اندیشه خواستار کمکهای بلندمدت برای جلوگیری از آوارگی دوباره افغانها شد

نماینده دایمی افغانستان در دفتر سازمان ملل در ژنو میگوید کمکهای اضطراری بشردوستانه به بازگشتکنندگان افغان بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی چالشهای گسترده و پیچیده آنان باشد.

نماینده دایمی افغانستان در دفتر سازمان ملل در ژنو میگوید کمکهای اضطراری بشردوستانه به بازگشتکنندگان افغان بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی چالشهای گسترده و پیچیده آنان باشد.
نصیر احمد اندیشه، نماینده دایمی افغانستان در ژنو، روز جمعه (هشتم عقرب) در سیونهمین نشست کمیته دایمی برنامهها و امور مالی سازمان بینالمللی مهاجرت، از بازگشت صدها هزار شهروند افغان در یک سال گذشته و چالشهای آنان در مرزها ابراز نگرانی کرد.
این نشست روزهای پنجشنبه و جمعه، ۲۹ و ۳۰ اکتوبر، در ژنو برگزار شد.
اندیشه در این نشست گفت بسیاری از بازگشتکنندگان بدون دسترسی کافی به سرپناه، خدمات صحی و فرصتهای معیشتی به کشور رسیدهاند.
پیشتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در کابل اعلام کرد که از سال ۲۰۲۳ تاکنون حدود ۶.۳ میلیون افغان به کشور برگشتهاند که ۶۰ درصد آنان مجبور به بازگشت شدهاند. او هشدار داده است که فقر، بیکاری و کاهش کمکهای جهانی، وضعیت افغانستان را دشوارتر کرده است.
او محدودیتهای طالبان بر آموزش، کار و حضور زنان و دختران در زندگی اجتماعی را از عوامل تشدید بحران افغانستان دانست و گفت این سیاستها توان اقتصادی کشور را تضعیف کرده و روند بازسازی جوامع، اجرای برنامههای بشردوستانه و ادغام دوباره بازگشتکنندگان را با موانع جدی روبهرو ساخته است.
نماینده افغانستان برای رسیدگی به وضعیت بازگشتکنندگان، بر سه اولویت تأکید کرد: رعایت حقوق و کرامت انسانی مهاجران از سوی کشورهای همسایه و منطقه، پیوند کمکهای فوری بشردوستانه با برنامههای درازمدت و ایجاد فرصتهای معیشتی، و تأمین بودجه کافی و انعطافپذیر برای فعالیتهای سازمان بینالمللی مهاجرت.
او در پایان خواستار توجه بیشتر جامعه جهانی به حقوق زنان و دختران و دسترسی آنان به خدمات اساسی شد و حضور سازمان بینالمللی مهاجرت در افغانستان را برای حمایت از میلیونها شهروند این کشور حیاتی خواند.
وزارت خزانهداری امریکا در گزارشی تازه میگوید محاصره دریایی، تحریمهای گسترده اقتصادی و مسدود شدن مسیرهای صادرات زمینی، اقتصاد ایران را فلج کرده و فشار بر حکومت این کشور را افزایش داده است.
بر مبنای این گزارش، تلاش ایران برای دور زدن محاصره دریایی امریکا و انتقال کالا از راه زمین، به دلیل مشکلات مرزی با پاکستان، ترکیه، افغانستان و ترکمنستان با دشواری روبهرو شده است.
این گزارش که به دست آکسیوس رسیده، از کاهش ارزش ریال، افزایش تورم، توقف بارگیری نفت ایران و محدودیتهای فزاینده در تجارت و مبادلات مالی این کشور بهعنوان نشانههای تشدید بحران اقتصادی نام میبرد.
بر اساس این گزارش، ارزش ریال ایران از زمان آغاز کارزار فشار اقتصادی امریکا در اواخر اسد، حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است. نرخ غیررسمی تبادله ارز در ماه جاری به رکورد دو میلیون و ۶۸۷ هزار ریال در برابر یک دالر رسید.
وزارت خزانهداری امریکا میگوید نرخ تورم سالانه ایران نیز در ماه میزان به ۹۰ درصد افزایش یافت؛ در حالی که این رقم در اوایل سال حدود ۳۵ درصد بود.
در این گزارش آمده است که ایران از ۳ سنبله به اینسو، به دلیل محاصره دریایی و تحریمها، هیچ محموله نفتی را به نفتکشها بارگیری نکرده است. شرکت کپلر که تجارت دریایی را رصد میکند، نیز گزارش داده است که ایران باقیمانده نفت خود را که در دریا نگهداری میشد، فروخته است.
فشار بر مسیرهای تجاری و بانکی ایران
گزارش وزارت خزانهداری امریکا میگوید واشنگتن تلاش دارد ایران را نهتنها از درآمدهای نفتی، بلکه از مسیرهای تجارت بینالمللی، هوانوردی تجاری، شبکههای بانکی و حتی گزینههای جایگزین ارز دیجیتال محروم کند.
بر اساس این گزارش، تلاش ایران برای انتقال زمینی کالا و دور زدن محاصره دریایی امریکا، با موانع جدی در مرزهای این کشور با پاکستان، ترکیه، افغانستان و ترکمنستان روبهرو شده است.
