• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تماس با پاکستان

پاکستان پشت طالبان را خالی کرد؟

وحید پیمان
وحید پیمان

افغانستان اینترنشنال

۶ عقرب ۱۴۰۵، ۱۴:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

روابط پاکستان و طالبان، به‌ویژه از ۱۸ میزان سال گذشته، وارد بحرانی شده است که به نظر می‌رسد به‌سادگی قابل ترمیم نیست. اختلاف بر سر فعالیت گروه‌های مسلح، تنش‌های مرزی و میزان نفوذ پاکستان بر طالبان، روابط دو طرف را به یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود کشانده است.

شکست محاسبات پاکستان

اسلام‌آباد که زمانی پیروزی طالبان را دستاوردی بسیار استراتژیک می‌دانست، اکنون این گروه را عامل بخشی از تهدیدهای امنیتی خود می‌بیند.

عبدالرحمان و وانگ مینگ‌جین در نشریه «سیاست آسیا» می‌نویسند که پاکستان تصور می‌کرد وابستگی طالبان در دوران جنگ، پس از پیروزی آنان هم ادامه خواهد یافت.

در واقع، پیروزی طالبان در افغانستان به مخالفان مسلح دولت پاکستان انگیزه داد که یک گروه شورشی می‌تواند از راه جنگ به قدرت برسد. از همین رو، تی‌تی‌پی عمق استراتژیک تازه‌ای برای خود پیدا کرد و حملات خود را به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش داد.

پاکستان، اداره طالبان را متهم کرد که از طالبان پاکستانی حمایت می‌کند، سپس حملات متعدد هوایی انجام داد و چندین مذاکره صلح نیز بی‌سرانجام ماند.

حالا به دلایل متعدد می‌توان گفت که روابط پاکستان و طالبان ترمیم‌ناپذیر است یا دستکم به سادگی قابل حل نیست.

دلیل اول: رابطه تاریخی تی‌تی‌پی و طالبان

براساس گزارش تیم نظارت شورای امنیت سازمان ملل که در جدی ۱۴۰۴ منتشر شد، برخی رهبران طالبان افغان، تی‌تی‌پی یا طالبان پاکستانی را مانعی در روابط با اسلام‌آباد می‌دانند، اما برخی دیگر از این گروه حمایت می‌کنند.

این گزارش می‌گوید به دلیل روابط تاریخی میان طالبان افغان و پاکستان، احتمال برخورد جدی طالبان با تی‌تی‌پی اندک است، حتا اگر رهبران طالبان بخواهند چنین اقدامی کنند، ممکن است توان اجرای آن را نداشته باشند.

در این گزارش آمده است که حفظ وحدت درونی، مهم‌ترین اولویت رهبری طالبان افغان است. به همین دلیل، طالبان تا زمانی به بهبود روابط خارجی علاقه دارد که این روابط، اتحاد نیروهای حاکم را به خطر نیندازد.

دلیل دوم: اختلاف بر سر تعهد کتبی

پاکستان از طالبان تعهد کتبی می‌خواهد که از خاک افغانستان علیه این کشور حمله صورت نگیرد. پاکستان می‌گوید طالبان این خواسته را در گفت‌وگوها می‌پذیرند، اما حاضر نیستند آن را به‌صورت کتبی تضمین کنند.

در مقابل، طالبان خواسته پاکستان را گسترده‌تر توصیف می‌کند.

به نظر می‌رسد که طالبان نگران پذیرش مسئولیتی است که می‌گوید تمام عوامل آن در اختیارش نیست.

تعهد کتبی، هزینه سیاسی عمل نکردن به وعده را برای طالبان افغان نیز بالا می‌برد. پس از هر حمله، پاکستان می‌تواند به همان سند استناد کند و طالبان را به نقض تعهد متهم کند.

دلیل سوم: منافع مستقل تی‌تی‌پی

تی‌تی‌پی نیز اهداف و منافع خود را دارد. پژوهش عبدالسید و توره همینگ نشان می‌دهد که این گروه برنامه سیاسی و تشکیلات جنگی مستقل خود را نیز دنبال می‌کند. بنابراین، توافق طالبان و پاکستان لزوما به معنای پذیرش آن از سوی تی‌تی‌پی نیست.

اگر توافق کابل و اسلام‌آباد، پناهگاه‌ها یا آینده سیاسی تی‌تی‌پی را تهدید کند، این گروه ممکن است با آن مخالفت کند و حملات خود را ادامه دهد.

در چنین وضعیتی، تی‌تی‌پی می‌تواند توافقی را تضعیف کند که خود در شکل‌گیری آن نقشی نداشته است.

دلیل چهارم: نزدیکی طالبان به هند

گسترش روابط طالبان با هند، اختلاف دیگری را به روابط این گروه با پاکستان افزوده است.

طالبان می‌کوشد با گسترش روابط با هند، چین و دیگر کشورها، قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد و در برابر فشارهای پاکستان گزینه‌های بیشتری داشته باشد.

اما پاکستان نزدیکی طالبان به هند را از زاویه رقابت دیرینه خود با دهلی نو می‌بیند. اسلام‌آباد نگران است که گسترش نفوذ هند در کابل، تهدیدهای امنیتی علیه پاکستان را افزایش دهد.

دلیل پنجم: ریشه‌های داخلی ناامنی پاکستان

بخشی از مشکلات امنیتی پاکستان ریشه در داخل این کشور دارد. ضعف اداره مناطق مرزی، بی‌اعتمادی مردم به نهادهای امنیتی و ناهماهنگی میان ارتش و پولیس، زمینه فعالیت گروه‌های مسلح را فراهم کرده است.

گروه بین‌المللی بحران نیز تاکید می‌کند که پاکستان برای مقابله با شورش، باید این مشکلات داخلی را برطرف کند.

بنابراین، همکاری طالبان نیز به‌تنهایی نمی‌تواند حملات در پاکستان را متوقف کند.

اگر اسلام‌آباد بهبود روابط را به پایان این حملات وابسته سازد، از طالبان نتیجه‌ای می‌خواهد که تمام عوامل آن در اختیار این گروه نیست.

در چنین وضعیتی، هر حمله تازه می‌تواند دوباره اتهام‌ها علیه طالبان را زنده کند و توافق‌های قبلی را زیر فشار ببرد. این چرخه باعث می‌شود اختلاف امنیتی، حتا پس از امتیازدهی طالبان نیز ادامه پیدا کند.

دلیل ششم: نگرانی طالبان از تقویت داعش خراسان

برخورد با تی‌تی‌پی برای طالبان خطر امنیتی نیز دارد. فشار شدید بر این گروه ممکن است بخشی از جنگجویان ناراضی آن را به سوی داعش خراسان سوق دهد؛ گروهی که دشمن حکومت طالبان است.

تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی نیز این نگرانی را مطرح کرده است.

در این محاسبه، طالبان میان دو خطر قرار می‌گیرد: حفظ رابطه با تی‌تی‌پی، فشار پاکستان را افزایش می‌دهد؛ سرکوب آن نیز ممکن است به تقویت دشمن داخلی طالبان کمک کند.

دلیل هفتم: هزینه سیاسی عقب‌نشینی برای ارتش پاکستان

موضع پاکستان در برابر طالبان با جایگاه داخلی ارتش این کشور نیز پیوند دارد. چتم‌هاوس در تحلیلی نوشته است که ارتش پاکستان از تنش‌های مکرر با همسایگان برای توجیه تسلط خود بر سیاست خارجی و امنیتی استفاده کرده است.

از این زاویه، عقب‌نشینی در برابر طالبان می‌تواند برای ارتش هزینه سیاسی داشته باشد.

نهادی که تأمین امنیت را دلیل اصلی نقش گسترده خود می‌داند، برای کاهش فشار بر طالبان به دستاوردی نیاز دارد که بتواند آن را به افکار عمومی ارائه کند.

طالبان نیز می‌خواهد وضعیت کنونی را نشانه استقلال خود معرفی کند. در نتیجه، هر دو طرف به توافقی نیاز دارند که در داخل، شکست یا تسلیم تعبیر نشود. این نیاز، فضای امتیازدهی را محدود می‌کند و رسیدن به سازش پایدار را دشوارتر می‌سازد.

دلیل هشتم: اختلاف مرزی

اختلاف تاریخی بر سر خط دیورند، مانع دیگری در روابط پاکستان و طالبان است. این اختلاف‌های مرزی و مسائل مربوط به حاکمیت، در کنار فعالیت گروه‌های مسلح، از ریشه‌های اصلی بحران میان دو طرف است.

پاکستان کنترول خط دیورند را بخشی از حق حاکمیت خود می‌داند. در مقابل، طالبان نمی‌خواهد با پذیرش خواسته‌های اسلام‌آباد، استقلال سیاسی خود را زیر سوال ببرد.

طالبان همچنین تلاش می‌کند از حساسیت مردم افغانستان در برابر مداخله پاکستان به سود خود استفاده کند.

با توجه به این هشت دلیل، به نظر می‌رسد روابط پاکستان و طالبان در وضعیت کنونی ترمیم‌ناپذیر است. توافق‌های موقت شاید تنش را کاهش دهند، اما تا زمانی که این تضادهای اساسی پابرجا باشد، هر توافق تازه نیز در معرض شکست قرار خواهد گرفت.

پربازدیدترین‌ها

نتایج نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل؛ ائتلاف نتانیاهو از مخالفان پیشی گرفت
۱

نتایج نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل؛ ائتلاف نتانیاهو از مخالفان پیشی گرفت

۲

چهره‌های اصلی انتخابات اسرائیل چه کسانی‌اند و آیزنکوت چه تفاوتی با نتانیاهو دارد؟

۳

مشارکت در انتخابات اسرائیل به «بالاترین سطح در ۴۵ سال گذشته رسید»

۴

انتخابات اسرائیل؛ پس از پایان رأی‌گیری چه اتفاقی می‌افتد؟

۵

انتخابات پارلمانی اسرائیل رسما آغاز شد

•
•
•

مطالب بیشتر

هند و گذار از «طالبان بد» به «طالبان خوب»

۶ عقرب ۱۴۰۵، ۰۰:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
نیلاپو شانتی
100%

آیا کشورهای منطقه، شرکای بین‌المللی و همسایگان افغانستان، از جمله هند، پاکستان، چین، ایالات متحده، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند کودتا علیه دولت‌های منتخب و تصرف غیرقانونی قدرت از سوی بازیگران غیردولتی را به‌عنوان واقعیتی انکارناپذیر بپذیرند؟

اگر چنین نیست، پس چرا مردم افغانستان باید حکومتی را بپذیرند که نه آن را انتخاب کرده‌اند و نه به آن مشروعیت داده‌اند؟

رفاه مردم افغانستان بر اصلی ساده استوار است: مردم باید بتوانند از طریق حکومتی مردم‌محور که نماینده آنان باشد، اراده و خواست خود را بیان کنند. اراده مردم باید مبنای اقتدار حکومت در افغانستان باشد؛ حکومتی که باید به‌گونه‌ای قانونی و از طریق انتخابات برگزیده شود، نه این‌که با توسل به زور کنترول کشور را به دست گیرد.

