طالبان برای ۱۶ مسجد دستکم «۸ میلیون دالر» هزینه کرده است
بررسیهای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که طالبان طی پنج سال گذشته، بیش از ۵۰۰ میلیون افغانی، معادل حدود هشت میلیون دالر، را صرف ساخت و بازسازی دستکم ۱۶ مسجد در ولایتهای مختلف افغانستان کرده است.
این پروژهها شامل ساخت مساجد مجلل در امتداد شاهراهها، در ولایتهای مختلف افغانستان و در محوطه ارگ میشود. شماری از این طرحها به بهرهبرداری رسیدهاند و کار ساخت برخی دیگر همچنان ادامه دارد.
بررسیهای افغانستان اینترنشنال بر پایه دادههای رسمی وزارت فواید عامه، وزارت ارشاد، حج و اوقاف و اطلاعات ارائهشده از سوی والیان طالبان نشان میدهد که این پروژهها در سه محور اصلی، شامل ساخت و بازسازی مساجد، اجرا شده یا همچنان در دست اجرا قرار دارند.
بر اساس این بررسیها، طالبان تاکنون بیش از ۳۲۴ میلیون افغانی را برای اعمار و مرمت ۱۰ مسجد در ولایتهای کابل، هرات، بلخ، قندهار، فراه، میدانوردک و پکتیکا هزینه کرده است.
در میان این پروژهها، مرمت مسجد خواجه عبدالله انصاری در هرات با بودجه ۱۰۷ میلیون افغانی و ساخت مسجد جامع میدانوردک با هزینه ۸۷ میلیون افغانی، از شاخصترین طرحها به شمار میروند.
ساخت مسجد جامع «رسول اکرم» در کابل با هزینه ۲۲ میلیون افغانی در سال ۱۴۰۲ و احداث مسجدی در محوطه اداره امور طالبان با بودجه ۱۹.۹ میلیون افغانی در اسد ۱۴۰۳، از دیگر پروژههای این گروه در زمینه ساخت مساجد به شمار میروند.
بر اساس گزارش اسد ۱۴۰۵ وزارت فواید عامه طالبان، روند ساخت دستکم پنج مسجد در امتداد شاهراههای اصلی ولایتهای هلمند، فراه، نیمروز و هرات، با بودجه مجموعی ۱۶۰.۷ میلیون افغانی، همچنان ادامه دارد. این پروژهها در چارچوب برنامه احداث ۷۵ مسجد در مسیر شاهراههای کشور و به دستور مستقیم هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، روی دست گرفته شدهاند.
با این حال، طالبان جزئیات هزینه مالی برخی از پروژههای بزرگ مذهبی را اعلام نکرده است. از جمله این پروژهها، ساخت مسجد جامع «حسن بصری» در ارگ ریاستجمهوری با ظرفیت پذیرش هزار نمازگزار و طرح احداث مسجدی بزرگ به مساحت ۵۵ هزار متر مربع و با ظرفیت ۲۰ هزار نمازگزار در منطقه کوتهسنگی کابل است.
گسترش ساخت مساجد و مدارس دینی و جهادی و گماشتن افراد وفادار به طالبان در این نهادها، بخشی از راهبرد کلان این گروه برای تقویت بنیانهای ایدئولوژیک و تحکیم حاکمیت خود به شمار میرود. در همین حال، شماری از ناظران و فعالان مدنی ابراز نگرانی میکنند که طالبان با اختصاص بودجههای انکشافی و منابع عمومی به ساخت مساجد، در پی گسترش و ترویج افراطگرایی در سراسر کشور هستند.
این هزینهکردها در حالی صورت میگیرد که فقر گسترده و بحران معیشتی، بخش بزرگی از جمعیت افغانستان را تحت فشار قرار داده است. در پنج سال گذشته، گزارشهای متعددی از افزایش ساختوساز مساجد و مدارس دینی و جهادی در نقاط مختلف کشور منتشر شده است؛ روندی که بازتابدهنده جایگاه محوری نهادهای دینی در اولویتهای فرهنگی و ایدئولوژیک طالبان است.
بر اساس تازهترین گزارش آژانسهای سازمان ملل، نزدیک به ۱۹.۲ میلیون نفر، معادل ۳۸ درصد جمعیت افغانستان، در زمستان پیشرو با ناامنی حاد غذایی در سطح بالا مواجه خواهند شد.
سازمان ملل در هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس خود، از تابآوری مردم افغانستان در برابر درگیریها، فقر، آوارگی و بحرانهای اقلیمی قدردانی کرد.
این سازمان تأکید کرد که به تلاشهای خود برای نجات جان انسانها، حفاظت از حقوق آنان و حمایت از جوامع آسیبپذیر ادامه میدهد.