در اواخر ماه سرطان امسال، مقامهای محلی ایران اعلام کردند که بیش از یکهزار و ۵۰۰ موتر باربری در مرز اسلامقلعه و دوغارون به دلیل مشکلات ترانزیتی و کمبود امکانات گمرکی در افغانستان در انتظار ورود به ایران هستند.
مزید بر آن، در گزارش اکسیوس آمده است که هزاران موتر باربری ایران در مرز ترکیه متوقف شدهاند و تأخیر در عبور آنها به ۲۰ روز میرسد. صدها موتر باربری دیگر نیز در مرز پاکستان در انتظار عبور هستند.
همچنین امارات متحده عربی، عمان، عراق، گرجستان و جمهوری آذربایجان پرواز شرکتهای هواپیمایی ایران را ممنوع کرده و پروازها به مقصد ایران را لغو کردهاند. ترکیه نیز تمامی پروازهای شرکت هواپیمایی ماهان را به حالت تعلیق درآورده است.
وزارت خزانهداری امریکا افزوده است که بانکهای ایرانی با محدودیتهای بیشتری در ترکیه، لبنان و امارات روبهرو شدهاند و واشنگتن صرافیهای ارز دیجیتال مورد استفاده برای دور زدن تحریمها را نیز هدف قرار داده است.
اختلاف نظر در واشنگتن بر سر ادامه فشار اقتصادی
به نوشته آکسیوس، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا، از چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ است که از ادامه کارزار فشار اقتصادی علیه ایران حمایت میکند و از رئیسجمهور میخواهد پیش از بازگشت به درگیری نظامی، به این سیاست فرصت بیشتری بدهد.
ترامپ همزمان دو مسیر را دنبال میکند: تلاش برای دستیابی به توافقی با هدف ازسرگیری مذاکرات صلح و آمادگی برای احتمال آغاز دوباره عملیات گسترده نظامی پس از انتخابات میاندورهای.
کارزار فشار اقتصادی وزارت خزانهداری که در اواخر اسد آغاز شد، سومین محور این راهبرد است. مقامهای امریکایی میگویند این کارزار برای تضعیف حکومت ایران و وادار کردن رهبران این کشور به دادن امتیاز در مذاکرات، به زمان بیشتری نیاز دارد.
آکسیوس گزارش داده است که ترامپ روز پنجشنبه با مشاوران ارشد امنیت ملی و سیاست خارجی خود درباره جنگ دیدار کرد. در این نشست، برد کوپر، فرمانده سنتکام، درباره محاصره دریایی ایران و اسکات بسنت درباره کارزار فشار اقتصادی به رئیسجمهور گزارش دادند.
یک مقام امریکایی به آکسیوس گفت بسنت به ترامپ گفته است که کارزار فشار اقتصادی موثر بوده، وضعیت اقتصادی ایران رو به وخامت است و ادامه این روند میتواند حکومت را بیش از پیش بیثبات کند و رهبر جمهوری اسلامی را به پذیرش توافق سوق دهد.
با این حال، گزارش وزارت خزانهداری امریکا مدعی نشده است که حکومت ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد؛ بلکه بر پیامدهای اقتصادی فشارهای امریکا و کاهش توانایی تهران برای کسب درآمد تأکید کرده است.
بررسیهای افغانستان اینترنشنال از خبرنامهها و اطلاعیههای منتشرشده از سوی ادارات طالبان نشان میدهد که این گروه در پنج سال حاکمیت، دستکم ۲۷۱ هزار و ۴۳۲ قیراط زمرد پنجشیر را فروخته است. ارزش مجموعی این مقدار زمرد حدود ۴۴ میلیون و ۷۷۵ هزار دالر امریکایی برآورد شده است.
زمرد پنجشیر که به «طلای سبز افغانستان» شهرت دارد، یکی از ارزشمندترین سنگهای قیمتی این کشور بهشمار میرود. این سنگ قیمتی که از دل کوههای هندوکش و دره پنجشیر استخراج میشود، به دلیل رنگ، شفافیت و کیفیت خود در بازارهای جهانی از جایگاه ویژهای برخوردار است.
در سالهای اخیر، روند استخراج و فروش زمرد پنجشیر افزایش یافته و طالبان این سنگ قیمتی را از طریق مزایدههای رسمی به فروش میرساند.
با این حال، نبود شفافیت در روند استخراج، میزان واقعی فروش و درآمد حاصل از آن، در کنار احتمال فروش غیررسمی زمرد، پرسشهای جدی درباره چگونگی مدیریت این منبع ارزشمند و سرنوشت عواید آن مطرح کرده است.
همچنین مشخص نیست چه سهمی از درآمد حاصل از فروش این ثروت ملی به مردم افغانستان میرسد.
بررسی افغانستان اینترنشنال از دهها خبرنامه منتشرشده از سوی طالبان در پنج سال گذشته نشان میدهد که این گروه در مقاطع مختلف، هزاران قیراط زمرد پنجشیر را از طریق مزایدههای رسمی به فروش رسانده است.
وزارت معادن و پترولیم طالبان در اسد ۱۴۰۳ اعلام کرده بود که تا آن زمان، ۷۵ هزار و ۸۸۷ قیراط زمرد به ارزش چهار میلیون و ۷۱۶ هزار و ۹۲۳ دالر فروخته شده و برای استخراج معادن پنجشیر نیز ۵۸۶ جواز صادر شده است.
