چین به جنگ طالبان و پاکستان نقطه پایان میگذارد؟

طالبان و پاکستان از روز چهارشنبه ۱۲ حمل در اورومچی چین سرگرم مذاکره هستند. هنوز جزئیات مذاکرات اعلام نشده است.

طالبان و پاکستان از روز چهارشنبه ۱۲ حمل در اورومچی چین سرگرم مذاکره هستند. هنوز جزئیات مذاکرات اعلام نشده است.
چین از روند مذاکرات ابراز خوشبینی کرده، طالبان نیز اعلام کرده که با حسن نیت برای دستیابی به توافق شرکت کرده است. پاکستان اما با احتیاط به این مذاکرات مینگرد و تأکید دارد که هر توافق باید «قابل راستیآزمایی و سنجش میدانی» باشد.
این مذاکرات در حالی برگزار شد که پاکستان پیشتر هرگونه گفتوگو با طالبان افغانستان را رد کرده و بر ادامه حملات هوایی و موشکی به زیرساختهای نظامی و اهداف طالبان در افغانستان اصرار داشت. اسلامآباد معتقد است که عملیات «غضب للحق» علیه طالبان افغان به نتیجه رسیده، زیرا حملات شبهنظامیان در خیبرپختونخوا بهطور چشمگیری کاهش یافته است. البته مشخص نیست که این کاهش نتیجه مستقیم حملات پاکستان به مواضع شبهنظامیان در خاک افغانستان بوده یا اینکه طالبان افغان از تیتیپی خواسته حملات خود را کم کنند.
کشورهای منطقه به ویژه چین تلاش دارند طالبان و پاکستان را به توافق برسانند. منطقه با بحرانهای بزرگی روبروست و اکثر کشورها مایل نیستند بحران تازهای در همسایگیشان گسترش یابد. اما آیا توافق میان طالبان و پاکستان ممکن است؟
از مواضع طالبان پیداست که در برابر پاکستان کوتاه آمده و آماده توافق است. چون، خطر وجودی را درک کرده است. اما آیا عملی کردن مطالبات پاکستان برای طالبان عملی است؟
پاکستان تأکید دارد که اگر طالبان خواهان توافق است، باید اعضای کلیدی و رهبری تحریک طالبان پاکستان به ویژه حافظ گلبهادر، فرمانده کلیدی این گروه و ارتش آزادیبخش بلوچستان را به این کشور تحویل دهد.
اخراج، خلع سلاح و انتقال شبهنظامیان از مناطق مرزی، از مهمترین خواستههای اسلامآباد بوده است. پاکستان ادعا میکند رهبری این دو گروه مخالف در خاک افغانستان و تحت پناه طالبان حضور دارند. طبق گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل، دستکم شش هزار نیروی تیتیپی در خاک افغانستان مستقر هستند.
عملیکردن این مطالبه پاکستان برای طالبان عملاً غیرممکن است. تاریخ ۳۰ ساله طالبان نشان میدهد که این گروه تحت هیچ شرایطی حاضر نیست اعضای خود یا متحدان نزدیک را به کشوری متخاصم تحویل دهد. تیتیپی و طالبان افغان دو گروه درهمتنیدهاند. افکار، باورها، ایدئولوژی و قومیت مشترک دارند و از بستر یکسانی برخاستهاند. انتظار تسلیم آنها در فرهنگ طالبان کاملاً غیرواقعبینانه است. تیتیپی در ۲۰ سال گذشته از طالبان افغان میزبانی کرده و حالا انتظار رفتار مشابه دارد. اگر طالبان قصد تسلیم تیتیپی را داشت، تنش میان کابل و اسلامآباد هرگز به درگیری تمامعیار نظامی نمیرسید.
حتی اگر طالبان بخواهد، قادر به اجرای چنین کاری نیست. هرگونه فشار بر تیتیپی میتواند منجر به کشیدگی و انشعاب داخلی در صفوف طالبان شود و همزمان نیروهای ناراضی را به سمت داعش سوق دهد.
