• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آموزش پشت صفحه نمایش؛ آیا مکاتب آنلاین خلأی آموزش دختران افغان را پر کرده‌ است؟

سلسله امام‌زاده

خبرنگار

۵ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۲:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

پنج سال است که صبح‌های ستاره، دختر ۲۰ ساله افغان، دیگر با صدای زنگ مکتب آغاز نمی‌شود. او صبح‌ها به‌جای پوشیدن یونیفورم و رفتن به صنف، لپ‌تاپش را روشن می‌کند و ساعت‌ها پشت صفحه نمایش می‌نشیند؛ صفحه‌ای که در این سال‌ها جای صفحه کتاب، مکتب، آموزگار و هم‌صنفی‌هایش را گرفته است.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، میلیون‌ها دختر در افغانستان از حق آموزش در مکاتب محروم شدند. داستان ستاره، روایت هزاران دختری است که در پی این ممنوعیت، برای آموزش به صفحه‌های نمایش روی آورده و برخی دیگر نیز در مکاتب زیرزمینی، چراغ آموزش را زنده نگه داشته‌اند.

در این سال‌ها، ده‌ها مکتب آنلاین و شبکه آموزشی زیرزمینی برای پر کردن خلأ آموزش دختران شکل گرفته است؛ اما این مسیر نیز با چالش‌های جدی همراه بوده است. از کمبود برق و دسترسی ناپایدار و پرهزینه به اینترنت گرفته تا هزینه سنگین تجهیزات فناوری، تردید درباره اعتبار برخی برنامه‌های آموزشی و نگرانی از سوءاستفاده افراد و نهادها از بحران آموزش دختران.

افغانستان اینترنشنال برای بررسی این پرسش که آیا مکاتب آنلاین توانسته‌اند خلأ آموزش دختران افغان را پر کنند، با مسئولان سه برنامه آموزشی، شامل مکتب آنلاین «دریچه»، «بنیاد الکین» و «اکادمی انار»، همچنین شماری از فعالان حوزه آموزش و پنج دانش‌آموز دختر ۱۷ تا ۲۰ ساله گفت‌وگو کرده است.

کارنامه مکاتب آنلاین در پنج سال محرومیت آموزشی

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده از سوی این مراکز، از آغاز فعالیت‌شان تاکنون بیش از ۲۶۰۰ دختر در برنامه‌های آموزشی این سه نهاد شرکت کرده‌اند و دست‌کم یک‌هزار و ۳۶۰ دختر نیز از این مراکز فارغ شده‌اند.

مکتب آنلاین «دریچه» فعالیت خود را در میزان ۱۴۰۰، حدود ۴۵ روز پس از بازگشت طالبان به قدرت، با ۷۵ دانش‌آموز آغاز کرد و سپس دامنه فعالیت‌هایش را به ۲۰ ولایت گسترش داد. به گفته مسئولان این مکتب، تاکنون بیش از یک‌هزار و ۳۰۰ دختر از برنامه‌های حضوری و آنلاین آن فارغ شده‌اند و ۴۹ نفر نیز با استفاده از اسناد آموزشی این مکتب، به دانشگاه‌هایی در کشورهایی مانند امریکا، کوریای جنوبی، بنگلادش، اندونیزیا و آذربایجان راه یافته‌اند.

حضرت وهریز، بنیان‌گذار مکتب آنلاین «دریچه»، هشدار می‌دهد که محرومیت طولانی‌مدت دختران از آموزش، «آسیبی است که به هیچ صورت جبران‌پذیر نیست.»

«اکادمی انار» فعالیت خود را در سال ۱۴۰۳ آغاز کرد. مسئولان این مرکز می‌گویند که در دو دوره پذیرش، بیش از هفت‌هزار دختر برای ثبت‌نام درخواست داده‌اند و در نهایت بیش از یک‌هزار و ۱۰۰ دانش‌آموز از ولایت‌های مختلف جذب شده‌اند. تاکنون ۵۱ دانش‌آموز صنف دوازدهم این اکادمی فارغ شده‌اند.

به گفته بی‌نظیر پویا، رئیس اکادمی انار، افزایش چشمگیر شمار متقاضیان نشان می‌دهد که نیاز دختران به فرصت‌های آموزشی همچنان گسترده است.

«بنیاد الکین» نیز فعالیت خود را در میزان ۱۴۰۳ آغاز کرد. این برنامه که نخستین دوره خود را با ۲۹ دانش‌آموز آغاز کرده بود، اکنون ۸۱ دختر را در صنف‌های نهم تا دوازدهم آموزش می‌دهد.

تاکنون ۹ دانش‌آموز از این مکتب فارغ شده‌اند که هفت تن آنان از دانشگاه‌هایی در اندونیزیا، مالیزیا، قطر و پولند پذیرش گرفته‌اند.

