• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آیا حمله نظامی می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند؟

۲۶ حمل ۱۴۰۴، ۲۳:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی این پرسش را مطرح کرده است که آیا حمله نظامی می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند. در این گزارش با اشاره به عوامل متعدد گفته شده است که احتمالا چنین حمله‌ای قادر به نابود کردن برنامه هسته‌ای ایران نخواهد بود.

رویترز با اشاره به استقرار بمب‌افکن‌های استراتژیک بی ۲ در جزیره دیه‌گو گارسیا، جایی که ایران را در دسترس این هواپیماها قرار می‌دهد، این اقدام را پیامی صریح و هشدارآمیز به تهران دانسته و گفته آرایش نظامی امریکا در منطقه به رهبران جمهوری اسلامی می‌گوید که اگر توافقی برای مهار برنامه هسته‌ای حاصل نشود، چه سرنوشتی ممکن است در انتظار آنها باشد.

با این حال، رویترز به‌نقل از کارشناسان نظامی و هسته‌ای افزوده که حتی با چنین قدرت آتش عظیمی، اقدام نظامی امریکا و اسرائیل احتمالا تنها به‌طور موقت برنامه‌ای را عقب می‌اندازد که غرب نگران است در نهایت به ساخت بمب اتم منتهی شود؛ هرچند جمهوری اسلامی تاکید می‌کند که در پی ساخت سلاح هسته‌ای نیست.

رویترز در ادامه گزارش خود افزوده: «بدتر آنکه چنین حمله‌ای ممکن است حکومت ایران را به اخراج بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی وادارد، برنامه هسته‌ای نیمه‌مخفی کنونی را به‌طور کامل به زیر زمین ببرد و آن را با شتاب بیشتری به سوی تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای سوق دهد؛ امری که غرب از آن واهمه دارد، اما ممکن است همین اقدام نظامی، تحقق آن را تسریع کند.»

جستین برانک، پژوهشگر ارشد موسسه خدمات سلطنتی متحد بریتانیا در حوزه قدرت هوایی و فناوری به رویترز گفته است:«واقعا دشوار است تصور کنیم که حملات نظامی بتواند مسیر ایران به سوی سلاح هسته‌ای را مسدود کند، مگر آنکه شاهد تغییر حکومت یا اشغال کامل ایران باشیم.»

به گفته برانک، «در واقع هدف چنین حملاتی تنها بازگرداندن نوعی بازدارندگی نظامی، تحمیل هزینه و عقب انداختن زمان گریز هسته‌ای ایران به سطح چند سال پیش است.»

زمان گریز به مدتی اطلاق می‌شود که یک کشور برای تولید مقدار کافی مواد شکافت‌پذیر جهت ساخت بمب اتم نیاز دارد. در مورد ایران، این زمان در حال حاضر بین چند روز تا چند هفته برآورد می‌شود، اگرچه ساخت کامل بمب، در صورت تصمیم به چنین کاری، به زمان بیشتری نیاز دارد.

توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میان جمهوری اسلامی و قدرت‌های جهانی، موسوم به برجام، محدودیت‌های شدیدی را بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران اعمال کرد و زمان گریز را به دست‌کم یک سال افزایش داد. اما پس از خروج امریکا در دور اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸، توافق فروپاشید و تهران نیز اقداماتی فراتر از تعهدات برجامی خود را انجام داد.

به‌نوشته رویترز، اکنون ترامپ خواستار مذاکره برای اعمال محدودیت‌های جدید هسته‌ای است؛ مذاکراتی که از آخر هفته گذشته آغاز شده. او پس از این مذاکرات نیز همچون هفته‌های اخیر هشدار داد: «اگر توافقی حاصل نشود، تاسیسات هسته‌ای ایران را بمباران خواهیم کرد.»

اسرائیل نیز تهدیداتی مشابه را مطرح کرده است. یسرائیل کاتس، وزیر دفاع این کشور، در ماه نوامبر گفت: «ایران بیش از هر زمان دیگری در معرض حمله به تاسیسات هسته‌ای خود قرار دارد. ما اکنون فرصت داریم تا مهم‌ترین هدف خود را یعنی خنثی‌سازی و نابودی تهدیدی وجودی علیه اسرائیل را محقق کنیم.»

بزرگ و پرخطر

برنامه هسته‌ای ایران در چندین سایت مختلف پیش می‌رود و هرگونه حمله، احتمالا باید بیشتر یا همه این تاسیسات را هدف قرار دهد. حتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نمی‌داند برخی از تجهیزات کلیدی مانند قطعات سانتریفیوژها کجا نگهداری می‌شوند.

کارشناسان نظامی می‌گویند اسرائیل به‌تنهایی می‌تواند بسیاری از این سایت‌ها را هدف قرار دهد، اما این عملیات بسیار پرخطر خواهد بود و نیاز به حملات مکرر دارد، آن هم در حالی که باید با سامانه‌های پدافند هوایی تامین‌شده از سوی روسیه مقابله کند؛ اگرچه اسرائیل سال گذشته در حملاتی محدودتر توانست چنین کاری را انجام دهد.

غنی‌سازی اورانیوم قلب برنامه هسته‌ای ایران است و دو سایت اصلی آن عبارت‌اند از: تاسیسات غنی‌سازی نطنز که در عمقی معادل سه طبقه زیر زمین قرار دارد؛ و فردو، که بسیار عمیق‌تر و در دل کوه ساخته شده است.

ایالات متحده به‌مراتب ببش از اسرائیل توانایی نابودی این اهداف را دارد؛ به‌ویژه با بمب‌های ۳۰ هزار پوندی (۱۴ هزار کیلوگرامی) که تنها بمب‌افکن‌های بی ۲ مانند آن‌هایی که اخیرا به جزیره دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند منتقل شده‌اند، قادر به حمل آنها هستند. اسرائیل چنین بمب‌ها و هواپیماهایی در اختیار ندارد.

چارلز والد، جنرال بازنشسته نیروی هوایی امریکا به رویترز گفته است: «اسرائیل به‌اندازه کافی بمب‌های ۵ هزار پوندی ندارد تا فردو و نطنز را از بین ببرد.»

