• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گزارش میدیالاین؛ پاکستان از طالبان برای تضعیف جدایی‌طلبی پشتون‌های پاکستانی حمایت می‌کند

۱۸ حمل ۱۴۰۱، ۰۱:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)

کارشناسان به خبرگزاری میدیالاین می‌گویند که پاکستان تلاش‌های گسترده‌ای برای به رسمیت شناسی طالبان به راه انداخته است. به گفته آنان، پاکستان با موفقیت طالبان در افغانستان، امیدوار است که زمینه‌های قدرتمندشدن جنبش‌های جدایی‌طلبی پشتونی در پاکستان ضعیف‌تر شود.

پشتون‌ها ۱۵ فیصد جمعیت پاکستان را تشکیل داده و دومین قوم بزرگ در این کشور به حساب می‌آید. تلاش برای تشکیل کشور مستقل در میان پشتون‌های پاکستان پس از به وجود آمدن این کشور در سال ۱۹۴۷ خیلی قوی بود و حاکمان این کشور، همواره ملی‌گرایی و جدایی‌طلبی پشتون‌ها و بلوچ‌ها را یک تهدید حیاتی ارزیابی کرده اند.

کارشناسان به میدیالاین می‌گویند که حمایت حکومت، به خصوص ارتش پاکستان، از اسلام افراطی به تضعیف جدایی‌طلبی در میان پشتون‌های پاکستان کمک کرده است.

کارل کالتن‌تلر، تحلیلگر مرکز مطالعات استخباراتی و امنیتی در دانشگاه اکرون در امریکا به این خبرگزاری می‌گوید که پاکستان با حمایت از طالبان امیدوار است بار دیگر یک جنبش قوی جدایی‌طلب پشتونی در پاکستان شکل نگیرد، و ایدیولوژی فرامرزی اسلام‌‌گرایی بر ناسیونالیزم قومی در میان پشتون‌ها غلبه کند.

او گفت: «آنها[پاکستانی‌ها] سخت در تلاش اند که هیچ تحرکی به نفع ناسیونالیزم پشتونی در مناطق پشتون‌نشین، به ویژه افغانستان، به وجود نیاید. زیرا، این خطری است که تمامیت ارضی پاکستان را تهدید می‌کند. اسلام‌گرایی، حتا اسلامگرایی افراطی و ستیزه‌جو، منافع پاکستان را تامین می‌کند.»

زبیده اکبر، فعال حقوق بشر، با انتقاد از حمایت پاکستان از گروه‌های اسلام گرا، به ویژه طالبان گفت: «پاکستان برای طالبان و به رسمیت شناسی این گروه در سطح جهان تبلیغ می‌کند. این کشور به عنوان سخنگوی طالبان عمل می‌کند.»

به اعتقاد کالتن‌تلر، بخشی از این تلاش‌های پاکستان به این دلیل است که طالبان شدیداً به کمک‌های اقتصادی نیاز دارد. به گفته او، اگر اقتصاد افغانستان سقوط کند بخش بزرگی از مردم افغانستان با قحطی و گرسنگی رو به رو خواهند شد.»

به همین علت، «پاکستانی‌ها یک بازی دیپلوماتیک را برای طالبان به راه انداخته اند تا این گروه به رسمیت شناخته شود و برای آن از جهان کمک جمع آوری کنند.»

پربازدیدترین‌ها

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند
۱

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۲
اختصاصی

طالبان و ایران در طراحی اپلیکیشنی برای رصد کاربران در افغانستان همکاری می‌کنند

۳

همسر حفیظ‌الله امین در آلمان درگذشت

۴

امریکا پاسپورت والدینی را که نفقه فرزند نمی‌دهند، لغو می‌کند

۵

افغانستان در چشم الکساندر برنز؛ مسافری که ۱۹۰ سال پیش به کابل، بامیان و بلخ رفت

•
•
•

مطالب بیشتر

عزل عمران خان از قدرت؛ تحولات سیاسی پاکستان برای افغانستان و بقیه جهان چه معنایی دارد

۱۶ حمل ۱۴۰۱، ۰۹:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

رویترز در گزارش ویژه‌ای به پیامد عزل عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان از قدرت برای افغانستان، چین، هند و امریکا پرداخته است.

جاناتان لندی و جبران نایار پیشیمام در این مطلب نوشته‌اند وقتی عمران خان مطمین شد در رای‌گیری روز یکشنبه شکست می‌خورد، جلو آن را گرفت و به رئیس‌جمهور این کشور توصیه کرد که دستور برگزاری انتخابات جدید را بدهد، اقدامی که خشم مخالفان را برانگیخت و بحران سیاسی کشور را عمیق‌تر کرد.