نصیر کیهان، رئیس و بنیان‌گذار الکین، می‌گوید برای کاهش موانع آموزش آنلاین، امکاناتی از جمله لپ‌تاپ، هزینه اینترنت و بورسیه کامل را نیز در اختیار دانش‌آموزان قرار داده‌اند.

به گفته کیهان، دانش‌آموزان این مکتب با سند بین‌المللی فارغ می‌شوند.

آمار این سه برنامه نشان می‌دهد که آموزش آنلاین توانسته است برای صدها دختر افغان امکان ادامه آموزش را فراهم کند؛ اما در برابر میلیون‌ها دختری که از آموزش رسمی محروم مانده‌اند، ظرفیت این برنامه‌ها همچنان محدود است.

100%
عکسی از صندوق کودکان سازمان ملل

آموزش در سایه محدودیت‌ها

با وجود تاسیس مکاتب آنلاین در پنج سال گذشته، مسئولان این مکاتب، فعالان حوزه آموزش و دانش‌آموزان می‌گویند آموزش آنلاین نتوانسته است جای آموزش حضوری را بگیرد. هزینه بالای اینترنت، قطع مکرر برق، دسترسی نابرابر به تجهیزات و محدودیت‌های امنیتی، از مهم‌ترین موانع ادامه تحصیل دختران به شمار می‌رود.

پرستو حکیم، فعال حوزه آموزش که مدیریت برخی مکاتب خانگی را برعهده دارد، می‌گوید به همین دلیل سازمان تحت مدیریت او بر آموزش حضوری در مکاتب خانگی تمرکز کرده است، نه آموزش آنلاین.

به گفته این فعال آموزشی، بسیاری از خانواده‌های افغان حتی برای تامین غذای روزانه با مشکل روبه‌رو هستند و در چنین شرایطی، انتظار تهیه لپ‌تاپ، تلفن هوشمند یا اینترنت برای آموزش دختران، واقع‌بینانه نیست.

سوسن، دانش‌آموز ۱۷ ساله، می‌گوید گاهی روزانه تا ۱۸ ساعت با قطع برق روبه‌رو هستند و به دلیل سرعت پایین اینترنت، یک‌بار دو هفته نتوانسته حتی وارد وب‌سایت آموزشی شود.

صاحبه، دانش‌آموز ۲۰ ساله، نیز می‌گوید برای کاهش هزینه‌ها ناچار شده ارزان‌ترین بسته اینترنت را تهیه کند. او می‌گوید یک‌بار به دلیل قطع برق، نتوانسته امتحان زبانش را به پایان برساند.

سحر، دانش‌آموز ۱۹ ساله، می‌گوید در جریان یکی از امتحان‌ها به دلیل قطع برق، چند بار مجبور شده سیم‌کارت خود را تغییر دهد و در نهایت برای ادامه آزمون، اینترنت وای‌فای تهیه کند.

حتی در برنامه‌هایی که بخشی از هزینه اینترنت یا تجهیزات را تامین می‌کنند، این مشکلات همچنان پابرجاست.

راضیه، یکی از دانش‌آموزان بنیاد الکین، می‌گوید با وجود دریافت لپ‌تاپ و کمک‌هزینه اینترنت، قطع مکرر برق باعث می‌شد امتحان‌های آنلاینش نیمه‌تمام بماند و ناچار شود برای استفاده از برق سولری به خانه خواهرش برود.

100%
عکسی از سازمان ملل

اعتبار، نظارت و سوءاستفاده

همزمان با گسترش آموزش آنلاین برای دختران افغان، نگرانی‌ها درباره اعتبار این برنامه‌ها، کیفیت آموزش و نبود نظارت بر آن‌ها نیز افزایش یافته است. فعالان حوزه آموزش هشدار می‌دهند که نبود سازوکارهای مشخص نظارتی، زمینه سوءاستفاده از وضعیت دختران محروم از آموزش را فراهم کرده است.

پرستو حکیم تاکید دارد که آموزش آنلاین نمی‌تواند جایگزین آموزش حضوری شود.

خانم حکیم می‌گوید: «سوءاستفاده از وضعیت دختران افغان برای منافع شخصی، غیرقابل‌بخشش و بسیار غیرانسانی است. این افراد برای بسیاری از مردم قابل تشخیص هستند. برای من، این افراد بدتر از طالبان‌اند.»

در مقابل، مسئولان سه نهاد آموزشی که افغانستان اینترنشنال با آنان گفت‌وگو کرده است، می‌گویند تلاش کرده‌اند این نگرانی‌ها را از طریق شفافیت در روند پذیرش، ارائه اطلاعات درباره اعتبار مدارک و همکاری با نهادهای آموزشی خارجی کاهش دهند.

آنان تاکید می‌کنند که آموزش آنلاین را جایگزین آموزش حضوری نمی‌دانند، بلکه در شرایط کنونی افغانستان، آن را یکی از معدود راه‌های باقی‌مانده برای ادامه تحصیل دختران می‌دانند.