سازمان ملل متحد در هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس این نهاد، با نشر ویدیویی ویژه درباره وضعیت افغانستان، بر تداوم تعهد خود به حمایت از مردم این کشور در برابر بحرانهای انسانی، اقتصادی و اقلیمی تأکید کرد. این سازمان میگوید با گذشت بیش از هشت دهه از تأسیس ملل متحد، آرمانهای بنیادین این نهاد، از جمله تأمین صلح پایدار، پاسداری از کرامت انسانی و فراهمسازی زمینه برای ساختن آیندهای بهتر، همچنان پابرجاست؛ آرمانهایی که تحقق آنها در شرایط کنونی افغانستان اهمیت ویژهای دارد.
سازمان ملل در این پیام تصویری اعلام کرد که میلیونها شهروند افغانستان همچنان زیر بار سنگین دههها درگیری مسلحانه، فقر گسترده، بیجاشدگی و بحرانهای اقلیمی زندگی میکنند؛ بحرانهایی که پیامدهای آن بر زندگی روزمره مردم سایه افکنده و دسترسی بسیاری از خانوادهها به نیازهای اساسی را با دشواری روبهرو ساخته است.
به گفته این سازمان، زنان و دختران در افغانستان با محدودیتهای شدید اجتماعی و ساختاری مواجهاند. همزمان، خانوادههایی که از کشورهای همسایه به افغانستان بازمیگردند، برای دسترسی به سرپناه مناسب، خدمات اولیه و فرصتهای بازسازی معیشت خود با چالشهای جدی دستوپنجه نرم میکنند.
سازمان ملل در ادامه، به تشریح دامنه فعالیتهای امدادرسانی خود در افغانستان پرداخت و گفت که در بخشهای مختلف، از جمله توزیع کمکهای غذایی اضطراری، بهبود وضعیت تغذیه، ارائه خدمات صحی به مادران و کودکان و اجرای برنامههای سراسری واکسیناسیون، فعالیت میکند. فراهمسازی فرصتهای آموزشی و حمایت از خانوادههای بیجاشده و عودتکننده در بخشهای گوناگون کشور نیز از دیگر محورهای فعالیت این نهاد عنوان شده است.
سازمان ملل همچنین از ادامه عملیات میدانی برای پاکسازی زمینها از ماینها و مواد انفجاری باقیمانده از جنگ خبر داد؛ موادی که همچنان جان غیرنظامیان را تهدید میکنند و مانعی در برابر بازگشت امن مردم به زندگی عادی به شمار میروند.
این نهاد بینالمللی در پیام خود بر اهمیت رعایت حقوق بشر، تضمین مشارکت آزادانه زنان و دختران در جامعه و تداوم گفتوگوها برای دستیابی به صلح و ثبات در افغانستان و منطقه تأکید کرد. به باور این سازمان، تحقق صلح پایدار و ساختن آیندهای عادلانهتر، مستلزم توجه به حقوق اساسی انسانها و فراهمسازی زمینه مشارکت همه اقشار جامعه است.
سازمان ملل تصریح کرد که آرمان ایجاد جهانی صلحآمیزتر و عادلانهتر هنوز بهطور کامل تحقق نیافته و در افغانستان نیز کارهای ناتمام بسیاری باقی مانده است. با این حال، این سازمان تأکید کرد که آینده افغانستان به مردم این کشور تعلق دارد و ملل متحد بهعنوان شریکی متعهد و پایدار، در کنار شهروندان افغانستان باقی خواهد ماند.
بزرگداشت هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد در حالی برگزار میشود که بحران بشری در افغانستان همچنان ابعاد گستردهای دارد. بر بنیاد دادههای «طرح نیازمندیها و پاسخ بشردوستانه سازمان ملل برای سال ۲۰۲۶»، دستکم ۲۱.۹ میلیون نفر، معادل ۴۵ درصد جمعیت افغانستان، به کمکهای فوری بشردوستانه نیاز دارند.
نهادهای بینالمللی، ناامنی شدید غذایی، خشکسالیهای پیهم، موج گسترده بازگشت اجباری پناهجویان، فروپاشی اقتصادی و محدودیتهای طالبان بر آموزش و اشتغال زنان را از عوامل اصلی تشدید این بحران میدانند. این محدودیتها، در کنار دشواریهای اقتصادی و کاهش فرصتهای معیشتی، دسترسی زنان به کار و منابع درآمد را محدود کرده و امنیت اقتصادی بسیاری از خانوادهها را با تهدید جدی روبهرو ساخته است.
تشدید ناامنیها و افزایش سرسامآور هزینههای تحصیل در پی حملات امریکا و اسرائیل به ایران، زندگی و آینده تحصیلی دانشجویان افغان در این کشور را با بحران جدی روبهرو کرده است.