نویسندگان این مقاله نوشته‌اند که اقدامات عمران خان ابهام زیادی در اسلام‌آباد ایجاد کرده است. کارشناسان قانون اساسی در مورد قانونی بودن اقدامات عمران خان بحث می‌کنند و به این فکر اند که آیا خان و رقبای او می‌توانند راهی برای خروج از این بن‌بست بیابند یا خیر.

پاکستان مجهز به سلاح هسته‌ای با بیش از ۲۲۰ میلیون جمعیت بین افغانستان در غرب، چین در شمال شرق و رقیب هسته‌ای هند در شرق قرار دارد که آن را از اهمیت استراتژیک برخوردار می‌کند.

به باور نویسندگان این مقاله، اظهارات عمران خان از زمان به‌قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۸، بیشتر ضد امریکایی بوده و او تمایل خود را برای نزدیک شدن به چین و اخیراً روسیه ابراز کرده است.

گفتگوی عمران خان با رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین در روز آغاز حمله به اوکراین نشانی از تمایل او به مراوده نزدیک با روسیه است.

اما سوال اینجاست که آیا کنار رفتن عمران خان از قدرت به بی‌ثباتی سیاسی در پاکستان خواهد انجامید؟

مقام‌های امریکایی و کارشناسان سیاست خارجی آسیایی می‌گویند که ارتش قدرتمند پاکستان به طور سنتی سیاست خارجی و دفاعی این کشور را کنترل می‌کند و در نتیجه، تأثیر بی‌ثباتی سیاسی را محدود می‌کند.

این تحول برای کشورهایی که از نزدیک با پاکستان درگیر هستند، چه معنایی دارد:

افغانستان

به باور جاناتان لندی و جبران نایار پیشیمام، نویسندگان این مطلب، روابط بین آژانس اطلاعات نظامی پاکستان و شبه‌نظامیان اسلام‌گرای طالبان در سال‌های اخیر سست شده است.

به باور این دو نویسنده، اکنون طالبان به قدرت بازگشته‌اند و به دلیل کمبود پول و انزوای بین‌المللی با یک بحران اقتصادی و انسانی مواجه است، مسلما قطر مهم‌ترین شریک خارجی آنهاست.

در این مقاله از لیزا کورتیس، مدیر برنامه امنیتی هند و اقیانوس آرام در مرکز اتاق فکر امنیتی جدید امریکایی نقل شده است که گفت: "ما (ایالات متحده) به پاکستان به عنوان مجرای طالبان نیاز نداریم. قطر قطعاً اکنون این نقش را بازی می‌کند."

مقاله می‌افزاید که تنش بین طالبان و ارتش پاکستان که چندین سرباز خود را در حملات فرامرزی طالبان پاکستانی از دست داده‌اند، افزایش یافته است.

پاکستان از طالبان می‌خواهد برای سرکوب گروه‌های افراطی و نگرانی از گسترش خشونت در پاکستان، اقدامات بیشتری انجام دهند.

این در حالی است که به گفته نویسندگان این مقاله، عمران خان نسبت به بسیاری از رهبران خارجی کمتر از طالبان در مورد حقوق بشر انتقاد کرده است.

چین

گزارش ویژه رویترز در ادامه این مقاله می‌نویسد با وجود تاکید عمران به نقش مثبت چین در پاکستان و در کل جهان، عمده‌ترین پروژه اقتصادی معروف به کریدور اقتصادی ۶۰ میلیاردی چین‌پاکستان که همسایگان را به هم پیوند می‌دهد، عملاً زیر نظر دو حزب سیاسی مستقر پاکستان راه‌اندازی شد که هر دو خواهان کناره‌گیری خان از قدرت هستند.

در این مطلب از شهباز شریف، رهبر مخالفان و جانشین احتمالی عمران خان یاد شده است که به عنوان رهبر ایالت شرقی پنجاب مستقیماً با چین معامله کرد. به باور نویسندگان این مطلب، شهرت شهباز شریف به دلیل اجرای پروژه‌های زیربنایی بزرگ، در واقع می‌تواند توجه بیجینگ را جلب کند.

هند

هند و پاکستان از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷، سه جنگ با یکدیگر داشته‌اند. دو مورد از این جنگ‌ها بر سر منطقه مورد مناقشه کشمیر بوده است که اکثریت مسلمانان آن را تشکیل می‌دهند.

به باور نویسندگان این مطلب همانند افغانستان، این ارتش پاکستان است که سیاست را در منطقه حساس کنترول می‌کند و تنش‌ها در امتداد مرزهای واقعی در آنجا به پایین‌ترین سطح خود از سال ۲۰۲۱ رسیده است.

