمدالله محب: طالبان یتیم‌های جنگ‌اند که در مدارس پاکستان بزرگ شدند
۱

حمدالله محب: طالبان یتیم‌های جنگ‌اند که در مدارس پاکستان بزرگ شدند

۲
گزارش ویژه

روز جهانی دختر؛ 'ازدواج اجباری و فرزندآوری رویای آوازخوانی را از من گرفت'

۳

جواد ظریف: ایران نمایندگان سپاه را در افغانستان سفیر تعیین می‌کند

۴

صاحبان کارخانه‌ها در قندهار می‌گویند اگر مشکل برق حل نشود کارخانه‌ها را منتقل می‌کنند

۵

روزنامه پاکستانی: نزدیکی روسیه با طالبان برای اسلام‌آباد پرسش‌برانگیز است

•
•
•

مطالب بیشتر

اسلام‌آباد، فروپاشی نظام‌ها در افغانستان و آینده طالبان

۲۱ میزان ۱۴۰۵، ۰۹:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصطفی مدثر
100%

افغانستان و پاکستان در پنج دهه گذشته روابطی پرتنش و پیچیده داشته‌اند؛ روابطی که در کنار اختلافات سیاسی و امنیتی، تجارت و همکاری‌های دوجانبه را نیز در بر گرفته است. در این دوره، پاکستان یکی از بازیگران خارجی تأثیرگذار بر تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان بوده است.

اسلام‌آباد در مقاطع مختلف، هم‌زمان با حفظ روابط با حکومت‌های افغانستان، از برخی گروه‌های مخالف آن‌ها نیز حمایت کرده است. نقش پاکستان در تحولات سیاسی افغانستان، از جمله حمایت از گروه‌های مسلح و تأثیرگذاری بر موازنه قدرت، بارها مورد توجه پژوهشگران و ناظران قرار گرفته است. با این حال، میزان نقش این کشور در سقوط نظام‌های سیاسی افغانستان در دوره‌های مختلف متفاوت بوده و بررسی این موضوع مستلزم توجه به عوامل داخلی و خارجی هر دوره است.

حمایت از جنگ علیه حکومت تحت حمایت شوروی

در جریان جنگ افغانستان علیه نیروهای شوروی و حکومت مورد حمایت مسکو، ایالات متحده و عربستان سعودی، در کنار شماری از کشورهای دیگر، از مجاهدین حمایت مالی و نظامی کردند. پاکستان نیز به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی انتقال کمک‌ها، در آموزش، تجهیز و پشتیبانی از گروه‌های مجاهدین نقش محوری داشت.

حمایت پاکستان از گروه‌های مجاهدین در تضعیف حکومت محمد نجیب‌الله، رئیس‌جمهوری وقت افغانستان، نقش داشت. با این حال، سقوط این حکومت در سال ۱۹۹۲ را نمی‌توان تنها به حمایت اسلام‌آباد از مخالفان نسبت داد. قطع کمک‌های شوروی، اختلافات درون حکومت، تغییر موضع برخی فرماندهان افغان و تحولات نظامی نیز از عوامل مؤثر در فروپاشی آن بودند.

اختلاف با ربانی و مسعود

پس از تشکیل دولت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی در سال ۱۹۹۲، روابط افغانستان و پاکستان با اختلافات سیاسی و امنیتی همراه شد. پاکستان در این دوره از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار حمایت کرد و سپس به یکی از حامیان اصلی طالبان تبدیل شد؛ گروهی که در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرد و به قدرت رسید.

پژوهشگران روابط جنوب آسیا می‌گویند حمایت پاکستان، از جمله پشتیبانی نظامی و لجستیکی، در گسترش نفوذ طالبان و تسریع قدرت‌گیری این گروه نقش مهمی داشت. در کنار تاثیر حمایت اسلام‌آباد، شرایط داخلی افغانستان و تحولات نظامی آن دوره سبب ظهور طالبان و سقوط کابل شد.

همکاری پاکستان در سرنگونی نخستین حکومت طالبان

پاکستان یکی از سه کشوری بود که حکومت نخست طالبان به رهبری ملا محمد عمر را به رسمیت شناخته بود. اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده و آغاز عملیات نظامی به رهبری واشنگتن در افغانستان، دولت پاکستان به ریاست پرویز مشرف با امریکا در مبارزه علیه القاعده و طالبان همکاری کرد.

اسلام‌آباد اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای عملیات امریکا داد و در زمینه پشتیبانی لجستیکی و تبادل اطلاعات استخباراتی نیز با واشنگتن همکاری کرد. مشرف در کتاب خاطرات خود، «در خط آتش»، به جزئیات این همکاری و مذاکرات با امریکا پرداخته است.

حکومت نخست طالبان در نوامبر ۲۰۰۱، در پی عملیات نظامی به رهبری امریکا و پیشروی نیروهای افغان مخالف طالبان، سقوط کرد. همکاری پاکستان، بخشی از پشتیبانی منطقه‌ای از عملیات امریکا بود؛ با این حال، نقش آن باید در کنار عملیات نظامی امریکا و پیشروی نیروهای افغان بررسی شود.

اختلاف با کرزی و غنی

پس از مداخله نظامی امریکا و متحدان ناتو در افغانستان در سال ۲۰۰۱ و تشکیل نظام جمهوری، روابط کابل و اسلام‌آباد بار دیگر با تنش‌های جدی روبه‌رو شد. حکومت‌های حامد کرزی و سپس اشرف غنی بارها پاکستان را به حمایت از طالبان، فراهم‌کردن پناهگاه برای رهبران این گروه و جلوگیری‌نکردن از فعالیت شبکه‌های آن در خاک پاکستان متهم کردند. شماری از پژوهشگران نیز با استناد به گزارش‌ها و بررسی‌های امنیتی، از حمایت‌های پناهگاهی، مالی و لجستیکی پاکستان از طالبان سخن گفته‌اند؛ اتهام‌هایی که اسلام‌آباد در دوره‌های مختلف رد کرده یا درباره آن‌ها مناقشه داشته است.

با توجه به این پیشینه، این پرسش مطرح می‌شود که حمایت پاکستان از طالبان تا چه اندازه در بازگشت این گروه به قدرت در اگست ۲۰۲۱ نقش داشت. با این حال، سقوط نظام جمهوری افغانستان را نمی‌توان تنها به سیاست‌های پاکستان نسبت داد. توافق امریکا و طالبان، خروج نیروهای خارجی، ضعف‌های حکومتی، اختلافات سیاسی و فروپاشی نیروهای امنیتی افغانستان نیز در این روند نقش داشتند.

پرسش محوری این مقاله آن است که چرا روابط پاکستان با حکومت‌های گوناگون افغانستان بارها به تنش انجامیده و اسلام‌آباد چگونه بر تحولات سیاسی و امنیتی این کشور تأثیر گذاشته است. در ادامه، این مقاله به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که نگرانی‌های امنیتی پاکستان، رقابت آن با هند و اختلافات دیرینه با افغانستان چگونه بر سیاست اسلام‌آباد در قبال حکومت‌های کابل اثر گذاشته‌اند.

  • یک ساله‌گی بسته‌شدن مرزها؛ ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان از دست رفت

    یک ساله‌گی بسته‌شدن مرزها؛ ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان از دست رفت

احساس ناامنی در پاکستان

در برخی پژوهش‌های سیاسی و امنیتی، سیاست خارجی پاکستان در چارچوب آنچه «ذهنیت ناامنی» (Insecurity Mindset) خوانده می‌شود، بررسی شده است. بر اساس این دیدگاه، تجربه‌های تاریخی و نگرانی‌های ژئوپولیتیکی، بر برداشت رهبران سیاسی و نظامی پاکستان از تهدیدهای امنیتی و بر سیاست این کشور در قبال همسایگانش، از جمله افغانستان، تأثیر گذاشته است.

این نگرانی‌ها به سال‌های نخست شکل‌گیری پاکستان در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد. اختلاف بر سر کشمیر و رقابت دیرینه با هند، به‌ویژه جنگ سال ۱۹۷۱ و جدایی بنگلادیش از پاکستان، از رویدادهایی هستند که بر محاسبات امنیتی اسلام‌آباد تأثیر گذاشته‌اند. در کنار این عوامل، شورش‌های مسلحانه در بلوچستان، جنبش‌های ملی‌گرایانه پشتون‌ها و اختلاف دیرینه با افغانستان بر سر دیورند نیز در شکل‌گیری نگرانی‌های امنیتی پاکستان نقش داشته‌اند.

این تجربه‌ها به تقویت رویکردی امنیت‌محور در بخشی از ساختار سیاسی و نظامی پاکستان کمک کرده‌اند؛ رویکردی که در آن، تحولات افغانستان نه‌تنها از منظر روابط دوجانبه، بلکه از زاویه رقابت با هند، امنیت مرزها و نگرانی از نفوذ نیروهای رقیب بررسی می‌شود.

