• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آیا خامنه‌ای می‌خواهد پزشکیان رئيس‌جمهور ایران شود؟

ستار سعیدی

روزنامه‌نگار

۵ سرطان ۱۴۰۳، ۱۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

پس از کشته شدن ابراهیم رئيسی در سقوط چرخبال،‌ این برداشت وجود داشت که سعید جلیلی به دلیل شباهت فکری به رئيسی، گزینه بعدی رهبر جمهوری اسلامی برای ریاست‌جمهوری ایران خواهد بود. اما به نظر می‌رسد از میان شش نامزد موجود، مسعود پزشکیان گزینه اصلی علی خامنه‌ای باشد.

رهبر جمهوری اسلامی به دنبال مشارکت بالای رای‌دهندگان است؛ او می‌گوید در هر انتخاباتی که مشارکت پایین بوده، زبان بدگویان دراز شده و دشمن شاد شده است. او به خوبی می‌داند که با گزینه‌های آزموده شده‌ای مانند سعید جلیلی و باقر قالیباف نمی‌تواند انتظار مشارکت بیشتر از انتخابات قبلی داشته باشد.

به همین دلیل با وجود اینکه مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ رد صلاحیت شده بود، این بار تایید شد تا بتواند در کنار رای قومی خود در میان ترک‌تباران، کسانی را که هنوز به اصلاحات باور دارند به پای صندوق‌های رای بکشاند. هرچند بسیاری در ایران باور خود به صندوق رای و انتخابات را از دست داده و این رای‌گیری را یک انتصابات دیگر می‌دانند.

چینش به نفع پزشکیان

با رد صلاحیت افرادی مانند علی لاریجانی که ممکن بود به عنوان چهره‌ای معتدل و نزدیک به حسن روحانی، باعث پراکنده شدن آرای اصلاح‌طلبان شود، چینش نامزدها به نفع مسعود پزشکیان رقم خورده است.

سعید جلیلی و باقر قالیباف، از نامزدهای انتخابات ایران
100%
سعید جلیلی و باقر قالیباف، از نامزدهای انتخابات ایران

در ساختار رهبرمحوری که قانون اساسی جمهوری اسلامی پیشبینی کرده است، کسی نمی‌تواند بدون تامین نظر علی خامنه‌ای به مقام‌ ریاست‌جمهوری برسد. رهبر جمهوری اسلامی این نظر را از طریق شورای نگهبان اعمال می‌کند؛ این شورای ۱۲ نفره از شش عالم دین (فقیه) و شش حقوقدان تشکیل شده است. شش فقیه مستقیماً توسط خود رهبر منصوب می‌شوند و شش حقوقدان را رئیس قوه قضائيه – که خود منصوب رهبر است – برای تایید به مجلس (پارلمان) پیشنهاد می‌کند که اعضای آن نهاد هم از فیلتر همین شورا گذشته‌اند.

قانون نانوشته‌ای وجود دارد که نامزدهای برجسته و صاحب‌نام، پیش از اینکه شناسنامه به‌دست در ستاد انتخابات کشور حاضر شوند، از «بیت» چراغ سبز دریافت می‌کنند و منظور از بیت، دم و دستگاه رهبراست.

رهبر به عده‌ای «توصیه» می‌کند نامزد نشوند، چنان‌که در سال ۱۳۹۵ به محمود احمدی‌نژاد توصیه کرده بود و او نادیده گرفت و در شورای نگهبان رد صلاحیت شد. گاهی هم مخالفتی نشان نمی‌دهد و حتی پس از رد صلاحیت، از آن‌ها دلجویی می‌کند، اما پشت پرده به شورای نگهبان می‌گوید کار خود را انجام دهند. همانطور که در یک سخنرانی پس از رد صلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، از او و خانواده‌اش دلجویی کرد، ولی این بار که لاریجانی بار دیگر پا پیش گذاشت، به دلایلی که هیچ‌وقت علنی نمی‌شود، رد صلاحیت شد.

