• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

از مذاکرات امریکا و اوکراین در عربستان سعودی چه می‌دانیم؟

۲۱ حوت ۱۴۰۳، ۱۱:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

پس از آن که در جریان دیدار ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین و دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری امریکا در کاخ سفید، مشاجره و جنگ لفظی رخ داد و مذاکرات در آن دیدار بدون نتیجه به پایان رسید، عربستان سعودی سه‌شنبه میزبان مذاکرات میان کی‌یف و واشنگتن شد.

برگزاری مذاکرات آمریکا و اوکراین در عربستان سعودی در شرایطی است که این کشور پیش‌تر میزبان مذاکرات امریکا و روسیه شد.

چرا این مذاکرات انجام می‌شود؟

ایالات متحده که زمانی متحد اصلی اوکراین بود، سیاست خود را در مورد جنگ در این کشور تغییر داد و با مذاکره با روسیه اعلام کرد که قصد دارد هر چه سریع‌تر به این جنگ پایان دهد.

پس از مشاجره ترامپ و زلنسکی، امریکا کمک نظامی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات با اوکراین را به قصد فشار بر این کشور برای انجام مذاکرات صلح متوقف کرد.

زلنسکی بدون امضای قراردادی که شامل اعطای دسترسی ایالات متحده به مواد معدنی و خاک‌های کمیاب اوکراین بود، کاخ سفید را ترک کرد.

کی‌یف امیدوار بود این توافق ادامه جریان حمایت نظامی ایالات متحده را تضمین کند؛ حمایتی که اوکراین برای نبرد با روسیه، به آن نیاز فوری دارد.

اوکراین که با چالش رویکرد جدید کاخ سفید روبه‌روست، پس از مشاجره زلنسکی و ترامپ، به روابط «عمل‌گرایانه» میان کی‌یف و واشنگتن امیدوار است.

100%

گفت‌وگوها کجا انجام می‌شود؟

وزارت خارجه عربستان سعودی جمعه گذشته در بیانیه‌ای محل برگزاری این مذاکرات را جده، شهری بندری در حاشیه دریای سرخ اعلام کرد.

پیش‌تر مذاکرات روسیه و امریکا در ریاض، پایتخت عربستان سعودی برگزار شد و مشخص نیست که چرا برای مذاکرات اوکراین و امریکا، جده به جای ریاض انتخاب شده است.

اما جده در گذشته نیز میزبان تعاملات دیپلوماتیک دیگری بوده و کاخ‌های سلطنتی را در دل خود جای داده است.

وزارت خارجه عربستان سعودی گفت که این پادشاهی به دنبال «صلح پایدار برای پایان دادن به بحران اوکراین» است.

این وزارتخانه افزود: «پادشاهی [سعودی] طی سه سال گذشته با میزبانی جلسات بسیاری در این زمینه به این تلاش‌ها ادامه داده است.»

چه کسانی در مذاکرات شرکت خواهند کرد؟

زلنسکی دوشنبه ۲۰ حوت و قبل از برگزاری مذاکرات اوکراین و امریکا، به عربستان سعودی سفر کرد.

او پیش از این گفته بود: «ما به کار روی گام‌های مربوطه با شرکای خود که خواهان صلح هستند ادامه می‌دهیم. ما صلح را می‌خواهیم.»

زلنسکی در شبکه‌های اجتماعی نوشت که تیمی شامل آندری یرماک، رییس دفتر او، آندری سیبیها، وزیر خارجه و رستم عمروف، وزیر دفاع اوکراین، با او به عربستان سعودی سفر کرده‌اند و در این مذاکرات شرکت خواهند کرد. خود زلنسکی اما بر سر میز مذاکرات نمی‌نشیند.

مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، تیم امریکا را برای مذاکرات صلح اوکراین رهبری خواهد کرد و با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی دیدار خواهد کرد.

وزیر خارجه اوکراین جمعه با همتای امریکایی خود گفت‌وگو و آن را یک «تماس سازنده» توصیف کرد.

وزارت خارجه امریکا درباره این گفت‌وگو نوشت که روبیو «تاکید کرد رییس‌جمهور ترامپ مصمم است جنگ را در اسرع وقت پایان دهد و تاکید کرد که همه طرف‌ها باید برای تامین صلح پایدار گام بردارند».

خود ترامپ، یک‌شنبه هنگام صحبت با خبرنگاران در ایر فورس وان درباره این مذاکرات ابراز خوش‌بینی کرد و گفت: «من فکر می‌کنم در نهایت - و شاید نه در آینده‌ای دور - نتایج بسیار خوبی از عربستان سعودی به دست آورید.»

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، دوشنبه در مورد این مذاکرات گفت: «مهم نیست که ما چه انتظاری داریم. مهم است که ایالات متحده چه انتظاری دارد.»

100%

چرا این مذاکرات در عربستان سعودی برگزار می‌شود؟

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی که عملا قدرت را در این کشور در دست دارد، در سال‌های اخیر به دیپلماسی تنش‌زدایی روی آورده است.

او روابط عربستان سعودی با ایران را دوباره برقرار کرد و میزبان زلنسکی در نشست اتحادیه عرب بود و همچنین در مذاکرات بر سر جنگ سودان، بحران سوریه و جنگ در نوار غزه، نقش ایفا کرده است.

ریاض همچنین روابط خود را با روسیه از طریق سازمان اوپک پلاس حفظ کرد و در حالی که کشورهای غربی تحریم‌هایی را علیه روسیه وضع کردند، روابط خود را با مسکو ادامه داد.

میزبانی از مذاکرات روسیه و ایالات متحده و اکنون میزبانی از مذاکرات امریکا و اوکراین و احتمالا سفر ترامپ به عربستان سعودی به عنوان اولین سفر خارجی او در این دوره از ریاست‌جمهوری‌اش، عربستان سعودی را به عنوان یک کشور تعیین‌کننده در منطقه و جهان مطرح می‌کند.

مذاکرات امریکا و اوکراین برای جنگ در اوکراین چه معنایی دارد؟

ترامپ همچنان بر دست‌یابی به نوعی توافق صلح برای توقف جنگ اوکراین متمرکز است.

اگر اوکراین و ایالات متحده به تفاهم قابل قبولی برای ترامپ برسند، این می‌تواند فشار حکومت واشنگتن برای مذاکره نهایی صلح را تسریع کند.

با این حال، کشورهای اروپایی که حامی اوکراین هستند همچنان به این روند به دیده تردید می‌نگرند زیرا آن‌ها از مذاکرات کنار گذاشته شده‌اند.

اتحادیه اروپا هفته گذشته ضمن حمایت از اوکراین، موافقت کرد که سیستم دفاعی این اتحادیه را تقویت و صدها میلیارد یورو برای امنیت خود هزینه کند.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

جهادگرایی در اروپا؛ تهدیدی برای امنیت و فرصتی برای راست‌گرایان

۱۶ حوت ۱۴۰۳، ۰۹:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
بسم‌الله تابان

چندین حمله مرگبار در سال‌های اخیر، از جمله حمله یک شهروند افغانستان به تجمعی از راست‌گرایان در شهر مانهایم و حمله به بازار کریسمس در ماگدبورگ آلمان، که منجر به کشته و زخمی شدن چندین شهروند این کشور شد، بار دیگر اروپا را با چالش جهادگرایی روبه‌رو کرده است.

این دو حمله تنها نمونه‌ای از ده‌ها موردی هستند که در سال‌های اخیر امنیت و آرامش شهروندان اروپایی را تهدید کرده‌اند. بااین‌حال، این پدیده تنها یک چالش امنیتی نیست؛ جهادگرایی در اروپا به‌طور غیرمستقیم به عاملی برای افزایش حمایت از راست‌گرایان افراطی در انتخابات تبدیل شده است.

