• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ نامه سرگشاده مردم افغانستان به ایلان ماسک

موسی ظفر
موسی ظفر
۱۹ ثور ۱۴۰۱، ۱۴:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

جناب ایلان ماسک! سلام‌های گرم ما مردم شریف افغانستان را از راه دور و قلب نزدیک علیک نما. امیدواریم با جنس جدیدی که خریدی ساعتت تیر باشد.

آقای ماسک!

خبر شدیم که توییتر را به ۴۴ میلیارد دالر خریده‌ای. قصد فضولی نداریم ولی خیلی گران خریده‌ای. حتماً کسی بازی‌ات داده. چند روپیه دیگر رویش می‌گذاشتی می‌آمدی افغانستان را می‌خریدی. آن وقت یک کشور کامل داشتی با ۳۵ میلیون فالور مسلح که سه ابرقدرت را شکست داده است. می‌زدی پنج عضو دایمی شورای امنیت را حذف می‌کردی و خودت می‌شدی ملل متحد.

حتماً به فکرت نرسیده، اگرنه خریدن افغانستان زیاد سخت نیست. می‌رفتی یک چکر اسلام‌آباد و با باداران فعلی کشور گپ می‌زدی. قطعاً به توافق می‌رسیدی چون این روزها دست بادار باجوه بند است. از سگ استخوان قرضدار است. اول شاید کمی چانه می‌زد ولی در نهایت به نرخ مندوی معامله می‌کرد. مجبور است.

ماسک جان!

با یک حساب سرانگشتی، اگر پنجاه میلیارد می‌خریدی، هشت میلیاردش فقط از سلاح آمریکایی که بایدن برای طالبان مانده پوره می‌شد. یک میلیارد دالر عطامحمدنور دارد. دو میلیارد دالر نقد تریاک و هیرویین در جنوب داریم. هفت میلیارد دالر ما در بانک‌های امریکایی بند است. یکی - دو میلیارد از برادران کرزی نقد می‌کردی. این می‎‌شود حدوداً بیست میلیارد که آناً دوباره به جیبت برمی‌گشت. باقی‌مانده پول را هم در یک‌ونیم دو سال به دست می‌آورد. افغانستان مفت برایت می‌ماند.

شاید کسی برایت گفته که خریدن افغانستان آسان اما نگهداشتن‌اش مشکل است. باور کن آن‌طور نیست. مردم سلحشور و ابرقدرت‌شکن افغانستان که گاهی آوازه آزادگی‌شان سقف فلک را می‌شکافت این روزها مثل مرغ ماشینی نرم شده‌اند. هیچ توقعی ندارند جز اینکه کسی به آن‌ها کار نگیرد. تمام خواست‌شان از طالبان این است که بگذارند دختران به مکتب بروند و زنان حیثیت انسان را داشته باشند. بیشتر از این چیزی نمی‌خواهند. همان عالیه عزیزی را که قبلاً می‌گفتند رها کن هم این روزها یادشان رفته. مثل گوشت شب‌مانده در سرکه و سیر نرم شده‌اند.

ماسک صاحب!

توییتر چه دارد جز یک مرغ خیله که دهنش طرف آسمان جینگ مانده؟ بیا افغانستان را بخر که اینه اینه شفتالو دارد. سیب میدان وردک و انار قندهارش در کل جهان مشهور است. کچالوی بامیان و گلپی لغمانش را اگر در کالیفرنیا پیدا کردی بیا ریش ما را از بیخ بزن. تمام توییتر به یک گیلاس دوغ شمالی و یک قاب کنجد پلو خلیفه‌شیر نمی‌ارزد. لطفاً جواب نامه ما را بنویس که افغان‌ها مردم باغیرت هستند. کسی جواب نامه‌شان را ندهد با پیکا و ام16 ازش جواب می‌گیرد. دیگر دلت.

راستی قبل از اینکه خداحافظی کنم، یادم آمد بگویم که این‌هایی که را می‌آیند و زیر این پست می‌نویسند "ای رسانه منافق، افغانستان از خود صاحب دارد..." جدی نگیر. طنز را نمی‌فهمند. شما به دل نگیرید.