اما به دلیل بی‌اعتمادی عمیق نسبت به طیف وسیعی از موضوعات از جمله انتقاد شدید خان از نارندرا مودی، نخست وزیر هند، به دلیل حملاتش به مسلمانان اقلیت در هند، سال‌ها هیچ گفتگوی دیپلماتیک رسمی بین دو رقیب وجود نداشت.

کاران تاپار، یک مفسر سیاسی هندی که روابط هند و پاکستان را از نزدیک دنبال کرده است به رویترز گفت که ارتش پاکستان می‌تواند بر یک دولت غیرنظامی جدید در اسلام‌آباد فشار بیاورد تا با آتش‌بس در کشمیر موافقت کند.

جنرال قمر جاوید باجوا، فرمانده ارتش قدرتمند پاکستان روز شنبه گفت که کشورش آماده است در صورت موافقت هند در مساله کشمیر وارد گفتگو شود.

نویسندگان گزارش ویژه رویترز به این باور اند که سلسله سیاسی شریف در طول سال‌ها در خط مقدم چندین ابتکار عمل با هند بوده است.

ایالات متحده امریکا

کارشناسان آسیای جنوبی مستقر در ایالات متحده به رویترز گفتند که بعید است بحران سیاسی پاکستان برای رئیس‌جمهور جو بایدن که با جنگ در اوکراین دست و پنجه نرم می‌کند اولویت باشد، مگر اینکه به ناآرامی‌های گسترده یا افزایش تنش با هند منجر شود.

رابین رافل، دستیار سابق وزیر خارجه امریکا در آسیای جنوبی که از همکاران ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی است، به نویسندگان این مطلب گفت: «ما ماهی‌های زیادی برای سرخ کردن داریم."

به گفته برخی تحلیلگران، با حفظ کنترول پشت پرده سیاست‌های خارجی و امنیتی توسط ارتش پاکستان، سرنوشت سیاسی خان یک نگرانی عمده نمی‌باشد.

کورتیس که در شورای امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق به عنوان مدیر ارشد در جنوب آسیا خدمت می کرد، به رویترز گفت: "از آنجایی که این ارتش است که سیاست‌هایی را هدف می‌گیرد که ایالات متحده واقعاً به آن اهمیت می‌دهد، یعنی افغانستان، هند و سلاح‌های هسته‌ای، تحولات سیاسی داخلی پاکستان تا حد زیادی به امریکا بی‌ربط است."

او افزود که سفر خان به مسکو از نظر روابط ایالات متحده یک "فاجعه" بوده است و اینکه یک دولت جدید در اسلام‌آباد حداقل می‌تواند به بهبود روابط "تا حدی" کمک کند.

عمران خان ایالات متحده را مسئول بحران سیاسی کنونی دانسته و گفته است که واشنگتن می‌خواهد او را به دلیل سفر اخیر به مسکو برکنار کند.

قمار سیاسی طالبان؛ آیا ممنوعیت کوکنار به افزایش مشروعیت طالبان کمک می‌کند؟

۱۵ حمل ۱۴۰۱، ۲۱:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
خالد خسرو

ممنوعیت کوکنار و مواد نشئه‌آور حرکت نمایشی سیاسی طالبان برای کاهش انتقادات و دریافت امتیاز از کشورهای غربی است که واکنشی گسترده به ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان نشان داده اند. اما، تردید نسبت به توانایی طالبان برای تطبیق این سیاست وجود دارد.

اگر این ممنوعیت عملی شود، نه تنها منابع مالی طالبان را ضربه می‌خورد بلکه آن دسته از دهقانانی را نیز نا راضی می‌سازد که در گذشته از طالبان به طور مستقیم و غیرمستقیم حمایت کردند و حالا خود را فقیرتر و آسیب پذیرتر از گذشته می‌بینند.

رهبر طالبان در یک حرکت تبلیغاتی، با صدور فرمانی کشت کوکنار و تولید مواد نشئه‌آور را در افغانستان ممنوع کرد. رهبر این گروه گفته است که با متخلفین بر اساس «شریعت» برخورد خواهد شد.

کشت و فروش موادمخدر همواره یکی از منابع مالی عمده طالبان بوده است. حاجی بشیر نورزی، یکی از تاجران مشهور موادمخدر که اکنون در امریکا به این جرم زندانی است، از جمله حامیان مالی این گروه از آغاز تشکیل آن تا زمان دستگیری وی در سال ۲۰۰۵ بود. حالا طالبان مصرانه در پی رهایی وی توسط مقامات امریکایی است.

این دومین بار است که طالبان در طول حاکمیت خود بر افغانستان کشت کوکنار و مواد نشئه‌آور را ممنوع کرده است، اما در عین حال، مشخص نیست که چگونه این گروه به این سیاست خود پایبند می‌ماند و چطور با مخالفت و نارضایتی دهقانان، به خصوص در جنوب برخورد می‌کند که کشت کوکنار و فروش تریاک بخشی از درامد آنان به حساب می‌آید.