'شیر بی‌یال و اشکم و دم' اصلاحات

علی خامنه‌ای در ۱۵ سال گذشته، اصلاح‌طلبان را قلع و قمع کرده و رهبران آن‌ها را حصر، زندانی یا ممنوع‌التصویر کرده است. بیشتر کسانی که پس از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ به نام جنبش سبز به خیابان‌ها ریختند، یا چهار سال پس از آن، به روبان بنفش حسن روحانی چنگ انداختند،‌ اکنون به تعبیری برانداز شده‌اند و به چیزی جز رفتن خامنه‌ای و سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهند.

کسانی که به نام اصلاح‌طلب هنوز در ساختار سیاسی ایران باقی مانده و تحمل می‌شوند، تبدیل به شیر بی‌یال و اشک و دم شده‌اند. آن‌ها خط قرمزهای مورد نظر علی خامنه‌ای در عرصه سیاست داخلی و خارجی را پذیرفته و هیچ قصد و غرضی برای به چالش کشیدن جایگاه او در نظام جمهوری اسلامی ندارند.

مسعود پزشکیان در کنار محمد خاتمی
100%
مسعود پزشکیان در کنار محمد خاتمی

اکنون و با وجود سال‌ها ممنوع‌التصویر بودن محمد خاتمی، رئيس‌جمهور دوره اصلاحات، عکس و نام او به همراه مسعود پزشکیان در تلویزیون جمهوری اسلامی دیده و شنیده می‌شود.

آقای خاتمی هم که در انتخابات گذشته به قول خودش در کنار اکثریت ناراضی ایستاده و رای نداده بود، این بار از مسعود پزشکیان حمایت کرد و از مردم خواست با صندوق رای آشتی کنند.

با کوچک‌تر شدن حلقه حامیان سنتی خامنه‌ای – که نمونه‌اش را در انتخابات گذشته مجلس و راهپیمایی سالگرد انقلاب دیدیم – رهبر جمهوری اسلامی بیش از گذشته احساس نیاز می‌کند که به فضای مرده انتخابات، نفس تازه‌ای بدمد و ظاهر جمهوریت نظام را حفظ کند. او می‌گوید «یکی از چیزهایی که جمهوری اسلامی را بر دشمنان فایق می‌کند،‌ انتخابات است.» او می‌خواهد این مشارکت بالا را با فضا دادن به اصلاح‌طلبان به‌دست آورد.

با افزایش احتمال بازگشت دانلد ترامپ به کاخ سفید و موج راستگرایی در اروپا، جمهوری اسلامی به چهره‌هایی در عرصه سیاست خارجی خود نیاز دارد تا بتوانند پنجره گفت‌وگو با غرب را باز نگه دارند و تنش‌زدایی کنند.

در کنار مسعود پزشکیان و علی جلیلی، چهار نامزد دیگر، محمدباقر قالیباف، علیرضا زاکانی،‌ امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی و مصطفی پورمحمدی هم حضور دارند.

دور از ذهن نیست که زاکانی و قاضی‌زاده هاشمی، در روزهای مانده به انتخابات به نفع یکی از دو نامزد باقیمانده محافظه‌کاران (قالیباف یا جلیلی) کنار بروند. مصطفی پورمحمدی هم به نفع مسعود پزشکیان کنار خواهد رفت و چه بسا در دولت آینده او، به پستی مانند وزارت دادگستری دست یابد. به این ترتیب، مسعود پزشکیان که در مناظره‌ها گفته است در دولت خود به سوی همه طیف‌های سیاسی و فکری دست دراز خواهد کرد،‌ یک وزیر از جامعه روحانیت مبارز خواهد داشت که پیشینه وزارت در دولت حسن روحانی دارد.

