• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

'جنگ غزه نتیجه سیاست‌های رهبران تندرو و فاسد است'

ملک ستیز
ملک ستیز

پژوهشگر روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه

۲۵ میزان ۱۴۰۲، ۱۵:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

سال‌ها است که در فلسطین کار می‌کنم. نقش من حمایت از نهادهای حقوقی با تمرکز بر حقوق بشر است. از این‌رو هر سال، سه تا چهار بار به اسرائیل و فلسطین سفر می‌کنم. سفر به این سرزمین پیچیده با دشواری‌هایش از فرودگاه بن گوریون در تل‌آویو آغاز می‌شود.

من به کشورهای مختلف برای اجرای کارهایم سفر می‌کنم. شما در هیچ فرودگاهی به‌سان بن‌گوریون شرایط سخت امنیتی را نمی‌بینید. این خود نشان‌گر پیچیدگی اوضاع در منطقه است. آن‌گاه رفتن به کرانه باختری رود اردُن پیچیده‌تر می‌شود و شما نیاز دارید تا چند گذرگاه امنیتی را عبور کنید.

100%

برای درک این‌که شما در کجای این سرزمین قرار دارید، کافی است به اطرف‌تان نگاه کنید. شما به سادگی تفاوت موقعیت‌تان را درک می‌کنید. آن‌جاهای که به‌سان اروپا و امریکا نظم‌یافته و دارای زیرساختارهای معاصر بنا شده‌اند، شهرک‌نشین‌های اسرائیلی هستند. آن‌جاهایی که جاده‌های نامرتب، خانه‌های فقیر و بی‌نظمی را می‌بینید مربوط فلسطین می‌شود.

چیز دیگری که این تفاوت را برجسته می‌سازد گذرگاه‌های امنیتی است. وقتی می‌بینید که قطاری از کارگران جوان فلسطینی منتظر ورود به اسرائیل هستند به خوبی درمی‌یابید که کرانه باختری کجا است. من از سال ۲۰۱۶ به این‌سو به این سرزمین‌ها سفر می‌کنم.

هرباری که مرز اسرائیل را به سوی فلسطین می‌گذرانم، گسترش شهرک‌‌ها را مشاهده می‌کنم. شما به وضاحت می‌بینید که تراکتورها به صورت فعال مشغول ساختن خانه‌های مجلل و معاصر هستند تا صاحبان جدید اسرائیلی را مسکن دهند. گاهی شما می‌بینید که از یک شهرک به شهرک دیگر جاده ساخته‌اند و فقط شهروندان اسرائیل و وسایطی که در اسرائیل ثبت شده‌اند حق ورود در آن را دارند.

100%

تفاوت دیگری که شما می‌بینید سقف خانه‌ها است. بر سر خانه‌های فلسطینی‌ها بُشکه‌های کلان جابه‌جا شده‌اند تا آب نوشیدنی را ذخیره کنند تا مبادا زمانی آب بر روی آن‌ها قطع شود. در حالی‌که شهرک‌های اسرائیل با سیستم‌های مجهز آب‌رسانی تهیه شده‌اند.

این همه گسترش و تغییر در زیر نگاه‌های حیران و وحشت‌زده‌ باشندگان این روستاها اتفاق می‌افتد. کافی است خود را به جای آن‌ها قرار دهید و این درد عظیم را درک کنید.

نکته مهم دیگر که این منطقه را بسیار متفاوت می‌سازد ساختارهای سیاسی دو سرزمین است که به نام جمهوری اسرائیل و دولت خودگردان فلسطین نامیده می‌شوند. در اسرائیل دموکراسی حاکم است و مردم رهبران سیاسی خود را از طریق انتخابات مستقیم بر می‌گزینند. ساختار حکومت جمهوری پارلمانی است.

رئیس‌جمهور نقش نمادین دارد که توسط پارلمان تعیین می‌شود. در رأس حکومت نخست‌وزیر قرار می‌گیرد که توسط انتخابات و در نتیجه رقابت احزاب سیاسی از میان شهروندان برگزیده می‌شود. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر برحال اسرائیل، که از بیست سال به این‌سو در سمت‌های مهم سیاسی و حکومتی قرار دارد با همسرش پرونده کلان فساد اداری دارد.

او به هم‌زیستی با فلسطینی‌ها باور ندارد و فکر می‌کند که از رود اردن تا بحیره مدیترانه مال اسرائیل است. او و کابینه‌اش ضربات شدیدی بر پیکر دموکراسی اسرائیل وارد کرد. در این اواخر با تحمیل محدودیت‌ها بر استقلال سیستم محاکم ضربه شدیدی بر مردم‌سالاری و حاکمیت قانون وارد کرد که سبب نارضایتی گسترده مردم علیه حکومت شد. ادبیات نتنیاهو خشن و انعطاف‌ناپذیر است. او عشق فراوان به قدرت دارد و به ندرت به مخالفین و منتقدین خود گوش می‌دهد.

در آن سوی مرز، که حکومت خودگردان فلسطین حاکم است تصویری بهتری را نمی‌بینید. من به مردم فلسطین حرمت و هم‌دردی فراوان دارم، اما احترامی به رهبران سیاسی فلسطین ندارم. محمود عباس، که در رأس اداره خودگردان فلسطین قرار دارد، ملوث با فساد گسترده است.

کابینه آقای عباس را وزیرانی شکل می‌دهند که در نبود شفافیت شهرت دارند. حتی چهره جذاب و شخصیت برجسته یاسر عرفات بنیان‌گذار سازمان آزادی‌بخش فلسطین معروف به «فتح» را فساد اداری مغشوش کرده است و این مرض دردناک به تمرین روزانه حکومت فلسطین تبدیل شده است. فلسطین که کاملا وابسته به حمایت‌های جهانی است در گرو چنین حکومتی محصور مانده است.

از سوی دیگر، آقای عباس دچار بحران سیاسی عمیق نیز است. او در جون سال ۲۰۰۷ پارلمان فلسطین را خلع صلاحیت کرد چون حماس برنده انتخابات شده بود و اسماعیل هنیه، که امروز رهبری حماس را قطر پیش‌ می‌برد، به عنوان نخست‌وزیر فلسطین برگزیده شد.

به‌زودی میان حماس و فتح تضادها بالا گرفت و محمود عباس به عنوان رئیس اداره خودگردان فلسطین پارلمان را منحل و اسماعیل هنیه را خلع صلاحیت کرد. از این‌رو، دموکراسی در نطفه نابود شده و به جای آن حکومت تمامیت‌خواه تحت رهبری سازمان آزادی‌بخش فلسطین به‌نام اداره خودگردان فلسطین باقی ماند.

جامعه جهانی فتح را نسبت به حماس ترجیح می‌دهند و از مجبوریت با آن هم‌کاری می‌کند. این دو گروه سیاسی یعنی فتح و حماس در غزه و کرانه رود باختری اُردن حاکم هستند. تفاوت عمده میان حماس و فتح در نگاه‌شان به دولتی به‌نام جمهوری اسرائیل در هم‌جواری فلسطین است.