به‌گفته او، «با حضور امریکا، هم حمله سریع‌تر خواهد بود و هم احتمال موفقیت، بیشتر؛ هرچند که حتی در این صورت هم حمله چند روز زمان خواهد برد.»

پیامدهای حمله چه خواهد بود؟

اریک بروئر، تحلیلگر سابق اطلاعاتی امریکا و عضو ابتکار تهدید هسته‌ای، به رویترز گفته است: «حمله امریکا احتمالا خسارات بیشتری نسبت به حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران وارد می‌کند، اما در هر دو حالت، بحث بر سر خریدن زمان است و خطر جدی وجود دارد که این اقدام، ایران را به‌جای دور شدن، به بمب نزدیک‌تر کند.»

به‌گفته او، «حمله می‌تواند در برنامه هسته‌ای ایران اختلال ایجاد کند و آن را به تاخیر بیندازد، اما نمی‌تواند آن را نابود کند.»

به‌نوشته رویترز، در حالی که سایت‌ها را می‌توان از بین برد، دانش پیشرفته ایران در زمینه غنی‌سازی اورانیوم از بین‌رفتنی نیست. جلوگیری از بازسازی برنامه نیز کاری بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.

کِلسی داونپورت، مدیر بخش منع گسترش تسلیحات هسته‌ای در انجمن کنترول تسلیحات، در همین زمینه گفته است: «روز بعد از حمله چه خواهد شد؟ ایران در پاسخ به حمله به تاسیسات هسته‌ای خود، آن‌ها را مستحکم‌تر و برنامه‌اش را گسترده‌تر خواهد کرد.»

با توجه به اینکه حکومت ایران پیش از این نظارت‌های اضافی آژانس در قالب توافق ۲۰۱۵ را کنار گذاشته، بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که در صورت وقوع حمله، ایران احتمالا بازرسان آژانس را از سایت‌هایی چون نطنز و فردو اخراج خواهد کرد.

علی شمخانی، مقام ارشد سابق نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و مشاور کنونی علی خامنه‌ای، هفته گذشته در پستی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «تداوم تهدیدات خارجی و قرار داشتن ایران در وضعیت حمله نظامی، ممکن است به اقدامات بازدارنده‌ای چون اخراج بازرسان آژانس و توقف همکاری منجر شود.»

تنها کشور دیگری که چنین مسیری را پیموده، کوریای شمالی است که پس از اخراج بازرسان، نخستین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد.

جیمز اکتون، عضو اندیشکده بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، در همین مورد به رویترز گفته است: «اگر ایران را بمباران کنید، تقریباً مطمئنم که بازرسان بین‌المللی را اخراج و به سمت ساخت بمب حرکت خواهد کرد.»

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۴

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۵

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا هبت‌الله از حکمتیار می‌ترسد؟

۲۵ حمل ۱۴۰۴، ۲۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

براساس سندی که حبیب‌الرحمان حکمتیار، پسر رهبر حزب اسلامی، منتشر کرده طالبان فعالیت حزب اسلامی را در ولایت قندوز نیز منع کرده و به بستن دفاتر این حزب، مصادره تجهیزات و بازداشت اعضای آن را دستور داده است.

مشکل حزب ظاهرا با وزارت عدلیه طالبان است که اعلام کرده اعضای حزب اسلامی نیز باید «توبه» کنند. اما مساله اساسی و بزرگ‌تر از اختلاف شیخ حکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان با آقای حکمتیار است که این گروه او را رقیب مهم می‌داند.

طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اگست ۲۰۲۱، تمام احزاب سیاسی را منحل کرده و فعالیت‌های سیاسی مستقل را ممنوع اعلام کرده‌ است.

طالبان از بدو ظهور در دهه ۱۹۹۰ با احزاب جهادی و سیاسی، به‌ویژه چهره‌هایی چون حکمتیار، سر ناسازگاری داشته است. برخلاف مدارای نسبی طالبان با شخصیت‌هایی مانند حامد کرزی و عبدالله عبدالله، رفتار آن‌ها با حکمتیار همواره خصمانه بوده است. طالبان اقامتگاه حکمتیار در غرب کابل را مصادره کرد، او را برای مدتی تحت حصر خانگی قرار داد، دیدارهای سیاسی و مردمی‌اش را محدود نمود و حتی از حضور او در نماز جمعه و ایراد خطبه جلوگیری کرد. علاوه بر این، دانشگاه حزب اسلامی را تعطیل کرد.

در یکی از پیچیده‌ترین حملات مسلحانه در ۱۱ قوس ۱۴۰۱، دفتر مرکزی حزب اسلامی در کابل هدف قرار گرفت. گلبدین حکمتیار از این حمله جان سالم به برد، اما مهاجمان توسط محافظان او کشته شدند. حکمتیار تلویحاً طالبان را مسئول این حمله دانست و ادعا کرد که «پرچم داعش در چانته مهاجمان جاسازی شده بود تا رد پای عاملان اصلی پنهان شود.» این رویداد نه‌تنها مانع انتقادهای او از طالبان نشد، بلکه او را در موضع‌گیری علیه این گروه مصمم‌تر کرد.

ناکامی در کسب اعتماد طالبان

گلبدین حکمتیار یکی از معدود رهبران جهادی بود که در ۲۰ سال گذشته علیه حضور نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان جنگید. اگرچه او در این مبارزه با طالبان همکاری مستقیمی نداشت، اما هدفی مشترک را دنبال می‌کرد. با این حال، طالبان هرگز به او به‌عنوان یک متحد یا چهره همسو نگاه نکرد و تلاش‌های حکمتیار برای جلب اعتماد این گروه بی‌نتیجه ماند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت، حکمتیار ابتدا از این رویداد استقبال کرد و حتی حمایت خود را از رژیم طالبان اعلام کرد. اما به‌تدریج، به جمع منتقدان این گروه پیوست. انتقادهای او، به دلیل اشتراکات مذهبی، قومی و پیشینه جهادی با طالبان، برای این گروه سنگین و نگران‌کننده بوده است.