آیا صرفِ مطرح کردن روابط هند و طالبان در چارچوب منافع ملی، برای آن‌که این روابط رویکردی عمل‌گرایانه تلقی شود، کافی است؟

  • خواهرخواندگی از کابل تا دهلی؛ زنان افغان از مقاومت زنان هند در برابر طالبان ستایش کردند

    خواهرخواندگی از کابل تا دهلی؛ زنان افغان از مقاومت زنان هند در برابر طالبان ستایش کردند

وضعیت بشری در افغانستان همچنان نگران‌کننده است. امسال ۲۱.۹ میلیون نفر، معادل نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. بازگشت گسترده مهاجران افغان از ایران و پاکستان نیز بحران انسانی در افغانستان را تشدید کرده است.

وضعیت بیش از دو میلیون دختر افغان که از حضور در صنف‌های درسی محروم مانده‌اند و اجازه ادامه تحصیل در دوره متوسطه را ندارند، همچنان نگران‌کننده است.

تنش میان پاکستان و طالبان از اکتبر ۲۰۲۵ شدت گرفت. در آن زمان، درگیری‌های مرزی دو طرف به نبردهای گسترده کشیده شد که شمار زیادی از غیرنظامیان را قربانی کرد و تنش‌ها در منطقه را افزایش داد.

بسیاری از مولفه‌های اساسی پیشرفت، از جمله حکومت‌داری فراگیر، حاکمیت قانون و آزادی‌های اساسی مردم افغانستان، همچنان تحقق نیافته‌اند.

کریستینا مارکوس لاسن، نماینده دنمارک و رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد، در ماه اسد سال جاری، هم‌زمان با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، بیانیه مشترکی را ارائه کرد که در آن آمده بود: «نبود حکومت‌داری فراگیر همچنان چشم‌انداز صلح و ثبات پایدار را تضعیف می‌کند.»

در این بیانیه همچنین هشدار داده شده بود که «گروه‌های تروریستی همچنان تهدیدی برای افغانستان و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌روند.»

نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، در بیانیه بیشکک به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد تأسیس سازمان همکاری شانگهای، بار دیگر بر موضع هند در مبارزه با تروریسم تأکید کرد و گفت: «آرمان مشترک ما برای برخورداری از حوزه اوراسیایی صلح‌آمیز و امن، با صلح و ثبات در افغانستان نیز پیوندی نزدیک دارد. هند در زمینه توسعه و ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان سهم داشته است و به این کار ادامه خواهد داد.»

پرسش این است که چگونه می‌توان با به‌کارگیری یک گروه تروریستی برای مبارزه با گروه تروریستی دیگر، با تهدید تروریسم مقابله کرد؟ موفقیت و توسعه افغانستان به این عوامل بستگی دارد: استفاده‌نشدن از این کشور به‌عنوان میدان جنگ‌های نیابتی، احترام به حقوق بشر در افغانستان و به‌رسمیت‌شناختن اراده مردم.

  • وزیر خارجه طالبان با کاردار سفارت هند درباره گسترش روابط دوجانبه گفت‌وگو کرد

    وزیر خارجه طالبان با کاردار سفارت هند درباره گسترش روابط دوجانبه گفت‌وگو کرد

کمک‌های بشردوستانه در شرایط بحرانی و هنگام وقوع بلایای طبیعی برای کاهش رنج مردم ضروری است، اما نمی‌تواند راه‌حلی پایدار برای خودکفایی افغانستان باشد. هند باید این واقعیت را درک کند و به‌جای بسنده‌کردن به شعار، اقدامات عملی بیشتری برای توسعه و پیشرفت افغانستان انجام دهد.

در این راستا، هند باید بر همکاری‌های بلندمدت اقتصادی، گسترش سرمایه‌گذاری و ایجاد فرصت‌های تجاری تمرکز کند تا زمینه رشد اقتصادی، بهبود زندگی مردم و مشارکت شهروندان افغانستان در بازسازی و توسعه کشور فراهم شود.

کشورهای منطقه چگونه می‌توانند افغانستان را پلی برای اتصال منطقه‌ای تصور کنند، در حالی که اراده سیاسی لازم را نشان نمی‌دهند و اقدامات عملی و پیوسته‌ای برای بازگشت دختران افغان به صنف‌های درس انجام نمی‌دهند؟

با این حال، هند در عمل به اصولی که باید مبنای سیاست خارجی این کشور باشد، پایبند نمانده است. این کشور از سال ۲۰۲۳ تاکنون، در رأی‌گیری‌های مربوط به حقوق اساسی بشر در افغانستان رأی ممتنع داده است. در همین‌حال، دهلی‌نو در میزان ۱۴۰۴ میزبان امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان بود که همچنان در فهرست تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار دارد.

پس، وقتی اقدامات هند در راستای آنچه از نظر تاریخی درست و اصولی تلقی می‌شود قرار نمی‌گیرد، این کشور چگونه می‌تواند خواستار اصلاحات در سازمان ملل متحد باشد؟

روابط رو به گسترش هند و طالبان چه دستاوردی در زمینه ایجاد فرصت‌های معیشتی برای افغان‌ها داشته است؟ هند برای پیشبرد طرح‌هایی که با مسئولیت‌پذیری بیشتر از حقوق مردم افغانستان دفاع کنند، چه اقداماتی انجام داده است؟

مسئله تنها طالبان نیست، بلکه حامیان این گروه و کسانی نیز هستند که زمینه قدرت‌گیری آن را فراهم کرده‌اند و منافع ژئوپلیتیکی خود را دنبال می‌کنند. پیامد این سیاست‌ها را مردم عادی افغانستان تحمل می‌کنند که بیش از پیش گرفتار فقر و تنگدستی شده و از آموزش و ابتدایی‌ترین امکانات زندگی محروم مانده‌اند.

موضع هند در قبال افغانستان

هند در ۱۵ اسد، مراسم باشکوهی را در سفارت افغانستان در دهلی‌نو به مناسبت آنچه طالبان «روز پیروزی» می‌نامد، برگزار کرد. این اقدام در حالی صورت گرفت که پیمان دوستی سال ۱۹۵۰ و توافق‌نامه مشارکت راهبردی سال ۲۰۱۱ میان هند و افغانستان، طی دهه‌ها زمینه گسترش روابط و تقویت پیوندهای مردمی دو کشور را فراهم کرده بود.

برگزاری این مراسم این پرسش را مطرح می‌کند که آیا دهلی‌نو تعهدات و روابط تاریخی خود با مردم افغانستان را به فراموشی سپرده است؟

طنز ماجرا این است که مقام‌های هندی با وجود آگاهی از اینکه بازگشت طالبان به قدرت نه نتیجه پیروزی نظامی، بلکه پیامد توافق دوحه میان امریکا و طالبان بود، در این مراسم شرکت کردند و با حضور خود به آن رسمیت بخشیدند، گویی طالبان در میدان نبرد به پیروزی رسیده بود.

در سال ۲۰۰۱، حکومت هند در پاسخ به پرسشی در لوک سبها، مجلس نمایندگان این کشور، درباره تشکیل حکومت در افغانستان اعلام کرد: «برای بازگشت صلح و ثبات به افغانستان، تشکیل حکومتی مستقل و فراگیر با مشارکت نمایندگان همه گروه‌های قومی ضروری است.»

بیست سال بعد، در سال ۲۰۲۱، وی. مورالیدهاران، معاون وزارت خارجه هند، در پاسخ به پرسش شماره ۵۴۲ در راجیا سبها، مجلس سنای این کشور، درباره گفت‌وگوی امنیتی منطقه‌ای دهلی‌نو گفت: «همه طرف‌ها بر ضرورت کمک‌رسانی بشردوستانه به مردم افغانستان، نقش محوری سازمان ملل متحد و تشکیل حکومتی واقعاً فراگیر و نماینده مردم تأکید کردند. همچنین توافق شد که خاک افغانستان نباید به پناهگاه گروه‌های تروریستی تبدیل شود.»

در سال ۲۰۲۳، اس. جیشنکر، وزیر خارجه هند، در پاسخ به پرسش یک نماینده پارلمان گفت: «سیاست هند در قبال افغانستان همچنان بر روابط تاریخی دو کشور، دوستی با مردم افغانستان و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، از جمله قطعنامه ۲۵۹۳ شورای امنیت، استوار است.»

پرسش این است که آیا هند به تعهدات مندرج در قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، از جمله قطعنامه ۲۵۹۳ شورای امنیت، عمل کرده است؟ این قطعنامه خواستار دستیابی به راه‌حلی سیاسی از طریق مذاکره و با مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان است.

چرا هند از حمایت از قطعنامه‌های سازمان ملل متحد در حمایت از مردم افغانستان خودداری کرده است؟ بدون تعهد عملی و پایبندی جدی، چنین مواضعی چیزی فراتر از سخنان زیبا و شعارهای دیپلماتیک نخواهند بود.

رویکرد هند در نشست‌های «فرمت مسکو» از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ دستخوش تغییر چشمگیری شده است، تغییری که می‌توان آن را گذار از نگاه «طالبان بد» به «طالبان خوب» توصیف کرد. به باور برخی ناظران، هند از تیرگی روابط طالبان و پاکستان به سود خود استفاده کرده است.

پاکستان بیش از دو دهه از طالبان حمایت کرد تا از طریق این گروه، نفوذ راهبردی خود را در افغانستان گسترش دهد. این کشور همچنین به حمایت از تروریسم و افراط‌گرایی در آن سوی مرزهایش متهم بوده است.

اما پرسش اساسی این است که آیا طالبان، به‌عنوان گروهی که بدون برخورداری از مشروعیت بین‌المللی قدرت را در افغانستان در دست دارد، می‌تواند سفیر یا رئیس نمایندگی دیپلوماتیک این کشور را در دهلی‌نو تعیین کند؟

پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی افغانستان همچنان بر فراز سفارت این کشور در دهلی‌نو برافراشته است، پرچمی که از دید نویسنده، یکی از آخرین نمادهای نمایندگی مشروع افغانستان به شمار می‌رود و نشان می‌دهد که مسئله مشروعیت و نمایندگی دیپلوماتیک این کشور هنوز حل نشده است.

  • پاکستان: اختلاف با طالبان اساسی است

    پاکستان: اختلاف با طالبان اساسی است

روابط هند و طالبان؛ ائتلافی فرصت‌طلبانه

جنرال پراکاش کاتوچ در مقاله‌ای که در میزان ۱۴۰۴ در نشریه «چشم‌انداز راهبردی» منتشر شد، نوشت: «متقی گفته است که هیچ گروه تروریستی مستقر در پاکستان، در افغانستان فعالیت ندارد. با این حال، داعش و شاخه خراسان آن که عناصری از لشکر طیبه و سازمان اطلاعات پاکستان در آن حضور دارند، همچنان در افغانستان فعال‌اند. القاعده نیز از طالبان حمایت می‌کند، اما زیر کنترول این گروه نیست. شاخه القاعده در شبه‌قاره هند نیز در جنوب آسیا فعالیت دارد.»

کاتوچ طالبان و تحریک طالبان پاکستان را «دوگانه‌های چسیپده» توصیف کرد و نوشت که هر دو گروه به دنبال ایجاد امارت اسلامی و برقراری حکومت مبتنی بر شریعت هستند. به باور او، این موضوع را باید در چارچوب آنچه آمادگی پاکستان و بنگلادش با حمایت سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) برای «غزوه هند» می‌خواند، بررسی کرد.