بررسی خبرنامههای طالبان همچنین نشان میدهد که از سنبله تا حوت ۱۴۰۳ خورشیدی، ۱۳ هزار و ۶۲۷ قیراط زمرد پنجشیر به ارزش حدود ۸۸۰ هزار دالر به فروش رسیده است.
مقامهای محلی طالبان در پنجشیر اعلام کردهاند که در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، ۱۱۱ هزار و ۷۵۰ قیراط زمرد این ولایت را به ارزش ۳۲ میلیون و ۱۷۸ هزار دالر فروختهاند. به گفته این مقامها، این مقدار زمرد از معادن ولسوالیهای حصه اول و پریان استخراج شده است.
بر اساس خبرنامههای طالبان، در سال جاری خورشیدی نیز ۷۰ هزار و ۱۶۸ قیراط زمرد به ارزش نزدیک به هفت میلیون دالر به فروش رسیده است. طالبان سال گذشته اعلام کرده بود که ۷۵۰ معدن زمرد در ولایت پنجشیر ثبت شده است.
افزایش حجم و ارزش فروش زمرد در این سال، از گسترش فعالیت طالبان در بخش استخراج و بهرهبرداری از منابع طبیعی افغانستان حکایت دارد.
یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که این مقدار زمرد از طریق مزایده به تاجران داخلی و خارجی فروخته شده است. طالبان در بیشتر موارد هویت و تابعیت خریداران خارجی را اعلام نکردهاست؛ با این حال، در شماری از خبرنامههای این گروه به فروش زمرد به شهروندان چین نیز اشاره شده است.
طالبان استخراج زمرد از معادن پنجشیر و فروش آن را بر اساس حکمی از سوی هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، انجام میدهند.
این یافتهها بر پایه بررسی خبرنامهها و اطلاعیههای عمومی منتشرشده از سوی ادارات طالبان تهیه شده است. از اینرو، ممکن است میزان واقعی زمرد استخراجشده و فروختهشده در پنج سال گذشته بیشتر از ارقام ثبتشده در این گزارش باشد.
همچنین، ارزش دالری فروشها بر اساس مبالغ اعلامشده در خبرنامهها و با تبدیل ارقام افغانی به دالر، بر مبنای نرخ تبدیل ارز، محاسبه شده است.
اطلاعیههای رسمی طالبان معمولاً تنها شامل مقدار زمرد فروختهشده و ارزش مجموعی آن است و جزئیاتی درباره قیمت پایه، میزان رقابت میان خریداران و معیارهای تعیین قیمت بهگونه منظم در دسترس عموم قرار نمیگیرد.
افغانستان اینترنشنال پیش از این گزارش داده بود که استخراج این سنگ قیمتی زیر نظارت مستقیم نیروهای طالبان انجام میشود و بخش عمده عملیات استخراج در اختیار قراردادیهایی قرار دارد که با این گروه ارتباط مستقیم دارند.
مجله بینالمللی «دموکراسی آسیا» روز جمعه، هشتم عقرب، پژوهش تحلیلی داوود اعظمی را درباره شیوه حکومتداری طالبان منتشر کرد. این پژوهش نشان میدهد که هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در تصامیم کلان سیاسی و اداره کشور، بر استخاره و رویاهای شبانه اتکا میکند.
داوود اعظمی، خبرنگار ارشد و پژوهشگر روابط بینالملل، در تازهترین پژوهش تحلیلی خود در مجله بریتانیایی «دموکراسی آسیا» که در شماره ماه جاری منتشر شده، ساختار درونی قدرت طالبان پس از پنج سال حاکمیت را واکاوی کرده است.
بر بنیاد یافتههای این پژوهش، هبتالله آخندزاده، رهبر ۶۰ ساله طالبان، دارای پیشینهای صوفیانه است و در فرایند تصمیمگیریهای کلان سیاسی و اداری، «استخاره» و «رویاهای شبانه» را به عنوان منابع اصلی هدایت ماورایی مبنا قرار میدهد.
اعظمی در این پژوهش تصریح میکند که این رویکرد سبب شده رهبر طالبان فرامین و سیاستهای خود را دارای مشروعیت قدسی بداند و هرگونه نقد، اصلاح یا مخالفت را معادل جرم و انحراف دینی تلقی کند.
در بخش از این پژوهش آمده است که باورهای مذهبی و گرایشهای باطنی آخندزاده، عامل اصلی پافشاری او بر سیاستهای سختگیرانه، از جمله ممنوعیت کامل آموزش و کار زنان است.
نویسنده تأکید میکند که رهبر طالبان تحقق برداشتهای دینی خود را بر شناسایی رسمی از سوی جامعه جهانی کاملاً ترجیح میدهد. از این رو، درخواستهای مکرر بینالمللی برای تشکیل حکومت فراگیر و احترام به حقوق اساسی بشر، به دلیل اتکای او بر این الهامات درونی، همواره بیپاسخ مانده و انزوای دیپلوماتیک طالبان را تشدید کرده است.