شماری از این دانشجویان در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگویند که ناامنی و فیسهای سنگین دانشگاهها، نهتنها دختران، بلکه دانشجویان پسر افغان را نیز به ترک تحصیل وادار کرده است.
دانشجویانی که در شهرهای تهران، مشهد و یزد با افغانستان اینترنشنال گفتوگو کردهاند، میگویند افزایش چشمگیر فیس دانشگاهها، هزینههای سنگین خوابگاه و تفاوت فاحش قیمت غذا برای دانشجویان افغان و ایرانی، در کنار دشواریهای تمدید اسناد اقامت پس از تحولات نظامی اخیر، ادامه تحصیل را برای آنان به چالشی جدی تبدیل کرده است. به گفته این دانشجویان، شماری از آنان اکنون میان دو گزینه دشوار قرار گرفتهاند: دست کشیدن از تحصیل یا بازگشت به افغانستان زیر حاکمیت طالبان.
کارشناسان هشدار میدهند که تداوم فشارهای مالی و امنیتی میتواند امید به ادامه آموزش را در میان دختران افغان بیش از پیش تضعیف کند؛ دخترانی که پس از محرومشدن از آموزش به دستور طالبان، برای ادامه تحصیل به ایران پناه برده بودند و اکنون نیز با موانع فزایندهای روبهرو شدهاند.
فیسهای دانشگاهی به ارز خارجی؛ مانعی تازه بر سر راه تحصیل
یکی از مهمترین نگرانیهای دانشجویان افغان در ایران، افزایش فیس دانشگاهها و محاسبه آن به ارزهای خارجی، بهویژه یورو و دالر، است؛ تغییری که هزینه تحصیل را برای خانوادههای افغان بهطور چشمگیری افزایش داده است.
بر اساس اطلاعاتی که دانشجویان در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، فیس سالانه مقطع لیسانس که پیشتر بین سه تا ۱۲ میلیون تومان، معادل تقریبی ۳۰ تا ۱۲۰ دالر، بود، اکنون در برخی دانشگاهها به ۵۰۰ یورو، معادل حدود ۱۶۵ میلیون تومان یا یکهزار و ۶۵۰ دالر، رسیده است.
در مقطع ماستری نیز فیس دانشگاهها که پیش از این حدود ۱۵ میلیون تومان، معادل ۱۵۰ دالر، بود، اکنون در برخی موارد به ۸۰۰ یورو، معادل تقریبی ۲۶۴ میلیون تومان یا دو هزار و ۶۴۰ دالر، افزایش یافته است.
وضعیت در مقطع دکتورا نیز از افزایش چشمگیر هزینهها حکایت دارد. به گفته دانشجویان، فیس سالانه این مقطع که پیشتر در بیشتر دانشگاهها بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان، معادل ۲۵۰ تا ۳۰۰ دالر، بود، اکنون به حدود یکهزار و ۶۰۰ یورو، معادل ۵۲۸ میلیون تومان یا پنج هزار و ۲۸۰ دالر، رسیده است.
پرداخت چنین مبالغی برای بسیاری از خانوادههای افغان، بهویژه خانوادههایی که با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، به مانعی جدی در مسیر ادامه تحصیل فرزندانشان تبدیل شده است.
یک سال کارگری برای پرداخت فیس دانشگاه
خانم محمدی، دانشجوی افغان در مقطع ماستری رشته حقوق، یکی از دانشجویانی است که افزایش هزینههای تحصیل او را تا آستانه ترک دانشگاه پیش برده است.
او در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید که افزایش فیس دانشگاه، تأمین هزینههای تحصیل را برایش دشوار کرده و شماری از دانشجویان زن نیز ناگزیر شدهاند دانشگاه را ترک کنند.
خانم محمدی میگوید: «بسیاری از دانشجویان زن دانشگاه خود را ترک کردهاند.»
او میافزاید که پس از افزایش هزینهها، برای یافتن حامی مالی تلاش کرده، اما از عهده پرداخت فیس دانشگاه برنمیآمده است. به گفته او، فشارهای اقتصادی و ناتوانی در تأمین هزینههای زندگی، وضعیت روحیاش را نیز تحت تأثیر قرار داده بود.
این دانشجوی افغان میگوید با وجود تحصیل در مقطع ماستری رشته حقوق، امکان یافتن کار متناسب با رشته و سطح تحصیلاتش را نداشته و ناچار بوده است به کارگری روی بیاورد؛ کاری که درآمد آن حتی برای پرداخت فیس دانشگاه نیز کافی نبوده است.