با این حال، شناخت نگرانی‌های امنیتی پاکستان به‌تنهایی برای توضیح سیاست این کشور در قبال افغانستان کافی نیست. منتقدان اسلام‌آباد می‌گویند که پاکستان در مقاطع مختلف، با حمایت از گروه‌های مسلح مخالف حکومت‌های افغانستان، در تحولات داخلی این کشور مداخله کرده است. از این منظر، بررسی روابط دو کشور مستلزم توجه هم‌زمان به نگرانی‌های امنیتی پاکستان، منافع راهبردی آن و پیامدهای سیاست‌هایش برای ثبات افغانستان است.

نظریه محاصره استراتژیک

در بحث‌های مربوط به روابط افغانستان و پاکستان، مفهوم «عمق استراتژیک» بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که برداشت پاکستان از احتمال محاصره استراتژیک نیز بخشی از ادبیات امنیتی این کشور را تشکیل می‌دهد. این برداشت که گاهی با تعبیر «نظریه ساندویچی» از آن یاد می‌شود، بر نگرانی اسلام‌آباد از قرارگرفتن هم‌زمان در معرض فشار از سوی هند در شرق و افغانستان در غرب استوار است.

پاکستان و هند از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷ تاکنون چندین جنگ و بحران نظامی را تجربه کرده‌اند. در همین حال، روابط پاکستان و افغانستان نیز بر سر مسائلی چون مرز دیورند، امنیت مرزی و فعالیت گروه‌های مسلح بارها دچار تنش شده است. از نگاه برخی تصمیم‌گیرندگان امنیتی پاکستان، هم‌زمانی این اختلافات می‌تواند فشار بر اسلام‌آباد را افزایش دهد و آزادی عمل آن را در سیاست خارجی و دفاعی محدود کند.

این نگرانی لزوماً به معنای تصور حمله نظامی مشترک هند و افغانستان نیست. در چارچوب این برداشت امنیتی، گسترش نفوذ هند در افغانستان و احتمال استفاده از روابط کابل و دهلی‌نو برای اعمال فشار بر پاکستان نیز می‌تواند تهدید تلقی شود. با این حال، ادعای استفاده هند از خاک افغانستان برای تهدید پاکستان، موضوعی مناقشه‌برانگیز است و باید از نگرانی‌ها و ارزیابی‌های امنیتی اسلام‌آباد تفکیک شود.

نگرانی پاکستان از نفوذ هند در افغانستان در تحلیل‌های امنیتی و اظهارات برخی مقام‌های نظامی این کشور بازتاب یافته است. در مقابل، هند حضور خود در افغانستان را عمدتاً در چارچوب همکاری‌های توسعه‌ای، اقتصادی و دیپلماتیک توضیح داده است. این تفاوت در برداشت‌ها، یکی از زمینه‌های رقابت دو کشور بر سر نفوذ منطقه‌ای بوده است.

در پنج دهه گذشته، حکومت‌های افغانستان در مقاطع مختلف کوشیده‌اند با هند و پاکستان روابط برقرار کنند؛ اما اختلافات مرزی، ملاحظات امنیتی و رقابت منطقه‌ای، حفظ توازن پایدار میان دو همسایه را دشوار کرده است. نزدیکی کابل به دهلی‌نو در برخی دوره‌ها نگرانی اسلام‌آباد را افزایش داده و روابط افغانستان با پاکستان نیز تحت تأثیر همین رقابت قرار گرفته است.

هند در افغانستان عمدتاً از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و توسعه‌ای استفاده کرده است، در حالی که پاکستان، به‌ویژه در برخی دوره‌ها، به حمایت از گروه‌های مسلح افغان متهم شده است. این تفاوت در رویکردها، همراه با رقابت راهبردی دو کشور، بر تحولات افغانستان اثر گذاشته است. با این همه، توصیف سیاست هند به‌عنوان رویکردی همواره نرم و سیاست پاکستان به‌عنوان رویکردی همواره خشونت‌آمیز، پیچیدگی روابط سه کشور را نادیده می‌گیرد. افغانستان نیز در این میان صرفاً صحنه رقابت دو همسایه نبوده است؛ حکومت‌ها و بازیگران افغان در دوره‌های مختلف، بر اساس محاسبات و منافع خود، روابط متفاوتی با دهلی‌نو و اسلام‌آباد برقرار کرده‌اند.

  • آب بقا یا جام زهر؟

    آب بقا یا جام زهر؟

رویکرد احساسی در برابر سیاست‌گذاری واقع‌بینانه

منتقدان سیاست افغانستان در قبال پاکستان می‌گویند که حکومت‌های مختلف این کشور نتوانسته‌اند اختلافات دوجانبه را در چارچوب یک راهبرد پایدار و عملی مدیریت کنند. مسئله خط دیورند یکی از محورهای اصلی این اختلافات بوده است؛ موضوعی که در مقاطع مختلف، علاوه بر ابعاد حقوقی و تاریخی، به ابزاری برای بسیج افکار عمومی و رقابت‌های سیاسی داخلی نیز تبدیل شده است.

افغانستان از زمان شکل‌گیری پاکستان در سال ۱۹۴۷، اعتبار و مشروعیت خط دیورند را به‌طور رسمی نپذیرفته است؛ در مقابل، پاکستان این خط را مرز بین‌المللی دو کشور می‌داند. بسیاری از کشورها نیز در روابط رسمی خود با اسلام‌آباد و کابل، این خط را مرز میان دو کشور تلقی می‌کنند. با این حال، موضع‌گیری دولت‌های افغانستان درباره دیورند یکسان نبوده و این مسئله در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و ملی‌گرایانه قرار داشته است.

برخی تحلیلگران معتقدند که طرح مکرر مسئله دیورند از سوی رهبران افغانستان، همواره با یک راهبرد روشن و قابل اجرا برای حل اختلاف همراه نبوده است. در مقابل، پاکستان در زمینه مدیریت مرز اقدام‌های عملی، از جمله حصارکشی در امتداد بخش‌هایی از آن، انجام داده است؛ اقدام‌هایی که با مخالفت بخش‌هایی از جامعه و سیاست‌مداران افغانستان روبه‌رو شده‌اند. با این همه، اختلاف بر سر دیورند تنها یکی از عوامل تنش میان دو کشور است و نمی‌توان آن را به‌تنهایی توضیح‌دهنده بحران‌های سیاسی افغانستان دانست.

در سوی دیگر، منتقدان سیاست امنیتی پاکستان، به‌ویژه نقش ارتش و دستگاه استخباراتی این کشور در قبال افغانستان، اسلام‌آباد را به حمایت از گروه‌های مسلح و مداخله در تحولات داخلی افغانستان متهم کرده‌اند. این حمایت‌ها، به‌ویژه در ارتباط با طالبان، در گزارش‌ها و پژوهش‌های مختلف بررسی شده‌اند. با این حال، ارزیابی میزان نقش پاکستان در تضعیف یا سقوط حکومت‌های افغانستان باید با توجه به شواهد هر دوره و در کنار عوامل داخلی و بین‌المللی انجام شود.

مسئله دیورند همچنان حل‌نشده باقی مانده است و در فضای سیاسی افغانستان، گاه به موضوعی برای رقابت‌های سیاسی و بسیج قومی تبدیل می‌شود. با وجود این، تعیین موضع روشن درباره این اختلاف، بررسی گزینه‌های حقوقی و دیپلماتیک و سنجش پیامدهای هر رویکرد، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند در بحث درباره آینده روابط دو کشور مطرح شود.

پاکستان و آینده طالبان

با وجود روابط نزدیک و میزبانی پاکستان از طالبان در دو دهه گذشته، بازگشت این گروه به قدرت در افغانستان به پایان اختلافات میان دو طرف منجر نشد. این اختلافات به‌تدریج تشدید شد و در مواردی به تنش‌های مرزی و درگیری‌های نظامی انجامید. اسلام‌آباد از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی برای اعمال فشار بر طالبان استفاده کرده است، اما تاکنون نتوانسته است آن‌ها را به پذیرش کامل خواسته‌های خود وادار کند.

اختلافات پاکستان و طالبان افغانستان عمدتاً بر دو محور متمرکز است. نخست، اسلام‌آباد از طالبان می‌خواهد علیه تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان اقدام کنند و مانع استفاده این گروه‌ها از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان شوند. پاکستان همچنین خواهان محدود شدن نفوذ هند در افغانستان است؛ موضوعی که از نگاه مقام‌های پاکستانی با ملاحظات امنیتی این کشور پیوند دارد.

برخی مقام‌ها و تحلیلگران پاکستانی، تحولات مرتبط با تی‌تی‌پی، نفوذ هند در افغانستان و روابط طالبان افغانستان با این دو مسئله را اجزای یک معادله امنیتی مرتبط می‌دانند. از دیدگاه اسلام‌آباد، این عوامل می‌توانند امنیت پاکستان را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، این برداشت بازتاب‌دهنده نگرانی‌های امنیتی پاکستان است و لزوماً به معنای وجود هماهنگی عملیاتی میان همه این بازیگران نیست. طالبان افغانستان نیز در پنج سال پس از بازگشت به قدرت، با وجود فشارهای اسلام‌آباد، به‌طور کامل با خواسته‌های پاکستان همراه نشده‌اند.

