• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ سه اختراع طالبان ثبت یونسکو شد

موسی ظفر
موسی ظفر
۲۶ حمل ۱۴۰۱، ۱۸:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

طالبان در مدت کمی توانستند کشور را دوباره در مسیر علم و دانش سوق دهند و اختراعات بی‌پیشینه‌ای را به نام افغانستان ثبت کنند. مولوی عبدالشبکه حقانی، مخترع بحران انسانی و رئیس مطالعات استنجاتیژیک امارت این دستاورد دانشمندان طالبان را هم سطح اختراع لامپ توسط توماس ادیسون دانست.

وی از سه اختراع اخیر طالبان که ثبت سازمان یونیسکو شده است چنین دامن برداشت.

اختراع انسان‎های آفتابی

طالبان جدیداً انسان‌هایی را در افغانستان اختراع کرده‌اند که به جای غذای معمولی از انرژی آفتاب چارج می‌شوند. این انسان‌ها می‌توانند راه بروند، نفس بکشند و حتی حرف بزنند. یکی از اختراعات طالبان به شبکه چهار جرمنی گفت، "اول کم کم غذا می‌خوردیم چون کار و درآمد داشتیم. حالا هیچی نداریم. مدتی می‌شود که فقط در آفتاب می‌نشینم و ویتامین دی می‌گیرم. با همان انرژی زنده هستیم."

ملا حسن آخند، مخترع انسان آفتابی گفته است که عادت دادن انسان‌ها به انرژی آفتاب نیاز به تلاش بسیار داشت و در مراحل اولیه آن چندین هزار انسان قبل از آنکه از نان و آب به انرژی آفتاب سویچ کنند از بین رفت. وی افزود که الحمدلله اکنون مردم کم‌کم عادت کرده‌اند و اگر کفار مانع نشوند انشاالله تا سال آینده تمام مردم افغانستان را آفتابی خواهد ساخت.

اختراع روبوت‌های گریان

اکثر کشورهای پیشرفته روبوت‌هایی ساخته‌اند که کار مثبت می‌کنند اما طالبان اخیراً روبوت‌هایی را به بازار پکتیکا و پکتیا عرضه کرده‌اند که کارشان گریستن است. این روبوت‌ها به داستان‌های ساختگی نزول گوسفند از آسمان و شرکت انسان‌هایی چهارده قرن پیش در جنگ امروزی عکس‌العمل نشان می‌دهند و زار زار می‌گریند. سراج‌الدین حقانی، مخترع روبوت‌های گریان می‌گوید که در قرن بیست‌ویک کسی به داستان‌های ساختگی نمی‌گرید. همین امر باعث شد تا وی به فکر ساخت روبوت‌های گریان شود و افسانه‌سرایان قرن را از بی‌توجهی نجات دهد.

اختراع داروی درد فهم

بزرگان گفته‌اند، "هر که درکش بیشتر، دردش بیشتر". طالبان بر مبنای این تشخیص اکنون داروی ساخته‌اند که درک انسان را کم می‌کند و اینطوری درد او نیز کم می‌شود. این دارو به اسم "مکتب بسته" اکنون بصورت رایگان در اختیار مردم افغانستان قرار داده شده. مصرف این دارو درک و فهم مصرف‌کننده را به تدریج پایین می‌آورد و در نهایت درد او نیز از بین می‌رود.

نورالله منیر، مخترع داروی درد فهم می‌گوید که تابلیت فعلی فقط درد را کم می‌کند اما تابلیت بعدی که به اسم "نصاب درسی طالبانی" تولید شده و بزودی میان مردم توزیع می‌شود آنقدر فهم و شعور مصرف‌کنندگان را پایین می‌آورد که یک وقت آنها از بدبختی و بی‌چارگی خود لذت خواهند برد و آن را موهبت الهی خواهند دانست.

