• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چگونه خاورمیانه در حال تبدیل شدن به قلب تپنده هوش مصنوعی در جهان است

۲۸ ثور ۱۴۰۳، ۰۳:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

واشنگتن‌پست در گزارشی جامع، نگاهی دقیق به روابط گسترده و پیچیده میان کشورهای خاورمیانه و غول‌های فناوری در حوزه هوش مصنوعی انداخته‌است. بر اساس این گزارش این پدیده، تحولی عظیم در صنعت فناوری و موازنه قدرت ژئوپلیتیک رقم خواهد‌ زد.

بر اساس این گزارش دولت بایدن با میانجی‌گری در روابط صنعت فناوری ایالات متحده با خاورمیانه، از این منطقه به عنوان سپری در برابر نفوذ چین استفاده می‌کند. در همین راستا، واشنگتن به شکل‌گیری نسلی از بنیانگذاران کمک می‌کند که به صورت آرام و بی‌سروصدا از سرمایه‌های کلان کشورهای حوزه خلیج فارس بهره می‌برند.

اندرو فلدمن، کارآفرین حوزه هوش مصنوعی، نمونه بارزی از این گرایش جدید است. او که تا دو سال پیش حتی از موقعیت مکانی ابوظبی روی نقشه بی‌اطلاع بود، اینک با جذب سرمایه‌های کلان از سوی امارات، مراکز داده پیشرفته‌ای را در کالیفرنیا، دالاس و حتی حومه شهرهای بیابانی امارات می‌سازد.

فلدمن و همتایانش، بخشی از نسل جدید بنیانگذاران و سرمایه‌گذاران حوزه فناوری هستند که در سکوت، رهسپار صندوق‌های ثروت دولتی کشورهای خلیج فارس می‌شوند تا با رژیم‌های خودکامه منطقه وارد معامله شوند. مایکروسافت نیز ماه گذشته از سرمایه‌گذاری ۱/۵میلیارد دالری در شرکت پیشرو فناوری امارات یعنی جی۴۲ خبر داد که شامل توافق استفاده از مدل‌های زبان هوش مصنوعی اُپن‌اِی‌آی (OpenAI) آلتمن نیز می‌شود.

او جزیی از نسل بنیانگذاران و سرمایه‌گذاران فناوری است که بی‌سر و صدا به صندوق‌های ثروت دولتی کشورهای خلیج فارس زیارت می‌کنند و با رژیم‌های خودکامه معامله می‌کنند.

این روند، تغییری ویرانگر در نحوه ساخت یکی از پیشرفته‌ترین فناوری‌های جهان و بازیگران مشتاق به بهره‌بری از آن را رقم زده‌است. رقابت تسلیحاتی حوزه هوش مصنوعی، نقش خاورمیانه در این عرصه را دگرگون ساخته است.

تعدادی از مدیران شرکت‌ها و مقامات دولتی، به شرط ناشناس ماندن از ترس آسیب به روابط تجاری با واشنگتن پست گفت‌وگو کرده‌اند.

زمانی برخی از کارآفرینان فناوری و شرکت‌های سرمایه‌گذاری به دلیل نگرانی از نقض حقوق بشر، روابط منطقه با چین و خوار شمردن سرمایه‌گذاری‌های سودآور اما نامطلوب در دولت‌های نفتی، از سرمایه‌گذاری در خاورمیانه خودداری می‌کردند.

قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار سعودی و عضو واشنگتن پست در سال ۲۰۱۸ باعث شد برخی از شرکت‌ها به صراحت از پول نقد این کشور صرف نظر کنند.

اما پول خاورمیانه تقریبا یک‌شبه به قدرتمندترین نیروی ژئوپلیتیکی در صنعت فناوری تبدیل شده‌است. یکی از سرمایه‌گذاران برجسته به واشینگتن پست گفت: «دوران خاشقچی به پایان رسیده‌ است.»

واشنگتن از این تغییر برای دور کردن خاورمیانه به‌ویژه امارات متحده عربی، متحد امنیتی کلیدی امریکا، از مدار نفوذ چین بهره می‌برد. در همین راستا، کاخ سفید در جون ۲۰۲۳ میزبان مدیران شرکت‌هایی همچون مایکروسافت، گوگل و اُپن‌اِی‌آی بود تا با مشاور امنیت ملی امارات دیدار و گفت‌وگو کنند.

در این نشست، شیخ طحنون تمایل امارات را به همکاری با شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی امریکایی و جایگزینی آن‌ها با شرکت‌های چینی که سال‌هاست در منطقه حضور دارند، تشریح کرد.

بر اساس گفته‌های چهار نفر از کسانی که با این رسانه گفت‌وگو کردند برخی شرکت‌های سیلیکون ولی از طریق کانال‌های پشتیبان شخصی، با مقامات ایالات متحده در ارتباط هستند. سام آلتمن، مدیرعامل اُپن‌اِی‌آی که چندین سفر جذب سرمایه برای تاسیس یک شرکت زیرساختی جدید، به نام این‌فِراکو (InfraCo) به امارات داشته، با وزیر بازرگانی آمریکا در تماس پیامکی قرار دارد.

خاورمیانه از شراکت با سیلیکون ولی برای دستیابی به اهداف مهم خود از جمله تبدیل شدن به یک قدرت هوش مصنوعی و کاهش وابستگی اقتصادی خود به نفت استفاده می‌کند.

شرکت جی۴۲ امارات در تلاش برای ساخت پیشرفته‌ترین مدل هوش مصنوعی به زبان عربی در جهان است که می‌تواند به زبانی که ۴۰۰ میلیون نفر به آن تکلم می‌کنند، گفت‌وگو کند.