زیر سوال بردن مشروعیت طالبان

حکمتیار در چهار سال گذشته یکی از صریح‌ترین منتقدان طالبان بوده و مشروعیت رهبری این گروه، به‌ویژه هبت‌الله آخندزاده، را به چالش کشیده است. او تاکید دارد که یک «امیر اسلامی» باید از پشتوانه شرعی و مردمی برخوردار باشد. حکمتیار بارها اعلام کرده که رژیم طالبان به دلیل نبود قانون اساسی و عدم برگزاری انتخابات، فاقد مشروعیت داخلی است و چنین نظامی نمی‌تواند دوام بیاورد. او حتی با «شورای حل و عقد» طالبان، که به‌عنوان جایگزینی برای ساختارهای قانونی مطرح شده، مخالفت کرده است.

حکمتیار همچنین محرومیت دختران از آموزش را به شدت مورد انتقاد قرار داده و خواستار پایان دادن به «جنگ ملا با مکتب» شده است. او اخذ مالیات از شهروندان توسط طالبان را «نامشروع و حرام» خوانده و این گروه را به معامله با امریکا متهم کرده است، از جمله ادعا کرده که طالبان به نیروهای امریکایی در شمال افغانستان پایگاه داده‌اند. این مواضع، از زبان شخصیتی با پیشینه جهادی و نفوذ سیاسی، برای طالبان به شدت تهدیدآمیز است.

نفوذ در بدنه طالبان

بخش قابل‌توجهی از بدنه طالبان، به‌ویژه در سطوح میانی و پایینی، سابقه عضویت در حزب اسلامی را دارند. پس از شکست مجاهدین در برابر طالبان در دهه ۱۹۹۰، حزب اسلامی به حاشیه رانده شد و بسیاری از اعضای آن به طالبان پیوستند. این افراد، اگرچه ممکن است وفاداری کامل به حکمتیار نداشته باشند، اما به دلیل پیوندهای سنتی و تاریخی، او را به‌عنوان یک رهبر جهادی محترم می‌شمارند. وجود این نیروها در ساختار طالبان برای هبت‌الله و رهبری این گروه یک تهدید بالقوه محسوب می‌شود. تصفیه این افراد نیز برای طالبان دشوار است، زیرا آن‌ها در ۲۰ سال گذشته شانه‌به‌شانه با طالبان جنگیده‌اند و خود را بخشی از این گروه می‌دانند.

هواداران حکمتیار با اشاره به جنگ او علیه شوروی و سپس امریکا، وی را «امیر دو جهاد» می‌دانند. نفوذ حکمتیار در بدنه طالبان، پایگاه مردمی او و توانایی‌اش در نمایندگی از بخشی از بستر فکری طالبان، همگی عواملی هستند که موجودیت او را برای این گروه غیرقابل‌تحمل می‌کنند.

روابط نزدیک با شبکه حقانی

حکمتیار روابط نزدیکی با رهبران شبکه حقانی، از جمله سراج‌الدین حقانی، انس حقانی و خلیل‌الرحمن حقانی (وزیر پیشین مهاجرین طالبان که کشته شد)، دارد. دیدارهای مکرر او با این چهره‌ها و حضورش در مراسم تشییع خلیل‌الرحمن حقانی در خوست، گمانه‌زنی‌هایی درباره ائتلاف احتمالی میان حزب اسلامی و شبکه حقانی علیه جناح قندهار طالبان به وجود آورده است. با تشدید اختلافات میان شبکه حقانی و هبت‌الله، حکمتیار به‌طور استراتژیک خود را به سراج‌الدین حقانی نزدیک کرده است.

شبکه حقانی، اگرچه بخشی از طالبان محسوب می‌شود، اما در عمل سیاست‌ها و روابط خود را تا حدی مستقل از ساختار رسمی طالبان حفظ کرده است. این استقلال، همراه با روابط نزدیک حکمتیار با حقانی‌ها، برای جناح قندهار طالبان نگران‌کننده است. انتشار تصاویر مشترک حکمتیار و سراج‌الدین حقانی در اوج اختلافات داخلی طالبان، شایعات درباره احتمال کودتا یا همکاری علیه هبت‌الله را تقویت کرده است.

تهدید روابط خارجی

گلبدین حکمتیار روابط عمیق و دیرینه‌ای با برخی کشورهای منطقه دارد که این موضوع نیز برای طالبان یک زنگ خطر است. ارتباط او با پاکستان از دوران جهاد علیه شوروی تاکنون پابرجا مانده و او هرگز علیه سیاست‌های این کشور موضع نگرفته است. حتی در شرایطی که پاکستان اقدام به اخراج گسترده مهاجران افغان کرده، حکمتیار سکوت اختیار کرده است.

علاوه بر این، حکمتیار با ترکیه روابط شخصی نزدیکی دارد و سفرهایی به انقره انجام داده است. گزارش‌های اخیر حاکی از ترمیم روابط او با ایران است و دیدارهای مکرر او با دیپلومات‌های ایرانی در کابل این موضوع را تایید می‌کند. این روابط منطقه‌ای، به‌ویژه در شرایطی که پاکستان به‌طور علنی خواستار خلع سلاح طالبان شده و روابط خود را با جریان‌های مخالف این گروه تقویت کرده، برای طالبان تهدیدی جدی محسوب می‌شود.

سرکوب منتقدان

طالبان در حال حاضر با چالش‌های متعددی روبه‌روست: اختلافات روزافزون با پاکستان، تقویت جبهه‌های مخالف مسلح، تهدیدهای مداوم ایالات متحده، و اختلافات داخلی میان جناح‌های مختلف این گروه. در چنین شرایطی، طالبان بیش از پیش به سرکوب منتقدان و مخالفان خود روی آورده است. این گروه پیش‌تر عباس استانکزی را به حاشیه راند و شبکه حقانی را از دایره اعتماد هبت‌الله خارج کرد. اکنون، نوبت به گلبدین حکمتیار رسیده است تا بهای انتقادهای صریح خود از «امارت اسلامی» را بپردازد.