سامویل کربندایآکساید، رئیس سازمان یونیسکو از طالبان خواسته است تا اختراع جدیدی را برای ثبت به این سازمان نیاورند و به دیگر کشورها نیز نوبت بدهند.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ با کانال قوش‌تپه، افغانستان اقتصاد اول جهان می‌شود

۱۰ حمل ۱۴۰۱، ۱۰:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

ملا عبدالغنی برادر که پروژه ساخت کانال قوش‌تپه را افتتاح کرد به رسانه‌ها گفت که شش ساعت پس از افتتاح کار این کانال اسلامی، فقر جهانی یک و نیم درصد کاهش یافته است. او گفت که با افتتاح این کانال فقر از افغانستان برچیده می‌شود و تا دو سال دیگر بایداز افریقا و چین فقیر وارد کنیم.

آقای برادر از نصف کابینه طالبان که برای افتتاح این کانال به بلخ سفر کرده‌اند تشکر کرد و گفت که اگر جامعه جهانی مانع طالبان نشود، آن‌ها می‌توانند هر ولسوالی افغانستان یک کانال مستقل افتتاح کند که هم برای خودشان مفید باشد و هم برای جهان.

ملا برادر در پاسخ به این سوال که گویا این پروژه توسط بانک جهانی تمویل و توسط حکومت قبلی طرح‌ریزی شده گفت: "مردم باید شکرگزار باشند که مجاهدین ما این پروژه را انفجار نداده‌اند"

نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت تجارت طالبان گفت که افتتاح کانال قوش‌تپه ثابت می‌کند که امارت اسلامی به فکر خود نه، بلکه به فکر ملت است. او تاکید کرد که طالبان می‌توانست این کانال را مخصوص مجاهدین بسازد و به هیچ کس دیگر سهم ندهد، اما چنین نکرد. او گفت که در کشورهای دیگر وقتی حکومت‌ها کانال می‌سازند آن را به ملت نمی‌دهند بلکه خانوادگی استفاده می‌کنند.

100%

مولوی عبدالرحمان راشد، سرپرست وزارت زراعت طالبان این کانال را اولین کانال اسلامی در جهان خواند و گفت که کانال قوش‌تپه طوری ساخته می‌شود که آب آن به کمک خداوند متعال از بالا به پایین حرکت کند. او افزود که در زمستان‌ها این کانال برای کسانی که با آب آن وضو می‌گیرند یا استنجا می‌کنند آب گرم تهیه خواهد کرد.

مولوی عبدالحمید حماسی کانال قوش‌‌تپه را معجزه قرن بیست‌ویک خواند. او گفت که جلال‌الدین حقانی روزی سر نماز می‌ایستد و با خودش می‌گوید: او خدایه مردم افغانستان بدون کانال قوش‌تپه چه کار کنند. یکبار از آسمان صدا می‌آید که او جلال‌الدین حقانیه، برو ببین کانالی در قوش‌تپه ساخته شده؛ آن را بگیر و به مردم افغانستان بده. حضرت حقانی وقتی چشم خود را باز می‌کند، می‌بیند که کانال متاسفانه قبلاً افتتاح شده و تشک را خراب کرده. این داستان حماسی باعث گریه شدید حضار شد و از آن‌ها نیز کانال‌هایی جاری شدند.

در پایان برنامه افتتاح کانال قوش‌تپه ملا برادر به مقامات ولایت بلخ دستور داد تا اسم شیرینی ناف پری را تغییر دهند. او گفت: "همی ناپ فری بسیار تحریک‌آور است و اسلامی نیست. از طرف ما نام ای شیرینی ناف ابودجانه رحمة‌الله علیه می‌باشد. باز که هر کس خورد دلش که نخورد دلش."

طنز سیاسی؛ حکایت پسران مرد دانا

۸ حمل ۱۴۰۱، ۲۲:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

در روزگاران قدیم مردی بود به شدت دانا اما فقیر. از بس دانا بود چهار پسر داشت، که اگر زمانی خواستند در خانه لدو بزنند یا قطعه بازی کنند لازم نشود بچه‌های همسایه را به خانه بیاورند.