در طول دو دهه گذشته، کشورهای غربی منابع مالی گزافی را برای محو کوکنار به حکومت‌های پیشین کمک کردند، ولی افغانستان همیشه در صدر تولیدکنندگان تریاک بوده است. طبق آمار سازمان ملل، در حال حاضر افغانستان ۸۷ درصد تریاک جهان را تولید می‌کند که ارزش آن در داخل، بین ۱.۸ الی ۲.۶ میلیارد دالر تخمین زده می‌شود.

گروه طالبان در گذشته از مزارع کوکنار در برابر حکومت افغانستان حمایت می‌کرد که زیر فشار بین المللی برای تخریب این مزارع قرار داشت. طالبان با گرفتن عشر و زکات از زارعان کوکنار، جنگ خود علیه نیروهای غربی و حکومت مرکزی را تمویل می‌کردند.

طالبان در ۷ ماه گذشته پس از تسلط بر افغانستان، اشاره‌‌ای به ممنوعیت کوکنار در افغانستان نکرده بود.اکنون اعلام یکباره این تصمیم تا حدی غافلگیرکننده است. زیرا، افکار عمومی در داخل و خارجی بیشتر انتظار داشت که رهبر طالبان در مورد تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم تصمیم جدیدی را اعلام کند. زیرا، گروه طالبان به خاطر این تصمیم نه تنها منفورتر و منزوی‌تر از گذشته شده است، بلکه احتمال به رسمیت شناخته شدن و برقراری روابط عادی با جهان برای این گروه کمتر شده است.

از نظر سیاسی، شاید طالبان با این فرمان به دنبال ترمیم وجهه خود در نزد کشورهای غربی است که به علت ممنوعیت تحصیل دختران انتقادات شدیدی از این گروه کرده اند. اگر رژیم طالبان در اجرای این سیاست مصمم و صادق باشد، یکی از مطالبات عمده و دیرینه کشورهای غربی را برطرف کرده می‌‌تواند.

البته، روشن نیست که رژیم طالبان تا کجا به این سیاست خود پایبند مانده می‌تواند. زیرا، این گروه در بدل ممنوعیت کوکنار، هیچ سیاست معیشتی بدیل یا طرح امتیازات جایگزین برای زارعان کوکنار ارائه نکرده است. این در حالیست که این دهقانان به خصوص در مناطقی که پایگاه سنتی طالبان به حساب می‌آیند، از لحاظ اقتصادی به عواید کشت کوکنار وابسته اند.

تحقیقات معتبر نشان می‌دهد که درامد کوکنار در کاهش فقر خانواده‌های کشاورز در ولایاتی چون هلمند نقش بازی کرده است؛ خانواده‌هایی که در مقاطعی به خاطر حفظ مزارع کوکنار با طالبان علیه حکومت مرکزی و نیروهای بین المللی در افغانستان همدست شدند.

این دهقانان در کوتاه مدت منبع عایداتی جایگزین برای کوکنار یافته نمی‌توانند که به این علت برفقر و آزگاری آنان افزوده خواهد شد؛ آن هم در شرایطی که بنا به تخمین سازمان ملل، نزدیک به ۲۳ میلیون افغان در معرض خطر گرسنگی و قحطی قرار دارند.

در کوتاه مدت شاید ممنوعیت کشت کوکنار قیمت تریاک را در داخل و خارج از افغانستان افزایش دهد. به این علت، سود کشاورزان و تاجران تریاک امسال افزایش خواهد یافت. اما، در بلندمدت دهقانان بیشتر از هر کسی دیگر از نظر مالی و اجتماعی آسیب خواهند دید.

با این وضعیت، اگر طالبان بتواند برای امتیاز گرفتن از غرب سیاست منع کوکنار را به شیوه معمول تطبیق کنند، نارضایتی در میان این کشاورزان بالا خواهد رفت. از این رو، سوال اینجاست که طالبان تا کجا حاضر است هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سیاست منع کوکنار در افغانستان را بپردازد؟

طالبان برای منع کوکنار به شریعت توسل جسته است، اما افزایش نارضایتی و بدترشدن وضعیت اقتصادی و معیشتی کشاورزان می‌تواند این گروه را مجبور به تجدیدنظر در این سیاست کند. به هر حال، با این که طالبان در گذشته نیز کشت و تولید موادمخدر را از لحاظ شرعی حرام اعلام کرده بود، اما در موقع ضرورت، برای رفع نیازهای سیاسی و مالی خود به تشویق و محافظت از آن پرداخته است.