به باور حماس، اسرائیل باید نابود و دولتش از جغرافیای سیاسی جهان ناپدید شود. در حالی‌که فتح طرح دو دولت را در همسایگی قبول دارد و اسرائیل را به عنوان یک دولت می‌پذیرد. حماس یک گروه تندرو سیاسی و نظامی است که حاکمیت سیاسی را در غزه در دست دارد و نقش فتح را در آن به صفر رسانیده است.

این در حالی‌ است که فتح چنین سیاستی را در برابر حماس در کرانه باختری رود اردن پیاده می‌کند، اما یک عنصر مهم که هر دو را نزدیک می‌سازد، مبارزه با سیاست‌های تندروانه نتنیاهو و برنامه‌های اشغال‌گرانه حکومت دست‌راستی تحت رهبری او است.

من با دانشگاه‌ها و جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر در این حوزه کار می‌کنم. واقعیت این‌ است که دو سرزمین سزاوار رهبران و حکومت‌های بهتر هستند. تاریخ باستانی، تاریخ معاصر و امروز این سرزمین بهانه‌های گسترده برای جنگ‌ها و نابسامانی‌های اقتصادی و فرهنگی را در این سرزمین به بار آورده است، اما موجودیت رهبری سیاسی تندرو، مفسد و جنگ‌طلب این دشواری عظیم را بیش‌تر ساخته است.

رهبری سیاسی نقش مهم در ایجاد دیپلوماسی فعال بازی می‌کند، اما متاسفانه تندروی و جنگ‌طلبی جایگاه دیپلوماسی سازنده را در این منطقه به شدت آسیب رسانیده است. با تاسف، شرایط کنونی در منطقه بسیار آسیب‌پذیر است. خطر بازشدن جبهه جنگ در شمال با حزب‌الله پای دولت‌های جنگ‌طلب دیگر را به این جنگ خواهد کشانید.

حالا فرصت آن رسیده است که جهان برای حل این معضل راه‌های بهتر و آسوده‌تری را جستجو کند و این فقط و فقط در صورتی قابل دستیابی است که ما شاهد رهبران سزاوارتر برای اسراییل و فلسطین در امور دیپلوماسی داشته باشیم نه رهبران جنگجو و فرصت‌طلب.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

کشور اسرائیل چگونه ایجاد شد؟

۲۴ میزان ۱۴۰۲، ۰۸:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان

پیشینه تنش میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها به درازای تاریخ است و دو طرف در این درگیری‌ها هزاران نفر کشته داده اند. اما از زمانی که کشور مستقل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ ایجاد شد، دو طرف روز خوشی ندیده اند.

دولت اسرائیل ۷۵ سال پیش در ۱۴ می سال ۱۹۴۸ ایجاد شد تا رویاها و امیدهای دیرپای یهودیان را برآورده کند. یهودی‌ها همواره آرزو داشتند که سرزمین مستقل خود را داشته باشند و روزی هم به سرزمین آبایی خویش بازگردند که امپراتوری روم باستان از آن گرفته بود.

حاکمان امپراتوری روم که بزرگترین امپراتوری را از سوریه تا اسکاتلند در اختیار داشتند و از ۷۰۰ سال پیش از میلاد تا ۴۷۶ سال بعد از میلاد حاکمیت کردند، یهودیها را از سرزمین فلسطین رانده بودند. هرچند شمار معدودی از یهودیان در این منطقه در خاورمیانه همچنان مانده بودند، اما بیشتر آنها به سراسر جهان و بیشتر اروپا و خاور میانه آواره شده بودند.

ایجاد کشور مستقل اسرائیل تا قرن ۱۹ بیشتر در آرزوهای یهودیان بود.

اما با روی کار آمدن امپراتوری بریتانیا و تصرفاتش در سراسر جهان از خاورمیانه تا آسیا، تلاشها برای ایجاد دولت مستقل اسرائیل آنهم در سرزمین فلسطین شدت گرفت.

بریتانیا در سال ۱۹۱۷ میلادی با صدور اعلامیه تاریخی «بالفور» از آنچه حمایت لندن از ایجاد «خانه ملی برای یهودیان» در فلسطین می خواند، اعلام حمایت کرد. در شرایطی که سرزمین فلسطین جزء قلمرو و تحت کنترل امپراتوری عثمانی بود، گروه کوچکی از مردم یهود در آن زندگی می کردند و اما بیانیه بالفور به یک جنبش جهانی برای بازگشت یهودیان به فلسطین انجامید. آرتور جیمز بالفور که در سال ۱۹۱۷ وزیر خارجه بریتانیا بود، وزن بزرگی در سطح بین‌المللی قلمداد می‌شد و بیانیه او سنگ‌بنا تشکیل دولت یهود را گذاشت.

بیانیه بالفور در واقع نامه کوتاه وزیر خارجه وقت بریتانیا است که به یک رهبر یهودی سرشناس بریتانیایی نوشته بود. اما ۳۱ سال طول کشید تا این نامه در عمل محقق شود و براساس آن، اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در خاورمیانه ایجاد شود.

در این نامه ۶۷ کلمه‌ای لرد بالفور به لرد والتر روتشیلد، سیاستمدار یهودی که عضو مجلس عوام بریتانیا بود، می‌نگارد: «بریتانیا به ایجاد خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین سیاست مثبت دارد.»

اهمیت نامه از آن جهت است که سه سال بعد از آغاز جنگ جهانی اول نگاشته شد که به پایان امپراتوری عثمانی انجامید که قیومیت فلسطین را داشت و با فروپاشی عثمانی، اکنون دیگر قیومیت سرزمین فلسطین داشت به بریتانیای کبیر واگذار می شد.

با آنهم این سیاست با واکنشهای تند جهان عرب و مردم فلسطین مواجه می‌شود که بی‌نتیجه می‌ماند.

آنچه اما آرزوها و تلاشها برای تقویت جنبش صهیونیسم با محور ملی‌گرایی یهود و ایجاد و حفاظت از دولت یهودی را رمق بیشتر می‌بخشد، فاجعه هولوکاست است.

بعد از کشتار هولوکاست در جریان جنگ دوم جهانی که به قتل عام نژادی بیش از شش میلیون یهودی انجامید، اراده یهودیها و حامیان آنها به ایجاد دولت مستقل در سرزمین فلسطین شدت بیشتر هم گرفت.

سه سال بعد از پیروزی نیروهای متفقین بر آلمان نازی، دولت اسرائیل به حمایت سازمان ملل متحد در فلسطین تشکیل می شود.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۸ به تقسیم فلسطین میان دولت یهود و عرب رای داد که براساس آن، اورشلیم یا بیت‌المقدس به عنوان پایتخت تحت یک رژیم بین المللی خارج از کنترل اسرائیل یا فلسطین اداره شود. یهودها با این تصمیم ملل متحد موافقت کردند اما عربها مخالفت ورزیدند. آنها به این بیانیه عنوان نکبه را دادند که به معنای فاجعه است.