مرد دانا روزی احساس کرد که قلبش از کار می‌افتد و مرگش نزدیک است. پسرانش را طلب کرد تا آن‌ها را نصیحتی کند.

پسر بزرگ مرد دانا آدم درس‌خوانده و هوشیاری بود. اگر می‌پرسیدی دو و دو چند می‌شود، به جای اینکه بگوید چهار، از هگل و جان میل ستوارت و کارل پوپر و هانا آرنت بیست - سی تا نقل و قول می‌آورد و پرسشگر را از سوالش پشیمان می‌کرد. دو پسر وسطی آدم‌های معمولی بودند و زیاد تعریف نداشتند. پسر آخری اما مطلق گوساله بود. با چهار تار ریش که گذاشته بود فکر می‌کرد دارد به خدا کمک می‌کند تا امور بشر را درست مدیریت کند.

وقتی پسران نزد پدر آمدند، مرد دانا گفت که عمرش به آخر رسیده و می‌خواهد قبل از مردنش به آن‌ها درس زندگی بدهد. پسر بزرگ پرسید، چه درسی. مرد دانا گفت: "می‌خواهم به شما یاد دهم که وقتی به قدرت رسیدید چگونه با مردم رفتار کنید." پسر بزرگ قاه قاه خندید و گفت: "بدبخت! تو که دانا هستی و عقل داری در تمام عمرت روی یک رمه گوسفند با ۲۵ عضو نتوانستی حکومت کنی. ما از کجا به قدرت می‌رسیم؟" مرد دانا به گوساله مطلق نگاه کرد و گفت: "برای به قدرت رسیدن نیاز به عقل نیست."

بالاخره پسرها راضی شدند تا به آخرین درس مرد دانا گوش دهند. مرد دانا پسرانش را لب دریا برد و مشت هر چهار پسر را از ریگ خشک پر کرد. سپس دستور داد تا پنجاه قدم راه بروند. در پایان از هر پسر خواست ریگ باقی مانده در دست‌شان را اندازه‌گیری کنند. وقتی اندازه گرفتند متوجه شدند که کمترین ریگ در دست پسر بزرگ و پسر کوچک باقی مانده است و بیشترین ریگ در دست دو پسر وسطی.

مرد رو به پسران کرد و گفت: "حالا ریگ باقی‌مانده را به دریا بیاندازید تا بستر دریا خراب نشود و به حرف من گوش کنید. در این نقشی که بازی کردیم، دست شما به‌جای حاکم بود و ریگ‌ها‌ همان مردم بودند. پسر بزرگ به این دلیل ریگ کمی انتقال داد چون دست‌هایش را بیش از اندازه باز گرفته بود و ریگ از لای انگشت‌هایش به زمین می‌ریخت. گوساله مطلق هم ریگ کمی را به منزل رساند چون مشتش را بیش از اندازه محکم گرفته بود و می‌خواست ریگ‌ها فرار نکنند. ولی چنین محکم‌گیری نتیجه برعکس داد. و اما دو پسر وسطی حد اعتدال را رعایت کردند و بیشترین ریگ را تا منزل رساندند. پس وقتی به قدرت رسیدید نه با مردم زیاد سخت بگیرید و نه بیش از حد آسان."

مرد دانا این را گفت و مُرد. سی سال از مرگ مرد دانا گذشت و یکباره پسر کوچک پادشاه شد. او بر مردم چنان سخت می‌گرفت که کسی را نای نفس کشیدن نبود. مردم گروه گروه از حکومت او فرار می‌کردند و به مرد دانا با چنین پسری دشنام می‌دادند. شبی مرد دانا با مشت ریگی در دست،‌ به خواب آن پسر آمد و پرسید: "آیا از دیدن این مشت ریگ چیزی را بیاد می‌آوری؟" پسر از خواب پرید و تمام شب را به نصیحتی که پدرش کرده بود فکر کرد.

