«کیفیت خدمات صحی بیپیاچاس در ولایت غور ضعیف شده است»

«ما، جمعی از باشندگان و کارمندان نگران ولایت غور، میخواهیم مشکلات موجود در خدمات صحی بیپیاچاس، تحت مدیریت موسسه باران، را با شما شریک سازیم.

«ما، جمعی از باشندگان و کارمندان نگران ولایت غور، میخواهیم مشکلات موجود در خدمات صحی بیپیاچاس، تحت مدیریت موسسه باران، را با شما شریک سازیم.
به گفته مردم و برخی کارمندان، در حدود دو سال گذشته کیفیت خدمات صحی در مرکزهای مربوط به این موسسه ضعیف بوده و بسیاری از خدمات مطابق معیار لازم ارائه نمیشود.
همچنان فضای ترس و فشار بر کارمندان وجود دارد و افراد به دلیل نگرانی از تهدید یا از دست دادن وظیفه، نمیتوانند آزادانه شکایت کنند.
برخی مسئولان موسسه نفوذ زیادی دارند و هرگونه انتقاد یا شکایت با فشار و تهدید روبهرو میشود.
ما میخواهیم این موضوع را به شکل بیطرفانه بررسی کنید و صدای مردم محروم غور را بازتاب دهید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«سالها برای فوتبال زحمت کشیدم. در زمینهای خاکی، با امکانات کم و در شرایط سخت زندگی، تنها سرمایهام امید و تلاش بود. من باشنده کابل و دروازهبان تیم امید پایتخت، بارها به فدراسیون فوتبال افغانستان مراجعه کردم و فقط یک خواسته داشتم: «استعدادم را ببینید و از من امتحان بگیرید.»
اما درد اینجاست که بسیاری از جوانان بااستعداد افغانستان احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود. وقتی فرصتها بهجای شایستگی بر اساس روابط و واسطه توزیع شوند، انگیزه جوانان از بین میرود و رؤیاهایشان شکسته میشود.
پیام من به مسئولان فوتبال افغانستان، از جمله آقای محمدیوسف کارگر، الیاس منوچهر و دیگر تصمیمگیرندگان، این است که آینده فوتبال کشور با حمایت از استعدادها ساخته میشود، نه با نادیده گرفتن آنان. جوانان این سرزمین حق دارند در یک فضای عادلانه تواناییهای خود را ثابت کنند.
با وجود تمام ناامیدیها، هنوز هم باور دارم که استعداد واقعی روزی راه خود را پیدا خواهد کرد. من از رؤیای خود دست نمیکشم، زیرا فوتبال فقط یک بازی نیست، بخشی از زندگی و آینده من است.
استعدادهای افغانستان به فرصت نیاز دارند، نه فراموش شدن.
یوسف کارگر و الیاس منوچهر از کسانی هستند که به جوانان بااستعداد توجه نمیکنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
سفارتخانههای افغانستان در خارج از کشور، نماد حاکمیت ملی و متعلق به تمام مردم افغانستان هستند. هرگونه تغییر در ترکیب نمایندگی دیپلوماتیک که منجر به انحصار نمایندگی توسط یک گروه خاص شود، بدون اجماع ملی و بدون مشروعیت بینالمللی، با اصول نمایندگی فراگیر و بیطرفانه مغایرت دارد.
دولت کویت همواره در سیاست خارجی خود بر حمایت از ثبات، گفتوگوی ملی و حقوق بشر تاکید داشته است. انتظار میرود در تعامل با موضوع افغانستان، همسویی با قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و رویکرد مورد اجماع جامعه بینالمللی حفظ شود. پذیرش نمایندهای که از سوی اکثریت دولتهای جهان و سازمان ملل به عنوان دولت قانونی شناخته نشده، میتواند به تفسیر به نفع مشروعیتبخشی به آن گروه منجر شود.
این تصمیم همچنین نگرانی جدی برای هزاران شهروند افغان مقیم کویت ایجاد میکند. بسیاری از مهاجران، دانشجویان، زنان و فعالان مدنی که به دلایل امنیتی افغانستان را ترک کردهاند، بیم دارند دسترسی عادلانه آنها به خدمات کنسولی تحت تاثیر قرار گیرد.
از این رو، از دولت کویت درخواست میشود در این تصمیم بازنگری کرده و تا زمان شکلگیری دولت فراگیر و منتخب در افغانستان، از اقداماتی که به انحصار نمایندگی میانجامد خودداری کند. همچنین از رسانههای مستقل و مرجع، از جمله افغانستان اینترنشنال، تقاضا میشود این موضوع را به عنوان بخشی از مطالبه عمومی مردم افغانستان پوشش دهند.
با احترام
جمعی از شهروندان افغانستان
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«روزی من هم برای آزادیهایی که به آن نیاز داریم صدا بلند میکردم، اما بهایش را پرداختم. هفت ماه زندان را تجربه کردهام، بخشی از آن را در استخبارات طالبان. آنقدر شکنجه شدم که برای راه رفتن، دو نفر باید بازوهایم را میگرفتند و حتی برای انجام نیازهای اولیه به کمک دیگران محتاج بودم.