حضور و فعالیت جهادگرایان در اروپا در سال‌های اخیر همواره به‌عنوان یک چالش امنیتی مطرح بوده است. این مسئله یکی از نگرانی‌های جدی امنیت ملی کشورهای اروپایی محسوب می‌شود و بخش قابل‌توجهی از منابع انسانی، فنی و مالی نیروهای اجرای قانون این کشورها به پیشگیری و مقابله با اقدامات جهادگرایان، که اغلب مصداق تروریسم هستند، اختصاص یافته است.

بااین‌حال، در سال‌های اخیر این فعالیت‌ها از نظر آماری و تبلیغاتی به‌طور نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است. اکنون این نگرانی از محدوده نهادهای اجرای قانون فراتر رفته و به لایه‌های مختلف اجتماعی گسترش یافته است. شهروندان اروپایی جهادگرایی و اسلام‌گرایی افراطی را تهدیدی مداوم در محیط خود می‌دانند و نسبت به نمادهای آن واکنش‌های جدی و تدافعی نشان داده‌اند.

در این مقاله، اقدامات جهادگرایان در سه سال گذشته (۲۰۲۱، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳) به‌طور فشرده بررسی شده و پیامدهای آن بر امنیت ملی کشورهای اروپایی، جامعه مسلمانان و مهاجران مقیم این کشورها تحلیل خواهد شد.

بیشتر بخوانید: حمله با چاقو در شرق فرانسه یک کشته و چندین زخمی بر جای گذاشت

بررسی «حملات تروریستی» جهادگرایان

در سه سال گذشته، اخبار مربوط به حملات «تروریستی»، بازداشت افراد مظنون و اعلامیه‌های مربوط به تهدیدات «تروریستی» از سوی گروه‌های افراطی، از جمله جهادگرایان اسلامی، به‌طور منظم از طریق رسانه‌ها منتشر شده است. اگرچه بر اساس گزارش‌های معتبر نهادهای اجرای قانون و مراکز تحقیقاتی، حملات «تروریستی» در اروپا تنها به اقدامات جهادگرایان محدود نمی‌شود، بلکه موارد متعددی از سوی راست‌گرایان افراطی، چپ‌گرایان افراطی و گروه‌های ملی‌گرای افراطی نیز ثبت شده است.

در برخی کشورها، آمار حملات این گروه‌ها با اقدامات جهادگرایان افراطی مشابه است. با این حال، حملات و بازداشت‌های مرتبط با اسلام‌گرایان بیش از سایر گروه‌ها در رسانه‌ها انعکاس یافته و به ابزاری تبلیغاتی برای گروه‌های سیاسی، به‌ویژه راست‌گرایان افراطی، تبدیل شده است.

در سال ۲۰۲۱، جهادگرایان بیشترین اقدامات تروریستی را در مقایسه با سایر گروه‌های افراطی انجام دادند. بر اساس گزارش‌های رسمی، ۱۱ حمله از مجموع ۱۵ حمله در اتحادیه اروپا توسط جهادگرایان انجام شده و ۲۶۰ نفر در ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا مرتبط با این گروه‌ها بازداشت شدند که بیشترین آن در فرانسه (۹۶ نفر) و به تعقیب در اسپانیا (۳۹ نفر) و آلمان (۲۴ نفر) گزارش شده است. در همین سال، راست‌گرایان و چپ‌گرایان افراطی به ترتیب سه و یک حمله انجام دادند که منجر به بازداشت ۶۴ و ۱۹ نفر شد.

اگرچند حملات تروریستی از آدرس جهادگرایان در سال ۲۰۲۱ میلادی با ۱۱ مورد، نسبت به سال ۲۰۲۰ با ۱۴ مورد کاهش را نشان می‌دهد، که این کاهش درحملات تحقق‌یافته جهادگرایان در سال ۲۰۲۱ نسبت به سال ۲۰۲۰ که ۱۰ حمله در سراسر کشورهای عضو اتحادیه اروپا گزارش شده، نیز دیده می‌شود. اما هشت حمله دیگر قبل از اجرا توسط نیروهای امنیتی کشورهای عضو شناسایی و خنثی شده است که نسبت به سال گذشته افزایش را نشان می‌دهد.

بر اساس گزارش نهاد اروپول در سال ۲۰۲۲، چپ‌گرایان افراطی ۱۸ حمله در محدوده اتحادیه اروپا انجام داده‌اند، در حالی که تنها شش حمله از سوی جهادگرایان ثبت شده است. با این حال، پوشش رسانه‌ای اقدامات جهادگرایان به مراتب بیشتر از چپ‌گرایان بوده است.

در همین سال، ۲۶۶ نفر مظنون به فعالیت‌های تروریستی مرتبط با جهادگرایان در سراسر اتحادیه اروپا بازداشت شدند، در حالی که ۴۵ نفر مرتبط با راست‌گرایان و تنها ۱۹ نفر مرتبط با چپ‌گرایان بازداشت شدند. این آمار نشان‌دهنده گستردگی دامنه حضور جهادگرایان در اروپا است و همچنین بیانگر این است که نیروهای اجرایی قانون اتحادیه اروپا تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از فعالیت جهادگرایان اسلامی قرار داده‌اند.

در مقابل، چپ‌گرایان که حملات بیشتری انجام داده‌اند، با تعداد کمتری از بازداشت‌ها مواجه شده‌اند.

این فعالیت‌ها در ۱۶ کشور اروپایی گزارش شده است که در مجموع منجر به ۲۸ حمله و بازداشت ۳۸۰ نفر شده است. بیشترین حملات در ایتالیا (۱۲ حمله) و بیشترین بازداشت‌ها در فرانسه (۱۰۹ نفر) ثبت شده است.

در سال ۲۰۲۱، جهادگرایان بیشترین اقدامات تروریستی را در مقایسه با سایر گروه‌های افراطی انجام دادند. بر اساس گزارش‌های رسمی، ۱۱ حمله از مجموع ۱۸ حمله در اتحادیه اروپا توسط جهادگرایان انجام شده و ۲۶۰ نفر مرتبط با این گروه‌ها بازداشت شدند. در همین سال، راست‌گرایان و چپ‌گرایان افراطی به ترتیب شش و یک حمله انجام دادند که منجر به بازداشت ۶۴ و ۱۹ نفر شد.

در سال ۲۰۲۳، حملات چپ‌گرایان افراطی به ۳۲ مورد و حملات ملی‌گرایان و جدایی‌طلبان افراطی به ۷۰ مورد رسید، در حالی که ۱۴ حمله مرتبط با جهادگرایان ثبت شد. در مجموع، ۴۲۶ نفر به اتهام جرایم مرتبط با تروریسم در ۲۲ کشور عضو اتحادیه اروپا دستگیر شدند که این رقم نسبت به سال‌های ۲۰۲۲ میلادی (۳۸۰ نفر) و ۲۰۲۱ میلادی (۳۸۸ نفر) افزایش یافته است. بیش از نیمی از این بازداشت‌ها در اسپانیا (۸۴ نفر)، فرانسه (۷۸ نفر)، بلژیک (۷۵ نفر) و آلمان (۵۱ نفر) انجام شده است.

