• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بازخوانی واکنش مردم افغانستان به جان باختن مبارزان جبهه آزادی

داوود ناجی
داوود ناجی

رئیس کمیته سیاسی جبهه آزادی افغانستان

۲۶ حمل ۱۴۰۲، ۱۱:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

به دنبال جان باختن پنج‌ تن از چریک‌های جبهه آزادی در سالنگ جنوبی، مردم افغانستان شاهد موج گسترده‌ای از واکنش در رابطه به کشته شدن این مبارزان بودند.

می‌توان گفت که پس از سقوط نظام جمهوری برای نخستین بار بود که چنین واکنش فراگیر از اقوام مختلف و طیف‌های سیاسی مختلف در مورد اتفاق واحدی را شاهد بوده‌ایم. تمامی کسانی که در رابطه به مرگ این مبارزان شجاع واکنش نشان دادند، آنها را «شهدای راه آزادی» و «قهرمانان واقعی افغانستان» خواندند و از شجاعت و مبارزه مسلحانه آنها در برابر طالبان دفاع کردند.

این نکته بیشتر از این نظر حایز اهمیت است که پس از سقوط افغانستان به دست گروه طالبان، تقریبا همه طیف‌های سیاسی، بر بیزاری از جنگ و یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران کنونی افغانستان تاکید می‌کردند. پیام‌های صریح و روشنی که در این مدت از سوی جامعه جهانی و کشورهای منطقه مخابره می‌شد نیز حاکی از این بود که دولت‌ها و نهادهای درگیر در افغانستان تنها و تنها از تلاش‌های سیاسی برای رسیدن به یک راه حل مسالمت‌آمیز از طریق گفت‌وگو حمایت می‌کنند. این پیام‌ها که گاهی به صورت واضح از سوی نمایندگان امریکا، اتحادیه اروپا و وزرای خارجه و دیپلومات‌های کشورهای منطقه و همسایه بیان می‌شدند و می‌شوند همچنان، نه تنها از مبارزات مسلحانه علیه طالبان حمایت نمی‌کردند بلکه آشکارا به نحوی دستور ایست می‌دادند و تاکید می‌کردند که مبارزات مسلحانه یا جنگ راه حل نیست.

شکی نیست که بیزاری از جنگ امر مقدس و مهمی است و نمی‌شود انسانی را در جهان یافت که از جنگ استقبال کند و یا به آغاز جنگی فردی یا جمعی شخصی یا دولتی و حزبی و گروهی، افتخار کند، اما واقعیت امر این است که سیاه و سفید کردن هر چیزی همیشه درست نیست و جنگ و صلح نیز از این قاعده مسثنی نیستند.

در تاریخ ملت‌ها نیز فقط و فقط صلح‌جویان و مصلحان تمجید نشده‌اند بلکه در تاریخ ملل و از جمله تاریخ افغانستان بی‌شمار اند. شخصیت‌هایی که به دلیل مبادرت‌شان در جنگ‌های آزادی‌خواهانه تقدیر و تمجید می‌شوند.

کما اینکه مردم افغانستان به صورت بی‌سابقه‌ای با خانواده‌های جان‌باختگان جبهه آزادی ابراز همدردی کردند و در بسیاری از شهرهای جهان افغانستانی‌های مهاجر نماز جنازه غیابی خواندند از جمله در لندن، هند، تهران و بروکسل.

100%

چنین مواردی قبلا نیز دیده شده بود. وقتی فرمانده ملک دره از فرماندهان جبهه مقاومت ملی در پنجشیر جان باخت و یا شماری دیگر که در اندراب جان‌شان را در جنگ علیه طالبان از دست دادند، نیز مردم از آنها به نیکی و شایستگی یاد کردند و آنها را «نام‌های ماندگار روزگار» نامیدند.

حالا سوال اساسی این است که چگونه می‌شود مردم مخالف جنگ با گروه طالبان باشند و آنگاه از کسانی که در جنگ کشته شده‌اند تقدیر کنند، برایشان نماز جنازه بخوانند و آنها را قهرمانان واقعی خود بدانند؟ آنهم ستایشی چنین گسترده و به اصطلاح سیاسی پر کاربرد کنونی «همه‌شمول».

در حالی که پس از تسلط مجدد گروه طالبان مردم افغانستان شاهد اقدامات متعدد سیاسی و از سوی سیاسیون کشور در این یا آن گوشه جهان بوده‌اند، از تشکیل و اعلام احزاب و تشکل‌های جدید سیاسی گرفته تا برگزاری کنفرانس‌ها و جلساتی برای گفت‌وگو و یافتن راه حل سیاسی اما واکنش و پاسخ مردم افغانستان به این اقدامات اگر نکوهشی و پرسش‌برانگیز نبوده، حداقل توام با پرسش‌های جدی بوده است. پرسش‌هایی از این قبیل که تاثیر این اقدام، مثلا تشکیل حزب جدید یا ائتلاف یا جلسه و گردهمایی چه بوده و به عبارتی دیگر، چنین اقداماتی چه دردی را دوا می‌کند؟ اما وقتی خبر درگیری شش ساعته جبهه آزادی با طالبان در سالنگ جنوبی و در نتیجه، جان باختن شماری از مبارزان این جبهه منتشر شد، به صورت خودجوش و همه‌گانی همه یک صدا همسویی و غم‌شریکی کردند و به ویژه برای زنده بودند فرمانده اکمل امیر که هنوز سرنوشتش مشخص نیست، دعا کردند. معنی این واکنش جمعی گسترده، قاطع و یک‌دست چه می‌تواند باشد؟ به بیان دیگر، افکار عمومی و باور جمعی افغانستان به بهانه این حادثه، چه پیامی را به همدیگر، سیاستمداران و جامعه جهانی مخابره کردند؟

اگر معنی این پیام با قاطعیت و جدیت حمایت از مبارزات مسلحانه علیه گروه طالبان نباشد، حداقل به ستوه آمدن مردم از ظلم رژیم طالبان و ناامیدی مردم از تغییر رویکرد طالبان در آینده است. در نزدیک به دو سال گذشته رویکردهای متقاوتی در مواجهه با طالبان وجود داشته است. عمده‌ترین و اصلی‌ترین رویکرد، فرصت دادن به طالبان و تلاش برای یافتن یک راه حل نهایی از طریق مذاکره و گفت‌وگو بوده است.