پس از آن بود که درگیریهای پراکنده و پیوسته‌ای آغاز شد و سپس حمله پنج ارتش عرب به اسرائیل رخ داد که منجر به شکست آنها و پیروزی قاطع اسرائیل شد.

اسرائیل ظرف دو سال تا رسیدن به آتش بس در سال ۱۹۴۹، تسلطش بر قلمروی فلسطین را بیشتر گسترش داد که فقط کرانه باختری در همسایگی اردن و غزه در کنار مصر باقی ماند و اورشلیم هم میان دو طرف مورد مناقشه باقی ماند. صدها هزار فلسطینی مجبور به ترک یا فرار از سرزمینهایشان شدند و اقتدار اسرائیل بر این سرزمینها بیش از پیش محکمتر شد.

استدلال فلسطینی‌ها این است که پیش از بیانیه بالفور ۹۷ درصد زمین‌ها در این سرزمین متعلق به آنها بوده و ۶۵۰ هزار عرب در این قلمرو زندگی می کردند در حالی که شمار یهودیان تنها هشتاد هزار نفر بود.

دو طرف با تلاش جامعه جهانی بارها پای میز مذاکره نشسته اند. موافقتنامه صلح اسلو در سال ۱۹۹۳ میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین بزرگترین پیشرفت در زمینه رسیدن به صلح در این سرزمین بوده است. در نتیجه این پیمان، زمینه ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطین فراهم شد با این امید که این اداره به حکومت مستقل فلسطین در کنار اسرائیل ظرف پنج سال آینده تبدیل شود. اما درگیریها و اختلافات درونی هم در اسرائیل و هم در سرزمین‌های فلسطین چنین ارتقایی را اجازه نداد.

رویارویی اسرائيل و حماس؛ حامیان دو طرف کدام کشورها هستند؟

۲۱ میزان ۱۴۰۲، ۱۸:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصور زادفر

هفت روز از آغاز درگیری حماس و اسرائيل می‌گذرد. حمله‌ «غافلگیرانه‌ای» که در پانزدهم میزان با شلیک هزاران راکت از غزه به اسرائيل آغاز شد. در هفتمین روز درگیری، گروه حماس اعلام کرد که ۱۵۰ راکت به سوی اسرائیل پرتاب کرده است.

ارتش اسرائیل هم گفته که ده‌ها محل پرتاب راکت در نوار غزه را هدف قرار داده است.

تاکنون هزار و ۳۰۰ اسرائیلی در حملات حماس کشته شده‌اند. براساس آخرین گزارش‌ها از نوار غزه، در حملات اسرائیل هزار و ۷۹۹ تن کشته شدند. یونیسف گفته ۴۴۷ از کشته‌شدگان کودکان هستند.

در روزهای گذشته، کشورهای مختلف از یکی از طرف‌های درگیر حمایت کرده‌اند و برخی‌ها هم از هر دو طرف خواسته‌اند به خشونت‌ها پایان دهند. صف طرف‌داران اسرائیل اما طولانی‌تر است.

در حالی که اسرائيل حمایت بسیاری از بازیگران مهم غربی را با خود دارد، حامیان حماس اما بیشتر عرب و خاورمیانه‌ای هستند.در گزارش زیر درباره شماری از حامیان عمده اسرائیل و فلسطین در این جنگ بخوانید:

امریکا: رئيس‌‌جمهور امریکا ساعاتی پس از حمله حماس گفت که ایالات متحده هیچ‌گاه از حمایت از اسرائیل دست نخواهد کشید. دیگر مقام‌های ارشد امریکایی هم درباره حمایت واشنگتن از اسرائيل اظهاراتی داشته‌اند.

امریکا که سالانه میلیاردها دالر به اسرائیل کمک نظامی می‌کند، پس از حمله حماس کمک‌های اضافی خود را اعلام کرد.علاوه بر این، در ششمین روز حمله حماس به اسرائيل، وزیر خارجه امریکا به این کشور رفت و بار دیگر به حمایت واشنگتن تاکید کرد.

همچنین لوید آستین، وزیر دفاع امریکا برای دیدار با رهبران ارشد دولت و مشاهده مستقیم برخی از تسلیحات و کمک‌های امنیتی کشورش به اسرائیل، وارد تل‌آویو شد.آستین دومین مقام بلندپایه امریکایی پس از آنتونی بلینکن،‌ وزیر امور خارجه است که در دو روز از اسرائیل بازدید می‌کند.

بریتانیا: بریتانیا هم حمایت خود را اسرائیل اعلام است. پیشتر ریشی سونک در گفت‌وگو با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل گفت که بریتانیا در مبارزه «تروریسم» دوشادوش اسرائیل می‌ایستد.

دفتر نخست‌وزیر بریتانیا همچنین اعلام کرد که این کشور دو کشتی و هواپیمای تجسسی نیروی دریایی سلطنتی را برای حمایت از اسرائیل و تقویت ثبات منطقه‌ای در شرق مدیترانه مستقر می‌کند.

آلمان: آلمان هم در نخستین روز حملات راکتی حماس به اسرائیل حمایت خود را این کشور اعلام کرد.اولاف شولتس، صدراعظم آلمان گفت که برلین در این حمله در کنار اسرائیل ایستاده است.

آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان نیز روز جمعه، ۲۱ میزان، به اسرائیل رفت.خانم بربوک پیش از این سفر گفت که «دوران جدیدی» برای مردم اسرائیل آغاز شده است. او همچنین درباره خطر بی‌ثبات شدن کل منطقه هشدار داد.

کانادا: جستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا روز پنجشنبه (۲۰ میزان) حمله حماس به اسرائيل را محکوم کرد.آقای ترودو گفت که کانادا از حق اسرائیل برای «دفاع از خود مطابق به قوانین بین‌المللی» حمایت می‌کند. او اما به این سوال که محاصره کامل غزه از سوی اسرائيل مطابق قوانین بین‌المللی است یا خیر، پاسخ مستقیم نداد.

گفته می‌شود دست‌کم ۳۲۰۰ شهروند کانادا در اسرائيل و بیش از ۵۰۰ تن هم در غزه و کرانه باختری گیر مانده‌اند.

آسترالیا: وزیر خارجه آسترالیا در پنجمین روز حمله حماس همبستگی کشورش با اسرائيل را اعلام کرد.پنی وانگ حمله حماس به اسرائيل را «وحشیانه و تروریستی» خواند و گفت چنین اقدامات هیچ توجیهی نمی‌تواند داشته باشد.او نیاز به حق اسرائيل برای دفاع از خود تاکید کرد و گفت که آسترالیا در کنار اسرائیل می‌ایستد.