تمرکز انحصاری قدرت در قندهار
این پژوهش نشان میدهد که هبتالله آخندزاده با بهرهگیری از همین نفوذ مذهبی، ساختار سنتی «رهبری شورا» را منحل، و معاونان خود را کنار زده است تا کانون تمام قدرت در حلقه مذهبی قندهار متمرکز بماند.
به تحلیل اعظمی، رهبر طالبان با دوری گزیدن از انظار عمومی و حفظ هویت دیجیتالی نزدیک به صفر، حتی کابینه مستقر در کابل را از صلاحیتهای بنیادین خلع کرده و آن را صرفاً به بازوی اجرایی فرامین صادرشده از قندهار مبدل ساخته است.
همزمان با نشر این پژوهش کتابی فقهی منسوب به هبتالله آخندزاده با عنوان «امارت اسلامی و نظام آن» منتشر شده که چارچوب نظری اختیارات او را تدوین کرده است.
در این اثر با استناد به متون سنتی، اطاعت مطلق از فرامین امیر به عنوان یک وجیبه قطعی شرعی تعریف شده و هرگونه سرپیچی، مخالفت علنی یا پرسشگری در برابر تصمیمهای رهبر، معادل گناه کبیره، بغاوت و نقض بیعت شرعی دانسته شده است.
طالبان کارخانه تولید سمنت شوراندام را در ولایت قندهار با ظرفیت تولید روزانه هزار و ۵۰۰ تُن افتتاح کرد. همزمان، مقامهای طالبان اعلام کردند که کار ساخت شش پروژه دیگر تولید سمنت به ارزش ۶۶۳ میلیون دالر در پنج ولایت کشور جریان دارد.
بر اساس خبرنامه وزارت معادن و پترولیم طالبان، کارخانه سمنت شوراندام در ولایت قندهار روز پنجشنبه، هفتم عقرب، به بهرهبرداری رسیده است.
احمد نبیزاده، بنیانگذار این کارخانه، در مراسم افتتاحیه اعلام کرد که این واحد صنعتی اکنون روزانه ۱۵۰۰ تُن سمنت معیاری تولید میکند. قرار است با آغاز فعالیت فاز دوم، ظرفیت آن به۵۰۰۰ تُن در روز برسد؛ هرچند مسئولان طالبان تاکنون جزییات و زمانبندی مشخصی درباره زمان افتتاح و هزینههای فاز دوم ارائه نکردهاند.
در این مراسم شماری از چهرههای ارشد طالبان از جمله عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، هدایتالله بدری، وزیر معادن و پترولیم، شهابالدین دلاور، رئیس جمعیت هلال احمر، نورالحق انور، رئیس اداره امور، ملا شیرین آخند، والی طالبان در قندهار و ذبیحالله مجاهد، سخنگوی این گروه حضور داشتند.
هدایتالله بدری در این مراسم اعلام کرد که افزون بر قندهار، در حال حاضر کار روی شش پروژه بزرگ تولید سمنت در ولایتهای جوزجان، لوگر، پروان، هرات و سمنگان جریان دارد.
به گفته او، ارزش مجموعی این شش طرح به حدود ۶۶۳ میلیون دالر میرسد. او ادعا کرد که با نهاییشدن این پروژهها، برای نزدیک به ۱۵ هزار نفر زمینه کار مستقیم فراهم میشود و گام اساسی برای کاهش واردات و رسیدن به خودکفایی برداشته خواهد شد، اما جزییات از چگونگی ساخت و زمانبندی این کارخانهها نداده است.
همچنین عبدالغنی برادر گفت «افغانستان زمانی به پیشرفت پایدار اقتصادی میرسد که از منابع خود استفاده دوامدار کند و در بخش سیاست صنعتی گامهای مهم بردارد».
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، راهاندازی این کارخانه را «گامی عملی بهسوی خودکفایی» خواند و تأکید کرد که با تأمین امنیت، بستر مناسبی برای حمایت از سرمایهگذاران داخلی و اجرای طرحهای بزرگ صنعتی ایجاد شده است.
نظر به معلومات ارایه شده از سوی طالبان، پروژه ساخت کارخانه سمنت شوراندام قندهار در اواخر سال ۱۴۰۱ خورشیدی در قالب قراردادی با یک شرکت خصوصی کلید خورد و کارهای ساختمانی و نصب تأسیسات آن در اوایل سال ۱۴۰۲ رسماً آغاز شد.
این واحد تولیدی که برای تکمیل فاز نخست آن نزدیک به ۱۰۰ میلیون دالر سرمایهگذاری شده بود، پس از حدود سه سال کارهای زیربنایی، سرانجام در هفتم عقرب ۱۴۰۵ با ظرفیت تولید روزانه ۱۵۰۰ تُن سمنت به بهرهبرداری رسید.
پس از سقوط نظام جمهوری، رهبران سیاسی، مقامهای دولتی، نظامیان پیشین، فعالان و نخبگان سیاسی افغانستان کشور را ترک کردند. بیشتر آنان به کشورهای غربی و شماری از چهرههای شاخص به کشورهای منطقه، از جمله ایران، ترکیه، تاجیکستان و امارات متحده عربی، پناه بردند.