بااحترام

مردم شریف افغانستان (مشا)

پربازدیدترین‌ها

افغانستان در چشم الکساندر برنز؛ مسافری که ۱۹۰ سال پیش به کابل، بامیان و بلخ رفت
۱

افغانستان در چشم الکساندر برنز؛ مسافری که ۱۹۰ سال پیش به کابل، بامیان و بلخ رفت

۲

سه زن افغان در انتخابات شوراهای محلی بریتانیا پیروز شدند

۳

طالبان تایید کرد که دو باشنده ارگوی بدخشان در جریان درگیری با این گروه کشته شده‌اند

۴

بیش از «۱۲ هزار» نفر در افغانستان به بیماری تالاسمی مبتلا اند

۵

طالبان در پی درگیری در ولسوالی پریان پنجشیر چندین نفر را «بازداشت» کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی: کتابچه راهنمای استفاده از ارگ به قلم اشرف غنی

۱۵ ثور ۱۴۰۱، ۱۴:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

ارگ افغانستان در طول تاریخ همواره محل کشمکش بوده است. اکثر ساکنان این محل یا به شکل جنازه بیرون شده‌اند، یا اگر زنده بیرون شده باشند، اعتباری بیش از یک جنازه سیاسی نداشته‌اند. دلیل این امر، نبود کتابچه راهنمایی برای استفاده درست از قدرت ارگ است.

بدین لحاظ اینجانب اشرف غنی، رئیس‌جمهور و سرقمندان اعلای قوای مسلح پیشین افغانستان (فعلاً مقیم ابوظبی) که جنازه سیاسی‌اش قبلاً به خاک سپرده شده است، این کتابچه راهنما را ترتیب کردم و در خدمت ساکنان بعدی ارگ قرار می‌گذارم تا اشتباه پیشینیان را تکرار نکنند.

۱. به دست آوردن ارگ کار ساده است. آدم می‌تواند آن را با تقلب، دروغ، جنگ، امریکا، شوروی، پاکستان و یا حتی یک رمه گوسفند به دست بیاورد، اما نگهداری قدرت کار سختی است. قبل از به دست آوردن آن باید فن و فریب نگهداری آن را آموخت؛

۲. انحصار قدرت، مرگ ارگ است. قدرت را انحصار کنید اما اینطور نباشد که مکتوب آمر حوزه سوم لشکرگاه و مدیر ترافیک ولسوالی الیشنگ لغمان را نیز حاکم کابل امضاء کند.

اگر چنین شد، سه چرخبال را در ارگ آماده داشته باشید. زیرا هر لحظه ممکن است که مجبور شوید به خوست بروید؛

۳. فساد خوب نیست. خوب است ولی نه در حدی که از اکرامیه شهدای نیروهای امنیتی نیز سهم بردارید. در این مورد قناعت پیشه کنید؛

۴. اگر زن خارجی، مخصوصاً لبنانی دارید سرش زیاد اعتماد نکنید. تمام خانواده و دوست و اقارب و همسایه‌هایش را به نام متخصص و مشاور و قراردادی به ارگ می‌آورد و کشور را رنگینه حمیدی می‌کند؛

۵. چاپلوسان را از خود برانید که شما را بدبخت می‌کنند. کسی که به شعر غلط شما سر تکان می‌دهد، در وصف شما مقاله می‌نویسد، شما را متفکر و ناجی بشریت جلوه می‌دهد یا در پشت تریبون می‌ایستد و به هر شطحیات شما در حد افراط چک‌چک می‌کند، چاپلوس است. از چنین افرادی دوری کنید؛

۶. قوم‌گرایی نکنید. قوم‌گرایی خوب است اما نه در حدی که آدم خودش را در حلقه کمپیوترکار و پلی‌بوای و چخانسوری و سلام رحیمی محصور کند؛

۷. آمار دروغین و هوایی ارائه نکنید. آمارهای دروغ ممکن است سخنرانی‌تان را قشنگ بسازد و شما را باسواد جلوه دهد، اما در نهایت مردم می‌فهمند. آن وقت اگر آبرو داشته باشید می‌رود، از من نرفت؛

۸. لاف اسلام‌شناسی و دین‌شناسی و بیست سال تفسیر خواندن نزنید. گاهی پیش می‌آید که آدم مجبور شود آیه‌ای یا نمازی بخواند. آن وقت اگر رکوعی یاد آدم برود یا آیه‌ای را درست نخواند، مردم برای آدم طنز می‌سازند. برای حکومت‌داری انسان بودن و فهم سیاسی داشتن کافیست؛

۹. یک پروژه را یازده مرتبه افتتاح نکنید، می‌شارد؛

۱۰.

