• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چشم‌دید یک شهروند: «دزدان مسلح در هرات پول و طلای سه زن را بردند»

۱۰ جوزا ۱۴۰۵، ۰۹:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

«روز دوشنبه، ۴ جوزا، ساعت ده صبح، سه نفر دزد مسلح با یونیفورم و لباس نظامی طالبان، در کوچه برامان، در ساحه عمومی سرک حوزه کرباس هرات، جلو یک سه‌چرخه زرد را گرفتند.

در داخل سه‌چرخه سه زن نشسته بودند؛ دو خواهر همراه مادرشان که به طرف شهر نو هرات می‌رفتند. آنان ۹۰ هزار افغانی پول نقد و حدود دوصد گرام طلا با خود داشتند. یکی از دختران این خانواده تازه نامزد شده بود و یک گلوبند طلا به ارزش پنج لک افغانی، سه انگشتر طلا، یک چوری و گوشواره‌های طلا همراهش بود.

دزدان مسلح همه پول و طلاهای آنان را گرفتند. گفته می‌شود که دزدان این زنان را نخست به مرگ تهدید کردند و بعد گفتند که آنان را با خود می‌برند.

پس از این رویداد، دزدان از داخل کوچه برامان به طرف جاده ابریشم و درب عراق رفتند. آنان یک موتر برقی سفیدرنگ داشتند و سلاح‌های امریکایی با خود حمل می‌کردند.

زنانی که در این رویداد زیان دیده‌اند، باشنده ساحه تیل‌فروش‌های شهر هرات هستند.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

هالند شرایط دریافت اقامت برای زنان افغان را آسان‌تر کرد
۱

هالند شرایط دریافت اقامت برای زنان افغان را آسان‌تر کرد

۲

طالبان وب‌سایت سفارت‌ها و قنسولگری‌های تحت اداره خود را تغییر داده است

۳

بریتانیا همکاران پیشین افغان خود را «ناامید و سرگردان» رها کرده است

۴

وزیر دفاع طالبان در بازگشت از روسیه: پاکستان دیگر جرئت حمله نخواهد داشت

۵

منابع: میرزا کتوازی، معاون پیشین پارلمان افغانستان «در امریکا بازداشت شد»

•
•
•

مطالب بیشتر

موترداران در هرات: «در گمرکات از موترهای ما وسایل و تیل دزدی می‌شود»

۱۰ جوزا ۱۴۰۵، ۰۹:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

«لطفاً صدای ما موتر داران را به گوش وزارت مالیه، گمرکات، وزارت داخله و کسانی که وظیفه امنیت را به دوش دارند، برسانید. دزدی در گمرکات به اوج خود رسیده است و مسئولان هیچ اقدامی نمی‌کنند. هر وسیله‌ای که از موتر دزدی می‌شود، چهار تا شش دالر هزینه دارد و گاهی نیز تیل دزدی می‌شود.

هیچ نگهبانی هم وجود ندارد. اگر هم وجود دارد، با دزدان همدست است و هیچ چیزی نمی‌گوید و اقدامی نمی‌کند.

لطفا صدای ما را به گوش مسوولان برسانید.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

عکاسان سیار: «طالبان تنها منبع درآمد ما را از ما گرفت»

۸ جوزا ۱۴۰۵، ۱۲:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

«ما شماری از عکاسان سیاردر تخار هستیم. در روزهای عید از مردم عکس می‌گیریم و در برابر آن مردم به ما پول می‌دهند. در این دو روز عید، امر به معروف طالبان ما را بسیار اذیت کرد. دوربین یکی از دوستان ما را به زمین زد و شکست، یکی از ما را لت‌وکوب کرد و دوربین‌های ما را با خود برد.

آنان می‌گویند عکاسی حرام است، در حالی که خودشان با گوشی عکس می‌گیرند و در فیسبوک نشر می‌کنند.
تنها منبع درآمد ما در این شرایط دشوار و بیکاری همین عکاسی بود. این را هم از ما گرفتند.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

بیماران در هرات: «سیستم الکترونیکی ثبت ویزای درمانی ایران بیشتر وقت‌ها قطع است»

۶ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

«مشکل ما این است که بیماران نیازمند درمان در هرات، وقتی برای ویزای درمانی ایران اقدام می‌کنند، ایران کلینیک وضعیت‌شان را تایید می‌کند، اما دفترهای ویزای درمانی می‌گویند سیستم الکترونیکی از سوی ایران قطع است و باید منتظر بمانند تا دوباره وصل شود.

