• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عسل برای طالبان و شوکران برای دختران؛ ۱۰۰۰ روز تعامل جهان با گروهی که مکتب‌ها را بسته است

مصور زادفر
مصور زادفر

روزنامه‌نگار

۲۴ جوزا ۱۴۰۳، ۰۹:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

هزار روز از بامدادی می‌گذرد که دختران دانش‌آموز بالاتر از صنف شش، در یک صبح پس از تسلط طالبان در افغانستان، به مکتب رفتند اما دروازه‌ها را به روی خود بسته یافتند و گریه‌کنان به خانه بازگشتند.

بنابر آمارها، طالبان نزدیک به یک‌ونیم میلیون دختر را از آموزش محروم کرده است. آنها مدت زمانی به اندازه «سه میلیارد ساعت درسی» را با در خانه گذراندند و با گذشت هر روز، درهم شکستن رویاهای‌شان را تماشا کردند. نزدیک به یک‌ونیم میلیون رویا در آستانه محو شدن است.

طالبان همچنان پافشاری دارند که افغانستان را به عنوان تنها کشوری نگه دارند که آموزش دختران در آن «تا اطلاع ثانوی» ممنوع است.

بسیاری شهروندان و فعالان افغان نگران‌اند بسته ماندن مکاتب دختران عادی‌سازی شود.

ناتوانی جامعه جهانی در بازگشایی مکاتب دخترانه

در فاصله زمانی ۲۴ اسد ۱۴۰۰ تا کنون، نمایندگان کشورها، سازمان ملل و سایر نهادهای حقوق بشری، ده‌ها ملاقات با مقام‌های طالبان داشته‌اند و در بیشتر این موارد، خواستار بازگشایی مکاتب شده‌اند اما این درخواست‌ها راه به جایی نبرده است.

طالبان قفل سنگینی بر دروازه‌های مکاتب دخترانه بسته‌اند که روش‌های جامعه جهانی تا کنون برای شکستن آن نتیجه نداده است.

بسیاری کشورها موافق درجاتی از تعامل با طالبان‌‌اند که ظاهرا هدف این تعامل نیز، ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان و اعمال فشار بر طالبان برای کاهش نقض‌های حقوق بشر به ویژه لغو سیاست‌های «زن‌ستیزانه» این گروه عنوان می‌شود.

به باور منتقدان طالبان اما، تعامل هرچند محدود با این گروه تنها به عادی‌سازی آنها کمک کرده و نتوانسته تغییری در سیاست‌های سرکوبگرانه این گروه علیه زنان و دختران بیاورد.

طالبان هیچ‌گونه انعطاف‌پذیری برای لغو سیاست‌های محدودکننده‌شان علیه زنان در خصوص آموزش و دیگر حوزه‌ها نشان نداده بلکه آنرا شدیدتر کرده، اما در مقابل سازمان ملل و برخی کشورهای منطقه تعامل خود با این گروه را افزایش داده‌اند.

کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران که همواره رویکرد متمایل به طالبان در نشست‌های ملل متحد و شورای امنیت درباره افغانستان دارند، مواضع‌شان را درباره سیاست‌های طالبان با احتیاط و محافظه‌کاری بیشتر ابراز می‌کنند. به نظر می‌رسد این کشورها به طور نانوشته موضع طالبان را مبنی‌بر این که موضوع آموزش دختران مسئله داخلی است،‌ پذیرفته‌اند.

تاکید بیشتر کشورهای منطقه بر افزایش تعامل جامعه جهانی با طالبان، تشکیل حکومت فراگیر، پرداختن به تهدیدات تروریستی ناشی از افغانستان و آزادسازی دارایی‌های منجمد این کشور است.

غرب نیز تنها به صدور بیانیه‌هایی در محکومیت منع آموزش دختران به دست طالبان اکتفا کرده است. هرچند مقام‌های ایالات متحده می‌گویند پیگیر رعایت حقوق زنان در افغانستان تحت کنترول طالبان‌اند، اما به نظر می‌رسد نگرانی‌های واشنگتن در خصوص افغانستان بیشتر متمرکز بر مسائل امنیتی و منافع خودش است.

100%

سازمان ملل

ملل متحد فعال‌ترین سازمان بین‌المللی در افغانستان تحت کنترول طالبان است. علاوه حضور مقام‌های دفتر نمایندگی این سازمان در افغانستان، مقام‌های ارشد آن از جمله برخی معاون آنتونیو گوترش به کابل می‌روند و با مقام‌های طالبان دیدار می‌کنند.