100%
میز درسی یکی از دانش‌آموزان دختر

«ما درس می‌خوانیم»

دست‌کم پنج دانش‌آموز دختر ۱۷ تا ۲۰ ساله که افغانستان اینترنشنال با آنان گفت‌وگو کرده است، با وجود پنج سال محرومیت از آموزش حضوری، همچنان آموزش را راهی برای ساختن آینده‌ای متفاوت می‌دانند.

سوسن، دانش‌آموز ۱۷ ساله، می‌گوید بزرگ‌ترین نگرانی‌اش این است که نتواند برای ادامه تحصیل بورسیه بگیرد. به گفته او، اگر نتواند تحصیلاتش را ادامه دهد، «آینده‌ای نخواهد داشت.»

برای صاحبه، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، هدر نرفتن سال‌هایی است که برای یادگیری تلاش کرده است. او می‌گوید نگران است تمام زحماتش بی‌نتیجه بماند یا حتی همین فرصت محدود آموزش آنلاین نیز از دختران گرفته شود.

سحر، ۱۹ ساله، می‌گوید نگرانی بزرگ‌ترش از دست رفتن فرصت آموزش برای هزاران دختر دیگر در افغانستان است. به باور او، آموزش آنلاین فرصتی نجات‌بخش است، اما هرگز نمی‌تواند جای آموزش حضوری را بگیرد.

راضیه، که شش ماه پیش از صنف دوازدهم فارغ شده است، می‌گوید بزرگ‌ترین آرزویش این است که روزی دانشگاه را به‌صورت حضوری به پایان برساند. او همچنین می‌خواهد برای دختران دیگر فرصت‌های آموزشی فراهم کند.

ستاره، ۲۰ ساله، می‌گوید پنج سال محرومیت از مکتب، نگاهش را به آموزش تغییر داده است. او می‌گوید: «من درس می‌خوانم چون باور دارم دانش، آخرین چیزی است که هنوز نتوانسته‌اند از ما بگیرند.»

او امیدوار است روزی از دانشی که امروز در سکوت اتاقش به دست می‌آورد، برای ساختن آینده‌ای استفاده کند که در آن هیچ دختری برای رفتن به مکتب مجبور به مبارزه نباشد.

یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که مکاتب آنلاین در پنج سال گذشته برای صدها دختر افغان، تنها راه ادامه آموزش بوده‌اند. شماری از دانش‌آموزان توانسته‌اند سند معتبر دریافت کنند، به دانشگاه‌های خارج از افغانستان راه یابند و امید خود به آینده را حفظ کنند.

اما این یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد که آموزش آنلاین نتوانسته است جایگزین آموزش حضوری شود. هزینه بالای اینترنت، قطع مکرر برق، دسترسی نابرابر دختران در مناطق دوردست، نبود نظارت کافی بر برخی برنامه‌ها، خطر سوءاستفاده از نام آموزش دختران و ظرفیت محدود مکاتب معتبر، باعث شده است تنها بخش کوچکی از دختران افغانستان بتوانند از این فرصت استفاده کنند.

به همین دلیل، آموزش آنلاین بیش از آنکه خلأ آموزش دختران افغان را پر کرده باشد، مانع عمیق‌تر شدن این خلأ شده است. این شیوه توانسته امید به ادامه تحصیل را در میان گروهی از دختران زنده نگه دارد، اما نتوانسته جای حق آموزش میلیون‌ها دختری را بگیرد که از مکتب محروم شده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

اپل نخستین آیفون تاشوی شبیه پاسپورت‌ را معرفی کرد
۱

اپل نخستین آیفون تاشوی شبیه پاسپورت‌ را معرفی کرد

۲

پیتر جوونال: تاریخ زنده افغانستان

۳

جنجال لفظی صدر اعظم آلمان و رهبر حزب راست‌گرا بر سر موضوع مهاجرت

۴

آخرین هشدارهای احمدشاه مسعود درباره طالبان، القاعده و تروریسم

۵

وزیر طالبان: امیر ما از طریق شورای «اهل حل و عقد» انتخاب شده و کسی حق مخالفت ندارد

•
•
•

مطالب بیشتر

روان فرهادی، دیپلومات با سابقه و پژوهشگر سرشناس افغانستان درگذشت

۵ اسد ۱۴۰۵، ۰۸:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

عبدالغفور روان فرهادی، دیپلومات با سابقه، پژوهشگر برجسته و نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد، در سن ۹۶ سالگی در شهر سانفرانسیسکوی امریکا درگذشت. طارق فرهادی، فرزند او دوشنبه ۵ اسد، در گفت‌وگو با افغانستان انترنشنال خبر درگذشت پدرش را به دلیل کهولت سن، تأیید کرد.

شش دهه حضور در دیپلوماسی افغانستان

عبدالغفور روان فرهادی از معدود دیپلومات‌های افغانستان بود که بیش از شش دهه در برهه‌های بسیار حساس تاریخ معاصر کشور فعالیت کرد. او کار در وزارت امور خارجه را از دهه ۳۰ خورشیدی آغاز کرد و در زمان صدارت محمد یوسف به عنوان جوان‌ترین مدیر عمومی سیاسی این وزارت منصوب شد.