یکی از ریشه‌های اصلی اختلاف، تفاوت در نگرش دو طرف به تحریک طالبان پاکستان است. اسلام‌آباد این گروه را سازمانی تروریستی و تهدیدی جدی برای امنیت ملی خود می‌داند و از حکومت طالبان افغانستان انتظار دارد علیه آن اقدام کند. در مقابل، پیوندهای ایدئولوژیک و مذهبی میان طالبان افغانستان و تی‌تی‌پی، همراه با ملاحظات سیاسی و امنیتی، برخورد طالبان با این گروه را پیچیده کرده است. برخی اظهارات و مواضع منتسب به اعضای طالبان افغانستان نشان می‌دهد که آنان در مواردی با ادبیاتی متفاوت از مقام‌های پاکستانی درباره تی‌تی‌پی سخن گفته‌اند. برخی از اعضای طالبان، نیروهای تی‌تی‌پی را برادران دینی خود می‌دانند.

پاکستان همچنین از طالبان خواسته است علیه گروه‌های مسلح دیگری، از جمله ارتش آزادی‌بخش بلوچستان، اقدام کنند.

تلاش‌های میانجی‌گرانه نیز تاکنون به حل پایدار اختلافات منجر نشده است. سفر علمای پاکستانی، از جمله فضل‌الرحمان و حامدالحق، رایزنی‌های مقام‌های نظامی پاکستان و میانجی‌گری برخی کشورهای منطقه، از جمله اقدام‌هایی بوده‌اند که با هدف کاهش تنش‌ها صورت گرفته‌اند. با این حال، اختلاف بر سر نحوه برخورد با تی‌تی‌پی و نگرانی‌های متقابل امنیتی همچنان پابرجاست. مسئله تنها اقناع مذهبی یا سیاسی نیست؛ دو طرف درباره ماهیت تهدیدها، مسئولیت‌های امنیتی و حدود همکاری با یکدیگر برداشت‌های متفاوتی دارند.

اسلام‌آباد در کنار فشارهای امنیتی و دیپلماتیک، از ابزارهای اقتصادی نیز استفاده کرده است. تشدید روند اخراج مهاجران افغان و محدودیت‌های گسترده در گذرگاه‌های مرزی و تجارت دوجانبه، از جمله اقدام‌هایی بوده که بر روابط دو کشور و معیشت جوامع مرزی تأثیر گذاشته است. این اقدامات همچنین به‌عنوان اهرم فشار بر طالبان برای پاسخ‌گویی به نگرانی‌های امنیتی پاکستان مطرح شده‌اند. با این حال، میزان تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌گیری طالبان روشن نیست و فشار اقتصادی به‌تنهایی نتوانسته اختلافات اصلی را برطرف کند.

ساختار امنیتی پاکستان، به‌ویژه نقش ارتش در تعیین جهت‌گیری‌های کلان سیاست خارجی و امنیت ملی، در شکل‌دهی به روابط این کشور با افغانستان اهمیت دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که نگرانی‌های امنیتی در محاسبات اسلام‌آباد جایگاه برجسته‌ای دارد و در برخی موارد، بر ملاحظات اقتصادی و تجاری اولویت می‌یابد. این رویکرد می‌تواند توضیح دهد که چرا تنش‌های امنیتی، حتی با وجود هزینه‌های اقتصادی برای دو طرف، همچنان بر روابط دوجانبه سایه انداخته است.

در سال‌های اخیر، پاکستان فشار بر طالبان را از مسیرهای مختلف افزایش داده است؛ از حملات هوایی و اقدامات مرزی گرفته تا تلاش‌های دیپلماتیک برای جلب حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی. با این حال، باید میان اقدام‌های انجام‌شده و هدف نهایی اسلام‌آباد تمایز قائل شد: فشار بر طالبان لزوماً به معنای تصمیم قطعی پاکستان برای سرنگونی حکومت این گروه نیست. دولت پاکستان رسما اعلام نکرده که قصد دارد رژیم طالبان در افغانستان را تغییر دهد. ارزیابی چنین احتمالی به شواهد روشن‌تری درباره اهداف و محاسبات راهبردی اسلام‌آباد نیاز دارد.

روابط پاکستان و طالبان اکنون با یکی از دشوارترین دوره‌های خود روبه‌رو است و بازگشت به سطح پیشین همکاری، دست‌کم در کوتاه‌مدت، آسان به نظر نمی‌رسد. پرسش اصلی این است که آیا اسلام‌آباد می‌تواند با ترکیبی از فشار امنیتی، دیپلماسی و محدودیت‌های اقتصادی، طالبان را به اقدام مؤثر علیه تی‌تی‌پی وادار کند و نگرانی‌های خود درباره نفوذ هند را کاهش دهد؟ یا ادامه اختلافات، دو طرف را به سمت رویارویی‌های گسترده‌تر سوق خواهد داد؟ احتمال تلاش پاکستان برای تغییر رفتار طالبان را باید از سناریوی تضعیف یا فروپاشی حکومت این گروه جدا کرد؛ سناریویی که تحقق آن به عوامل داخلی افغانستان، محاسبات منطقه‌ای و هزینه‌های احتمالی مداخله بستگی خواهد داشت.

تماس با پاکستان

افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه

روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقه‌ای، به یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کرده‌ایم تا چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقام‌های پاکستانی و هندی، دیدگاه‌های خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهم‌کردن فرصتی برای شنیدن روایت‌های متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آن‌ها نیست و دیدگاه‌های مطرح‌شده لزوماً بازتاب‌دهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.

جماعت تبلیغ در افغانستان؛ از پرهیز از سیاست تا تمکین در برابر طالبان

۲۱ میزان ۱۴۰۵، ۰۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

جماعت تبلیغ در هفته‌های اخیر تجمع‌های بزرگی در تخار، سرپل و هرات برگزار کرده است. این جریان مذهبی از کجا آمده، چگونه هزاران نفر را بسیج می‌کند، چه می‌خواهد، هزینه فعالیت‌هایش از کجا تامین می‌شود و رابطه‌اش با طالبان چیست؟

از هند تا افغانستان

مرکز پژوهشی پیو می‌گوید جماعت تبلیغ در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در میوات هند به دست محمد الیاس کاندهلوی شکل گرفت و بعدها به بیش از صد کشور گسترش یافت. شمار پیروان این جریان میلیون‌ها نفر برآورد می‌شود.

100%
محمد الیاس کاندهلوی بنیان‌گذار جماعت تبلیغ بود که این جریان را در دهه ۱۳۰۰ خورشیدی در منطقه میوات هند پایه‌گذاری کرد.

این جریان از سنت دیوبندی اسلام سنی تاثیر گرفته، اما از آغاز بر دوری از سیاست تاکید داشته است.

محمد محق پزوهشگر امور دینی به افغانستان اینترنشنال گفت بنیان‌گذاران جماعت تبلیغ مخالف پیوند دین و سیاست بودند و به جریان‌هایی مانند جماعت اسلامی پاکستان نگاه مثبتی نداشتند.

به گفته او، برنامه این جریان بیشتر بر ایمان، نماز، عبادت، اخلاق و رسیدگی به دیگران متمرکز است.

محمد محق می‌گوید برداشت جماعت تبلیغ از ایمان، نماز، عبادت و اخلاق «به‌شدت کلاسیک و سنتی» است و کمتر به این توجه دارد که مفاهیم دینی در جهان امروز چگونه فهم و تطبیق شوند.

100%
محمد محق، پژوهشگر دینی

پژوهش «گونه‌شناسی جریان‌های دینی در هرات معاصر» که عبدالکبیر صالحی برای انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان نوشته، جماعت تبلیغ را در شمار «جریان‌های محافظه‌کار سنتی» قرار داده است.

100%
تصویری قدیمی از گردهمایی اعضای جماعت تبلیغ در هند

ممتاز احمد، پژوهشگر پاکستانی و استاد پیشین علوم سیاسی دانشگاه همپتون، در پژوهشی درباره جماعت تبلیغ می‌نویسد که دوری این جریان از سیاست در هند به پذیرش بیشتر سکولاریسم در میان بخشی از مسلمانان کمک کرده است. او می‌افزاید که جماعت اسلامی نیز جماعت تبلیغ را به ایجاد جدایی «غیراسلامی» میان دین و سیاست متهم کرده است.

جماعت تبلیغ چگونه در افغانستان جا باز کرد؟

اطلاعات منظم و جامعی درباره نخستین حضور جماعت تبلیغ در سراسر افغانستان وجود ندارد، اما پژوهش انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان مسیر گسترش آن در هرات را ثبت کرده است.

این پژوهش می‌گوید جماعت تبلیغ در آغاز دهه ۱۳۷۰، پس از روی کار آمدن مجاهدین، وارد هرات شد. گروه‌هایی از پاکستان در مسجدهای شهر فعالیت می‌کردند و به تدریج شبکه محلی این جریان شکل گرفت.