با بازگشت طالبان به قدرت، انتظار می‌رفت که حکمتیار به دلیل پیشینه جهادی و مواضع ضدغربی‌اش، به‌عنوان یک متحد بالقوه برای طالبان مطرح شود. اما تفاوت‌های ایدئولوژیک و سیاسی میان او و طالبان، به‌ویژه تاکید حکمتیار بر مشروعیت مردمی و لزوم قانون اساسی، به‌سرعت این احتمال را از بین برد. طالبان، که نظامی مبتنی بر تفسیر سخت‌گیرانه از شریعت را دنبال می‌کند، هرگونه انحراف از این چارچوب را تهدیدی علیه اقتدار خود می‌بیند. حکمتیار، با نفوذ تاریخی و توانایی‌اش در بسیج نیروها، به‌ویژه در میان اقشار ناراضی از طالبان، به یک خطر بالقوه برای هبت‌الله تبدیل شده است.

حکمتیار، هم به لحاظ قومی و هم به لحاظ فهم مسایل مذهبی و دینی، یک چالش در برابر طالبان است. او با استدلال‌های شرعی و مذهبی مشروعیت طالبان را به لحاظ شرعی زیر سوال برده است.

بنابراین، گلبدین حکمتیار به دلیل پیشینه جهادی، نفوذ در بدنه طالبان، روابط نزدیک با شبکه حقانی، ارتباطات منطقه‌ای، و انتقادهای صریحش علیه مشروعیت و سیاست‌های طالبان، به یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای هبت‌الله آخندزاده تبدیل شده است. طالبان، که تحمل هیچ صدای مخالفی را ندارد، با ممنوعیت فعالیت حزب اسلامی و اعمال فشارهای شدید بر حکمتیار، تلاش می‌کند این تهدید را خنثی کند.

حکمتیار با ماندن در کابل و توسعه روابط به یک بازیگر اصلی برای تحولات آینده افغانستان تبدیل شده است. سابقه او طولانی و جنجالی است، درکش از دین مدارانه‌تر و زبانش صریح است. ‌او در بیانیه‌ای که امشب منتشر کرده بار دیگر تلویحا نظام هبت‌الله آخند‌زاده را تکه‌پاره کرده است: اینکه دستگیری‌های خودسر در نظام اسلامی جا ندارد.

تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران چگونه دوباره بازگردانده می‌شود؟‌

۲۱ حمل ۱۴۰۴، ۲۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

نمایندگان امریکا و جمهوری اسلامی روز شنبه مذاکراتی درباره برنامه هسته‌ای تهران برگزار می‌کنند. همزمان، بریتانیا، فرانسه و آلمان در حال بررسی امکان بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران در سازمان ملل هستند؛ اقدامی که باید پیش از انقضای توافق هسته‌ای برجام در ماه عقرب سال جاری انجام شود.

در ادامه، روند احتمالی فعال‌سازی مکانیسم ماشه معروف که در توافق برجام گنجانده شده بود، توضیح داده می‌شود.

توافق هسته‌ای برجام چیست؟

از زمانی که نخستین خبرها درباره برنامه هسته‌ای مخفی ایران منتشر شد، بسیاری از کشورها نسبت به تلاش جمهوری‌اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای مظنون بودند و پنهان‌کاری این برنامه را هم در همین راستا می‌دیدند.

مقامات جمهوری‌اسلامی به صورت مکرر این اتهام را رده کرده‌اند و می گویند به دنبال ساخت بمب نیستند، اما آن‌ها هنوز نتوانسته‌اند برخی از ابهام‌های سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را برطرف کنند که تردید درباره نیات نظامی برنامه هسته‌ای ایران را تقویت می‌کند.

۲۳ اسد ۱۳۹۴ (۱۴ جولای ۲۰۱۵) ایران با بریتانیا، آلمان، فرانسه، امریکا، روسیه و چین توافقی به نام برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در ویانا امضا کرد. این توافق تحریم‌های سازمان ملل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا علیه ایران را در ازای محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای این کشور لغو کرد.

شورای امنیت سازمان ملل، این توافق را در قالب قطعنامه‌ای در اسد ۱۳۹۴ (جولای) ۲۰۱۵ تصویب کرد.

نقش ایالات متحده در توافق هسته‌ای

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، در دوره نخست ریاست‌جمهوریش، برجام را «بدترین توافق تاریخ» نامید و سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

او سپس تمام تحریم‌های امریکا علیه ایران را بازگرداند و در واکنش به این اقدام، ایران نیز به‌تدریج از تعهدات هسته‌ای خود طبق برجام فاصله گرفت.

در متن برجام قید شده بود که در صورت بازگشت تحریم‌ها، ایران می‌تواند «اجرای تعهدات خود را به‌طور کامل یا جزئی متوقف کند».

مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و دولت جو بایدن، جانشین ترامپ، برای احیای توافق برجام نیز پس از بیش از یک سال نشست‌های پراکنده، نتیجه‌ای نداشت.

با شروع دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ در حوت ۱۴۰۳، کارزار فشار حداکثری امریکا علیه ایران از سر گرفته شد. او از آن زمان چند بار اعلام کرده آماده توافق با ایران است، اما در عین حال تهدید کرده که اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را متوقف نکند، از گزینه نظامی علیه این کشور استفاده خواهد کرد.

جمهوری‌اسلامی چه می‌کند؟

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (نهاد ناظر هسته‌ای سازمان ملل) اعلام کرده است که ایران به‌شکل «چشمگیر» در حال افزایش غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد است، که بسیار نزدیک به سطح تسلیحاتی ۹۰ درصدی است.

کشورهای غربی می‌گویند غنی‌سازی در این سطح برای مصارف غیرنظامی ضرورتی ندارد و هیچ کشوری هم بدون هدف ساخت سلاح هسته‌ای چنین کاری انجام نداده است. اما مقامات جمهوری‌اسلامی می‌گویند برنامه‌ هسته‌ای ایران کاملا صلح‌آمیز است.