بیشتر بازداشت‌ها مربوط به تروریسم جهادی (۳۳۴ نفر) بوده که در مقایسه با سال ۲۰۲۲ (۲۶۶ نفر) افزایش قابل‌توجهی داشته است. همچنین، ۲۶ مورد بازداشت به دلیل تروریسم راست‌گرا ثبت شده که نسبت به سال ۲۰۲۲ (۴۵ نفر) کاهش یافته است. بازداشت‌های مرتبط با تروریسم چپ‌گرا و آنارشیستی (۱۴ نفر) نیز نسبت به سال ۲۰۲۲ (۱۹ نفر) کاهش جزئی داشته است. در مورد تروریسم قومی-ملی‌گرا و جدایی‌طلب، تعداد بازداشت‌ها ۲۵ نفر بوده که نسبت به ۲۰۲۲ (۱۸ نفر) افزایش نشان می‌دهد. شمار بازداشت‌های مرتبط با دیگر انواع تروریسم (۱۸ نفر) نیز نسبت به ۲۰۲۲ (۲۶ نفر) کاهش داشته است. در ۹ مورد از بازداشت‌ها، نوع تروریسم مشخص نشده است.

سه دلیل اصلی بازداشت‌ها عبارت بودند از: عضویت در یک سازمان تروریستی (۱۲۰ نفر)، برنامه‌ریزی یا آماده‌سازی برای انجام حمله (۶۵ نفر) و تأمین مالی تروریسم (۴۲ نفر).

افراد بازداشت‌شده عمدتاً جوان، مرد و از شهروندان اتحادیه اروپا بودند. ۸۵ درصد از بازداشت‌شدگان مرد (۳۱۵ نفر) با میانگین سنی ۲۰ سال بودند، در حالی که میانگین سنی ۶۴ زن بازداشت‌شده، ۲۷ سال گزارش شده است. از میان بازداشت‌شدگان، ۲۲۱ نفر شهروند اتحادیه اروپا و ۱۴۷ نفر از اتباع غیر اتحادیه اروپا بودند.

بازداشت جهادگرایان مظنون در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۱ کاهش یافته است، اما همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، حملات آنها در مقایسه با دو سال گذشته افزایش یافته است. در مجموع، ۳۵۸ نفر مظنون به حملات تروریستی در اتحادیه اروپا بازداشت شدند که ۲۶۵ نفر از آنها مرتبط با تروریسم جهادی بودند. این افراد به اتهام عضویت در گروه‌های تروریستی، آماده‌سازی برای حملات تروریستی، حمایت مالی از تروریسم و تحریک عمومی به تروریسم از طریق انتشار محتوای تروریستی و آموزش‌های تروریستی بازداشت شده‌اند.

این افراد در ۱۹ کشور اروپایی بازداشت شدند که بیشترین تعداد در اسپانیا (۷۸ نفر)، بلژیک (۶۷ نفر) و فرانسه (۶۲ نفر) گزارش شده است. در سال ۲۰۲۳، برای اولین‌بار در کشورهایی مانند مالت، لوکزامبورگ، پولند، رومانیا، لتونیا، یونان و هنگری نیز افراد مظنون به جرایم تروریستی مرتبط با جهادگرایان بازداشت شدند. این نشان‌دهنده گسترش جغرافیایی فعالیت جهادگرایان نسبت به سال‌های ۲۰۲۲ (۱۴ کشور) و ۲۰۲۱ (۱۵ کشور) است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده و تحلیل کارشناسان، سوزاندن قرآن، حملات حماس و واکنش نظامی اسرائیل، و قدرت‌گیری طالبان در افغانستان از دلایل عمده رشد تروریسم جهادی (تروریسم با منشأ افراطی‌گری اسلامی) معرفی شده‌اند. بر اساس گزارش رسمی یوروپول، این افراد بر اساس مشترکات زبانی و منطقه‌ای با یکدیگر در ارتباط هستند، اما تاکنون هیچ نهاد یا مرکز سازمان‌یافته‌ای با سلسله مراتب و رهبری منسجم در اروپا شناسایی نشده است. با این حال، شواهدی از ارتباط برخی افراد جهادگرا با داعش خراسان وجود دارد.

تاکنون، تهدیدات تروریستی جهادی در اتحادیه اروپا بیشتر به صورت فردی بوده و افراد دخیل در این فعالیت‌ها عمدتاً از طریق شبکه‌های آنلاین جذب یا استفاده شده‌اند. در این میان، زنان و مردان هر دو حضور دارند، اما حملات معمولاً توسط مردان انجام شده و حمایت‌های مالی بیشتر توسط زنان صورت گرفته است.

از میان ۱۴ حمله تروریستی توسط جهادگرایان در سال ۲۰۲۳ میلادی، پنج حمله موفق و ۹ حمله خنثی شده است. این آمار نسبت به سال ۲۰۲۲ میلادی (دو حمله موفق و چهار حمله خنثی شده) و سال ۲۰۲۱ میلادی (سه حمله موفق و هشت حمله خنثی شده) افزایش نشان می‌دهد.

جهادگرایان دست‌کم در چهار کشور اروپایی حملات خود را انجام داده‌اند که نسبت به سال ۲۰۲۲ از نظر جغرافیایی گسترش و نسبت به سال ۲۰۲۱، این حملات در شش کشور اروپایی گزارش شده بود کاهش داشته اما هدفمندتر و با توام با تبلیغات بیشتر بوده است.

یکی از موارد مهم در شیوه و تاکتیک حملات تروریستی جهادگرایان، به‌ویژه آن‌هایی که تابعیت افغانستان را دارند، استفاده از خودرو و چاقو برای کشتن افراد است. این شیوه دقیقاً پس از فراخوان عمومی یکی از افراد بلندپایه شبکه حقانی، که بخش مهمی از قدرت طالبان را در اختیار دارد، مشاهده شده است. جالب اینجاست که با وجود تهدیدات واضح ناشی از تفکر طالبانی، آلمان به برخی هواداران شبکه حقانی اجازه داد تا مراسم فاتحه برای خلیل‌الرحمن حقانی، یکی از اعضای رهبری این شبکه که در کابل ترور شد، برگزار کنند. در ویدیوهای منتشر شده از این مراسم، شرکت‌کنندگان بر ادامه راه فکری این فرد، که سابقه فعالیت‌های تروریستی داشت، تأکید کردند.

تأثیر فعالیت جهادگرایان بر جوامع اروپایی

فعالیت گروه‌های جهادگرا در غرب، به‌ویژه در اروپا، موجی از مهاجرستیزی و اسلام‌هراسی را به راه انداخته است که به سود احزاب راست‌گرای افراطی تمام شده است. موضوع امنیت و مهاجرت به یکی از مسائل کلیدی و داغ در انتخابات اخیر کشورهای اروپایی و حتی امریکا تبدیل شده است. انتخابات اخیر در آلمان نمونه‌ای بارز از این مسئله است، جایی که حزب آلترناتیو برای آلمان توانست از این فضا بهره‌برداری کرده و با وجود عمر کوتاهش، به موفقیت چشمگیری دست یابد.

علاوه بر آلمان، در کشورهایی مانند ایتالیا، سویدن، فرانسه، هالند، فنلاند، اتریش، چک و اسلواکی نیز احزاب راست افراطی طی سال‌های اخیر محبوبیت بیشتری در انتخابات به دست آورده‌اند.

بیشتر بخوانید: خشونت‌ها و حملات پیاپی پناهجویان افغان در آلمان چه پیامدهایی دارد

تأثیر بر پناهجویان و افکار عمومی

از سوی دیگر، حملات تروریستی جهادگرایان در کشورهای غربی باعث شده است که ذهنیت عمومی نسبت به پناهجویان، به‌ویژه آن‌هایی که از کشورهای اسلامی آمده‌اند، منفی‌تر شود. این مسئله تأثیرات جدی بر زندگی روزمره آن‌ها و فرآیند درخواست پناهندگی‌شان گذاشته است.

رشد افراط‌گرایی مذهبی یکی از چالش‌های جدی در کشورهای غربی، به‌ویژه اروپا، است و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تهدیدات برای امنیت ملی این کشورها مطرح شده است. گروه‌های تروریستی مانند داعش، القاعده و طالبان سعی کرده‌اند با بهره‌گیری از تکنولوژی و تبلیغات، روایت‌های افراطی خود را گسترش دهند که این امر به افزایش خشونت و تروریسم منجر شده است.