اگر روزی مجبور شدید از کشور فرار کنید، از راه ترمذ نیایید. میدان‌هوایی‌اش تشناب ندارد. یق!

طنز سیاسی؛ بیرق سفید، لباس سفید، مغز سفید

۷ ثور ۱۴۰۱، ۱۶:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

چند روز قبل کنار جاده، مقابل دکان یکی از دوستان نشسته بودم که یک رنجر پر از طالب آمد و محکم بریک گرفت. طوری که دو عسکر طالب به زمین افتاد و باعث شادی مردم شد. راننده سرش را از موتر بیرون آورد و بلند صدا زد: "هوی!" (که به زبان شیرین امارت همان سلام است).

گفتم: "سلام، بفرمایید." گفت: "نمی‌فرماییم، آ پرسان می‌کنیم که اینجا قصابی کجاست." گفتم: "از فضل خدا و برکت امارت اسلامی تمام کشور قصابی است ملا صاحب." گفت: "همو قصابی که گوشت سودا می‌کند." گفتم: "سر کوچه کودکستان است که دیوارهایش سرخ و سبز و آبی و نارنجی و زرد و بنفش رنگ شده. از کودکستان دو دکان گذشته، یک قصابی است." رنجر حرکت کرد و از اینکه مرا با خودش نبرد احساس اموجی خنده با دو قطره اشک به من دست داد.

هنوز لختی نگذشته بود که رنجر دوباره آمد و ایستاد. راننده شیشه را پایین آورد و گفت: "کودنستان پیدا نشد. کدام نشانی دیگر بگو." گفتم: "ملا صاحب، کودکستان سر کوچه است. از بس دیوارهایش رنگارنگ است کور هم می‌تواند ببیند. فقط دو دکان آنطرف‌ترش قصابی است." گفت: "اگر دروغ گفتی جنجال می‌شود برایت." گفتم: "آدرس قصابی چه نیاز به دروغ دارد. برو پیدا می‌کنی." رنجر رفت و دو-سه دقیقه بعد دوباره برگشت. راننده گفت: "بسیار ریشخندی کردی. بیا بالا شو خودت نشان بده."

با دل پرآشوب سوار رنجر شدم و رهنمایی کردم. وقتی نزدیک کودکستان شدم گفتم: "ببین ملا صاحب، این دیوار کودکستان است. سرخ و زرد و نارنجی و سبز رنگ شده. از ایستگاه فضایی هم دیده می‌شود. آنجا هم قصابی است." راننده گفت: "نارنجی کدام رنگ است." تازه یادم آمد که طالب بدبخت از کودکی در مدرسه‌ای درس خوانده که دیوارش سفید و یا خاکی بوده. ورق کتابی که درس خوانده سفید بوده و هیچ نقاشی‌ای نداشته. استادش همیشه لباس و لنگی سفید داشته. از روزی هم که طالب شده رنگ بیرقش سفید بوده. هرچه عکس از رهبران طالب دیده لباس سفید داشته. نارنجی و بنفش را از کجا بشناسد.

حدسم درست بود. وقتی به قصابی رفتیم، طالب به قصاب امر کرد که پنج کیلو گوشت خوب بدهد. قصاب خواست سرخی و ماهیچه جدا کند اما طالب با نوک تفنگش به دنبه گوسفند زد و گفت: "گوشت سفید خوبش باشد. از وطن مهمان آمده." وقتی از خرید گوشت خلاص شد، مسئول خریداری به میوه و ترکاری فروشی بغلی گفت: "از همو میوه دو کیلو بده. همو که برگ‌هایش سبز است." ترکاری‌فروش با عاجزی گفت که همه میوه‌ها برگ سبز دارند. طالب با قنداق تفنگ گفت: "همو که خودش دراز است." پیش از آنکه گپ به ماساژ قنداق برسد من گفتم: "خلیفه، مولی سفید می‌خواهد." طالب گفت: "هو! دو کیلو باشد. از وطن مهمان آمده."