او همچنین معتقد است که گسترش نفوذ هند در افغانستان نه‌تنها با مخالفت پاکستان، بلکه احتمالاً با واکنش منفی امریکا و چین نیز روبه‌رو خواهد شد. به گفته او، گروه‌هایی مانند داعش، شاخه خراسان آن و القاعده، همراه با جریان‌های تندرو در درون طالبان، نیز با افزایش حضور هند در افغانستان مخالفت خواهند کرد.

پراوین دونتی، تحلیل‌گر ارشد گروه بین‌المللی بحران، در مقاله‌ای که ۲۷ فبروری ۲۰۲۶ در الجزیره منتشر شد، نوشت: «با افزایش تنش میان پاکستان و افغانستان، اصلِ دشمنِ دشمن من، دوست من است، به عامل نزدیکی کابل و دهلی‌نو تبدیل شده است.»

او افزود که هرچند حکومت هند به رهبری حزب بهاراتیا جاناتا با گروه‌های اسلام‌گرا مخالف است، اما رقابت راهبردی با پاکستان، دهلی‌نو را به گسترش روابط با طالبان واداشته است.

برخی تحلیل‌گران نیز معتقدند که هند تا زمانی به تعامل با طالبان ادامه خواهد داد که تنش‌ها و درگیری‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان ادامه داشته باشد.

محمد اشرف حیدری، سفیر پیشین افغانستان، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «نزدیک به پنج دهه است که رقابت هند و پاکستان، همراه با منافع متضاد ایدئولوژیک و راهبردی ایران، چین و روسیه در برابر غرب، به جنگ‌های نیابتی دامن زده است. در این جنگ‌ها، جان مردم افغانستان و سرزمین‌شان قربانی رقابت‌های ژئوپلیتیکی شده است.»

100%
ملاقات امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان با جی‌شنکر، وزیر خارجه هند

منافع راهبردی هند به وجود افغانستانی امن و باثبات گره خورده است تا از گسترش تروریسم و افراط‌گرایی و تهدید امنیت منطقه و هند جلوگیری شود. با این حال، فعالیت القاعده، داعش خراسان، شبکه حقانی و دیگر گروه‌های تروریستی در افغانستان، دستیابی به این هدف را دشوار کرده است.

افغانستانی باثبات و دموکراتیک می‌تواند نفوذ منطقه‌ای هند را تقویت کند و زمینه گسترش تجارت با آسیای مرکزی را فراهم سازد. اما طالبان از طریق انتخابات به قدرت نرسیده و آینده ثبات افغانستان همچنان نامطمئن است.

هند در گذشته نیز فرصت‌هایی را در افغانستان از دست داده است. در سال ۲۰۰۱، آتال بیهاری واجپایی، نخست‌وزیر وقت هند، پیشنهاد امریکا برای اعزام نیرو به افغانستان در چارچوب «عملیات آزادی پایدار» را رد کرد، تصمیمی که به باور برخی تحلیل‌گران، مانع تقویت جایگاه راهبردی هند در افغانستان شد.

از نگاه منتقدان، نزدیکی هند به طالبان نشان داد که منافع سیاسی دهلی‌نو بر تعهدات اصولی آن غلبه کرده است. بسیاری از افغان‌ها این رفتار را خیانت به اعتماد خود می‌دانند. این انتقادها تنها به رویدادهای پس از بازگشت طالبان محدود نیست، بلکه به سرنوشت حدود ۴۰ میلیون شهروند افغانستان و چالش‌های گسترده‌ای مربوط می‌شود که با آن روبه‌رو هستند.

100%
استقبال مدرسه دیوبند هند از امیرخان متقی در میزان ۱۴۰۴

کشورهای مختلف از منافع امنیتی، تجاری، انرژی و ترانزیتی خود در افغانستان سخن می‌گویند، اما کمتر به حقوق مردم، مشارکت سیاسی، پاسخ‌گویی حکومت و بهبود زندگی آنان توجه می‌کنند. پرسش این است که آیا این مسائل عمداً نادیده گرفته می‌شوند یا اساساً جایی در مذاکرات ندارند؟

جامعه بین‌المللی تاکنون نتوانسته میان مشروعیت سیاسی، کارآمدی حکومت و حفاظت از حقوق و آزادی‌های اساسی مردم افغانستان توازن برقرار کند. ادامه این وضعیت، رنج مردم را بیشتر خواهد کرد.

هند نیز باید بداند که حفظ دوستی تاریخی با مردم افغانستان، تنها از راه تعامل با طالبان ممکن نیست. اگر این تعامل به تشکیل حکومتی فراگیر و پاسخ‌گو منجر نشود، از نگاه منتقدان، خیانت به اعتماد مردم افغانستان خواهد بود.

آینده افغانستان به حکومت‌داری خوب، حاکمیت قانون و مشارکت واقعی شهروندان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وابسته است. افغانستان با پیشینه غنی فرهنگی، آموزشی و توسعه‌ای خود، ظرفیت پیشرفت و شکوفایی را دارد.

پرسش اساسی این است که هند چه نقشی در تحقق این آینده برای مردم افغانستان ایفا خواهد کرد؟

تماس با پاکستان

افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه

روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقه‌ای، به یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کرده‌ایم تا چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقام‌های پاکستانی و هندی، دیدگاه‌های خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهم‌کردن فرصتی برای شنیدن روایت‌های متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آن‌ها نیست و دیدگاه‌های مطرح‌شده لزوماً بازتاب‌دهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.

اخراج مهاجران و بسته‌شدن مرزها بازار نقره افغانستان و پاکستان را 'از رونق انداخته است'

۳۰ میزان ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کوچه‌های تنگ بازار زیورآلات در شهر پیشاور، دیگر رونق گذشته را ندارند. شماری از نقره‌فروشان در بازار اندر شیر می‌گویند که با افزایش اخراج افغان‌ها از پاکستان و بسته‌شدن مرزها، شمار خریداران زیورآلات، به‌ویژه نقره، به‌گونه چشم‌گیری کاهش یافته است.

این دکانداران می‌گویند که به دلیل وضعیت کنونی روابط تجاری چندین ساله میان خریداران و فروشندگان نیز آسیب دیده است.

این کاهش نه تنها در سطح خریداران روزمره دیده است، بلکه افغان‌هایی که پیش از این نقره را به‌صورت عمده و خرده از پیشاور خریداری کرده و به افغانستان و کشورهای دیگر انتقال می‌دادند، اکنون به‌ندرت در بازار دیده می‌شوند. زرگران پیشاور می‌گویند اخراج مهاجران افغان و بسته‌شدن مسیرهای تجاری، کسب‌وکار آنان را به‌گونه بی‌سابقه‌ای تضعیف کرده است.

سلیمان شینواری، از زرگران بازار اندرشیر به می‌گوید این تغییر را در کاروبار روزانه خود به‌خوبی احساس می‌کند.

او به افغانستان اینترنشنال گفت: «پیش از این، بسیاری از افغان‌ها نقره را به‌صورت عمده و خرده خریداری می‌کردند، اما پس از بازگرداندن افغان‌ها، کاروبار ما نزدیک به ۸۰ درصد کاهش یافته است.»

100%

او می‌گوید افغان‌ها مهم‌ترین مشتریان دکانش بودند. برخی نقره را به‌صورت عمده خریداری کرده و به افغانستان منتقل می‌کردند، برخی دیگر آن را به کشورهای دیگر صادر می‌کردند و شماری نیز زیورات مورد نظر را از او خریداری کرده و به سایر زرگران و فروشندگان عرضه می‌کردند.

مانند سلیمان شینواری، شماری دیگر از زرگران پیشاور نیز نقش افغان‌ها را در رونق بازارهای زرگری مهم می‌دانند؛ نقشی که به گفته آنان اکنون به‌شدت تضعیف شده است.

رکود تجارت نقره

جانباز، یکیدیگر از زرگران بازار صدر در پیشاور، نیز از کاهش چشمگیر کاروبار نگران است.

او به افغانستان اینترنشنال گفت که پیش‌ از اخراج افغان ها از پیشاور، روزانه بین ۱۵۰ هزار تا ۲۵۰ هزار روپیه پاکستانی فروش داشت، اما اکنون با وجود فصل عروسی‌ها، در یک هفته نیز نمی‌تواند کالایی به ارزش ۱۰۰ هزار روپیه پاکستانی به فروش برساند.

به گفته او، برخی از مشتریان افغان بیش از ۴۰ سال با وی دادوستد داشتند و میان آنان یک رابطه پایدار تجاری شکل گرفته بود. جانباز می‌گوید با کاهش شمار مشتریان افغان، فعالیت بازار نیز کاهش یافته و این وضعیت بر سایر کسب‌وکارهای پیشاور نیز فشار وارد کرده است.

در زنجیره تجارت نقره افراد زیادی درآمد کسب می‌کنند. از خرید مواد خام تا ساخت زیورات، فروش عمده، فروش پرچون و انتقال کالا به بازارهای دیگر. به همین دلیل، کاهش مشتریان تنها بر فروشندگان نهایی تأثیر نمی‌گذارد، بلکه همه حلقه‌های این زنجیره را آسیب میرساند.

این وضعیت پس از بسته‌شدن مرزهای افغانستان و پاکستان به پیشاور محدود نمی‌شود. شماری از بازرگانان و زرگران در افغانستان نیز می‌گویند مشکلات انتقال مواد خام، بسته‌شدن مسیرها و کاهش مشتریان بازار آنان را نیز ضعیف کرده است.

خان‌محمد محمدی، تاجر مواد خام در هرات، به افغانستان اینترنشنال گفت بخشی از نقره خام مورد نیاز از معادن افغانستان تأمین می‌شود، اما قسمت عمده آن از کشورهای همسایه وارد می‌شود. به گفته او، رویدادهای اخیر سیاسی و امنیتی میان دو کشور، روند انتقال مواد خام و تجارت را با مشکل مواجه کرده است.

شاه‌محمد، زرگر دیگر افغان از شهر قندهار، نیز می‌گوید پیش‌تر برای مشتریان داخلی و خارجی زیورات می‌ساخت و از طریق پاکستان امکان انتقال محصولاتش به بازارهای خارجی وجود داشت. او افزود: «انتقال کالا از مسیرهای قبلی هزینه کمتری داشت، اما اکنون استفاده از راه‌های بدیل هزینه حمل‌ونقل را افزایش داده است.»

به گفته تاجران افغان، این مشکلات در شرایطی به وجود آمده که قدرت خرید مشتریان داخلی نیز کاهش یافته است.

فعالان حوزه تجارت می‌گویند افزایش هزینه واردات، نبود خریداران عمده و محدودشدن ارتباط با بازارهای خارجی، به اشکال مختلف بر کسب‌وکار آنان تأثیر گذاشته است.

بازار در مزارشریف و کابل نیز ضعیف شده است

در شهرنو کابل نیز، حفیظه حیدری در کارگاه ساخت زیورات نقره‌ای «زینت بانو» تلاش می‌کند باوجود مشکلات بازار، فعالیت خود را حفظ کند. خانم حیدری پیش از این در یکی از مکاتب کابل آموزگار بود، اما پس از بسته‌شدن مکاتب دخترانه حدود سه سال پیش به حرفه زرگری روی آورد. او اکنون همراه با شش زن دیگر به ساخت انگشتر، دستبند، ست زیورات و محصولات ترکیب‌شده با سنگ‌های طبیعی مشغول است.