از سویی هم اعتراضات فعالان زن علیه محدودیت‌های طالبان از جمله بستن مکاتب دخترانه، عمدتا در فضاهای سربسته ادامه داشته است. جنبش‌های اعتراضی زنان در بیشتر بیانیه‌های‌شان از سازمان ملل و جامعه‌ جهانی می‌خواهند که این گروه را تحریم و محدودیت سفر علیه آنها وضع کنند و به نشست‌های جهانی آنها را راه ندهند.

در مقابل، اخیرا کمیته تحریم‌های شورای امنیت ملل متحد، محدودیت سفر چهار مقام ارشد طالبان از جمله سراج‌الدین حقانی را برای سفر حج به عربستان سعودی لغو کرد.

آقای حقانی همچنین اخیرا در نخستین سفر رسمی‌اش، به امارات متحده عربی رفت.

اخیرا سازمان ملل مشغول برنامه‌ریزی برای سومین نشست نمایندگان ویژه کشورها در دوحه است. کنشگران و فعالان زن افغان تاکید می‌کنند در حالی که طالبان مکاتب را به روی دختران بسته و ده‌ها محدودیت‌ دیگر علیه کار و حضور زنان در اجتماع وضع کرده، شرکت نمایندگان این گروه در نشست دوحه تنها به مشروعیت‌بخشی آن‌ها می‌انجامد.

با این حال، ملل متحد بر حضور طالبان در نشست دوحه اصرار دارد و با مقام‌های طالبان در این مورد رای‌زنی می‌کند.

با گذشته هر روز، موضوع ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان تحت کنترول طالبان در سکوهای بین‌المللی رنگ می‌بازد و جایش را تعامل با این گروه و پرداختن به تهدیدات گروه‌های تروریستی از جمله داعش خراسان می‌‌دهد.

از سویی هم برخی فعالان زن معتقدند که مقابله با سیاست‌های سرکوبگرانه طالبان علیه زنان و دختران، نباید به حق آموزش محدود شود.

طالبان هرازگاهی تکرار می‌کنند که بسته شدن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف شش، موضوعی موقتی است و با فراهم شدن زمینه و فضای آموزش «مطابق شریعت» دختران به مکتب باز می‌گردند. نزدیک به سال از تکرار این سخنان می‌گذرد.

در یک مورد هم اخیرا سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان، گفت که موضوع آموزش دختران مربوط این گروه است و حکومت طالبان به «فرمایش» جامعه جهانی عمل نمی‌کند.

100%

جوامع مسلمان

بسیاری از کشورهای دارای جمعیت اکثریت مسلمانان منع آموزش دختران به دست طالبان را محکوم کرده‌اند و این اقدام را خلاف آموزه‌های دین اسلام خوانده‌اند.

سازمان همکاری اسلامی که بزرگترین سازمان بین‌المللی متشکل از کشورهای دارای نفوس اکثریت مسلمانان است، ماه گذشته در قطعنامه‌ای بر حمایت از حقوق زنان و دختران افغان به‌ویژه حق تحصیل و کار آنان تاکید کرد.

با این حال این سازمان گفت که به تعامل خود با طالبان در چارچوب رویکرد بشردوستانه ادامه خواهد داد.

همچنین در پانزدهیمین نشست این سازمان در ماه ثور، هیئت طالبان حضور داشت.

پیامدهای منع آموزش دختران

بسیاری از اثرات مخرب منع آموزش دختران به دست طالبان ویرانگر و جبران‌ناپذیر توصیف شده‌اند. به گفته‌ سازمان‌های حقوق بشری، بسته ماندن مکاتب دختران آنها را در معرض ازدواج‌های زیر سن و خشونت خانگی قرار می‌دهد.

بخش زنان ملل متحد در گزارشی که اخیرا منتشر کرد، هشدار داد که ممنوعیت آموزش دختران سبب افزایش ۲۵ درصدی ازدواج‌های زیر سن در افغانستان خواهد شد.

علاوه بر این، دختران محروم از مکتب در افغانستان به مدارس دینی تحت نظارت و برمبنای نصاب دینی طالبان رجوع می‌کنند. به رغم این‌که این مدارس «خطرناک و ترویج‌کننده افراطگرایی و تروریسم» خوانده شده‌اند، برخی خانواده‌ها سعی می‌کنند که با فرستادن فرزندان‌شان به این مراکز، ارتباط آنها را با خواندن و نوشتن حفظ کنند.

100%

نابودی رویاهای یک نسل دیگر دختران

در نزدیک به سه دهه گذشته، این دومین بار است که طالبان با تمام قدرت خود سر راه مکتب رفتن دختران افغانستان ایستاده می‌شود. در نیمه دوم دهه نود میلادی، طالبان که در حدود ۹۰ درصد خاک افغانستان تسط یافت، دختران را از مکتب رفتن منع کرد.