فرانسه: رئيس‌جمهور فرانسه در همان روز نخست، حمله حماس به اسرائیل را «تروریستی» خواند و محکوم کرد.امانوئل مکرون در شبکه اجتماعی اکس نوشت که کشورش همبستگی خود را با اسرائيل و اسرائیلی‌ها اعلام می‌کند و تامین امنیت و دفاع از خود حق این کشور است.

فرانسه همچنین روز پنجشنبه (۲۰ میزان) معترضانی را که به حمایت از فلسطین به خیابان آمده بودند، با شلیک گاز اشک‌آور سرکوب و متفرق کرد.

فرانسه برگزاری هرگونه تجمع به طرفداری از فلسطین را ممنوع کرده، در حالی که هیچ محدودیتی برای تجمعات حامیان اسرائیل وضع نشده است.

ایتالیا: نخست‌وزیر ایتالیا نیز روز دوشنبه (۱۷ میزان) در بیانیه‌ای مشترک با رهبران امریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه حماس به اسرائیل را محکوم کرد و «حمایت استوار و یکپارچه» با شرکایش از اسرائیل را اعلام کرد.

در این بیانیه‌ آمده است که حملات حماس به اسرائيل هیچ‌گونه توجیه و مشروعیتی ندارد و باید در سطح جهانی محکوم شود.

جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا همچنین سه روز پس از حمله حماس، با اعضای جامعه یهودی در کنیسه‌ای در روم دیدار کرد. او گفت: «من اینجا هستم تا بگویم ما از شهروندان خود در برابر هرگونه یهودستیزی دفاع می‌کنیم.»

اوکراین: در حالی که اوکراین خودش با تهاجم روسیه دست‌وپنجه نرم می‌کند، از کشورهای جهان خواسته که همبستگی‌ خود را با اسرائیل اعلام کنند.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین حملات حماس به اسرائيل را «تروریستی» خواند و گفت که اسرائيل حق دارد «درست مثل اوکراین» از خودش دفاع کند.

نشریه فارن پالیسی نوشته است که موضع‌گیری آقای زلنسکی کام فلسطینی‌ها را تلخ کرد، زیرا «تقریبا نیمی از آن‌ها از اوکراین در برابر روسیه حمایت کردند.»

هانی المصری، رئیس مرکز تحقیقات سیاسی و مطالعات استراتژیک فلسطین اظهارات ولودیمیر زلنسکی را ناشی از «استندردهای دوگانه» خواند و گفت: « فلسطین تحت اشغال است، شما نمی‌توانید از اشغال یک کشور دیگر حمایت کنید.» اشاره او به این بود که سرزمین‌های خود اوکراین تحت اشغال روسیه‌اند.

هند: دهلی نو هم در قطار حامیان اسرائيل ایستاده است. نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند تنها ساعاتی پس از حمله راکتی حماس به اسرائیل، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «از شنیدن خبر حملات تروریستی به اسرائیل عمیقاً شوکه شده‌ام. نگرانی و دعاهای ما با قربانیان بی‌گناه و خانواده‌های آنها است. ما در این ساعت سخت با اسرائیل همبستگی می‌کنیم.»

اتحادیه اروپا نیز حمله حماس را محکوم کرده و گفته است که اسرائیل حق دفاع از خود را دارد.

ایران: وقتی حرف از حامیان حماس می‌شود، از یکی از نخستین کشورهایی که نام گرفته می‌شود، جمهوری اسلامی ایران است.

جمهوری اسلامی که از حامیان حماس است و ارتباط نزدیکی با این گروه دارد، نقش داشتن خود در حمله اخیر علیه اسرائيل را تکذیب کرده است. امریکا هم گفته که شواهدی که دال بر ادعای دست داشتن ایران در این حمله باشد، در اختیار ندارد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی چهار روز پس از حمله حماس در یک دانشگاه نظامی در تهران گفت: «ما از فلسطین دفاع می‌کنیم. پیشانی و بازوی طراحان مدبر و هوشمند و جوانان فلسطین را می‌بوسیم، اما ‏این کار، کار خود فلسطینی‌ها است.»

در روزهای گذشته، مقامات ارشد جمهوری اسلامی از حملات حماس علیه اسرائیل ستایش کرده‌اند.

همچنین، وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز پنجشنبه (۲۰ میزان) در سفری به لبنان گفت که اگر حملات اسرائیل به غزه ادامه یابد، امکان باز شدن جبهه‌های دیگری «از جریان‌های مقاومت» وجود دارد. او بار دیگر به حمایت کشورش از فلسطین تاکید کرد.

فرانسه تقدیر ایران از حمله حماس به اسرائيل را «غیر قابل قبول» خوانده است.

لبنان: وزارت خارجه لبان حمله حماس به اسرائیل را نتیحه «اشغال سرزمین‌های فلسطینی» توسط اسرائيل خوانده و گفته راه حل ایجاد یک کشور فلسطین مستقل است.

حزب‌الله لبان که از بازیگران مهم در این کشور است، همبستگی خود را با حماس در این حمله اعلام کرده است. در روزهای گذشته، بین اسرائيل و حزب‌الله در جنوب این کشور تبادل آتش نیز صورت گرفت که در نتیجه سه عضو خزب‌الله کشته شدند.

حزب‌الله اعلام کرد که به حمایت حماس علیه اسرائیل حمله کرده است.

قطر: قطر در واکنش به حمله حماس، اسرائیل را «تنها مسئول» تشدید تنش‌ها به دلیل «نقض مداوم حقوق مردم فلسطین و تجاوزات مکرر به مسجدالاقصی» خوانده است.

وزارت خارجه این کشور گفت که حمایت دوحه از آرمان و حقوق مردم فلسطین از جمله برای داشتن یک دولت مستقل، «تزلزل‌ناپذیر» است.

دفتر سیاسی حماس در دوحه است و شماری از رهبر ارشد این گروه در قطر به سر می‌برند.

ترکیه: ترکیه اخیراً روابط خود را با اسرائيل گسترش داده، اما این کشور از حامیان با سابقه فلسطین نیز است. در واکنش به حمله اخیر حماس، ترکیه تلفات غیرنظامیان را محکوم کرد و گفت برای کاهش تنش آماده میانجی‌گری است.

ترکیه تاکید کرده است که بدون تشکیل «کشور مستقل فلسطین» صلح به منطقه باز نخواهد گشت.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه خواهان خویشتن‌داری طرف‌های درگیر شد و از فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها خواست که از اعمال خصمانه‌ای که منجر به وخیم‌تر شدن اوضاع شود، اجتناب کنند.

رئیس‌جمهور ترکیه همچنین از عملیات نظامی اسرائیل در غزه انتقاد کرد و آن را «قتل عام» خواند

عراق: حکومت عراق حملات حماس به اسرائيل را «نتیجه طبیعی اشغالگری، ظلم و ستم سازمان‌یافته» اسرائیل دانسته است. وزارت خارجه عراق گفت که اسرائيل هیچ وقت به قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های ملل متحد پایبند نبوده است. عراق ضمن این‌که خواستار دخالت جامعه جهانی برای حل مسئله شده، گفته که در کنار مردم فلسطین برای دفاع از حقوق مشروع آنها می‌ایستد.