آقای روان فرهادی همچنین در دوره‌های صدارت محمدهاشم میوندوال و نوراحمد اعتمادی سمت منشی مجلس عالی وزرا را بر عهده داشت و در سال ۱۹۷۲ به عنوان سفیر افغانستان در پاریس تعیین شد.

نقطه عطف فعالیت‌های دیپلوماتیک او، انتصابش به عنوان نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل متحد بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۶ بود. او در طول این ۱۳ سال، یعنی در دوره حکومت مجاهدین، تسلط رژیم اول طالبان و پس از آن در دوران شکل‌گیری نظام جدید، در این کرسی کار کرد.

100%

تلسط بر ادبیات کلاسیک، زبان‌شناسی و عرفان

روان فرهادی علاوه بر عرصه سیاست، به عنوان یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران و زبان‌شناسان معاصر افغانستان شناخته می‌شد. او با تسلط بر زبان‌های فارسی، پشتو، فرانسوی، انگلیسی و عربی و آگاهی از زبان‌های باستانی، توانست آثار ماندگاری در حوزه ادبیات و عرفان خلق کند. همکاری ۲۲ ساله او با ابراهیم گامارد که به تألیف کتاب «رباعیات مولانا» (The Quatrains of Rumi) به زبان انگلیسی انجامید، از کارهای کم‌نظیر او در عرصه جهانی است. از دیگر آثار او می‌توان به تصحیح و ترجمه آثار خواجه عبدالله انصاری، ترجمه «قوس زندگی منصور حلاج» اثر لویی ماسینیون و تدوین مقالات محمود طرزی اشاره کرد.

این چهره برجسته فرهنگی و سیاسی پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، حدود بیست ماه را در زندان پلچرخی گذراند و در سال ۱۹۸۱ ناچار به ترک کشور شد. او در سال‌های هجرت نیز به عنوان استاد تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی در دانشگاه‌های معتبری چون سوربن پاریس و برکلی کالیفرنیا به تدریس پرداخت.

واکنش‌ها به درگذشت روان فرهادی

درپی انتشار خبر درگذشت روان فرهادی، شمار زیادی از سیاسیون، دیپلومات‌های نسل جوان افغانستان و چهره‌های فرهنگی، فقدان او را ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای جامعه علمی و سیاسی کشور دانستند. به باور آنان، او نه‌تنها نماد «دیپلوماسی فاخر و با وقار افغانستان» در سطح بین‌الملل بود، بلکه به عنوان استادی بزرگ، نسلی از دیپلومات‌ها و پژوهشگران معاصر را هدایت و پشتیبانی کرد.

نگاره میرداد، معاون پیشین سفارت افغانستان در پولند، روان فرهادی را از چهره‌های کم‌نظیر دیپلوماسی کشور خواند که در نخستین دوره تسلط طالبان، با درایت و اعتبار بین‌المللی خود چهره واقعی این گروه و خطر افراط‌گرایی را به جهان معرفی کرد و صدای مبارزه مردم را به مجامع جهانی رساند. خانم میرداد با اشاره به وضعیت کنونی کشور افزود که افغانستان در حالی این دیپلومات برجسته خود را در غربت از دست داد که امروز خود در یکی از منزوی‌ترین دوره‌های سیاسی تاریخش به سر می‌برد و درگذشت او ضایعه‌ای بزرگ برای پیکره دیپلوماسی افغانستان است.

اشرف حیدری، از دیپلمات‌های نسل جوان و سفیر پیشین افغانستان در سریلانکا، در واکنشی درگذشت او را تسلیت گفت و روان فرهادی را «راهنمایی بزرگوار و پشتیبانی صمیمی» برای دیپلومات‌های جوان خواند.

طالبان: فقر و بیکاری گسترده افغانستان را به کمک جامعه جهانی نیازمند کرده است

۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۸:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزیر اقتصاد طالبان در دیدار با یک مقام جدید سازمان ملل در افغانستان، با اذعان به گسترش فقر، بیکاری و مشکلات معیشتی، خواستار تداوم کمک‌های جامعه جهانی و اجرای پروژه‌های توسعه‌ای شد. دین‌محمد حنیف گفت که کمک‌های بین‌المللی نباید تنها به کمک‌های بشردوستانه محدود بماند.

وزارت اقتصاد طالبان روز یکشنبه در خبرنامه‌ای گفت که دین‌محمد حنیف، وزیر اقتصاد، با برونو لمارکی، نماینده ویژه بخش توسعه و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان، درباره همکاری‌های عمرانی، اقتصادی و بشردوستانه گفت‌وگو کرده است.