در میزان ۱۳۹۶، بیش از ۳۵ هزار نفر در یک اجتماع سه‌روزه جماعت تبلیغ در هرات شرکت کردند. نویسنده پژوهش این حضور را نشانه افزایش توان «بسیج‌سازی اجتماعی» این جریان دانسته است.

محمد محق می‌گوید دوری جماعت تبلیغ از سیاست یکی از عوامل محبوبیت آن بوده است.

100%
گردهمایی گسترده جماعت تبلیغ در هرات

او می‌گوید حتی سیاستمداران نیز برای همراهی با جماعت باید مانند افراد عادی در برنامه‌های آن شرکت می‌کردند و جایگاه سیاسی خود را وارد جماعت نمی‌کردند. همین رویکرد باعث شد این جریان در میان بسیاری از مردم فاقد «اجندای پنهان سیاسی و اقتصادی» شناخته شود.

چه کسی جماعت تبلیغ افغانستان را رهبری می‌کند؟

یک منبع آگاه به افغانستان اینترنشنال می‌گوید تا چند سال پیش، مولوی حاجی خان زمان از چهره‌های اصلی رهبری جماعت تبلیغ در افغانستان بود. روزنامه شریعت طالبان در ۶ ثور ۱۴۰۲ گزارش داد که او درگذشت و شورای جماعت، پسرش را به عنوان «رهبر عمومی» جانشین او انتخاب کرد.

با این حال، اختلاف بر سر رهبری ادامه یافت. افغانستان اینترنشنال در ۱۹ جوزای ۱۴۰۳ گزارش داد که طالبان عبدالباری را به عنوان امیر عمومی جماعت تبلیغ تعیین کرده است. شماری از اعضای جماعت این تصمیم را نپذیرفتند و گفتند در این انتخاب با شوراهای آنان مشورت نشده است.

براساس این گزارش، این اختلاف باعث شد مرکز بزرگ جماعت تبلیغ در جلال‌آباد حدود پنج ماه بسته بماند و شماری از رهبران معترض نیز از سوی استخبارات طالبان بازداشت شوند.

وزارت امر به معروف طالبان نیز در ۲۴ سرطان ۱۴۰۳ از دیدار محمد خالد حنفی با «آمرین و اعضای شورای جماعت تبلیغی افغانستان» خبر داد که نشان می‌دهد این جریان همچنان ساختاری شورایی دارد.

با این همه، نام رهبر کنونی، ترکیب شورا، مسئولان آن در ولایت‌ها و سازوکار تصمیم‌گیری برای برگزاری اجتماع‌های بزرگ در منابع عمومی روشن نیست.

جماعت تبلیغ افغانستان به کدام شاخه جهانی وابسته است؟

جماعت تبلیغ در سطح جهانی یکپارچه نیست.

اختلاف‌های داخلی آن از حدود سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ آشکار شد و این جریان را عملا به دو قطب تقسیم کرد: شاخه نظام‌الدین دهلی نو به رهبری مولانا سعد کاندهلوی و شاخه رایوند پاکستان که حول «شورای عالمی» شکل گرفته است.

در اسد ۱۴۰۱، زمانی که خان زمان هنوز رهبر جماعت تبلیغ افغانستان بود، رسانه‌ای وابسته به هواداران این جریان ویدیویی از حضور او در مرکز نظام‌الدین منتشر کرد. این حضور نشان می‌دهد رهبری جماعت تبلیغ افغانستان در آن زمان ارتباط مستقیمی با مرکز نظام‌الدین داشت.

100%
حاجی خان زمان، امیر وقت جماعت تبلیغ افغانستان، در مرکز نظام‌الدین دهلی نو در اسد ۱۴۰۱.

با وجود نقش مهم رایوند پاکستان در گسترش جماعت تبلیغ میان افغان‌ها، پس از مرگ خان زمان در سال ۱۴۰۲ روشن نیست شبکه افغانستان اکنون به نظام‌الدین وابسته است، به رایوند نزدیک شده یا میان این دو شاخه تقسیم شده است.

مرکزهای اصلی جماعت تبلیغ در افغانستان کجاست؟

رسانه‌های داخلی در سال ۱۳۹۲ گزارش دادند که جماعت تبلیغ ۱۸ مرکز در افغانستان داشت و مرکز اصلی آن در ننگرهار بود.

این جریان در کابل پایتخت نیز از زمان جمهوریت فعالیت داشت و یکی از مرکزهای مهم این جریان نیز در مسجد اصحاب کهف در چمن حضوری کابل بوده است.

در لغمان نیز وزارت عدلیه طالبان در حمل ۱۴۰۲ از ۱۰۲ جریب زمین اختصاص‌یافته به یک مرکز تبلیغی خبر داد.

هرات از دیگر پایگاه‌های مهم جماعت تبلیغ در افغانستان است و اجتماع‌های بزرگ این جریان در این ولایت با حضور شمار زیادی از افراد برگزار شده است.

100%
امسال، پس از بازگشت دوباره طالبان، جماعت تبلیغ بار دیگر اجتماع بزرگی در هرات برگزار کرد.

فعالیت جماعت تبلیغ در شمال افغانستان نیز گسترده است. در میزان ۱۴۰۵، تجمع‌های بزرگ این جریان در تخار و سرپل برگزار شد و هزاران نفر از مناطق مختلف در آن شرکت کردند.

100%
شرکت‌کنندگان اجتماع جماعت تبلیغ در تالقان، مرکز تخار

یک منبع آگاه به افغانستان اینترنشنال می‌گوید این جریان از طریق شبکه‌های کوچک‌تر تقریبا در همه ولایت‌های افغانستان نفوذ و فعالیت دارد.

زنان در جماعت تبلیغ افغانستان چه نقشی دارند؟

در شبکه جهانی جماعت تبلیغ، زنان نیز فعالیت دارند و برنامه‌های آنان معمولا با عنوان «مستورات» شناخته می‌شود. پژوهش دانشگاه وسترن سیدنی نشان می‌دهد که در برخی کشورها زنان با محرم خود در برنامه‌های «خروج» شرکت می‌کنند، اما جدا از مردان اقامت دارند و فعالیت آنان بیشتر بر آموزش و دعوت دینی در میان زنان متمرکز است.

100%
زنان شرکت‌کننده در گردهمایی بزرگ جماعت تبلیغ در تونگی بنگلادش

در افغانستان، هیچ سند قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد در دوره جمهوریت زنان به‌صورت رسمی و سازمان‌یافته در ساختار جماعت تبلیغ فعالیت داشته‌اند.

منبعی که با افغالنستان اینترنشنال صحبت کرد گفت در زمان جمهوریت نیز در برخی خانواده‌ها، برنامه‌های تبلیغی برای زنان در خانه‌ها برگزار می‌شد و این برنامه‌ها را بستگان درجه یک اعضای جماعت تبلیغ سازمان‌دهی می‌کردند.

هبت‌الله آخندزاده در دلو ۱۴۰۴ «قانون مبلغین» را توشیح کرد که همراه‌کردن زنان و افراد نابالغ در فعالیت‌های تبلیغی را ممنوع می‌کند.

  • هبت‌الله برای مبلغان طالب قانون ساخت

    هبت‌الله برای مبلغان طالب قانون ساخت

در دوره طالبان، نقش زنان در جماعت تبلیغ تقریبا پنهان است و بعید به نظر می‌رسد حضور علنی داشته باشند.

بلبل صدیقی، پژوهشگر دانشگاه کاردیف، می‌نویسد جماعت تبلیغ بر «اقتدار مرد در خانواده» تاکید دارد و در برخی موارد، زنان پس از پیوستن به این جریان تحصیل دانشگاهی را ترک کرده‌اند یا از ادامه آن بازمانده‌اند.

دیدگاه‌های تندروانه

وحید احمدی، نام مستعار، می‌گوید یک‌بار به دعوت دوستش در برنامه جماعت تبلیغ شرکت کرد، اما وقتی فهمید استفاده از بلندگو برای بیان مطالب دینی از دید آنان ناجایز است، همان‌جا برنامه را ترک کرد و دیگر بازنگشت.

100%
شرکت‌کنندگان «بیشوا اجتماع»، گردهمایی بزرگ جماعت تبلیغ در بنگلادش

احمدی می‌گوید یکی از اعضای نزدیک خانواده‌اش عضو جماعت تبلیغ است و به باور او، دیدگاه این فرد درباره جامعه و زندگی چنان سنتی است که گسترش آن می‌تواند روند پیشرفت جوامع را متوقف کند.

عبدالبشیر فکرت‌بخشی، استاد پیشین دانشگاه کابل، در مقاله‌ای در روزنامه راه مدنیت، جماعت تبلیغ را به دلیل فاصله از تحولات علمی، فناوری و فکری جهان امروز نقد کرده و اعضای آن را «دیرآمدگانی» خوانده است که به گذشته تعلق دارند.

100%
عبدالبشیر فکرت‌بخشی، استاد پیشین دانشگاه کابل

وحید احمدی می‌گوید یکی از اعضای خانواده‌اش بارها برای «خروج» سه تا چهار ماه همسر و چهار فرزندش را ترک کرده است. در جماعت تبلیغ، «خروج» یعنی رفتن گروهی برای دعوت دینی به مسجدها و مناطق مختلف که معمولا سه روز، چهل روز یا چهار ماه طول می‌کشد.