پربازدیدترین‌ها

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود
۱

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود

۲

منابع می‌گویند پسر الله‌گل مجاهد در حادثه تیراندازی کابل کشته شده است

۳

'تیراندازی' در سرای شهزاده کابل

۴

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟

۵

رهبر طالبان در پیام عید قربان: مسئولان از ظلم به مردم خودداری کنند

•
•
•

مطالب بیشتر

مخالفان طالبان کی‌ها هستند، آیا فرصت انسجام فرا رسیده است؟

۴ سرطان ۱۴۰۳، ۱۲:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
ملک ستیز

طالبان به عنوان یک گروه سیاسی، مذهبی و نظامی از سال ۱۹۹۲ به این‌سو در معادلات افغانستان به عنوان یک بازیگر کلیدی شامل شد. از آن‌زمان به این‌سو، این گروه دو بار بر قدرت سیاسی در افغانستان حاکم شده است.

طالبان از لحاظ سیاسی و ایدیولوژیک، یک گروه راست‌گرای تندرو اسلامی شمرده می‌شود که به دولت معاصر و جایگاه شهروند در آن باور ندارد و می‌خواهد نظامی را در افغانستان پیاده کند که استوار به روحانیت افراطی باشد.

این‌که مخالفان طالبان در داخل و خارج کشور فراوان هستند، بر همه روشن است. اما چگونه باید مخالفان طالبان را شناسایی کرد. مخالفان طالبان به سه دسته تقسم‌بندی شده‌اند.

نخست: مخالفان سیاسی

مخالفان سیاسی به گروهی اطلاق می‌شود که در جنب تشکلات و یا سازمان‌های سیاسی در برابر طالبان قرار گرفته‌اند. احزاب سیاسی اسلامی و چپی که پیشینه طولانی مبارزات سیاسی را در کارنامه خود دارند در این جمع شامل هستند. اما احزاب چپی که با مرور زمان متواری شده و تشکلات پویایی ندارند، در این میان چندان قابل دید نیستند. با این حال گروه‌های اسلامی و سیاسی حداقل از لحاظ شکلی متمایزتر نمایان می‌شوند.

در این میان شاخه‌های حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی و جنبش اسلامی تلاش کرده‌اند در داخل و بیرون از کشور برنامه‌هایی را راه‌اندازی کنند.

به جز حکمتیار، سایر رهبران احزاب سیاسی راستی اسلامی، افغانستان را ترک کرده و در ترکیه ائتلافی را شکل دادند. حکمتیار از بارزترین چهره‌های مخالفان سیاسی طالبان است که توانسته از کابل، با وجود تهدیدها، نقدهایش را در باب رژیم و ساختار سیاسی طالبان ارائه دهد.

اما گروه ترکیه به برگزاری نشست‌های مجازی و پخش اعلامیه‌هایی اکتفا کرده‌اند. این گروه‌ها از سیطره رهبران پیر و کهنه‌کار و کهنه‌فکر برون نشده‌اند. از سویی‌هم رهبری گروه ترکیه کسانی هستند که در زمان جمهوریت قدرت سیاسی را به شکل و فعال و غیرفعال با حامد کرزی و اشرف غنی تقسیم کرده بودند. اینها پیشینه بدنام فساد اداری و اختلاس را در کارنامه‌های خود دارند که نقش سیاسی‌شان را در حیات سیاسی و اجتماعی افغانستان آسیب شدید رسانیده است.

رهبران مخالفان سیاسی که برخی از آن‌ها وارثان جنگ سرد هستند، ظرفیت بالایی در عوام‌فریبی دارند و بر ذهنیت هم‌قطاران خود حاکمیت می‌کنند. این گروه به هیچ صورتی نتوانسته است فکر تازه‌ای برای جایگزینی طالبان خلق کند.

فدرال‌طلبان نیز از گروه‌های متبارز ضد طالبانی هستند که خواهان ساختار سیاسی غیرمتمرکز به جای طالبان هستند. در این راستا نقش حزب گنگره ملی تحت قیادت لطیف پدرام برجسته است.