او میگوید: «میخواستم خودم دانشگاه را ترک کنم؛ خیلی حالم بد بود و نمیتوانستم کار کنم. اینجا هم منی که دانشجوی حقوق در سطح ماستری هستم، نمیتوانم در یک اداره قانون یا کار اداری کار کنم، مجبوریم کارگری کنیم؛ همچنین نمیتوانستم با معاش یا حقوق کارگری خود، شهریه دانشگاه را پرداخت کنم.»
خانم محمدی میافزاید که در نهایت، با تشویق دوستان و اطرافیانش تصمیم گرفت بهجای ترک کامل تحصیل، برای یک سال از دانشگاه مرخصی بگیرد و در این مدت کار کند تا بتواند هزینه ترم بعدی را تأمین کند.
او میگوید: «حالم بد بود و میخواستم واقعاً ترک تحصیل کنم، ولی دوستانم و دوروبریهایم مشوره دادند که ترک تحصیل نکن، برو کار کن؛ مرخصی یا به قول ما در افغانستان تعجیل دانشگاهی بگیر. مرخصی یکساله گرفتم و یک سال کارگری کردم تا بتوانم شهریه ترم بعد خود را واریز کنم.»
دانشگاهها کسری بودجه را از دانشجویان خارجی جبران میکنند
شهیم احمدی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید که دانشگاههای ایران با کمبود منابع مالی روبهرو هستند و میکوشند بخشی از این کمبود را از طریق افزایش هزینههای تحصیلی دانشجویان خارجی جبران کنند.
او میافزاید که افزایش فیسها به ارزهای خارجی، فشار مضاعفی بر دانشجویان افغان وارد میکند؛ زیرا بسیاری از خانوادههای آنان توانایی پرداخت این مبالغ را ندارند.
احمدی میگوید: «دانشگاههای ایران با کسری بودجه روبهرو هستند و تلاش میکنند این شکاف را از جیب دانشجویان خارجی پر کنند؛ اما خانوادههای افغان توان پرداخت مبالغ ارزی را ندارند.»
تفاوت چشمگیر هزینه غذا برای دانشجویان افغان و ایرانی
افزایش هزینههای تحصیل تنها به فیس دانشگاه محدود نمیشود. دانشجویان افغان میگویند تفاوت قیمت غذا برای دانشجویان ایرانی و افغان نیز بار مالی زندگی روزمره آنان را سنگینتر کرده است.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی دانشجویان، بهای یک وعده غذای معمولی در دانشگاه برای دانشجویان ایرانی بین ۳۰ تا ۳۵ هزار تومان، معادل حدود ۳۰ تا ۳۵ سنت دالر، است؛ در حالی که دانشجویان افغان برای همان وعده غذا بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان، معادل حدود سه تا پنج دالر، میپردازند.
به گفته این دانشجویان، هزینه یک وعده غذای معمولی در رستورانتهای بیرون از دانشگاه نیز به حدود ۲۵۰ هزار تومان، معادل دو دالر و ۵۰ سنت، میرسد.
این تفاوت در هزینههای روزمره، در کنار افزایش فیس دانشگاهها، هزینه خوابگاه و مشکلات مربوط به اسناد اقامت، ادامه تحصیل را برای بسیاری از دانشجویان افغان دشوارتر کرده است؛ وضعیتی که به گفته آنان، شماری از دانشجویان را به توقف تحصیل واداشته و آینده آموزشی گروهی دیگر را نیز در هالهای از ابهام قرار داده است.
قیمت غذای معمولی در دانشگاههای ایران
هزینههای سنگین خوابگاه نیز به یکی از موانع جدی ادامه تحصیل دانشجویان افغان در ایران تبدیل شده است. به گفته دانشجویان، در حالی که هزینه خوابگاه برای دانشجویان ایرانی کمتر از یک میلیون تومان، معادل حدود ۳٫۷ دالر است، از دانشجویان افغان بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان، معادل حدود ۷۴ تا ۱۱۰ دالر، مطالبه میشود؛ مبالغی که پرداخت آن برای بسیاری از این دانشجویان، با توجه به وضعیت دشوار اقتصادی خانوادههایشان، خارج از توان مالی آنان است.
صبور بلخی (نام مستعار)، دانشجوی دانشگاه تهران، به افغانستان اینترنشنال گفت دانشجویانی که با پاسپورت یا از طریق بورسیه به ایران آمدهاند، برای تأمین هزینه مسکن و مخارج روزمره زندگی با دشواریهای طاقتفرسا روبهرو هستند.
آقای بلخی میافزاید: «در حالی که در دیگر کشورها از دانشجو حمایت میشود، در اینجا نهتنها هیچ حمایتی نمیکنند، بلکه دولت راههایی سنجیده که حتی از نفس کشیدن ما هم پول میگیرد؛ از تمدید اقامت گرفته تا همه مراحل اداری.»