برخی مدیران فناوری و محققان امنیتی هشدار می‌دهند این صنعت باید در همکاری با کشورهایی که مرتکب نقض حقوق بشر می‌شوند و ممکن است از فناوری‌های آمریکایی برای نظارت از جمله هدف قرار دادن شهروندان آمریکایی سوءاستفاده کنند، محتاط باشد.

رقابت تسلیحاتی هوش مصنوعی

ده‌ها میلیارد دالر سرمایه‌گذاری عربستان و امارات، شرکت ژاپنی سافت‌بانک را قادر کرد تا در ۲۰۱۷ بزرگترین صندوق سرمایه‌گذاری فناوری را راه‌اندازی کند. محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی نیز با میزبانی سرمایه‌گذاران نامداری چون پیتر تیل، مارک آندرسن و آلتمن در هتل فورسیزنز، حضور فزاینده سیلیکون ولی در عربستان را اعلام کرد.

پیشگامان

امسال در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، دو ویترین غول‌پیکر از قدرت فناوری خاورمیانه به نمایش گذاشته‌شده‌بود، یک غرفه متعلق به شهر هوشمند عربستان سعودی «نئوم» و دیگری غرفه امارات متحده عربی که مزین به شعار «ملت‌های بردبار جهانی هستند» بود.

برنامه ملی ۱۰ ساله عربستان سعودی با این وعده در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، که «هرگز اجازه نخواهد‌ داد کشورش تحت تاثیر قیمت‌های بی‌ثبات کالاها قرار گیرد». رهبران ابوظبی دو سال بعد گفتند «نفت آینده، اطلاعات است».

با آغاز تعامل غرب، منطقه با فشار برای انتخاب جبهه روبه‌روست. مقامات کشورهای خلیج بر توانایی خود در همکاری با ابرقدرت‌های رقیب تاکید دارند. عمر سلطان العلما، وزیر هوش مصنوعی امارات در این خصوص گفت: «ما نمی‌توانیم صرفا یک طرف را انتخاب کنیم» اما تاکید کرد این کشور در زمینه هوش مصنوعی با غرب همسوتر است.

مقامات امریکایی نیز به آلتمن و دیگر مدیران ارشد هشدار دادند از فناوری خود در هنگام معامله با شرکای اماراتی محافظت کنند. یکی از کسانی که ارتباط با برنامه‌های آلتمن است به شرط ناشناس ماندن در گفت‌وگو با واشنگتن پست گفت: «مدیران با احتیاط کامل وارد منطقه شدند».

پروژه بلندپروازانه این‌فِراکو، مستلزم خرید مقادیر زیادی تراشه‌های نیمه‌رسانا همراه با املاک و قدرت است، تعهدی چند میلیارد دلاری که به مشتریانش خدماتی فراتر از اُپن‌اِی‌آی‌ می‌دهد.

برخی از افراد در سیلیکون ولی از فضای جدید جذب سرمایه استقبال نکرده‌اند و می‌گویند که نگرانی بزرگ آن‌ها عربستان سعودی است.

یکی از بنیان‌گذاران استارت‌آپ که اخیرا پیشنهاد سرمایه‌گذاران سعودی را رد کرده‌است به واشنگتن پست گفت که سیلیکون ولی می‌داند که بیشتر فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی در نهایت به دست ارتش‌های خارجی می‌افتد، جنگ هوش مصنوعی آن‌قدر مهم است که نمی‌توان آن را از دست داد.

اندرو کینگ، سرمایه‌گذار و بنیان‌گذار فیوچر‌‌یونیون (Future Union)، یک سازمان غیرانتفاعی که به قانون‌گذاران ایلات متحده در مورد خطرات چین مشاوره می‌دهد، گفت: «هیچکس اهمیتی نمی‌دهد که سرمایه‌ای که موفق به جذب آن شده از کجا تامین می‌شود. مثل این است که شتر دیدی ندیدی! کسی به روی خودش نمی‌آورد.»

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

۵

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

۲۱۲ میلیون دالر در آلمان؛ افشاگری دیگری درباره «امپراتوری مالی» رحمانی،‌ این‌بار در اروپا

۲۷ ثور ۱۴۰۳، ۱۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌یافته، از بخش دیگری از آنچه «امپراتوری مالی» اجمل رحمانی، نماینده پیشین پارلمان افغانستان خوانده شده، پرده برداشت. براساس این گزارش که با اتکا به یافته‌های یک موسسه مشابه آلمانی تهیه شده رحمانی فقط در آلمان به ارزش ۲۱۲میلیون دالر جایداد دارد.

موسسه آلمانی زد دی اف فرونتال دریافته که اجمل رحمانی پیش از اینکه از سوی امریکا تحریم شود، این املاک را با استفاده از پاسپورت قبرسی خود و با کمک شرکت‌های آلمانی و قبرسی، در فاصله سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ خریداری کرده است.

در ادامه این گزارش، درباره پاسپورت قبرسی اجمل رحمانی و جنجال بر سر احتمال پس گرفتن آن بیشتر می‌خوانید.

این نهاد پیشتر در گزارشی نوشته بود که رئيس سابق پارلمان افغانستان و فرزندش، ۱۵.۲ میلیون دالر را در دبی املاک خریده‌اند و سالانه میلیون‌ها دالر از این املاک درآمد دارند. میر رحمان رحمانی می‌گوید این رقم «درشت و بدور از حقیقت است».

یافته‌های پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌یافته، با اتکا به اسناد ثبت املاک در اتریش هم نشان می‌دهد که تهمینه تجلی، همسر آقای رحمانی، در اواخر سال ۲۰۲۰ یک ویلا به ارزش ۱۰ و نیم میلیون یورو (۱۳.۲ میلیون دالر) در شهر کیتسبوهل خریده است. این شهر پاتوق ثروتمندانی است که برای اسکی‌ به اتریش می‌روند. بر اساس یافته‌های این نهاد تحقیقاتی، خانم تجلی این خانه را با استفاده از پاسپورت قبرسی خود خریده است.