بخشی از این مشکل به نارسایی‌های فرآیند ادغام مهاجران در کشورهای اروپایی بازمی‌گردد. در بسیاری از موارد، این فرآیندها ناموفق بوده‌اند و نتوانسته‌اند شرایط مناسبی برای ادغام پناهجویان در جوامع میزبان فراهم کنند. به دلیل انزوا، نبود فرصت‌های برابر شغلی و تحصیلی، و طولانی بودن روند رسیدگی به درخواست‌های پناهندگی، بسیاری از این افراد در جوامع بسته زندگی می‌کنند و در معرض تبلیغات گروه‌های رادیکال اسلامی قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، نقش برخی رسانه‌ها و احزاب راست‌گرا و ملی‌گرا در اروپا نیز غیرقابل‌انکار است. این گروه‌ها گاهی رفتارهای غیرقانونی کوچک پناهجویان را بزرگ‌نمایی کرده و از آن برای دامن زدن به مهاجرستیزی استفاده می‌کنند. این روند، دولت‌ها را تحت فشار قرار داده و منجر به تصویب قوانین سخت‌گیرانه‌تر درباره پناهجویان، به‌ویژه آن‌هایی که از کشورهای اسلامی می‌آیند، شده است.

با وجود پیچیدگی این مسئله، به نظر می‌رسد که هرگونه تعامل کشورهای غربی با گروه‌های تروریستی مانند طالبان می‌تواند به هواداران این گروه‌ها احساس مشروعیت بیشتری بدهد. این امر ممکن است آن‌ها را در پیگیری اهداف افراط‌گرایانه خود مصمم‌تر کند که نتیجه‌ای جز افزایش خشونت و تهدید امنیت جوامع نخواهد داشت.

بنابراین، کشورهای غربی باید با جدیت بیشتری با ریشه‌های اصلی این تهدیدات، یعنی گروه‌هایی مانند طالبان و داعش، مقابله کنند و از هرگونه تساهل در برابر هواداران آن‌ها بپرهیزند. در عین حال، باید یک بازنگری اساسی در فرآیند ادغام مهاجران و نحوه فعالیت مراکز مذهبی، چه در فضای واقعی و چه در فضای مجازی، انجام دهند تا از گسترش افراط‌گرایی و تداوم این چرخه جلوگیری شود.

بیشتر بخوانید: معین وزارت داخله طالبان: با ۵۰۰ روپیه می‌توانیم در خارج از مرزهای افغانستان آدم بکشیم

تعامل با ترامپ؛ نوبت طالبان می‌رسد؟

۱۲ حوت ۱۴۰۳، ۰۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده چندین بار درباره خروج نیروهای کشورش از افغانستان، تجهیزات برجامانده نیروهای امریکایی و پایگاه بگرام اظهارنظر کرده است.

این در حالیست که هنوز استراتژی ترامپ درباره طالبان و افغانستان روشن نیست و حکومتش بیشتر درگیر جنگ اوکراین است که به گمان برخی تحلیلگران احتمالا سرنوشت سقوط دولت پیشین افغانستان را پیدا خواهد کرد.

بازگشت مکرر ترامپ به موضوع خروج آشفته نیروهای امریکایی و سلاح‌های به جامانده در افغانستان، نارضایتی او را از قدرت‌نمایی طالبان در افغانستان نشان می‌دهد، به خصوص خشمش را از رژه رفتن طالبان با سلاح‌های امریکایی متعلق به دولت سابق افغانستان ابراز کرده است. با این حال، این خشم بیشتر ابراز احساسات تلخ است تا نشانه‌ای از سیاستی جدید در برابر گروهی که موافقتنامه صلح دوحه و خروج از افغانستان را با آن امضا کرد.

سلاح‌های برجامانده امریکایی در افغانستان

ترامپ درباره سلاح‌های برجامانده امریکایی در افغانستان بزرگ‌نمایی می‌کند. او ارزش این تجهیزات را حدود ۸۰ میلیارد دالر تخمین زده است. اما هم مقامات سابق دولت افغانستان و هم اداره بازرس ویژه ایالات متحده بر این باورند که این تجهیزات ارزش انتقال را ندارند و هزینه انتقال بیش از ارزش آن خواهد بود.

بااین‌حال، رژه‌های نظامی طالبان و تاکید آنان بر این که امریکا در افغانستان شکست خورده و آنها فاتحانه قدرت را به دست گرفته‌اند، به وجهه ایالات متحده و غرور ترامپ لطمه زده است. اکنون ترامپ با همان روش آشنای خود سعی می‌کند غرور طالبان را بشکند و با این گروه طوری برخورد می‌کند که می‌تواند سلاح‌های امریکایی را از دست آن بیرون کند.

سخنگوی طالبان گفته است که سلاح‌های امریکایی «غنیمت جنگی» است و تحویل نمی‌دهند. ذبیح مجاهد اظهارات ترامپ را «احساساتی» توصیف کرده است.

آیا ترامپ حاضر است برای به کرسی نشاندن خواسته‌اش با حملات هوایی، مراکز نظامی و انبارهای تسلیحاتی طالبان را منهدم کند؟

بمباران هوایی تجهیزات جنگی برای امریکایی‌ها هزینه چندانی ندارد. اما این اقدام می‌تواند به درگیری با طالبان و به برهم خوردن کامل روابط استخباراتی و امنیتی میان طالبان و امریکا منجر شود.

مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا اذعان کرد که طالبان در سه سال اخیر با ایالات متحده در زمینه تبادل اطلاعات استخباراتی و سرکوب داعش همکاری کرده‌ است. بعید نیست که حتی عملیات کشتن ایمن الظواهری، رهبر القاعده در قلب کابل نیز در نتیجه همکاری برخی مقامات طالبان با امریکایی‌ها باشد. این همکاری اطلاعاتی طالبان سبب شده است که ایالات متحده همچنان نفوذ حداقلی اطلاعاتی خود را در افغانستان حفظ کند.

پایگاه بگرام

به‌محض خروج نیروهای امریکایی و بازگشت طالبان به قدرت، چینی‌ها در بررسی و تفتیش پایگاه بگرام با طالبان همکاری کردند.

در آن زمان برخی منابع محلی گفتند که چینی‌ها در شکستن قفل برخی ساختمان‌ها و انبارها با طالبان همکاری داشتند. هم‌زمان، چینی‌ها کل پایگاه را بررسی و ارزیابی کردند. این اطلاعات مدت‌ها پیش از آن منتشر شده بود که ترامپ از حضور چین در پایگاه بگرام سخن بگوید.

اکنون ترامپ بدون ارایه سندی، از «حضور چین در پایگاه بگرام» حرف می‌زند و ابراز نارضایتی می‌کند. او هفته گذشته در نشست کابینه حکومت خود گفت که ایالات متحده نباید پایگاه بگرام از دست می‌داد و باید حضور خود را در آنجا حفظ می‌کرد.

ترامپ مدعی است که پایگاه بگرام می‌توانست به امریکا کمک کند که تسلیحات اتمی چین را زیرنظر داشته باشد.

با این حال، یک نکته مشخص است: به همه ادعاهای ترامپ نمی‌شود اعتماد کرد. او اخیراً ادعا کرد که اوکراین جنگ با روسیه را در سال ۲۰۲۲ آغاز کرد. او همچنین در حضور رئیس جمهور فرانسه، در توجیه پافشاری بر پس گرفتن کمک‌های حکومت بایدن به اوکراین گفت که اروپا نیز کمک‌هایش به اوکراین را به صورت قرضه داده است. اما، امانویل مکرون در همانجا گفت که قسمت اعظم کمک‌های اروپا به کی‌یف به صورت بلاعوض بوده است و نه وام.