این دانشجوی دکتورا با اشاره به وخامت وضعیت اقتصادی دختران افغان میگوید که بسیاری از آنان، که پیشتر فرصت خود را صرف آموزش، خیاطی یا دنبالکردن علایق شخصیشان میکردند، اکنون برای تأمین نیازهای اولیه زندگی ناگزیرند دوشادوش اعضای خانواده کار کنند.
او تأکید میکند که حتی فرصتهای محدود اشتغال نیز از میان رفتهاند و شماری از کارگاههای خیاطی ورشکست شدهاند؛ وضعیتی که دختران افغان را به کار با دستمزدهای ناچیز واداشته و فرصت و توان ادامه آموزش را از آنان گرفته است.
آقای بلخی میگوید: «دخترانی که قبلاً وقت خود را صرف آموزش، خیاطی یا علایق شخصی میکردند، اکنون برای بقا دوشادوش خانواده کارگری میکنند. حتی کارگاههای خیاطی ورشکست شدهاند و این دختران با دستمزد ناچیز کار میکنند؛ دیگر رمقی برای آموزش نمانده است.»
پیامدهای جنگ؛ از اخراج از خوابگاه تا بازداشت
پس از جنگ دوازدهروزه و حملات امریکا و اسرائیل به ایران، به گفته دانشجویان، فضای دانشگاهها و خوابگاهها امنیتیتر شد و نگرانیها درباره امنیت و وضعیت اقامت دانشجویان افغان افزایش یافت. شماری از دختران دانشجو از خوابگاهها اخراج شدند و در جریان جابهجایی میان شهرها نیز با بازرسیهای امنیتی و خطر بازداشت روبهرو بودند.
شفیقه (نام مستعار)، دانشجوی رشته نرسینگ، یکی از دانشجویانی است که به گفته خودش، پیامدهای این وضعیت را مستقیماً تجربه کرده است. او در اوج جنگ دوازدهروزه، پس از اخراج از خوابگاه، بازداشت شد و نزدیک به دو هفته را در بازداشتگاه امنیتی سپری کرد.
او به افغانستان اینترنشنال گفت به ظن «جاسوسی برای اسرائیل» شکنجه شد و پس از آزادی به دلیل آسیبهای شدید روانی در شفاخانه بستری گردید و سرانجام ناچار شد به افغانستان بازگردد.
واسع رحمانی، کارشناس آموزش و پرورش، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید مسدودشدن حسابهای بانکی، تأخیر در صدور اسناد اقامت و فشارهای روانی ناشی از این وضعیت، دانشجویان افغان را با موانعی روبهرو کرده که میتواند به حذف تدریجی آنان از نظام آموزش عالی ایران بینجامد.
او تأکید میکند که دانشگاهها و نهادهای مسئول نباید هزینه بحرانهای اقتصادی و ساختاری خود را بر دوش دانشجویان پناهجو بگذارند.
لشکر فاطمیون و امتیاز تحصیلات رایگان
در حالی که دانشجویان عادی افغان از افزایش فیس دانشگاهها و مطالبه هزینههای تحصیلی به دالر و یورو شکایت دارند، منابع مطلع به افغانستان اینترنشنال میگویند اعضا و خانوادههای وابسته به لشکر فاطمیون از امتیازهای ویژهای در زمینه تحصیلات عالی برخوردارند و از پرداخت فیس دانشگاه معافاند.
به گفته این منابع، فرزندان و خانوادههای کشتهشدگان این لشکر از طریق سهمیههای بنیاد شهید، از تحصیل و خوابگاه رایگان در دانشگاهها بهرهمند میشوند.
جواد بردیا، کارشناس امنیتی، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید جمهوری اسلامی ایران از نظام آموزش عالی بهعنوان ابزاری برای پاداشدهی به وفاداری نظامی استفاده میکند.
او با اشاره به تفاوت وضعیت دانشجویان وابسته به لشکر فاطمیون و دانشجویان مستقل افغان میگوید اعضای این لشکر به دلیل مشارکت در جنگ سوریه، از معافیت کامل فیس دانشگاه، خوابگاههای اختصاصی و روند آسانتر دریافت اقامت برخوردار میشوند؛ در حالی که دانشجویان مستقل، بهویژه دخترانی که پس از محرومشدن از آموزش در افغانستان به ایران پناه بردهاند، برای تأمین هزینههای تحصیل و زندگی با فشارهای فزاینده اقتصادی روبهرو هستند.
آقای بردیا میپرسد: «کدام عضو وابسته به این ساختار به دلیل نداشتن فیس از دانشگاه اخراج شد؟ بر سر کدام خانواده نظامی برای تخلیه خوابگاه فشار آمد؟ حتی اسناد اقامت این افراد بدون معطلی صادر میشود.»