رینا امیری، نماینده وزارت امور خارجه امریکا برای زنان افغانستان در آخرین مصاحبه‌اش با تلویزیون تی‌آر‌تی ترکیه گفت که عادی شدن روابط طالبان با کشورهای دیگر منوط به رعایت شروط عمده‌ای مانند حقوق اساسی مردم است.

طالبان به دلایل سیاسی و ایدیولوژیک هیچ یک از شرایط جهان را برآورده نکرده است. به این علت، این گروه با ممنوعیت کوکنار امتیاز خیلی بزرگ و سرنوشت ساز از کشورهای غربی به دست آورده نمی‌تواند؛ به خصوص که نسبت به صداقت و درایت این گروه در تطبیق سیاست‌های کلان تردیدی جدی وجود دارد.

چنانچه، یان مک‌کری، سرپرست سفارت امریکا برای افغانستان در واکنش به ممنوعیت کشت کوکنار از سوی طالبان گفت که این اقدام مثبت است اما به شرطی که در عمل اجرا شود.

کشتی غرق شده عمران خان و آینده سیاسی پاکستان

۱۵ حمل ۱۴۰۱، ۱۷:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
حامد حیدری

در روزهای گذشته، اتفاقات و تحولات سیاسی در پاکستان خیلی سریع و غافلگیرکننده به پیش رفت؛ تحولات و رخدادهایی که منجر به سقوط کابینه عمران خان و انحلال پارلمان در این کشور شد.

به دنبال این اتفاقات، دفتر ریاست جمهوری این کشور هم اعلام کرد که عمران خان تا زمان انتصاب نخست‌وزیر جدید، به عنوان نخست‌وزیر سرپرست به کارش ادامه خواهد داد.

اما ریشه‌های بحران کنونی در پاکستان بعد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. در بعد داخلی، این بی‌ثباتی سیاسی ماهیت کمابیش سنتی دارد، اما در ابعاد بین‌المللی، بحران پاکستان برخاسته از تحولات سیاست خارجی این کشور در افزایش تمایل به چین، بحران افغانستان و روی کار آمدن طالبان با حمایت پاکستان و نیز روابط پاکستان با کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

در بعد داخلی، تنش‌های کنونی پاکستان را می‌توان ادامه سیر سیاست‌ورزی سنتی در این کشور دانست. از زمان تأسیس پاکستان به عنوان یک کشور، قدرت و حکومت در آن پیرامون سه محور پنجاب، سند و ارتش-سازمان اطلاعات (آی اس آی) در جابجایی بوده که به مرور زمان، قدرت ایالت پنجاب در مسلم لیگ شاخه نواز و قدرت ایالت سند در حزب مردم انباشت شده است.

بلوچستان و دیگر ایالات، گروه‌های اسلام‌گرا و احزاب کوچک‌تر نیز به رغم سهم اندک خود در سیاست پاکستان به دلیل قدرت موازنه‌گری و توانایی سنگین کردن کفه سیاست به سمت هر یک از سه قدرت اصلی همیشه حائز اهمیت بوده اند. شکل اصلی حضور ارتش در رأس حاکمیت از طریق کودتا انجام می‌شد که نام آشناترین آنان را می‌توان کودتای ضیاالحق علیه دولت ذوالفقار علی بوتو و کودتای پرویز مشرف علیه دولت نواز شریف دانست.

در سال‌های گذشته و پس از انتقال قدرت از ارتش به احزاب سیاسی و روی کار آمدن دو دولت آصف علی زرداری از حزب مردم و نواز شریف از مسلم لیگ، بار دیگر فضای تنش‌آلود سیاسی در پاکستان باعث شد تا اعتراضات و راهپیمایی‌های گسترده‌ای ـ که در پاکستان به عنوان سازوکاری شناخته و مرسوم است ـ شکل گرفته و عنصر چهارمی به نام عمران خان و حزب تحریک انصاف به سیاست پاکستان اضافه شد.

این عنصر چهارم، در حقیقت نیروی سوم سیاسی بود که با حمایت ارتش و سازمان اطلاعات و با توجه به کارنامه موفق عمران خان در ایالت خیبرپختونخوا به عنوان رئیس دولت ایالتی و شهرت وی به عنوان کاپیتان سابق تیم ملی کریکت این کشور توانست برای اولین بار قدرت را از حزب سنتی پاکستان بگیرد.