هم‌زمان با مطرح شدن بحث پایگاه بگرام از سوی ترامپ، سخنگوی طالبان توافقنامه صلح دوحه را مختومه اعلام کرد و گفت که دیگر این سند ملاک عملکرد این گروه نخواهد بود.

این سند نه تنها از طالبان می‌خواهد که جلو گروه های تروریستی در افغانستان را بگیرد بلکه باید یک حکومت فراگیر در افغانستان تشکیل بدهد. این دو موضوع را طالبان قبول ندارد. این گروه مایل است که روابط خود با امریکا را خارج از موافقتنامه دوحه آغاز کند.

ترامپ گفته است اگر طالبان مایل به دریافت کمک‌های امریکا است باید در مورد پس دادن سلاح‌ها با واشنگتن مذاکره کند. اما این تسلیحات ستون فقرات قدرت طالبان است و تصور نمی‌شود که این گروه مایل به هر نوع گفت‌وگویی درباره تسلیحات باشد. اما، همکاری اطلاعاتی و تغییر برخی از سیاست‌ها مبنای تعامل طالبان و واشنگتن خواهد بود.

طالبان به دنبال بقای رژیم خود، رسمیت یافتن در بین دولت‌ها و استمرار کمک‌های ایالات متحده است. موافقنامه دوحه این اهداف را برآورده نمی‌کند. در حال حاضر، تاکید حکومت امریکا بر موضوع حقوق بشر در روابطش با کشورهای جهان بشدت ضعیف شده است. این فرصتی برای طالبان و دیگر رژیم‌های مشابه برای بهبود روابط با واشنگتن است.

طالبان مخالفت خود را با بازگشت نیروهای امریکایی به افغانستان ابراز کرده است. بنابراین، به رغم اصرار ترامپ، پایگاه بگرام در کنترول طالبان باقی می‌ماند. اما برخی کشورهای منطقه مایل‌اند با ترامپ همکاری کرده و برخی پایگاه‌های نظامی خود را در مرزهای افغانستان در اختیار نیروهای امریکایی قرار دهند. طالبان گفته است که امریکا از پاکستان برای کنترول فضای افغانستان و حملات به اهدافی در افغانستان استفاده می‌کند.

حمایت از گروه‌های مخالف

مخالفان طالبان امیدوارند که حکومت جدید امریکا به سیاست کناره‌جویی از افغانستان پایان دهد و از فعالیت سیاسی و نظامی آنان حمایت کند. ایالات متحده در سه سال و اندی با مقاومت مسلحانه علیه طالبان مخالفت کرده است. اما قرارگرفتن چهره‌های ضد طالبان در شورای امنیت ملی امریکا، شانس گروه‌های مقاومت را برای جلب توجه واشنگتن بیشتر کرده است، توجه یا حمایتی که می‌تواند معادله جنگ و سیاست را در افغانستان تغییر دهد.

اما، این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که حکومت ترامپ درگیر جنگ اوکراین و روسیه و مهار اقتصادی و نظامی چین است. این کشور برای بازگشت به یک ماموریت شکست خورده‌ای چون افغانستان، نیازمند انگیزه‌های قوی‌تر است، به خصوص که شعار حکومت ترامپ وارد نشدن به جنگ‌ها و منازعات بین المللی است.

عبدالله اوجالان، رهبر زندانی شبه‌نظامیان کرد در ترکیه کیست؟

۱۰ حوت ۱۴۰۳، ۰۳:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

عبدالله اوجالان، رهبر شبه‌نظامیان کرد ترکیه که از بیش از ۲۵ سال به این‌سو در زندان به سر می‌برد، خواستار صلح با دولت ترکیه شده است. اوجالان در سال ۱۹۷۸ حزب کارگران کردستان را برای مبارزه به هدف ایجاد سرزمینی مستقل برای کردها تاسیس کرد.

او روز پنجشنبه، ۱۰ حوت، از زندان جزیزه ایمرالی در جنوب استانبول، از حزب کارگران کردستان خواست که سلاح خود را بر زمین بگذارد و این حزب را منحل کند؛ اقدامی که می‌تواند به یک درگیری چهل ساله با حدود ۴۰ هزار کشته پایان دهد.

این راه‌حل سیاسی همچنین می‌تواند تاثیرات گسترده‌ای بر منطقه بگذارد.

رهبر حزب کارگران کردستان به تشویق «حزب برابری و دمکراسی خلق‌ها» که طرف‌دار کردها و متحد اردوغان است، پس از حدود چهار ماه مذاکره، به درخواست صلح و فراخوان برای انحلال حزبش تن داده است.

100%

عبدالله اوجالان روز پنجشنبه، پس از دیدار با اعضای حزب برابری و دموکراسی برای خلق‌ها، در نامه‌ای از زندان نوشت: «من فراخوانی برای زمین گذاشتن سلاح‌ها می‌دهم و مسئولیت تاریخی این درخواست را بر عهده می‌گیرم.»

اوجالان هرچند در میان جنبش‌های سیاسی طرفدار کرد در ترکیه چهر‌ه‌ای محبوب به شمار می‌رود اما در عین حال، بخش عمده‌ای از ترک‌ها او را به دلیل آغاز یک درگیری خونین در ۱۹۸۴ شخصیتی منفور می‌دانند.

بازداشت در نایروبی

نیروهای ویژه ترکیه، در سال ۱۹۹۹ عبدالله اوجالان را در نایروبی، پایتخت کنیا بازداشت کردند. او پس از آن با این‌که یک‌چهارم یک قرن را در زندان سپری کرده، توانسته نفوذ سیاسی خود را در میان کردها حفظ کند.

با این حال، مشخص نیست که درخواست جدید او از اعضای ک‌پ‌پ تا چه اندازه می‌تواند نیروهای این حزب را به صلح وادار کند. بخش عمده نیروهای حزب کارگردان کردستان، در کوهستان‌های شمال عراق مستقرند.

اوجالان به حزب کارگران کردستان پیشنهاد کرده که با برگزاری کنگره‌ای، انحلال خود را رسما اعلام کند.

نظریه از سرگیری تماس با عبدالله اوجالان، برای بار نخست از سوی دولت باغچلی، رهبر حزب ملی‌گرای افراطی متحد اصلی اردوغان در اکتبر سال گذشته در پارلمان مطرح شد.

باغچلی در اظهارات بی‌سابقه‌ای گفته بود که اوجالان می‌تواند در صورت پایان دادن به شورش پ‌ک‌ک، از زندان نیز آزاد شود.

100%

مبارزه «پر از درد» اوجالان

بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، دولت ترکیه مذاکرت صلح را با رهبر حزب کارگران کردستان آغاز کرد که باعث برجسته شدن دوباره او به عنوان یک چهره سیاسی شد. در آن زمان بیش از هر وقت دیگری تصور می‌شد که طرف‌ها به دستیابی به یک راه‌حل سیاسی نزدیک شده‌اند.

رجب طیب اردوغان که در آن زمان نخست‌وزیر ترکیه بود، اوجالان را کلید پایان درگیری‌ها در ترکیه می‌دانست.

در آن زمان، تصاویری از آقای اوجالان در زندان منتشر شد که او را با چهره‌ای مهربان با موهای خاکستری، سبیل و لبخندی آرام نشان می‌داد. این تصاویر، تفاوت آشکاری را با تصاویر قدیمی او نشان می‌داد که همواره با لباس نظامی و اسلحه‌ به‌دست دیده شده بود.