این کارشناس امنیتی معتقد است اگر تفاوت هزینههای تحصیلی ناشی از مقررات مالی دانشگاهها باشد، باید معیارهای روشن و یکسانی برای همه دانشجویان وجود داشته باشد. به باور او، تفاوت در نحوه برخورد با دانشجویان مستقل و افراد وابسته به ساختارهای نظامی را نمیتوان جدا از رویکرد امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغان بررسی کرد.
معیارهای دانشگاههای ایران برای دانشجویان خارجی چیست؟
مقامهای ایرانی در اطلاعات و مقررات منتشرشده در صفحات مرتبط با دانشگاهها، بر یکسانبودن ضوابط آموزشی برای دانشجویان خارجی تأکید میکنند؛ اما منتقدان میگویند برای ارزیابی این ادعا، باید نحوه اجرای مقررات و میزان دسترسی گروههای مختلف دانشجویی به امکانات آموزشی بررسی شود.
به گفته منابع مطلع، در حالی که اعضا و خانوادههای وابسته به لشکر فاطمیون از امتیاز تحصیل و خوابگاه رایگان برخوردارند، دانشجویان عادی افغان در برخی دانشگاهها با فیسهای ارزی ۸۰۰ و یکهزار و ۶۰۰ یورویی روبهرو هستند؛ هزینههایی که پرداخت آن برای بسیاری از خانوادههای افغان دشوار یا ناممکن است.
در همین حال، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان از طریق برنامه دافی از تحصیل شماری از دانشجویان پناهنده حمایت میکند. بر اساس اطلاعات ارائهشده در این گزارش، تنها ۱۰۳ دانشجوی پناهنده از این برنامه بهرهمند میشوند؛ رقمی که در مقایسه با نیازهای دانشجویان افغان، محدود به نظر میرسد.
دانشجویان افغان افزون بر مشکلات اقتصادی، از فشارهای روانی ناشی از ناامنی، بلاتکلیفی اقامت و نگرانی درباره آینده تحصیلیشان نیز سخن میگویند؛ فشارهایی که میتواند بر سلامت روانی و توانایی آنان برای ادامه آموزش تأثیر بگذارد.
واسع رحمانی، کارشناس آموزش و پرورش، با اشاره به تفاوت وضعیت دانشجویان مستقل و افراد برخوردار از حمایتهای ویژه میگوید: «وقتی دانشجویان مستقل به کارگری و اخراج کشانده میشوند و وابستگان نظامی رایگان درس میخوانند، دانشگاهها به ابزاری برای درآمدزایی از پناهجویان بدل شدهاند.»
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا دانشگاههای ایران در تعیین فیس، تخصیص خوابگاه و فراهمکردن امنیت آموزشی، بر معیارهای شفاف و یکسان استوارند یا دسترسی دانشجویان به این امکانات تحت تأثیر پیوندهای سیاسی، نظامی و هویتی آنان قرار دارد؟
برای دختران افغان که پس از ممنوعیت آموزش از سوی طالبان، ایران را فرصتی برای ادامه تحصیل میدانستند، این پرسش اکنون با یک واقعیت دشوار گره خورده است: ادامه تحصیل در ایران با هزینههایی که توان پرداخت آن را ندارند، یا بازگشت به افغانستانی که در آن از حق آموزش محروم شدهاند.
اداره طالبان اعلام کرد که بار دیگر اتهامات مقامات اسلامآباد مبنی بر دست داشتن این گروه در ناامنیهای پاکستان را «بهشدت» رد میکند.
ذبیحالله مجاهد، در شبکه اکس نوشت که طالبان امکانات این را ندارد که در کشورهای دیگر ناامنی ایجاد یا آن را تمویل کند.
سخنگوی طالبان گفت ناامنی در پاکستان به نفع افغانستان نیست و این گروه از آن حمایت نمیکند. او افزود: «ناامنی در پاکستان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و انسانی به ضرر ما است.»
سخنگوی طالبان جمعه، اول عقرب در بیانیهای نوشت هرگاه حلقه نظامی و سایر نهادهای امنیتی پاکستان در تامین امنیت این کشور «عاجز میمانند»، مسئولیت رویدادها را به افغانستان نسبت میدهند. او مدعی شد که نهادهای امنیتی پاکستان «برای فریب دادن مردم» این کشور، حملات مرگبار را به طالبان افغان نسبت میدهند.
مجاهد اسلامآباد را متهم کرد که در راستای «پروژههای ناامنسازی افغانستان» هزینه میکند. او هشدار داد: «این کار فرار از مسئولیت اصلی و اساسی، بیثبات ساختن منطقه و هدر دادن منابع اقتصادی در تلاشهای بیجا است.»
سخنگوی طالبان نوشت: «به نفع افغانستان نیست که در پاکستان ناامنی ایجاد کنیم یا از ناامنی در آن کشور حمایت کنیم.»