فردای آن روز او به سربازان حکومت خود دستور داد تا افراد باقی‌مانده در حکومت را به دریا بیاندازند تا بستر دریا خراب نشود.

طنز سیاسی؛ فهرست کامل حرام و حلال حکومت طالبان اعلام شد

۲ حمل ۱۴۰۱، ۲۲:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

هر سال در آخر ماه حوت طالبان مجبور می‌شوند با سی – چهل میلیون جمعیت افغانستان یخن به یخن شوند و به آن‌ها بفهمانند که نوروز حرام است. کمی که گذشت، مردم محفل عروسی می‌گیرند و آوازخوان می‌آورند و رقص و پایکوبی می‌کنند.

باز طالبان مجبور می‌شوند داخل تالار شوند و طی یک سخنرانی انقلابی به مردم بگویند که رقص و موسیقی در محفل خوشی حرام است. هنوز رنگ سخنرانی تالار عروسی خشک نشده که مردم با خانواده‌شان برای تفریح به قرغه و پغمان می‌روند.

این همه نهی‌ازمنکر کردن و هر روز انگشت به چشم مردم فرو کردن انرژی زیادی می‌خواهد و باعث هدر رفتن منابع دولتی می‌شود. حکومت طالبان این بار برای اینکه جنجال‌شان با مردم را از ریشه حل کرده باشند یک فرمول ساده را در اختیار شهروندان افغانستان قرار داده است. طبق این فرمول، هر آن چیزی که باعث شادی و آرامش انسان‌ها شود حرام است و بقیه چیزها حلال.

تشخیص فوری این که چه چیزی به آدم شادی و آرامش می‌بخشد همیشه ساده نیست. موسیقی و عطر و آرایش و کنسرت و خندیدن و فیلم و نقاشی و عاشقی و گل رُز و هفت میوه که از اول حسابش معلوم است و نباید به این محرمات نزدیک شد.

چپلک و مسواک چوبی و انتحاری و ریش و رگ زدن کنار جاده و شلاق و سنگسار که از جمله واجبات است و همیشه حلال بوده و حلال است. اما در زندگی یک سری چیزها است مرز حلال و حرام بودن‌شان یک خط باریک است. برای چنین مواردی است که باید فرمول استفاده ‌شود.

مثلاً خاریدن گوش با سرپوش قلم فقط پنج ثانیه اولش حلال است. همین که خارشمندی (به وزن نیازمندی) آدم برطرف شد و حس قتقتک طاری گشت حرام است. برای اینکه حلال با حرام مخلوط نشود، خارنده باید ضرب زبانی پنج را تا "پنج پنج بیست‌وپنج" بخواند و دست خود را متوقف کند. برای خاریدن پشت با کفگیر نیز عین حکم است.

دفتر سازمان ملل قبلاً در بیانیه‌ای گفته بود که طالبان به مردم آزادی نمی‌دهند. حالا که طالبان فرمول را رایگان به اختیار مردم گذاشته و از خودشان خواسته که متوجه حرام و حلال باشند و الا با شلاق و قنداق تفنگ دوباره تذکر دریافت خواهند کرد نشان می‌دهد که بیانیه‌ ملل متحد کاملاً جانبدارانه و سیاسی بوده است. غرب نمی‌خواهد حکومت طالبان را به رسمیت بشناسد و آزادی مردم را بهانه می‌کند. وگرنه آزادی که در کابل و مزار و پنجشیر است در منهتن نیویورک هم نیست.

پ.ن. هرچند حرام است ولی من به نوبه خود نوروز را به شما تبریک می‌گویم. این که می‌گویند کار حرام لذت دارد راست است. من هیچ سال از تبریکی نوروز اینقدر لذت نبرده بودم.