در سال ۲۰۰۱ که طالبان شکست خورد و آغازی دیگر برای افغانستان رقم خورد، اثرات برگشت‌ناپذیر سیاست‌های طالبان روی دست صدها هراز زن و دختر ماند. آنها در این مدت، از دنبال کردن رویاهای‌شان باز ماندند، تن به ازدواج‌های زودهنگام و اجباری دادند و بسیاری‌شان با سقوط حکومت طالبان هم نتوانستند در مسیر زندگی رسیدن به رویاهای‌شان قرار گیرند.

حاصل کار رژیم پنج ساله طالبان در آن زمان، برجا گذاشتن نسلی از زنان محروم از تحصیل بوده که حالا ترس از آینده مشابه برای دختران‌شان در رگ‌های‌شان دویده است.

100%

حکومت کنونی طالبان که در آستانه سه‌سالگی است، تنها زنان و دختران را در حوزه آموزش و تحصیل محدود نکرده است. طالبان مجموعه‌ای از فرمان‌های منتسب به رهبر دیده‌نشده این گروه را اجرا کرده که به باور بسیاری از فعالان و کارشناسان حقوق بشر، مصداق «آپارتاید جنسیتی» است.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

جرگه محلی میان طالبان و نیروهای پاکستانی در کنر آتش‌بس برقرار کرده است

۴

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۵

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

یونیسف: دختران افغانستان سه میلیارد ساعت درسی در مکاتب را از دست دادند

۲۴ جوزا ۱۴۰۳، ۰۶:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

صندوق حمایت از کودکان ملل متحد اعلام کرد که با گذشت هزار روز از بسته ماندن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف شش، دختران افغان سه میلیارد ساعت درسی را از دست دادند. یونیسف منع آموزش دختران به دست طالبان را نقض آشکار حق تحصیل آنها خوانده است.

در این بیانیه که روز پنجشنبه نشر شد، گفته شده محروم‌سازی سازمان یافته دختران از آموزش، منجر به کاهش فرصت‌ها و بدتر شدن سلامت روانی آنها می‌شود.

یونیسف تصریح کرد که حقوق کودکان به ویژه دختران نباید در مسائل سیاسی «گروگان» گرفته شود.

به گفته این سازمان، پیامدهای ممنوعیت آموزش دختران فراتر از خود دختران است؛ بحران بشری جاری در افغانستان را تشدید می‌کند و اثرات جدی بر توسعه و اقتصاد می‌گذارد.

طبق گزارش یونیسف، طالبان در ۱۰۰۰ روز گذشته نزدیک به یک‌ونیم میلیون دختر افغان را از آموزش محروم کرده‌اند.

اقدام طالبان برای بستن مکاتب دخترانه با محکومیت گسترده داخلی و خارجی روبه‌‌رو شده اما این گروه همچنان حاضر به لغو این تصمیم نیست.

چرا تیلور سوئیفت این‌قدر محبوب و آثارش پرفروش است؟

۲۳ جوزا ۱۴۰۳، ۰۴:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

تیلور سوئیفت، خواننده امریکایی، نام آشنایی برای بسیاری از مردم جهان است و خیلی‌ها درباره شهرت افسانه‌ای این ستاره پرطرفدار موسیقی پاپ شنیده‌اند. او چگونه به چنین محبوبیتی دست یافت و آثارش در سطح جهان پرفروش شد؟

تور کنسرت میلیارد دالری فعلی تیلور سوئیفت به نام «دوران» (Eras) یکی از پرفروش‌ترین تورهای تاریخ موسیقی است.

تور دوران با ۱۵۲ اجرا، از ماه مارچ ۲۰۲۳ آغاز شده و تاکنون بیش از دو میلیارد دالر تکت فروخته است.

پیش‌بینی می‌شود تا پایان این تور در دسامبر امسال در کانادا، این رقم افزایش چشم‌گیری داشته ‌باشد.

این درآمد هنگفت، فروش محصولات جانبی و فیلم مستند ۲۶۱ میلیون دالری تور را در برنمی‌گیرد.

به گزارش بی‌بی‌سی‌ جهانی، این ستاره هفته گذشته سه شب اجرا در استادیوم موریفیلد ادینبورگ در اسکاتلند داشت که نخستین اجرا از ۱۷ اجرای او در بریتانیا از جمله هشت برنامه در ورزشگاه معروف ومبلی لندن بود.