هرچند نیروهای مخالف طالبان به جز موارد اندک (مانند گفت‌وگوی احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت در تهران با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان) با این گروه رو در رو ننشسته‌اند، اما جامعه جهانی و کشورهای منطقه در این راه تلاش بسیاری کرده‌اند. باری ناروی برای هیاتی از طالبان جت اختصاصی فرستاد و برای‌شان فرش قرمز پهن کرد. تام وست، نماینده امریکا در امور افغانستان بار بار به صورت غیرمستقیم از طریق قطر و حداقل یکبار به طور مستقیم با ملا یعقوب در امارات متحده عربی دیدار کرد. هیات‌های سازمان ملل در سطوح مختلف بارها در کابل و قندهار با رهبران طالبان نشستند، اما هیچ حاصلی به دست نیامد.

این نشست‌ها نه تنها ثمری نداشت، بلکه هرچه اصرار جهان بر مذاکره و گفت‌وگو و تغییر سیاست طالبان در مورد زنان و دختران از سوی جهان بیشتر شد، واکنش لجوجانه و کودکانه طالبان نیز بدتر و بدتر شد. جهان با اصرار، از طالبان خواست مکتب‌ها را به روی دختران باز کنند، طالبان دانشگاه را نیز بستند، وقتی خواهش مکرر شد، حمام و پارک و سفر بدون محرم نیز بر قدغن‌های طالبانی بر زنان افزوده شد.

زنان به شجاعت و فداکاری تمام بار بار به خیابان‌های کابل و دیگر شهرها راهپیمایی اعتراضی کردند، زنان در ده‌ها جلسه و محفل بین‌المللی از شورای امنیت سازمان ملل گرفته تا هر سکو و بلندگویی که به دست آوردند، بر طالبان فشار آوردند تا شاید به حقوق اساسی زنان تن بدهند اما چونان آب در هاون کوبیدن بی‌نتیجه بود.

طالبان به خوبی متوجه شدند که مساله زنان و مساله انحصار قومی قدرت دو عنصر مهمی است که مانع به رسمیت شناخته شدن آنها در سطح بین‌المللی شده است، اما به هیچ کدام از این دو توجه نکردند.

مردم افغانستان همه این اقدامات را شاهد بودند وچه بسا هر بار که نشستی برگزار شد و هر بار که جلسه‌ای تدویر یافت و هر بار که طالبان گفتند که تصمیم‌شان موقتی است و در آن زمینه تجدید نظر خواهند کرد، مردم آرزو کردند که نتیجه ملموس و مشخصی را ببینند اما ندیدند.

افزون بر همه اینها، طالبان با اطمینان از نبود حمایت بین‌المللی و موثر از مخالفان خود، بنا را بر انتقام گذاشتند، اعلام عفو کردند اما در عمل دمار از روزگار مردم کشیدند، هنرمندان را تحقیر کردند، نیروهای امنیتی جمهوریت را کشتند، زنان معترض را شکنجه کردند و بر ریش جهان و سازمان ملل خندیدند. حتی وقتی که یوناما گفت می‌خواهد از افغانستان خارج شود، طالبان پاسخ سربالا دادند.

همه این اتفاق‌ها و رویدادها یکی از پی دیگری، مردم افغانستان را روز به روز به این نتیجه تلخ اما ناگزیر و دشوار رساند که طالبان هیچ زبانی جز زبان زور و تفنگ را نمی‌فهمند. نه سقوط رژیم طالبان در پی حمله امریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۱ و نه سقوط جمهوری در سال ۲۰۲۱، هیچ کدام طالبان را به این خرد و تامل سیاسی نرساند که برای باز کردن گره مشکل افغانستان باید به تفکر، تجربه تاریخی و خرد سیاسی تکیه کنند.

اگر طالبان پس از ۲۰ سال جنگیدن در زمان مذاکرات دوحه از یک گروه ایدیولوژیک و دگم به یک حزب و سازمان سیاسی بدل می‌شدند و یا پس از به قدرت رسیدن، شاید در آگست ۲۰۲۱ از یک گروه نظامی ایدیولوژیک به یک دولت تغییر می‌کردند و ساز و کار دولتی را به رسمیت می‌شناختند، بدون شک افغانستان به این بحران عظیم وچندجانبه مواجه نمی‌شد.

حالا اگر بازگردیم به سوالی که در آغاز این یادداشت مطرح شد. باور من این است که مردم افغانستان مرحله به مرحله از گروه طالبان، جامعه جهانی و آن طیف از سیاستمدارانی که مذاکره و گفت‌وگوی سیاسی را تنها راه باز کردن کورگره بحران افغانستان می‌دانند، از همه ناامید شده‌ا‌ند. با استناد به مثل معروفی که می‌گویند: «به تنگ آوردی به جنگ آوردی» طالبان مردم افغانستان را چنان به تنگ آورده که راهی جز جنگ برایشان باقی نگذاشته است.

واکنش‌های گسترده به جان‌باختن مبارزان جبهه آزادی نشان داد که مردم طاقت‌شان در تحمل ظلم بیش از حد طالب تمام شده و خواستار رهایی‌اند، رهایی و رسیدن به آزادی از هر طریقی، به هر قیمتی.