برخی اعضای گروه‌های طرفدار جمهوری اسلامی هم در عراق هشدار داده‌اند که در صورت دخالت مستقیم امریکا در این جنگ، آنها نیز دخالت خواهند کرد.

سوریه: وزارت خارجه سوریه در واکنش به حمله حماس به اسرائیل، آن را «دستاورد افتخارآمیز» برای فلسطینی‌ها دانست و گفت مردم فلسطین با این حمله «خط جدیدی در مسیر دستیابی به حقوق مسلم» خود ترسیم کردند.

وزارت خارجه سوریه در بیانیه‌ای نوشت که این کشور اقدامات «وحشیانه و اشغالگرانه» اسرائيل علیه فلسطین را محکوم می‌‌کند. بیانیه افزوده که مقاومت مردم فلسطین نمایانگر شایستگی و حق آنها به داشتن یک دولت مستقل است.

مصر: حکومت مصر نسبت به تشدید تنش‌ها بین اسرائيل و حماس هشدار داد. وزارت خارجه این کشور خواستار «خویشتن‌داری» طرف‌ها شد و بر پرهیز از کشتار غیرنظامیان تاکید کرد. مصر همچنین از حملات و اقدامات تحریک‌آمیز علیه مردم فلسطین را متوقف کند و به قوانین بین‌المللی پایبند بماند.

عربستان سعودی: وازرت خارجه عربستان سعودی در بیانیه‌ای در واکنش به حمله حماس به اسرائیل، خواستار خویشتن‌داری طرف‌ها و حفاظت از غیرنظامیان شد. عربستان سعودی گفته بارها درباره خطرات ادامه اشغال، محرومیت مردم فلسطین از حقوق‌شان و تحریکات سازمان‌یافته اسرائیل علیه مقدسات آن‌ها، هشدار داده بود.

سه روز پس از حمله حماس به اسرائیل، ولیعهد عربستان سعودی در گفت‌وگوی تلفنی با رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، گفت که کشورش در کنار مردم فلسطین «برای پیگیری حقوق مشروع‌» آنها می‌ایستد.

روسیه: مسکو می‌گوید که راه‌حل پایان درگیری حماس و اسرائيل، تنها تشکیل «کشور مستقل فلسطین» است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه همچنین گفت که بدتر شدن مناقشه فلسطین و اسرائیل نتیجه شکست سیاست امریکا است.

رئيس‌جمهور روسیه در تازه‌ترین اظهارات خود همچنین گفته که حمله زمینی اسرائیل به نوار غزه منجر به کشتار غیرقابل قبول غیرنظامیان می‌شود.

ولادیمیر پوتین همچنین از به‌کارگیری سلاح‌های سنگین جنگی در مناطق مسکونی انتقاد کرد.

چین: چین نیز از محکوم کردن حمله حماس به اسرائیل خودداری کرد، اما از طرف‌های درگیر خواست که به خشونت‌ها پایان دهند. بیجینگ خواستار ازسرگیری گفت‌وگوهای صلح بین اسرائيل و فلسطین شده و گفته که راه‌حل تنها در تشکیل دولت مستقل فلسطین نهفته است.

محمد ضیف؛ طراح اصلی حمله به اسرائیل کیست؟

۲۱ میزان ۱۴۰۲، ۰۷:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقش یک فرمانده پشت پرده حماس در حمله به اسرائیل پرداخته و از او به عنوان مسوول اصلی حمله روز پانزده میزان به اسرائیل یاد کرده است.

اسرائیل حمله ویرانگر حماس در روز ۱۵ میزان را «۱۱ سپتامبر» این کشور خوانده است. حمله‌ای که مغز متفکر و مخفی پشت آن به گفته برخی منابع، یک مبارز فلسطینی و نیروی تحت تعقیب حماس به نام «محمد الضیف» (ضیف) است.

ضیف روز شنبه در حالی‌ که هزاران راکت از نوار غزه به‌سوی اسرائیل پرتاب می‌شد، در یک نوار صوتی این عملیات را «سیل‌الاقصی» نامید.

استفاده از چنین عبارتی از سوی ضیف، نشان‌ می‌دهد که این حمله پاسخ به حملات اسرائیل به مسجد‌الاقصی در اورشلیم است.

بر اساس گزارش رویترز، یک منبع آگاه نزدیک به حماس گفت که ضیف در ماه می ‌۲۰۲۱ و پس از یورش اسرائیل به سومین مکان مقدس مسلمانان، شروع به برنامه‌ریزی برای عملیاتی کرد که اکنون منجر به کشته و زخمی شدن هزاران نفر شده است.

این منبع به رویترز گفت تصاویر یورش اسرائیل به مسجد‌الاقصی در ماه رمضان، ضرب و جرح نمازگزاران، حمله به آن‌ها و بیرون کشیدن افراد مسن و جوان از مسجد، «خشم مسلمانان را برانگیخت و شعله‌ور کرد».

هجوم به محوطه مسجدی که برای مدت‌‌ها محل درگیری بر سر مسایل مربوط به حاکمیت و مذهب در اورشلیم بوده است، به آغاز جنگ ۱۱ روزه بین اسرائیل و حماس در سال ۲۰۲۱ کمک کرد.

حمله اخیر حماس بزرگ‌ترین ضعف دفاعی اسرائیل از زمان درگیری اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ به شمار می‌رود. این حمله، اسرائیل را به اعلان جنگ و انجام حملات هوایی تلافی‌جویانه سوق داد که تاکنون منجر به کشته و زخمی شدن هزاران نفر از فلسطینیان در نوار غزه شده است.

اسرائیل همچنین روز ۱۹ میزان اعلام کرد حداقل هزار مرد مسلح را که از غزه وارد خاک اسرائیل شده بودند، کشته است.

به گزارش رویترز، ضیف تاکنون از هفت سوءقصد اسرائیل نجات یافته که آخرین مورد آن در سال ۲۰۲۱ بوده است.

ضیف به ندرت صحبت می‌کند و هرگز در انظار عمومی ظاهر نمی‌شود. بنابراین وقتی شبکه تلویزیونی حماس از سخنرانی او در روز شنبه خبر داد، فلسطینی‌ها متوجه شدند اتفاق مهمی در حال وقوع است.

ضیف در نوار ضبط شده گفت: «امروز خشم‌الاقصی، خشم مردم و ملت ما در حال انفجار است. مجاهدین (مبارزان) ما! امروز روز شماست تا به این جنایتکار [اسرائیل] بفهمانید زمانش به پایان رسیده است.»