حنیف گفته است که افغانستان به دلیل «فقر و بیکاری گسترده ناشی از نبود زیرساخت‌های اقتصادی»، خشکسالی‌های پی‌درپی، تغییرات اقلیمی، بازگشت ده‌ها هزار مهاجر افغان از کشورهای همسایه و مشکلات معیشتی، همچنان به کمک‌های جامعه جهانی نیاز دارد.

او از سازمان ملل خواست که تمرکز خود را از کمک‌های صرفاً بشردوستانه به برنامه‌های توسعه‌ای، ایجاد اشتغال، حمایت از زراعت، مدیریت منابع آب، توسعه انرژی و آموزش‌های فنی تغییر دهد و گفت این رویکرد می‌تواند به کاهش فقر و وابستگی اقتصادی افغانستان کمک کند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، کمک‌های بین‌المللی به افغانستان به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. کمک‌های توسعه‌ای کشورهای کمک‌کننده متوقف شده و کمک‌های باقی‌مانده عمدتاً به کمک‌های بشردوستانه از طریق سازمان ملل و نهادهای امدادرسان اختصاص دارد. در نتیجه، افغانستان با کاهش منابع مالی خارجی، افت سرمایه‌گذاری و تشدید بحران انسانی روبه‌رو شده است.

کشورهای کمک‌کننده و نهادهای بین‌المللی بارها اعلام کرده‌اند که ازسرگیری کمک‌های توسعه‌ای و عادی‌سازی همکاری‌های اقتصادی با افغانستان، به تغییر سیاست‌های طالبان، از جمله رعایت حقوق بشر، لغو محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران و قطع روابط با گروه‌های تروریستی بستگی دارد.

طالبان این شروط را رد کرده و آن‌ها را مداخله در امور داخلی افغانستان دانسته و تأکید کرده است که سیاست‌های خود را بر اساس برداشتش از شریعت و منافع ملی تعیین می‌کند.

اداره طالبان کوشیده‌ است که با تشویق سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه، گسترش روابط اقتصادی با همسایگان و توسعه استخراج معادن، به اقتصاد افغانستان رونق تازه‌ای ببخشد، اما این تلاش‌ها موفق نبوده است.

سازمان ملل در اواخر ماه قوس سال گذشته اعلام کرد که نرخ بیکاری در افغانستان به ۷۵ درصد رسیده و بیش از ۹۰ درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند. این سازمان همچنین کاهش درآمد سرانه، افت تولید ناخالص داخلی و کاهش کمک‌های بشردوستانه را از عوامل تشدید بحران اقتصادی افغانستان دانسته است.

بر اساس برآوردهای سازمان ملل، اکنون ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. هم‌زمان، بازگشت گسترده مهاجران افغان از کشورهای همسایه فشار بیشتری بر وضعیت اقتصادی و انسانی این کشور وارد کرده است.

شبکه‌های تحلیلگران افغانستان: قاچاقچیان افغان در مسیر بالکان سازمان‌یافته و خشن‌تر شده‌اند

۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارشی نوشت شبکه‌های قاچاق انسان افغان در مسیر بالکان طی یک دهه گذشته به شبکه‌هایی حرفه‌ای، فراملی و در برخی مناطق خشن تبدیل شده‌اند. طبق این گزارش، با حرفه‌ای‌ شدن شبکه قاچاق انسان، وابستگی مهاجران افغان نیز به آنان افزایش یافته است.

بر اساس این گزارش، در یک دهه گذشته بیش از ۲.۵ میلیون نفر از مسیر بالکان غربی برای رسیدن به اروپای غربی عبور کرده‌اند و حدود یک‌پنجم آنان افغان بوده‌اند.

طبق آمارها، افغان‌های بین ۱۴ تا ۲۳ سال در سال‌های اخیر به بزرگ‌ترین گروه مهاجران در این مسیر تبدیل شده‌اند.

این گزارش بر پایه سفر میدانی پژوهشگران این شبکه تحلیلی به بلگراد، پایتخت صربستان و مناطق مرزی شمال این کشور با هنگری در ماه جوزای ۱۴۰۵ تهیه شده است.

گزارش توضیح می‌دهد که در سال‌های نخست مهاجران معمولا از طریق دوستان، اعضای خانواده یا کسانی که قبلا این مسیر را طی کرده بودند، با قاچاقچیان ارتباط برقرار می‌کردند.

در سال ۲۰۱۵، به دلیل افزایش ناامنی در افغانستان، بلند رفتن شمار پناهجویان و باز بودن نسبی مسیر بالکان، شمار مهاجران افغان به اروپا افزایش یافت.

در حال حاضر، صربستان و بوسنیا و هرزگوین به عنوان نقاط مهم توقف در مسیر بالکان شناخته می‌شوند.

در این کشورها، شبکه‌های قاچاق زیرساخت‌هایی ایجاد کرده‌اند که شامل خانه‌ها و محل‌های اقامت موقت، افراد مسئول ارتباط با مهاجران تازه‌وارد و کسانی است که آنان را تا مرز بعدی همراهی می‌کنند.