محبوبیت بی‌نظیر سوئیفت ریشه در عوامل گوناگونی دارد که مهم‌ترین آن‌ها، ارتباط صمیمی و عمیق با هواداران است.

او در آهنگ‌هایش از تجربیات شخصی و احساسات واقعی سخن می‌گوید.

این ارتباط عاطفی باعث شده هواداران سوئیفت، او را بخشی از زندگی خود بدانند.

100%

یکی دیگر از دلایل اصلی موفقیت این خواننده، تلاش و پشتکار بی‌امان برای رسیدن به جایگاه کنونی است.

لانا دِل‌ری، ستاره پاپ که با سوئیفت همکاری داشته، معتقد است: «او بیشتر از هر کسی این شهرت را می‌خواهد و چقدر شگفت‌انگیز؛ او دقیقا به آنچه می‌خواهد، می‌رسد.»

علاوه بر ارتباط با طرفداران، سوئیفت در کنسرت‌هایش تلاش می‌کند تا حس اتحاد و همبستگی را در میان دوستدارانش ایجاد کند.

او ضمن استفاده مکرر از ضمایر جمع چون «ما» و «مان»، در هر شهر دو آهنگ محلی را متناسب با جمعیت حاضر اجرا می‌کند. برای مثال، در اسکاتلند انتظار می‌رود او ترانه «Guilty As Sin» را اجرا کند که به گروه محلی آبردین «The Blue Nile» اشاره دارد.

برخلاف تورهای اخیر ستارگان بزرگ همچون بیانسه و مدونا که بیشتر بر تکریم و تحسین خود آن‌ها متمرکز بود، تور دوران سوئیفت بیشتر شبیه یک جشن است؛ جشنی که در آن سوئیفت و طرفداران با هم موفقیت‌های چندین ساله را جشن می‌گیرند.

هواداران جوانی چون لیلی و گریس در ادینبورگ تایید می‌کنند که آثار سوئیفت بازتاب‌دهنده تجربه و احساسات واقعی آن‌هاست و باعث می‌شود احساس تنهایی نکنند.

در ادینبورگ اسکاتلند که اولین ایستگاه تور بریتانیایی سوئیفت بود، شور و اشتیاق هواداران به اوج خود رسید.

قطارهای تراموا با تصاویر این ستاره تزیین شده، دریاچه معروف «تای» موقتا به «لوچ تی‌تی» تغییر نام یافته و حتی باغ‌وحش محلی، نام دو میمون تازه متولد شده خود را تیلور و سوئیفت گذاشته‌ است.

چنین استقبال گسترده‌ای از سوی طرفداران باعث شد تا در شهرهای میزبان کنسرت‌ها، اقتصادهای محلی رونق قابل توجهی را تجربه کنند.

مقامات محلی اعلام کرده‌اند ورود سوئیفت به شهرهایشان، میلیون‌ها پوند درآمد به همراه داشته ‌است.

100%

با وجود این هیجانات بی‌سابقه، شاید کمی دشوار باشد که به یاد آوریم در آخرین تور بریتانیایی سوئیفت در سال ۲۰۱۸ موسوم به «شهرت» (Reputation) استقبال چندان گرمی از این ستاره نشد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در شب افتتاحیه این تور در شهر منچستر، حدود ۱۸ هزار صندلی خالی وجود‌ داشت. اما حالا چه چیزی تغییر کرده ‌است؟

عوامل مختلفی در این زمینه دخیل هستند؛ مهم‌ترین آن‌ها آلبوم‌های فولکلور (Folklore) و اِوِرمور (Evermore) است که در دوران همه‌گیری کرونا با سبکی کاملا متفاوت و فولک منتشر شدند.

این آثار توانستند گروه‌های جدیدی از منتقدان و طرفداران را که پیش از این تحت تاثیر سبک کانتری و پاپ سویفت قرار نگرفته بودند، جذب کنند.

ظهور پلتفرم تیک‌تاک نیز سویفت را به مخاطبان جدیدتر و جوان‌تری معرفی کرد.

پروژه بازخوانی و ضبط مجدد شش آلبوم ابتدایی سوئیفت که به وسیله خودش انجام شد، توانست آثار قدیمی او را هم در میان نسل جدید محبوب کند.

کیتی الیس، یکی از هنرمندانی که سال‌هاست به عنوان تریبیوت آرتیست، آثار سوئیفت را اجرا می‌کند به بی‌بی‌سی گفت: «هرگز از خواندن آهنگ‌های او خسته نمی‌شوم چرا که هر یک از آن‌ها با یک حالت روحی خاص گره خورده ‌است.»