اما تحولات بین‌المللی به خصوص بحران افغانستان نیز بر این بحران اثرگذار بوده است. مهم‌ترین مساله چالشی برای امنیت پاکستان، مساله افغانستان است. پاکستانی‌ها سال‌هاست در مورد افغانستان روابط پیچیده و گاه دوستی گاه دشمنی را با ایالات متحده در این زمینه بازی کرده اند. در زمان جنگ سرد، آمریکا رابطه عمیق و همکاری گسترده با پاکستان را به همکاری با افغانستان و دولت محمدظاهر شاه ترجیح داد. در زمان اشغال افغانستان توسط نیرو‌های شوروی، این کشور تبدیل به جبهه مقاومت آمریکا و متحدانش در برابر شوروی شد. در زمان حمله به افغانستان و عدم رضایت پاکستان از این حمله به دلیل حمایتش از طالبان، توسط جورج بوش، تهدید به حمله نظامی شد و اکنون نیز برای خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان و استقرار دوباره طالبان نقشی کلیدی ایفا کرده است. هم‌چنان پاکستانی‌ها به رغم همه فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای توانستند طالبان را در رسیدن به حکومت افغانستان یاری کنند و هیچ فضایی برای همکاری با دیگر کشورها در افغانستان باز نگذاشتند.

این روابط پیچیده دوستی-دشمنی باعث شده است تا دو طرف همیشه به دیده تردید به یکدیگر نگاه کنند. اما خیزش چین و شکل خاص روابط راهبردی چین-پاکستان و اتصال دو کشور از طریق کوریدور ۶۰ میلیارد دالری سیپک، باعث شده است تا روابط پاکستان و واشنگتن اهمیت راهبردی خود را از دست بدهد. ارتش پاکستان نیز در بحران افغانستان تا جای ممکن با حمایت از طالبان شرایط را برای آمریکایی‌ها سخت کردند و توانستند چین را در پذیرش طالبان به عنوان دولت جدید در افغانستان با خود همراه سازند. تنش میان واشنگتن و اسلام‌آباد تا جایی پیش رفت که دولت ترامپ دستور توقف کمک مالی سالانه به دولت و کمک تسلیحاتی و نظامی به ارتش پاکستان را لغو کرد.

در بعد منطقه‌ای نیز روابط پاکستان و عربستان سعودی به عنوان دو شریک راهبردی سنتی دارای فراز و فرود‌های متعددی در سال‌های اخیر بوده است. عدم حمایت پاکستان از عربستان سعودی در جنگ یمن و نیز تلاش برای ایجاد یک سازمان موازی با سازمان همکاری‌های اسلامی –که محل سیادت عربستان سعودی است- و همکاری‌های گسترده با ترکیه و قطر باعث شد تا در چند مقطع روابط دو کشور به تیرگی گراییده و حتی عربستان، سخن از بازپس گیری کمک‌های مالی و وام‌های خود به پاکستان به میان آورد.

حالا که عمران خان برای کاهش فشار‌ها بر خود، پارلمان را با دستور رئیس جمهوری ملغی و دولت را برکنار کرده است، تا زمان تشکیل دولت موقت، دولت وی به فعالیت‌های خود در این مسند ادامه خواهد داد. با این حال آینده سیاسی پاکستان و کشتی شکست خورده حزب انصاف در انتخابات پیش روی مشخص خواهد شد که آیا عمران خان می‌تواند این کشتی را از ساحل غرق شده نجات دهد یا خیر؟

گزارش وال استریت ژورنال؛طالبان به دنبال کنترول بر کار موسسات امدادرسان است

۱۱ حمل ۱۴۰۱، ۲۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

طالبان می‌خواهد کنترول خود را بر کارهای موسسات کمک‌رسان در افغانستان افزایش دهد. به گزارش وال استریت ژورنال، طالبان در توزیع کمک‌ها و استخدام کارمندان این موسسات دخالت کرده و از آنان توقع دارد که پروژه‌های خود را بر اساس میل این گروه مصرف کنند.

به گزارش وال استریت ژورنال، در اوایل این هفته یک دستورالعمل کتبی از سوی ملاحسن آخند، رئیس الوزرای طالبان به موسسات امدادرسان داده شد. در این دستور از موسسات خواسته شده بود که پروژه‌های بشردوستانه خود را در هماهنگی با مقامات طالبان اجرا کنند.

این در حالیست که وزیر خارجه آلمان روز پنجشنبه در نشست مجازی کشورهای کمک‌کننده از طالبان خواست که در کار موسسات کمک‌رسان دخالت نکند.

کشورهای کمک‌کننده در این نشست با اعطای ۲.۴۴ میلیارد دالر برای ارائه کمک‌های بشردوستانه به افغانستان موافقت کرده اند و قرار است تمام این کمک از طریق سازمان ملل و دیگر موسسات غیردولتی مصرف شود.

این روزنامه گزارش می‌دهد که میزان دخالت طالبان در کار موسسات امدادرسان در مناطق مختلف فرق می‌کند. چنانچه، هفته گذشته والی طالبان در ولایت غور از این نهادها خواست که مسئولیت منابع مالی خود را به مقامات طالبان در این ولایت بسپارند، پروژه‌های خود بر اساس خواست آنان تطبیق کرده و کارمندان مورد تایید طالبان را استخدام کنند.