مکانیسم ماشه (Snapback) یا «بازگشت خودکار تحریم‌ها» چیست؟

در توافق برجام، مکانیسمی تحت عنوان ماشه تعریف شده است که به موجب آن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران می‌توانند بدون نیاز به این‌که اجرای آن‌ها مستلزم رای‌گیری مجدد در شورای امنیت باشد، دوباره اعمال شوند.
بر اساس مفاد این مکانیسم، اگر در بازه زمانی ده ساله اجرای توافق برجام، پنج کشور عضو آن نتوانند درباره «عدم پایبندی جدی» ایران به برجام به توافق برسند، هر کدام از این پنج کشور عضو می‌توانند این مکانیسم را در شورای امنیت سازمان ملل با ۱۵ عضو فعال کند.

پس از فعال‌شدن این مکانیسم و آغاز روند رسیدگی، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز درباره ادامه لغو تحریم‌های ایران رای‌گیری کند.

تصویب قطعنامه ادامه لغو تحریم‌های ایران، مستلزم نه رای موافق و عدم وتوی پنج عضو دائم (امریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه) شورای امنیت است.

اگر این قطعنامه تصویب نشود، تمام تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران به‌طور خودکار بازمی‌گردند، مگر این‌که شورای امنیت اقدام دیگری انجام دهد.

ایالات متحده در گذشته در سازمان ملل چه کرده است؟

با وجود خروج از برجام، دولت ترامپ در ماه سنبله ۱۴۰۰ اعلام کرد که مکانیسم ماشه را فعال کرده، زیرا نام امریکا همچنان به عنوان یکی از طرف‌های برجام در قطعنامه ۲۰۱۵ ذکر شده است.

اما تمام طرف‌های باقی‌مانده توافق، یعنی ایران، آلمان، فرانسه، بریتانیا، روسیه و چین، به شورای امنیت اعلام کردند این اقدام امریکا را به‌رسمیت نمی‌شناسند.

تقریبا همه اعضای غیردائم وقت شورای امنیت نیز با آن مخالف بودند و مکانیسم ماشه در آن زمان به‌طور رسمی فعال نشد.

در حال حاضر، تنها بریتانیا، فرانسه و آلمان به‌طور جدی به فعال‌سازی مکانیسم ماشه فکر می‌کنند.

اکنون چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
با انقضای قطعنامه شورای امنیت در ۲۶ میزان ۱۴۰۴ (۱۸ اکتبر ۲۰۲۵)، فرصت فعال‌سازی مکانیسم ماشه نیز از بین خواهد رفت.

ترامپ به نماینده امریکا در سازمان ملل دستور داده تا با متحدان این کشور برای بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران همکاری کند.

بریتانیا، فرانسه و آلمان به شورای امنیت گفته‌اند که آماده‌اند فعال‌سازی مکانیسم ماشه را پیگیری کنند. آن‌ها همچنین از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواسته‌اند تا گزارشی جامع درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران منتشر کند تا پایه حقوقی محکمی برای بازگرداندن تحریم‌ها فراهم شود.

برای شروع روند، ابتدا باید مکانیزم حل اختلاف مندرج در توافق برجام فعال شود، مکانیسمی که بریتانیا، فرانسه و آلمان در جنوری ۲۰۲۰ آغاز کرده بودند. روسیه با این مکانیزم مخالفت کرده است.
در برنامه‌ریزی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه در شورای امنیت، این کشورها احتمالا این را هم در نظر خواهند داشت که روسیه در ماه سپتامبر ریاست شورای امنیت را برعهده خواهد داشت.

تحریم‌های متوقف‌شده سازمان ملل کدام‌ها هستند

در صورت فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تحریم‌هایی که پیش‌تر در شش قطعنامه شورای امنیت بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه ایران اعمال شده بودند، دوباره برقرار خواهند شد. این تحریم‌ها شامل موارد زیر هستند:

۱- تحریم تسلیحاتی

۲- ممنوعیت غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری آن

۳- ممنوعیت پرتاب و انجام فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک قادر به حمل کلاهک هسته‌ای، همچنین ممنوعیت انتقال فناوری و ارائه کمک فنی در این حوزه

۴- مسدودسازی دارایی‌ها و ممنوعیت سفر برای شماری از افراد و نهادهای ایرانی

۵- اجازه به کشورهای عضو سازمان ملل برای بازرسی محموله‌های شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و خطوط کشتیرانی ایران به‌ منظور جلوگیری از انتقال کالاهای ممنوعه.

از کابل تا کشمیر؛ چگونه سلاح‌های امریکایی به تهدید منطقه‌ای تبدیل شده است؟

۲۰ حمل ۱۴۰۴، ۲۲:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

یک جنرال بازنشسته ارتش پاکستان در مقاله‌ای در روزنامه اکسپرس تربیون با اشاره به گفت‌وگوی اخیر وزرای خارجه امریکا و پاکستان درباره تجهیزات باقی‌مانده امریکایی در افغانستان، هشدار داد که این تسلیحات به یک تهدید امنیتی منطقه‌ای تبدیل شده‌اند.

انعام‌الحق مدعی شد که مقادیر هنگفتی از این جنگ‌افزارها به دست کشورهای منطقه و سازمان‌های تروریستی رسیده است.

در تاریخ ۴ اپریل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، و اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، طی تماس تلفنی درباره «حل‌وفصل موضوع تسلیحات امریکایی باقی‌مانده در افغانستان» گفت‌وگو کردند.

اکسپرس تربیون نوشت که حجم قابل توجهی از این تسلیحات، از جمله تفنگ‌های تک‌تیرانداز، به دست اعضای تحریک طالبان پاکستان افتاده و در حملات مرگبار علیه نیروهای امنیتی پاکستان مورد استفاده قرار گرفته است.

به گفته این روزنامه، هرچند ایالات متحده هنگام خروج بخشی از تجهیزات خود را نابود کرد، با این حال مقدار زیادی از آن‌ها وارد بازار سیاه در مرزهای ایران، افغانستان و پاکستان شد. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر این‌که ایران، بخشی از این تجهیزات شامل سلاح‌های سبک، تجهیزات دید در شب و سامانه‌های نظارتی را به‌طور گسترده خریداری کرده است.