یادداشت: این صفحه برای بازتاب دیدگاه مخاطبان ما درباره مسایل مختلف افغانستان و جهان ایجاد شده است. آرا و نظریات مطرح شده در این صفحه، بازتاب‌دهنده دیدگاه افغانستان اینترنشنال نیست.

پربازدیدترین‌ها

سویدن لغو اقامت دایمی برای پناهجویان را تصویب کرد
۱

سویدن لغو اقامت دایمی برای پناهجویان را تصویب کرد

۲

برادر یک مقام طالبان در هرات کشته شد

۳

«سه عضو طالبان»‌ در حمله جبهه آزادی به ریاست امر به معروف هرات کشته شدند

۴

جبهه آزادی محتسبان امر به‌معروف طالبان را «هدف مشروع» حملات خود خواند

۵

ترامپ می‌گوید رهبر یک «باند جنایتکار» در حمله نظامی امریکا در ونزوئلا کشته شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

نتیجه نشست سمرقند چه بود؟

۲۵ حمل ۱۴۰۲، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
نتیجه نشست سمرقند چه بود؟
100%

اگر بخواهید برآیند نشست وزیران خارجه چین، روسیه، ایران، پاکستان، اوزبیکستان، تاجیکستان و ترکمنستان در قبال افغانستان را در یک جمله خلاصه کنید، شاید چنین باشد: همسایگان توافق کردند که «رویکرد منطقه‌ای مشترک و واحد» در امور افغانستان اتخاذ کنند. اما این به چه معنی است؟

همسایگان افغانستان نگرانی‌های مشترک از این حوزه دارند و برای مهار آن ظاهراً هماهنگ عمل می‌کنند.

نگرانی‌های کشورهای همسایه

اولین نگرانی تروریسم است. ایران از جندالله و جیش‌العدل، پاکستانی از تحریک طالبان پاکستانی و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان، اوزبیکستان از جنبش اسلامی اوزبیکستان، چین از جنبش اسلامی ترکستان شرقی، تاجیکستان از جماعت‌الانصار، ترکمنستان و روسیه از داعش و القاعده می‌ترسند.

همه این‌ها در افغانستان آزادانه تحت نظر طالبان که آنرا برادران دینی خود می‌خوانند، فعالیت دارند. طالبان علی رقم درخواست‌های مکرر هیچ اقدامی علیه آنها نکرده و ظاهراً از آنها می‌تواند به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کند. این گروه‌های تروریستی ظرفیت بالقوه تخریب‌کاری در منطقه دارد و خیلی روشن نیست که منابع مالی هر یکی از کجا تامین می‌شود.

این ترس و نگرانی در بیانیه مشترک وزیران که در سایت وزارت خارجه چین منتشر شده، به وضوح مشهود است.

به نظر می‌رسد قدرت‌ها نگرانند که دست بیرونی به دنبال برهم زدن امنیت آنها از طریق استفاده از این گروه‌ها است.

اما نگرانی دوم همسایگان افغانستان، قاچاق مواد مخدر از این کشور است. افغانستان با وجود دستور رهبر طالبان مبنی بر حرام دانستن کشت مواد مخدر، بزرگترین تولید کننده مواد مخدر دنیا است. سازمان ملل متحد می‌گوید که به رغم این دستور، کشت مواد مخدر در این کشور در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۲ درصد افزایش داشت. پس این خطر را هم نباید نادیده گرفت.

چنانچه در بیانیه مشترک آمده است طرف‌ها گفت‌وگوهای رک و در فضای اعتماد درباره اوضاع افغانستان داشتند که تمرکز آن بر «ابعاد امنیتی و تقویت هماهنگی تلاش‌های منطقه‌ای برای مبارزه با تهدیدهای تروریسم و قاچاق مواد مخدر افغانستان» بوده است.

به نظر می‌رسد منظور از رویکرد مشترک قدرت‌های نزدیک افغانستان، در وهله اول مبارزه با گروه‌های تروریسی و قاچاق مواد مخدر است.

اما هر دو پدیده به ثبات داخلی سیاسی در افغانستان نیز ارتباط دارد.

اگر اوضاع افغانستان از این بدتر شود و طالبان بخشی از خاک کشور را به گروه یاغی‌تر مانند داعش ببازد و یا شکنندگی اوضاع در افغانستان بیشتر از آنچه شود که جاری است، تهدیدهای بزرگتری گریبانگیر منطقه خواهد شد که می‌تواند فروپاشی اقتصادی کشور و سیل از مهاجرت‌های اجباری را بر آن دو تهدید بالا افزود.

تعامل با طالبان

این است که براساس اعلامیه مشترک، طرف‌ها توافق کردند که با اتخاذ رویکرد واحد با حکومت طالبان تعامل کنند تا «ثبات سیاسی داخلی افغانستان» را حفظ کرده و مانع یک بحران بشری شوند.

اینها در واقع منافع مستقیم قدرت‌ها در افغانستان تحت کنترول طالبان است. اگر طالبان بتوانند این نگرانی‌های همسایگان را رفع کنند، تا حد زیادی توانسته حمایت پایتخت‌های منطقه را حفظ کنند و مسایل دیگر ممکن است در اولویت‌های بعدی قرار گیرد.

نکات مانند ایجاد حکومت فراگیر که در سخنان امیر عبداللهیان، وزیر خارجه ایران حین دیدار با امیرخان متقی، همتای طالبانش مطرح شد و حق آموزش و کار زنان در مقایسه با نگرانی‌های جدی قدرت‌ها، در رده‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد.

