مریم که ۲۷ سال سن دارد، با خانوادهاش زندگی میکند. او گوشهای از اتاقهای خانهاش را به شاگردانش اختصاص داده است.
مریم در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت که هر لحظه زندگیاش در سایه ترس و اضطراب میگذرد؛ ترس از اینکه مبادا طالبان از صنف مخفی او باخبر شود. او گفت: «وقتی در کوچه صدای اعضای طالبان را میشنوم، ضربان قلبم تند میشود. شاگردانم هم میترسند؛ اما ما سریع کتابها را پنهان میکنیم و طوری رفتار میکنیم که گویا مهمان آمدهاند.»
مریم میگوید بسیاری از شبها در خواب کابوس افشا شدن صنفاش را میبیند، اما برای زنده نگه داشتن امید شاگردانش، این ترس را عمدا از آنان پنهان میکند.
مریم میگوید: «من ۲۴ ساعت در نگرانی هستم. دخترها هم از نظر روحی آرام نیستند و همیشه در فکر فرو میروند؛ از ترس و نگرانی درباره امنیت و آیندهشان. چون هر لحظه منتظریم که خدای نخواسته حادثه بدی رخ ندهد.»
او برای حفظ امنیت خود و شاگردانش، همه دختران را همزمان از صنف رخصت نمیکند:
«برای اینکه کسی شک نکند، شاگردانم را به دو گروه تقسیم کردهام. آنها در دو زمان متفاوت به خانه ما میآیند. همچنین کتابهای دینی همراه دارند تا کسی شک نکند.»
این آموزگار جوان میگوید در روزهای نخست فعالیت، خانوادههای دختران به او اعتماد نداشتند و درباره امنیت فرزندانشان بسیار نگران بودند؛ اما او تا حد زیادی توانسته خانوادهها را قانع کند که اجازه دهند دخترانشان به آموزش ادامه دهند.
مریم گفت: «در روزهای اول خیلی سخت بود، چون بیشتر خانوادهها نگران امنیت دخترانشان بودند و میترسیدند که دخترانشان تعقیب شوند. در ابتدا صنف را به نام آموزش خیاطی راهاندازی کردم و کمکم تدریس را شروع کردیم، چون مطمئن شدم کسی ما را تعقیب نمیکند و اعتماد خانوادهها هم بیشتر شده بود.»
او افزود: «اما هنوز هم از نظارت در امان نیستیم. در روزهای اول طالبان به خانههای شاگردانم میرفتند و از خانوادههایشان میپرسیدند چرا دختران شما از خانه بیرون میشوند و چند ساعت در خانه همسایه میمانند و این کارشان ادامه دارد. از آنها میپرسیدند که این دختران در آن خانه چه میکنند و آیا شما میدانید آنجا چه میشود؟»
مریم میگوید بخش بزرگی از تهیه لوازم درسی شاگردانش را برادرش بر عهده دارد، زیرا او در برابر تدریس هیچ پولی از شاگردان نمیگیرد.
او میگوید: «از شاگردانم پول نمیگیرم، چون بسیاری از دختران بهطور پنهانی از خانوادههایشان برای درس خواندن به اینجا میآیند. اگر از آنها پول بخواهم، ممکن است مردان خانوادهشان آنان را از درس منع کنند و همین دروازه هم به رویشان بسته شود.»
مریم از جامعه جهانی میخواهد برای آموزش دختران و حمایت از مکتبهای مخفی در خانهها، راهکارهایی پیدا کند که طالبان نتوانند مانع آن شوند. او میگوید اگر جامعه جهانی دورههایی مانند آموزش خیاطی در خانهها را برای زنان ایجاد کند، اما در پشت آن از آموزش سواد نیز حمایت شود، شاید امید ادامه آموزش برای بسیاری از دختران زنده بماند؛ زیرا بدون حمایت، این مبارزه پنهانی ممکن است متوقف شود.
پس از قدرتگیری طالبان و ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم مکتب، بر مبنای آمار یونسکو بیش ۲.۵ میلیون دختر از حق آموزش محروم ماندهاند؛ در حالیکه ۸۰ درصدشان واجد شرایط برای رفتن به مکتبند.
یونسکو هشدار داده است که در صورت ادامه محدودیتها تا سال ۲۰۳۰، شمار دختران محروم از آموزش به بیش از ۴ میلیون نفر خواهد رسید.