اوجالان هم‌زمان با سال نو ۲۰۱۵، اعلام کرد: «این مبارزه ۴۰ ساله ما که پر از درد بوده است، بی‌ثمر نمانده، اما در عین حال دیگر ادامه آن غیرممکن است.»

با این حال، مذاکرات دولت ترکیه با رهبر حزب کاگردان کردستان چند ماه بعد به شکست انجامید و درگیری‌ وارد مرحله خونین‌تری شد.

در آن زمان، شبه‌نظامی کرد حملات خود را بیشتر بر مناطق جنوب شرقی ترکیه متمرکز کردند.

آغاز مبارزه

اوجالان در روستای عمرلی در جنوب شرقی ترکیه، در خانواده‌ای روستایی متولد شد.

او نظریات سیاسی خود را هم‌زمان با درگیری‌های خیابانی دهه ۱۹۷۰ میلادی میان گروه‌های راست و چپ ترکیه مطرح کرد.

عبدالله اوجالان، در سال ۱۹۷۸ راه خود را از جریان چپ ترکیه جدا و حزب کارگران کردستان تاسیس کرد. او سپس، پس از ترک دانشکده علوم سیاسی دانشگاه انقره، مبارزه خود برای استقلال کردستان را آغاز کرد.

پ‌ک‌ک که از سوی ترکیه، ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، تحت رهبری اوجالان از سوریه فعالیت می‌کرد.

در سال ۱۹۹۸ ترکیه، سوریه را تهدید به جنگ کرد و این امر، باعث شد که دمشق عبدالله اوجالان را اخراج کند. پس از آن، اوجالان به روسیه، سپس ایتالیا و یونان گریخت تا در نهایت در نایروبی، پایتخت کنیا، دستگیر شد.

عبدالله اوجالان پس از بازداشت، به انقره منتقل شد و تحت نظارت کماندوهای ترکیه قرار گرفت. دادگاه او را به اعدام محکوم کرد اما بعدا مجازات او به حبس ابد کاهش یافت.

100%

فرماندهان تاجیک‌تبار طالبان، ناراضیان خاموش و بی‌صلاحیت

۸ حوت ۱۴۰۳، ۲۰:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
تاج‌الدین سروش

طالبان تاجیک‌تبار کمی بعد از شکل‌گیری جنبش طالبان در دهه ۹۰ میلادی به‌صورت محدود جذب این گروه شدند. حضور و جنگیدن در کنار طالبان باعث شده برخی از فرماندهان تاجیک‌تبار اکنون به مناصبی در اداره این گروه برسند.

با این حال این فرماندهان، به علت قومیت‌شان صلاحیت چندانی در حکومت طالبان ندارند.

برخی از چهره‌ها ابتدا به دلیل عقاید مذهبی و نزدیکی فکری با طالبان پیوستند اما برخی دیگر که بعدا جذب طالبان شدند، دلایل دیگری داشتند.

در این گزارش شرایط کار و زندگی برخی از اعضای بلندپایه طالبان تاجیک‌تبار را بررسی کرده‌ایم؛ این که آن‌ها در چه پستی کار می‌کنند، چه صلاحیتی دارند و در مورد نظام طالبان چه فکر می‌کنند؟

افغانستان اینترنشنال با شماری از اعضای خانواده، نزدیکان و منابع در داخل طالبان گفت‌وگو کرده است. به دلیل حساسیت موضوع هویت گفت‌وگوکنندگان فاش نشده است اما افغانستان اینترنشنال این مکالمات را ضبط کرده است.

ضیا الرحمان مدنی
100%
ضیا الرحمان مدنی

مولوی ضیاالرحمن مدنی، والی طالبان در ولایت لوگر

ضیا‌الرحمن مدنی از ولسوالی نمک‌آب ولایت تخار است. او در دوره اول طالبان در دهه ۹۰ میلادی به این گروه پیوست. بر اساس اطلاعات یکی از اعضای خانواده مدنی، دلیل پیوستن او به طالبان در آن زمان نزدیکی فکری و اختلافات محلی و عدم سهم عادلانه مردم ولسوالی نمک‌آب در بدنه حکومت وقت بود.

مولوی مدنی در دوره اول طالبان به حیث والی ولایت لوگر کار کرد و رابطه نزدیکی با ملا محمد عمر، رهبر اسبق طالبان داشت. او به دنبال سقوط حکومت اول طالبان در سال ۲۰۰۱ به عربستان سعودی رفت و به تعقیب آن میان عربستان و قطر رفت‌وآمد می‌کرد.

مولوی مدنی در این مدت مسئولیت جمع‌آوری کمک‌ها از کشورهای عربی به طالبان را به عهده داشت. او در زمان مذاکرات طالبان با امریکا به حیث عضو هیئت مذاکره‌کننده این گروه نیز تعیین شد.

با بازگشت طالبان به قدرت در تابستان ۱۴۰۰، آقای مدنی با توجه به فعالیت مهم و حیاتی که در بخش جمع‌آوری کمک مالی به طالبان انجام داده بود، فکر می‌کرد که به حیث وزیر مالیه تعیین خواهد شد. به گفته نزدیکان این چهره تاجیک‌تبار طالبان، او در زمان اعلام کابینه در عربستان به سر می‌برد و هنگامی که شنید اسمش در میان اعضا نیست، به شدت متعجب شد. چرا که او هم یکی از با سابقه‌ترین اعضای طالبان بود و هم فعالیت‌های زیادی داشت اما او به‌دلیل تاجیک بودن و قندهاری نبودن، طالبان کرسی وزارت مالیه را به او نسپرد.

مدنی شخصا بارها این مسئله را در میان اعضای خانواده و نزدیکان خود مطرح کرده که قومیت در میان طالبان چقدر مهم است. یکی از وابستگانش می‌گوید مولوی مدنی یک بار نزد رهبر طالبان رفت، هبت‌الله، رهبر این گروه از خواست که به یکی از ولایات برود. مدنی ابتدا در ولایت تخار به حیث والی تعیین شد و سپس طالبان او را دوباره در جای اولی‌اش به لوگر فرستادند. به گفته نزیکان مولوی مدنی، اکنون او بدون داشتن هرگونه صلاحیت، در لوگر حضور دارد.

فصیح الدین فطرت
100%
فصیح الدین فطرت

قاری فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان

فصیح‌الدین فطرت از نسل نو طالبان و از ولسوالی وردوج ولایت بدخشان است. او در اواسط حضور بیست ساله امریکا در افغانستان به طالبان پیوست و در ولایت بدخشان علیه حکومت پیشین افغانستان جنگ کرد.

بر اساس اطلاعات مردم محل، فطرت ابتدا امام یک مسجد در ولسوالی جرم ولایت بدخشان بود. بعدا اخلافات میان وکلا و فرماندهان محلی در مورد تقسیم معادن بدخشان سبب شد تا تعدادی از آن‌ها در این ولایت از فطرت به عنوان طالب محلی حمایت و از او به نفع خود استفاده کنند.

در ابتدا فطرت با بدنه اصلی طالبان رابطه چندانی نداشت و بیشتر به عنوان یک طالب محلی و عضو مافیای معدن فعالیت می‌کرد. به قول دو منبع امنیتی در حکومت قبلی، آقای فطرت بارها از ریاست امنیت ملی پیشین پول اوپراتیفی دریافت کرده بود.

فصیح‌الدین بعد از سال ۲۰۱۹ بیشتر به یک چهره جدی طالبان در شمال شرق تبدیل شد. فطرت مسئول سقوط ولایت بدخشان و حتا بخش‌هایی از تخار به‌دست طالبان بود. او به دنبال سقوط کابل دستور گرفت تا علیه پنجشیر که در آن زمان در دست نیروهای مقاومت بود، بجنگد و به گفته مولوی امان‌الدین، از فرماندهان طالبان، در این جنگ تلفات سنگینی به هردو طرف وارد شد.