100%
شماری از زیورات سنتی نقره در یک فروشگاه در کابل

به گفته او، این کارگاه برای شماری از زنان فرصت کار و آموزش یک حرفه جدید را نیز فراهم کرده است.

حیدری می‌گوید برخی از زنانی که در این کارگاه فعالیت دارند تا صنف دهم مکتب یا سمستر سوم دانشگاه تحصیل کرده بودند، اما پس از محدودیت‌های آموزشی طالبان به یادگیری زرگری روی آورده‌اند تا از این راه درآمدی برای زندگی خود به دست آورند. او می‌افزاید که کمبود سرمایه، افزایش بهای مواد خام، بسته‌شدن مسیرها، نبود تجهیزات مورد نیاز و محدودبودن فرصت‌های بازاریابی، مانع گسترش فعالیت‌های این کارگاه شده است.

به گفته حیدری، پیش‌تر نقره خام از پاکستان با هزینه کمتری تهیه می‌شد، اما اکنون هزینه تأمین مواد اولیه افزایش یافته است. همزمان، وخامت وضعیت اقتصادی مردم توان خرید زیورات را نیز کاهش داده است.

100%
خانم حیدری می‌خواهد کاروبار خود را گسترش دهد، به زنان بیشتری آموزش بدهد و برای زیورات دست‌ساز خود مشتریان جدید پیدا کند.

این زن افغان امیدوار است کاروبارش را توسعه دهد، زنان بیشتری را آموزش دهد و مشتریان تازه‌ای برای زیورات دست‌ساز خود پیدا کند. محصولات این کارگاه از طریق فروش آنلاین نیز عرضه می‌شوند، اما برای توسعه بیشتر به امکانات گسترده‌تری نیاز است.

در شمال افغانستان نیز شماری از زرگران از رکود بازار شکایت دارند.

علی جواد، زرگر مزارشریف که ۱۵ سال در این حرفه فعالیت کرده، می‌گوید در گذشته بازار زیورات پررونق بود و حتی فروش آنلاین نیز برای مشتریانش صورت می‌گرفت، اما در چند ماه اخیر بازار به‌طور محسوسی کساد شده است.

احمد منیب، یکی از فروشندگان نقره در کابل، نیز از چالش‌های دیگر این صنعت یاد می‌کند.

به گفته او، نوسان بهای نقره خام، کمبود تجهیزات مدرن، محدودبودن ارتباط با بازارهای جهانی و موانع قانونی در برابر صادرات، از عوامل اصلی رکود صنعت زرگری در افغانستان است.

او تأکید می‌کند که برای توسعه این بازار، باید طرح‌های جدید زیورات معرفی و زمینه صادرات برای تولیدکنندگان فراهم شود.

فاصله زیاد میان بهای نقره خام و زیورات آماده

براساس اطلاعات اتحادیه زرگران افغانستان، بهای هر گرام نقره خالص حدود ۱۳۲ تا ۱۳۳ افغانی است. اما قیمت زیورات آماده و طراحی‌شده به‌مراتب بالاتر بوده و بسته به عیار، طرح، کیفیت و دستمزد ساخت متفاوت است.

مسئولان اتحادیه می‌گویند در برخی موارد، قیمت هر گرام نقره طراحی‌شده بین ۱۷۰۰ تا ۳۵۰۰ افغانی می‌رسد.

فعالان این صنعت تأکید می‌کنند که قیمت فلز خام تنها بخشی از بهای نهایی یک محصول را تشکیل می‌دهد. طراحی، کار دستی، زمان ساخت، مهارت صنعتگر و بازار فروش، همگی بر ارزش نهایی زیورات تأثیر می‌گذارند.

برخی زرگران می‌گویند از نقره در روند طراحی و ساخت زیورات طلا نیز استفاده می‌شود و گاهی این فلز برای ساخت نمونه اولیه یک طرح به کار می‌رود.

در افغانستان، زیورات نقره بخشی از فرهنگ پوشش و آرایش زنان و همچنین سنت‌های محلی در مناطق مختلف کشور به شمار می‌رود. گردنبند، انگشتر، دستبند و دیگر زیورات نقره‌ای در هر منطقه طرح‌ها و ویژگی‌های خاص خود را دارند.

زرگران و صنعتکاران هشدار می‌دهند که تضعیف این صنعت می‌تواند روند انتقال مهارت‌های سنتی را که نسل به نسل منتقل شده، نیز با خطر مواجه کند.

احمدبشیر احسان‌زاده، رئیس اتحادیه زرگران افغانستان، می‌گوید صنعت طلا و نقره بخشی از دارایی اقتصادی کشور است و برای تقویت آن باید حمایت‌های بیشتری صورت گیرد.

او می‌افزاید: «هرچه صنعت زرگری روی پای خود بایستد، زمینه حفظ ثروت ملی و توسعه تولیدات داخلی نیز بیشتر فراهم خواهد شد.»

مسئولان اتحادیه همچنین از مشکلات تجارت از مسیر کشورهای همسایه، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و محدودیت در انتقال مواد خام یاد می‌کنند و می‌گویند کاهش تقاضای داخلی نیز بازار نقره را با رکود بیشتری مواجه کرده است.

چرا هبت‌الله در برابر تنش‌های طالبان و پاکستان سکوت کرده است؟

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۴:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
100%

طبق بیانیه سخنگویان طالبان، هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، بار دیگر در قندهار سخنرانی کرده است. محتوای سخنان او مانند گذشته عمدتاً به وعظ دینی، گسترش مدارس و مساجد و اطاعت از خود و ملاها محدود بوده است.

این در حالی است که افغانستان تحت اداره طالبان و رهبری او با بحران‌های متعددی روبه‌رو است. از نظر امنیتی، درگیری‌ها میان طالبان و پاکستان افزایش یافته است؛ تنشی که به گفته سازمان ملل متحد، طی یک سال گذشته، ۵۱۲ کشته و یک‌هزار و ۲۳۶ زخمی بر جای گذاشته است. این افراد غیرنظامی در پی رویدادهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان کشته و زخمی شده‌اند.

هم‌زمان، حملات جبهه‌های مخالف طالبان از یک‌سو و حملات گروه داعش از سوی دیگر علیه طالبان افزایش یافته است. فقر گسترده و بیکاری بی‌سابقه نیز افغانستان را با بحران گرسنگی مواجه کرده است. در همین حال، انتقادها و فشارهای بین‌المللی بر طالبان به‌دلیل نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد.

تنش‌های طالبان با پاکستان در یک سال گذشته به درگیری‌های مستقیم نظامی رسیده است، اما هبت‌الله در مواضع علنی خود به این منازعه نپرداخته است. او درباره شماری از مهم‌ترین بحران‌های جهان اسلام و تحولات منطقه‌ای نیز کمتر سخن گفته است. تا جایی که از مواضع علنی او برمی‌آید، درباره مسئله غزه به‌ندرت اظهارنظر کرده و درباره درگیری‌های مرتبط با ایران و امریکا موضع‌گیری علنی نداشته است.

هبت‌الله در سخنرانی تازه خود علمای دینی را «فرستادگان خدا در روی زمین» خوانده و بر تعلیم و تربیه دینی، پرهیز از اهداف دنیوی و گسترش مدارس و مساجد تأکید کرده است. او از طالبان خواسته است که علم را وسیله رسیدن به اهداف دنیوی قرار ندهند.

محور سخنان او در پنج سال گذشته عمدتاً همین موضوعات بوده است. تطبیق اوامر شخصی، اجرای کامل شریعت مورد نظر او، اطاعت از بالادستان، پرهیز از اختلافات درونی، افزایش مدارس دینی، گسترش مساجد و افزایش شمار طلبه‌ها از جمله این محورهاست. در این میان، آموزش دینی جایگاه محوری دارد، در حالی که آموزش دختران بالاتر از صنف ششم به دستور او همچنان ممنوع است و محدودیت‌های گسترده بر زندگی زنان ادامه دارد.

سکوت در برابر پاکستان

روابط طالبان و پاکستان در سه سال گذشته به‌تدریج تیره شده و در یک سال اخیر وارد مرحله درگیری‌های مستقیم نظامی شده است. دو طرف یکدیگر را به تشدید ناامنی متهم می‌کنند و تنش‌ها بر روابط سیاسی، امنیتی و تجاری سایه انداخته است.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور این کشور، عاصم منیر، فرمانده ارتش، و دیگر مقام‌های پاکستانی بارها طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت تحریک طالبان پاکستان در افغانستان متهم کرده‌اند. مقام‌های اسلام‌آباد این موضوع را در مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی نیز مطرح کرده‌اند. طالبان این اتهام‌ها را رد کرده است.

با وجود این، هبت‌الله آخندزاده در پنج سال گذشته در مواضع علنی خود مستقیماً به پاکستان نپرداخته است. این سکوت در حالی ادامه دارد که پاکستان یکی از مهم‌ترین طرف‌های منطقه‌ای درگیر با طالبان است و تنش میان دو طرف پیامدهای مستقیمی برای امنیت و اقتصاد افغانستان دارد.

رویکرد ابهام و سکوت

یک چهره ارشد سیاسی افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفت که سکوت هبت‌الله بخشی از رویکرد کلی او در رهبری طالبان است. به گفته این چهره، هبت‌الله از شیوه سلف خود، ملا عمر، پیروی می‌کند و مانند او درباره مسائل دنیوی و سیاسی کمتر سخن می‌گوید. او افزود که در میان طالبان این باور وجود دارد که «کلان‌ها مشت خود را باز نمی‌کنند».

این مقام پیشین گفت که طالبان از یک‌سو پالیسی سیاسی روشنی ندارند و از سوی دیگر، نمی‌خواهند همه کارت‌های خود را روی میز بگذارند. به گفته او، همین رویکرد تشخیص مسیر و اهداف سیاسی این گروه را دشوار کرده است.

او سکوت هبت‌الله درباره پاکستان را «یک معمای کلان» خواند و تأکید کرد که بدون دستور رهبر طالبان، هیچ تحول مهمی در روابط طالبان و پاکستان رخ نمی‌دهد. به باور او، با وجود اهمیت این منازعه و پیامدهای آن برای افغانستان، هبت‌الله از اظهارنظر علنی درباره آن خودداری می‌کند.

این چهره سیاسی در مقایسه هبت‌الله با اشرف غنی گفت که رهبر طالبان در تمرکز قدرت و محدود کردن فضای تصمیم‌گیری دیگران، حتی از رئیس‌جمهور پیشین افغانستان نیز سخت‌گیرتر عمل می‌کند.

او گفت: «اشرف غنی فرصت تنفس می‌داد، اما ملا هبت‌الله حتی فرصت تنفس هم نمی‌دهد. او بسیار خودخواه و تمرکزگرا است.»

به گفته این مقام پیشین، روشن نیست هبت‌الله در کدام مسیر حرکت می‌کند. او افزود که رهبر طالبان به‌گونه‌ای سنتی باور دارد که جنگ را می‌توان با ابهام پیش برد و به همین دلیل، در برابر مسائل مهم در وضعیت انکار باقی می‌ماند.

