ترکیه، قطر، پاکستان و اندونیزیا توافقنامه همکاری نظامی امضا کردند

ترکیه، قطر، پاکستان و اندونیزیا روز چهارشنبه توافقنامهای را با هدف گسترش همکاریهای دفاعی، تقویت تواناییهای نظامی و توسعه صنایع دفاعی امضا کردند.

ترکیه، قطر، پاکستان و اندونیزیا روز چهارشنبه توافقنامهای را با هدف گسترش همکاریهای دفاعی، تقویت تواناییهای نظامی و توسعه صنایع دفاعی امضا کردند.
به گزارش رویترز، ترکیه، قطر، پاکستان و اندونیزیا «تفاهمنامه بدر» را در دوحه امضا کردند. وزارت دفاع ترکیه گفت که این تفاهمنامه برای گسترش همکاریهای دفاعی میان چهار کشور امضا شده است.
به گفته این وزارت، چهار کشور در تولید تجهیزات نظامی، افزایش توان دفاعی، آموزشهای فنی و نظامی و تحقیقات برای ساخت و بهبود تجهیزات همکاری خواهند کرد. وزارت دفاع ترکیه افزود که استفاده از امکانات تولیدی این کشورها، به رشد صنایع دفاعی و تأمین نیازهای نظامی کشورهای متحد و دوست کمک میکند.
هالوک گورگون، رئیس اداره صنایع دفاعی ترکیه، گفت که این تفاهمنامه راه را برای تولید مشترک تجهیزات و توسعه فناوریهای نظامی باز میکند. او افزود که چهار کشور میتوانند با تبادل فناوری و استفاده از تواناییهای یکدیگر، پروژههای مشترک را عملی و تولید داخلی خود را تقویت کنند.
ترکیه در سالهای اخیر روابط دفاعی خود را با کشورهای خلیج فارس گسترش داده است. این کشور در قطر پایگاه نظامی دارد و با اندونیزیا نیز در زمینه صنایع دفاعی همکاری نزدیک دارد.
ترکیه در ماه اگست امسال نیز با پاکستان و عربستان سعودی پیمان دفاعی متقابل امضا کرد. بر اساس این پیمان، حمله به هر یک از این کشورها، حمله به دیگر طرفهای پیمان تلقی میشود.

در حالیکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا اعلام کرده زمان آن فرارسیده که اوکراین به جنگ پایان دهد، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه امریکا، چهارشنبه ۲۹ میزان با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه دیدار خواهد کرد. آقای ویتکاف روز سهشنبه با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین دیدار کرد.
یک مقام امریکایی، سهشنبه ۲۸ میزان مذاکرات استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه ترامپ با ولودیمیر زلنسکی در اسلو، پایتخت ناروی را «سازنده» توصیف کرد.
بهگزارش رویترز، این مقام امریکایی گفت اوکراین در مذاکرات اسلو، که رهبران ناروی و فنلند و نمایندگان اروپا و ناتو نیز در آن حضور داشتند، ایدهها و پیشنهادهای تازهای ارائه کرد و شرکتکنندگان در مسیر دستیابی به رویکردی هماهنگ برای تعامل با روسیه، «پیشرفت معناداری» داشتند.
این مقام که به شرط ناشناس ماندن سخن میگفت، اعلام کرد مذاکرات بر «عناصر کلیدی یک چارچوب جامع صلح» متمرکز بود؛ از جمله تضمینهای امنیتی برای اوکراین، طرح اقتصادی دوران پس از جنگ و ساختار گستردهتر امنیتی اروپا.
بهگفته این مقام، ویتکاف تلاش خواهد کرد «مسیر را برای مذاکرات مستقیم سهجانبه و مذاکرات چندجانبه گستردهتر هموار کند».
زلنسکی با هدف ترمیم روابط با واشنگتن به اسلو سفر و با فرستادگان ویژه امریکا دیدار کرد.
روابط زلنسکی و ترامپ در پی نزدیک شدن رئیسجمهور امریکا به مسکو، به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است. کییف از توقف ارائه حمایتهای نظامی حیاتی و اطلاعات اطلاعاتی از سوی واشنگتن شکایت کرده است.
زلنسکی پس از نشست اسلو و گفتوگوی تلفنی پیشین خود با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، در یک نشست خبری اعلام کرد اوکراین بار دیگر هشدارهای زودهنگام درباره حملات موشکی روسیه را دریافت میکند.
او گفت: «اکنون این سامانه کار میکند و عالی است.»