شاید بتوان گفت محبوبیت روزافزون سوئیفت ترکیبی از عوامل گوناگونی چون ارتباط صمیمی با هواداران، انعطاف‌پذیری و نوآوری در آثار، تلاش و پشتکار مستمر و توانایی در جذب مخاطبان جدید است که این ستاره را به یکی از درخشان‌ترین پدیده‌های موسیقی جهان در عصر کنونی بدل کرده ‌است.

موفقیت کم‌نظیر تور فعلی او گواه این ادعاست.

یونیسف: بیش از یک میلیون دختر در افغانستان از حق آموزش محروم‌ شده‌اند

۲۲ جوزا ۱۴۰۳، ۱۵:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، یونیسف، روز سه‌شنبه (۲۲ جوزا) اعلام کرد که بیش از یک میلیون دختر در افغانستان از حق آموزش محروم شده‌اند. یونیسف تاکید کرد که ادامه محرومیت دختران از آموزش، نسل آینده این کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشته است که آموزش راه نجات برای کودکان در افغانستان است.

این سازمان با تاکید بر سرمایه‌گذاری در بخش آموزش نوشت: «با سرمایه‌گذاری در بخش آموزش به آینده کشور سرمایه‌گذاری می‌کنیم.»

براساس آمار سازمان ملل ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در افغانستان از آموزش محروم‌اند.

اوچا روز دوشنبه در گزارشی نوشت که در صورت عدم دریافت کمک صدها هزار کودکی که درحال حاضر در صنف‌های درسی آموزش می‌بییند از دسترسی به آموزش‌های ابتدایی محروم و در معرض خطر بی‌سوادی، ازدواج زودهنگام و خشونت مبتنی بر جنسیت قرار خواهند گرفت.

طالبان پس از تسلط بر افغانستان در تابستان ۱۴۰۰، مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم را بست. این گروه همچنین دختران را از رفتن به دانشگاه محروم و زنان را از کار با سازمان‌های غیردولتی منع کرده است.

پژوهش نهاد پاکستانی: طالبان از ترس پیشرفت افغانستان، مانع آموزش دختران می‌شوند

۲۱ جوزا ۱۴۰۳، ۱۹:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی در پژوهشی نوشت که طالبان قندهاری در مورد آموزش و تحصیل دختران رویکرد سختگیرانه و محافظه‌کارانه‌تری نسبت به شبکه حقانی و طالبان پکتیکایی دارند. به گفته این سازمان پاکستانی، طالبان از ترس پیشرفت افغانستان، مانع آموزش دختران می‌شوند.

این پژوهش زیر نام «پروفایل طالبان: دیدگاه‌ها و استراتژی‌ها» است سیاست‌ها و دیدگاه‌های طالبان را در یکسال گذشته بررسی کرده است.

نویسندگان این پژوهش به افغانستان سفر کرده و با ده‌ها مقام طالبان از جمله ملا شیرین، والی این گروه در قندهار و مشاور ارشد ملاهبت‌الله آخوندزاده، پژوهشگران و اعضای جامعه مدنی افغانستان مصاحبه کرده‌اند.

یک نسخه گزارش این محققان در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته‌ است.

نویسندگان پژوهش شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی باور دارند که طالبان قندهاری با آموزش دختران مخالفت می‌کنند زیرا می‌ترسند که اجازه حضور زنان در مکان‌های عمومی، «افغانستان را به سمت مدرن‌سازی و پیشرفت بکشاند.»

در این پژوهش آمده است که طالبان قندهاری معتقدند که «امتیازدهی به زنان، مرزهای بین دموکراسی و شریعت اسلامی را از بین می‌برد.»

این پژوهش می‌گوید:«در منطقه لوی قندهار، جایی که سنت یا ایدیولوژی مذهبی حاکم است به دلیل ترس از دست دادن دستاوردها کوچکترین صداهای مخالف به سرعت فرونشانده می‌شود.»

طالبان یکپارچه نیست

شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی نوشت که طالبان یک جنبش چند پارچه است و تقسیمات منطقه‌ای در این گروه مشهود است. همچنین، برخورد آنها با ایدیولوژی گروه طالبان متفاوت است.

در گزارش آمده که طالبان به سه دسته افراطی/معتدل، قبایلی و منطقه‌ای مانند تضاد طالبان قندهاری و پکتیایی و نهایتا نیروهای جنگی و طبقه سیاسی تقسیم می‌شوند.

با این که در درون طالبان زمزمه‌های مخالفت شینده می‌شود اما این نهاد تحقیقی پاکستانی باور دارد که کنترول رهبر طالبان بر این گروه، «باثبات است و به چالش کشیده نمی‌شود.»