دوم: مخالفان ارزشی

مخالفان ارزشی به گروهی اطلاق می‌شود که مشکل جدی با طالبان بابت نقش شهروند در نظام سیاسی دارد. این گروه، طالبان را به عنوان یک موسسه‌ هراس‌افگنی می‌شناسد که مردم افغانستان را به گروگان گرفته‌اند. به باور این گروه طالبان مشروعیت و مقبولیت اجتماعی ندارند و قدرت را به زور تفنگ و معامله‌ استخباراتی غصب کرده‌اند.

مخالفان ارزشی طالبان، وضعیت کنونی افغانستان را به فاجعه‌ای تشبیه می‌کنند که در آن کرامت انسانی قربانی ایدئولوژی تندروانه طالبانیسم شده است. مخالفان ارزشی طالبان استدلال می‌کنند که حقوق زنان در جامعه کاملا حذف شده و در جهان هیچ کشوری به اندازه افغانستان از این بابت به مصیبت اجتماعی مواجه نشده است. این تخطی و تبعیض آشکار مصداق آپارتاید جنسیتی شده که در عصر امروز قابل قبول نیست.

مخالفان ارزشی طالبان را گروه‌های اجتماعی و مدنی، روشن‌فکران و روشن‌گران، فعالان حقوق زن و مدافعان حقوق بشر، فرهنگیان و هنرمندان، تحلیل‌گران و پژوهش‌گران، متخصصان و تکنوکرات‌ها و دادخواهان عدالت اجتماعی می‌سازند. این گروه‌های پویای اجتماعی در داخل و خارج از کشور فعال هستند و به صورت گسترده دست به راه‌اندازی برنامه‌های دادخواهانه می‌زنند.

سوم: مخالفان نظامی

مخالفان نظامی طالبان را گروه‌ها و افرادی می‌سازند که در صدد نابودی و واژگونی امارت اسلامی طالبان از طریق مبارزات مسلحانه هستند. به باور آن‌ها طالبان باید از سیستم سیاسی و معادله‌ قدرت به طور کامل حذف شوند زیرا آن‌ها به گفت‌وشنود سازنده برای رفع تضادها در افغانستان باور ندارند.

این گروه باور دارد که یگانه راه تغییر سیاسی در کشور از دهلیز جنگ با کسانی عبور می‌کند که به جز خود به هیچ کس دیگر حرمت و نقش قایل نیستند. مخالفان نظامی طالبان به دو دسته تقسیم شده‌اند:

گروه نخست را جبهه مقاومت ملی افغانستان تحت رهبری احمد مسعود شکل می‌دهد. جبهه مقاومت یک گروه سیاسی-نظامی است که در آن چهره‌های شاخص شورای نظار جمع شده‌اند.

تعداد زیادی از اعضای رهبری این گروه را از امرالله صالح معاون رئیس‌جمهور سابق افغانستان گرفته تا وزرای کلیدی آن دوران شکل داده است. می‌توان از امرالله صالح معاون نخست رییس‌جمهور سابق، بسم‌الله خان وزیر دفاع و تاج محمد جاهد وزیر داخله آن دوران نام برد.

دومین گروه مخالفان نظامی طالبان را جبهه‌ آزادی افغانستان تحت رهبری یاسین ضیا رئیس‌ ستاد مشترک نیروهای مسلح افغانستان می‌سازد. رزمندگان این گروه را افسران و سربازان ارتش ملی افغانستان می‌سازد که برای آزادی افغانستان می‌رزمند.

این گروه با وجود دشواری‌های زیاد اقتصادی و سیاسی توانسته است عملیات‌های پیچیده‌ را علیه نیروهای طالبان راه‌اندازی کند. جبهه‌ی آزادی یک ساختار سیاسی نظامی است که در داخل و خارج از افغانستان فعالیت دارد.