زمانی که این موسسات در برابر امر والی طالبان مقاومت کردند، او دستور بازداشت ۴ کارمند افغان این موسسات را به اتهام فساد صادر کرد. البته، این کارمندان پس از فشارهای این موسسات در کابل از قید طالبان در غور آزاد شده و فعلا دستور والی به طور موقت به حالت تعلیق در آمده است.

حکومت طالبان در اوایل امسال «برنامه نظارت و کنترول بر موسسات غیردولتی» را طرح کرد. به گفته مسئولان کمک رسان، اگر این طرح از سوی طالبان تطبیق شود، موسسات امدادرسان عملاً به سازمان‌های شبه حکومتی تبدیل خواهند شد. زیرا، این برنامه به مقامات طالبان اجازه می‌دهد که فعالیت‌های این موسسات را بررسی و تایید کنند.

با این که هنوز این طرح رسماً عملی نشده است، اما مسئولان موسسات به وال استریت ژورنال گفتند که طالبان اقدامات خود را برای کنترول بیشتر پروژه‌های آنان تشدید کرده است. مقامات طالبان فعلا مشخصا انتظار دارند که بر استخدام کارمندان این موسسات نظارت داشته و پروژه‌های کمکی در هماهنگی با آنان تنظیم و تطبیق شوند.

همچنان، آنان می‌خواهند بدانند که کمک‌های خیریه به چه کسانی توزیع می‌شود. آنها چندین بار تلاش کرده اند که کمک‌های خیریه به کسانی، مانند خانواده‌های جنگجویان طالب داده شود که به این گروه وفادار اند.

اخیم استینر، مدیر برنامه توسعه سازمان ملل متحد در مصاحبه با این روزنامه گفته است که فشار طالبان بر موسسات امدادرسان مایه نگرانی است و آنها می‌خواهند که این نهادها به طور مستقلانه فعالیت کنند.

او افزود: «این خیلی مهم است که در کشورهای درگیر منازعه و مناقشه، کمک‌های بشردوستانه بدون دخالت[جناح خاص] به مردم توزیع شود.»

پاکستان در افغانستان به‌دنبال چیست؟ بخش دوم: آب

۱۰ حمل ۱۴۰۱، ۱۷:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایلا مرضیه حسینی

آب، در کنار خاک، یکی دیگر از عناصرمناقشه برانگیز سیاست بین‌الملل و جهان است. این مایع حیات‌بخش، به طور مستقیم با امنیت ملی کشور ها مرتبط است و یکی از دغدغه های اساسی کشور های منطقه خاور میانه و جنوب آسیاست.

در حال حاضر جهان به شدت در حال توسعه با استفاده از نیروهای تجدیدپذیر برق و نیروی حاصل از شکست اورانیوم، در حال یک گذار بزرگ پارادایمیک در صنعت انرژی است.


بخوانید: پاکستان در افغانستان به‌دنبال چست؟ بخش اول: خاک

رو به اتمام بودن منابع نفت و گاز، بشر را به جایگزینی این دو ماده اساسی واداشت. این بی‌نیازی از نفت در آینده‌ای نزدیک، دغدغه بشر را به عناصر دیگر انرژی معطوف خواهد کرد، طوری که برخی ژئوپلیتسین‌ها قرن ۲۱ را سده هایدروپلیتیک می‌نامند و بر این باورند که از این پس، اغلب درگیری‌ها و منازعات در سطح بین الملل نه بر سر نفت، بلکه بر سر آب خواهد بود.

اغلب كشورهای خاورميانه و آسیا از نظر آب شيرين بسيار آسیب پذیرند. وخامت بحران آب در خاورميانه، به گونه ای است كه در ۲۰ سال آينده بسياری از كشورهای آن قادر نخواهند بود آب مورد نياز كشاورزی، صنعتی، آشاميدنی و ديگر مصارف خود را تأمين كنند.

این امر میزان بالای رقابت پذیری این مایع حیات را در مقابل طلای سیاه (نفت) می‌رساند. جایگزین شدن نفت توسط آب، به عنوان دغدغه مشترک اکثر کشور ها، کارت‌های بازی کشور‌های قدرتمند در عرصه بین‌الملل را کم کرده و نقش کشور های در حاشیه تر، مانند افغانستان را برجسته می‌سازد. به طور کلی بحران کمبود آب در جهان معاصر تاثیر زیادی در بازتعریف قدرت کشور‌های بازیگر در عرصه روابط بین الملل ایجاد می‌کند.