پیش‌تر نیویارک تایمز هشدار داده بود که تسلیحات برجامانده امریکایی، از جمله تفنگ‌ها، نارنجک‌ها، دوربین‌های شب‌بین، دوربین‌ها و تجهیزات ارتباطی، به دست دلالان اسلحه، گروه‌های تروریستی چون القاعده و داعش شاخه خراسان، گروه‌های شبه‌نظامی پاکستانی و بازیگران افراطی در آسیای میانه رسیده‌اند.

اکسپرس تربیون افزود که این جنگ‌افزارها اکنون نه تنها در اختیار جنگجویان تحریک پاکستان، بلکه در دست شبه‌نظامیان بلوچ، مبارزان کشمیری و دیگر گروه‌های مسلح غیردولتی در سطح منطقه قرار گرفته‌اند. این جنرال بازنشسته ارتش پاکستان هشدار داده است: «تهدید ناشی از این تجهیزات از مرزهای افغانستان فراتر رفته و به یک مسئله امنیتی منطقه‌ای تبدیل شده است.»

وی همچنین مدعی شد که بحث واگذاری تسلیحات امریکایی یکی از محورهای سفر اخیر هیأت امریکایی به کابل بوده است. در این سفر، هیأتی به رهبری آدام بولر ـ مشاور نزدیک دونالد ترامپ ـ و زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان، با مقامات طالبان دیدار کرده‌اند.

بر اساس گزارش اکسپرس تربیون به نقل از منابع آگاه، خلیل‌زاد تلاش کرده است طالبان را برای تحویل بخشی از این تجهیزات در ازای دریافت کمک‌های مالی و بشردوستانه متقاعد کند؛ کمک‌هایی که در شرایط بحران مالی شدید برای رژیم طالبان بسیار حیاتی تلقی می‌شود.

واگذاری بگرام

در ادامه، اکسپرس تربیون با اشاره به برخی گمانه‌زنی‌ها درباره بازگشت احتمالی نیروهای امریکایی به پایگاه بگرام نوشت که با توجه به شناخت دقیق از ساختار طالبان، چنین ادعایی دور از واقعیت است.

این جنرال بازنشسته در تربیون تاکید کرده است که قندهار، که مرکز ایدئولوژیک و هویتی طالبان محسوب می‌شود، هرگز خاک افغانستان ـ حتی به‌صورت محدود و در قالب پایگاهی مانند بگرام ـ را بار دیگر به نیروهای خارجی واگذار نخواهد کرد.

او نوشت: «همین رویکرد در دهه ۱۹۹۰ مانع از تحویل اسامه بن‌لادن به ایالات متحده شد. طالبان در آن زمان ترجیح دادند قدرت را رها کرده و به کوه‌ها عقب‌نشینی کنند تا اینکه اصول پشتونی ـ اسلامی خود را زیر پا بگذارند. این باور ریشه‌دار همچنان یکی از موانع اصلی هرگونه واگذاری بگرام یا همکاری مستقیم امنیتی با واشنگتن محسوب می‌شود.»

در پایان، جنرال انعام‌الحق گفته است که طرح بازگشت امریکا به بگرام، بدون درک عمیق از ساختار درونی قدرت در طالبان، به‌ویژه ترکیب شورای قندهار و نگرش مذهبی ـ قبیله‌ای آن، نه یک راهبرد واقع‌گرایانه بلکه صرفاً یک رویای ژئوپولیتیکی است.

چرخش ژئوپلیتیکی مسکو در افغانستان؛ روسیه در مسیر به‌رسمیت‌شناسی طالبان گام بر می‌دارد؟

۱۹ حمل ۱۴۰۴، ۲۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

مجله دیپلومات در مطلبی نوشت که خروج احتمالی نام طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی روسیه، می‌تواند زمینه‌ساز تقویت هرچه بیشتر روابط میان دو طرف باشد. به‌نوشته این رسانه، از آن‌جا که روسیه گزینه‌ جایگزینی در افغانستان ندارد، ناگزیر است در نشست‌های چندجانبه از طالبان حمایت کند.

بر پایه این گزارش، ماه گذشته دادستان کل روسیه با استناد به قانونی که در سال گذشته به تصویب رسید، از دیوان عالی این کشور خواست طالبان را از فهرست گروه‌های ممنوعه بردارد.

روسیه در سال ۲۰۰۳ طالبان افغان را در فهرست گروه‌های تروریستی خود قرار داده بود، و از آن زمان، هرگونه تماس با این گروه طبق قانون مجازات‌پذیر بوده است. اما از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، مسکو به‌تدریج به این گروه نزدیک‌تر شده است. رویکرد تازه مسکو نشان‌دهنده تغییری آشکار نسبت به موضع‌گیری گذشته‌اش در دوره نخست حاکمیت طالبان در افغانستان می‌باشد.

محمد مراد، نویسنده مطلب دیپلومات نوشت که در فاصله سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، روسیه در کنار هند از جبهه متحد سابق به رهبری احمدشاه مسعود در برابر طالبان پشتیبانی می‌کرد. با سقوط طالبان در پی حمله امریکا پس از حملات ۱۱ سپتمبر، روسیه تلاش کرد با دولت حامد کرزی روابط مثبتی برقرار کرده و افغانستان را در چارچوب‌هایی چون سازمان همکاری شانگهای ادغام کند. افغانستان در سال ۲۰۱۲ به عنوان ناظر به این سازمان پیوست.

در ادامه این مطلب آمده است که پیروزی‌های طالبان و ضعف دولت اشرف غنی در مهار پیشروی آن‌ها، موجب شد روسیه دیدگاه خود را نسبت به طالبان تغییر دهد. به گفته مقام‌های طالبان، تماس‌هایی از سال ۲۰۰۷ میان دو طرف برقرار بوده، هرچند در حد «حمایت سیاسی و اخلاقی».

یکی از مقام‌های ارشد طالبان در آن زمان گفته بود: «ما دشمن مشترک داشتیم؛ برای رهایی از ایالات متحده به حمایت نیاز داشتیم و روسیه هم خواهان خروج نیروهای خارجی بود.»

مسکو نیز در سال ۲۰۱۵ به‌طور رسمی آغاز تماس با طالبان را تایید کرد. ضمیر کابولوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، گفت که از آن زمان، دو طرف در حال تبادل اطلاعات بوده‌اند.