بر اساس گزارش رویترز، تنها سه تصویر از ضیف وجود دارد؛ یکی در ۲۰ سالگی، دیگری با نقاب و سومی تصویری از سایه او که هنگام پخش نوار صوتی استفاده شده است.

از محل اختفای ضیف هم اطلاعی در دست نیست؛ اگرچه او به احتمال زیاد در غزه، در پیچ و خم تونل‌های زیرزمینی مخفی شده است.

یک منبع امنیتی اسرائیل به رویترز گفت ضیف به‌طور مستقیم در برنامه‌ریزی و جنبه‌های عملیاتی این حمله دست داشت.

منابع فلسطینی نیز گفتند یکی از خانه‌هایی که اسرائیل در غزه هدف حملات هوایی قرار داد، متعلق به پدر ضیف بوده که منجر به کشته شدن برادر و دو عضو دیگر خانواده او شده است.

دو مغز متفکر حمله، یک استاد

یک منبع نزدیک به حماس گفت که تصمیم برای حمله اخیر به اسرائیل، به‌طور مشترک از سوی ضیف به‌عنوان فرمانده گردان‌های القسام حماس و یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه گرفته شد اما «معمار این حمله»، شخص ضیف بود.

این منبع در ادامه به رویترز گفت که پنهان‌کاری برای این عملیات به حدی بود که ایران به‌عنوان دشمن قسم‌خورده اسرائیل و منبع مهم مالی، آموزشی و تسلیحاتی حماس، اطلاعاتی کلی از آن داشت.

به گفته او، جمهوری اسلامی تنها می‌دانست این گروه در حال برنامه‌ریزی برای یک عملیات بزرگ است ولی از زمان و جزییاتش خبر نداشت.

در هیچ یک از اتاق‌های عملیات مشترکی که حماس، رهبری فلسطین، شبه‌‌نظامیان تحت حمایت جمهوری اسلامی، حزب‌الله لبنان و ایران حضور داشتند، بحثی درباره این حمله نشد؛ چرا که به گفته این منبع، «دایره افراد مطلع از جزییات حمله، بسیار کوچک بود».

موضوعی که تلویحا از سوی علی خامنه‌‌ای نیز در روز ۱۸ میزان تایید شد و او گفت تهران در حمله به اسرائیل دخالتی نداشته است.

به گزارش رویترز، واشینگتن اعتقاد دارد تهران در این حمله نقش داشته است؛ با این‌حال هنوز به هیچ اطلاعات یا مدرکی دال بر مشارکت مستقیم جمهوری اسلامی دست نیافته است.

رویترز در ادامه، عملیات طراحی شده از سوی ضیف را شامل تلاش طولانی‌مدت برای فریب اسرائیل خواند.

اسرائیل به این باور رسیده بود که حماس علاقه‌ای به راه‌اندازی درگیری جدید ندارد و در عوض، بر توسعه اقتصادی در غزه تمرکز کرده است.

یک منبع نزدیک به حماس گفت در حالی که اسرائیل شروع به ارائه مشوق‌های اقتصادی به کارگران غزه می‌کرد، جنگجویان ما اغلب مقابل چشمان ارتش اسرائیل آموزش می‌دیدند و تمرین می‌کردند.

علی برکه، مسوول روابط خارجی حماس گفت: «ما از دو سال پیش برای این نبرد آماده می‌شدیم.»

ضیف اما در نوار صوتی خود با صدایی آرام گفت که حماس بارها به اسرائیل هشدار داده تا از جنایت علیه فلسطینی‌ها دست بردارد، زندانیانی را که به گفته او مورد آزار و شکنجه قرار گرفته‌اند آزاد کند و مانع مالکیت فلسطینی‌ها بر سرزمین‌شان نشود.

ضیف در این فایل صوتی گفت: «رژیم اشغالی هر روز به روستاها و شهرهای ما در کرانه باختری یورش می‌برد، به خانه‌ها حمله می‌کند، می‌کشد، مجروح، ویران و بازداشت می‌کند. در عین حال، هزاران جریب از زمین‌های ما را مصادره می‌کند.»

به گفته او، اسرائیل فلسطینی‌ها را «از خانه‌هایشان بیرون می‌کند» تا برای خودش شهرک‌سازی کند؛ در حالی‌که «محاصره جنایتکارانه در غزه» ادامه دارد.

رهبری همیشه در سایه

ناآرامی‌های کرانه باختری از یک سال پیش آغاز شد.

این منطقه از سال ۱۹۶۷ که به دست اسرائیلی‌ها تصرف شد تاکنون مرکز درگیری اسرائیل و فلسطین است.

ضیف در نوار صوتی‌اش گفت که حماس از جامعه بین‌المللی خواسته به «جنایت اشغال» پایان دهد اما در مقابل اسرائیل اقدامات تحریک‌آمیزش را افزایش داده است.

او همچنین گفت که حماس در گذشته خواهان توافقی بشردوستانه برای آزادی اسرای فلسطینی شده ولی این درخواست از سوی اسرائیل رد شده است.

ضیف مدعی شد اسرائیل مشغول «عیاشی، اشغالگری، انکار قوانین و قطعنامه‌های بین‌‌المللی» زیر سایه حمایت آمریکا و غرب و سکوت جامعه جهانی بوده و برای همین آن‌ها تصمیم گرفتند خودشان به همه این‌ها پایان دهند.

ضیف با نام اصلی «محمد مصری» در سال ۱۹۶۵ در اردوگاه آوارگان خان یونس به دنیا آمد؛ اردوگاهی که پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ ایجاد شد.

او پس از پیوستن به حماس در جریان انتفاضه اول یا قیام فلسطینی‌‌ها در سال ۱۹۸۷، به محمد ضیف معروف شد.

یک منبع آگاه در حماس گفت که ضیف سال ۱۹۸۹ از سوی اسرائیل دستگیر و برای حدود ۱۶ ماه زندانی شد.

ضیف مدرک «علوم» را از دانشگاه اسلامی غزه گرفت و به تحصیل در رشته‌های فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی پرداخت.

او به هنر علاقه داشت؛ برای همین ریاست کمیته سرگرمی دانشگاه را بر عهده گرفت و در یک نمایش کمدی هم ایفای نقش کرد.

ضیف صفوف جنگجویان حماس، شبکه تونل‌ها و دانش ساخت بمب این گروه را توسعه داد و مسوول کشته شدن ده‌ها اسرائیلی در بمب‌گذاری‌های انتحاری است. برای همین هم طی دهه‌‌های گذشته نامش همواره در صدر فهرست افراد تحت تعقیب اسرائیل قرار داشته است.

«ماندن در سایه» برای او یک امر حیاتی است. منابع حماس گفتند که ضیف در یکی از تلاش‌‌های اسرائیل برای ترور، یک چشم خود را از دست داده و از ناحیه یک پا هم آسیب جدی دیده است.

همسر، دختر سه ساله و پسر هفت ماهه او نیز سال ۲۰۱۴ در جریان یکی از حمله‌های هوایی اسرائیل کشته شدند.