نزدیک به پنج دهه بحران و جنگ از افغانستان کشوری ساخته ناتوان، که حتی فرصت‌های انتصابی آن به علت سو مدیریت، چالشی است دوامدار و علی رغم قرار گرفتن در ژئواستراتژیک محصور به کشور‌های قدرتمند منطقه و جهان، کشوری‌ است فقیر، توسعه نیافته و بی‌نصیب از مزایای منابع طبیعی. البته به جز یک ماده: آب.

در مقابل، پاکستان به دلایل متعدد از جمله توزیع نامتوازن منابع آب، رشد بالای جمعیت ( ۲.۸ درصدی)، بهره برداری نامناسب و سوءمدیریت کشاورزی، تحت فشار و استرس شدید منابع آب قرار دارد.

سازمان غذا و زراعت ملل متحد به عنوان نهاد ذیربط، میزان مصونیت آب در کشور‌های مختلف را با استفاده از فرمول ثابت میزان فیصدی منابع آب برداشتی از مجموع آب تجدید پذیر محاسبه می‌کند.

بر اساس گزارش منتشر شده از سوی این نهاد، در سال ۲۰۰۲ پاکستان با ۷۱ درصد سطح فشار، در فهرست ۱۷ کشور با وخیم‌ترین سطح بحران آب در جهان قرار گرفته بود.

پاکستان، ۳۶ درصد از منابع آب مورد نیاز خود را از طریق منابع فرامرزی تامین می‌کند و در این میان افغانستان به تنهایی منبع تامین ۲۰ درصد از منابع آبِ سرزمین خشک و بحران زده پاکستان است.

بخش زیادی از منبع آب حوضه آبریز ایندوس که ۲۵ درصد ازخاک پاکستان را تشکیل می‌دهد و تامین کننده بسیاری از اقلام کشاورزی است، توسط رودخانه‌ کابل / کنر سیراب شده و حیات پاکستان را وامدار همسایه شمالی، افغانستان می‌کند.

منابع آب‌های مشترک میان کشور‌ها از طریق کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل در حقوق بهره‌برداری از آب‌های مشترک موضوعیت می‌یابد. طبق بند‌های پنجم و هفتم این کنوانسیون، کشور‌های ذی‌نفع از یک حوضه آبریز، حقوق مشخصی بنا بر بالا یا پایین آب بودن دارند که در مذاکرات دوجانبه و متاثر از شاخص‌های مختلف از جمله جمعیت و جغرافیا تعیین می‌شود.

کشور "پایین آب"به ازای متباقی آب ورودی، ملزم به پرداخت مبلغ معین آن به کشور "بالا آب" است. رقمی که صورت محاسبه میان دو کشور افغانستان و پاکستان، سمت و سوی جدیدی به تعاملات اقتصادی دو کشور خواهد داد.

پاکستان در طول دو دهه گذشته و علی رغم فرصت‌های گسترده توسعه‌ای، هیچ‌گاه حتی حاضر به گفت و گو در خصوص امور حقوقی رودخانه کابل با افغانستان نشد و تمایل جدی دولت سابق افغانستان در مدیریت منابع آب و ساخت سد بر منابع آب خروجی از چالش‌های جدی پیش روی حکومت اسلام‌آباد بود. چرا که هر گونه توسعه مدیریت منابع آب در بالا دست رود کابل/ کنر منجر به اعمال ملاحظات حقوقی در مناسبات هایدروپالیتیک دو کشور قلمداد می‌شود.

استقرار دولت با ثبات در افغانستان منجر به مدیریت و استفاده از آب به منزله تنها مزیت نسبی این کشور در مقابل همسایگانش شده و در تضاد جدی با منافع ملی دولت اسلام‌آباد است. از این جهت استقرار دولت ضعیف و شکست خورده در افغانستان تا دهه‌های طولانی، خاطر پاکستان را از این بابت آرام کرده و فرصت استفاده از آب‌های رایگان افغانستان را به این کشور می‌دهد.

به طور کلی و در جمع‌بندی بحث، شایان ذکر است که تا کنون میان دو کشور افغانستان و پاکستان هیچ معاهده‌ای در خصوص آب‌های مشترک صورت نگرفته است. اساسی‌ترین اقدام ضروری در مقابل با پاکستان، ایجاد کمیسیون مشترک آب است. اقدامی الزامی، که به علت خلا نیروی انسانی متخصص در افغانستان، تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.

ایجاد کمیسیون مشترک آب در قدم اول، و شناخت و تمرکز بر نقاط ضعف کشور پاکستان از جمله کمبود برق و سو مدیریت کشاورزی، به منظور ابزار چانه زنی در قدم بعدی، فرصت‌های گسترده‌ای جهت بسترسازی توسعه افغانستان، به دست خواهد داد.