این چهره سیاسی با حفظ هویت خود گفت که اگر هبت‌الله یک‌بار به‌صراحت درباره پاکستان موضع‌گیری کند، دیگر نمی‌تواند به‌آسانی آن را انکار کند. از دیدگاه او، پرهیز از اظهارنظر علنی به رهبر طالبان امکان می‌دهد که موضع خود را مبهم نگه دارد و از روشن شدن مسئولیت مستقیمش در قبال تحولات سیاسی جلوگیری کند.

عملگرایی طالبان

احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان برای جلوگیری از آسیب دیدن روابطش با جهان، مواضع خود را مبهم نگه می‌دارد.

او با اشاره به روابط طالبان با کشورهای منطقه و جهان گفت: «حرف کم می‌زنند، اما در عمل کار خود را می‌کنند.»

100%
احمدضیا سراج‌ رئیس امنیت ملی سابق افغانستان

سراج طالبان را ساختاری بسته توصیف کرد که در آن میان رویکرد داخلی و پیام‌های بیرونی تفاوت وجود دارد. به گفته او، از هبت‌الله تا آخرین عضو این گروه در جهت‌گیری اصلی تفاوت اساسی دیده نمی‌شود و نمی‌توان به‌سادگی میان طرفداران آموزش و مخالفان آن یا صلح‌طلبان و جنگ‌طلبان تفکیک کرد.

این ارزیابی نشان می‌دهد که سکوت رهبر طالبان لزوماً به معنای بی‌عملی نیست. به باور سراج، برای شناخت رویکرد این گروه باید به عملکرد آن توجه کرد، نه فقط به سخنان علنی رهبرانش.

دشمنی با تغییر

هاتف مختار، کارشناس سیاسی که در گذشته به‌عنوان کارشناس نزدیک به طالبان شناخته می‌شد، می‌گوید هبت‌الله آخندزاده بر برداشت شخصی خود از دین پافشاری می‌کند و به تغییر این رویکرد تمایلی ندارد.

مختار به افغانستان اینترنشنال گفت: «او یک برداشت سنتی و عقب‌مانده از دین دارد و هیچ تمایلی به تغییر آن ندارد.»

او رهبر طالبان را «دیکتاتوری مذهبی و تمامیت‌خواه» توصیف کرد که به گفته او، به مسایلی مانند حکومت فراگیر و حقوق مردم باور ندارد و واقعیت‌های جامعه را نادیده می‌گیرد.

این دیدگاه با سیاست‌های طالبان در زمینه آموزش دختران، محدودیت بر اشتغال و حضور اجتماعی زنان و تمرکز قدرت در دست رهبر این گروه هم‌خوانی دارد. هبت‌الله در رأس ساختاری قرار دارد که تصمیم‌های اساسی آن به‌شدت متمرکز است و تاکنون نشانه روشنی از تمایل او به تغییر سیاست‌های محدودکننده دیده نشده است.

«تنها حاکم نظام اسلامی»

سکوت هبت‌الله تنها به منازعه با پاکستان محدود نمی‌شود. او درباره شماری از تحولات مهم جهانی و منطقه‌ای، از جمله جنگ غزه و تنش‌های مرتبط با ایران، امریکا و اسرائیل، نیز موضع‌گیری علنی و مستمری نداشته است.

این سکوت با ادعای رهبری دینی فراتر از مرزهای افغانستان پرسش‌برانگیز است. هبت‌الله خود را «امیرالمؤمنین» می‌خواند؛ عنوانی که طالبان برای بیان جایگاه عالی دینی و سیاسی او به کار می‌برد. با این حال، پیام‌های عمومی او عمدتاً به موضوعات داخلی، اطاعت از رهبری و ترویج برداشت مورد نظرش از دین محدود مانده است.

حاکمی که از قندهار فراتر نمی‌بیند

هبت‌الله آخندزاده عمدتاً در قندهار و ولسوالی‌های آن مستقر است و گاه در مساجد این ولایت سخنرانی می‌کند. سفرهای او به کابل و دیگر ولایت‌ها بسیار محدود گزارش شده است. همین تمرکز جغرافیایی سبب شده است که برخی ناظران از او به‌عنوان «حاکم قندهار» یاد کنند.

او قدرت تصمیم‌گیری را بیش از پیش در قندهار متمرکز کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که وزیران در بسیاری از موضوعات اساسی اختیار محدودی دارند و تصمیم‌های کلان تحت تأثیر دیدگاه رهبر این گروه قرار می‌گیرد.

رهبری پنهان و ابهام درباره حضور عمومی

هبت‌الله آخندزاده از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ در انظار عمومی ظاهر نشده است. سخنگویان طالبان هر از گاهی از سخنرانی او در مساجد و مدارس دینی قندهار خبر می‌دهند، اما تصاویر و اطلاعات مستقل درباره فعالیت‌های روزمره او بسیار محدود است.

حسن خان، روزنامه‌نگار پاکستانی، با اشاره به سکوت هبت‌الله در برابر بحران‌های جهانی و منطقه‌ای و درگیری‌های طالبان با پاکستان، می‌گوید غیبت طولانی او از انظار عمومی و محدود بودن اطلاعات درباره فعالیت‌هایش، پرسش‌هایی درباره هویت و حضور واقعی او برمی‌انگیزد.

خان در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال با طرح این پرسش که آیا هبت‌الله واقعاً وجود دارد و افغان است یا نه، به نبود اطلاعات مستقل درباره او اشاره کرد. او گفت هبت‌الله درباره رویدادهای مهم اظهارنظر نمی‌کند؛ از جمله حمله مرگبار به مسجدی در پیشاور که ده‌ها کشته بر جا گذاشت و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان. به گفته خان، هبت‌الله در برابر این رویدادها سکوت کرده است.

این روزنامه‌نگار پاکستانی همچنین گفت که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، تنها یک عکس از هبت‌الله منتشر شده و هرچند صدای منسوب به او پخش شده است، اطلاعات روشنی درباره هویت و فعالیت‌هایش در دست نیست. او با اشاره به حضور علنی رهبران سیاسی و نظامی در میان مردم گفت که هبت‌الله در پنج سال گذشته از انظار عمومی دور مانده است.

اظهارات حسن خان بازتاب‌دهنده پرسش‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره غیبت رهبر طالبان است، اما به‌تنهایی دلیلی بر واقعی نبودن هویت او نیست. آنچه روشن است، محدود بودن حضور علنی هبت‌الله و کمبود اطلاعات مستقل درباره فعالیت‌های روزمره اوست.

وعظ در داخل، سکوت در برابر بحران‌ها

سخنرانی‌های هبت‌الله آخندزاده تصویری از رهبری ارائه می‌کند که پیام‌های علنی‌اش عمدتاً بر اطاعت، آموزش دینی و اجرای برداشت خود از شریعت متمرکز است. در مقابل، درباره برخی از مهم‌ترین بحران‌های منطقه‌ای و پیامدهای آن‌ها برای افغانستان، موضع‌گیری مستقیم و روشنی از او در دست نیست.

در شرایطی که اداره طالبان با فشارهای بین‌المللی، محدودیت‌های حقوقی و اجتماعی، بحران‌های اقتصادی و تنش با پاکستان روبه‌روست، فاصله میان موعظه‌های رهبر طالبان و مسائل روزمره کشور همچنان یکی از ویژگی‌های برجسته شیوه رهبری او به شمار می‌رود.

اسلام‌آباد، فروپاشی نظام‌ها در افغانستان و آینده طالبان

۲۱ میزان ۱۴۰۵، ۰۹:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصطفی مدثر
100%

افغانستان و پاکستان در پنج دهه گذشته روابطی پرتنش و پیچیده داشته‌اند؛ روابطی که در کنار اختلافات سیاسی و امنیتی، تجارت و همکاری‌های دوجانبه را نیز در بر گرفته است. در این دوره، پاکستان یکی از بازیگران خارجی تأثیرگذار بر تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان بوده است.

اسلام‌آباد در مقاطع مختلف، هم‌زمان با حفظ روابط با حکومت‌های افغانستان، از برخی گروه‌های مخالف آن‌ها نیز حمایت کرده است. نقش پاکستان در تحولات سیاسی افغانستان، از جمله حمایت از گروه‌های مسلح و تأثیرگذاری بر موازنه قدرت، بارها مورد توجه پژوهشگران و ناظران قرار گرفته است. با این حال، میزان نقش این کشور در سقوط نظام‌های سیاسی افغانستان در دوره‌های مختلف متفاوت بوده و بررسی این موضوع مستلزم توجه به عوامل داخلی و خارجی هر دوره است.

حمایت از جنگ علیه حکومت تحت حمایت شوروی

در جریان جنگ افغانستان علیه نیروهای شوروی و حکومت مورد حمایت مسکو، ایالات متحده و عربستان سعودی، در کنار شماری از کشورهای دیگر، از مجاهدین حمایت مالی و نظامی کردند. پاکستان نیز به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی انتقال کمک‌ها، در آموزش، تجهیز و پشتیبانی از گروه‌های مجاهدین نقش محوری داشت.

حمایت پاکستان از گروه‌های مجاهدین در تضعیف حکومت محمد نجیب‌الله، رئیس‌جمهوری وقت افغانستان، نقش داشت. با این حال، سقوط این حکومت در سال ۱۹۹۲ را نمی‌توان تنها به حمایت اسلام‌آباد از مخالفان نسبت داد. قطع کمک‌های شوروی، اختلافات درون حکومت، تغییر موضع برخی فرماندهان افغان و تحولات نظامی نیز از عوامل مؤثر در فروپاشی آن بودند.

اختلاف با ربانی و مسعود

پس از تشکیل دولت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی در سال ۱۹۹۲، روابط افغانستان و پاکستان با اختلافات سیاسی و امنیتی همراه شد. پاکستان در این دوره از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار حمایت کرد و سپس به یکی از حامیان اصلی طالبان تبدیل شد؛ گروهی که در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرد و به قدرت رسید.

پژوهشگران روابط جنوب آسیا می‌گویند حمایت پاکستان، از جمله پشتیبانی نظامی و لجستیکی، در گسترش نفوذ طالبان و تسریع قدرت‌گیری این گروه نقش مهمی داشت. در کنار تاثیر حمایت اسلام‌آباد، شرایط داخلی افغانستان و تحولات نظامی آن دوره سبب ظهور طالبان و سقوط کابل شد.

همکاری پاکستان در سرنگونی نخستین حکومت طالبان

پاکستان یکی از سه کشوری بود که حکومت نخست طالبان به رهبری ملا محمد عمر را به رسمیت شناخته بود. اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده و آغاز عملیات نظامی به رهبری واشنگتن در افغانستان، دولت پاکستان به ریاست پرویز مشرف با امریکا در مبارزه علیه القاعده و طالبان همکاری کرد.

اسلام‌آباد اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای عملیات امریکا داد و در زمینه پشتیبانی لجستیکی و تبادل اطلاعات استخباراتی نیز با واشنگتن همکاری کرد. مشرف در کتاب خاطرات خود، «در خط آتش»، به جزئیات این همکاری و مذاکرات با امریکا پرداخته است.