طالبان به این نکته پی برده است و حضور آقای متقی که برای شنیدن نگرانی‌های همسایگان مهمان خارج از نشست سمرقند بود، نیز با این هدف بود. او بدون اشاره به حقوق زنان، حکومت فراگیر یا گفت‌وگوهای بین‌الافغانی که خواست بسیاری از طرف‌های سیاسی افغانستان است، اقدامات طالبان را برشمرد و گفت: «افغانستان بر تعهدش قویاً پایبند است که به هیچ فرد و یا گروه اجازه ندهد که خاک افغانستان را ضد کدام کشور منطقه و یا جهان استفاده کند و یا در افغانستان کشت و یا قاچاق مواد مخدر کند. این تنها به یک تعهد لفظی خلاصه نمی‌شود بلکه ما عملاً در افغانستان برای امنیت و ثبات سرگرم مبارزه جدی هستیم.»

هرچند حرف‌های طالبان را باید با عملکرد آنها سنجید، اما حسن خطاب نشست سمرقند را می‌توان در سخنان حنا ربانی، معاون وزیر خارجه پاکستان سنجید.

نگرانی از کاهش کمک‌ها

او گفت: «در زمانی‌که مردم افغانستان بیش از پیش به جامعه جهانی نیاز دارند، جهان با بستن درش به روی افغانستان از این مردم فاصله می‌گیرد. نشانه‌های واضحی وجود دارد که حمایت بین‌المللی از مردم افغانستان امسال کاهش چشمگیری داشته است. برخی حتی تعامل با حکومت موقت افغانستان را زیر سوال می‌برند.»

او هشدار داد که ترک افغانستان در این شرایط تکرار اشتباه گذشته است که جهان تاوان سنگینی داد.

جبهه آزادی چگونه شکل گرفت و فرمانده امیر چگونه وارد افغانستان شد؟

۲۴ حمل ۱۴۰۲، ۱۳:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
جبهه آزادی چگونه شکل گرفت و فرمانده امیر چگونه وارد افغانستان شد؟
100%

حمله و نبرد اخیر طالبان با جبهه آزادی در سالنگ جنوبی، قدرت طالبان بر افغانستان را به روشنی به چالش کشید و سوال‌های زیادی را خلق کرد.

یک تیم هشت نفری نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین که در تشکیلات جبهه تازه تاسیس آزادی فعالیت می‌کردند، توانستند در سالنگ ساعت‌ها با حدود ۱۹۰جنگجوی نیروهای خاص وزارت دفاع طالبان بجنگند و افکار عامه را علیه حاکمان کنونی افغانستان بسیج کنند.

هرچند وزارت دفاع طالبان مدعی است که این نیروها و فرمانده آنها اکمل امیر را پس از عملیات نظامی اخیر کشته‌اند، اما هیچ سندی دال بر جان باختن فرمانده این نیروها تاکنون ارائه نشده است. سوی دیگر، جبهه آزادی کشته شدن فرمانده برجسته‌اش را تاکنون تایید نکرده است.

اما این جبهه نظامی ضدطالبان از کیست و اکمل امیر چگونه از سالنگ سر درآورد؟

جبهه آزادی که از جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود جدا علیه طالبان سلاح برداشته و رابطه‌ای با شورای عالی مقاومت ملی رهبران پیشین ندارد، بیشتر از نیروهای امنیتی و دفاعی سابق تشکیل شده است.

هزاران نفر از نیروهای سابق قوای مسلح افغانستان از کشور خارج شدند و شماری از آنها در کشورهای منطقه به سر می‌برند. این نیروها از اقوام مختلف هستند و یک بخش توانمند آنها را نیروهای قطعات خاص اردو، نیروهای واکنش سریع پولیس و واحدهای صفردار امنیت ملی سابق افغانستان تشکیل می‌دهد. عمده این نیروها در بریتانیا و امریکا و ناروی مستقر شده‌اند اما بخش زیادی از آنها در کشورهای منطقه حضور دارند.

رهبری جبهه آزادی با همین نظامیان پیشین است که معتقدند سقوط افغانستان به دست طالبان، یک شکست سیاسی بود تا نظامی.

جنرال یاسین ضیا، رئیس ستاد مشترک ارتش سابق، فرمانده عمومی نظامی جبهه آزادی افغانستان است. او برخلاف دیگر جبهات کمتر در رسانه‌ها ظاهر می‌شود و به گفت‌وگو با طالبان برای حل مسئله افغانستان، باور ندارد. او معتقد است که طالبان را بایستی از راه نظامی به چالش کشید.

پیش از این نیز جبهه آزادی بیانیه‌هایی درباره حملات پراکنده و انفجاری علیه طالبان صادر کرده است، اما زد و خورد اخیر در سالنگ جنوبی نشان می‌دهد که این جبهه قابلیت اجرای عملیات رو در رو و درگیری مسلحانه با طالبان را دارد.

همین مسئله باعث نگرانی طالبان هم شده است. گروهی که ادعا دارد امنیت تمام مناطق کشور را تامین کرده است، اکنون با جبهاتی روبه‌رو می‌شود که می‌تواند ساعت‌ها آنها را زمین‌گیر کند.

مقام‌های طالبان بدون افشا شدن نام‌های شان به سمیع یوسف‌زی، روزنامه‌نگار شناخته شده افغانستان گفته‌اند که فرمانده اکمل امیر برای آغاز حملات بهاری علیه طالبان تازه از خارج وارد کشور شده بود.

به نظر می‌رسد فرمانده امیر نیز بعد از سقوط افغانستان توانسته بود از کشور خارج شود و به چنگ طالبان نیفتد.

اما این مقام‌های طالبان مطمئن نیستند که اکمل امیر از چه کشوری وارد افغانستان شده است. منابع می‌گویند که با فرمانده امیر، جنگجویان خطرناکی وارد کشور شده‌اند.

منظور طالبان از این «جنگجویان خطرناک»، نیروهای زبده ارتش پیشین افغانستان است که در بیست سال گذشته، گروه طالبان را در مناطق مختلف از جمله در خاستگاه آنها در هلمند و قندهار به چالش کشیده‌اند.