[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop


قبرس جزو اتحادیه اروپاست و اجمل رحمانی، فرزند رئیس پیشین پارلمان افغانستان، گفته است که پاسپورت قبرس را «با سرمایه‌گذاری» در این کشور به‌دست آورده است.

یک عضو سازمان شفافیت بین‌المللی (Transparency International) به تهیه‌کنندگان این گزارش گفته است که داشتن شهروندی یک کشور عضو اتحادیه اروپا، در کنار آزادی رفت و آمد میان کشورهای عضو، امتیازهای دیگری هم دارد، از جمله اینکه می‌توان با آزادی بیشتر و نگرانی کمتری، در یک کشور عضو اتحادیه، حساب بانکی باز کرد.

اجمل رحمانی درباره گزارش‌ها پیرامون تحقیق دادستان‌های شهر اشتوتگارت آلمان بر روی معاملات املاک،‌ مشاغل و مستقلات او، گفته است که از طریق وکلا و نمایندگان قانونی خود، در حال همکاری با این تحقیقات است.

امریکا سال گذشته میر رحمان رحمانی و پسرش اجمل را به اتهام «فساد گسترده مالی» از جمله پرداخت رشوه، ندادن مالیات و گران‌فروشی، تحریم کرد. آقای رحمانی همه این‌ اتهام‌ها را رد کرده و گفته است علیه تصمیم حکومت امریکا اقدام حقوقی خواهد کرد.

پاسپورت طلایی قبرس

پاسپورت طلایی قبرس با انتقادهای بسیاری همراه بوده است
100%
پاسپورت طلایی قبرس با انتقادهای بسیاری همراه بوده است

کشور اروپایی قبرس برای جلب سرمایه‌گذاری، به شهروندان کشورهای دیگر پاسپورت می‌داد. شهروندان خارجی می‌توانستند با سرمایه‌گذاری دو و نیم میلیون یورویی، از قبرس پاسپورت طلایی بگیرند.

در یافته‌های پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌یافته آمده است که اجمل رحمانی در سال ۲۰۱۴، با خرید یک ویلای ساحلی در قبرس، به ارزش دست‌کم ۲.۵ میلیون یورو (۳.۱۶ میلیون دالر)، پاسپورت طلایی قبرس را به‌دست آورده است.

حکومت قبرس در فاصله سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۲، برای بیش از ۳ هزار ۵۰۰ متقاضی و بیش از ۳ و ۸۰۰ نفر از بستگان آن‌ها، پاسپورت طلایی صادر کرده است. این روش صدور شهروندی یک کشور عضو اتحادیه اروپا، با انتقادهایی روبه‌رو شد. از جمله کمیسیون اروپا تاکید کرده بود که شهروندی این اتحادیه نباید قابل خرید و فروش باشد.

شمار زیادی از افراد متهم به فساد در کشورهای مختلف، از جمله متهمان به نقض حقوق بشر، توانسته بودند در ازای سرمایه‌گذاری ۲.۵ میلیون یورویی، پاسپورت قبرس را به دست آورند.

این برنامه در سال ۲۰۲۲ متوقف شد. یافته‌های اداره بازرسی حکومت قبرس نشان می‌داد که شمار زیادی از این پاسپورت‌ها به صورت غیرقانونی صادر شده بود.

اعتراض به تحریم و احتمال اخراج به افغانستان

میر رحمان رحمانی (سمت راست) و پسرش اجمل
100%
میر رحمان رحمانی (سمت راست) و پسرش اجمل

میر رحمان رحمانی، رئیس پیشین پارلمان افغانستان اتهام‌های وزارت خزانه‌داری امریکا درباره تقلب و فساد گسترده شرکت‌هایش در قراردادهای مواد‌سوختی ارتش افغانستان را رد کرده است. او از مراجع عدلی و قضایی امریکا خواسته است تا تهیه‌کنندگان گزارش وزارت خزانه‌داری را 'تحت پیگرد' قرار دهند.

آقای رحمانی و پسرش می‌گویند درباره مقدار دارایی‌های آن‌ها اغراق شده و آن‌ها از راه‌های قانونی مانند تجارت و گرفتن قراردادهای مالی، این پول‌ها را به دست آورده‌اند و اجازه دارند در هر جایی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند و ملک بخرند.

به نوشته تهیه‌کنندگان گزارش این نهاد تحقیقاتی، اجمل رحمانی شکایت کرده است که تحریم‌ها بر منافع مالی شرکت‌های او در اروپا تاثیر منفی می‌گذارد. او درباره املاک و مستقلات ۲۱۲ میلیون دالری در آلمان گفته است که نمی‌تواند این مبلغ را تایید کند.

رحمانی‌ها نگرانند که تحریم‌های امریکا ممکن است به قیمت از دست دادن تابعیت قبرسی آن‌ها تمام شود. آن‌ها در دادخواست خود گفته‌اند که اگر شهروندی قبرس را از دست بدهند، ممکن است به افغانستان اخراج شوند و به دست طالبان بیفتند.

پروژه «اسرار دبی»؛ افشای املاک چندمیلیون دالری مقام‌های پیشین افغانستان در امارات

۲۶ ثور ۱۴۰۳، ۱۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

یک نهاد روزنامه‌نگاری تحقیقی، فهرستی از دارایی‌های صدها مقام کنونی و پیشین و نهادهای حکومتی کشورهای مختلف در دبی را منتشر کرده است. در این فهرست که بر اساس اطلاعات درز کرده تهیه شده، نام ده فرد از افغانستان هم دیده می‌شود که بیشترشان از مقام‌های حکومت پیشین یا بستگان آن‌ها اند.

این یافته‌ها را پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته (OCCRP) نشر کرده که مقر آن در پایتخت امریکاست و از برخی نهادهای امریکایی بودجه دریافت می‌کند.