شبکه تحلیل‌گران افغانستان در گزارش خود افزوده رقابت میان گروه‌های قاچاق بر سر کنترول مسیرهای سودآور شدت گرفته وهم‌زمان با حرفه‌ای‌تر شدن این شبکه‌ها، خشونت میان گروه‌های رقیب نیز افزایش یافته است.

گزارش به نمونه‌هایی از درگیری‌های مسلحانه میان گروه‌های قاچاق اشاره می‌کند؛ از جمله تیراندازی در ۱۲ می ۲۰۲۶ در یک محل اقامت موقت مهاجران در اوبرنواچ، در نزدیکی بلگراد که در نتیجه آن یک افغان کشته و یک افغان دیگر زخمی شد.

در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز درگیری‌های مسلحانه میان گروه‌های مختلف در اطراف شهر سوبوتیتسا، نزدیک مرز صربستان و هنگری، گزارش شده بود.

بر اساس این گزارش، رقابت بر سر کنترول مسیرهای پرسود مرزی باعث شده برخی گروه‌ها از قاچاق مهاجران فراتر رفته و به فعالیت‌هایی مانند اخاذی، آدم‌ربایی و درخواست باج روی بیاورند.

یکی از نمونه‌هایی که در گزارش مطرح شده، گروهی موسوم به Balkan Warriors Kabul است که گفته می‌شود مهاجرانی را که با گروه‌های رقیب سفر می‌کنند، هدف قرار داده و برای آزادی آنان از خانواده‌هایشان در افغانستان پول درخواست می‌کند.

نقش حیاتی حواله در اقتصاد قاچاق

طبق گزارش شبکه تحلیلگران‌گران افغانستان، سیستم حواله اکنون به یکی از ابزارهای اصلی در پرداخت هزینه‌های مسیر مهاجرت تبدیل شده است.

این سیستم همچنین به شبکه‌های قاچاق اجازه می‌دهد بدون انتقال فیزیکی پول نقد در مرزها، فعالیت‌های خود را در افغانستان، ایران، ترکیه، صربستان و کشورهای اروپایی هماهنگ کنند.

گزارش تأکید می‌کند که شبکه‌های حواله تنها ابزار پرداخت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت قاچاق مهاجران شده‌اند.

شبکه‌های اجتماعی؛ بازار جدید قاچاق مهاجران

این گزارش توضیح می‌دهد که در گذشته مهاجران بیشتر از طریق روابط خانوادگی و دوستان با قاچاقچیان ارتباط پیدا می‌کردند، اما اکنون شبکه‌های اجتماعی نقش بازار آنلاین قاچاق را ایفا می‌کنند.

طبق این گزارش، قاچاقچیان افغان اکنون از شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه تیک‌تاک، فیس‌بوک، تلگرام و پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده برای تبلیغ خدمات خود استفاده می‌کنند.

قاچاقچیان با انتشار ویدیوهایی از عبور مرزها، رسیدن مهاجران به اروپا، مسیرهای سفر و حتی قیمت خدمات، تلاش می‌کنند اعتماد مشتریان جدید را جلب کنند.

در برخی ویدیوهای منتشرشده در تیک‌تاک، قاچاقچیان خود را مانند افراد قدرتمند و موفق نشان می‌دهند. آنان با لباس‌های نظامی یا استتار، موترهای گران‌قیمت و تصاویر گرفته‌شده در مکان‌های مشهور اروپا مانند برج ایفل در پاریس یا تاور بریج لندن ظاهر می‌شوند تا تصویری از موفقیت و زندگی بهتر در اروپا ایجاد کنند.

نویسندگان گزارش می‌گویند این تبلیغات به‌طور ویژه مردان جوان افغان را هدف قرار می‌دهد؛ نسلی که اروپا را نماد فرصت اقتصادی و آینده بهتر می‌بیند.

برخی ویدیوها حتی اطلاعات عملی درباره مسیرها مانند تصاویر جنگل‌ها، نقاط عبور از مرز، محل‌های ملاقات و نقشه‌های عبور از مسیر ارائه می‌کند.

در همین حال طبق بررسی شبکه تحلیل‌گران افغانستان، شبکه‌های اجتماعی همچنین برای جذب نیروی محلی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

گزارش شبکه تحلیل افغانستان براساس یافته‌های خود می‌نویسد که قاچاق مهاجران افغان در بالکان دیگر مجموعه‌ای از واسطه‌های کوچک نیست، بلکه به یک اقتصاد فراملی تبدیل شده است که از ترکیب شبکه‌های اجتماعی، سیستم‌های مالی غیررسمی و ساختارهای جنایی محلی شکل گرفته است.

با وجود این، پژوهشگران هشدار می‌دهند که نباید این وضعیت را ظهور یک «مافیای واحد افغان» دانست؛ بلکه این شبکه‌ها مجموعه‌ای از گروه‌های مختلف با اندازه، توانایی و میزان خشونت متفاوت هستند.