طالبان به آقای یوسفزی همچنین گفته‌اند که آنها برای خنثی سازی این فرمانده و جنگجویانش در همان نطفه وارد عمل شدند. هرچند بیانیه رسمی وزارت دفاع طالبان مدعی است که اکمل امیر کشته شده است، این مقام طالبان می‌گوید که آنها تاکنون جسد او را پیدا نکرده‌اند و ممکن است فرمانده امیر از عملیات زنده در رفته باشد.

آنچه بیشتر باعث نگرانی طالبان شده است این است که اکمل امیر توانسته باشد جبهات جنگ ضدطالبان را در ولایت‌های پروان و کاپیسا فعال کنند و هدفشان قطع راه کابل با ولایت‌های شمالی کشور مانند سال‌های دهه نود باشد تا نیروهای مخالف طالبان در پنجشیر و کاپیسا دست به قیام عمومی بزنند.

در بیانیه اخیر جبهه آزادی نیز به حمایت مردمی و ایستادگی در برابر طالبان صرف نظر از حمایت جهان تاکید شده است.

در این بیانیه آمده است: «رویدادهای اخیر به ویژه حمایت گسترده شما آزاده‌گان حقیقت مسلمی را آفتابی کرده است و آن این‌که شما مردم باعزت به مبارزه عدالت‌خواهانۀ تان علیه ظلم و جهل طالبانی راسخ، مصمم و مستحکم هستید و بدون در نظرداشت حمایت این یا آن کشور خارجی به این امر مقدس میهنی ادامه خواهید داد. بدون شک، حمایت جهان از داعیه عدالت‌‌ خواهی شما امر مهم است، اما این شما هستید که با ایستاده‌گی، استقامت، پایداری و ایمان، مسیر حمایت دنیا را به نفع آزادی و برابری تغییر خواهید داد.»

پیشتر دو جنرال ارشد ضدطالبان سمیع سادات و خوشحال سعادت علیه طالبان اعلام جنگ کرده بودند و گفته بودند به زودی وارد معرکه خواهند شد. طالبان نگرانند که ورود اکمل امیر، بخشی از این برنامه‌ نظامیان پیشین برای مقابله با آنها باشد.

اما سوال اساسی این است که اکمل امیر توانسته است از این نبرد زنده بیرون شود یا خیر. اگر پاسخ این سوال مثبت باشد، به نظر می‌رسد یک رهبر عمده ضدطالبان شکل گرفته است و اما اگر او جانش را از دست داده باشد، ایستادگی او که به همبستگی نیروهای مخالف طالبان و افکار عمومی در افغانستان انجامیده است، باز هم کابوسی برای طالبان خواهد بود.

خطر بسته شدن سازمان ملل در افغانستان؛ آیا ملل متحد جام زهر خواهد نوشید؟

۲۱ حمل ۱۴۰۲، ۱۰:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
خطر بسته شدن سازمان ملل در افغانستان؛ آیا ملل متحد جام زهر خواهد نوشید؟
100%

سازمان ملل متحد در افغانستان با بحران کلان ارزشی مواجه شده است. آیا این سازمان به تصمیم طالبان مبنی بر ممنوعیت کار زنان در افغانستان تن خواهد داد یا دفاترش را در این کشور به‌شدت بحران‌زاده خواهد بست؟ بدون شک تصمیم‌گیری در این مورد آسان نیست.

تقریبا ۸۰۰ زن افغان و خارجی در تشکیلات سازمان ملل در افغانستان کار می‌کنند، ولی طالبان پنج روز پیش دستور داد که دیگر هیچ زن کارمند این سازمان به محل کار خود نرود.

در پی صدور دستور شفاهی هفته گذشته وزارت خارجه طالبان، سازمان ملل به استثنای شماری از کارمندان مرد یوناما، از همه کارمندان خود خواست که برای ۴۸ ساعت از خانه کار کنند. این ۴۸ ساعت اکنون تا ۲۶ روز دیگر (۱۵ ماه ثور) تمدید شده است. سازمان ملل در پی آن است که در این فرصت، از راه گفت‌وگو با طالبان به نتیجه برسد.

سازمان ملل در افغانستان تقریبا ۳۹۰۰ کارمند دارد که ۳۳۰۰ نفر آنها اهل افغانستان و ۶۰۰ نفر دیگر اعضای بین‌المللی آن هستند. این کارمندان شامل ۶۰۰ زن افغان و ۲۰۰ زن از کشورهای دیگر هستند.

شورای امنیت سازمان ملل روز پنجشنبه گذشته در جلسه اضطراری خود تصمیم طالبان را بررسی کرد. اما بخشی از این جلسه، به‌طور محرمانه برگزار شد.

هرچند نمایندگان قدرت‌های بزرگ مانند امریکا، بریتانیا، روسیه و چین خواهان لغو تصمیم طالبان شدند، اما این خواهش بر قندهار و کابل هیچ اثری نداشت.

منابع افغانستان اینترنشنال از درون این جلسه می‌گویند که یکی از سوال‌های نمایندگان قدرت‌ها از رزا اوتونبایوا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان، این بود که آیا او تا اکنون توانسته است با رهبران کلیدی طالبان در قندهار تماس بگیرد تا نگرانی‌های سازمان ملل متحد را با آنها در میان بگذارد و خواهان تغییرات در زمینه حقوق زنان شود یا نه؟ پاسخ خانم اوتونبایوا که کار او نیز در معرض خطر قرار گرفته، این بود که تا اکنون هیچ موفقیتی در راستای تامین روابط با رهبر طالبان در قندهار نداشته است.