زلنسکی افزود که با روبیو درباره تامین موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت و همچنین سامانه ماهوارهای استارلینک گفتوگو کرده است. کییف پیشتر شکایت کرده بود که استارلینک هنگام نصب روی تجهیزات پرسرعت، مانند پهپادها، از کار میافتد.
اقدامات اخیر ترامپ در جهت نزدیکی به مسکو، از جمله توافق برای خرید گازوئیل روسیه و معافیت از تحریمهای جدید، با مخالفت اعضای هر دو حزب در کنگره امریکا و نگرانی پایتختهای اروپایی روبهرو شده است.
زلنسکی گفت درباره تضمینهای امنیتی «مشابه ماده پنج» گفتوگو کرده است؛ اشارهای به ماده پنج پیمان ناتو که بر اساس آن، حمله به یکی از اعضای این ائتلاف، حمله به همه اعضا تلقی میشود.
او گفت: «از طرف امریکایی سپاسگزارم که بار دیگر تاکید کرد این تضمینها محکم خواهند بود.»
زلنسکی بار دیگر تاکید کرد اوکراین امیدوار است در نشستی سهجانبه با حضور رهبران اوکراین، روسیه و امریکا، درباره مسائل کلیدی مربوط به چگونگی پایان دادن به جنگ گفتوگو کند.
یوناس گار استوره، نخستوزیر ناروی، در نشستی خبری اعلام کرد مذاکرات اسلو خوب و سازنده بوده است.
الکساندر استوب، رئیسجمهور فنلند، نیز در این نشست افزود: «فکر میکنم روند صلح دوباره به مسیر درست بازگشته است.»
واشنگتن اتهام ایجاد مانع عمدی در تلاشهای جنگی اوکراین را رد کرده است. با این حال، ترامپ بارها زلنسکی را سرزنش کرده و خواستار جایگزینی او شده است.
ترامپ سهشنبه از اوکراین خواست برای پایان دادن به جنگ به توافق برسد و گفت مسکو خواهان نهایی شدن چنین توافقی است.
او به خبرنگاران گفت: «اوکراین باید بخواهد که این جنگ را پایان دهد.»
ترامپ همچنین تلویحا گفت مسکو در میدان نبرد دست بالا را دارد، زیرا «روسیه ماشین بزرگی است؛ آنها فقط به پیشروی فرسایشی خود ادامه میدهند و همین کاری است که تاکنون کردهاند. آنها بخش بسیار بزرگی از خاک را تصرف کردهاند.»
وزارت امور خارجه امریکا سهشنبه ۲۸ میزان اعلام کرد که دولت دونالد ترامپ، از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری او تاکنون بیش از ۳۰۰ هزار ویزای امریکا را لغو کرده است.
این اقدام در حالی صورت گرفته که دولت فدرال همچنان به اجرای سیاستهای گسترده و سختگیرانه خود در زمینه مهاجرت ادامه میدهد.
این آمار نشاندهنده شتاب گرفتن روند لغو ویزاها در هفتههای اخیر است.
وزارت امور خارجه امریکا در آخرین گزارش قبلی خود، که ۱۰ اگست منتشر شد، شمار ویزاهای لغوشده از آغاز دوره کنونی ریاستجمهوری ترامپ در جنوری ۲۰۲۵ را بیش از ۱۷۵ هزار مورد اعلام کرده بود.
ترامپ میگوید هدف از سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی و کارزار اخراج مهاجران، تقویت امنیت داخلی امریکاست.
با این حال، مدافعان حقوق بشر میگویند این اقدامات، حقوق مربوط به دادرسی عادلانه و آزادی بیان را نقض کرده و محیطی ناامن به وجود آورده است؛ بهویژه برای اقلیتهای قومی که نسبت به برخوردهای تبعیضآمیز بر اساس نژاد و قومیت ابراز نگرانی کردهاند.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، هنگام اعلام آمار جدید در شبکه اجتماعی اکس گفت دولت ترامپ «بیش از هر دولت دیگری در تاریخ امریکا، با سرعت بیشتری ویزاها را لغو کرده است».
پیگوت گفت دولت امریکا در قبال «اتباع خارجی دارای ویزا که قانون را نقض میکنند، مرتکب تقلب میشوند یا امنیت ملی ما را به خطر میاندازند، هیچگونه تساهلی نشان نمیدهد».
از جمله موارد لغو ویزا که با محکومیت شدید مدافعان حقوق بشر روبهرو شده، لغو ویزای معترضان خارجی حامی فلسطین است که علیه حملات اسرائیل، متحد امریکا، به غزه تظاهرات کردهاند.