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان روز پنجشنبه گفت تروریستها شبانهروز از خاک افغانستان وارد این کشور میشوند و مردم و نیروهای امنیتی را هدف قرار میدهند. او در نشست کمیته اقدام ملی در پیشاور تاکید کرد که این خونریزی باید بهطور کامل متوقف شود.
شهباز شریف با انتقاد صریح از ناامنیهای مرزی تصریح کرد که عاملان حملات پس از ورود از افغانستان، سربازان و افسران ارتش و پولیس و شهروندان بیگناه را به قتل میرسانند.
او با هشدار درباره تبعات انفعال در برابر گروههای مسلح افزود: «اگر تروریستها در سراسر خیبرپختونخوا گشتوگذار کنند، شامگاهان در مناطقی حاکم شوند و باجگیری کنند و ما نظارهگر باشیم، نه مردم و نه خداوند ما را خواهند بخشید».
پاکستان طالبان افغانستان را به پناه دادن به نیروهای طالبان پاکستانی و شبهنظامیان بلوچ متهم میکند. طالبان افغان این اتهامات را همواره رد کرده است. با این حال، گزارشهای شورای امنیت ملل متحد، حضور نیروهای طالبان پاکستانی و دیگر گروههای تروریستی در افغانستان را تایید میکند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، ناامنی در پاکستان بهویژه در ایالت خیبرپختونخوا در مرز افغانستان اخیرا به شدت افزایش یافته است.
یک مرکز پژوهشی در پاکستان در ۱۱ میزان از جهش بیسابقه ۸۳ درصدی تلفات ناشی از فعالیتهای شبهنظامیان در سه ماهه سوم سال ۲۰۲۶ در این کشور خبر داد و اعلام کرد که در این مدت دستکم ۱۴۱۵ نفر در سراسر این کشور کشته شدهاند.
بر اساس این گزارش، ایالتهای بلوچستان و خیبرپختونخوا ناامنترین نقاط پاکستان به شمار میروند که در مجموع ۹۸ درصد از کل تلفات کشور را در این مدت به خود اختصاص دادهاند.
شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارشی از بیکاری گسترده در کابل میگوید که صدها مرد هر صبح در پیادهروهای این شهر جمع میشوند تا شاید کسی برای یک روز به آنان کار بدهد.
بسیاری از این کارگران حتی نمیدانند فردا چگونه شکم فرزندانشان را سیر کنند. بعضی روزها ساعتها در انتظار میمانند و سرانجام، بدون آنکه یک افغانی درآمد داشته باشند، به خانه برمیگردند.
این شبکه روز جمعه، اول عقرب، در گزارشی با عنوان «در انتظار انتخابشدن؛ تلاش روزانه برای یافتن کار در کابل» به روایت زندگی فرهاد، پولیس پیشین ۴۵ ساله از ولایت سمنگان، پرداخته است که پس از سقوط جمهوری و از دست دادن شغلش، برای یافتن کار به کابل آمده است.
بر اساس این گزارش، فرهاد چهار ماه است در کابل زندگی میکند، اما هنوز نتوانسته کار ثابتی پیدا کند. او هر صبح پس از نماز به محل تجمع کارگران روزمزد در کارتهنو میرود و در کنار حدود صد نفر دیگر منتظر میماند تا شاید کسی برای انجام کارهای روزانه، از حمل وسایل گرفته تا کارهای ساختمانی، او را استخدام کند.
فرهاد تنها نانآور خانواده دهنفرهاش است. او پس از از دست دادن شغلش در پولیس، مدتی در معدن زغالسنگ در سمنگان کار کرد، اما با کاهش شمار کارگران، آن شغل را نیز از دست داد. او سپس به کابل آمد، به این امید که فرصتهای کاری بیشتری پیدا کند.
به گفته او، دستمزد روزانه کارگران معمولاً بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ افغانی است. با این حال، یافتن کار حتی برای چند روز در هفته نیز تضمینشده نیست. فرهاد میگوید گاهی هفت یا هشت روز میگذرد، بدون آنکه کاری پیدا کند.
شبکه تحلیلگران افغانستان مینویسد که شمار جویندگان کار در کابل به اندازهای زیاد است که حتی افراد دارای مدرک دانشگاهی نیز برای یافتن کار روزمزد به خیابانها میآیند. در چنین وضعیتی، کارفرمایانی که پیشتر چند کارگر استخدام میکردند، اکنون ممکن است تنها یک یا دو نفر را به کار بگیرند. رقابت شدید برای فرصتهای محدود کاری، قدرت چانهزنی کارگران بر سر دستمزد را نیز کاهش داده است.