به گفته منابع افغانستان اینترنشنال، که در این نشست حضور داشته‌اند، نمایندگان چین، روسیه و پاکستان خواستار تعامل جهان با طالبان صرف‌نظر از «هر تصمیم» آنها شده‌اند. ژانگ جون، سفیر و نماینده دایم چین در سازمان ملل متحد خطاب به اعضای شورای امنیت گفت: «ما باید با طالبان کار کنیم، صرف نظر از هر تصمیم آنها.»

در جلسه اخیر شورای امنیت سازمان ملل نمایندگان چین، روسیه و پاکستان خواهان تعامل با طالبان شد و گفت که فشار بر این گروه بی‌نتیجه است. این منابع گفتند که چین و برخی کشورها با وجود ظلم طالبان بر زنان، در درون سازمان ملل برای این گروه لابی می‌کنند.

یک منبع دیگر که به‌دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش ذکر شود، به افغانستان اینترنشنال گفت که سوال دیگر از رزا اوتونبایوا درباره خروج یوناما از افغانستان در صورت ادامه این شرایط بود.

اعضای شورای امنیت از نماینده دایم سازمان ملل متحد پرسیدند که تا نشست آتی این شورا بکوشد به این سوال پاسخ بدهد که واکنش طالبان به خروج سازمان ملل متحد از افغانستان چه خواهد بود، اما نماینده چین از طرح این موضوع به‌شدت انتقاد کرد و خواهان ادامه تعامل جهان با اداره طالبان شد، چرا که از نظر چین، نباید «افغانستان را در سطح جهان به انزوای سیاسی کشاند.»

تردیدی نیست که طالبان کل سازمان ملل و ۱۹۳ عضو این سازمان را که محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان را غیرقابل قبول می‌دانند، به چالش کشیده است. ملل متحد در افغانستان بیشتر از هر کشوری نقش دارد و عملا به حکومت موازی در کنار طالبان تبدیل شده است.

افغانستان میدان بزرگ‌ترین عملیات امدادرسانی سازمان ملل متحد در جهان است. مثلا، ۲۸ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از جمعیت تقریبا ۴۰ میلیونی این کشور نیازمند مساعدتی هستند، که در نبود حکومت خدمت‌گذار، ملل متحد فراهم کرده است. هم اکنون ۲۰ میلیون افغان با گرسنگی شدید مواجه‌اند و شش میلیون نفر در آستانه قحطی قرار دارند.

در حالی که طالبان برنامه‌ روشنی برای عرضه خدمات به مردم نیازمند ندارند، سازمان ملل متحد برای ارائه کمک های بشردوستانه به افغانستان در سال جاری میلادی، ۴.۶ میلیارد دالر درخواست کمک کرده است، هرچند تاکنون فقط ۵ درصد آن یعنی ۲۱۳ میلیون دالر تامین شده است.

بنابرین، قطع فعالیت دفاتر سازمان ملل متحد یا حداقل یوناما، که مرکز هماهنگ‌کننده این کمک‌ها است، افغانستان را در گودال تاریکی بدتر از امروز فرو خواهد برد.

با این حال دو انتخاب دیگر باقی می‌ماند: پا گذاشتن روی ارزش‌های محکم بشری و بازداشتن زنان از رفتن به سر کارشان در دفاتر سازمان ملل متحد یا هم تلاش برای تغییر نظر طالبان.

چاقوی امریکا و سازمان ملل دست طالبان را نمی‌برد

۲۰ حمل ۱۴۰۲، ۲۳:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
خالد خسرو
چاقوی امریکا و سازمان ملل دست طالبان را نمی‌برد
100%

ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل و موسسات دیگر آخرین گام طالبان برای حذف کامل زنان از بازار کار است. آنها این تصمیم را بی‌اعتنا به اعتراض‌های مقامات بلندپایه غربی و سازمان ملل گرفته‌اند. ظاهراً، تهدید امریکا به برگزاری نشست شورای امنیت در پایان ماه اپریل نیز تاثیری نداشته است.

به نظر می‌آید که فشارهای بین المللی آخرین امید مردم و دولت‌های خارجی به تغیر رفتار طالبان است. اما، این گروه حتا حاضر نشده که توضیح کوچکی در مورد این تصمیم خود بدهد. این در حالیست که طالبان نه تنها از اعطای ۴۰ میلیون دالر کمک بشری در هر هفته به افغانستان استقبال می‌کنند، بلکه از کشورهای غربی منتقد خود نیز می‌خواهند که رژیم شان را به رسمیت بشناسند.

این پول به ثبات و ارزش پول افغانی و مهار تورم کمک کرده است و دسترسی بانک‌های افغانستان به ارز خارجی را مهیا ساخته است. در کنار آن، سازمان‌های بین‌المللی با آن می‌توانند به مردم فقیر و گرسنه امداد رسانند و بخشی از شفاخانه‌ها و مراکز صحی افغانستان را تمویل کنند.

ظاهراً، نه کمک‌های بشردوستانه و بیانیه‌های اعتراضی مقامات بین‌المللی و نه تحریم‌ها و نشست‌های شورای امنیت ابزارهای فشار موثر بر طالبان بوده است. تقریباً می‌توان گفت که دیپلوماسی امتیاز و مجازات غرب به بن بست خورده است.

100%

حالا، استراتژی تغیر طالبان از طریق فشارهای غربی نیز به نتیجه‌ای نرسیده است. قبول این واقعیت به نیروهای سیاسی در داخل و خارج از افغانستان کمک می‌کند تا به راهکارها و ابتکارات دیگری فکر کنند. این به خصوص برای چهره های سیاسی در ترکیه و تاجیکستان مفید است که بخش عمده شان بارها از کشورهای خارجی خواستند که طالبان را به پای میز مذاکره بیاورند و آنان را به قبول تشکیل حکومت مشارکتی وادار سازند.