ویزای برخی اتباع خارجی نیز بهدلیل اظهارنظرهایشان در شبکههای اجتماعی درباره ترور چارلی کرک، مفسر سیاسی محافظهکار، لغو شده است.
دولت ترامپ علاوه بر تلاش برای اخراج معترضان خارجی، نظارت و بررسی فعالیتهای مهاجران و متقاضیان ویزا در شبکههای اجتماعی را نیز تشدید کرده است.
مدافعان حقوق بشر میگویند دولت امریکا با استناد به ملاحظات امنیت ملی، منتقدان خود را هدف قرار داده و از موارد پراکنده تقلب بهعنوان بهانهای برای هدف قرار دادن گسترده جوامع مهاجر، از جمله جامعه سومالیاییتباران امریکا در ایالت مینهسوتا، استفاده کرده است.
ترامپ در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ با وعده جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی وارد رقابت شد، اما دولت او مهاجرت قانونی را نیز از جمله با وضع هزینههای سنگین برای صدور برخی انواع ویزای کار دشوارتر کرده است.
سه مقام ارشد ایرانی و یک منبع آگاه به رویترز گفتند که تهران عمداً مذاکرات با امریکا را طولانی کرده تا پیش از انتخابات میاندورهای کانگرس، موقعیت سیاسی دونالد ترامپ را تضعیف کند.
به گفته آنان، بیاعتمادی به واشنگتن و نگرانی از حملات دوباره امریکا و اسرائیل، تمایل ایران به توافق فوری را کاهش داده است.
خبرگزاری رویترز روز سهشنبه، ۲۸ میزان گزارش داد که این مقامها به شرط فاشنشدن نامشان گفتهاند تهران انتظار دارد دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، برای شکستن بنبست جنگ هشتماهه، بار دیگر به حملات نظامی متوسل شود.
یکی از این مقامها گفت: «ایران برای حملات دوباره اسرائیل و امریکا آماده میشود، نه برای توافق با امریکا بهمنظور پایاندادن به جنگ.» او افزود که رهبران جمهوری اسلامی مصمماند اجازه ندهند ترامپ از توافق احتمالی با ایران بهعنوان یک پیروزی سیاسی استفاده کند.
سعید لیلاز، تحلیلگر ایرانی، نیز به رویترز گفت که تهران با طولانیکردن مذاکرات، «بدون انجام هیچ اقدام غیرقانونی، بر انتخابات امریکا تأثیر میگذارد.»
جنگ میان ایران و امریکا در ماه فبروری، با حملات مشترک امریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد. ادامه جنگ، افزایش قیمت دیزل و پترول و نگرانیهای اقتصادی در امریکا، محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.
براساس تازهترین نظرسنجی رویترز و ایپسوس، میزان محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح خود رسیده است. نظرسنجیها همچنین نشان میدهند که افزایش قیمت پترول ممکن است به زیان حزب جمهوریخواه در انتخابات سوم نوامبر، برابر با ۱۲ عقرب، تمام شود.
ترامپ بارها گفته است که انتظار دارد قیمت نفت پس از انتخابات کاهش یابد، اما تاکنون برنامه مشخصی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز ارائه نکرده است.
ایران از آغاز جنگ با تهدید و حمله به کشتیها، رفتوآمد دریایی از تنگه هرمز را بهشدت محدود کرده است. در مقابل، محاصره دریایی امریکا و تحریمهای تجارتی درآمد صادرات نفت ایران را کاهش داده و بحران اقتصادی این کشور را تشدید کرده است.
مقامهای ایرانی به رویترز گفتهاند که تهران حاضر نیست پیش از انتخابات امریکا امتیازهایی بدهد که موقعیت سیاسی ترامپ را تقویت کند. به باور آنان، احتمال دستیابی به توافق پیش از این انتخابات بسیار اندک است.
اختلاف بر سر برنامه هستهای و بازگشایی تنگه هرمز
واشنگتن تحت فشار اسرائیل خواهان آن است که برنامه هستهای ایران از آغاز مذاکرات در دستور کار قرار گیرد. امریکا و کشورهای غربی مدعیاند که این برنامه ابعاد نظامی دارد، اما تهران تأکید میکند که فعالیتهای هستهای آن صرفاً صلحآمیز است.
در مقابل، ایران خواهان اجرای شروط خود در قالب یک طرح هفتروزه پیش از آغاز مذاکرات هستهای است.
براساس پیشنهاد تهران که از طریق میانجیهای قطری به امریکا ارائه شده، ایران حاضر است ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز کند، مشروط بر اینکه کنترول آن همچنان در اختیار تهران باقی بماند.