طنز سیاسی؛ نامه جو بایدن به فاطمه گیلانی

۲۵ حوت ۱۴۰۰، ۱۴:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

سلام فاطمه جان! نامه شما را که به نمایندگی از زنان رنجدیده افغانستان نوشته بودید با محبت دریافت نمودم. از این طریق می‌خواهم به شما اطلاع دهم که کاخ سفید به وزارت خارجه دستور داده‌ است تا شما را به عنوان یگانه نماینده واقعی زنان افغانستان به رسمیت بشناسد.

این موفقیت را به زنان افغانستان تبریک می‌گویم.

فاطمه جان عزیز!

بدون شک شما از درد و رنج زنان افغانستان باخبرید و با تک‌تک زنان آن کشور حس مشترک دارید. زنان افغانستان در سال‌های جنگ گرسنگی کشیدند. شما نیز گاهی در صبحانه پنیر دانمارکی نداشتید و مجبور بودید با "کُرن فلکس" و مسکه و شیر و تخم مرغ و دو-سه نوع میوه به مکتب بروید. زنان افغانستان خانه ندارند. شما نیز در وزیر اکبرخان چندین خانه ندارید. زنان افغاناستیدستان اعضای خانواده‌شان را در حملات طالبان تروریست از دست دادند. اعضای خانواده شما نیز بارها مورد حمله طالبان قرار گرفته‌اند. به‌قول کاظمی، "من از سکوت شب سردتان خبر دارم / شهید داده‌ام، از دردتان خبر دارم".
خلاصه از هر زاویه ببینیم، شما نمونه کامل یک زن افغان .

خانم گیلانی گرامی!

در نامه‌ای که چند روز پیش به من فرستادید نوشته بودید که هفت میلیارد دالر پشتوانه ارزی افغانستان را به طالبان بدهم. گفته بودید که واگذاری این پول به طالبان از رنج و محنت مردم افغانستان می‌کاهد. حقا که چنین است. گزارش‌ها از سراسر افغانستان می‌رساند که طالبان شب و روز به مردم خدمت می‌کنند و گاهی اگر نمی‌توانند مردم را سه چاشته کباب و منتو بدهند به خاطر دست‌تنگی است.

لطفاً نگران نباشید. من تشویش شما و عمران خان را درک می‌کنم و به وزارت خزانه‌داری دستور داده‌ام تا پول را به بانک مرکزی افغانستان تحویل دهد.

می‌دانم مشوره دادن به شما اشتباه است چون صداقت و راستی و وطن‌پرستی را اگر اقیانوسی باشد، آن اقیانوس خانواده شماست. باآن‌هم به عنوان یک ریش‌سفید به شما توصیه می‌کنم که وقتی پول را گرفتید مردم را زیاد برنج و برگر و مایونیز و چپس ندهید که چاق می‌شوند. من ویدیویی را دیدم که طالبان در ولایت پنجشیر با زور به یک مرد پنجشیری، برگر و نوشابه می‌دادند تا از گرسنگی نجات یابد. چنین کاری باعث چاقی جمعیت می‌شود.

فاطمه عزیز!

اسم عزیزانی را که در پایین نامه نوشته بودید خواندم و خرسند شدم. خوشحالم که در راستای خدمت به مردم افغانستان متحدانه عمل می‌کنید و مثل سودانی‌ها نیستید که یک نفر دغل‌باز و ۴۲۰ اش نامه می‌نویسد و اسم بیست نفر دیگر را که روح‌شان از نامه خبر ندارند علاوه می‌کند. چنین کاری اخلاقاً درست نیست. هرچند از مردم سودان نباید توقع اخلاق‌مداری داشت. از مردمی که پدران‌شان با چوتاری و نوکری برای بیگانگان به موقف رسیده باشند، هر کار خلاف سرمی‌زند. خدا را شکر که شما مثل آنان نیستید.