اما سه عاملی که جلو انسجام و همگرایی میان گروه‌های ضد طالبان را گرفته چیست؟

نخست، نبود یک فکر تازه است. همه این گروه‌ها در چهاردیواری تشکلات محصور مانده و نتوانسته‌اند تفکر جدیدی خلق کنند.

نسل جوان افغانستان به تفکر تازه‌ای که با دنیای امروز مطابقت داشته باشد نیاز دارد تا به دور آن منسجم شود. اما فکر این گروه‌ها به سان رهبران‌شان پوسیده و مریض است.

دوم، نبود هدف و یا راهبرد مشترک است. واقعیت این‌ است که هر سه گروه دارای دشمن مشترک به نام طالبانیسم هستند. اما این گروه‌ها نتوانسته‌اند این دشمن مشترک را به هدف مشترک که زوال آن است مبدل سازند.

سوم، نبود یک رهبر جذاب و عملگراست. طالبانیسم به عنوان یک فاجعه باید می‌توانست چتر واحدی را برای نیروهای سیاسی افغانستان به بار آورد. زیرا طالبانیسم در پهلوی آن‌که یک تهدید جدی است می‌توانست سبب هم‌گرایی نیز شود و در این میان رهبران برجسته ظهور کنند. در اکثر جوامع فاجعه سبب هم‌گرایی مردمی و اجتماعی می‌شود. اما ما تا هنوز شاهد چنین تغییری نبوده‌ایم.

اگر نیروهای مخالف طالبان بتوانند این سه چالش را از سر راه بردارند، بهترین فرصت دارند تا به عنوان جایگزین در برابر طالبانیسم ظهور کنند. آن‌گاه مردم افغانستان امید خود را در آن‌ها بازمی‌یابند و جامعه جهانی نیز شریکی برای آینده افغانستان پیدا می‌تواند.

نتایج یک نظرسنجی: بیش از ۶۵ درصد مردم ایران در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت نمی‌کنند

۳ سرطان ۱۴۰۳، ۱۹:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

کمتر از یک هفته مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، نتایج نظرسنجی «گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان» نشان می‌دهد که بیش از ۶۵ درصد از مردم ایران در این انتخابات شرکت نخواهند کرد. ۱۲ درصد نیز گفته‌اند هنوز تصمیمی در این زمینه نگرفته‌اند.

به گزارش ایران اینترنشنال، این موسسه مستقر در هلند، روز یکشنبه نتایج نظرسنجی خود درباره انتخابات پیش‌رو در ایران را که قرار است روز جمعه هشتم سرطان برگزار شود، منتشر کرد.

بر اساس این نظرسنجی موسسه گمان، فقط حدود ۲۲ درصد شرکت‌کنندگان اعلام کردند که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهند کرد و رای‌ خواهند داد.

بیش از ۷۷ هزار نفر از داخل ایران در نظرسنجی موسسه گمان شرکت کرده‌اند و به نوشته این موسسه، این نظرسنجی دیدگاه افراد باسواد بالای ۱۹ سال ساکن ایران را که برابر با ۹۰ درصد جمعیت بزرگسال این کشور است، بازتاب می‌دهد.

در دلو سال گذشته نیز نتایج نظرسنجی این موسسه درباره انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان می‌داد بیش از سه چهارم مردم ایران قصد شرکت در این انتخابات را نداشتند و حدود ۷۵ درصد پاسخ‌دهندگان خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شده بودند.

پس از برگزاری انتخابات مجلس، حکومت ایران اعلام کرد که حدود ۴۱ درصد در انتخابات شرکت کردند که این رقم از سوی نهادها و رسانه‌های مستقل قابل تایید نبود.

با این حال، این رقم پایین‌ترین رقم رسمی میزان مشارکت در انتخابات در دوران جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

موسسه گمان از پاسخ‌دهندگان نظرسنجی پرسیده که اگر در انتخابات رای نمی‌دهند، دلیل اصلی‌شان برای این تصمیم چیست؟

بیش از ۶۷ درصد پاسخ‌دهندگان گزینه «مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی» را انتخاب کرده‌اند و بیش از ۱۸ درصد نیز به «کم اختیار بودن مقام ریاست جمهوری اسلامی» معتقدند.