ایران در برابر این اقدام، پایان محاصره دریایی امریکا، کاهش ممنوعیت صادرات نفت، آزادسازی داراییهای مسدودشده و توقف درگیریها علیه ایران و متحدان آن در لبنان و یمن را خواسته است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز یکشنبه گفت که این پیشنهاد همچنان پابرجاست و پیامها از طریق میانجیها میان تهران و واشنگتن ردوبدل میشود. با این حال، مقامهای ایرانی میگویند که تهران به تعهد امریکا به راهحل دیپلوماتیک اعتماد ندارد.
یکی از این مقامهای ایرانی به رویترز گفت که حملات نظامی امریکا و اسرائیل در جریان دورههای پیشین مذاکرات، اعتماد جمهوری اسلامی به واشنگتن را از بین برده است.
در ماه جون ۲۰۲۵، حمله اسرائیل به ایران برنامه برگزاری ششمین دور مذاکرات هستهای ایران و امریکا در عمان را برهم زد. در ماه فبروری امسال نیز امریکا و اسرائیل اندکی پس از پایان یک دور دیگر مذاکرات و در حالی که گفتوگوهای فنی بیشتری برنامهریزی شده بود، حملات خود را علیه ایران آغاز کردند.
نگرانی تهران از تلاش امریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه در واشنگتن، به رویترز گفت که رهبران جمهوری اسلامی آشکارا میخواهند به موقعیت سیاسی ترامپ آسیب بزنند.
او افزود: «اما مسئله اساسی این است که تهران باور دارد ترامپ به دنبال تغییر رژیم است و از سیاست بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای سرنگونی حکومت ایران پیروی میکند.»
این نگرانی در حالی مطرح میشود که پیت هگست، وزیر دفاع امریکا، روز دوشنبه در سفری از پیش اعلامنشده به اسرائیل، با نتانیاهو درباره ایران گفتوگو کرد.
سه مقام اسرائیلی به رویترز گفتهاند که این دیدار یک هفته پیش از انتخابات پارلمانی اسرائیل برگزار شد، انتخاباتی که موقعیت سیاسی نتانیاهو در آن با خطر روبهرو است.
به گزارش رویترز، طولانیشدن مذاکرات و ادامه وضعیت نامشخص جنگ، هزینههای سنگینی نیز برای ایران داشته است.
اقتصاد ایران زیر فشار جنگ، تحریمها و محاصره دریایی امریکا با بحران شدیدی روبهروست. افزایش هزینههای زندگی و ناامیدی عمومی نیز فشار بیشتری بر حکومت وارد کرده است.
در جریان سرکوب اعتراضات ضدحکومتی در اواخر سال گذشته میلادی و اوایل امسال، هزاران نفر کشته شدند.
براساس آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه در ماه سپتامبر به ۷۳.۶ درصد رسید. ارزش ریال ایران نیز از زمان برقراری دوباره محاصره دریایی امریکا در ماه جولای، نزدیک به ۳۵ درصد در برابر دالر کاهش یافته است.
دادههای شرکت اطلاعات انرژی ورتکسا نشان میدهد که صادرات نفت خام ایران از مسیر دریا در هفته دوم سپتامبر به صفر رسید. این در حالی است که میانگین صادرات روزانه ایران در آغاز همان ماه، حدود ۲۳۰ هزار بشکه بود.
به گفته این شرکت، صادرات دریایی نفت خام ایران تا پنجم اکتوبر همچنان در سطح صفر باقی مانده بود.
ناظران میگویند اعتراضات گسترده و خشونتبار در فرانسه، فضای سیاسی این کشور را بیش از پیش به سود جریانهای چپ و راست افراطی تغییر داده است.
سولن دو روایه، ستوننویس روزنامه لوموند، در یادداشتی نوشت که امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در برابر بحران کنونی ناتوان به نظر میرسد. به باور او، اعتراضات اخیر میتواند آغاز فروپاشی میراث سیاسی مکرون بهعنوان سیاستمداری میانهرو و تکنوکرات باشد.
این بحران تنها به فرانسه محدود نیست. احزاب میانهرو در دیگر کشورهای بزرگ اروپا نیز در حال از دست دادن حمایت عمومیاند. رشد ضعیف اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و ناامیدی جوانان از آینده، رأیدهندگان را به سوی احزاب پوپولیست چپ و راست سوق داده است.
روزنامه نیویارک تایمز در گزارشی تحلیلی با عنوان «این بحران تنها به فرانسه محدود نیست، میانه سیاسی اروپا در حال فروپاشی است» نوشته است که اعتراضات خشونتآمیز فرانسه نشانهای از بحران عمیقتر دموکراسیهای اروپایی است.