عبدالبشیر فکرت‌بخشی نیز جماعت تبلیغ را به باور بیش از حد به قضا و قدر نقد کرده و می‌گوید این نگرش می‌تواند در جوامع درگیر مشکلات توسعه، آموزش و اقتصاد پیامد اجتماعی داشته باشد.

با این حال، پژوهش‌ها جماعت تبلیغ را عموما جریانی خشونت‌پرهیز و غیرسیاسی معرفی می‌کنند. محمد محق می‌گوید جریان‌های اسلام سیاسی از گذشته این جماعت را متهم می‌کردند که مردم را از جنگ و سیاست دور می‌کند.

به گفته او، حتی در دوران جنگ افغانستان علیه شوروی، جماعت تبلیغ در اجتماعات خود درباره جنگ موضع نمی‌گرفت.

100%
مرکز تبلیغی هرات

در سوی دیگر، محمد محق می‌گوید منتقدان لیبرال و نواندیش، جماعت تبلیغ را متهم می‌کنند که با تاکید بر برداشت سنتی از دین، توجه مردم را از علم و راه‌حل‌های عملی دور می‌کند. به گفته او، این جریان در دوره جمهوریت مستقیما علیه تحصیل زنان فعالیت نمی‌کرد، اما گفتمانی را تقویت می‌کرد.

به گفته آقای محق، پیامد غیرمستقیم این نوع دینداری می‌تواند این باشد که بخشی از فعالیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی در ذهن مخاطبان کم‌اهمیت‌تر یا در تعارض با ارزش‌های دینی تصور شود.

جمشید حکاک، روزنامه‌نگار در هرات، با انتقاد از اولویت‌های جماعت تبلیغ می‌گوید: «ای کاش این جماعت یک روز برای تحصیل دختران ایستادگی می‌کرد و هر کدام یک اصله نهال در این سرزمین می‌کاشتند.»

جماعت تبلیغ و طالبان

محمد محق می‌گوید طالبان در دوره نخست حاکمیت خود عموما با جماعت تبلیغ خصومت نداشت و بسیاری از افراد طالبان به این جریان با احترام نگاه می‌کردند، هرچند برخی حلقه‌های صوفی و افراد متاثر از سلفیت از آن انتقاد داشتند.

به گفته او، جماعت تبلیغ در سال‌های نخست حاکمیت دوباره طالبان امکان فعالیت گسترده نداشت، اما در ماه‌های اخیر بار دیگر اجازه یافته اجتماعات بزرگ برگزار کند.

افغان‌سنتریک در اسد ۱۴۰۱ گزارش داد که طالبان اجازه برگزاری اجتماع سالانه یکی از شاخه‌های جماعت تبلیغ در مسجد ملا تره‌خیل کابل را نداد.

براساس این گزارش، دلیل طالبان «تهدیدهای امنیتی» عنوان شده بود، اما افغان‌سنتریک می‌گوید شیخ رحیم‌الله حقانی، روحانی بانفوذ نزدیک به طالبان، با برگزاری این اجتماع مخالفت کرده بود. این منبع می‌نویسد برگزارکنندگان این اجتماع خود را وابسته به جریان دیوبندی می‌دانستند و ارتباط‌شان را با مرکز جماعت تبلیغ در پاکستان قطع کرده بودند.

انستیتوت صلح کوردوبا در ژنو می‌نویسد که پس از بازگشت طالبان در اسد ۱۴۰۰، فعالیت جماعت تبلیغ در افغانستان «عملا متوقف شد» و در مواردی پیروان آن لت‌وکوب یا از مسجدها و روستاها بیرون رانده شدند. این نهاد دلیل برخورد طالبان را اختلاف‌های دینی و سیاسی، ارتباطات فرامرزی جماعت و اصرار آن بر غیرسیاسی ماندن می‌داند.

بر اساس این گزارش، برخی جریان‌های سخت‌گیر مذهبی، تمرکز جماعت تبلیغ بر دینداری فردی و غیرسیاسی ماندن آن را ناسازگار با اقتدار دینی و سیاسی متمرکز طالبان می‌دانستند.

اما این روند به تدریج تغییر کرد و طالبان و جماعت تبلیغ همدل شدند.

طالبان در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ فعالیت جماعت تبلیغ را دوباره مجاز کرد، اما آن را زیر نظارت حکومت برد. قانون جدید، مبلغ‌ها را موظف می‌کند درباره جهاد و اطاعت از «امیرالمومنین»، عنوان رهبر طالبان، سخن بگویند.

انستیتوت کوردوبا این روند را حرکت به سوی «کنترول دولتی گفتمان دینی» توصیف می‌کند.

100%
پرچم‌های طالبان در برنامه جماعت تبلیغ

آقای محق احتمال می‌دهد طالبان با گسترش دوباره فعالیت جماعت تبلیغ، در پی پر کردن خلای ناشی از محدود شدن جریان‌های سیاسی، مدنی و اسلامی رقیب باشد. به گفته او، این جریان برای طالبان کم‌خطرتر است، زیرا برای قدرت سیاسی رقابت نمی‌کند و در بسیاری از مسائل دینی و اجتماعی با آن تعارض مستقیم ندارد.

به گفته آقای محق، اگر دخالت سیاسی طالبان ادامه یابد، جماعت تبلیغ در افغانستان ممکن است از مسیر تاریخی خود فاصله بگیرد و به ابزاری برای اهداف حکومت تبدیل شود. او تاکید می‌کند که این یک فرضیه است و برای تایید آن به شواهد بیشتری نیاز است.

حضور کودکان در اجتماعات

در قانونی که طالبان در ماه دلو برای تنظیم فعالیت مبلغان دینی وضع کرد، تصریح شده است که مبلغان باید بالغ باشند و گروه‌های تبلیغی نباید هنگام فعالیت، زنان و کودکان را همراه خود ببرند.

100%
حضور نوجوانان در یکی از اجتماعات جماعت تبلیغ در افغانستان

نقش پاکستان و شبه قاره در گسترش جماعت تبلیغ در افغانستان

نقش پاکستان در گسترش شماری از جریان‌های اسلام‌گرا در افغانستان پررنگ بوده است. مرکز مبارزه با تروریزم وست‌پوینت نیز نقش برخی مدرسه‌های دینی پاکستان را در شکل‌گیری اندیشه‌های افراطی قابل توجه دانسته است، هرچند همه این مدرسه‌ها را افراط‌گرا نمی‌داند.

پژوهش انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان می‌گوید نخستین گروه‌های این جریان از پاکستان به افغانستان می‌آمدند. پژوهش دفتر ملی تحقیقات آسیایی نیز از قول شماری از باشندگان قندهار نوشته است که «بسیاری از آنان از پاکستان می‌آیند».

رایوند در نزدیکی لاهور، مرکز اصلی جماعت تبلیغ در پاکستان، از مهم‌ترین مقصدهای اعضای این جریان از افغانستان و محل اجتماع سالانه چندصدهزار نفری آن است.

صمد طاهری، از اعضای پیشین جماعت تبلیغ، می‌گوید زمانی برای گذراندن «چهل روز» به رایوند لاهور رفته و سپس همراه گروهی از اعضای جماعت به مناطق نزدیک خط دیورند و وزیرستان سفر کرده است.

او روایت می‌کند که راهنمای محلی آنان، فردی معروف به «دکتر»، گفته بود در دوران جنگ افغانستان در دوره‌های طبی برای مجاهدین آموزش دیده و اکنون در وزیرستان بیماران را تداوی می‌کند. به گفته آقای طاهری، این فرد همچنین گفته بود که در گذشته در کنار مجاهدین جنگیده، سپس از امارت حمایت کرده و پیش از آن در کشمیر و چچن نیز جنگیده است.

آقای طاهری می‌گوید این مرد وفاداری خود را به پاکستان برجسته می‌کرد و حضور در جنگ‌های مختلف را تابع تصمیم حکومت و علمای محلی می‌دانست.

100%
اجتماع سالانه جماعت تبلیغ در رایوند پاکستان

شماری از سیاستمداران پاکستانی نیز در اجتماعات جماعت تبلیغ شرکت کرده یا با رهبران آن دیدار کرده‌اند. از جمله محسن نقوی، وزیر داخله پاکستان، بارها با رهبران این جریان در رایوند دیدار کرده است.

100%
محسن نقوی، وزیر داخله پاکستان، در دیدار با رهبران جماعت تبلیغ در رایوند

جماعت تبلیغ در پاکستان ممنوع نیست و شبکه گسترده‌ای دارد، اما در دلو ۱۳۹۴ حکومت پنجاب فعالیت آن را در دانشگاه‌ها و اقامت اعضایش در خوابگاه‌های دانشگاهی ممنوع کرد.

این جریان در هند نیز ممنوع نیست، هرچند فعالیت تبلیغی اتباع خارجی با ویزای توریستی محدود شده است.