حکومت نخست طالبان در نوامبر ۲۰۰۱، در پی عملیات نظامی به رهبری امریکا و پیشروی نیروهای افغان مخالف طالبان، سقوط کرد. همکاری پاکستان، بخشی از پشتیبانی منطقه‌ای از عملیات امریکا بود؛ با این حال، نقش آن باید در کنار عملیات نظامی امریکا و پیشروی نیروهای افغان بررسی شود.

اختلاف با کرزی و غنی

پس از مداخله نظامی امریکا و متحدان ناتو در افغانستان در سال ۲۰۰۱ و تشکیل نظام جمهوری، روابط کابل و اسلام‌آباد بار دیگر با تنش‌های جدی روبه‌رو شد. حکومت‌های حامد کرزی و سپس اشرف غنی بارها پاکستان را به حمایت از طالبان، فراهم‌کردن پناهگاه برای رهبران این گروه و جلوگیری‌نکردن از فعالیت شبکه‌های آن در خاک پاکستان متهم کردند. شماری از پژوهشگران نیز با استناد به گزارش‌ها و بررسی‌های امنیتی، از حمایت‌های پناهگاهی، مالی و لجستیکی پاکستان از طالبان سخن گفته‌اند؛ اتهام‌هایی که اسلام‌آباد در دوره‌های مختلف رد کرده یا درباره آن‌ها مناقشه داشته است.

با توجه به این پیشینه، این پرسش مطرح می‌شود که حمایت پاکستان از طالبان تا چه اندازه در بازگشت این گروه به قدرت در اگست ۲۰۲۱ نقش داشت. با این حال، سقوط نظام جمهوری افغانستان را نمی‌توان تنها به سیاست‌های پاکستان نسبت داد. توافق امریکا و طالبان، خروج نیروهای خارجی، ضعف‌های حکومتی، اختلافات سیاسی و فروپاشی نیروهای امنیتی افغانستان نیز در این روند نقش داشتند.

پرسش محوری این مقاله آن است که چرا روابط پاکستان با حکومت‌های گوناگون افغانستان بارها به تنش انجامیده و اسلام‌آباد چگونه بر تحولات سیاسی و امنیتی این کشور تأثیر گذاشته است. در ادامه، این مقاله به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که نگرانی‌های امنیتی پاکستان، رقابت آن با هند و اختلافات دیرینه با افغانستان چگونه بر سیاست اسلام‌آباد در قبال حکومت‌های کابل اثر گذاشته‌اند.

  • یک ساله‌گی بسته‌شدن مرزها؛ ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان از دست رفت

    یک ساله‌گی بسته‌شدن مرزها؛ ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان از دست رفت

احساس ناامنی در پاکستان

در برخی پژوهش‌های سیاسی و امنیتی، سیاست خارجی پاکستان در چارچوب آنچه «ذهنیت ناامنی» (Insecurity Mindset) خوانده می‌شود، بررسی شده است. بر اساس این دیدگاه، تجربه‌های تاریخی و نگرانی‌های ژئوپولیتیکی، بر برداشت رهبران سیاسی و نظامی پاکستان از تهدیدهای امنیتی و بر سیاست این کشور در قبال همسایگانش، از جمله افغانستان، تأثیر گذاشته است.

این نگرانی‌ها به سال‌های نخست شکل‌گیری پاکستان در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد. اختلاف بر سر کشمیر و رقابت دیرینه با هند، به‌ویژه جنگ سال ۱۹۷۱ و جدایی بنگلادیش از پاکستان، از رویدادهایی هستند که بر محاسبات امنیتی اسلام‌آباد تأثیر گذاشته‌اند. در کنار این عوامل، شورش‌های مسلحانه در بلوچستان، جنبش‌های ملی‌گرایانه پشتون‌ها و اختلاف دیرینه با افغانستان بر سر دیورند نیز در شکل‌گیری نگرانی‌های امنیتی پاکستان نقش داشته‌اند.

این تجربه‌ها به تقویت رویکردی امنیت‌محور در بخشی از ساختار سیاسی و نظامی پاکستان کمک کرده‌اند؛ رویکردی که در آن، تحولات افغانستان نه‌تنها از منظر روابط دوجانبه، بلکه از زاویه رقابت با هند، امنیت مرزها و نگرانی از نفوذ نیروهای رقیب بررسی می‌شود.

با این حال، شناخت نگرانی‌های امنیتی پاکستان به‌تنهایی برای توضیح سیاست این کشور در قبال افغانستان کافی نیست. منتقدان اسلام‌آباد می‌گویند که پاکستان در مقاطع مختلف، با حمایت از گروه‌های مسلح مخالف حکومت‌های افغانستان، در تحولات داخلی این کشور مداخله کرده است. از این منظر، بررسی روابط دو کشور مستلزم توجه هم‌زمان به نگرانی‌های امنیتی پاکستان، منافع راهبردی آن و پیامدهای سیاست‌هایش برای ثبات افغانستان است.

نظریه محاصره استراتژیک

در بحث‌های مربوط به روابط افغانستان و پاکستان، مفهوم «عمق استراتژیک» بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که برداشت پاکستان از احتمال محاصره استراتژیک نیز بخشی از ادبیات امنیتی این کشور را تشکیل می‌دهد. این برداشت که گاهی با تعبیر «نظریه ساندویچی» از آن یاد می‌شود، بر نگرانی اسلام‌آباد از قرارگرفتن هم‌زمان در معرض فشار از سوی هند در شرق و افغانستان در غرب استوار است.

پاکستان و هند از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷ تاکنون چندین جنگ و بحران نظامی را تجربه کرده‌اند. در همین حال، روابط پاکستان و افغانستان نیز بر سر مسائلی چون مرز دیورند، امنیت مرزی و فعالیت گروه‌های مسلح بارها دچار تنش شده است. از نگاه برخی تصمیم‌گیرندگان امنیتی پاکستان، هم‌زمانی این اختلافات می‌تواند فشار بر اسلام‌آباد را افزایش دهد و آزادی عمل آن را در سیاست خارجی و دفاعی محدود کند.

این نگرانی لزوماً به معنای تصور حمله نظامی مشترک هند و افغانستان نیست. در چارچوب این برداشت امنیتی، گسترش نفوذ هند در افغانستان و احتمال استفاده از روابط کابل و دهلی‌نو برای اعمال فشار بر پاکستان نیز می‌تواند تهدید تلقی شود. با این حال، ادعای استفاده هند از خاک افغانستان برای تهدید پاکستان، موضوعی مناقشه‌برانگیز است و باید از نگرانی‌ها و ارزیابی‌های امنیتی اسلام‌آباد تفکیک شود.

نگرانی پاکستان از نفوذ هند در افغانستان در تحلیل‌های امنیتی و اظهارات برخی مقام‌های نظامی این کشور بازتاب یافته است. در مقابل، هند حضور خود در افغانستان را عمدتاً در چارچوب همکاری‌های توسعه‌ای، اقتصادی و دیپلماتیک توضیح داده است. این تفاوت در برداشت‌ها، یکی از زمینه‌های رقابت دو کشور بر سر نفوذ منطقه‌ای بوده است.

در پنج دهه گذشته، حکومت‌های افغانستان در مقاطع مختلف کوشیده‌اند با هند و پاکستان روابط برقرار کنند؛ اما اختلافات مرزی، ملاحظات امنیتی و رقابت منطقه‌ای، حفظ توازن پایدار میان دو همسایه را دشوار کرده است. نزدیکی کابل به دهلی‌نو در برخی دوره‌ها نگرانی اسلام‌آباد را افزایش داده و روابط افغانستان با پاکستان نیز تحت تأثیر همین رقابت قرار گرفته است.

هند در افغانستان عمدتاً از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و توسعه‌ای استفاده کرده است، در حالی که پاکستان، به‌ویژه در برخی دوره‌ها، به حمایت از گروه‌های مسلح افغان متهم شده است. این تفاوت در رویکردها، همراه با رقابت راهبردی دو کشور، بر تحولات افغانستان اثر گذاشته است. با این همه، توصیف سیاست هند به‌عنوان رویکردی همواره نرم و سیاست پاکستان به‌عنوان رویکردی همواره خشونت‌آمیز، پیچیدگی روابط سه کشور را نادیده می‌گیرد. افغانستان نیز در این میان صرفاً صحنه رقابت دو همسایه نبوده است؛ حکومت‌ها و بازیگران افغان در دوره‌های مختلف، بر اساس محاسبات و منافع خود، روابط متفاوتی با دهلی‌نو و اسلام‌آباد برقرار کرده‌اند.

  • آب بقا یا جام زهر؟

    آب بقا یا جام زهر؟

رویکرد احساسی در برابر سیاست‌گذاری واقع‌بینانه

منتقدان سیاست افغانستان در قبال پاکستان می‌گویند که حکومت‌های مختلف این کشور نتوانسته‌اند اختلافات دوجانبه را در چارچوب یک راهبرد پایدار و عملی مدیریت کنند. مسئله خط دیورند یکی از محورهای اصلی این اختلافات بوده است؛ موضوعی که در مقاطع مختلف، علاوه بر ابعاد حقوقی و تاریخی، به ابزاری برای بسیج افکار عمومی و رقابت‌های سیاسی داخلی نیز تبدیل شده است.

افغانستان از زمان شکل‌گیری پاکستان در سال ۱۹۴۷، اعتبار و مشروعیت خط دیورند را به‌طور رسمی نپذیرفته است؛ در مقابل، پاکستان این خط را مرز بین‌المللی دو کشور می‌داند. بسیاری از کشورها نیز در روابط رسمی خود با اسلام‌آباد و کابل، این خط را مرز میان دو کشور تلقی می‌کنند. با این حال، موضع‌گیری دولت‌های افغانستان درباره دیورند یکسان نبوده و این مسئله در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و ملی‌گرایانه قرار داشته است.

برخی تحلیلگران معتقدند که طرح مکرر مسئله دیورند از سوی رهبران افغانستان، همواره با یک راهبرد روشن و قابل اجرا برای حل اختلاف همراه نبوده است. در مقابل، پاکستان در زمینه مدیریت مرز اقدام‌های عملی، از جمله حصارکشی در امتداد بخش‌هایی از آن، انجام داده است؛ اقدام‌هایی که با مخالفت بخش‌هایی از جامعه و سیاست‌مداران افغانستان روبه‌رو شده‌اند. با این همه، اختلاف بر سر دیورند تنها یکی از عوامل تنش میان دو کشور است و نمی‌توان آن را به‌تنهایی توضیح‌دهنده بحران‌های سیاسی افغانستان دانست.

در سوی دیگر، منتقدان سیاست امنیتی پاکستان، به‌ویژه نقش ارتش و دستگاه استخباراتی این کشور در قبال افغانستان، اسلام‌آباد را به حمایت از گروه‌های مسلح و مداخله در تحولات داخلی افغانستان متهم کرده‌اند. این حمایت‌ها، به‌ویژه در ارتباط با طالبان، در گزارش‌ها و پژوهش‌های مختلف بررسی شده‌اند. با این حال، ارزیابی میزان نقش پاکستان در تضعیف یا سقوط حکومت‌های افغانستان باید با توجه به شواهد هر دوره و در کنار عوامل داخلی و بین‌المللی انجام شود.