رد صلاحیت شدن کاندیدای مورد نظر مردم در انتخابات از دیگر دلایل تحریم انتخابات است.

نکته مهم دیگر این نظرسنجی، بی‌اطلاعی بخشی از مردم از زمان برگزاری انتخابات است؛ به طوری که ۳۴ درصد مردم هنوز نمی‌دانند که اساسا انتخابات ریاست جمهوری در چه زمانی برگزار می‌شود.

در جریان انتخابات مجلس نیز نظرسنجی گمان نشان می‌داد حدود ۳۸ درصد جامعه ایران از زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در ماه اسفند اطلاعی نداشتند.

موسسه گمان از پاسخ‌دهندگان درباره گمانه‌زنی‌های مختلف در مورد سقوط بالگرد رئیسی پرسیده که بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که این حادثه به «جنگ قدرت درون حکومت» مربوط است.

در روزهای اخیر بسیاری از چهره‌های سیاسی و مدنی و فعالان زن و همچنین تشکل‌های مدنی خواستار تحریم انتخابات شدند.

۱۰ تشکل دانشجویی، دو تشکل دانش‌آموزی و گروهی از دانشجویان و فعالان مدنی، صنفی و سیاسی در بیانیه‌ای مشترک، خواستار تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری شدند.

ده‌ها شهروند نیز در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال گفتند در انتخابات شرکت نمی‌کنند.

صدیقه وسمقی، نویسنده و اسلام‌پژوه، خواستار تحریم انتخابات پیش‌رو در جمهوری اسلامی شد و اعلام کرد که شرکت در انتخابات یعنی «آب به آسیاب حکومت ریختن».

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی در نامه‌ای از زندان اوین و با استفاده از هشتگ رای بی رای، اصلاح‌طلبان را برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات شماتت کرد و این رویکرد را خیانت نامید.

محبوبه رضائی، زندانی سیاسی هم در نامه‌ای از اوین گفت اگر در حکومت‌های دیکتاتوری و توتالیتر انتخابات تاثیرگذار بود، قطعا حق انتخاب به مردم داده نمی‌شد.

ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی پیشین و فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، نیز با انتشار تحلیلی در سایت زیتون، با اشاره به این‌که ادعای «بهبود تدریجی امور بدون تغییر نظام حاکم» ادعایی رسوا است، گفته تحریم این انتخابات نمایشی-فرمایشی، کنشی مدنی و موثر است و بسترساز کنشگری‌های آینده است.

«طالبان از کوه‌ها آمده‌اند»؛ دلیل عجیب سازمان ملل برای توجیه حذف زنان از نشست دوحه

۳ سرطان ۱۴۰۳، ۱۰:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصور زادفر

فعالان حقوق زن می‌گویند سازمان ملل در نشست سوم دوحه با زنان افغان، از رویکرد وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان پیروی و زنان را حذف کرده و به حاشیه رانده است.

زمانی که از نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان درباره دلیل حذف زنان از نشست دوحه پرسیده شد، پاسخ عجیبی داد: طالبان از کوه‌ها آمده‌اند و... زمان می‌برد که اصول ما را بپذیرند.

رزا اوتنوبایوا در یک نشست خبری در نیویارک، در‌ پاسخ به سوال مریم رحمتی، خبرنگار افغانستان اینترنشنال، درباره مخالفت طالبان با حضور زنان در نشست دوحه گفت:«[طالبان] مانند ما و شما نیستند. طالبان از کوه‌ها و از جنگ آمده‌اند و تبدیل کردن آنها به کسانی که دور میز گفت‌وگو بنشینند و اصول ما را بپذیرند آسان نیست.»