در بنگلادش نیز جماعت تبلیغ آزادانه فعالیت دارد و «بیشوا اجتماع»، یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های آن، با هماهنگی و تدابیر امنیتی حکومت برگزار می‌شود.

جماعت تبلیغ در سریلانکا نیز شبکه گسترده‌ای دارد.

منبعی که با افغنستان اینترنشنال صحبت کرد گفت که افغان‌ها در اکثر اجتماعات جماعت تبلیغی در شبه قاره حضور دارند.

بیرون از شبه‌قاره

در ایران، جماعت تبلیغ به‌ویژه در میان اهل سنت بلوچ در سیستان و بلوچستان شبکه گسترده‌ای دارد و مرکز اصلی آن در زاهدان است. پژوهش‌های مربوط به جریان‌های سنی ایران از حضور آن در دیگر مناطق اهل سنت این کشور نیز خبر می‌دهند.

رهبران جماعت تبلیغ ایران پیوسته به افغانستان سفر می‌کنند.

100%
محمد کریم صالح، از فعالان جماعت تبلیغ در زاهدان ایران، در مسجد جامع خواجه عبدالله انصاری در گازرگاه هرات

من، نویسنده این گزارش، در آلمان نیز افرادی را دیده‌ام که عملا که در برنامه‌های جماعت تبلیغ شرکت می‌کنند و برای تبلیغ به شهرها و کشورهای دیگر می‌روند. اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان شمار اعضا و هواداران این جریان را حدود ۵۵۰ نفر برآورد کرده است.

در آلمان، افغان‌ها نیز از گروه‌های هدف جماعت تبلیغ‌اند. مرکز آموزش سیاسی براندنبورگ می‌گوید اعضای این جریان در شهر راتنو به‌ویژه برای جذب جوانان و پناهجویان افغان فعالیت می‌کنند و به شبکه‌های فرامنطقه‌ای جماعت تبلیغ وصل‌اند.

مرکز پژوهشی پیو می‌گوید جماعت تبلیغ در حدود ۱۵۰ کشور فعالیت داشته و در بریتانیا، فرانسه و اسپانیا حضور گسترده دارد. مسجد الفلاح در کویینز نیویارک نیز از مراکز هماهنگی سفرهای تبلیغی آن در امریکا معرفی شده است.

پژوهش دانشگاهی «مسافران در ایمان» حضور جماعت تبلیغ در کانادا، بلجیم، مراکش و افریقای جنوبی را بررسی کرده است.

در اروپا، جماعت تبلیغ به‌ویژه در بریتانیا شبکه گسترده‌ای دارد و مرکز دیوزبری در بریتانیا برای سال‌ها یکی از مراکز اصلی هماهنگی فعالیت‌های آن در شمال اروپا بوده است.

100%
مسجد مرکزی دیوزبری در بریتانیا، از مراکز مهم جماعت تبلیغ در اروپا

در بسیاری از کشورهای خارج از شبه‌قاره، شبکه‌های جماعت تبلیغ با حضور افغان‌ها و پاکستانی‌ها فعال است.

برخورد همه حکومت‌های اسلامی با جماعت تبلیغ یکسان نبوده است. برخی دولت‌ها به دلیل دوری رسمی این جریان از سیاست و تمرکز آن بر تغییر رفتار فردی، فعالیت جماعت تبلیغ را تحمل کرده یا حتی آن را مفید دانسته‌اند.

فاریش نور، پژوهشگر مالزیایی، می‌نویسد حکومت مالزیا از دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ جماعت تبلیغ را تا حدی یک حرکت اصلاح اجتماعی دید و فعالیت آن را تحمل کرد.

100%
اعضای جماعت تبلیغ در یک اجتماع مذهبی در اندونزیا

از دید شماری از کشورهای اسلامی جریانی که جوانان را از خیابان، اعتیاد یا محیط‌های پرخطر به مسجد و برنامه‌های مذهبی می‌کشاند، می‌تواند به عنوان ابزاری برای نظم اجتماعی دیده شود.

شبکه‌ای گسترده با ساختاری که به آسانی دیده نمی‌شود

پژوهش‌های انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان و بنیاد کارنگی می‌گویند سفرهای جماعت تبلیغ عمدتا داوطلبانه و با هزینه شخصی اعضا انجام می‌شود. محمد محق نیز می‌گوید در سنت قدیمی این جریان، رهبران آن برای حفظ استقلال از گرفتن کمک سیاسی پرهیز می‌کردند.

با این حال، منابع موجود درباره هزینه اجتماعات بزرگ کنونی توضیح روشنی نمی‌دهند. مرکز پژوهشی پیو می‌گوید جماعت تبلیغ فهرست عضویت رسمی گسترده ندارد و ساختار پراکنده آن، شمارش اعضا و نظارت تشکیلاتی را دشوار می‌کند.

100%
فهرست قیمت خوراکی‌ها در یکی از اجتماعات جماعت تبلیغ در سرپل

آقای محق می‌گوید همین ساختار باز می‌تواند زمینه ورود افرادی با اهداف دیگر، از جمله وابستگان شبکه‌های استخباراتی، را فراهم کند، هرچند این به معنای طراحی چنین فعالیت‌هایی از سوی خود جماعت نیست.

اجتماعات چند هزار نفری جماعت تبلیغ نشان می‌دهد این جریان همچنان توان بسیج اجتماعی گسترده‌ای دارد. پرسش این است که در فضای محدود فعالیت‌های مدنی و سیاسی، نزدیکی بیشتر آن به طالبان چه تاثیری بر ماهیت این جریان خواهد گذاشت.

عامر رانا، پژوهشگر افراط‌گرایی در پاکستان، می‌گوید: «ساختار جماعت تبلیغ بسیار سست است و همین ویژگی هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف آن است.»

100%
شرکت‌کنندگان «بیشوا اجتماع» در بنگلادش پس از پایان گردهمایی جماعت تبلیغ با قطار بازمی‌گردند.

آقای رانا می‌گوید ساختار باز جماعت تبلیغ می‌تواند مورد سوءاستفاده افراد افراطی قرار گیرد. به گفته او، برخی افراط‌گرایان برای آموزش ابتدایی مذهبی به مراکز این جماعت رفته یا زیر پوشش اعضای آن پنهان شده‌اند. او این نگرانی را در مراکز آموزشی جدی‌تر می‌داند.

حمله سایبری به فروشگاه‌ها در فرانسه؛ هکرها با بالا بردن دمای یخچال‌ها باعث آتش‌سوزی شدند

۲۱ میزان ۱۴۰۵، ۰۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هکرها در حمله‌ای گسترده به سامانه‌های سرمایشی صدها سوپرمارکت در فرانسه، دمای یخچال‌ها و فریزرها را در طول شب تا ۵۰ درجه سانتی‌گراد افزایش دادند؛ اقدامی که باعث وقوع آتش‌سوزی، فاسد شدن مواد غذایی و خسارت‌های چند ده میلیون یورویی شد.

به گزارش رویترز، دادستانی پاریس دوشنبه ۲۰ میزان اعلام کرد که این حمله سایبری گسترده «یخچال‌های متصل به اینترنت در چندین شرکت بزرگ خرده‌فروشی مواد غذایی در سراسر فرانسه» را هدف قرار داده و به نابودی مواد غذایی و وقوع آتش‌سوزی منجر شده است.

سباستین لوکورنو، نخست‌وزیر فرانسه، به آژانس ملی امنیت سایبری این کشور (ANSSI) دستور داده است درباره این حمله تحقیق کند.

یکی از افراد دفتر نخست‌وزیر اعلام کرد فرانسه در حال هماهنگی با دیگر کشورهای اروپایی است، زیرا احتمال دارد کشورهای بیشتری هدف این حملات قرار گرفته باشند. مقام‌های فرانسوی همچنین در حال بررسی احتمال تهدید سایر شرکت‌های این کشور هستند.

گسترش حملات به چند کشور اروپایی

فلیکس اِمه، تحلیلگر ارشد اطلاعات تهدیدات سایبری در شرکت امنیتی سکویا (Sekoia)، اعلام کرد که اسپانیا، پرتگال، پولند، آلمان و بلجیم نیز تحت تاثیر این حملات قرار گرفته‌اند.

چند شرکت بزرگ خرده‌فروشی فرانسه از آسیب دیدن فروشگاه‌های خود خبر داده‌اند. فروشگاه زنجیره‌ای کافور (Carrefour) اعلام کرد ۸۰ سوپرمارکت این شرکت هدف حمله قرار گرفته‌اند. به‌گفته شرکت مونوپری (Monoprix) پنج درصد از حدود ۴۹۰ فروشگاه این شرکت در فرانسه آسیب دیده‌اند. شرکت اینترماشه (Intermarché) هم گفت دمای یخچال‌ها در حدود ۱۵۰ فروشگاه، به مدت شش ساعت در طول شب، به ۵۰ درجه سانتی‌گراد رسیده است. سخنگوی شرکت مالک اینترمارشه گفت تمامی مواد غذایی آسیب‌دیده برای جلوگیری از خطرات بهداشتی دور ریخته شده‌اند. مدیرعامل شرکت کواپراتیو یو(Cooperative U) نیز تایید کرد که فروشگاه‌های این شرکت هدف حمله قرار گرفته‌اند.