به جز یک نفر، بقیه ۹ فرد افغان در این فهرست، مقام پیشین یا وابسته به مقام‌های پیشین افغانستان اند. همچین به جز یک نفر (سید اسماعیل امیری) هیچ‌یک از ۹ افغان دیگر در این فهرست، از سوی نهاد تهیه‌کننده گزارش، مجرم معرفی نشده‌اند و مشخص نیست پول املاکی که در دبی خریده‌اند، از چه راهی به‌دست آمده‌است.

خانواده برادر مارشال فهیم: ۸.۸ میلیون دالر

بر اساس این گزارش، حصین فهیم و خانواده‌اش، یک ویلا در ناحیه یک شهر دبی به ارزش ۸ میلیون ۵۱۳ هزار دالر دارند. حصین فهیم، سهامدار کابل بانک و برادر مارشال فهیم، معاون اسبق رئيس‌جمهور افغانستان است. او بر اساس این گزارش، یک دفتر هم در دبی به ارزش ۲۹۲ هزار دالر دارد. این گزارش همچنین از زنی به نام ثریا فهیم نام می‌برد، که در ویلا شریک است.

ادیب، فرزند مارشال فهیم: ۳.۵ میلیون دالر

ادیب فهیم
100%
ادیب فهیم

نام یک عضو دیگر خانواده مارشال فهیم که در گزارش اسرار دبی آمده، ادیب فهیم، پسر معاون اسبق رئيس‌جمهور افغانستان است. این گزارش افشا می‌کند که یک ویلا به ارزش ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار دالر و سه آپارتمان، مجموعاً به ارزش ۲ میلیون و ۱۴۳ هزار دالر، به نام ادیب فهیم است. آقای فهیم، معاون اول ریاست امنیت ملی افغانستان بود که در ماه عقرب سال ۱۳۹۸ استعفا کرد.

احمدولی مسعود: ۱.۸ میلیون دالر

احمدولی مسعود
100%
احمدولی مسعود

نام احمدولی مسعود، برادر احمدشاه مسعود، به همراه یک آپارتمان به ارزش ۱ میلیون ۸۵۳ هزار دالر، در فهرست اسرار دبی آمده است.

آقای مسعود پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۲، سفیر افغانستان در لندن شد و تا سال ۲۰۰۶ در این مقام بود.

امیرزی سنگین: ۷۸۰ هزار دالر

دو آپارتمان به ارزش مجموعی ۷۸۰ هزار دالر (هر کدام ۳۹۰ هزار دالر)، بر اساس این گزارش، به‌نام امیرزی سنگین، وزیر مخابرات حکومت حامد کرزی ثبت است. آقای سنگین به تهیه‌کنندگان این گزارش گفته است که این آپارتمان‌ها را در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ از پول پس‌انداز خود خریده است. این وزیر سابق همچنین گفته است که پیش از ورود به کابینه افغانستان، مشاغل پردرآمدی داشته است.

اسدالله خالد: ۵.۵ میلیون دالر

اسدالله خالد
100%
اسدالله خالد

در گزارش پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته، از یک آپارتمان به ارزش ۵ میلیون و ۴۹۲ هزار دالر در ناحیه یک دبی نام برده شده که در گذشته متعلق به اسدالله خالد، رئيس اسبق امنیت ملی و وزیر دفاع پیشین افغانستان بوده است. آقای خالد به تماس تهیه‌کنندگان گزارش اسرار دبی درباره این ویلا پاسخ نداده است.

عتیق‌الله بریالی: ۷۳۱ هزار دالر

نام عتیق‌الله بریالی، معاون اسبق وزیر دفاع افغانستان هم در این گزارش آمده است. آقای بریالی که مقیم انگلستان است، بر اساس یافته‌های پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته، یک آپارتمان به ارزش ۷۳۱ هزار دالر به‌نام خود در دبی دارد.

کمال‌الدین نبی‌‌زاده: ۲۵۸ هزار دالر

یک بازرگان افغان به نام کمال‌الدین نبی‌زاده که دو سال پیش به اتهام کمک به پولشویی برای سپاه قدس و همکاری با مقام‌های استخباراتی روسیه، از سوی ایالات متحده امریکا تحریم شد، به نوشته این گزارش، هم‌اکنون در دبی یک آپارتمان به ارزش ۲۵۸ هزار دالر دارد.

میر رحمان و اجمل رحمانی: بیش از ۵ میلیون دالر

میر رحمان رحمانی (سمت چپ) پسرش اجمل رحمانی
100%
میر رحمان رحمانی (سمت چپ) پسرش اجمل رحمانی

نام رئیس پیشین مجلس نمایندگان افغانستان و پسرش، در این گزارش پر‌رنگ تر از بقیه افغان‌هایی است که پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته به فهرست املاک و دارایی‌های آن‌ها در دبی دست یافته است.

در میان ۱۰ فرد افغان که در این گزارش فهرست شده‌اند، نام میر رحمان رحمانی و اجمل رحمانی، به همراه یک ویلا، دو آپارتمان و یک دفتر کاری به ارزش مجموعی بیش از ۵ میلیون دالر آمده است.

پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته در جای دیگری از گزارش خود نوشته است که رحمانی‌ها به ارزش بیش از ۱۵ میلیون دالر در دبی املاک خریده‌اند. این املاک شامل ویلا، چند آپارتمان و ساختمان‌های چندطبقه است.

وزارت خارجه امریکا این دو نفر را به اتهام «فساد مالی گسترده» تحریم کرده‌است. میررحمان و اجمل رحمانی این اتهام‌ها را تکذیب کرده‌اند.