طالبان روستایی و شهری

نویسندگان این نهاد پاکستانی باور دارند که رهبران طالبان قندهاری در روستاها و رهبران شبکه حقانی در شهرهای پاکستان زندگی کرده‌اند و این بر نحوه نگاه شان به امور، از جمله آموزش زنان و روابط با جهان بیرون تاثیر گذاشته است.

این نهاد می‌گوید طالبان قندهاری در زمان جنگ در مناطق دور افتاده پاکستان مانند چمن، قلعه عبدالله، قلعه سیف‌الله، کوچلک و حومه کویته و شماری از آنها در کوهستان‌ ساکن بودند که با پدیده‌های مدرن و شهری مانند آموزش زنان چند آشنا نبودند.

در این پژوهش آمده است که طالبان پکتیکایی که عمدتا در کابل، خوست، پکتیا و وپکتیکا و بخش‌های از لوگر زندگی می‌کنند، به دلیل تجربه زندگی در شهرهای پاکستان مانند اسلام‌آباد، بنو، پشاور و دره اسماعیل‌خان دیدگاه نسبتا بازتری نسبت به موضوعاتی مانند آموزش زنان دارند.

در این پژوهش همچنین آمده است طالبان پکتیکایی به دلیل ارتباط نزدیک با ستیزه‌جویان خارجی القاعده، تحریک طالبان پاکستان و زندگی در شهرها، جناح نسبتا معتدل، عمل‌گرا و موافق ارتباط با جهان تلقی می‌شوند.

شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی در این پژوهش نوشت که طالبان قندهاری متشکل از روحانیون مذهبی و فرماندهان جهادی هستند که در ولایات قندهار، هلمند، فراه و ارزگان و بخش‌هایی از نیمروز زندگی می‌کنند.

براساس متن این پژوهش، قندهار مرکز قدرت این گروه است و طالبان قندهاری نفوذ قابل توجهی در حاکمیت طالبان دارند.

حلقه نزدیک هبت‌الله

شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی اطلاعاتی درباره اعضای حلقه نزدیک به هبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان منتشر کرده است.

بربنیاد این پژوهش، خالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر، فریدالدین محمود، رئیس اکادمی علوم، یوسف وفا، والی بلخ، ملا شیرین، والی قندهار، عبدالحکیم حقانی، وزیر عدلیه، نور محمد ثاقب، وزیر حج و اوقاف و حبیب‌الله آغا، وزیر معارف، از مشاوران نزدیک ملاهبت‌الله آخندزاده رهبر طالبان هستند.

شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی می‌گوید این افراد در مورد موضوعات مهم به‌ویژه موارد مربوط به مسایل شرعی و امور خارجی به رهبر طالبان مشوره می‌دهند.

واحد پنچ هزار نفری انتحاری

در بخشی از این پژوهش آمده که هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان یک واحد مستقل ۵ هزار نفری را برای نیروهای انتحاری خود تشکیل داده است.

این شورا می‌نویسد: «رهبر طالبان برای افرادی که داوطلبانه به قطعه انتحاری می‌پیوندند، احترام زیادی قایل است.»

با وجود ختم جنگ در برابر امریکا و دولت پیشن افغانستان، قطعات انتحاری طالبان همچنان فعال اند.

در گزارش آمده که رهبر طالبان از نزدیک حمایت از خانواده‌های جنگجویان کشته را زیرنظر دارد و آنها تحت پوشش وزارت شهدا و معلولین اند. هدف از این اقدام، نه تنها توجه به وضعیت این خانواده‌ها بلکه تقویت ریشه‌های وفاداری در گروه طالبان نیز است.

نهادهای امنیتی در انحصار طالبان

در این پژوهش آمده که طالبان تنها اعضا و بستگان خود را به نهادهای امنیتی راه می‌دهند. به جنگجویان طالبان گفته شده که به مرور زمان جذب ارتش و پولیس خواهند شد.

در پژوهش گفته شده که چانس افرادی که عضو طالبان نیستند، برای پیوستن به ارتش و پولیس بسیار پایین است.

بی‌اعتبارشدن دفتر دوحه

در این پژوهش آمده است که شماری از طالبان به اعضای دفتر سیاسی در دوحه با شک می‌نگرند و این بی‌اعتمادی باعث ایجاد شکاف بین فرماندهان طالبان و اعضای دفتر دوحه شده است که در چند سال گذشته با مقام های خارجی تعامل و مذاکرات سیاسی انجام داده‌اند.