به‌دنبال آن، طالبان با توجه به دستاوردهای فصیح‌الدین، او را به عنوان رئیس ستاد ارتش تعیین کرد. به گفته نزدیکانش، فطرت در ابتدای حکومت طالبان صلاحیت فوق‌العاده داشت اما به مرور زمان از این صلاحیت‌ها گام به گام کاسته شد. منابع معتقدند که او اکنون اصلا صلاحیت مالی و اجرایی در وزارت دفاع طالبان ندارد.

در یک مورد، اخیرا فرماندهان تاجیک‌تبار طالبان هنگامی که برای حل مشکلات‌شان نزد فطرت رفتند، او با پاسخ کوتاهی گفت: «من کاری نمی‌توانم.» به گفته نزدیکانش فطرت قبلا بی‌صلاحیت بودن خودش و سایر فرماندهان تاجیک‌تبار را پنهان می‌کرد اما اخیرا بارها در حلقه دوستانش گفته: «صلاحیت نداریم و کاری هم کرده نمی‌توانیم.»

به گفته نزدیکانش، فطرت از طالبان ناراضی است اما این نارضایتی سبب سلاح گرفتن او علیه این گروه نخواهد شد. نزدیکان فطرت گفتند او ناچار است هرچه که رهبری طالبان می‌گوید را قبول کند.

مولوی محسن هاشمی
100%
مولوی محسن هاشمی

مولوی محسن هاشمی، رئیس اداره تفتیش طالبان

مولوی محسن از ولسوالی فرخار ولایت تخار است. او در دوره اول طالبان عضو این گروه شد و علت پیوستن او همفکری ایدئولوژیک آقای محسن با طالبان خوانده شده است.

مولوی محسن در جریان ۲۰ سال گذشته بیشتر در پاکستان زندگی می‌کرد و به صورت مخفی به افغانستان هم رفت‌وآمد داشت. او پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان به حیث والی پنجشیر و سپس به حیث معین تامینات وزارت داخله تعیین شد.

او در ابتدای حکومت طالبان در میان طالبان تخاری نفوذ قابل ملاحظه داشت اما به مرور زمان رهبری طالبان او را فاقد صلاحیت کرد و فرماندهان او مانند غلام‌حسین نیز خلع سلاح شدند.

به گفته اعضای خانواده مولوی محسن، با این‌که مولوی محسن از جمله اعضای سابقه‌دار طالبان است، این گروه به او اعتماد ندارد. از همین رو، افراد و فرماندهان مربوط به مولوی محسن در ولایت تخار خلع سلاح شده‌اند تا از شورش احتمالی جلوگیری شود.

به گفته اعضای خانواده او، مولوی محسن حالا به طور سمبولیک رئیس اداره تفتیش طالبان است. او اخیرا نزد هبت‌الله آخند‌زاده، رهبر طالبان در قندهار رفته و استعفایش را پیش کرده و گفته نمی‌خواهد در اداره طالبان کار کند، اما رهبر طالبان استعفای او را نپذیرفته است.

مولوی محسن اخیرا باری گفته بود که که به غیر از ادامه کار با طالبان گزینه‌ای برای او نمانده است، چرا که در غیر این صورت زندانی و یا هم از صحنه برداشته خواهد شد.

مولوی شمس‌الدین شریعتی
100%
مولوی شمس‌الدین شریعتی

مولوی شمس‌الدین شریعتی، دادستان کل طالبان/ رئیس اداره تعقیب اوامر ملاهبت‌الله

مولوی شمس‌الدین شریعتی، از ولسوالی کشم ولایت بدخشان و یکی از اعضای سابقه‌دار طالبان است. او در دور اول طالبان در ولایت‌های میدان‌وردک و پکتیا به عنوان والی ایفای وظیفه کرده بود. آقای شریعتی اکنون به عنوان رئيس نظارت و تعقیب فرامین و احکام حکومت طالبان کار می‌کند. حکومت طالبان برای اداره دادستانی کل افغانستان این نام را گذاشته است.

یکی از بستگان شمس‌الدین در تماس با ما گفت که او یکی از اعضای فرمان‌بر طالبان است و رابطه نزدیکی با هبت‌الله آخندزاده دارد. به گفته او، «شمس‌الدین آدم خاموش موقع‌شناس است و خصلت سرکشی در برابر طالبان قندهاری و حقانی‌ها را ندارد.»

به گفته نزدیکان شمس‌الدین، او رقابت محلی جدی با فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان و امان‌الدین منصور، فرمانده قول اردوی طالبان دارد. او بارها به نزدیکانش گفته است که «آخر مرا هدف قرار خواهند دارد.» اما او توضح نداده که کدام فرد یا گروه علیه او اقدام خواهد کرد. حداقل در یک سال اخیر دو بار دفتر دادستانی کل مورد حمله قرار گرفته است. یک بار دفتر دادستانی در دارلامان و یک بار هم در شهر نو کابل. شمس‌الدین گفته است که هدف این حملات او بوده است.

آقای شریعتی بارها گفته که «من محور اصلی بدخشانیان در بدنه طالبان هستم.»

حمید خراسانی
100%
حمید خراسانی

عبدالحمید خراسانی، فرمانده قطعه بدری طالبان

عبدالحمید خراسانی از چهره‌های جنجالی طالبان تاجیک‌تبار است. او از ولایت پنجشیر است و هم‌زمان با بازگشت دوباره طالبان به قدرت، به دلایل اختلافات محلی به این گروه پیوست.

خراسان تحت تعقیب حکومت پیشین افغانستان قرار داشت و یک بار هم بازداشت و بعدا رها شد. همین امر سبب شد که وی به طالبان بپیوندد.

در حکومت جدید طالبان خراسانی ابتدا به حیث آمر امنیت پنجشیر تعیین شد و سپس از آنجا برکنار و به کابل خواسته شد. کمی بعدتر به حیث ولسوال احمد‌آباد ولایت پکتیا تعیین شد. اما این سمت را نیز بعد از مدتی هم رها کرد و به کابل برگشت.

خراسانی همواره در شبکه‌های اجتماعی از تبعیض در نظام طالبان انتقاد می‌کند و بارها طالبان را به قوم‌گرایی متهم کرده است. طالبان اخیرا قطعه او را خلع سلاح کرده و امکانات نظامی‌ او را گرفتند. خود آقای خراسانی نیز برای مدتی در بازداشت بود اما دوباره رها شد.

حمید خراسانی بارها گفته است که او به دلیل تاجیک بودنش مورد بی‌مهری رهبران طالبان قرار گرفته است و به چشم خود تبعیض را در اداره طالبان دیده است. به گفته حمید خراسانی، کسانی که متعلق به قوم رهبران طالبان‌اند «بدون یک روز جهاد» به کرسی‌های بلند دولتی رسیدند اما او که در پنجشیر برای طالبان جنگیده بدون وظیفه باقی مانده است.

طالبان تاجیک‌تبار تا کجا پیش می‌روند؟

طالبان یک گروه ایدئولوژیک است اما در بیش از سه سال اخیر نشان داده که ایدئولوژی برای این گروه همه‌چیز نبوده است. برخورد دوگانه در حکومت طالبان در سطوح مختلف به وضاحت قابل دید است.