راشد پوپل، پسر کاکای کرزی: ۳.۸ میلیون دالر

راشد پوپل (راست) و احمدراتب پوپل، پسران کاکای حامد کرزی
100%
راشد پوپل (راست) و احمدراتب پوپل، پسران کاکای حامد کرزی

یک آپارتمان گران‌قیمت به ارزش بیش از ۳ میلیون و ۸۲۴ هزار دالر در دبی، به نوشته تهیه‌کنندگان این گزارش، به نام راشد پوپل، پسر کاکای حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغاستان ثبت است.

به نوشته این گزارش، راشد پوپل و برادرش راتب، یک شرکت مدیریت امنیتی در افغانستان داشته‌اند. راتب پوپل ده سال پیش به جرم قاچاق هروئین در امریکا زندانی شده است. این دو همچنین به پرداخت رشوه به طالبان، گروه‌های شبه‌نظامی دیگر و نیروهای امنیتی افغان، برای تامین امنیت کاروان‌های تدارکاتی ارتش امریکا در افغانستان متهم شده‌اند.

تا اینجای فهرست، همه افراد از مقام‌های دولت پیشین افغانستان یا بستگان آن‌ها بوده‌اند. هیچ‌کدام از این افراد، در گزارش «اسرار دبی» به عنوان مجرم یا مظنون به جرم فهرست نشده‌اند.

سید اسماعیل امیری: ۱.۶ میلیون دالر

سید اسماعیل امیری
100%
سید اسماعیل امیری

تنها فرد غیروابسته به دستگاه حکومتی افغانستان در میان افغان‌های فهرست‌شده در گزارش پروژه گزارش‌دهی فساد و جرایم سازمان‌يافته، در عین حال تنها «مجرم» در میان آن‌هاست. سیداسماعیل امیری از ولایت هرات که ساکن ایالت کالیفرنیاست، یک ویلا به ارزش ۱ میلیون ۶۳۲ هزار دالر در دبی به نام خود دارد.

او که به جرم دست‌داشتن در کلاهبرداری ۱۰۰ میلیون دالری از دولت افغانستان، به ۱۵ ماه زندان در امریکا محکوم شد و این محکومیت را پشت سر گذاشت.

از فینال یوروویژن ۲۰۲۴ چه می‌دانیم؟

۲۲ ثور ۱۴۰۳، ۱۸:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

شامگاه شنبه ۱۱ می برابر با ۲۲ ثور، برنده مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۲۴ در مالموی سویدن مشخص خواهد شد. در این رویداد ۲۵ کشور برای کسب جایزه رتبه نخست و میزبانی این مسابقه در سال ۲۰۲۵، رقابت می‌کنند.

مسابقه آواز یوروویژن محبوب‌ترین و موفق‌ترین برنامه شبکه یوروویژن است که از آن با عنوان قدیمی‌ترین مسابقه بین‌المللی تلویزیونی جهان در بخش موسیقی یاد می‌شود.

این رقابت از سال ۱۹۵۶ میلادی به غیر از سال ۲۰۲۰ هر سال برگزار شده ‌است.

شصت‌وهشتمین دوره این مسابقات شنبه‌شب در حالی به نقطه اوج خود می‌رسد که درگیر برخی حواشی بوده ‌است.

یوست کلاین، هنرمند هالندی
100%
یوست کلاین، هنرمند هالندی

حذف نماینده هالند

یکی از این حواشی ، ممانعت از شرکت نماینده هالند در مرحله نهایی رقابت‌های یوروویژن است.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن بوده که این اتفاق پس از درگیری یوست کلاین، خواننده هالندی با یک تصویربردار رخ داده‌ است.

یوروویژن دلیل اخراج این هنرمند را شکایت یک زن عضو گروه او و تحقیقات پولیس در این زمینه ذکر کرد.

تظاهرات ضد اسرائیلی

حضور اسرائيل در این دوره از رقابت‌ها به دلیل هم‌زمانی‌اش با جنگ غزه از بحث‌برانگیزترین اتفاقات مربوط به یوروویژن امسال ‌بوده است.

در سال ۲۰۲۲ و در پی آغاز جنگ در اوکراین، شرکت‌های پخش روسی از اتحادیه پخش اروپا (EBU) که بر رقابت یوروویژن نظارت می‌کند، حذف شدند.

با شروع این دور از یوروویژن کارزارهایی برای حذف اسرائیل از مسابقات امسال به راه افتاد.

لغو گردهمایی‌ها در بریتانیا

به گزارش گاردین، مهمانی‌های تماشای یوروویژن در بریتانیا به‌دلیل مشارکت اسرائیل در این مسابقه لغو شد.

با این‌ حال اتحادیه رادیو و تلویزیون اروپا که این مسابقه را تولید می‌کند، از تصمیم خود مبنی بر خودداری از ممنوع کردن حضور اسرائیل دفاع کرد و گفت که «این رقابت بین دولت‌ها یا سیاسی نیست».

صحنه‌ایی از تظاهرات در مالمو با خواست برکناری اسرائیل از یوروویژن
100%
صحنه‌ایی از تظاهرات در مالمو با خواست برکناری اسرائیل از یوروویژن

سویدن میزبان یوروویژن امسال

در این مراسم که به میزبانی شهر مالمو، سومین شهر بزرگ سویدن برگزار می‌شود پس از اجرای ۲۵ آهنگ، برنده مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۲۴ مشخص خواهد‌ شد.

این برنامه از ساعت ۲۱ شامگاه شنبه به وقت اروپای مرکزی، به طور زنده از مالمو آرنا در جنوب سویدن و هم‌زمان در یوتیوب پخش می‌شود.

مرحله نهایی این رقابت میان ۱۹ شرکت‌کننده راه‌یافته به فینال همراه بیگ فایو شامل فرانسه، بریتانیا، آلمان، اسپانیا، ایتالیا و برنده سال گذشته، لورین از سویدن خواهد بود.