استیون ارلانگر، خبرنگار ارشد این روزنامه در اروپا، مینویسد که بسیاری از شهروندان، بهویژه جوانان و کارگران، دیگر به توانایی احزاب سنتی برای بهبود زندگی خود اعتماد ندارند. به باور آنان، احزاب چپ و راست میانه تفاوت چندانی ندارند و رهبرانشان، که عمدتاً از نخبگان تحصیلکردهاند، ارتباط خود را با مشکلات مردم عادی از دست دادهاند.
به تحلیل نیویارک تایمز، این نارضایتی به سود احزاب افراطی تمام شده است. در فرانسه، حزب راست افراطی «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن و حزب چپ رادیکال «فرانسه تسلیمناپذیر» به رهبری ژانلوک ملانشون حمایت بیشتری جلب کردهاند. در آلمان نیز احزاب «آلترناتیو برای آلمان» در راست افراطی و «دی لینکه» در چپ، بخشی از رأیدهندگان ناراضی را جذب کردهاند.
بحران اعتماد به دموکراسی
نظرسنجیهای مرکز تحقیقاتی پیو نشان میدهد که نارضایتی از عملکرد دموکراسی در شماری از کشورهای اروپایی به سطح نگرانکنندهای رسیده است.
براساس این نظرسنجیها، ۶۹ درصد شهروندان فرانسه از شیوه عملکرد دموکراسی در کشورشان ناراضیاند. این رقم در اسپانیا ۶۸ درصد، در ایتالیا ۶۲ درصد و در پولند ۴۷ درصد است. در امریکا نیز ۶۹ درصد پاسخدهندگان از عملکرد دموکراسی ابراز نارضایتی کردهاند.
دارون عجماوغلو، اقتصاددان برنده جایزه نوبل و استاد دانشگاه امآیتی، در گفتوگو با نیویارک تایمز یکی از دلایل اصلی این وضعیت را بیتوجهی سیاستمداران به نیازهای مردم میداند.
او گفت: «ما دموکراسی را امری بدیهی و تضمینشده فرض کردیم.»
عجماوغلو معتقد است که دموکراسی لیبرال نتوانسته به وعدههای خود در برابر شهروندان عادی، بهویژه طبقه کارگر، وفا کند. او تأکید کرد: «اگر قرار است لیبرالیسم دوباره جان بگیرد، باید طبقه کارگر در مرکز آن قرار داشته باشد.»
به باور او، مشکل صرفاً افزایش محبوبیت احزاب افراطی نیست، بلکه احزاب میانهرو در تأمین رفاه اقتصادی و حفظ ارتباط با رأیدهندگان سنتی خود ناکام ماندهاند.
چرا طبقه کارگر از احزاب سنتی فاصله گرفته است؟
به نوشته نیویارک تایمز، عجماوغلو که در کتاب تازه خود با عنوان «چه بر سر دموکراسی لیبرال آمد؟» به بررسی این بحران پرداخته، دو عامل اساسی را در تضعیف دموکراسیهای غربی شناسایی میکند.
نخستین عامل، ناکامی در تأمین رفاه اقتصادی مشترک است. به گفته او، طی نیمقرن گذشته، جهانیشدن اقتصاد، گسترش اتوماسیون و افزایش شدید نابرابری، فشار سنگینی بر طبقه کارگر وارد کرده است.
کارگرانی که زمانی از مشاغل باثبات، درآمد مناسب و چشمانداز روشن برای پیشرفت اجتماعی برخوردار بودند، اکنون با ناامنی شغلی و کاهش قدرت خرید مواجهاند. ظهور هوش مصنوعی نیز نگرانیهای تازهای درباره آینده مشاغل آنان ایجاد کرده است.
عجماوغلو میگوید رهبران سیاسی فراموش کردهاند که یکی از مهمترین تعهدات آنان در برابر رأیدهندگان، رسیدگی به نیازهای اساسی زندگی روزمره است. به باور او، وقتی حکومتها از انجام این وظایف بازمیمانند، اعتماد مردم به نهادهای دموکراتیک کاهش مییابد.
دومین عامل، چیزی است که عجماوغلو آن را «ظهور سیاست فرهنگی از بالا به پایین» مینامد. او معتقد است که در دهههای اخیر، نخبگان دانشگاهی و تحصیلکرده نفوذ گستردهای در احزاب سنتی، از جمله احزاب سوسیالیست و کارگری، پیدا کردهاند.