بستنی‌های آب‌شده و مواد غذایی فاسد در خیابان‌های پاریس

گیرت دو کلرک، ساکن پاریس و یک شاهد عینی، به رویترز گفت که کارکنان یکی از فروشگاه‌های اینترمارشه در مرکز شهر، چرخ‌دستی‌های پر از مواد غذایی منجمد و یخ‌زدایی‌شده را در یک مخزن بزرگ زباله تخلیه می‌کردند.

او گفت بستنی‌های آب‌شده از بسته‌بندی‌های شکسته بیرون ریخته و در خیابان جاری شده بودند.

دومینیک شلشر، مدیرعامل گروه کواپراتیو یو(Cooperative U)، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «هدف قرار دادن تجهیزاتی که برای نگهداری محصولات تازه و تامین غذای مردم فرانسه ضروری هستند، اقدامی بسیار جدی و بی‌سابقه است.»

100%

خسارت ده‌ها میلیون یورویی تنها در یک روز

هنوز برآورد جامعی از مجموع خسارت‌های واردشده به صنعت خرده‌فروشی فرانسه منتشر نشده است.

با این حال، تیری کوتیار، مدیرعامل اینترمارشه، به شبکه بی‌اف‌ام تی‌وی (BFM TV) گفت که این حمله «بی‌سابقه» می‌تواند تنها در یک روز، ده‌ها میلیون یورو خسارت در سراسر فرانسه ایجاد کند.

کریستل دلبرگ، مدیرکل اتحادیه اروپایی خرده‌فروشی یورو کمرس (EuroCommerce)، نیز گفت: «این حادثه اهمیت تاب‌آوری در سراسر زنجیره تامین را برجسته می‌کند.»

هکرها چگونه توانستند دمای یخچال‌ها را تغییر دهند؟

یخچال‌ها و فریزرهای فروشگاه‌های بزرگ معمولا از طریق پنل‌های کنترول مرکزی مدیریت می‌شوند.

این سامانه‌ها می‌توانند دمای تمام تجهیزات سرمایشی یک فروشگاه را تنظیم کنند و اغلب از طریق اینترنت در دسترس هستند تا شرکت‌های تعمیر و نگهداری بتوانند از راه دور آنها را کنترول و تنظیم کنند.

همین قابلیت دسترسی از راه دور، در صورت وجود آسیب‌پذیری امنیتی، می‌تواند راهی برای نفوذ هکرها فراهم کند.

یکی از منابع نزدیک به نخست‌وزیر فرانسه اعلام کرد که آژانس ملی امنیت سایبری این کشور یک آسیب‌پذیری در نرم‌افزار ارائه‌شده از سوی شرکت دانمارکی دانفوس (Danfoss) شناسایی کرده است.

شرکت دانفوس در واکنش اعلام کرد از حوادثی در فرانسه که تعداد محدودی از سامانه‌های مدیریت تجهیزات سرمایشی را تحت تاثیر قرار داده، اطلاع دارد.

این شرکت تاکید کرد دستگاه‌های آسیب‌دیده از نسخه‌های قدیمی میان‌افزار استفاده می‌کردند.

دانفوس افزود که مدت‌هاست به مشتریان توصیه می‌کند سامانه‌های تحت پشتیبانی خود را با جدیدترین نسخه میان‌افزار به‌روزرسانی کنند و سامانه‌های قدیمی را با راهکارهای نسل جدید جایگزین کنند.


100%

هشدار امنیتی دو ماه پیش درباره آسیب‌پذیری سامانه‌های دانفوس

گروه تحقیقاتی تیم ۸۲ (Team82) وابسته به شرکت امنیت سایبری کلارتوری(Claroty) روز ۹ آگست گزارشی درباره آسیب‌پذیری‌های کنترول‌کننده AK-SM 800A شرکت دانفوس منتشر کرده بود.

بر اساس این گزارش، به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری ارائه‌شده از سوی دانفوس مشکلاتی را برطرف کرده بودند که می‌توانستند به مهاجمان اجازه دهند سازوکارهای احراز هویت را دور بزنند و روی دستگاه‌های آلوده کد اجرا کنند.

حملات اخیر همچنین شباهت‌هایی به اختلالاتی دارند که اواخر آگست در حدود ۱۲ فروشگاه مواد غذایی متعلق به مراکز نظامی امریکا گزارش شده بود.

در آن حوادث نیز اختلال در یخچال‌ها به از بین رفتن مواد غذایی منجر شد.

اتحادیه خرده‌فروشی و توزیع فرانسه (FCD) در بیانیه‌ای خواستار «شفافیت کامل» شرکت دانفوس درباره این حادثه شد.

این اتحادیه اعلام کرد اولویت فروشگاه‌ها حفاظت از مصرف‌کنندگان و بازگشت هرچه سریع‌تر به فعالیت عادی است.

به‌گفته این اتحادیه، برخی فروشگاه‌های آسیب‌دیده فعالیت خود را از سر گرفته‌اند.

اختلال سایبری هم‌زمان در فروشگاه‌های هلند و امریکا

هم‌زمان با حملات فرانسه، شرکت هلندی آهولد دلز (Ahold Delhaize) که مالک بزرگ‌ترین شبکه سوپرمارکت هلند، آلبرت هاین (Albert Heijn)، است و فعالیت گسترده‌ای نیز در امریکا دارد، اعلام کرد با یک «مشکل امنیتی» در شبکه خود مواجه شده است.

این شرکت به‌عنوان اقدام احتیاطی، چند سامانه خود را از دسترس خارج کرده است.

در اپلیکیشن تلفن همراه این فروشگاه پیامی منتشر شد که اعلام می‌کرد به‌دلیل یک «حادثه امنیت سایبری»، امکان تحویل سفارش‌های مواد غذایی وجود ندارد.

سفارش‌های اینترنتی حدود ۱۰ درصد از فروش آلبرت هاین را تشکیل می‌دهند.

با وجود اختلال در خدمات آنلاین، فروشگاه‌های حضوری این شرکت همچنان باز بودند.

خبرگزاری هلندی ای‌ان‌پی (ANP) گزارش داد که فروشگاه‌های رقیب با افزایش چشمگیر سفارش‌های تحویل مواد غذایی مواجه شده‌اند.

با این حال، شرکت آهولد دلز اعلام کرد دلیلی برای مرتبط دانستن مشکل امنیتی شبکه خود با حملات رخ‌داده در فرانسه وجود ندارد.

این شرکت چهارمین خرده‌فروش بزرگ مواد غذایی در ایالات متحده است.

وب‌سایت‌های فروشگاه‌های زنجیره‌ای امریکایی متعلق به پیام «وب‌سایت موقتا از دسترس خارج است» را نمایش می‌دادند، اما به گزارش رویترز هنوز مشخص نیست آیا سایر بخش‌های فعالیت این شرکت نیز تحت تاثیر قرار گرفته‌اند یا خیر.

افشای صدها مورد ازدواج کودکان در آلمان؛ دختر ۱۱ ساله به ازدواج وادار شده است

۲۰ میزان ۱۴۰۵، ۱۸:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

آمارهای رسمی آلمان نشان می‌دهد که در بیش از یک دهه گذشته، ۳۵۸ مورد ازدواج کودکان خانواده‌های مهاجر در ایالت بادن-وورتمبرگ ثبت شده، اما تنها هشت مورد آن با حکم قطعی دادگاه لغو شده است. در میان این پرونده‌ها، ازدواج دختران ۱۱ و ۱۲ ساله نیز دیده می‌شود.

یک سند رسمی پارلمان این ایالت که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، نشان می‌دهد که ۲۹ مورد از این ازدواج‌ها مربوط به دختران افغان زیر ۱۸ سال بوده است. برخی از این دختران هنگام ازدواج تنها ۱۲ سال داشتند.

این آمار در پاسخ حکومت ایالتی بادن-وورتمبرگ به پرسش‌های دو نماینده حزب راست‌گرای آلترناتیو برای آلمان منتشر شده است. بر اساس این سند، از مجموع ۲۹ پرونده مربوط به ازدواج دختران افغان، دادگاه تنها دو ازدواج را به‌طور قطعی لغو کرده و ۲۷ پرونده دیگر بدون صدور حکم قطعی لغو ازدواج بسته شده است.

اداره دولتی توبینگن که از اپریل ۲۰۱۲ مسئول رسیدگی به پرونده‌های لغو ازدواج کودکان در سراسر ایالت بادن-وورتمبرگ است، از آن زمان تاکنون هشت مورد لغو قطعی ازدواج کودکان را ثبت کرده است.

ثبت ازدواج دختران ۱۲ ساله افغان

اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که در میان پرونده‌های بررسی‌شده، مواردی از ازدواج دختران افغان در سنین ۱۲ تا ۱۷ سالگی وجود دارد. در سال ۲۰۲۰، پرونده ازدواج یک دختر ۱۲ ساله افغان با مردی ۱۸ ساله ثبت شد.