در پنج سال گذشته، بارها از محدودیتها و فشار کشورهای میزبان بر فعالیت سیاسی و نظامی مخالفان طالبان سخن گفته شده است. این گزارش بررسی میکند که این محدودیتها تا چه اندازه بر فعالیتها و برنامههای مخالفان تأثیر گذاشته و آیا مانع پیگیری اهداف آنان شده است یا انفعال و نبود برنامه منسجم، عامل اصلی وضعیت کنونی است.
افغانستان اینترنشنال در این گزارش با پنج چهره شاخص سیاسی افغانستان گفتوگو کرده است. آنان به دلیل «حساسیتهای کشورهای میزبان» و «نزاکتهای سیاسی داخلی» نخواستند نامشان فاش شود.
برخی از این چهرهها میگویند کشورهای میزبان نقش تعیینکنندهای در سیاستها و برنامههای مخالفان طالبان داشتهاند. به گفته آنان، ترکیه به شماری از مخالفان هشدار داده است که در صورت فعالیت نظامی علیه طالبان، باید خاک این کشور را ترک کنند.
اما برخی دیگر میگویند که در پنج سال گذشته هیچ کشوری مانع فعالیتهای آنان نشده است. یکی از رهبران مخالف طالبان که سرگرم فعالیت نظامی علیه این گروه است، گفت که حتی به کشورهایی سفر کرده که روابط نزدیکی با طالبان دارند. او محدودیتهای کشورهای میزبان را «بهانهای برای توجیه ناکارآمدی و انفعال» مخالفان میداند.
تمرکز این گزارش بر چهار کشوری است که شماری از چهرههای مخالف طالبان در آنها مستقر هستند: تاجیکستان، ایران، ترکیه و امارات متحده عربی. در کنار این کشورها، نقش اروپا و امریکا و تغییر رویکرد پاکستان در قبال مخالفان طالبان نیز بررسی شده است.
تاجیکستان؛ از حمایت مخالفان تا تعامل با طالبان
تاجیکستان نخستین کشوری بود که آشکارا از مخالفان طالبان حمایت کرد. احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی، امرالله صالح، رهبر روند سبز، بسمالله محمدی، وزیر دفاع پیشین، و شماری دیگر از چهرههای سیاسی و نظامی پس از سقوط جمهوری به دوشنبه، پایتخت این کشور، رفتند.
تاجیکستان از آنان میزبانی کرد و در نشستهای منطقهای و بینالمللی مواضعی مخالف طالبان را در پیش گرفت. اما به گفته منابع این گزارش، موضع دوشنبه بهتدریج تغییر کرده و اکنون در پی تعامل با اداره طالبان است.
یک چهره ارشد جبهه مقاومت ملی گفت که تاجیکستان در گذشته رفتوآمد به افغانستان را برای مخالفان تسهیل میکرد، اما اکنون این مسیرها بسته شده است. به گفته او، دفتر جبهه مقاومت ملی نشانی رسمی ندارد و به نام بنیاد احمدشاه مسعود فعالیت میکند. امرالله صالح و احمد مسعود نیز زیر تدابیر شدید امنیتی در این کشور زندگی میکنند و مقامهای تاجیکستان آنان را به نشستهای رسمی دعوت نمیکنند.
یکی دیگر از رهبران مخالف طالبان گفت که تاجیکستان، با وجود آنکه مهمترین حامی مخالفان بود، اکنون در پی همکاری با طالبان است. به گفته او، رئیس استخبارات تاجیکستان بهگونه منظم با طالبان در تماس است و حتی درباره واگذاری سفارت افغانستان به این گروه گفتوگوهایی صورت گرفته است. با این حال، سفارت افغانستان در دوشنبه همچنان در اختیار یک دیپلومات پیشین نزدیک به جبهه مقاومت ملی است.
یک چهره ارشد سیاسی دلیل تغییر موضع تاجیکستان را فشار روسیه و ملاحظات امنیتی این کشور دانست. او گفت: «در اوایل، تاجیکستان در مخالفت کامل با طالبان قرار گرفت و به بخشی از مخالفان اجازه فعالیت نظامی و سیاسی داد. بعدتر، تعامل با طالبان را ضروری دانست و تحت فشار روسیه از موضع مخاصمت بیرون شد.»
تاجیکستان به دلیل هممرزی با افغانستان با تهدیدهای امنیتی متعددی روبهرو است. حضور گروههای رادیکال آسیای مرکزی در افغانستان، فعالیت قاچاقبران مواد مخدر و تهدید داعش خراسان از جمله نگرانیهای این کشور است. همزمان، کشورهای عضو کشورهای مشترکالمنافع برای تقویت امنیت مرزهای تاجیکستان با افغانستان تلاش میکنند.
ایران؛ میزبانی از مخالفان و روابط نزدیک با طالبان
ایران پس از سقوط نظام جمهوری در افغانستان، میزبان شمار زیادی از پناهجویان افغان، از جمله مقامهای سابق، نظامیان پیشین و برخی رهبران مخالف طالبان شد. جمهوری اسلامی در کنار پاکستان، از تأثیرگذارترین همسایههای افغانستان در منازعات پنج دهه گذشته بوده است.
ایران پیشینه همکاری با مخالفان طالبان را دارد، اما در پنج سال گذشته روابط نزدیکی با این گروه برقرار کرده است.