اقدام سازمان ملل به حذف و به حاشیه راندن زنان از گفت‌وگوهای اصلی نشست دوحه، انتقادهای تند فعالان زن افغانستان را برانگیخته و آنان می‌گویند ملل متحد این کار را بنا به خواست طالبان انجام داده است.

تاکنون سازمان مل رسما به واکنش و پرسش‌های اساسی زنان در مورد حذف زنان از نشست دوحه، پاسخ نداده است.

کارشناسان حقوق بشر از جمله کارشناسان خود ملل متحد معتقدند که طالبان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی» را حاکم کرده است. از این رو،‌ فعالان افغان همواره تاکید می‌کنند که اساسی‌ترین موضوع بحث درباره افغانستان، باید مسئله نقض حقوق بشر به ویژه نقض حقوق زنان باشد.

محدودیت‌های طالبان علیه زنان تمام حوزه‌های زندگی آنان را دربر می‌گیرد. از ممنوعیت آموزش و کار شروع تا سفر بدون محرم و حضور در پارک‌های سطح شهر.

در نشست دوحه اما علاوه بر این‌که زنان حذف شده‌اند، آجندای گفت‌وگوها نیز متمرکز به موضوعات اقتصادی، بانکی و مبارزه با مواد مخدر است. دو موضوعی که طالبان پیوسته می‌گوید در این زمینه‌ها کار می‌کند و از آنرا عنوان «دستاوردهای» حکومت خود تبلیغ می‌کند.

رئيس‌ یوناما معتقد است که این دو موضوع به زنان افغانستان ربط دارد. خانم اوتونبایوا استدلال کرد که از پنج میلیون معتاد در افغانستان، ۳۵ درصد آن زنان‌اند. او همچنین به بازگرداندن زنان افغان به کار و تجارت اشاره کرد.

فعالان زن افغانستان اما در پی اقدام سازمان ملل به حذف زنان از این نشست، این سازمان را به نقض ارزش‌های علامیه جهانی حقوق بشر متهم کرده‌اند. زنان افغان از سازمان ملل می‌پرسند که چگونه می‌تواند ارزش‌های مندرج اعلامیه جهانی حقوق بشر را به گروهی که به باور خود ملل متحد «از کوه‌ها آمده»، تسیلم کند.

پرسش‌های زنان همچنین شامل این است که آیا درست است سازمان ملل حکومت و سرنوشت میلیون‌ها انسان را به گروهی واگذار کند که با ارزش‌های بشری «دشمنی» دارد و «تا گلو غرق در سیاست‌های واپس‌گرایانه است.»

زنان معترض افغان سازمان ملل را متهم می‌کنند که سازوکارهایش را در خدمت گروهی که «از کوه آمده» گذاشته و این امر تنها منجر به مشروعیت بخشیدن به طالبان می‌شود.

سازمان ملل پس از هفته‌ها رای‌زنی، به خواست‌های طالبان در پیوند به نشست دوحه تمکین کرد. اتفاقی که منجر به حذف زنان و نیروهای دموکراتیک از گفت‌وگوهای اصلی در دوحه و ترتیب اجندای احتمالی نشست طبق میل طالبان شد.

در نشست دوم دوحه نیز سازمان ملل سعی کرد که طالبان را به قطر ببرد اما در نهایت شرایط طالبان را نپذیرفت و این گروه نیز شرکت در نسشت خودداری کردند. طالبان این‌بار هم هشدار داده اگر تغییرات در دستور کار این نشست بیاید، بر تصمیم این گروه اثر خوهد گذاشت.

پیشتر خبرگزاری آسوشیتد پرس نیز گزارش داد که نماینده سازمان ملل متحد از تصمیم این سازمان برای عدم حضور زنان افغان در نشست دوحه دفاع کرده است.

رئیس یوناما گفته که در روز دوم نشست گفت‌وگوهایی با زنان صورت خواهد گرفت. اما گفت‌وگوهای اصلی با نمایندگان ویژه کشورها در روز اول برگزار می‌شود و مشخص نیست که کدام جناح‌ها با زنان مذاکره خواهند کرد.