این نهاد به نقل از یکی از تحلیلگران نزدیک به یک مقام‌بلندپایه طالبان، در مورد این بی اعتماد نوشت که فرماندهان و جنگجویان طالبان احساس می‌کنند که اعضای دفتر دوحه زندگی شیک و آرام دارند. همچنین، به آنها در ارتباط به خروج نیروهای امریکایی از افغانستان اعتبار زیاد داده شده است.

این در حالیست که فرماندهان طالبان احساس می‌کنند که آنها نقش اصلی را در وادار کردن امریکا برای خروج از افغانستان بازی کردند.

در این گزارش گفته شده رهبر طالبان حرف آخر را در مورد مسایل مربوط به سیاست خارجی این گروه می‌زند.

ظاهراً، به نظر می‌رسد که کشورهای منطقه به سوی به رسمیت شناختن طالبان گام بر می‌دارند، اما به گفته شورای تحقیقات بین‌المللی امور مذهبی، واقعیت این است که این کشورها نیز در رابطه به طالبان محتاط اند. به گفته این پژوهش، انتخاب جامعه جهانی تعامل بدون رسمیت با طالبان است.

این تعامل عمدتا معطوف به ارائه کمک‌های بشردوستانه به افغانستان است.

قلع و قمع سلفی‌ها

در این پژوهش آمده که طالبان با بی‌رحمی با سلفی‌ها برخورد کرده‌اند. این گروه به هیچ وجه سلفی‌ها را تحمل نمی‌کند و آنها را به حمایت از داعش متهم کرده است. این سرکوب تا جایی است که جلو فعالیت سلفی‌ها در مساجد، مدارس و اجتماعات شان گرفته شده است.

نویسندگان پژوهش باور دارند که سرکوب سلفی‌ها زمینه پیوستن بیشتر آنان به داعش را مساعد می‌سازد.

در این پژوهش به سرکوب شبه نظامیان اوزبیک اشاره شده است. یک فرمانده طالبان گفته است که طالبان ۳۰۰ عضو جنبش اسلامی اوزبیکستان، از جمله زنان را در ننگرهار و کنر از بین برده است.

جنبش اسلامی اوزبیکستان تهدیدی برای اوزبیکستان به حساب می‌آید، کشوری که قصد دارد با گسترش روابط تجاری و سیاسی، طالبان افغان را به سرکوب و مهار شبه نظامیان اوزبیک متقاعد کند.

در این گزارش آمده که داعش به رغم سرکوب‌ها، تهدیدی جدی برای حاکمیت طالبان است.

حضور غیرپشتون‌ها نمادین است

بربنیاد این پژوهش اندیشکده پاکستانی، با وجود اینکه طالبان برخی چهره‌ها از قوم تاجیک‌، هزاره و ازبیک را در سمت‌های دولتی گماشته است، اما حضور آنان سمبولیک و نمادین است. ساختارهای قدرت در ولایات غیرپشتون‌ مانند بامیان نیز در اختیار طالبان پشتون است.

«باز فردایی هست»؛ یک زن قربانی خشونت خانگی در ایتالیای پس از جنگ جهانی دوم

۲۱ جوزا ۱۴۰۳، ۱۰:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
بابک مستوفی

«باز فردایی هست» ساخته پائولا کورتلسی که این روزها در سینماهای اروپا اکران شده، داستان یک زن در ایتالیای پس از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند که به طور مرتب مورد آزار جسمی شوهرش قرار می‌گیرد.

فیلم که برای اولین بار در جشنواره رم به نمایش درآمد و تحسین شد، در قالب فیلم‌های نئورئالیستی ایتالیایی ساخته شده و دقیقاً همان حال و هوا و شکل و شمایل و همین طور پرداخت تصویری را دنبال می‌کند، تا آنجا که به نظر می‌رسد با فیلمی از اوایل دهه پنجاه ایتالیا روبرو هستیم.

شیوه ساده روایت و لختی نماها و پرهیز از همه چیزهای اضافی به همراه نمایش فقر دوران پس از جنگ، همه و همه فیلم را به یک اثر نئورئالیستی کلاسیک نزدیک می‌کند که البته حالا مضمونی امروزی‌تر را پی می‌گیرد: پرداختن به خشونت خانگی و آزار جسمی‌ای که یک زن تحمل می‌کند.

حضور یک فیلمساز زن در پشت دوربین، فضا و حس‌های زنانه بیشتری را به آن بخشیده است و فیلم می‌خواهد ما را با درون و دنیای یک زن نسل گذشته همراه کند، زنی که از نظر درک حق و حقوق خود با زنان امروز متفاوت است. البته فیلم از همین حیث آسیب می‌بیند: فیلم روایتگر زنی است که درکش برای نسل امروز بسیار مشکل است. تماشاگر در طول فیلم بارها و بارها از خود می‌پرسد که این زن چرا این همه تحقیر و تنبیه جسمی را تحمل می‌کند و لب باز نمی‌کند.