منابع این گزارش میگویند تهران در برخورد با مخالفان طالبان سیاستی دوگانه داشته است: به برخی از آنان امکان فعالیت داده، اما برخی دیگر را از فعالیت نظامی علیه طالبان منع کرده است.
دفاتر جبهه مقاومت ملی در مشهد فعال است و احمد مسعود نیز بهگونه منظم به ایران سفر میکند.
یک مقام ارشد سابق گفت که در ساختار سیاسی ایران درباره طالبان دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. به گفته او، برخی طالبان را «دشمن دشمن» میدانند و خواهان همکاری با این گروهاند، در حالی که برخی دیگر با توجه به اقدامات شیعهستیزانه طالبان، از حمایت آن خودداری میکنند.
او به تفاوت دیدگاه میان سپاه پاسداران و وزارت خارجه ایران اشاره کرد و گفت که سپاه با طالبان روابط نزدیک دارد، اما وزارت خارجه با رهبران مخالف طالبان تعامل میکند.
یک عضو ارشد جبهه مقاومت ملی نیز به افغانستان اینترنشنال گفت: «ایران کاری به کار ما ندارد، اما حمایت نظامی و سیاسی هم نمیکند.»
این موضع با اظهارات معاون سفیر ایران در کابل تفاوت دارد. او هرگونه مقاومت علیه طالبان را رد کرده و گفته است که طرفها باید خواستههای خود را از راه مذاکره و دیپلوماسی دنبال کنند.
به گفته یکی از منابع، جمهوری اسلامی محمد محقق را از فعالیت نظامی علیه طالبان در داخل ایران منع کرده است. محقق روابط نزدیکی با ایران دارد، اما اکنون در ترکیه زندگی میکند. افغانستان اینترنشنال با وجود تماسهای مکرر نتوانست نظر او را در این باره دریافت کند.
اسماعیل خان، از رهبران جمعیت اسلامی، نیز در مشهد مستقر است. او گاهی بیانیههایی در مخالفت با طالبان منتشر میکند، اما اقدام عملی مشخصی علیه این گروه نداشته است.
در همین حال، شماری از چهرههای مخالف طالبان در ایران ترور شدهاند؛ از جمله اکرامالدین سریع، فرمانده پیشین، و دو فرمانده ارشد دیگر مخالف طالبان.
یک نظامی بلندپایه پیشین گفت که پس از سقوط حکومت افغانستان، بسیاری از مخالفان تصور میکردند به دلیل اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک تهران با طالبان، روابط دو طرف نزدیک نخواهد شد. به همین دلیل، شماری از آنان به ایران رفتند، اما برخلاف انتظارشان، ایران به یکی از نزدیکترین شرکای طالبان تبدیل شد.
او مدعی شد که شماری از افراد وابسته به جریان آنان در ایران بازداشت شدهاند و گفت که این جبهه هرگز علاقهای به همکاری با جمهوری اسلامی نشان نداده است. با این حال، تاکنون گزارش رسمی درباره بازداشت مخالفان طالبان در ایران منتشر نشده است.
یک دیپلومات ارشد پیشین ایران گفت که جمهوری اسلامی به دلیل آسیبپذیریهای امنیتی خود نسبت به فعالیت علنی مخالفان طالبان حساس است، اما مانع اقدامات پنهانی آنان نمیشود. او افزود: «ایران به خاطر فعالیت نظامی و سیاسی، مخالفان طالبان را نه بندی میکند و نه برای آنان فرش سرخ پهن میکند.»
این دیپلومات پیشین بخش عمده مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه رهبران مخالف طالبان دانست و گفت که آنان نتوانستهاند کشورهای میزبان را برای حمایت از برنامههای خود قانع کنند. به گفته او، مخالفان انسجام و همسویی ندارند و اراده محکمی برای مقابله با طالبان نشان ندادهاند. او افزود که برخی رهبران انتظار دارند ایران یا کشورهای دیگر به جای آنان با طالبان بجنگند.
ترکیه؛ محدودیت بر فعالیت سیاسی و نظامی یا بهانه؟
ترکیه میزبان شماری از چهرههای شاخص مخالف طالبان، از جمله محمد محقق، عبدالرشید دوستم، صلاحالدین ربانی، عبدربالرسول سیاف و الماس زاهد است. این چهرهها بهگونه منظم نشستهای آنلاین برگزار میکنند و درباره وضعیت افغانستان موضع میگیرند. در ماههای اخیر، پاکستان نیز به همکاری با برخی از آنان علاقه نشان داده است.
دو منبع به افغانستان اینترنشنال گفتند که ترکیه اخیراً به مخالفان طالبان هشدار داده است که اگر قصد فعالیت نظامی علیه این گروه را دارند، باید خاک این کشور را ترک کنند. به گفته این منابع، انقره زیر فشار پاکستان نمیتواند مانع روابط مخالفان با اسلامآباد شود، اما از آنان خواسته است فعالیت نظامی نکنند.
یکی از چهرههای مخالف طالبان در ترکیه گفت که این کشور در پنج سال گذشته اجازه برگزاری گردهمایی رهبران مخالف یا گشایش دفتر رسمی آنان را نداده است. به گفته او، مقامهای ترکیه بدون صدور نامه رسمی به مخالفان گفتهاند که «از حدود خود فراتر نروید».