مسئله دیورند همچنان حل‌نشده باقی مانده است و در فضای سیاسی افغانستان، گاه به موضوعی برای رقابت‌های سیاسی و بسیج قومی تبدیل می‌شود. با وجود این، تعیین موضع روشن درباره این اختلاف، بررسی گزینه‌های حقوقی و دیپلماتیک و سنجش پیامدهای هر رویکرد، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند در بحث درباره آینده روابط دو کشور مطرح شود.

پاکستان و آینده طالبان

با وجود روابط نزدیک و میزبانی پاکستان از طالبان در دو دهه گذشته، بازگشت این گروه به قدرت در افغانستان به پایان اختلافات میان دو طرف منجر نشد. این اختلافات به‌تدریج تشدید شد و در مواردی به تنش‌های مرزی و درگیری‌های نظامی انجامید. اسلام‌آباد از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی برای اعمال فشار بر طالبان استفاده کرده است، اما تاکنون نتوانسته است آن‌ها را به پذیرش کامل خواسته‌های خود وادار کند.

اختلافات پاکستان و طالبان افغانستان عمدتاً بر دو محور متمرکز است. نخست، اسلام‌آباد از طالبان می‌خواهد علیه تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان اقدام کنند و مانع استفاده این گروه‌ها از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان شوند. پاکستان همچنین خواهان محدود شدن نفوذ هند در افغانستان است؛ موضوعی که از نگاه مقام‌های پاکستانی با ملاحظات امنیتی این کشور پیوند دارد.

برخی مقام‌ها و تحلیلگران پاکستانی، تحولات مرتبط با تی‌تی‌پی، نفوذ هند در افغانستان و روابط طالبان افغانستان با این دو مسئله را اجزای یک معادله امنیتی مرتبط می‌دانند. از دیدگاه اسلام‌آباد، این عوامل می‌توانند امنیت پاکستان را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، این برداشت بازتاب‌دهنده نگرانی‌های امنیتی پاکستان است و لزوماً به معنای وجود هماهنگی عملیاتی میان همه این بازیگران نیست. طالبان افغانستان نیز در پنج سال پس از بازگشت به قدرت، با وجود فشارهای اسلام‌آباد، به‌طور کامل با خواسته‌های پاکستان همراه نشده‌اند.

یکی از ریشه‌های اصلی اختلاف، تفاوت در نگرش دو طرف به تحریک طالبان پاکستان است. اسلام‌آباد این گروه را سازمانی تروریستی و تهدیدی جدی برای امنیت ملی خود می‌داند و از حکومت طالبان افغانستان انتظار دارد علیه آن اقدام کند. در مقابل، پیوندهای ایدئولوژیک و مذهبی میان طالبان افغانستان و تی‌تی‌پی، همراه با ملاحظات سیاسی و امنیتی، برخورد طالبان با این گروه را پیچیده کرده است. برخی اظهارات و مواضع منتسب به اعضای طالبان افغانستان نشان می‌دهد که آنان در مواردی با ادبیاتی متفاوت از مقام‌های پاکستانی درباره تی‌تی‌پی سخن گفته‌اند. برخی از اعضای طالبان، نیروهای تی‌تی‌پی را برادران دینی خود می‌دانند.

پاکستان همچنین از طالبان خواسته است علیه گروه‌های مسلح دیگری، از جمله ارتش آزادی‌بخش بلوچستان، اقدام کنند.

تلاش‌های میانجی‌گرانه نیز تاکنون به حل پایدار اختلافات منجر نشده است. سفر علمای پاکستانی، از جمله فضل‌الرحمان و حامدالحق، رایزنی‌های مقام‌های نظامی پاکستان و میانجی‌گری برخی کشورهای منطقه، از جمله اقدام‌هایی بوده‌اند که با هدف کاهش تنش‌ها صورت گرفته‌اند. با این حال، اختلاف بر سر نحوه برخورد با تی‌تی‌پی و نگرانی‌های متقابل امنیتی همچنان پابرجاست. مسئله تنها اقناع مذهبی یا سیاسی نیست؛ دو طرف درباره ماهیت تهدیدها، مسئولیت‌های امنیتی و حدود همکاری با یکدیگر برداشت‌های متفاوتی دارند.

اسلام‌آباد در کنار فشارهای امنیتی و دیپلماتیک، از ابزارهای اقتصادی نیز استفاده کرده است. تشدید روند اخراج مهاجران افغان و محدودیت‌های گسترده در گذرگاه‌های مرزی و تجارت دوجانبه، از جمله اقدام‌هایی بوده که بر روابط دو کشور و معیشت جوامع مرزی تأثیر گذاشته است. این اقدامات همچنین به‌عنوان اهرم فشار بر طالبان برای پاسخ‌گویی به نگرانی‌های امنیتی پاکستان مطرح شده‌اند. با این حال، میزان تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌گیری طالبان روشن نیست و فشار اقتصادی به‌تنهایی نتوانسته اختلافات اصلی را برطرف کند.

ساختار امنیتی پاکستان، به‌ویژه نقش ارتش در تعیین جهت‌گیری‌های کلان سیاست خارجی و امنیت ملی، در شکل‌دهی به روابط این کشور با افغانستان اهمیت دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که نگرانی‌های امنیتی در محاسبات اسلام‌آباد جایگاه برجسته‌ای دارد و در برخی موارد، بر ملاحظات اقتصادی و تجاری اولویت می‌یابد. این رویکرد می‌تواند توضیح دهد که چرا تنش‌های امنیتی، حتی با وجود هزینه‌های اقتصادی برای دو طرف، همچنان بر روابط دوجانبه سایه انداخته است.

در سال‌های اخیر، پاکستان فشار بر طالبان را از مسیرهای مختلف افزایش داده است؛ از حملات هوایی و اقدامات مرزی گرفته تا تلاش‌های دیپلماتیک برای جلب حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی. با این حال، باید میان اقدام‌های انجام‌شده و هدف نهایی اسلام‌آباد تمایز قائل شد: فشار بر طالبان لزوماً به معنای تصمیم قطعی پاکستان برای سرنگونی حکومت این گروه نیست. دولت پاکستان رسما اعلام نکرده که قصد دارد رژیم طالبان در افغانستان را تغییر دهد. ارزیابی چنین احتمالی به شواهد روشن‌تری درباره اهداف و محاسبات راهبردی اسلام‌آباد نیاز دارد.

روابط پاکستان و طالبان اکنون با یکی از دشوارترین دوره‌های خود روبه‌رو است و بازگشت به سطح پیشین همکاری، دست‌کم در کوتاه‌مدت، آسان به نظر نمی‌رسد. پرسش اصلی این است که آیا اسلام‌آباد می‌تواند با ترکیبی از فشار امنیتی، دیپلماسی و محدودیت‌های اقتصادی، طالبان را به اقدام مؤثر علیه تی‌تی‌پی وادار کند و نگرانی‌های خود درباره نفوذ هند را کاهش دهد؟ یا ادامه اختلافات، دو طرف را به سمت رویارویی‌های گسترده‌تر سوق خواهد داد؟ احتمال تلاش پاکستان برای تغییر رفتار طالبان را باید از سناریوی تضعیف یا فروپاشی حکومت این گروه جدا کرد؛ سناریویی که تحقق آن به عوامل داخلی افغانستان، محاسبات منطقه‌ای و هزینه‌های احتمالی مداخله بستگی خواهد داشت.

تماس با پاکستان

افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه

روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقه‌ای، به یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کرده‌ایم تا چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقام‌های پاکستانی و هندی، دیدگاه‌های خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهم‌کردن فرصتی برای شنیدن روایت‌های متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آن‌ها نیست و دیدگاه‌های مطرح‌شده لزوماً بازتاب‌دهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.

یک ساله‌گی بسته‌شدن مرزها؛ ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان از دست رفت

۲۰ میزان ۱۴۰۵، ۰۸:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا فرزام
100%

فصل برداشت انار فرا رسیده، اما برای یک باغدار افغان، نگرانی اصلی نه برداشت محصول، بلکه یافتن خریدار است. او در ویدیویی که به افغانستان اینترنشنال فرستاده، باغ انارش را نشان می‌دهد و می‌گوید کسی حتی برای پرسیدن قیمت محصولاتش مراجعه نمی‌کند.

به گفته او، بسته‌ماندن گذرگاه تورخم، راه صادرات انار به پاکستان را بسته و زیان سنگینی به او وارد کرده است.

روایت این باغدار، تصویری از پیامدهای بحرانی است که طی یک سال گذشته، تجارت افغانستان و پاکستان را مختل کرده و آثار آن از گذرگاه‌های مرزی به باغ‌ها، بازارها و زندگی خانواده‌ها رسیده است.

در ۲۰ میزان ۱۴۰۴، در پی درگیری‌های مرزی میان طالبان و پاکستان، گذرگاه تورخم بسته شد و فعالیت تجارتی در مسیرهای اسپین‌بولدک، غلام‌خان، خرلاچی و انگور اده نیز مختل شد.

برآوردها نشان می‌دهد که پیش از بحران، میانگین تجارت روزانه دو کشور دست‌کم ۶.۴۵ میلیون دالر بود؛ رقمی که در مقیاس یک سال به بیش از ۲.۳ میلیارد دالر می‌رسد.

با گذشت یک سال، اختلافات امنیتی همچنان مانع عادی‌شدن تجارت شده است. در این مدت، افغانستان بخش بزرگی از واردات خود را به مسیرهای ایران و آسیای میانه منتقل کرده، اما کاهش صادرات، سقوط ترانزیت و افزایش هزینه حمل‌ونقل نشان می‌دهد که جایگزینی مسیر پاکستان بدون هزینه نبوده است.

روزانه ۶.۴۵ میلیون دالر تجارت؛ بیش از ۲.۳ میلیارد دالر در یک سال

بر اساس گزارش بانک جهانی، صادرات افغانستان به پاکستان در پنج ماه نخست سال مالی ۲۰۲۵ حدود ۲۲۶ میلیون دالر بود. با درنظرگرفتن یک دوره تقریبی ۱۵۰ روزه، میانگین صادرات روزانه افغانستان به پاکستان به نزدیک ۱.۵ میلیون دالر می‌رسید.

بر اساس این گزارش، در همین دوره، مجموع واردات افغانستان حدود ۵.۳ میلیارد دالر گزارش شد که پاکستان ۱۴ درصد آن را تأمین می‌کرد. ارزش واردات از این کشور حدود ۷۴۲ میلیون دالر، معادل میانگین روزانه ۴.۹۵ میلیون دالر، محاسبه می‌شود.

بنابراین، مجموع مبادلات مستقیم روزانه دو کشور پیش از انسداد مرزها دست‌کم ۶.۴۵ میلیون دالر برآورد می‌شود که با تعمیم به ۳۶۵ روز، به نزدیک ۲.۳۵ میلیارد دالر می‌رسد؛ شامل حدود ۵۵۰ میلیون دالر صادرات افغانستان و ۱.۸ میلیارد دالر واردات از پاکستان.