هر چند مسأله فیلم دقیقاً پرداختن به همین نوع زنی است که لب باز نمی‌کند و همه چیز را بر اساس سنت می‌پذیرد، اما میزان خشونت فیلم بر علیه این زن و نوع تصویری که از مرد خانواده ارائه می‌شود، تماشاگر امروزی فیلم را جان به لب می‌کند، او را حرص می‌دهد و تا آستانه غیر قابل باور شدن فیلم پیش می‌رود.

از این جهت شاید اگر فیلم در همان دهه پنجاه ایتالیا ساخته می‌شد، کارکرد بیشتری داشت تا به امروز که تماشای این همه زجر یک زن و پذیرش بی چون و چرای آن برای تماشاگر غیرقابل باور می‌شود. تماشاگر امروز به سادگی می‌خواهد که این زن بدون هیچ نوع تردید با مردی که به او علاقه‌مند است، آنجا را برای همیشه ترک کند، اما فیلم با آن که در جهت احقاق حق و حقوق زنان ساخته شده، در یک تناقض غریب گیر می‌افتد: فیلم به همراه شخصیت اصلی‌اش محافظه‌کار می‌شود و فضای نئورئالیستی دهه پنجاه میلادی‌اش را باور می‌کند.

به یک معنی فیلمساز در همان دوران می‌ماند و به این نکته توجه ندارد که تماشاگر با درک و دانشی متفاوت از آن زمان به تماشای فیلم خواهد نشست و به این ترتیب به سادگی انتظار دارد که زن شوهر دیوانه و خشنش را بدون هیچ تأملی ترک کند و زندگی تازه‌ای را با مرد دیگری آغاز کند. اما فیلم خودش هم در قید و بند جامعه و عرف و سنت و نقش همیشگی زن به عنوان مادر می‌افتد و اجازه عکس‌العمل را به شخصیتش نمی‌دهد.

در نتیجه از یک اقدام انقلابی و متفاوت خبری نیست (چیزی که تماشاگر تا انتها انتظارش را دارد)، برعکس فیلم همه چیز را به «فردا» موکول می‌کند و این که «باز فردایی هست». نگاه محافظه‌کار فیلم همه چیز را به آینده و فردایی موهوم موکول می‌کند و می‌خواهد تماشاگرش را با واقعیت حق رأی زنان در ایتالیای پس از جنگ آسوده کند.

به یک معنی پایان فیلم برای تماشاگر امروزی‌اش شوک‌دهنده است: زمانی که تماشاگر انتظار دارد زن برای همیشه با مرد مورد علاقه‌اش شهر را ترک کند و به نظر می‌رسد که در حال انجام این کار است، فیلم او را در صف رأی دادن به نمایش می‌گذارد، اما این پایان با رویکردهای فمینیستی همخوانی ندارد.

با آن که در صحنه آخر زمانی که مرد قصد تعرض به زن را دارد، همه زنان در صف رأی دادن جلوی او می‌ایستند (به این ترتیب فیلم نوید زمانه‌ای دیگر را می‌دهد) اما این کافی نیست و کنش فردی در بحث فمینیسم، انتظار فردا و فدا شدن زن برای نسل آینده (برای فرزند: باز بازگشتی به نقش کلیشه‌ای زن به عنوان مادر) را نمی‌پذیرد. فیلم بر این نکته صحنه می‌گذارد که زن تقدیر خود را می‌پذیرد و حالا تنها می‌خواهد دختر خود یعنی نسل بعدی را نجات دهد و به همین دلیل با کمک سرباز امریکایی، کافه خواستگار خشن دخترش را منفجر می‌کند تا مانع ازدواج آنها شود. هر چند در دنیای فیلم این کنش فردی او قابل ستایش است، اما در نهایت او این کار را برای نسل بعد انجام می‌دهد و نه برای خودش. او گام مهم و حیاتی برای تغییر زندگی خودش را برنمی‌دارد و همه چیز را به «فردا» ارجاع می‌دهد.

با آن که فیلم ساختار درخوری دارد و می‌تواند تماشاگر را در فضا و زمان و مکان مورد نظر غرق کند، اما در نهایت در بحث فمینیسم و حقوق زنان که بحث اصلی فیلم است، با وجود تلاش برای نور انداختن بر یک معضل اجتماعی، عملاً رویکردی محافظه‌کارانه از خود نشان می‌دهد.