بنا به گزارش رویترز، روسیه ابتدا از نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان حمایت می‌کرد، اما با وخامت روابطش با غرب – به‌ویژه پس از الحاق کریمه در ۲۰۱۴ و بحران سوریه – موضع انتقادی در پیش گرفت. همچنین گزارش‌هایی درباره ارسال سلاح به طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان مطرح شده است.

نویسنده مقاله نوشت که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، روسیه بدون به‌رسمیت‌شناختن رسمی این گروه، روابط خود را به‌ویژه در حوزه اقتصادی با طالبان گسترش داده است. در سال ۲۰۲۲، هیئتی از طالبان در «همایش اقتصادی بین‌المللی سن‌پترزبورگ» شرکت کرد و در سال ۲۰۲۴، عبدالمنان عمری، وزیر کار و امور اجتماعی طالبان، در راس هیئتی در این رویداد حضور یافت.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، خروج طالبان از فهرست سیاه مسکو را «بازتاب واقعیت عینی» دانست. ضمیر کابولوف نیز گفت: «حذف طالبان از فهرست ممنوعه، روسیه را قادر می‌سازد تا درباره شناسایی رسمی این گروه به‌عنوان دولت افغانستان تصمیم‌گیری کند. بدون این گام، صحبت از شناسایی رسمی زودهنگام است.»

با وجود روابط نزدیک، حادثه مرگبار ماه مارچ ۲۰۲۴ در نزدیکی مسکو – که داعش شاخه خراسان مسئولیت آن را بر عهده گرفت – روابط دو طرف را تا حدی پیچیده کرد. با این حال، مراد می‌نویسد که این حادثه تغییری در مسیر کلی روابط ایجاد نکرده، چراکه طالبان در حال مبارزه فعالانه با داعش است.

افزایش ۵ برابری روابط تجاری

در چهار سال گذشته، روابط تجاری کابل و مسکو به‌طرز چشمگیری افزایش یافته است. مرکز تجارت روسیه در افغانستان حجم مبادلات دو کشور را حدود یک میلیارد دالر برآورد کرده – رقمی که پنج برابر سطح مبادلات در ۲۰۲۱ است. با این حال، الکسی اورچوک، معاون نخست‌وزیر روسیه، این رقم را پایین‌تر و در حدود ۵۶۰ میلیون دالر دانسته است.

روسیه همچنین یکی از تأمین‌کنندگان اصلی گاز مایع افغانستان است. بر پایه آمار وزارت صنعت و تجارت طالبان، در سال گذشته بیش از ۲۷۵ هزار تُن گاز مایع به ارزش ۱۳۲ میلیون دالر از روسیه وارد شده است. صادرات گاز در جنوری و فبروری ۲۰۲۵ نیز با ۵۲ درصد افزایش به ۷۱ هزار تُن رسید. با توجه به نیاز سالانه ۷۰۰ هزار تُن گاز مایع، پیش‌بینی می‌شود این همکاری گسترش یابد.

در پایان، نویسنده دیپلومات تاکید می‌کند که افغانستان، صرف‌نظر از حاکمیت طالبان، از اهمیت ژئوپلیتیکی و امنیتی زیادی برای روسیه برخوردار است. مسکو نه‌تنها نگران گروه‌هایی چون داعش خراسان است، بلکه افغانستان را به‌عنوان مسیر ترانزیتی برای پیوند با هند و پاکستان از طریق آسیای مرکزی می‌بیند. بر همین اساس، تغییر سیاست روسیه نسبت به طالبان برآمده از ملاحظات ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی این کشور است.

به باور نویسنده، اگر طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی خارج و به‌طور رسمی به‌رسمیت شناخته شود، روابط دو طرف بیش از پیش تقویت خواهد شد.

جمهوری اسلامی؛ ناامیدی از خاورمیانه و پناه بردن به طالبان

۱۸ حمل ۱۴۰۴، ۲۳:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

سفارت ایران در کابل از سفر قریب‌الوقوع سید محمد اتابک، وزیر صنعت و تجارت این کشور، به کابل خبر داده است. این سفر چند روز پس از دیدار محمدرضا بهرامی، دستیار وزیر خارجه و مدیرکل جنوب آسیای وزارت امور خارجه ایران، با مقامات طالبان در کابل انجام می‌شود.

نزدیک به سه ماه پیش نیز عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در سفری دو روزه به کابل با مقامات ارشد طالبان دیدار کرده بود.

در ماه‌های اخیر، جمهوری اسلامی ایران به شکلی بی‌سابقه به طالبان نزدیک شده است. همکاری‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان دو طرف به‌طور چشمگیری افزایش یافته و این تغییر، نشان‌دهنده چرخشی آشکار در رویکرد تهران نسبت به طالبان است.

ایران در سه سال و نیم گذشته با احتیاط با طالبان تعامل داشت، اما اکنون با جدیت در پی توسعه روابط با این گروه است. مقامات ایرانی به استان‌های مرزی این کشور اختیار داده‌اند تا روابط فرهنگی، اقتصادی و ترانزیتی با طالبان را گسترش دهند. در همین راستا، قرار است قنسولگری ایران در ولایت فراه و قنسولگری طالبان در شهر بیرجند ایران افتتاح شود. این در حالی است که ایران هم‌اکنون در شهرهای هرات، قندهار، ننگرهار و بلخ قنسولگری‌های فعال دارد.

وضعیت دشوار ایران در خاورمیانه

ایران به دنبال حمله حماس به اسرائیل وضعیت به شدت دشواری در خاورمیانه پیدا کرده است، تا جایی که حیات جمهوری اسلامی به خطر افتاده است. نفوذ ایران در منطقه، پس از دهه‌ها تلاش، به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. جمهوری اسلامی در سوریه عملاً نقش چندانی ندارد، حوثی‌های یمن زیر فشار حملات گسترده و بی‌وقفه امریکا قرار گرفته‌اند و وضعیت کنترول حماس بر غزه مشخص نیست.