مراسم فینال با آهنگ هوکد آنِ فیلینگ (Hooked on a Feeling) و پخش ویدیویی از بیدار شدن شهرهای اروپا و نمایش بالن-چراغ‌هایی شروع می‌شود که از سراسر اروپا بر فراز مالمو گرد هم می‌آیند.

این مراسم با نگاهی به ۵۰ سال پیش یعنی آوریل ۱۹۷۴ به سازندگان موسیقی سویدنی ادای دین می‌کند.

نیم قرن پیش، گروه سوئدی آبا (ABBA) با آهنگ «واترلو» برنده یوروویژن شده بود.

در این رویداد برای اولین بار عموم مردم می‌توانند از ابتدای برنامه به آهنگ مورد علاقه خود رای دهند.

در این مراسم کارولا، کونچیتا وورست و شارلوت پرلی روی صحنه، واترلو، آهنگ برنده یوروویژن ۱۹۷۴ را اجرا می‌کنند.

نتیجه نهایی

پس از اتمام مدت زمان رای‌گیری تلفنی از ۳۷ کشور و نظردهی آنلاین «بقیه نقاط جهان»، آرا شمارش می‌شوند.

این آرا به همراه امتیاز هیات داوران هر یک از کشورهای شرکت‌کننده در یوروویژن ۲۰۲۴، برنده نهایی را تعیین خواهند ‌کرد.

«آیه‌های زمینی»؛ نگاهی انسانی به مذهب

۲۱ ثور ۱۴۰۳، ۱۵:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

تماشاگران فیلم «آیه‌های زمینی» در اکران سراسری سینماهای فرانسه از مرز صد هزار نفر گذشت؛ فیلمی که اول بار در جشنواره کن نمایش داشت و مضمون اجتماعی‌اش درباره ایران مورد توجه واقع شده بود، حالا در سینماهای فرانسه اکران بسیار موفقی را تجربه می‌کند.

آیه‌های زمینی -هم‌پای نامش- برگردان زمینی ١٠ آیه‌ از کتاب آسمانی مسلمان‌هاست. ١٠ داستان کوتاه بر پایه مضمون آیات مقدس، بخش‌های ده‌گانه فیلم را تشکیل داده و داستان‌ها در یک نقطه مشترک‌اند: «تحقیر مردم به ‌نام دین»؛ هر داستان درباره فردی است که توسط قانون شرع حقش پایمال می‌شود، و دولتی که - در ظاهر- مبنای قانون‌گذاری‌اش آیه‌های آسمانی است در حالی که در واقعیت هیچ اعتنایی به محتوای کتاب مقدس‌اش ندارد.

هر بخش با یک اسم آغاز می‌شود؛ اسم هر کدام از آدم‌هایی که سروکارشان با نهادهای قانون یا مؤسسات دولت و حاکمیت افتاده. اگرچه در آغاز هر فصل روی اسامی تأکید می‌شود ولی در واقع هیچ‌کدام از آدم‌ها اهمیت ندارند و حتی نام‌هایشان در خاطر نمی‌ماند؛ زیرا این سرنوشت تک-‌آدم‌ها نیست بلکه تک‌تک آدم‌ها چنین وضعیتی در ایران امروز دارند. آیه‌های زمینی فیلمی است درباره سرکوب مردم ایران توسط قانونی که به ‌جای «بند قانون» با آیه‌هایی برساخته تدوین شده است.

داستانک‌ها اگرچه واقعی اما فضای فیلم هجوآلود و کاریکاتوری است و اغراق در یک‌ رشته مناسبات، موقعیت‌ها را پوچ جلوه می‌دهد؛ موقعیت‌هایی که هیچ‌کدام خلاف واقع نیست اما از شدت بی‌معنایی، غریب به ‌نظر می‌رسد؛ بنابراین مبالغه در گفت‌وگوها، قصد ایجاد گروتسک دارد تا کشور ایران و نظم برساخته‌اش را به ‌گونه‌ای نشان دهد که واقعا هست؛ مکانی تهدیدآمیز و غیرایمن که از دور- و با فاصله- شاید بتوان به ترسناکی‌اش حتی خندید! این فیلم در هر سرزمین متمدن فیلمی سوررئالیستی است و در ایران، واقع‌گرا.

فیلم به‌ شکل تایم‌لپس با نمایی از شب شهر تهران آغاز می‌شود؛ شبی زیبا و آرام با جلوه‌های نورانی اما به «فجر» و سپیدی صبح که می‌رسد ناگهان زیبایی‌اش را از دست می‌دهد. انگار یک زردی چرک و بدرنگ، یک آلودگی شهر را فراگرفته. این آلودگی در هر قسمت، تفکرات مردان قانون و ریاکاران دولت را نمایندگی می‌کند.

بخش اول درباره پدری است که با مراجعه به ثبت احوال قصد دارد برای قدم نو رسیده‌اش اسمی نامرسوم انتخاب کند: دیوید. اسم انتخابی او دیوید است اما بدیهی است که با مخالفت مواجه می‌شود. مأمور ثبت معتقد است نباید نامی بیگانه (غربی) برای فرزند انتخاب کرد (در حالی که نمی‌داند دیوید ریشه‌ عبری دارد). او پدر را تشویق به انتخاب نام‌های ایرانی و عربی می‌کند و پدر حق ندارد نامی به‌ جز آن‌چه را در فهرست ثبت شده، برای فرزندش برگزیند -این فهرست ظاهراً شامل نام‌های ایرانی است و صدالبته نام ائمه اطهار.