این وضعیت، تامین هزینههای اولیه زندگی را برای خانوادههایی که تنها یک نانآور دارند، دشوارتر میکند. فرهاد با پنج مرد دیگر در یک اتاق زندگی میکند تا هزینه کرایه را کاهش دهد و بتواند بخش بیشتری از درآمدش را برای خانوادهاش در سمنگان بفرستد. با این حال، او ناچار است میان هزینههای زندگی خود در کابل و نیازهای خانوادهاش انتخاب کند.
ترس از فرارسیدن زمستان
نزدیکشدن زمستان بر نگرانی این کارگران افزوده است. فرهاد میگوید خانوادهاش به لباس گرم، غذا و سوخت برای گرمکردن خانه نیاز دارد، اما درآمد نامنظم او برای تامین همه این نیازها کافی نیست. او حتی نمیداند با پول اندکی که ممکن است به دست بیاورد، کدام نیاز خانوادهاش را در اولویت قرار دهد.
فرهاد نگران است که با سردشدن هوا، فرصتهای کاری کمتر شود و مجبور شود بدون پول کافی به سمنگان بازگردد. او میگوید در صورت پیدا نکردن کار در زادگاهش، ناچار خواهد شد دوباره به کابل بیاید.
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان، از اتحادیه اروپا خواست از اخراج افغانها خودداری کنند و آنان را به مکانهایی که به گفته او با خطر روبهرو هستند، بازنگردانند. ریچارد بنت تأکید کرد که کشورها باید به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر پایبند باشند.
آقای بنت در بیانیهای گفت که کشورها باید اصل منع بازگرداندن افراد به مکانهایی را رعایت کنند که در آنها با خطر آزار و نقض حقوق بشر روبهرو هستند.
او همچنین از دیدار هیأتهای طالبان با مقامهای اتحادیه اروپا، از جمله نشست بروکسل، ابراز نگرانی کرد و هشدار داد که چنین دیدارهایی، حتی اگر «فنی» خوانده شوند، میتوانند به عادیسازی نقض گسترده حقوق بشر از سوی طالبان، بهویژه آزار و سرکوب جنسیتی زنان و دختران، بینجامند.
بنت تأکید کرد که تا زمان بهبود ملموس وضعیت حقوق بشر در افغانستان، نباید روابط با طالبان عادیسازی یا به این گروه مشروعیت داده شود.
او افزود که همچنان در انتظار پاسخ به مکاتبات رسمی خود با اتحادیه اروپا و شماری از کشورها در این زمینه است.
بنت در شبکه اکس نوشت: «من به دیگر کارشناسان مأموریتهای سازمان ملل میپیوندم که به اتحادیه اروپا و سایر کشورها هشدار میدهند شهروندان افغانستان را به مکانهایی که در آن با خطر روبهرو هستند، بازنگردانند.»
کارشناسان سازمان ملل روز پنجشنبه، ۳۰ میزان، در اعلامیهای از اخراج شهروندان افغان از کشورهای اروپایی ابراز نگرانی کردند. آنان تأکید کردند که کشورهای عضو اتحادیه اروپا براساس قوانین بینالمللی حقوق بشر و حقوق پناهندگان، مکلفاند اصل منع بازگرداندن افراد به کشورهای ناامن را رعایت کنند.
این کارشناسان وضعیت حقوق بشر در افغانستان را وخیم توصیف کردند و گفتند که زنان و دختران بهگونه گسترده و سازمانیافته با آزار و تعقیب جنسیتی روبهرو هستند. به گفته آنان، این اقدامات ممکن است مصداق جنایت علیه بشریت باشد.
گسترش همکاری کشورهای اروپایی با طالبان
هشدار ریچارد بنت و کارشناسان سازمان ملل در حالی مطرح میشود که شماری از کشورهای اروپایی برای تسهیل اخراج افغانها، تماسهای فنی خود با طالبان را گسترش دادهاند.
در دوم سرطان امسال، هیأتی از طالبان در بروکسل با نمایندگان کمیسیون اروپا و ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا درباره بازگرداندن افغانها گفتوگو کرد. کمیسیون اروپا این نشست را «فنی» خواند و تأکید کرد که برگزاری آن به معنای بهرسمیتشناختن طالبان نیست.
آلمان اخراج افغانها را از سر گرفته و اتریش نیز برای تسهیل این روند با طالبان تماس برقرار کرده است. ناروی در امور قنسولی با این گروه تعامل داشته و فرانسه نیز در ماه میزان از آغاز گفتوگوهای فنی برای بازگرداندن شماری از افغانهای فاقد اقامت قانونی خبر داده است.
با وجود این همکاریها، کشورهای یادشده طالبان را بهرسمیت نشناختهاند؛ اما منتقدان هشدار میدهند که این تعاملات میتواند به تقویت مشروعیت عملی این گروه در اروپا بینجامد.