طنز سیاسی؛ کانکور امارت با تفکیک جنسیتی و سوال‌های زنانه و مردانه

۳ ثور ۱۴۰۱، ۱۴:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

در پی تفکیک موفقیت‌آمیز جنسیتی و جداسازی طبقه ذکور و اناث در مکاتب، دانشگاه‌ها (خط زده شود و پوهنتون نمیشته شود)، پارک‌ها و غیره‌ها،‌ به فرمان عالیقدر امیرالمومنین که همین امروز از مقر آی‌اس‌آی از اسلام‌آباد مواصلت ورزیده، کانکور هم تفکیک جنسیتی می‌شود.

برای اینکه زنان و مردان نامحرم به همدیگر مالیده نشوند، این کانکور به دو بخش مردانه و زنانه تقسیم شده است.

به همه شرکت‌کنندگان با تهدید برچه و تفنگ دستور داده می‌شود که فقط بخش مربوط به جنسیت خود را پاسخ دهند و به بخش جنس مخالف نروند.

سوالات بخش مردانه

سوال اول: عنصر بی‌رنگ، بی‌شکل اما بودار که از لحاظ فزیکی اگر نابود هم شود (از لحاظ صدور فرمان) باقی می‌ماند چه نام دارد.

الف: فاسفورس

ب: بیریلیوم

ج: ملا هبت‌الله

د: نیوتروجن

سوال دوم: اگر برای ۱۲ تروریست گرسنه از آسمان ۲ گوسفند نازل شود، برای گرسنه کردن یک ملت به چند گوسفند نیاز است؟

الف: به دوازده هزار گوسفند مسلح با دوربین شب

ب: به پانزده هزار گوسفند پاکستانی

ج: به بیست هزار گوسفند زردبشکه

د: به دو هزار گوسفند ساچمه‌دار

سوال سوم: در کدام غزوه از کلاشنیکوف روسی، واسکت انتحاری پاکستانی، مخابره آلمانی، تلفون چینی و توییتر آمریکایی استفاده شد؟

الف: غزوه زایشگاه دشت برچی

ب: غزوه مکتب سیدالشهداء

ج: غزوه اینترکانتیننتال

د: غزوه سفارت آلمان

سوال چهارم: به مقطع آموزشی بعد از لیسه به زبان فارسی دری چه می‌گویند؟

الف: چیزی نمی‌گویند و اگر بگویند آن کلمه ایرانی است و باز "کار خراب میشه"

ب: پوهنتون

ج: یونیورستی

د: هر چه بگوید فرق نمی‌کند مقصد شاگردان بتوانند درس بخوانند. فقط دانشگاه نباشد چون کلمه بیگانه است.

سوال پنجم: طالبان اگر بتوانند کودکی را که دو سال پیش اختطاف شده پیدا کنند، دیگر چه چیزها را می‌توانند پیدا کنند؟

الف: عالیه عزیزی را که هشت ماه پیش اختطاف شده

ب: آثار عتیقه بامیان را که سه ماه پیش اختطاف شده

ج: دختران معترض بامیانی را که یک ماه پیش اختطاف شده‌اند

د: همه موارد فوق + هر آن چیزی که در طول بیست سال اختطاف و ربوده شده

سوالات بخش زنانه

سوال اول: زن اگر چادری نپوشد چه کار می‌شود؟

الف: مثل مارکر خشک می‌شود

ب: مثل شیرینی مورچه می‌زند

ج: مثل حنا ربانی وزیر خارجه می‌شود

د: اول صبر می‌کنیم که مثل مارکر خشک شود، اگر نشد توسط امارت خشکانده می‌شود

سوال دوم: اگر یک دختر هشت ماه مکتب نرفته باشد، چه سودی به خودش، خانواده و کشور رسانده است؟

الف: از هزاران افغانی مصرف اضافی چون معاش معلم، پول تباشیر و کتابچه جلوگیری کرده است

ب: صدها گیلاس چای، دیگ بخار و لباس چرکین را شسته است و دست مادر جانش را سبک کرده است

ج: برگر چتل مکتب را نخورده و حداقل از سه مریضی نجات یافته است

د: از شهید شدن در انتحاری که قرار بود در مکتب دخترانه صورت گیرد نجات یافته است

سوال سوم: اگر درد و غمی متوجه یک زن شود، باید چه کار کند که صدایش به گوش نامحرم نرسد؟