در چنین شرایطی، برخی گزارش‌ها حاکی از قصد امریکا و اسرائیل برای حمله مشترک به تاسیسات اتمی و نظامی ایران است. این دو کشور احساس می‌کنند که تهران در موقعیت ضعیفی است و باید تسلیم خواست آنها برای برچیدن برنامه اتمی و موشکی شود. ترامپ به شیوه همیشگی خود تهدید کرده است که سرپیچی ایران پاسخ دردناک نظامی به همراه خواهد داشت.

برخی از چهره‌های نزدیک به رژیم تهدیدهای ترامپ را لاف و گزافه‌گویی می‌دانند با این حال، مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پای خود را برای مذاکره با امریکا، ولو به صورت غیرمستقیم پیش گذاشته است.

همزمان با این وضعیت دشوار در خاورمیانه، ماه گذشته یک هیئت امریکایی به‌طور غیرمنتظره به کابل و قندهار سفر کرد و با طالبان به گفت‌وگو نشست. جزئیات دقیق این مذاکرات منتشر نشده، اما گمان می‌رود که هیئت امریکایی درباره تحولات آینده منطقه با طالبان صحبت کرده باشد.

تغییر رویکرد در برابر طالبان

به دنبال این تحولات، مقامات ایرانی تلاش خود را برای جلب اعتماد طالبان بیشتر کرده‌اند. تهران که سال‌ها برای بیرون شدن امریکا از همسایگی‌اش دست دوستی را به سوی طالبان، قاتل دیپلومات‌های ایرانی در سال ۱۳۷۷ در مزارشریف دراز کرده بود، به هدفش رسیده و اکنون خواهان حفظ یک رژیم همسو در کابل است.

ایرانی‌ها احتمالا نگران نزدیک شدن این گروه به ایالات متحده در این مقطع حساس نیز هستند. طالبان پیوسته برای بهبود روابط با امریکا تلاش کرده است، هرچند با پاسخ سرد واشنگتن رو به رو شده است. با این حال، طالبان از سیاست نزدیکی به امریکا دست نکشیده است.

طالبان که با انزوای جهانی مواجه است، با آغوش باز از جمهوری اسلامی استقبال کرده است. عباس عراقچی رویکرد انتقادی پیشین ایران نسبت به حاکمیت طالبان را کنار گذاشته و از تسلط یکپارچه این گروه بر قلمرو افغانستان ستایش کرده است.

او همچنین موضع پیشین مقامات امنیتی و سیاسی ایران درباره اخراج مهاجران افغان را تعدیل کرد و گفت که به درخواست طالبان، مهاجران به‌صورت «تدریجی و آبرومندانه» به کشورشان بازگردانده خواهند شد، مشروط به اینکه شرایط پذیرش آنها در افغانستان فراهم باشد. این تغییر موضع، نشانه‌ای از تلاش ایران برای جلب رضایت طالبان است.

قنسولگری در ولایت درجه‌سوم

اندکی پس از این اظهارات، مقامات ایرانی از قصد خود برای بازگشایی قنسولگری این کشور در ولایت فراه در غرب افغانستان خبر دادند. ایران به‌ویژه از ناحیه مناطق غربی افغانستان، از جمله ولایت‌های فراه و نیمروز، نگران است. جمهوری اسلامی معتقد است که شبه‌نظامیان مخالف این کشور، مانند جیش‌العدل، در این مناطق حضور دارند و احتمالاً حمایت بیرونی می‌شوند، هرچند تاکنون به‌صورت علنی در این باره سخن نگفته است.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، جیش‌العدل حملاتی را علیه نیروهای نظامی ایران در سیستان و بلوچستان، زاهدان و چابهار انجام داده است. ادعاهایی نیز مطرح شده که این شبه‌نظامیان به سلاح‌ها و تجهیزات نظامی به‌جا مانده از امریکا در افغانستان دسترسی پیدا کرده‌اند، موضوعی که نگرانی امنیتی ایران را تشدید کرده است.

ایران از حضور و فعالیت داعش خراسان در مرزهایش نگران است، گروهی‌که توانسته یکی از مرگبارترین حملات را در کرمان ایران راه‌اندازی کند.

استاندار خراسان جنوبی ایران دلیل اصلی راه‌اندازی قنسولگری در فراه را تسهیل تجارت و روابط اقتصادی میان دو کشور عنوان کرده است. به نظر می‌رسد که مسئله رصد تهدیدات امنیتی نیز مطرح باشد.

اهداف دوگانه: اقتصاد یا امنیت؟

ایران علاوه بر گسترش روابط تجاری و اقتصادی با طالبان، نگرانی‌های امنیتی نیز دارد. جمهوری اسلامی با وجود روابط نزدیک با طالبان، به این گروه اعتماد ندارد و طالبان را غیرقابل پیش‌بینی می‌داند. تاریخچه روابط طالبان با گروه‌های مختلف نشان می‌دهد که این گروه ممکن است در شرایط خاص به سمت بازیگران دیگری مانند امریکا متمایل شود، امری که برای ایران یک کابوس استراتژیک است.

با این حال، ایران تلاش می‌کند از اختلافات طالبان با پاکستان و انزوای جهانی این گروه بهره‌برداری کند تا نفوذ خود را در افغانستان تحت کنترول طالبان تقویت کند. تنش‌های مرزی و اخراج مهاجران افغان از پاکستان، فرصتی برای ایران فراهم کرده تا خود را به‌عنوان شریکی قابل اعتماد به طالبان معرفی کند.

با تشدید اختلاف میان طالبان و پاکستان، ایران عملا برنده میدان افغانستان شده است. این کشور برخلاف پاکستان که سعی دارد پای امریکا را به جنگ علیه طالبان بکشاند، سعی دارد که رژیم حاکم در افغانستان را تقویت کرده و از سقوط آن به دامن امریکا جلوگیری کند. در واقع، ایران نه طرف‌دار جنگ امریکا علیه طالبان است، نه هم طرف‌دار نزدیکی و اتحاد این کشور با رژیم حاکم در افغانستان.

همچنین، ایران امیدوار است با توسعه روابط اقتصادی و ترانزیتی، مانند استفاده از بندر چابهار برای دسترسی طالبان به بازارهای جهانی و هند، جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای مستحکم‌تر کند.