طالبان غیر پشتون بارها اعتراف کرده‌اند که اگر از قوم پشتون مخصوصا از قندهار می‌بودند، به گونه دیگری با آن‌ها برخورد می‌شد. به طور نمونه طالبان تاجیک‌تبار که سال‌ها در صف طالبان جنگیده‌اند نتوانستند در حکومت این گروه از پست سمبولیک یک وزارت‌خانه درجه سه یا معینیت بالا تر بروند. این در حالی است که یک فرمانده کم‌تجربه و کمتر شناخته‌شده پشتون، توانسته است به مهم‌ترین پست‌های دولتی ارتقا پیدا کند و امکانات زیاد مالی را به‌دست بیآورد. حتا به قول برخی از اعضای طالبان، «اگر شما پشتون باشید و طالب، کافی است. دیگر نیازی به داشتن مقام در اداره طالبان ندارید. شما همه کاره نظام هستید.»

اکنون با فاش شدن تبعیض عمیق در حکومت طالبان، اکثر طالبان غیر پشتون احساس حقارت می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند گزینه دیگری در پیش ندارند: در نظام استبدادی طالبان سر تکان دهند و فرمان اجرا کنند یا هم منتظر تحولی باشند که آن‌ها بتوانند از دل آن برای خود جایگاهی دست‌وپا کنند. اما در شرایط فعلی هر نوع تمرد و «بغاوت» در برابر طالبان می‌تواند پیامدهای مرگبار داشته باشد.

آیا سگرت‌های الکترونیکی خطرناک‌تر از سگرت‌های معمولی‌اند؟

۸ حوت ۱۴۰۳، ۰۳:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

درباره خطرات استفاده از سگرت‌های الکترونیکی که برای بسیاری، به جانشین محبوب سگرت معمولی تبدیل شده، اختلاف‌نظرهای زیادی وجود دارد. مطالعه‌ای تازه از سوی محققان دانشگاه منچستر متروپولیتن نشان می‌دهد استفاده منظم از این محصولات می‌تواند سلامت کاربران را به شدت تهدید کند.

بر اساس گزارش دیلی میل، این پژوهش به بررسی دقیق تاثیرات این محصول پرداخته و نشان می‌دهد استفاده منظم از سگرت‌های الکترونیکی می‌تواند کاربران را در معرض خطر ابتلا به سه بیماری زوال عقل، بیماری‌های قلبی و نارسایی اندام‌های حیاتی قرار دهد.

بر اساس برآوردهای دیلی میل، استفاده از سگرت‌های الکترونیکی در بریتانیا به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و حدود یک‌دهم بزرگسالان از این محصول استفاده می‌کنند.

سگرت الکترونیکی به عنوان گزینه‌ای کم‌خطرتر برای ترک سگرت شناخته می‌شوند اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند حدود هشت درصد از کسانی که اکنون از این محصول استفاده می‌کنند، پیش از آن هرگز سگرت نکشیده بودند.

خطرات پنهان در بخار نیکوتین

دکتر ماکسیم بویدین، متخصص توان‌بخشی قلبی و سرپرست این مطالعه، توضیح داد که سگرت الکترونیکی به دلیل مکانیسم عملکردش که شامل استنشاق نیکوتین از طریق بخار تولید شده به وسیله گرم کردن مایعی حاوی پروپیلن گلیکول، گلیسیرین، طعم‌دهنده‌ها و سایر مواد شیمیایی است، خطراتی به همراه دارد.

دکتر بویدین تاکید کرد که وقتی این ترکیب از فلزات و مواد شیمیایی وارد بدن می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت هیچ تاثیری بر سلامتی نداشته ‌باشد.

او در توضیحات خود به نکته مهمی اشاره کرد: «برخلاف سگرت‌های معمولی که افراد مجبورند برای ادامه مصرف، سگرت جدیدی روشن کنند، در سگرت‌های الکترونیکی این محدودیت وجود ندارد و کاربران می‌توانند به طور مداوم و در مکان‌هایی که سگرت کشیدن معمولی ممنوع است، به استفاده ادامه دهند.»

محققان اشاره می‌کنند که محتوای بالای نیکوتین در این محصولات، باعث افزایش ضربان قلب و فشار خون می‌شود، رگ‌های خونی را منقبض می‌کند و به دیواره‌های شریان‌ها آسیب می‌رساند.

100%

نتایج مطالعه

پژوهشگران در این مطالعه، داوطلبانی با میانگین سنی ۲۷ سال را که همگی از سطح آمادگی جسمانی مشابهی برخوردار بودند، بررسی کردند.

برای دقت بیشتر در نتایج، از شرکت‌کنندگان خواسته شد ۱۲ ساعت پیش از هر آزمایش، تنها آب مصرف کنند و از مصرف سگرت‌، سگرت‌الکترونیکی و انجام فعالیت ورزشی خودداری کنند.

محققان برای بررسی سلامت رگ‌های خونی، از روشی خاص به نام «آزمایش جریان خون» استفاده کردند.

در این روش، ابتدا یک فشارسنج روی بازوی فرد بسته می‌شود، سپس با تغییر فشار دستبند، میزان انعطاف‌پذیری و توانایی رگ برای گشاد شدن در پاسخ به تغییرات جریان خون سنجیده می‌شود.

این آزمایش که به اختصار FMD نامیده می‌شود، یکی از دقیق‌ترین روش‌ها برای تشخیص سلامت عروق خونی است.

در یک رگ سالم، دیواره رگ باید بتواند با تغییر جریان خون منبسط و منقبض شود اما نتایج آزمایش نشان داد که رگ‌های این افراد این توانایی طبیعی خود را از دست داده‌اند.

به گفته متخصصان، این آسیب‌های عروقی می‌تواند در آینده منجر به مشکلات جدی قلبی-عروقی شود.

واکنش‌ها و اقدامات پیشگیرانه

اگرچه سازمان بهداشت ملی بریتانیا (NHS) همچنان سگرت‌های الکترونیکی را ایمن‌تر از سگرت‌های معمولی می‌داند، متخصصان سلامت سال‌هاست نسبت به خطرات این محصولات و ناآگاهی از اثرات بلندمدت آن‌ها هشدار می‌دهند.

پزشکان نگرانند که در دهه‌های آینده با موجی از بیماری‌های ریوی، مشکلات دندانی و حتی سرطان در افرادی که از سنین پایین به استفاده از این محصولات روی آورده‌اند، مواجه شوند.

سازمان بهداشت جهانی در ماه ژوییه سال گذشته میلادی، دستورالعملی منتشر و وضعیت سگرت‌های الکترونیکی را «پیچیده» توصیف کرد.

این سازمان اعلام کرد به دلیل کمبود اطلاعات کافی درباره مضرات و فواید این محصولات، نمی‌تواند آن‌ها را به عنوان روشی برای ترک سگرت‌ توصیه کند.

در واکنش به نگرانی‌های فزاینده، دولت بریتانیا تصمیم گرفته از ماه ژوئن سال جاری میلادی (بین خرداد و تیر سال ۱۴۰۴)، سگرت‌های الکترونیکی یک‌بار مصرف را ممنوع کند.

صنعت ویپینگ دیدگاه متفاوتی در این زمینه دارد.

دکتر مارینا مورفی، سخنگوی علمی انجمن صنعت ویپینگ بریتانیا، در واکنش به این مطالعه گفت: «میلیون‌ها نفر سال‌هاست که از محصولات ویپینگ به طور ایمن استفاده می‌کنند.»

او تاکید کرد تمام داده‌های موجود نشان می‌دهند خطرات سلامتی مرتبط با ویپینگ احتمالا از پنج درصد خطرات سگرت‌های معمولی فراتر نمی‌رود.

در مقابل، دکتر بویدین، سرپرست این مطالعه، نظر متفاوتی دارد.

او گفته است: «تنها مزیت سگرت‌های الکترونیکی کمک به افراد برای ترک سگرت است اما اگر افراد به استفاده مداوم از آن‌ها ادامه دهند، نتیجه، مشابه استعمال سگرت‌های معمولی خواهد ‌بود.»