الف: خاموش بنشیند و با گریه خود نامحرم را تحریک نکند

ب: گریه خود را بنویسد (اگر توسط امارت بی‌سواد ماند،‌ ازعریضه‌نویس کمک بگیرد)

ج: به درد بزرگتری فکر کند و شاد باشد

د: گریه خود را به یکی از مردهای خانواده بلوتوث کند تا او به جایش جیغ بزند

سوال چهارم: زنی که از احکام امارت پیروی کند در آن دنیا برایش چه جایزه داده می‌شود؟

الف: همان شوهر قبلی با هفتاد و دو هم‌باغ

ب: خانه کرایی بدون ضمانت و محرم

ج: اجازه کار

د: اجازه هر روزه شرکت در دانشگاه و رفتن به پارک

سوال پنجم: به عنوان یک زن از عملکرد امارت چقدر رضایت دارید؟ (هرچند رضایت زن شرط نیست)

الف: صد فیصد

ب: صد و ده فیصد (لطفاً همین ده فیصد را از یک جای کم کنید)

ج: اختیار ما در دست شماست. لطفاً خودتان پاسخ دهید ولی از صد فیصد کم نباشد.

د: رضایت چیست؟

طنز سیاسی؛ سه اختراع طالبان ثبت یونسکو شد

۲۶ حمل ۱۴۰۱، ۱۸:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

طالبان در مدت کمی توانستند کشور را دوباره در مسیر علم و دانش سوق دهند و اختراعات بی‌پیشینه‌ای را به نام افغانستان ثبت کنند. مولوی عبدالشبکه حقانی، مخترع بحران انسانی و رئیس مطالعات استنجاتیژیک امارت این دستاورد دانشمندان طالبان را هم سطح اختراع لامپ توسط توماس ادیسون دانست.

وی از سه اختراع اخیر طالبان که ثبت سازمان یونیسکو شده است چنین دامن برداشت.

اختراع انسان‎های آفتابی

طالبان جدیداً انسان‌هایی را در افغانستان اختراع کرده‌اند که به جای غذای معمولی از انرژی آفتاب چارج می‌شوند. این انسان‌ها می‌توانند راه بروند، نفس بکشند و حتی حرف بزنند. یکی از اختراعات طالبان به شبکه چهار جرمنی گفت، "اول کم کم غذا می‌خوردیم چون کار و درآمد داشتیم. حالا هیچی نداریم. مدتی می‌شود که فقط در آفتاب می‌نشینم و ویتامین دی می‌گیرم. با همان انرژی زنده هستیم."

ملا حسن آخند، مخترع انسان آفتابی گفته است که عادت دادن انسان‌ها به انرژی آفتاب نیاز به تلاش بسیار داشت و در مراحل اولیه آن چندین هزار انسان قبل از آنکه از نان و آب به انرژی آفتاب سویچ کنند از بین رفت. وی افزود که الحمدلله اکنون مردم کم‌کم عادت کرده‌اند و اگر کفار مانع نشوند انشاالله تا سال آینده تمام مردم افغانستان را آفتابی خواهد ساخت.

اختراع روبوت‌های گریان

اکثر کشورهای پیشرفته روبوت‌هایی ساخته‌اند که کار مثبت می‌کنند اما طالبان اخیراً روبوت‌هایی را به بازار پکتیکا و پکتیا عرضه کرده‌اند که کارشان گریستن است. این روبوت‌ها به داستان‌های ساختگی نزول گوسفند از آسمان و شرکت انسان‌هایی چهارده قرن پیش در جنگ امروزی عکس‌العمل نشان می‌دهند و زار زار می‌گریند. سراج‌الدین حقانی، مخترع روبوت‌های گریان می‌گوید که در قرن بیست‌ویک کسی به داستان‌های ساختگی نمی‌گرید. همین امر باعث شد تا وی به فکر ساخت روبوت‌های گریان شود و افسانه‌سرایان قرن را از بی‌توجهی نجات دهد.

اختراع داروی درد فهم

بزرگان گفته‌اند، "هر که درکش بیشتر، دردش بیشتر". طالبان بر مبنای این تشخیص اکنون داروی ساخته‌اند که درک انسان را کم می‌کند و اینطوری درد او نیز کم می‌شود. این دارو به اسم "مکتب بسته" اکنون بصورت رایگان در اختیار مردم افغانستان قرار داده شده. مصرف این دارو درک و فهم مصرف‌کننده را به تدریج پایین می‌آورد و در نهایت درد او نیز از بین می‌رود.