پاکستان همچنان بر ارائه «تضمین کتبی و قابل راستیآزمایی» تعهدات طالبان پافشاری میکند؛ تضمینی مبنی بر اینکه حملات از خاک افغانستان متوقف شود و تیتیپی دیگر هیچ حملهای در پاکستان انجام ندهد. ارائه چنین تضمینی برای طالبان ممکن نیست، زیرا این گروه کنترول کامل بر همه گروههای شبهنظامی فعال ندارد. برخی گروهها در مناطق قبایلی به داعش نزدیکاند، برخی مستقیماً از القاعده دستور میگیرند و دهها گروه تروریستی منطقهای دیگر نیز در آنجا فعالند. به همین دلیل طالبان همیشه تأکید کرده که نمیتواند مسئولیت حملات داخل خاک پاکستان را بپذیرند.
تا چند ماه پیش مسئله اصلی تیتیپی بود، اما اکنون خود طالبان افغان نیز هدف قرار گرفته است. پاکستان از تمایز «طالب خوب و طالب بد» گذشته است. اسلامآباد هم تیتیپی و هم طالبان افغانستان را گروه تروریستی میداند. عملیات «عزم استحکام» علیه تیتیپی و عملیات «غضب للحق» علیه طالبان افغانستان راه افتاده است. پاکستان دیگر باور ندارد که طالبان حافظ منافع و امنیت این کشور در افغانستان باشد؛ بنابراین به شدت در پی تضعیف و کنار زدن رژیم طالبان است. نشانه این رویکرد، همکاری عملی اسلامآباد با برخی جریانهای سیاسی و جهادی سابق مخالف طالبان است. پاکستان تصمیم دارد در تابستان پیشرو قاعده بازی را تغییر دهد.
البته در خوشبینانهترین حالت، ممکن است دو طرف در اورومچی بتوانند اعلامیه مشترکی صادر کنند و به کاهش خشونتها و نوعی آتشبس موقت توافق کنند. هر دو کشور با بحران بیسابقه انرژی روبرو هستند. قیمت هر لیتر بنزین در پاکستان به ۵۰۰ روپیه رسیده و در افغانستان نیز قیمت نفت، گاز و کالاهای خوراکی به شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی، اولویت رسیدگی به بحران ناشی از تحولات منطقهای مرتبط با جنگ امریکا و اسرائیل با ایران است.
اما کاهش خشونت لزوماً به معنای حل اختلافات عمیق نیست. طالبان و پاکستان تمام پلهای پشت سر را شکستهاند و هیچ مبنای اعتماد، همکاری یا همسویی میان دو دوست و همکار سابق باقی نمانده است. رهبران طالبان میدانند که پاکستان از آنها عبور کرده است. اسلامآباد تحت هیچ شرایطی حملات پهپادی طالبان به قلب اسلامآباد را فراموش نخواهد کرد. پاکستان معتقد است که این پهپادها ممکن است با کمک هند در اختیار طالبان قرار گرفته باشد. مهم نیست طالبان این پهپادها را چگونه به دست آوردهاند، واقعیت این است که آنها به سیم آخر زدهاند. پاکستان اکنون طالبان را گروهی وابسته به هند میبیند. طالبان نیز در روابط با هند از ایدئولوژی گذشته فاصله گرفته و بیشتر به ناسیونالیسم تکیه کرده است.
در حقیقت، آینده روابط طالبان و پاکستان از مسیر مذاکره و گفتوگو نمیگذرد. جنگ سرنوشت این رابطه را تعیین خواهد کرد. پاکستان ممکن است از جنگ مستقیم و رو در رو که برایش بسیار پرهزینه است به سمت جنگ غیرمستقیم و نیابتی تغییر رویکرد دهد. برای اولین بار در حداقل چهار دهه گذشته، پاکستان طی پنج سال هیچ گروه نیابتی فعالی در افغانستان نداشت و به همین دلیل به حملات مستقیم هوایی متوسل شد. اسلامآباد ابتدا طالبان را گروه نیابتی خود میدانست، چون ۲۰ سال برای آن هزینه کرده بود؛ اما حالا اداره طالبان به دردسری بزرگ و تهدیدی جدی برای امنیت ملی پاکستان تبدیل شده است. دیگر بعید به نظر میرسد که پاکستان بتواند با طالبان کار کند.
بنابراین، همان طور که مذاکرات، دوحه، استانبول و ریاض به نتیجهای نرسید، انتظار نمیرود چین نیز بتواند از ارومچی نقطه پایانی به بحران رو به گسترش طالبان با پاکستان بگذارد. با وجود اینکه چین نفوذ بیشتری به دو طرف درگیر دارد.