محدودیت شورای امنیت

نمایندگان روسیه و بریتانیا در سازمان ملل خبر دادند که در پایان ماه اپریل نشستی با حضور فرستاده‌های ویژه در امور افغانستان برگزار خواهد شد. یک روز پس از این که سازمان ملل اعلام کرد طالبان به طور شفاهی دستور داده است که زنان حق کار در این نهاد را ندارند، لیندا توماس گرینفیلد، سفیر امریکا در سازمان ملل آن را «نفرت‌آور» خواند و گفت که در مورد این موضوع در شورای امنیت بحث خواهد شد.

نماینده روسیه گفت که در این نشست همه از تصمیم طالبان ناراحت و شوکه شده بودند. با این حال، او از دیگر اعضای این شورا خواست که رویکردی «موثر و متوازن» را در قبال طالبان در پیش گیرند. این به معنای آن است که روسیه به رغم رد این تصمیم، خواهان افزایش فشار بر طالبان نیست.

روسیه و چین باعث شده اند که شورای امنیت نتواند رفتار طالبان را محکوم کند و قطعنامه‌های جدید صادر کند. این رویکرد دو عضو قدرتمند شورای امنیت سازمان ملل، طالبان را متقاعد ساخته است که آنها به رغم فشار غرب می‌توانند به سیاست‌های خود ادامه دهند.

طالبان به تقلید از ایران و دیگر کشورهای ضدغربی احساس می‌کنند که با اتکا به چین و روسیه می‌توانند برای خود جایی در نظام بین الملل پیدا کنند. در عین‌حال، رفتار دیگر کشورهای مهم منطقه، از ایران و ترکیه تا ازبیکستان و هندوستان نیز این دلگرمی را به طالبان داده است.

تصمیم هند برای احیای رابطه با طالبان نشان داد که دهلی و کشورهای دیگر منطقه باور دارند که طالبان احتمالاً نیروی پایداری در افغانستان خواهد بود. این تصور با توجه به ضعف نظامی و سیاسی نیروهای مسلح و سیاسی ضد طالبان تقویت شده است.

100%

بی اعتنایی به مشروعیت

طالبان با برانگیختن خشم و نارضایتی کشورهای با نفوذ غربی عملا روزنه‌های به رسمیت‌شناخته شدن را به روی خود بسته اند. این گروه دارای حکومت منزوی و منفوری است که حتا مهمترین متحدش نیز آن را به رسمیت نمی‌شناسد.

این وضعیت خطرناک می‌تواند به فروپاشی اقتصادی و سیاسی دولت طالبان منجر شود و این دستکم برای پاکستان باید مایه نگرانی باشد که سرمایه‌گذاری فراوانی بر طالبان کرده است.

به نظر می‌آید که پاکستان فعلا علاقه‌ای به مداخله در سیاست‌های داخلی طالبان ندارد و همین که حضور هند را از مرزهای آن دور نگهداشته است کافی است.

طالبان با این که به لحاظ ایدیولوژیک سازمان ملل را به رسمیت نمی‌شناسند و آن را نهادی در خدمت منافع «کفار» می‌دانند، اما، در سیاست عملی به آن نیاز دارند. این گروه از یکسو از کشورهای غربی می‌خواهد که آنان را به رسمیت بشناسند و از جانب دیگر دقیقاً رفتارهایی را انجام می‌دهد که این کشورها با آن مخالف اند.

البته، طالبان معیارهای متفاوتی برای تعامل با امریکا و اروپا دارند. آنها فکر می‌کنند که سرکوب داعش و منع رسمی کشت کوکنار برای جلب اعتماد کشورهای غربی کافی است. اما، حضور دهها گروه تروریستی خارجی و تولید بیشترین تریاک جهان در افغانستان باعث ناکامی رویکرد دیپلوماتیک طالبان شده است.

انزوا و تحریم شدید طالبان احتمالاً در کوتاه مدت نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت. با این حال، کشورهای غربی امیدوارند که بحران‌های اقتصادی و بشری در افغانستان نیروهای عملگراتر طالبان را در سال‌های آینده به سوی رابطه عادی‌تر با جهان سوق دهد.

در بازی تاج و تخت، همه از انحصارطلبی و اقتدارگرایی رهبر طالبان ناراض اند

۱۷ حمل ۱۴۰۲، ۰۴:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
جواد عزیز
در بازی تاج و تخت، همه از انحصارطلبی و اقتدارگرایی رهبر طالبان ناراض اند
100%

۲۰ ماه قبل کمتر کسی از اعضای رهبری طالبان فکر می‌کرد که رهبر غایب شان پس به قدرت رسیدن تا این حد اقتدارگرا، خودرای و بی‌توجه به انتقاد و مخالفت‌های آنان شود. ظاهراً، او هر آنچه دلش بخواهد، انجام می‌دهد و برای تحکیم قدرتش دم و دستگاه بزرگی در کندهار به وجود آورده است.

پس از کشته شدن ملا اختر منصور در سال ۲۰۱۶، اعضای ارشد شورای کویته طالبان برسر تعیین یک رهبر فاقد تجربه نظامی توافق‌ کردند که سابقه تدریس در مدرسه دینی و معاونیت کمیسیون عدلی و قضایی طالبان را داشت.

شاید آنها فکر می‌کردند که کنار زدن یا اعمال نفوذ بر رهبری که نه سابقه سیاسی-نظامی دارد و نه متعلق به قبیله‌ای قدرتمند پشتون‌ است، راحت‌تر است. اما، مولوی هبت‌الله آخندزاده خوش‌خیالی اعضای شورای کویته را به نمایش گذاشته است. او اکنون خواستار اطاعت بی قید و شرط همه است.

نارضایتی از رهبر همه‌کاره

مولوی هبت‌الله بدون مشور‌ه با دیگر چهره‌های کلیدی طالبان فرمان‌های عجیب مانند ممنوعیت آموزش و کار زنان را صادر کرده که خشم بین المللی را برانگیخته و به انزوای بیشتر طالبان منجر شده است. انتقادهای غیرمستقیم کسانی چون سراج الدین حقانی نیز در تصمیم او تغییری نیاورده است.