این مشکل هفته‌هاست ادامه دارد. بیماران منتظر مانده‌اند، در حالی که ویزای دانشجویی و تجاری هر روز بدون این مشکل صادر می‌شود.

ما فقط همین را می‌خواهیم که اگر ویزای دانشجویی و تجاری صادر می‌شود، لطفاً ویزای درمانی را هم برای بیمارانی که وضعیت فوری دارند و به دستور ایران کلینیک به دفتر ویزای درمانی برای ثبت در سیستم مراجعه می‌کنند، فعال کنید.

نگذارید مردم جان خود را از دست بدهند، فقط به این دلیل که سیستم کار نمی‌کند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

باشندگان دره‌صوف: «ولسوال هم از مردم پول می‌گیرد و هم افراد بی‌گناه را بازداشت می‌کند»

۶ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

«ما از دره‌صوف پایین سمنگان هستیم. مدتی است که ولسوال اینجا و افراد وابسته به او مردم را به بهانه مبارزه با مواد مخدر اذیت می‌کنند. از مردم پول می‌خواهند. کسی که پول داشته باشد آزاد می‌شود، اما آدم‌های فقیر و بی‌واسطه را به زندان سمنگان می‌فرستند.

ر این میان، بسیاری از کسانی که هیچ نقشی در کشت تریاک نداشته‌اند هم بازداشت شده‌اند. مردم می‌گویند شمار بازداشت‌شده‌ها به بیش از ۵۰۰ نفر می‌رسد.

ولسوال، یک تیم را مسلح کرده و خانه‌به‌خانه می‌فرستد تا از مردم پول بگیرد. او مردم را تهدید می‌کند که اگر پول ندهند، بازداشت و زندانی می‌شوند.

این افراد با زور وارد خانه‌های مردم می‌شوند، مردم را می‌گیرند، به ولسوالی می‌برند و بعد به زندان ولایت می‌فرستند. در بعضی موارد مردم را لت‌وکوب هم کرده‌اند.

در بازار دهی هم غرفه‌ها و کراچی‌های مردم فقیر را خراب کرده‌اند. از کسبه‌کاران کم‌درآمد پول ماهانه می‌خواهند، در حالی که بسیاری از آنان نان خانه خود را به سختی پیدا می‌کنند.

چند کارمند و اجیر ولسوالی را هم بی‌دلیل از وظیفه برکنار کرده‌اند. یک اجیر مدیریت احصائیه را هم لت‌وکوب کرده‌اند.

ما مردم دره‌صوف پایین از این وضعیت خسته شده‌ایم. این کارها نه عدالت است و نه اسلامی. از مسئولان رده بالای طالبان می‌خواهیم یک هیئت بی‌طرف بفرستند و صدای ما را بشنوند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«کودکم از دیدن لت‌وکوب من بی‌هوش شد»

۵ جوزا ۱۴۰۵، ۱۵:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

«امروز با فامیل و کودکانم در هرات برای خرید عید به مرکز شهر رفته بودیم. چون جاده توسط میوه‌فروشان کامل بند شده بود، موتر خود را برای چند دقیقه در یک طرف پارک کردم. وقتی برگشتم، دیدم هوای دو تایر موترم را خالی کرده‌اند. چیزی نگفتم و کسی هم آن‌جا نبود.

رفتم آن طرف جاده تا تایرها را هوا بدهم. همان وقت پولیس ترافیک آمد و شروع کرد به خالی کردن هوای تایرهای دیگر موترم.
موترم روشن بود. گفتم صبر کن، حرکت می‌کنم، فامیل و طفل‌هایم داخل موتر هستند. اما مرا زدند و داخل موتر انداختند. آن‌قدر زدند که طفلم از فریاد زیاد بی‌هوش شده بود.
گفتم کار اسلام این‌گونه نیست.

بعد برای شکایت پیش مدیر آن‌ها رفتم، اما پولیس ترافیک پیش از من رفته بود و نزد مدیر خود را سفیدنمایی کرده بود.
به مدیرش گفتم که من یک داکتر هستم، این هم کارتم است. ۳۰ سال درس خواندیم و به شما مردم خدمت کردیم.

اما مدیرش که داخل غرفه بود، گفت برو، وگرنه خوب یک لت‌وکوب دیگر هم می‌شوید.
بالاخره از این زندگی خسته شدیم که توسط یک پولیس هم لت‌وکوب شویم و چیزی هم گفته نتوانیم.

بخدا قسم آنقدر دلم گرفته دلم بود خرید های که کرده بودم آتش بزنم.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»