نورالله منیر، مخترع داروی درد فهم می‌گوید که تابلیت فعلی فقط درد را کم می‌کند اما تابلیت بعدی که به اسم "نصاب درسی طالبانی" تولید شده و بزودی میان مردم توزیع می‌شود آنقدر فهم و شعور مصرف‌کنندگان را پایین می‌آورد که یک وقت آنها از بدبختی و بی‌چارگی خود لذت خواهند برد و آن را موهبت الهی خواهند دانست.

سامویل کربندایآکساید، رئیس سازمان یونیسکو از طالبان خواسته است تا اختراع جدیدی را برای ثبت به این سازمان نیاورند و به دیگر کشورها نیز نوبت بدهند.

طنز سیاسی؛ با کانال قوش‌تپه، افغانستان اقتصاد اول جهان می‌شود

۱۰ حمل ۱۴۰۱، ۱۰:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

ملا عبدالغنی برادر که پروژه ساخت کانال قوش‌تپه را افتتاح کرد به رسانه‌ها گفت که شش ساعت پس از افتتاح کار این کانال اسلامی، فقر جهانی یک و نیم درصد کاهش یافته است. او گفت که با افتتاح این کانال فقر از افغانستان برچیده می‌شود و تا دو سال دیگر بایداز افریقا و چین فقیر وارد کنیم.

آقای برادر از نصف کابینه طالبان که برای افتتاح این کانال به بلخ سفر کرده‌اند تشکر کرد و گفت که اگر جامعه جهانی مانع طالبان نشود، آن‌ها می‌توانند هر ولسوالی افغانستان یک کانال مستقل افتتاح کند که هم برای خودشان مفید باشد و هم برای جهان.

ملا برادر در پاسخ به این سوال که گویا این پروژه توسط بانک جهانی تمویل و توسط حکومت قبلی طرح‌ریزی شده گفت: "مردم باید شکرگزار باشند که مجاهدین ما این پروژه را انفجار نداده‌اند"

نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت تجارت طالبان گفت که افتتاح کانال قوش‌تپه ثابت می‌کند که امارت اسلامی به فکر خود نه، بلکه به فکر ملت است. او تاکید کرد که طالبان می‌توانست این کانال را مخصوص مجاهدین بسازد و به هیچ کس دیگر سهم ندهد، اما چنین نکرد. او گفت که در کشورهای دیگر وقتی حکومت‌ها کانال می‌سازند آن را به ملت نمی‌دهند بلکه خانوادگی استفاده می‌کنند.

100%

مولوی عبدالرحمان راشد، سرپرست وزارت زراعت طالبان این کانال را اولین کانال اسلامی در جهان خواند و گفت که کانال قوش‌تپه طوری ساخته می‌شود که آب آن به کمک خداوند متعال از بالا به پایین حرکت کند. او افزود که در زمستان‌ها این کانال برای کسانی که با آب آن وضو می‌گیرند یا استنجا می‌کنند آب گرم تهیه خواهد کرد.

مولوی عبدالحمید حماسی کانال قوش‌‌تپه را معجزه قرن بیست‌ویک خواند. او گفت که جلال‌الدین حقانی روزی سر نماز می‌ایستد و با خودش می‌گوید: او خدایه مردم افغانستان بدون کانال قوش‌تپه چه کار کنند. یکبار از آسمان صدا می‌آید که او جلال‌الدین حقانیه، برو ببین کانالی در قوش‌تپه ساخته شده؛ آن را بگیر و به مردم افغانستان بده. حضرت حقانی وقتی چشم خود را باز می‌کند، می‌بیند که کانال متاسفانه قبلاً افتتاح شده و تشک را خراب کرده. این داستان حماسی باعث گریه شدید حضار شد و از آن‌ها نیز کانال‌هایی جاری شدند.

در پایان برنامه افتتاح کانال قوش‌تپه ملا برادر به مقامات ولایت بلخ دستور داد تا اسم شیرینی ناف پری را تغییر دهند. او گفت: "همی ناپ فری بسیار تحریک‌آور است و اسلامی نیست. از طرف ما نام ای شیرینی ناف ابودجانه رحمة‌الله علیه می‌باشد. باز که هر کس خورد دلش که نخورد دلش."