این گزارش تاکید دارد افزایش کنترول‌های مرزی، محدود شدن مسیرهای قانونی و سخت‌تر شدن سیاست‌های مهاجرتی اروپا نه تنها قاچاق مهاجران را متوقف نکرده، بلکه در برخی مناطق باعث تغییر شکل آن شده و شبکه‌هایی را ایجاد کرده است که اکنون حرفه‌ای‌تر، دیجیتالی‌تر و در بعضی موارد خطرناک‌تر از گذشته فعالیت می‌کنند.

تحقیق دادستانی آلمان درباره ۵ سرباز متهم به دزدی در جریان عملیات تخلیه در کابل

۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دادستانی شهر کمپتن آلمان درباره پنج سرباز ارتش این کشور تحقیق می‌کند که به دزدی از فروشگاه‌های میدان هوایی کابل در جریان عملیات تخلیه افغانستان متهم شده‌اند.

سخنگوی دادستانی کمپتن به «بیلد ام زونتاگ» گفته است که این تحقیق به ظن اولیه دزدی علیه پنج عضو ارتش آلمان آغاز شده است.

این سربازان بخشی از نیروهای مامور در عملیات تخلیه افغانستان بودند.

به گفته دادستانی، سربازان متهم‌اند که هنگام عملیات تخلیه، کالاهایی را به‌گونه غیرقانونی از فروشگاه‌های میدان هوایی کابل گرفته‌اند.

سخنگوی دادستانی گفته است که نمی‌توان زمان پایان این پرونده و نتیجه آن را به‌طور دقیق پیش‌بینی کرد. او همچنین بر اصل بی‌گناهی متهمان تا زمان اثبات جرم تاکید کرده است.

هفته‌نامه «بیلد ام زونتاگ» به نقل از منابع ارتش آلمان نوشته است که این سربازان عضو کندک ۳۱ نیروهای چترباز از لوای نخست هوابرد این کشور بودند.

براساس این گزارش، دزدی‌ها در بخش نظامی میدان هوایی کابل و از فروشگاه‌هایی صورت گرفته است که افغان‌ها آن‌ها را اداره می‌کردند. در این فروشگاه‌ها وسایل نظامی نیز فروخته می‌شد.

گفته می‌شود سربازان مسلح، تی‌شرت و نشان‌های پارچه‌ای مخصوص لباس نظامی را دزدیده‌اند. منابع ارتش آلمان همچنین از دزدی چاقوها سخن گفته‌اند.

تحقیق درباره این پنج سرباز سال گذشته آغاز شد.

سخنگوی وزارت دفاع آلمان به «بیلد ام زونتاگ» گفته است که دادستانی انضباطی ارتش پس از آگاهی از احتمال وقوع جرم، بی‌درنگ موضوع را به دادستانی کمپتن سپرد.

دادستانی کمپتن از طریق دادستانی کل مونشن، دادستانی فدرال آلمان را نیز در جریان گذاشت تا بررسی شود که آیا این رویداد می‌تواند غارت به‌شمار رود یا نه.

سخنگوی دادستانی فدرال گفته است که پرونده برای بررسی احتمال نقض قانون جرایم بین‌المللی به این اداره فرستاده شد، اما تحقیق‌ها ظن غارت را رد کرد.

وزارت دفاع آلمان نیز گفته است که در جریان تحقیق‌ها تصاویر موجود بررسی شده، اما هیچ اقدامی که از نظر قانونی غارت محسوب شود، شناسایی نشده است.

پرونده اکنون دوباره در اختیار دادستانی کمپتن قرار دارد. براساس گزارش، احتمال دارد اتهام دزدی با سلاح مطرح شود، زیرا سربازان هنگام ماموریت در میدان هوایی کابل مسلح بودند.

وزارت دفاع و فرماندهی ارتش آلمان این پرونده را زیر نظر دارد. براساس گزارش «بیلد ام زونتاگ»، بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، و کریستیان فرودینگ، بازرس ارتش زمینی، در جریان این تحقیق قرار گرفته‌اند.

کارزار طالبان بدخشانی برای برکناری اسماعیل غزنوی از مقام ولایت

۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

با اوج‌گیری درگیری‌ها در بدخشان، شماری از اعضای بدخشانی طالبان کمپاینی را برای برکناری اسماعیل غزنوی از مقام ولایت بدخشان به راه انداخته‌اند. شرکت‌کنندگان این کارزار می‌گویند امان‌الدین منصور در میان بدخشانی‌ها «نفوذ دارد و برای مهار مخالفان، گزینه مناسب‌تر است.»

یک عضو طالبان به نام فاروق بدخشانی روز شنبه در فیس‌بوک نوشته است که «بخاطر دفع دسیسه‌های افراد فرصت‌طلب در قبال ولایت بدخشان» باید در راس حکومت محلی بدخشان تغییرات بیاید.