بقای ضیف در حین اداره شاخه مسلح حماس باعث شده تا از او به‌عنوان یک قهرمان مردمی فلسطین یاد شود. در فایل‌های ویدیویی پخش شده، او نقاب زده یا فقط سایه‌ای از او دیده می‌شود.

رویترز به نقل از منبعی نزدیک به حماس نوشت که او از فن‌آوری‌های دیجیتال و مدرن مانند تلفن‌های هوشمند استفاده نمی‌کند.

به گفته او، محمد ضیف همیشه در حال فرار است:‌ «او مردی در سایه است.»

ضعف مدیریت طالبان عملیات نجات و رسیدگی به زلزله‌زدگان هرات را دشوار کرده است

۱۹ میزان ۱۴۰۲، ۰۱:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
عبدالله راستین

اگر فاجعه‌ای به بزرگی زلزله هرات در کشوری دیگر به وقوع می‌پیوست، آیا بازهم به همین شکل که طالبان با آن برخورد کرده است، مدیریت می‌شد؟


اگر این زمین‌لرزه در کشوری دیگر رخ می‌‌داد، احتمالاً نخستین اقدام بسیج تمام منابع فنی و انسانی برای مهار بحران و رسیدگی به آسیب‌دیدگان بود. اما، طالبان مانند موارد مهمی دیگر، با واکنشی آرام و خونسردانه فاجعه‌ای به این بزرگی را جدی نگرفته‌ و با آن برخورد عادی کرده است.
فقدان مشروعیت طالبان تاثیر منفی بر عملیات امداد و نجات زلزله‌زدگان هرات گذاشته است. این موضوع سبب شد که جهان و سازمان‌های امدادرسان آن طور که انتظار می‌رفت، به موقع به زلزله هرات توجه نشان ندهند.
طالبان هرچند در اوایل مناطق زلزله‌زده را با چرخبال رصد کرد و به انتقال کشته‌ها و زخمی‌ها کمک کرد، ولی در کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌دیده و انجام عملیات نجات کسانی که در زیر آوار گیر مانده اند، توفیق لازم را نداشته است.
این موضوع حتا به صورت کنایه‌آمیزدرفضای مجازی بازتاب گسترده یافت و برخی از کاربران فضای مجازی با مقایسه زلزله هرات و پکتیا در سال گذشته، این پرسش را مطرح کردند که آیا طالبان با این دو ولایت برخورد دوگانه نداشته است؟

100%

ظاهراً، طالبان دو روز پس از وقوع زلزله به ابعاد اصلی فاجعه پی‌برد و با تخصیص صد میلیون افغانی به زلزله‌زدگان و فرستادن معاون اقتصادی ریاست الوزرا به ساحه تلاش کرد بار انتقادها را کاهش دهد.

طالبان تا حال که پنج روز از وقوع زلزله می‌گذرد، هیچ آمار دقیق و درستی از کشته‌ها و زخمی‌ها اعلام نکرده و در یک مورد اعتراف کرد که آمارش نادرست بود. در عین حال، این گروه آمار تخمینی از حجم خسارات وارده ارائه نکرده و اطلاع‌رسانی درست درباره نیازهای زلزله‌زدگان نداشته است.

باز شدن کانال‌های کمک مردمی و شتاب بخشیدن به جریان عملیات نجات، هرج‌و‌مرج و آشفتگی در مناطق زلزله زده به وجود آورده است. طالبان عملاً مدیریت بحران را به گروه‌های مردمی واگذار کرد که به طور رضا کارانه و بدون داشتن تجربه در مورد عملیات نجات و کمک به آسیب دیدگان، به مناطق زلزله‌زده سرازیر شده اند.

زلزله این هفته، بیشترین تلفات و خسارات را در ولسوالی زنده‌جان به بار آورد که مرکز این زمین‌لرزه مرگبار بود. ولی، مناطق دیگر مثل کشک و غوریان نیز خسارات زیادی از این زلزله دیدند که در رسانه‌ها بازتاب نیافته است.

نکته‌ای بسیار مهم، ایجاد هماهنگی میان گروه‌ها و نهادهای کمک‌کننده برای تشخیص و تامین نیازهای افراد و خانواده‌های آسیب دیده است. متاسفانه، در بحران زلزله هرات این ناهماهنگی بیشتر به چشم می‌خورد.

گروه‌ها و نهادهای مردمی بدون آن که ارزیابی دقیق از نیازهای زلزله‌زدگان داشته باشند، به صورت مستقلانه کمک هایی را به مناطق زلزله‌زده ارسال کرده‌اند که دیگر نیازی به آن نیست و نیازمندی‌های جدید به وجود آمده است. چنانچه، انبوهی از بسته‌های غذایی و آب دست‌نخورده مانده است، ولی چادر و وسایل گرمایشی به حد نیاز وجود ندارد.

از جانب دیگر، ضعف در اطلاع‌رسانی و ارائه تصویر شفاف و دقیق از فاجعه زلزله هرات سبب تاخیر کمک‌های کشورها و نهادهای جهانی به‌زلزله زدگان شده است.

ایران و ترکیه از نخستین کشورهای بودند که در روزهای سوم و چهارم پس از وقوع حادثه کمک‌های خود را برای نجات جان گیرماندگان در زیر آوار به هرات فرستادند، در حالی که اگر این کمک ها زودتر از این ارسال می‌شد شاید آمار جان باختگان این قدر بلند نمی‌بود.

100%

زلزله هرات نشان داد که افغانستان برای مقابله با حوادث طبیعی و رسیدگی به آسیب‌دیدگان آماده نیست. امکانات ابتدایی و محدود نجات و بودجه اندک نهادهای رسمی کمک‌رسانی، نتوانست که جان افراد بیشتری را در زلزله هرات نجات دهد.

در عین حال، افغانستان به علت انزوای طالبان پذیرای تیم‌های نجات از کشورهای دیگر نبود تا کمبود وسایل، تخصص و منابع لازم داخلی برای نجات و امداد جبران می‌شد.

اخراج مهاجران افغان‌ از پاکستان، فشاری برای اصلاح طالبان است

۱۷ میزان ۱۴۰۲، ۰۱:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
خالد خسرو

اخراج صدها هزار مهاجر افغان از پاکستان یک بحران انسانی بزرگ برای افغانستان است، مهاجرانی که هزینه فشار اسلام‌آباد بر طالبان را می‌دهند. حمایت طالبان افغان از طالبان پاکستانی پیامدهای خطرناک امنیتی و سیاسی برای پاکستان دارد.

این حمایت نه تنها اعتبار ارتش پاکستان به عنوان حافظ امنیت مردم را زیر سوال می‌برد، بلکه در بلندمدت پاکستان را به عنوان یک دولت شکننده و حتا ناکام نشان می‌دهد که این مایه سرافگندگی برای جنرالان ارتش است.