منتظر نامه بعدی هستم و اگر کار ضرور داشتید واتس‌اپ کنید. شماره مرا می‌توانید از جنرال باجوه یا عمران خان بگیرید.

بااحترام

جو

طنز سیاسی؛ کشف کتیبه پنج‌ هزار ساله در بامیان

۲۰ حوت ۱۴۰۰، ۱۰:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

رسانه پانتوم‌نیوز خبر می‌دهد که تیم‌های حفاری پاکستان که در دو ماه گذشته مشغول کندن‌کاری در اطراف بوداهای بامیان بودند یک کتیبه پنج‌ هزار ساله را از این ساحه کشف کرده‌اند.

طبق این گزارش، کتیبه برای رمزگشایی به پاکستان انتقال یافته و باستان‌شناسان پاکستانی توانسته‌اند نوشته‌های این کتیبه را بخوانند.

بر اساس این خبر، مقامات طالبان که قبلاً از این کشف ذوق‌زده شده بودند و می‌خواستند کشف این کتیبه را از طریق تلویزیون ملی اعلام کنند اکنون از پاکستانی‌ها خواسته‌اند تا در مورد آن چیزی به رسانه‌ها نگویند. طالبان از محتوای این کتیبه ناراضی هستند و آن را غیراسلامی خوانده‌اند.

دان‌فورد لی، گزارشگر پانتوم نیوز که این کتیبه را از نزدیک دیده و از محتوای آن گزارش مفصلی تهیه کرده، در توییتر خود نوشته است که میجر اقبال احمد باجوه، رئیس اداره آرکیالوژی پاکستان، به اشتباها ترجمه فارسی این کتیبه را به ایمیل او کرده است.

ترجمه این کتیبه چنین است:

"صلصال ساخته شد در ماه خوشبختی... بزرگ است در دل کوه مقابل بابا...

بامی (بامیان) شهر مسیر تجارت راه ابریشم... خوش باد مردمان اینجا،

راهبی که در غار نشسته را درود... وی پیشگویی نمود از امروز پنج‌هزار سال بعد را

که گروهی... که ایزد مغز نداده اما به جایش مو (اینجایش ناخوانا است)

بشکافد صلصال را به خیال خودش که انگار کار انسانی کرده... چنین نیست

و گروهی که ایزد مغز نداده اما به جایش توهم... کجا داند از زنان – مکتب – موسیقی – هنر

راهب گوید رهبر این گروه راهبی است از جنوب ... و نیست اصلاً مگر گمرک رود در اسپان بولا (اسپین بولدک)

و گمرک هریوا (هرات) که کسی نمی‌بیند وی را

زنان خوشحال نیستند و مردان و کودکان را بترسانند با شمشیری که آهن قی کند... با وسیله چارپا مردم را لگد کند در جاده‌ها...

نوروز را جشن شادی نپندارند... کوی دانش (دانشگاه) را نیز نپذیرند... و گروهی که کور هست و چشم ندارد اما به جایش خشم...

این کتیبه نشان باشد اینکه گروهی چنین سرمست پایدار نشاید... و کنده شود از ملکی که با آن سازگاری ندارد

ایزد گروهی را که دانش ندارد اما به جایش اشپش نابود کند و برگردند به راهول پاندی (راولپندی)

و راهب چنین گفت..."

دان‌فورد لی در ادامه نوشته است که اکنون پاکستان می‌خواهد این کتیبه قدیمی را به افغانستان برگرداند اما طالبان از پذیرفتن آن سر باز زده‌اند.

رئیس طالبان به پاکستان گفته است که هر آنچه از افغانستان به پاکستان برود از طرف مردم افغانستان تحفه است و نباید برگردانده شود، مخصوصاً اگر از جنس سلاح و تانک و طیاره و پول و آثار باستانی باشد. البته پاکستان هنوز مردد است که چنین تحایف را قبول کند یا نه.