آن‌قدر پدر روی نام دیوید پافشاری می‌کند که مأمور ثبت برگردان شرقی‌اش -داوود- را پیشنهاد می‌دهد. همین گفت‌وگو در وهله نخست نشان می‌دهد هدف فیلم ابزوردیته موقعیت‌هاست؛ گفت‌وگوهایی کاملا بی‌نتیجه که حاصل تجاهل مردم(برای دست‌یابی به حق طبیعی‌شان) و مقاومت قانون برای نشان دادن قدرت است. بخش اول عصاره فیلم است؛ قانونی که به‌ جای اتکا به کتاب آسمانی‌اش- که البته این نیز محل مناقشه است- تبصره‌ها و ترجمه‌های خودش را دارد. جالب که این موقعیت در تضاد با آیه ۲۸۶ از سوره بقره است - که درباره آزادی عمل و اختیار انسان می‌گوید: «خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند. آنچه (از خوبی) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدی) به دست آورده به زیان اوست.»

بخش دیگر به ‌نام سلنا درباره دختری است که جشن تکلیفش در پیش است و باید حجاب بگذارد؛ دختری که گرم رقص و موسیقی و رهایی است ولی قانون پوشش اجباری، چهره‌ زیبای او را به مومیایی بد ریختی بدل می‌کند. این بخش با بخش چهارم نیز در ارتباط است و موضوع هر دو، حجاب؛ اولی درباره کودکان و دومی آدم‌های بالغ. بخش سوم درباره سخن‌چینی و تجسس است که در سوره قلم پیروی از سخن‌چین نهی شده در حالی که مدیر/ ناظم ریاکار مدرسه به جاسوسی اعتقاد دارد و خلاف آن، دخترک دانش‌آموز -احتمالا بی‌آن که بداند- طبق آیات قرآن عمل کرده و تن به سخن‌چینی نمی‌دهد. فیلم نشان می‌دهد مردمان بی‌خبر از محتوای قرآن، قرآنی‌تر از جماعت ریاکار حکومت رفتار می‌کنند.

بخش‌های پنجم و ششم درباره نگاه جنسی است (اولی نگاهی شهوانی به زن و دومی آن‌چه در قرآن لواط خوانده می‌شود). بخش هفتم موضوع ریاکاری و ظاهرسازی را نشانه رفته و شاید به آیات ۱۴۲ تا ۱۴۳ سوره نساء اشاره داشته باشد؛ بخشی که در آن فرد برای استخدام باید اصول دین و فروعش را نام ببرد و جلوی مصاحبه‌کننده وضو بگیرد. در آیات نامبرده در سوره نساء می‌خوانیم: «منافقان همواره با خدا نیرنگ می‌کنند، و حال آن‌که خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می‌ایستند، با کسالت می‌ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می‌کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی‌آورند.»

در این میان یک بخش وجود دارد که به ‌طور مستقیم درباره ناسازگاری قوانین حکومت جمهوری اسلامی با قرآن است؛ بخشی که در آن یک کارگردان - که مجوز ساخت فیلمش را از وزارت ارشاد دریافت نمی‌کند- پیشنهاد ساخت سوره‌ای از قرآن را می‌دهد؛ سوره یوسف. سوره‌ای که اگر روزی ساخته شود، بی‌تردید سانسور می‌شود! از این روی، آیه‌های زمینی فیلمی است مذهبی اما با نگاهی انسانی به مذهب؛ بدون هیچ‌گونه شعار و نشان می‌دهد حاکمیت مدعی مذهب، چه‌قدر با دین خود ضدیت دارد.

واپسین بخش آیه‌های زمینی تأییدی است بر مضمون قرآنی آن؛ فیلم در یکی از بخش‌هاش به نخستین آیه از سوره «زلزال» اشاره می‌کند: «إذا زلزلت الأرض زلزالها». و در پایان با همان آیه‌ آسمانی، زمین و آیه‌های زمینی‌اش را کن فیکون کرده و استبداد قانون و دولت و حاکمیت را یک‌جا نابود می‌کند. این‌ لحظه‌ها تنها لحظاتی است در فیلم که احساس خوبی می‌توان داشت؛ انگار صبر خدا - درست مانند صبر ما- لبریز شده و آسمان از این زمین آلوده به تنگ آمده و زلزله‌اش را چون باران رحمت می‌بارد و چرکی‌ها شسته می‌شود.

و در پایان سوررئال به نظر می‌رسد که فیلمی در تأیید کتاب قرآن - در حکومت جمهوری اسلامی- فیلمی ممنوع و زیرزمینی تلقی می‌شود. این دقیقا همان تصویری است که در آغاز «شبح آزادی» از لوئیس بونوئل می‌توان سراغ گرفت که اسپانیولی‌ها استبداد سلطنتی اسپانیا را به آزادی انقلاب فرانسه ترجیح داده و شعار مرگ بر آزادی سر می‌دهند و تک‌ به تک کشته می‌شوند. به ‌قول یکی، ما ایرانیان در اپیزودهای هنوز ساخته ‌نشده‌ «شبح آزادی» زندگی می‌کنیم- که البته علی عسگری چندتای آن را در آیه‌های زمینی ساخته است!

«ایستگاه فضایی بین‌المللی»؛ نبرد امریکا و روسیه در فضا در فیلمی تخیلی

۲۰ ثور ۱۴۰۳، ۰۸:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

«ایستگاه فضایی بین‌المللی» (I.S.S.) ساخته گابریلا کوپرت‌ویت که این روزها در بریتانیا و سایر کشورهای اروپا اکران شده، داستان تخیلی وقوع جنگ جهانی سوم را بازگو می‌کند که اثراتش به یک ایستگاه فضایی بین‌المللی می‌رسد.