ه همین دلیل است که امروز وقتی از سکوت بسیاری از مردم سخن میگویم، از روی حدس و گمان نیست، من هزینه حرف زدن را با جسم و جان خود پرداختهام.
من هم دوست دارم برای خواهرم بنویسم، برای مادرم بنویسم و از حق، کرامت و آزادی زنان سرزمینم دفاع کنم. اما حقیقت تلخ این است که دست تنها صدا ندارد. تغییر واقعی از درون جامعه آغاز میشود و سالها ترس و سرکوب، مردم را خسته و محتاط کرده است.
امروز در هرات شاهد رویدادهایی هستیم که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. دختران و زنانی که تنها به دلیل نوع پوشش یا نپوشیدن چادری مورد بازخواست، تحقیر یا زندان قرار میگیرند. خانوادههایی که نگراناند مبادا دختر یا خواهرشان به خاطر یک انتخاب شخصی با مشکل روبهرو شود. این وضعیت فقط محدودیت یک فرد نیست، آسیب به عزت، آرامش و آینده یک جامعه است.
بعضی دوستان از بیرون کشور میپرسند چرا مردم به جادهها نمیآیند، چرا مردها سکوت میکنند، کو همان غیرت و مردانگی که از آن مردهای هرات دم میزدند. پاسخ ساده نیست. مردمی که چهار سال زیر سایه ترس زندگی کردهاند، مردمی که هر اعتراضی میتواند برایشان زندان، شکنجه یا از دست دادن همهچیز را در پی داشته باشد، با شعار و هشتگ به حرکت درنمیآیند. با این حال، هیچ وضعیتی همیشگی نیست. تاریخ بارها نشان داده است که تغییر، هرچند آهسته، از دل همان جامعهای آغاز میشود که روزی تصور میشد دیگر امیدی در آن باقی نمانده است.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من دکاندار بازار هرات هستم. از زمانی که امر به معروف درباره حجاب زنان هشدار داده، بازارهای هرات از رونق افتاده است. خریدوفروش تقریبا متوقف شده و کاسبی ما به صفر رسیده است.
از یکسو، سه هفته است که فامیلها کمتر به بازار میآیند و از سوی دیگر، کرایههای دکانها روی دست دکانداران مانده است.
بسیاری از دکانداران میگویند اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ناچار میشوند دکانهای خود را برای مدتی ببندند تا از کابل به این مشکل رسیدگی شود.
لطفا این پیام را همرسانی کنید.»
نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.
«اگر روزی برسد که مادران، خواهران و دختران ما بیش از پیش از حق آموزش، کار و حضور در جامعه محروم شوند و ما همچنان خاموش بمانیم، دیگر نباید از هرات بهعنوان شهر علم، فرهنگ و تمدن یاد کنیم.
شهر علم و فرهنگ، شهری است که مردم آن در برابر بیعدالتی سکوت نکنند و از حقوق همه اعضای جامعه، بهویژه زنان و دختران، دفاع کنند.
وقتی دروازههای مکتبها به روی دختران بسته شد، اگر همه ما دست در دست هم میدادیم، اگر کسبهکاران برای مدتی دکانهای خود را میبستند، اگر صرافان فعالیتهای خود را متوقف میکردند، اگر کارخانهها و بخشهای مختلف جامعه صدای واحدی بلند میکردند، شاید امروز شاهد چنین وضعیت دردناکی نبودیم.
امروز نیز در خطبه نماز جمعه گفته شد که از فردا هر زن یا دختری که با مانتو در سطح شهر دیده شود، به زندان منتقل خواهد شد. اگر چنین تصمیمی عملی شود و ما باز هم سکوت کنیم، باید از خود بپرسیم که در برابر محدودیتهایی که بر مادران، خواهران و دختران این سرزمین تحمیل میشود، چه مسئولیتی داریم.
سکوت در برابر محدودیتها، راه را برای محدودیتهای بیشتر باز میکند. جامعهای که در برابر سلب حقوق بخشی از مردم خود بیتفاوت باشد، دیر یا زود همه آسیب آن را خواهد دید.
امروز هنوز دیر نشده است. همبستگی، آگاهی و مطالبهگری مسالمتآمیز میتواند از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند. آینده هرات و افغانستان در گرو آموزش، آگاهی و مشارکت همه شهروندان آن است، زن و مرد، دختر و پسر.
اگر روزی برسد که زنان این سرزمین تنها به دلیل نوع پوشششان با زندان و مجازات روبهرو شوند و ما همچنان خاموش بمانیم، دیگر نباید به گذشته پرافتخار هرات افتخار کنیم. ارزش یک جامعه تنها در تاریخ و تمدن آن نیست، بلکه در ایستادگی مردم آن در برابر بیعدالتی و دفاع از کرامت انسانی سنجیده میشود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»