به گفته او، این نخبگان در مواردی نگرانیهای فرهنگی و اجتماعی رأیدهندگان سنتی خود را نادیده گرفته یا با نگاهی تحقیرآمیز به آنها برخورد کردهاند. در نتیجه، بخشی از کارگران که زمانی حامی احزاب چپ میانه بودند، اکنون به سوی احزاب پوپولیست راست افراطی یا چپ رادیکال گرایش پیدا کردهاند.
اعتراضات فرانسه، نشانه بحرانی گستردهتر
استیون ارلانگر اعتراضات اخیر فرانسه را نمونه آشکاری از این نارضایتی میداند. اعتراضاتی که ابتدا در واکنش به کمبود بودجه مکاتب آغاز شد، بهسرعت گسترش یافت و کارگران و بازنشستگان ناراضی از تورم، افزایش قیمت انرژی و هزینههای بالای قرضه را نیز دربر گرفت.
این اعتراضات در شماری از شهرها به خشونت و آشوب کشیده شد و فشار سیاسی بر حکومت امانوئل مکرون را افزایش داد.
بنا به تحلیل نیویارک تایمز، گسترش اعتراضات نشان میدهد که نارضایتی از حکومت فرانسه تنها به یک سیاست مشخص محدود نیست، بلکه به مشکلات اقتصادی و کاهش اعتماد به ساختار سیاسی کشور ارتباط دارد.
این روزنامه همچنین پیشبینی میکند که خشونتهای همراه با اعتراضات ممکن است به سود مارین لوپن تمام شود، زیرا حزب او سالهاست که موضوع مهاجرت، ناامنی و ضعف حکومت در حفظ نظم عمومی را در مرکز تبلیغات سیاسی خود قرار داده است.
استیون سوکول، رئیس شورای امریکایی امور آلمان، در گفتوگو با نیویارک تایمز گفت که احزاب میانهرو برای بازسازی اعتماد عمومی باید نشان دهند که نهتنها صدای رأیدهندگان را میشنوند، بلکه مشکلات آنان را نیز درک میکنند.
او گفت: «وجه مشترک همه این کشورها، مردمی هستند که احساس میکنند که کسی به آنها توجه نمیکند و سهمی از رفاه و امنیتی ندارند که در اطراف خود میبینند.»
به باور سوکول، همین احساس محرومیت و کنار گذاشتهشدن، زمینه حمایت از احزاب مخالف ساختار سیاسی موجود را فراهم کرده است.
آلمان و فروپاشی پایگاه احزاب بزرگ
نیویارک تایمز آلمان را نمونه دیگری از تضعیف احزاب سنتی میداند. از پایان جنگ جهانی دوم، سیاست آلمان عمدتاً زیر نفوذ دو جریان بزرگ قرار داشت: اتحاد دموکرات مسیحی و متحد باواریایی آن، اتحاد سوسیال مسیحی، در جناح راست میانه و حزب سوسیال دموکرات در جناح چپ میانه.
این احزاب که در آلمان به «احزاب مردمی» معروفاند، برای دههها بخش بزرگی از جامعه را نمایندگی میکردند و بهتناوب قدرت را در اختیار داشتند. اما به گفته سوکول، پایگاه اجتماعی این احزاب بهتدریج کوچک شده و شمار بیشتری از کارگران و جوانان به سوی جریانهای رادیکال گرایش پیدا کردهاند.
ائتلاف کنونی احزاب سنتی نیز با اختلافات داخلی، نارضایتی عمومی و مشکلات اقتصادی روبهرو است. افزایش هزینههای زندگی، رشد ضعیف اقتصادی و نگرانیهای امنیتی به کاهش محبوبیت حکومت دامن زده است.
نوربرت روتگن، از چهرههای برجسته حزب دموکرات مسیحی آلمان، بخشی از این بحران را نتیجه سیاستهای دوران حکومت آنگلا مرکل میداند. او در گفتوگو با نیویارک تایمز گفت که حزب دموکرات مسیحی در دوران مرکل بیش از اندازه به خط میانه سیاسی نزدیک شد و در برابر چالشهای آشکار، سیاستی محتاطانه در پیش گرفت.
روتگن این رویکرد را چنین توصیف کرد: «هیچ خطری را نمیپذیرفت، حتی در برابر چالشهای آشکار.»
به گفته او، افزایش مهاجرت، کاهش بازار صادراتی آلمان در چین، تشدید تنشها با روسیه و رشد ضعیف اقتصادی از جمله مشکلاتی بودند که به پاسخهای جدی نیاز داشتند.