به نقل از منابع داخلی طالبان، نارضایتی از رهبری مولوی هبت‌الله لایه‌های مختلف دارد. او عملاً تصمیم‌های تک‌نفره می‌گیرد، در تمام سطوح مدیریتی خورد و کلان دخالت دارد و برای خود در قندهار دم و دستگاه بزرگ اداری و نظامی به وجود آورده است.

100%

او به دلخواه خود قطعات خطرناک و دارای افراد انتحاری را از کابل به قندهار فرا خوانده است؛ از وزارت مالیه و بانک مرکزی۶۰میلیارد افغانی نقد و بدون سند مطالبه کرده است. رهبر طالبان به گفته چند منبع اطلاعاتی، با برکناری هدایت الله بدری مشهور به گل آغا اسحاقزی، وزیر مالیه قبلی، مصمم به انتقال وزارت مالیه و بخشی از بانک مرکزی به قندهار است.

اکنون که سخنگویان حکومت طالبان نیز به قندهار انتقال یافته‌اند، احتمال انتقال پایتخت از کابل به قندهار را نباید از نظر دور داشت.

انتقال پایتخت به قندهار؟

‏بنا به منابع اطلاعاتی طالبان، مولوی هبت الله دلایل زیادی برای انتقال قدرت دولت از کابل به قندهار دارد. او در آنجا قدرت خود را منجسم‌تر کرده و پیام‌های یکدست به دولت‌های دیگر ارسال می‌تواند. هیئت‌های خارجی هم به خوبی آگاهند که قدرت اصلی در قندهار است و نه در کابل. از این پس، آنها وقت خود را در ملاقات‌های بی‌نتیجه در کابل ضایع نخواهند کرد.

رهبر طالبان قندهار را برای استحکام پایه‌های قدرتش مهم می‌داند. او در اتحاد با سران قبایل الکوزی (صدر ابراهیم)، اسحاق‌زی (شیخ حکیم حقانی)، علیزی (قیوم ذاکر) و کاکر (ملافاضل) می‌تواند بر تنش‌ها و چالش‌های درونی طالبان فایق آید.

تنش‌های داخلی را در عصبانیت سراج الدین حقانی و دیگر اعضای ارشد طالبان کابل‌نشین از هبت الله می‌توان دید. به نظر می‌آید که او به وزیران داخله و دفاع خود به خاطر تماس با غربی‌ها و پروراندن اندیشه کودتای سفید مظنون است. او از عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات که با امریکایی‌ها رابطه دوامدار داشته، سخت ناراض است. بعید نیست که آنها در جریان یک تصفیه داخلی، از مقام‌های شان برکنار شوند.

100%

منابع اطلاعاتی از درون طالبان می‌گویند که ملا هبت الله آخندزاده از رئیس الوزرا، معاونین و اعضای ارشد طالبان سرخورده است. زیرا، آنها نظام «اسلامی» مورد نظر او را به وجود نیاورده اند. از این میان رفیقان رهبر طالبان، شیخ حکیم حقانی، قاضی القضات طالبان و چند وزیر سالخورده دیگر اند.

نادیده گرفتن حلقه کابل‌نشین و کاهش منزلت و اقتدار سیاسی آن، بیش از هر کسی به سراج الدین حقانی آسیب زده که در ‌بازی تاج و تاخت خود را پس هبت‌الله، شایسته رهبری طالبان و افغانستان می‌داند. با نهادینه شدن اداره امور کشور در قندهار، رویای سراج الدین حقانی برای رهبری آینده کشور به یاس مبدل خواهد شد.

برای ملا هبت الله آخندزاده، انتقال قدرت سیاسی به قندهار نه تنها به معنای احیای دوره ملامحمد عمر، اولین رهبر طالبان و حتا زنده کردن خاطره تاریخی دوره احمدشاه ابدالی است بلکه به کاهش توجه و تلاش گروه‌های مخالف طالبان به تصرف کابل نیز منجر خواهد شد. یعنی، تلاش گروه‌های مخالف طالبان برای ناامن سازی ولایات اطراف کابل و تسخیر این شهر منحیث پایتخت را کم اهمیت خواهد ساخت.

امپراتوری جهادی

یک تحلیل جدی در مورد حضور گروه‌های تروریستی خارجی در افغانستان این است که رهبر طالبان به آنها به عنوان لشکر تحقق یک جهاد جهانی می‌بیند.

رهبر طالبان، همانند متحد قدیمی خود اسامه بن لادن، احساس می‌کند که پس از فایق آمدن بر چالش‌های داخلی، دامنه امارت خود را به بیرون از مرزهای افغانستان، به کمک گروه‌های تروریستی خارجی توسعه داده می‌تواند. در هر حال، این گروه‌ها مهره‌ها و ابزار نفوذ در بازی قدرت اند.

100%

به نظر می‌رسد که رهبر طالبان هر چه در توان دارد برای تحقق ‌خواب‌هایش بکار خواهد برد و در این راه گوش به کسی نمی‌دهد. کسانی که ملا هبت‌الله را از نزدیک دیده‌اند، می‌گویند که او به شدت مستبد و دارای افکار سنتی است و اصلا به تغییر و تحول جهان و تنوع قومی و فرهنگی افغانستان باور ندارد.

فعلاً، فارغ از پیشگویی آینده، مخالفت‌ها و نارضایتی داخلی طالبان در راستای تغییر ملا هبت‌الله جدی به نظر نمی‌رسد. اما، بدبختانه تصمیم‌های او و حلقه وفادارش در قندهار وضعیت سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان را بدتر خواهد کرد.