در حالیکه هند، رقیب پاکستان، روز تا روز به یک قدرت اقتصادی و سیاسی درمنطقه و جهان تبدیل می‌شود، پاکستان، مانند دولت‌های ناکامی چون افغانستان، حتا قادر نیست از پس شبه‌نظامیان دربیاید.

دردسر تی‌تی‌پی

آصف درانی، نماینده پاکستان در امور افغانستان، روز ۱۳ میزان در مرکز مطالعات استراتژیک اسلام آباد گفت که بازگشت طالبان افغان به قدرت، کمکی به کاهش ناامنی در پاکستان نکرده است، برعکس حملات شبه‌نظامیان را افزایش داده است.

پاکستان همواره هند و افغانستان را متهم به حمایت از شبه‌نظامیان و جدایی‌طلبان اسلامگرا و بلوچ کرده است. پاکستان با سرنگون کردن دولت نزدیک به هند در افغانستان، تلاش کرد آسیب‌پذیری امنیتی در مرزهای شمال‌غربی خود را رفع کند. اما، اکنون پاکستان می‌بیند که حتا نیروی تحت‌حمایت آن نیز نتوانسته نگرانی‌های امنیتی‌اش را رفع کند.

طالبان افغان با خودداری از اقدام علیه تی‌تی‌پی نگرانی‌ها و اضطراب‌های امنیتی پاکستان را نادیده یا دستکم گرفته است. این گروه به ماموریت اصلی خود که عبارت از امن کردن مرزهای شمال‌غربی پاکستان است، عمل نکرده است. برعکس، منافع امنیتی و گروهی خود را بر منافع و نگرانی‌های پاکستان ترجیح داده است.

طالبان افغان مایل نیست که جنگجویان تحریک طالبان پاکستان را از افغانستان بیرون کند. حتا، بنا به ادعای مقامات پاکستانی، شماری از جنگجویان این گروه در حملات تی‌تی‌پی بر نیروهای امنیتی پاکستان سهم داشته است. طالبان افغان اشتراکات و اخوت ایدیولوژیک مذهبی و قومی با طالبان پاکستانی دارند. بنا به تجربه گذشته، طالبان به رغم فشار قدرت‌های خارجی و منطقه‌ای، از گروه‌های شبه‌نظامی اسلامگرای متحد خود حمایت کرده است.

فشار بر طالبان پاکستانی می‌تواند تنش را در داخل طالبان افغان افزایش دهد و احتمالا رهبری این گروه به خیانت به آرمان‌های مذهبی فرامرزی متهم خواهد شد. در نتیجه، بعید نیست که بخش‌هایی از طالبان ناراض شده و به سوی دیگر گروه‌ها چون داعش کشیده شوند.

100%

اعتبار ارتش پاکستان

از منظر استراتژیست‌های پاکستانی، با بازگشت طالبان به قدرت ظاهراً پروژه سقوط دولت ناسیونالیست پشتون نزدیک به هند در افغانستان تکمیل شده است. اما، این موفقیت یک ضعف بزرگ دارد: طالبان یک دولت شکست خورده و ناتوانی را به ارث برده که به اعتراف مقامات پاکستانی، توان کنترول سرحدات و قلمرو افغانستان را ندارد.

مقامات پاکستانی از جمله نخست‌وزیر، اذعان کرده‌اند که طالبان یک ساختار منسجم و سلسله‌مراتب محکم ندارد، بلکه متشکل از گروه‌های مختلف با منافعی متضاد است.

طالبان صاحب یک دولت بحران‌زده، شکننده و منزوی است که بر جمعیتی ناراض، مضطرب، فقیر و محتاج کمک‌ سازمان‌های خیریه حکفرمایی دارد. با این حال، پاکستان به رغم درک بحران‌های عمیق دولت طالبان، با اخراج مهاجران و محدودیت‌های بازرگانی فشار را تا سرحد یک بحران جدید بر طالبان بالا برده است تا مگر تهدید تی‌تی‌پی را مهار و ضعیف کند.

100%

اخراج یک میلیون مهاجر حتا برای دولت‌های پیشرفته غربی مانند آلمان نیز یک بحران انسانی غیرقابل مدیریت است. اسلام‌آباد حاضر شده است که با سیاست ترساندن و رفتن تا مرز پرتگاه، طالبان را متوجه ماموریت اصلی آن، یعنی پاسداری از سرحدات پاکستان کند.

سیاستمداران و تحلیلگران افغان تنش‌ها میان طالبان و اسلام‌آباد را دستکم می‌گیرند یا ساختگی می‌پندارند. اما، واقعیت این است که قدرتمند شدن طالبان پاکستانی زنگ هشداری برای ارتش پاکستان است که تسلط آهنین و بی‌چون و چرای خود بر اقتصاد، سیاست و جامعه را با وعده محافظت از دولت پاکستان در برابر دشمنان خارجی و داخلی توجیه و حفظ کرده است.

ارتش پاکستان ادعا کرده است که هند از تی‌تی‌پی برای تضعیف دولت پاکستان حمایت می‌کند. البته، این یک شگرد برای منحرف کردن افکارعامه از ناتوانی ارتش در حفظ امنیت این کشور است و نمی‌خواهد بپذیرد که حمایت ابزاری از گروه‌های اسلامگرای ضد دولت هند و افغانستان، پیامدهای خطرناک برای پاکستان نیز داشته است.

اگر نقش پناهگاه‌های پاکستان در رشد طالبان افغان را در نظر بگیریم، مماشات طالبان افغان و پناهگاه‌ها در افغانستان می‌تواند تی‌تی‌پی را به تهدیدی برای پاکستان تبدیل کند. برای ارتش این سناریوی خطرناکی است.

مهار نشدن تهدید طالبان پاکستانی، اعتبار ارتش به عنوان یک سازمان باکفایت امنیتی و سیاسی را زیر سوال می‌برد و نارضایتی از جنرالان را در جامعه پاکستان افزایش می‌بخشد.

اکنون مشخص نیست که ارتش پاکستان تا کجا بازی با بحران اخراج پناهجویان را برای تهدید و اصلاح طالبان پیش می‌برد و طالبان تا کجا به این فشارها بی‌اعتنایی می‌کند و حتا از آن برای تحریک احساسات ریشه‌دار ضدپاکستانی در میان پشتون‌ها استفاده می‌کند.

این نکته هم مهم است که طالبان به شکل دردناکی می‌آموزد که چقدر ابزارهایش محدود و در برابر قدرت‌های منطقه آسیب‌پذیر است. البته، طالبان نمی‌خواهد نشان دهد که از تصمیم اخراج مهاجران از پاکستان سراسیمه شده است. اما، این نکته را نیز متوجه شده که کشورهای قدرتمند منطقه به رغم اجماع نظر برسر پذیرش واقعیتی به نام طالبان، در صورت ایجاب منافع، از ایجاد بحران در افغانستان و تضعیف طالبان دریغ نمی‌کنند.