در سال ۲۰۲۲ نیز دو پرونده مربوط به دختران افغان ثبت شد. در یک مورد، دختر ۱۳ ساله با مردی ۲۵ ساله و در مورد دیگر، دختر ۱۴ ساله با مردی ۲۶ ساله ازدواج کرده بود.

در سال ۲۰۲۳ نیز پرونده ازدواج یک دختر ۱۲ ساله افغان با مردی ۲۱ ساله ثبت شد. این پرونده بدون صدور حکم قطعی دادگاه برای لغو ازدواج بسته شد.

اسناد همچنین از ثبت موارد دیگری از ازدواج دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله افغان خبر می‌دهد.

از مجموع هشت ازدواج کودکان که در این ایالت با حکم قطعی دادگاه لغو شده، دو مورد مربوط به دختران افغان بوده است. در سال ۲۰۱۸، دادگاه ازدواج یک دختر ۱۴ ساله افغان با مردی ۳۰ ساله را لغو کرد. یک سال بعد نیز ازدواج یک دختر ۱۵ ساله افغان با مردی ۲۴ ساله لغو شد.

کم‌سن‌ترین فرد در میان این هشت پرونده، یک دختر ۱۱ ساله عراقی بود که با پسری ۱۷ ساله از همان کشور ازدواج کرده بود.

نگرانی از ازدواج اجباری دختران

شبکه خبری زی‌دی‌اف آلمان در گزارشی به خطر ازدواج اجباری دختران هنگام سفر با خانواده‌های‌شان به خارج از آلمان پرداخته است. در این گزارش، دختری با نام مستعار سمیرا گفته است که خانواده‌اش هنگام سفر به پاکستان، او را برای ازدواج با مردی که نمی‌شناخت، تحت فشار قرار دادند.

سمیرا می‌گوید که با این ازدواج مخالفت کرد، اما اعضای خانواده ساعت‌ها کوشیدند او را راضی کنند. او سرانجام از ترس این‌که نتواند به آلمان بازگردد، تن به ازدواج داد.

پس از بازگشت به آلمان، سمیرا از تهیه مدارک لازم برای آمدن شوهرش به او خودداری کرد. به گفته این دختر، پدرش تهدید کرده بود که او را به زور به پاکستان خواهد برد و پاسپورتش را پاره خواهد کرد.

سمیرا سرانجام ماجرا را با یکی از معلمانش در میان گذاشت و از خانه فرار کرد.

در گزارش زد‌دی‌اف آمده است که مددکاران اجتماعی مکاتب و سازمان‌های مدافع حقوق زنان درباره خطر ازدواج اجباری دختران مهاجر در آلمان در کشورهای دیگر هشدار داده‌اند. به گفته آنان، اگر دختری به اجبار به خارج از آلمان برده شود، بازگرداندن او ممکن است دشوار و زمان‌بر باشد.

۳۳ کودک در معرض ازدواج اجباری

حکومت بادن-وورتمبرگ اعلام کرده است که مرکز مشاوره «یاسمین» در سال ۲۰۲۵ به ۲۷۱ مورد رسیدگی کرده است.

از این میان، ۸۰ مورد مربوط به افرادی بوده که در معرض ازدواج اجباری قرار داشته‌اند. ۳۳ نفر از آنان زیر ۱۸ سال بوده‌اند که چهار نفر کمتر از ۱۲ سال، پنج نفر ۱۲ ساله و دو نفر ۱۳ ساله بودند.

شبکه زد‌دی‌اف همچنین به نتایج یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۲ از سوی گروه کاری برلین علیه ازدواج اجباری اشاره کرده است.

در این نظرسنجی، نهادهای مربوط ۴۹۶ مورد ازدواج اجباری را گزارش کرده‌اند که یا انجام شده، یا برای آن برنامه‌ریزی شده بود یا احتمال وقوع آن وجود داشت.

بر اساس این آمار، ۹۱ درصد افراد آسیب‌دیده یا در معرض خطر، زن بودند و ۸۸ درصد ازدواج‌های اجباری گزارش‌شده در خارج از آلمان صورت گرفته بود.

در آلمان، ازدواج اجباری جرم است و افراد زیر ۱۸ سال اجازه ازدواج ندارند.

کماندوهای بریتانیایی از پاسخگویی درباره اتهام کشتار غیرقانونی افغان‌ها خودداری کرده‌اند

۲۰ میزان ۱۴۰۵، ۱۷:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

قاضی مسئول تحقیق درباره اتهامات کشتار غیرقانونی ده‌ها غیرنظامی افغان به دست نیروهای ویژه بریتانیا اعلام کرد بیشتر کماندوهایی که برای ادای توضیحات فراخوانده شده‌اند، از پاسخ دادن به پرسش‌های هیئت تحقیق خودداری کرده‌اند.

این تحقیقات به اتهام قتل غیرقانونی بیش از ۵۰ افغان به دست نیروهای ویژه بریتانیا در هلمند می‌پردازد.

به گزارش روزنامه گاردین، چارلز هدن‌کیو، قاضی ارشد بریتانیایی روز دوشنبه گفت که هیئت تحقیق از شماری از نیروهای ویژه ارتش موسوم به «اس‌ای‌اس» خواسته است درباره عملیات بازداشت افراد در افغانستان اطلاعات ارائه کنند، اما بیشتر آنان حاضر به پاسخ‌گویی نشده‌اند.

به گفته او، این نظامیان با استناد به حق قانونی خود برای خودداری از ارائه اطلاعاتی که ممکن است علیه آنان در پرونده‌های جنایی استفاده شود، از همکاری با هیئت تحقیق سر باز زده‌اند.

تحقیقات درباره اتهام کشتار فراقضایی بیش از ۵۰ افغان به دست نیروهای ویژه بریتانیا در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ جریان دارد. هیئت تحقیق همچنین بررسی می‌کند که آیا مقام‌های نظامی برای پنهان‌کردن این کشتارها تلاش کرده‌اند و چرا پولیس نظامی سلطنتی بریتانیا نتوانسته است این اتهام‌ها را به‌درستی بررسی کند.

حکومت بریتانیا در سال ۲۰۲۲، پس از انتشار گزارش‌هایی درباره کشته‌شدن ۵۴ افغان در شرایط مشکوک به دست یک واحد نیروهای ویژه این کشور در هلمند، دستور آغاز تحقیقات مستقل را صادر کرد. این کشتارها که در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ رخ داده‌اند، با اتهام ارتکاب جنایت جنگی همراه بوده‌اند.

  • اعتیاد به قتل؛ نیروهای ویژه سابق بریتانیا از «جنایات جنگی» در افغانستان  پرده برداشتند

    اعتیاد به قتل؛ نیروهای ویژه سابق بریتانیا از «جنایات جنگی» در افغانستان پرده برداشتند

یکی از پرونده‌های مورد بررسی به شکایت مردی به نام سیف‌الله مربوط می‌شود که گفته است پدر، دو برادر و پسرکاکایش در فبروری ۲۰۱۱، هنگام حمله نیروهای ویژه بریتانیا به یک خانه در جنوب افغانستان کشته شدند.

هیئت تحقیق موظف است بررسی کند که آیا پولیس نظامی بریتانیا اتهام‌های مطرح‌شده را به‌گونه درست و موثر بررسی کرده است یا خیر. این هیئت همچنین بررسی می‌کند که آیا شواهد معتبری درباره ارتکاب موارد متعدد قتل فراقضایی از سوی نیروهای مسلح بریتانیا در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ وجود دارد یا خیر.

قاضی مسئول این پرونده همچنین اعلام کرد که هیئت تحقیق به حدود ۱۰ هزار عکس با کیفیت بالا از عملیات بازداشت نیروهای ویژه بریتانیا در افغانستان دست یافته است. به نظر می‌رسد این تصاویر در تحقیقات پیشین پولیس نظامی سلطنتی بررسی نشده بودند.

او افزود که هیئت تحقیق در پی جمع‌آوری شهادت خانواده‌های افغان است که بستگان خود را در این عملیات از دست داده‌اند.

به گفته این قاضی، شماری از نظامیان بریتانیایی و افراد دیگر نیز پیش‌تر درباره شیوه اجرای عملیات نیروهای ویژه در افغانستان ابراز نگرانی کرده بودند و هیئت تحقیق شهادت‌های گسترده‌ای در این زمینه دریافت کرده است.

  • نیروهای ویژه بریتانیا «برای تفریح زندانیان افغان را از ارتفاع پرتاب می‌کردند»

    نیروهای ویژه بریتانیا «برای تفریح زندانیان افغان را از ارتفاع پرتاب می‌کردند»

هفته گذشته، پولیس نظامی بریتانیا شواهدی درباره احتمال ارتکاب «جرایم جدی» از سوی نیروهای ویژه این کشور در افغانستان دریافت کرده است، موضوعی که می‌تواند به پیگرد قضایی برخی از این کماندوها منجر شود.

جلسات علنی این تحقیق در ماه‌های اکتوبر و نوامبر ادامه خواهد یافت.