او پرسید: «وقتی فعالیت سیاسی اجازه نیست، چگونه انتظار فعالیت نظامی داشته باشیم؟»
اما یک عضو ارشد جبهه آزادی و یک عضو ارشد جبهه مقاومت ملی این روایت را رد میکنند. آنان میگویند برخی رهبران سیاسی مقیم ترکیه محدودیتهای این کشور را بهانه میکنند و اگر ارادهای برای فعالیت وجود داشته باشد، هیچ کشوری نمیتواند بهطور کامل مانع آن شود. با این حال، آنان تأکید میکنند که نباید از کشورهای میزبان انتظار حمایت نظامی و سیاسی داشت.
یکی از اعضای جبهه مقاومت ملی گفت: «نازی را که در جمهوریت بر این کشورها فروخته بودیم، حالا همه انتظار داریم که ناز ما را بخرند.»
یکی از رهبران جبهههای مخالف نیز خطاب به رهبران سیاسی گفت: «اگر مخالفت نمیتوانید، مخالفت در پشت زوم چه معنا دارد؟»
یک منبع دیگر گفت که برخی رهبران سیاسی به دلیل افزایش سن و دوری طولانی از میدان جنگ، توانایی و آمادگی گذشته را ندارند. به گفته او، آسایش زندگی در بیست سال نظام جمهوری، آنان را از جنگیدن در کوه و دشت و بیابان دور کرده است.
منابع میگویند ترکیه در پنج سال گذشته اجازه نداده است مخالفان نشستهای حضوری خود را در این کشور برگزار کنند. برای نمونه، گروه همصدایی، متشکل از چهرههایی چون عبدالرشید دوستم، محمد محقق، استاد سیاف و حنیف اتمر، نتوانست نشست علنی در ترکیه برگزار کند.
به گفته یکی از چهرههای ارشد سیاسی، ترکیه از آغاز با فعالیت نظامی علیه طالبان مخالف بوده است. او افزود که پس از پیوستن ترکیه به توافق مکه و ارتقای روابط این کشور با پاکستان به سطح راهبردی، انقره بیش از گذشته تحت تأثیر اسلامآباد قرار گرفته است
با این حال، یکی از رهبران مخالف طالبان در رد ادعای محدودیت کامل ترکیه گفت که مقامهای این کشور پس از دریافت اطلاعاتی درباره یک تهدید امنیتی، به او پیشنهاد کردند محل اقامتش را از یک هتل به هتل دیگری تغییر دهد. او این اقدام را نشانهای از همکاری و توجه امنیتی ترکیه دانست.
همزمان، به گفته یک منبع ارشد، ترکیه حتی برای میزبانی از پارلمان در تبعید افغانستان اعلام آمادگی کرده است. منابع میگویند میررحمان رحمانی، رئیس پیشین پارلمان، قصد دارد این نهاد را افتتاح کند و پاکستان و ترکیه نیز آمادگی خود را برای میزبانی اعلام کردهاند.
امارات؛ محل دیدارهای امنیتی و تأکید بر مذاکره
امارات متحده عربی نیز از کشورهایی است که در بحث فعالیت مخالفان طالبان مطرح میشود. شماری از چهرههای سیاسی افغانستان در این کشور زندگی کردهاند، در حالی که ابوظبی روابط نزدیکی با طالبان، بهویژه جناح حقانی، دارد.
اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، بیش از چهار سال در امارات زندگی کرد. او اخیراً این کشور را ترک کرد و در پیامی گفت که «به مدت شش ماه صدایش گرفته و خاموش مانده بود». احتمال میرود غنی اکنون در بریتانیا مستقر شده باشد. با این حال، او پس از خروج از امارات نیز فعالیت مشخصی علیه طالبان نداشته است.
یکی از رهبران مخالف طالبان گفت: «تمام دیدارهای استخباراتی و امنیتی در امارات صورت میگیرد.»
شماری از چهرههای مستقر در امارات بیشتر بر گفتوگو و مذاکره با طالبان تأکید دارند. عطا محمد نور، از رهبران جمعیت اسلامی، با وجود انتقاد از طالبان، خواستار مذاکره با این گروه شده است. به گفته منابع، امارات در مقایسه با ایران و پاکستان نقش گستردهای در تحولات افغانستان ندارد.
اروپا و امریکا؛ مخالفت سیاسی بدون حمایت از جنگ
شماری از چهرههای نظامی و سیاسی مخالف طالبان در کشورهای غربی پناه گرفتهاند. کشورهای اروپایی و امریکا از سیاستهای طالبان انتقاد میکنند، اما تمایلی به بازگشت به صحنه افغانستان یا حمایت از جریانهای نظامی مخالف این گروه نشان ندادهاند. برخی از این کشورها نیز بهتدریج به تعامل با طالبان روی آوردهاند.
پنج منبع به افغانستان اینترنشنال گفتند که کشورهای اروپایی و امریکا از جنگ علیه طالبان حمایت نمیکنند، اما مانعی نیز در برابر فعالیت مخالفان ایجاد نکردهاند.