این رقم تنها تجارت مستقیم دو کشور را در بر می‌گیرد و شامل مبادلات ترانزیتی نمی‌شود. با احتساب ارزش کالاهای ترانزیتی، حجم تجارت متأثر از انسداد گذرگاه‌ها می‌تواند به‌مراتب بیشتر باشد. بخشی از مبادلات از مسیرهای جایگزین انجام شده، بخشی متوقف مانده و بخشی نیز با هزینه‌های بالاتر صورت گرفته است.

ترانزیت افغانستان از مسیر پاکستان به صفر رسیده است

آمار گمرکی پاکستان یکی از روشن‌ترین نشانه‌های افت فعالیت ترانزیتی میان دو کشور است.

در سال مالی ۲۰۲۳، شمار کانتینرهای ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان به ۱۰۲ هزار و ۸۸۶ کانتینر می‌رسید. این رقم در سال مالی ۲۰۲۴ به ۵۴ هزار و ۱۱۴ کانتینر و در سال مالی ۲۰۲۵ به ۴۲ هزار و ۹۵۹ کانتینر کاهش یافت.

اما در سال مالی ۲۰۲۶، تنها ۱۱ هزار و ۵۹۲ کانتینر به ارزش ۳۶۷ میلیون دالر ثبت شد. این کانتینرهای تجارتی پیش از انسداد گذرگاه‌ها وارد پاکستان شده بودند و پس از بسته‌شدن مرزها، ورود کانتینرهای تجارتی جدید از افغانستان به پاکستان متوقف شد.

به این ترتیب، شمار کانتینرهای ترانزیتی در مقایسه با سال مالی ۲۰۲۵ حدود ۷۳ درصد و نسبت به سال مالی ۲۰۲۳ حدود ۸۸.۷ درصد کاهش یافت. هرچند روند نزولی ترانزیت پیش از بحران مرزی آغاز شده بود، انسداد طولانی‌مدت گذرگاه‌ها آن را تشدید کرد.

100%

در بخش انتقال کالاهای صادراتی افغانستان از خاک پاکستان به بازارهای ثالث، کاهش شدیدتری ثبت شده است. ارزش این صادرات که از مسیر واگه و بنادر پاکستان منتقل می‌شد، از ۴۵۴ میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۵ به تنها هفت میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۶ رسید؛ کاهشی نزدیک به ۹۸.۵ درصد.

پیامدهای بحران برای پاکستان نیز به تجارت مستقیم با افغانستان محدود نمانده است. بر اساس آمار منتشرشده توسط دولت پاکستان، مجموع تجارت پاکستان با پنج کشور آسیای میانه در سال مالی ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۵۰.۶ درصد کاهش یافته و از ۴۴۳.۷ میلیون دالر به ۲۱۹.۱ میلیون دالر رسیده است.

در این دوره، صادرات پاکستان به آسیای میانه ۴.۱ درصد و واردات آن از آسیای میانه ۸۸.۳ درصد کاهش یافته است. با این حال، بخشی از این کاهش وابسته به مسدودشدن گذرگاه‌ها است و پاکستان در این مدت روی مسیرهای بدیل تجارت با آسیای‌میانه تمرکز کرده است.

100%

صادرات افغانستان ۱۸ درصد کاهش یافت

بر اساس تازه‌ترین گزارش بانک جهانی، صادرات افغانستان در اگست ۲۰۲۶ به ۱۴۵.۶ میلیون دالر رسید که نسبت به ماه مشابه سال گذشته ۱۸ درصد کاهش نشان می‌دهد. اداره ملی احصائیه و معلومات طالبان نیز کاهش نزدیک به ۱۸ درصدی صادرات را گزارش کرده است.

مواد غذایی که ۶۸ درصد صادرات افغانستان را تشکیل می‌دهد، بیشترین فشار را تحمل کرده است. ارزش صادرات این بخش در اگست به ۹۸.۵ میلیون دالر رسید، اما نسبت به سال گذشته ۳۶ درصد کاهش داشت.

در بخش زغال‌سنگ نیز صادرات افغانستان در اگست ۲۰۲۶ به صفر رسید؛ کالایی که پاکستان در سال‌های گذشته یکی از بازارهای مهم آن بود. در مقابل، صادرات منسوجات به ۲۲.۳ میلیون دالر افزایش یافت و نسبت به اگست پارسال ۲۱۲ درصد رشد کرد. این تفاوت نشان می‌دهد که تغییر مسیرها و بازارهای صادراتی بر همه کالاها اثر یکسان نداشته است.

مشکلات باغداران نیز تنها به ارقام صادراتی محدود نمی‌شود. یک باغدار در کابل در ویدیویی به افغانستان اینترنشنال می‌گوید کم‌آبی به حاصلات سیب آسیب زده و نبود بازار مناسب، فروش محصولات را دشوار کرده است.

محدودیت صادرات به پاکستان، هزینه بالای انتقال و کمبود سردخانه و امکانات بسته‌بندی، آسیب‌پذیری محصولات باغی را بیشتر کرده است. برای کالاهای فسادپذیر، طولانی‌شدن مسیر انتقال می‌تواند به معنای کاهش کیفیت، از دست‌رفتن خریدار و زیان مستقیم تولیدکننده باشد.

با این حال، کاهش صادرات را نمی‌توان تنها به انسداد پاکستان نسبت داد؛ اختلال در مسیرهای ایران، هزینه‌های ترانسپورتی و محدودیت دسترسی به بازارهای نهایی نیز در این وضعیت نقش داشته‌اند.

ایران و آسیای میانه بیش از ۹۵ درصد مسیرهای واردات را در اختیار گرفتند

یکی از مهم‌ترین تحولات یک سال گذشته، تغییر جغرافیای تجارت خارجی افغانستان بوده است. پاکستان که پیش‌تر بزرگ‌ترین مقصد صادرات افغانستان بود، اکنون این جایگاه را از دست داده و دیگر در میان مقاصد عمده صادراتی کشور قرار ندارد.

بر اساس گزارش اگست ۲۰۲۶ بانک جهانی، ۵۶.۶ درصد جریان واردات افغانستان از مسیر ایران و ۳۸.۹ درصد از مسیر کشورهای آسیای میانه انجام شده است. در میان کشورهای مبدأ واردات نیز ایران با سهم ۳۲.۹ درصد، بزرگ‌ترین تأمین‌کننده کالا برای افغانستان بوده است.

این تغییر نشان می‌دهد که افغانستان توانسته است بخش بزرگی از واردات خود را بدون عبور از پاکستان تأمین کند؛ اما مسیرهای جایگزین هنوز تمام مزیت‌های اقتصادی و ترانزیتی مسیر پیشین را جبران نکرده‌اند.

نااطمینانی‌های منطقه‌ای در مسیر ایران و محدودیت ظرفیت و هزینه انتقال در مسیرهای شمالی، تجارت افغانستان را همچنان آسیب‌پذیر نگه داشته است. تمرکز بیش از ۹۵ درصد واردات بر این دو مجموعه مسیر نیز وابستگی ترانزیتی تازه‌ای ایجاد کرده است.

در اگست ۲۰۲۶، واردات افغانستان به حدود ۱.۱۹ میلیارد دالر و کسری تجارت خارجی به ۱.۰۵ میلیارد دالر رسید؛ کسری‌ای که نسبت به اگست پارسال هشت درصد افزایش داشت.

این ارقام نشان می‌دهد که با وجود تغییر مسیر واردات، مشکل بنیادی اقتصاد افغانستان، یعنی وابستگی گسترده به کالاهای خارجی و ظرفیت محدود صادرات، همچنان پابرجاست.

تورم ۷.۶ درصدی؛ هزینه تجارت مختل‌شده به بازار داخلی رسید

پیامدهای انسداد گذرگاه‌ها، فراتر از تجارت خارجی، به بازار داخلی و معیشت مردم نیز رسیده است. انتقال واردات به مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تر، از جمله مسیرهای شمالی، هزینه تأمین کالا را افزایش داده و فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کرده است.
بر اساس تازه‌ترین برآورد بانک جهانی، تورم سالانه افغانستان در آگست ۲۰۲۶ به ۶.۷درصد رسید؛ درحالی‌که این رقم در جولای ۷.۵ درصد بود. تورم مواد غذایی هفت درصد و کالاهای غیرغذایی ۶.۴ درصد ثبت شده است.

100%

آمار اداره ملی احصائیه و معلومات طالبان نیز از افزایش فشار تورمی در ماه‌های پس از آغاز بحران مرزی حکایت دارد. در میزان ۱۴۰۴، تورم سالانه در سطح کشور ۲.۹ درصد و در کابل ۵.۱ درصد بود؛ اما تا جوزای ۱۴۰۵، این ارقام در جوزای ۱۴۰۵ به‌ترتیب به ۷.۶درصد در سطح کشور و ۸.۶ درصد در کابل رسید.

با این حال، انسداد گذرگاه‌های پاکستان تنها عامل فشار تورمی نبوده است. بازگشت حدود ۶.۵ میلیون افغان از ایران و پاکستان از سپتمبر ۲۰۲۳ تا آگست ۲۰۲۶، تقاضا برای مسکن، مواد غذایی و خدمات را افزایش داده است. نوسان بهای انرژی در نتیجه بحران ایران و افزایش هزینه ترانسپورت از مسیرهای جایگزین نیز بر قیمت‌ها فشار وارد کرده‌اند.

با وجود کاهش نسبی نرخ تورم در ماه‌های اخیر، سطح عمومی قیمت‌ها همچنان بالاتر از گذشته است. در کنار آن، کاهش فعالیت‌های مرزی بر درآمد رانندگان، باربران، کارگران و کسب‌وکارهای وابسته به تجارت نیز فشار وارد کرده است.

تجارت تغییر مسیر داد، اما هزینه آن افزایش یافت

یک سال انسداد تورخم و دیگر گذرگاه‌های افغانستان و پاکستان، ساختار تجارت منطقه‌ای را تغییر داده است. پاکستان بخشی از بازار افغانستان و موقعیت ترانزیتی خود را از دست داده و افغانستان نیز با کاهش صادرات، سقوط ترانزیت و افزایش هزینه دسترسی به بازارها روبه‌رو شده است.

آمارها نشان می‌دهد که افغانستان توانسته است بخش بزرگی از تجارت خود را به مسیرهای ایران و آسیای میانه منتقل کند، اما این تغییر نتوانسته تمام مزیت‌های سرعت، فاصله و هزینه مسیر پاکستان را جبران کند.

یک سال انسداد گذرگاه‌ها نشان داد که مسیرهای پاکستان، با وجود گسترش تجارت افغانستان از راه ایران و آسیای میانه، از نظر فاصله، هزینه و دسترسی به بازارها، به‌ویژه دسترسی به آب‌های آزاد بین‌المللی، بازار هند و کشورهای غربی به‌طور کامل قابل جایگزینی نیستند. تداوم تنش میان طالبان و پاکستان نیز نه‌تنها تجارت و ترانزیت دو کشور، بلکه اجرای پروژه‌های مهم منطقه‌ای و چشم‌انداز اتصال اقتصادی آسیای جنوبی و مرکزی را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

تماس با پاکستان

افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه

روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقه‌ای، به یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کرده‌ایم تا چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقام‌های پاکستانی و هندی، دیدگاه‌های خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهم‌کردن فرصتی برای شنیدن روایت‌های متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آن‌ها نیست و دیدگاه‌های مطرح‌شده لزوماً بازتاب‌دهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.