آقای بدخشانی خواستار تعیین امان‌الدین منصور به‌عنوان والی بدخشان، عبدالرحمن خادم به‌عنوان فرمانده پولیس و جمعه‌خان فاتح به‌عنوان رئيس امنیت این ولایت شده است.

این عضو تاجیک‌تبار طالبان استدلال کرده که این چهره‌ها «در میان مردم نفوذ گسترده و با اراضی بدخشان و عادت‌های مردم بلدیت دارند.» او معتقد است که آن‌ها «به‌طور احسن» می‌توانند وضعیت مردم بدخشان را درک کنند.

  • بحران اعتماد؛ ولسوال یک هفته‌ای طالبان در بدخشان

    بحران اعتماد؛ ولسوال یک هفته‌ای طالبان در بدخشان

فاروق بدخشانی همچنین به رهبری طالبان توصیه کرده است که در قبال معادن بدخشان با احتیاط عمل کند و به راه‌اندازی پروژه‌های زیربنایی در این ولایت توجه داشته باشد تا به گفته او «مخالفان نتوانند از این موضوع به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده کنند.»

یک عضو دیگر طالبان به نام خبیب خالد گفته است «امان‌الدین منصور بهترین گزینه برای ولایت بدخشان است.»

شرکت‌کنندگان این کارزار معتقدند که اسماعیل غزنوی در صفوف «مجاهدین بدخشان» جایگاهی ندارد. یکی از شرکت‌کنندگان کارزار به شرط افشا نشدن نامش به افغانستان اینترنشنال گفت طالبان بدون فرماندهان بدخشانی قادر به کنترول این ولایت نخواهد بود.

آن‌ها اسماعیل غزنوی را به دامن‌زدن به مسائل حساس محلی و زورگویی در برابر مردم بدخشان متهم می‌کنند.

  • جنگ طلا در بدخشان؛ نزدیکان برخی از فرماندهان تاجیک طالبان بازداشت شدند

    جنگ طلا در بدخشان؛ نزدیکان برخی از فرماندهان تاجیک طالبان بازداشت شدند

تاکنون والی طالبان در بدخشان به این ادعاها واکنشی نشان نداده است.

کاربری با نام فاروقی بدخشانی نوشت: «بدخشان امروز به والی‌ای مانند امان‌الدین منصور نیاز دارد.» و «منصور دشمن‌شکن باید به آغوش بدخشان بازگردد.»

100%

به نظر می‌رسد که این کارزار توسط گروهی از اعضای طالبان رهبری می‌شود که با آقای منصور رابطه دارند یا از هواداران او هستند.

امان‌الدین منصور پس از تسلط طالبان به افغانستان در اسد ۱۴۰۰ به‌عنوان والی طالبان در بدخشان گماشته شد. او سپس به‌عنوان فرمانده نیروهای هوایی و والی هلمند تعیین شد.

یکی از اعضای طالبان بدخشان که صفحه‌ای به نام «عقاب دروازها» را مدیریت می‌کند، مدعی شد که در دوره ولایت منصور، هیچ گروه مخالف مسلح در بدخشان فعالیت نداشت، اما با انتصاب اسماعیل غزنوی، وضعیت امنیتی این ولایت به‌تدریج وخیم‌تر شده است.

او همچنین غزنوی را متهم کرده که به‌جای تمرکز بر تأمین امنیت، بر استخراج معادن بدخشان تمرکز کرده و به نارضایتی‌های محلی دامن زده است.

100%

محمداسماعیل غزنوی در عقرب ۱۴۰۳ به‌عنوان والی طالبان در بدخشان منصوب شد.

او پیش از آن معین بازرسی‌های مرزی وزارت اقوام و قبایل طالبان و عضو کمیسیون جلوگیری از غصب زمین بود.

از زمانی که غزنوی به‌عنوان والی طالبان تعیین شده، فشارها بر طالبان بدخشانی افزایش یافته است.

  • اختلاف بر سر استخراج طلا در تخار و بدخشان؛ طالبان فعالیت شرکت‌های محلی را متوقف کرده است

    اختلاف بر سر استخراج طلا در تخار و بدخشان؛ طالبان فعالیت شرکت‌های محلی را متوقف کرده است

در زمان ولایت او استخراج «غیرقانونی» معادن ممنوع شد. فرمانی که منابع اقتصادی برخی از مقامات طالبان به شمول امان‌الدین منصور و جمعه‌خان فاتح را به خطر می‌اندازد.

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، براساس پیشنهاد اسماعیل غزنوی یک قطعه نظامی هزار نفری به بدخشان اعزام کرد تا جلوی استخراج معادن به دست طالبان بدخشانی را بگیرد.

اسماعیل غزنوی همچنین در دوره ماموریت خود به‌عنوان والی برخی از مقامات محلی طالبان بدخشانی را بازداشت کرده است. او اخیرا از نیروهای وابسته به جمعه‌خان فاتح در دروازها خواسته است سلاح‌های خود را تحویل دهند.

100%