قرار است نشست سوم دوحه به میزبانی سازمان ملل و با حضور نمایندگان ویژه کشورها در امور افغانستان به تاریخ ۱۰ و ۱۱ سرطان برگزار می‌شود.

نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل، انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را تحریم کرد

۲ سرطان ۱۴۰۳، ۱۴:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر برنده جایزه نوبل در نامه‌ای از زندان اوین اعلام کرد که در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران شرکت نخواهد کرد. خانم محمدی در ۲۹ جوزا در پرونده‌ای تازه‌ای به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس دیگر محکوم شده است.

در روزهای گذشته واکنش‌ها به حکم حبس جدید او ادامه دارد. اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای ضمن محکومیت این حکم خواستار آزادی این برنده نوبل صلح زندانی شده است.

پیتر استانو، سخنگوی سیاست خارجی اتحادیه اروپا در واکنش به محکوم شدن محمدی به یک سال حبس دیگر نوشت: «نرگس محمدی جایزه نوبل صلح را برای مبارزه با ستم بر زنان در ایران و مبارزه برای ارتقای حقوق بشر و آزادی برای همه دریافت کرد و شجاعانه همچنان از صدای خود برای حفظ کرامت انسانی و حقوق ایرانیان استفاده می‌کند.»

در بیانیه اتحادیه اروپا با اشاره به اینکه حقوق اساسی مانند آزادی بیان همیشه باید رعایت شود، تاکید شد که این اتحادیه به دفاع از احترام به حقوق بشر در ایران و تلاش برای آزادی همه کسانی که همچون نرگس محمدی به ناحق بازداشت شده‌اند، ادامه خواهد داد.

برنده جایزه صلح نوبل زندانی در اوین با بیان اینکه «یگانه آماج برگزاری انتخابات برای رژیمی که به سرکوب، وحشت و خشونت به عنوان یگانه نگهدار قدرت باور دارد، نه پاسداشت دموکراسی و حقوق مردم، بلکه تحکیم قدرت و استبداد است»، تاکید کرد چنین انتخابات‌هایی برای جمهوری اسلامی «مشروعیت» نخواهد آورد.

نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ایران: از من دیکتاتور کوچک نسازید

۲ سرطان ۱۴۰۳، ۱۳:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

یک کاندیدای انتخابات ریاست‌‌جمهوری ایران در تجمع انتخاباتی در کردستان از هوادارانش خواست با تمجیدهایشان از او «دیکتاتور کوچک» نسازند. مسعود پزشکیان در سخنرانی خود با رفتارهای تبعیض‌آمیز علیه زنان مخالفت کرد و گفت به برابری زنان و مردان باور دارد.

او در حالی وعده بهبود وضعیت زنان در ایران را داده که اعتراضات در شهر سنندج مرکز استان کردستان اعتراضات در پی کشته شدن مهسا امینی به شدت سرکوب شد.

به گزارش همشهری، مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در سنندج گفت: «با هر برخورد خشن و غیرانسانی با هر کسی به ویژه خواهران مخالفیم و اجازه نخواهیم داد تکرار شود.»

آقای پزشکان در این شهر کردنشین تاکید کرد: «من خود را مثل شما کردستانی‌ها حس می‌کنم، از من تعریف نکنید چون اگر تعریف کنید دیکتاتور کوچک می‌شوم.»

این نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ایران به کردهای این کشور وعده داد در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری به مشکلات کردها رسیدگی خواهد کرد.

فهرست تایید صلاحیت‌شدگان در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران روز یکشنبه ۲۰ جوزا اعلام شد و شورای نگهبان جمهوری اسلامی، صلاحیت علیرضا زاکانی، سعید جلیلی، امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، مصطفی پورمحمدی، باقر قالیباف و مسعود پزشکیان برای نامزدی در انتخابات را تایید کرد.