روتگن معتقد است که حرکت حزب دموکرات مسیحی به سوی مرکز و استقبال مرکل از مهاجرت گسترده، بخشی از رأیدهندگان محافظهکار سنتی این حزب را از آن دور کرد.
این وضعیت به حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان فرصت داد تا بخشی از رأیدهندگان کارگر و محافظهکار را جذب کند. روتگن در عین حال به دشواری تشکیل اکثریت سیاسی برای اجرای اصلاحات اشاره کرد و گفت: «اما برای رسیدگی جدی به مشکلات ما، به اکثریت نیاز داریم و این تناقض ماست.»
او درباره حزب سوسیال دموکرات نیز گفت که نخبگان روشنفکر و دانشگاهیان چپگرا «حزب را تصرف کردند و ارتباط آن را با رأیدهندگان سنتیاش از میان بردند.»
براساس میانگین نظرسنجیهای مورد استناد نیویارک تایمز، حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان با حدود ۲۸ درصد حمایت در صدر قرار دارد. اتحاد دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی حدود ۱۹.۸ درصد، سبزها ۱۵ درصد، سوسیال دموکراتها ۱۳.۱ درصد و حزب لینک ۱۱.۳ درصد حمایت دارند.
این پراکندگی آرا تشکیل ائتلافهای باثبات را دشوار کرده و احزاب میانهرو را در برابر تصمیمهای پیچیدهای قرار داده است.
دموکرات مسیحیها درباره نزدیکشدن به حزب آلترناتیو برای آلمان اختلاف دارند، در حالی که سوسیال دموکراتها بر سر حرکت بیشتر به سوی چپ برای مقابله با رقابت سبزها و دی لینکه دچار اختلاف شدهاند.
آینده سیاسی اروپا در معرض دگرگونی
به نوشته نیویارک تایمز، بحران احزاب میانهرو به فرانسه و آلمان محدود نیست. در بریتانیا نیز حزب کارگر و حزب محافظهکار در انتخابات سال ۲۰۲۴، رویهمرفته کمترین سهم آرا را در بیش از یک قرن به دست آوردند.
حزب راستگرای اصلاح بریتانیا نیز در سال گذشته در نظرسنجیها رشد چشمگیری داشت، هرچند پس از آن تا حدی از میزان حمایتش کاسته شد.
در ایتالیا، جورجیا ملونی، نخستوزیر راستگرا، با رقابت جریانهایی روبهرو شده که مواضع تندروانهتری دارند. در شماری از کشورهای دیگر، از جمله جمهوری چک، فنلند، سلواکیا و کرواسیا نیز احزاب راست افراطی در حکومت مشارکت دارند.
آلبرتو آلمانو، استاد حقوق اروپا در مدرسه عالی بازرگانی پاریس، به نیویارک تایمز گفت که نفوذ احزاب راست افراطی به حکومتهای ائتلافی محدود نمیشود و حتی در کشورهایی مانند اسلوونیا، بقای حکومت به حمایت بیرونی این جریانها وابسته شده است.
با نزدیکشدن انتخابات مهم در اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و پولند، کارشناسان نسبت به افزایش پراکندگی سیاسی و دشوارترشدن تشکیل حکومتهای باثبات هشدار میدهند.
ایوان کراستف، پژوهشگر موسسه علوم انسانی ویانا، در گفتوگو با نیویارک تایمز پیشبینی کرد که اروپا با «دگرگونی بزرگی» در ساختار سیاسی خود روبهرو خواهد شد. او گفت که ائتلافهای راستگرا ممکن است ناگزیر به همکاری با احزاب کوچک راست افراطی شوند و این احزاب بتوانند سیاستهای حکومت را تحت تأثیر قرار دهند.
کراستف هشدار داد که چنین احزابی «احزاب بزرگتر راست را گروگان خواهند گرفت و ممکن است مانع حرکت آنها به سوی مرکز شوند.»
نیویارک تایمز انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در بهار آینده را یکی از مهمترین آزمونهای سیاسی اروپا میداند. به تحلیل این روزنامه، پیروزی احتمالی مارین لوپن میتواند پیامدهای گستردهای برای اتحادیه اروپا، واحد پول یورو، ناتو و حمایت کشورهای اروپایی از اوکراین داشته باشد.
آیا احزاب میانهرو میتوانند اعتماد عمومی را بازسازی کنند؟
با وجود هشدارها درباره بحران دموکراسی لیبرال، دارون عجماوغلو معتقد است که احزاب سنتی هنوز امکان بازسازی پایگاه اجتماعی خود را دارند، مشروط بر اینکه سیاستهای اقتصادی و اجتماعیشان را تغییر دهند.