یکی از چهرههای ارشد سیاسی گفت که بسیاری از رهبران مخالف فرصتهای موجود را نادیده میگیرند، زیرا نمیخواهند با این پرسش روبهرو شوند که در پنج سال گذشته چه کردهاند. او افزود: «بسیاری از رهبران این فرصت را پنهان میکنند. همه کشورها میگویند شما پیش شوید تا دیگران بیایند. فرصتها از مقاومت اول بیشتر است.»
به گفته او، گزارشهای سازمان ملل متحد نیز زمینههایی برای مشروعیتبخشیدن به مقاومت فراهم میکند.
پاکستان؛ از حمایت طالبان تا فراخوان همکاری با مخالفان
پاکستان که در سالهای گذشته از مهمترین حامیان طالبان به شمار میرفت، اکنون به یکی از طرفهای اصلی منازعه با این گروه تبدیل شده است. این تغییر، رویکرد اسلامآباد در قبال مخالفان طالبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از چهرههای ارشد سیاسی گفت: «پاکستان از حالت فعال حمایت از طالبان به حالت فعال حمایت از مخالفان طالبان روی آورده است.»
شماری از مخالفان طالبان میگویند که از پاکستان درخواست همکاری دریافت کردهاند. به گفته آنان، اسلامآباد حتی برای میزبانی از پارلمان در تبعید افغانستان اعلام آمادگی کرده است. یکی از چهرههای مخالف، روابط جبهه خود با پاکستان را «استراتژیک» خواند، اما گفت که دو طرف هنوز به توافق و جمعبندی نهایی نرسیدهاند.
با این حال، یک چهره ارشد سیاسی گفت که سیاست پاکستان در قبال مخالفان طالبان با سیاست دیگر کشورهای میزبان تفاوت دارد و حتی در داخل پاکستان نیز به مخالفان اجازه فعالیت علنی داده نمیشود.
او برای مقایسه به دفتر طالبان در دوحه اشاره کرد که در سال ۲۰۱۰ با وجود مخالفت صریح حکومت وقت افغانستان گشایش یافت. به گفته او، قطر با نصب پرچم طالبان و فراهمکردن دفتر برای این گروه، زمینه فعالیت سیاسی و مشروعیتیابی آن را فراهم کرد.
یکی از چهرههای فعال در زمینه روابط مخالفان و طالبان گفت که پاکستان از طالبان ناامید شده و اکنون به فعالیت نظامی علیه این گروه روی آورده است. با این حال، به گفته او، هنوز اعتماد میان مخالفان طالبان و اسلامآباد شکل نگرفته است.
او گفت: «اکثریت مخالفان سیاسی به پاکستان باور ندارند. از مجبوریت به پاکستان روی آوردهاند.»
به گفته این منبع، مخالفان هنوز نمیدانند که هدف پاکستان تغییر سیاست طالبان است یا تغییر نظام این گروه. او افزود که اگر مسئله تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) حل شود، ممکن است اسلامآباد دیگر علاقهای به تغییر نظام طالبان نداشته باشد.
در مقابل، سیاستمداران مخالف طالبان میگویند که حاکمیت باید به مردم افغانستان بازگردد و از خاک این کشور نباید برای فعالیت گروههای مسلح علیه کشورهای دیگر استفاده شود. با این حال، به گفته یکی از منابع، پاکستان هنوز حاضر نشده است چنین تعهدی را در همکاری با مخالفان بپذیرد.
محدودیت کشورهای میزبان یا بحران بیبرنامگی؟
تقریباً همه چهرههایی که با آنان گفتوگو شده، تأثیر کشورهای میزبان بر فعالیت مخالفان طالبان را میپذیرند. برخی کشورها با مخالفت با فعالیت نظامی و برخی دیگر از طریق محدودکردن فعالیتهای سیاسی، بر عملکرد این جریانها تأثیر گذاشتهاند.
یکی از مقامهای سابق گفت که تأثیر کشورهای میزبان بر تصمیمگیری مخالفان برجسته است، زیرا آنان پناهندهاند و ناچارند ملاحظات و خواستهای کشورهای میزبان را در نظر بگیرند. به گفته او، این کشورها در درجه نخست منافع خود را دنبال میکنند.
یک چهره سیاسی نیز گفت: «آنها منافع خود را در تعامل با طالبان میبینند. مهمترین مسئله، مسئله امنیتی است. تمام کشورها نگرانی امنیتی در افغانستان دارند. منافع امنیتی ایجاب میکند که با طالبان بهصورت دوجانبه ترتیبات همکاری را پیریزی کنند. تعامل دوجانبه با طالبان را شروع کردند.»
به گفته منابع، هیچ کشوری به استثنای روسیه حاضر نبوده است همه خواستههای طالبان را برآورده کند، اما کشورهای مختلف با این گروه وارد تعامل شدهاند.
در مقابل، شماری از مخالفان معتقدند که محدودیتهای کشورهای میزبان نمیتواند توجیهکننده پنج سال انفعال باشد. آنان میگویند برخی جریانها با وجود موانع، راههایی برای ادامه فعالیت پیدا کردهاند، در حالی که گروهی دیگر همچنان محدودیتها را دلیل ناکامی خود میدانند.
یکی از مقامهای سابق در جمعبندی این وضعیت گفت: «ناتوانی بهانه نیست، مشکل جدی است.»