فیلم از یک ایستگاه فضایی بین‌المللی می‌گوید که پس از جنگ سرد بنا شده تا دانشمندان و فضانوردان امریکا و روسیه با هم از آن استفاده کنند. داستان با رسیدن دو دانشمند امریکایی به این ایستگاه آغاز می‌شود، جایی که سه نفر روس و یک امریکایی منتظر آن‌ها هستند و به این ترتیب حالا سه نفر از هر کشور در این ایستگاه حضور دارند. اما آن‌ها شاهد صحنه غریبی هستند: زمین چهره‌ عوض می‌کند و صحنه‌های انفجار در مناطق مختلف آن دیده می‌شود. ابتدا گمان می‌کنند که بر اثر آتشفشان در مناطق مختلف این اتفاق رخ داده، اما رفته‌رفته متوجه می‌شوند که جنگ جهانی سوم آغاز شده و امریکا و روسیه با هم درگیر شده‌اند.

از این‌جا با فیلمی پر تعلیق روبه‌رو هستیم که همه چیز آن در فضای بسته این ایستگاه فضایی رخ می‌دهد، جایی کوچک که حالا دو گروه از دو کشور، ناخواسته رو در روی هم قرار می‌گیرند. با قطع شدن اینترنت ارتباط آن‌ها با زمین محدود شده، اما هر دو گروه پیام مشابهی از دولت‌های‌شان دریافت می‌کنند: باید به هر قیمتی کنترول ایستگاه فضایی را به دست بگیرید. این برای هر دو گروه به معنی حذف فیزیکی طرف‌ مقابل است. از این‌جا چالش فیلم آغاز می‌شود: شخصیت‌هایی که رفتاری مهربانانه با یکدیگر داشتند، حالا در برابر هم قرار می‌گیرند.‌

در مقدمه طولانی فیلم با این شش شخصیت آشنا می‌شویم: در صحنه‌ای که به تنش لفظی جزئی می‌رسد، آن‌ها به هم می‌گویند کاری با مسائل روز از جمله درباره سوریه و اسرائیل ندارند. به نظر می‌رسد همه چیز برای یک همکاری حرفه‌ای دو جانبه مهیاست، اما ادامه فیلم خلاف آن را ثابت می‌کند و فیلم به خشونتی غریب می‌رسد که هر دو طرف در برابر هم به کار می‌گیرند.

LD Entertainment/Bleeker Street
100%
LD Entertainment/Bleeker Street

با ادامه ماجرا، فیلم شخصیت‌هایش را از تعاریف ساده همیشگی یعنی امریکایی و روس دور می‌کند و به ترکیب بدون مرزی می‌رسد که در آن دو جبهه متفاوت و متضاد با هم تداخل می‌کنند و نتیجه غریب‌تری حاصل می‌شود. فیلم به جنگ کلاسیک امریکا و روسیه تن نمی‌دهد و محور را بر «انسانیت» یا در برابر آن رفتار غیر انسانی شخصیت‌هایش قرار می‌دهد. به این ترتیب جبهه‌بندی کلاسیک و معمول که افراد دو کشور را در برابر هم قرار می‌دهد، از بین می‌برد و به جای امریکا و روسیه، رفتار انسانی و غیرانسانی در برابر هم قرار می‌گیرند. نقطه آغاز این ماجرا جایی است که همه آن‌ها از دور به زمین پیش از درگیری خیره شده‌اند و یکی از آن‌ها ضمن اشاره به زیبایی زمین، اشاره می‌کند که از فضا هیچ مرزی معنایی ندارد. این جمله کلیدی بعدها معنا می‌یابد؛ جایی که به پایان بی‌مرز فیلم می‌رسیم و در آن مفهوم مرز تهی و بی‌ارزش به نظر می‌رسد.

از بین رفتن مفهوم مرز از جایی آغاز می‌شود که می‌فهمیم زن روس عاشق یکی از مردان امریکایی است. در نتیجه زمانی که اولین مرد امریکایی قرار است قربانی شود، تضاد آشکاری در احساسات و وظیفه رخ می‌دهد که موتور محرک فیلم است و تا انتها بر آن سنگینی می‌کند. مفهوم وظیفه و وطن‌دوستی عملا در فضا از اعتبار می‌افتد و این بار فقط با اعمالی روبه‌رو هستیم که انسانی تلقی می‌شوند یا مغایر آن.

به این ترتیب این فیلم کوچک، جمع و جور و مستقل که خارج از جریان هالیوود و استودیوها و بودجه‌های کلان ساخته شده، به نوعی در مضمون هم خلاف جریان حرکت می‌کند و از تن دادن به شعارهای مرسوم و برافراشتن پرچم پیروزی امریکا به سبک هالیوود خودداری می‌کند.

فیلم سؤال اصلی و اساسی‌ای را مطرح می‌کند: باید تن داد و به‌خاطر فرمان رسیده، آدم‌های کناری‌ را که تا دیروز دوستانت بودند کشت، یا می‌توان به شکل دیگری به زندگی نگاه کرد؟ فیلم با جواب این پرسش دست و پنجه نرم می‌کند و تماشاگر را تا انتها با همین مضمون پیش می‌برد.

حضور دو زن به پرداخت شخصیت‌ها و روابط کمک می‌کند و گره‌های داستانی به کمک روایت می‌آیند: مثلا در ابتدا زن روس انسان خوبی به نظر می‌رسد که قصد کمک کردن دارد، بعدتر به نظر می‌رسد دروغ گفته و خیانت کرده، اما باز جلوتر می‌فهمیم که گفته‌های مرد امریکایی درباره او دروغ بوده و این زن واقعا قصد کمک داشته است.

بازی با واقعیت و جابه‌جا کردن خوب و بد و زیر سؤال بردن مفاهیم کلیشه‌ای آن، مایه‌هایی است که داستان ساده و سرراست فیلم را با لایه‌های جذاب‌تری روبه‌رو می‌کند تا به صحنه انتهایی می‌رسیم: جایی که سیاست جان انسان‌ها را در همین ایستگاه فضایی هم قربانی می‌کند، اما دو نفر از دو گروه متخاصم تصمیم متفاوتی دارند و می‌خواهند به جای آدم‌کشی، در پی نجات انسان‌ها باشند.