او پیشنهاد میکند که جریانهای دموکراتیک نوعی «پوپولیسم فراگیر» را در پیش بگیرند که نارضایتی مردم را به جای طرد گروههای اجتماعی، در جهت مشارکت گستردهتر و تأمین منافع عمومی هدایت کند.
عجماوغلو در گفتوگو با نیویارک تایمز گفت: «محور اصلی باید ایجاد شغل، افزایش دستمزدها و فراهمکردن مسیرهای پیشرفت شغلی برای افرادی باشد که تحصیلات دانشگاهی ندارند و از مهارتهای گوناگون برخوردارند.»
او افزود: «باید برنامهای برای رفاه مشترک وجود داشته باشد و به همین دلیل، هوش مصنوعی و شیوه استفاده از آن اهمیت اساسی دارد.»
به باور این اقتصاددان، احزاب میانهرو تنها زمانی میتوانند اعتماد ازدسترفته را بازسازی کنند که به نگرانیهای واقعی مردم درباره کار، درآمد، خدمات عمومی و آینده فرزندانشان پاسخ دهند.
گزارش نیویارک تایمز نشان میدهد که بحران کنونی اروپا صرفاً رقابت میان احزاب سنتی و جریانهای پوپولیست نیست، بلکه به پرسشی اساسی درباره توانایی دموکراسیهای لیبرال برای تأمین رفاه اقتصادی، نمایندگی سیاسی و حفظ اعتماد شهروندان تبدیل شده است.
مقامهای ارشد ایران در دیدار با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان اعلام کردند که تهران تا زمان برآوردهشدن خواستههایش حاضر به مذاکره با امریکا نیست. این موضع در حالی مطرح شده که پاکستان برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن تلاش میکند.
رسانههای ایرانی روز سهشنبه گزارش دادند که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران در دیدار با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران درباره میانجیگری اسلامآباد میان ایران و امریکا و تحولات منطقه گفتوگو کرده است.
براساس گزارش نورنیوز، این دیدار در چارچوب تلاشهای پاکستان برای کاهش تنش میان ایران و امریکا انجام شده است.
پاکستان از میانجیهای اصلی میان ایران و امریکاست. میانجیگری اسلامآباد در ماه جوزا به توافق موقت صلح میان تهران و واشنگتن انجامید، اما این توافق که به «یادداشت تفاهم اسلامآباد» شهرت یافت، چند هفته بعد با ازسرگیری درگیریها میان دو کشور از هم پاشید.
عاصم منیر در سفر به تهران با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، نیز دیدار کرد.
براساس گزارش رسانههای ایرانی، قالیباف در این دیدار گفت که امریکا تا زمانی که هفت شرط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز را برآورده نکند، نمیتواند اعتماد ایران را دوباره به دست آورد.
این شروط که ایران ماه گذشته اعلام کرد، شامل پایان محاصره بنادر ایران از سوی امریکا، لغو تحریمهای صادرات نفت و توقف درگیریها در تمامی جبهههای منطقهای است.
محسن رضایی، از مقامهای ارشد امنیتی ایران، نیز در دیدار جداگانه با فرمانده ارتش پاکستان تأکید کرد که تا زمان تحقق خواستههای تهران، هیچ مذاکرهای با واشنگتن انجام نخواهد شد.
رضایی همچنین گفت که تمامی مواد هستهای غنیشده ایران باید در داخل این کشور باقی بماند.
این موضع تکرار سخنان مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران است که پیشتر اعلام کرده بود اورانیوم غنیشده ایران، از جمله ذخایر نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای، نباید به خارج از کشور منتقل شود.
در مقابل، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا اوایل ماه جاری گفت که ایران برای پایاندادن به جنگ هشتماهه با امریکا باید ظرفیت غنیسازی اورانیوم خود را به میزان «معناداری» کاهش دهد.
امریکا، اسرائیل و شماری از کشورهای غربی مدتهاست ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای متهم میکنند. یکی از دلایل این نگرانی، غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد در ایران است که بسیار فراتر از میزان مورد نیاز برای مصارف غیرنظامی و نزدیکتر به سطح ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای است.
با این حال، تهران همواره تأکید کرده که برنامه هستهای آن اهداف صلحآمیز دارد و به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست.
موضع تازه مقامهای ایرانی در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان نشان میدهد که با وجود تلاشهای دیپلوماتیک اسلامآباد، اختلافات تهران و واشنگتن بر سر تحریمها، امنیت منطقهای و برنامه هستهای ایران همچنان مانع ازسرگیری مذاکرات شده است.