• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

برادر یکی از کشته‌شدگان در کابل: بر بدن برادرم آثار شکنجه و حدود ۲۰ گلوله بود

ادریس جویا

خبرنگار افغانستان اینترنشنال

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۷:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

برادر یکی از هفت نفری که روز ۱۰ اسد در کابل به دست نیروهای طالبان کشته شدند، روایت این گروه درباره «دزد و مسلح» بودن وی را رد کرده و می‌گوید بر بدن برادرش آثار شکنجه و اصابت حدود ۲۰ گلوله دیده می‌شد.

او که هویت وی را به دلیل مصونیتش فاش نمی‌کنیم، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفت برادر و خانواده‌اش، مشکل مالی نداشتند و اعضای خانواده که شماری از آنان در خارج از افغانستان زندگی می‌کنند، به‌طور منظم هزینه‌های فامیل را تامین می‌کردند.

طالبان پیشتر اعلام کرده بود که این هفت نفر «دزدان مسلح» بودند و در جریان درگیری با نیروهای این گروه در مربوطات حوزه هشتم امنیتی کابل کشته شدند.

برادر یکی از قربانیان این روایت را رد کرد و گفت: «ما هر ماه برایش پول می‌فرستادیم و هیچ مشکل مالی نداشت.»

به گفته او، برادرش گاهی همراه دوستانش برای کار بیرون می‌رفت، اما هدف اصلی‌اش سرگرمی و گذراندن وقت بود. او به نقل از برادرش گفت: «افغانستان برای جوانان یک زندان است؛ نه تفریحی است و نه سرگرمی‌ای.»

خانواده این جوان می‌گوید جسد او را از طب عدلی در دارالامان کابل تحویل گرفته است.

برادرش گفت که هنگام تحویل جسد، آثار شکنجه بر بدن او دیده می‌شد و حدود ۲۰ گلوله به بدنش اصابت کرده بود. او افزود: «تقریباً هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود.»

به گفته او، خانواده هنگام مشاهده اجساد دیگر قربانیان نیز متوجه شده که به بدن هر یک از آنان شمار زیادی گلوله اصابت کرده است.

برادر این جوان با اشاره به این موضوع، طالبان را به برخورد انتقام‌جویانه متهم کرد و گفت: «اگر این همه عقده و دشمنی نیست، چرا یک تیر خلاص نزدند؟ چرا هر جسد باید بالای ۱۵ مرمی خورده باشد؟»

افغانستان اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل جزییات این روایت را تایید کند. پیش از این، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل خواستار تحقیقات مستقل در رابطه به رگبار بستن ۱۱ نفر از سوی طالبان به ظن دزدی شده بود.

برادر فرد کشته شده همچنین ادعای طالبان درباره مسلح بودن برادرش و همراهان او را رد کرد و گفت: «اگر بخواهی از منطقه اونچی در دشت برچی تا مرکز کابل رفت و آمد داشته باشی، باید از چندین چک پاینت (ایست بازرسی) طالبان عبور کنی.»

به گفته او، حمل سلاح در چنین مسیری بدون شناسایی شدن در ایست‌های بازرسی طالبان ممکن نیست. همچنین، برادرش پیشتر در ایران مهاجر بود، اما برای بودن در کنار خانواده به افغانستان بازگشت.

به گفته او، برادرش آرزو داشت روزی از افغانستان خارج شود و زندگی تازه‌ای در اروپا آغاز کند.

روایت منابع محلی درباره چگونگی کشته‌شدن هفت نفر

نصیر موحد، خبرنگاری که این رویداد را جداگانه پیگیری کرده، به افغانستان اینترنشنال گفت که در جریان بررسی این پرونده با منابعی در داخل طالبان، باشندگان محل و خانواده‌های کشته‌شدگان صحبت کرده است.

او تاکید کرد که درباره گذشته همه این افراد و این‌که پیش از این چه فعالیت‌هایی داشته‌اند، نمی‌تواند قضاوت کند. اما چیزی که مطمئن هستیم این است که روزی که کشته شدند، مسلح نبودند و در خانه کسی هم برای دزدی نرفته بودند.

به گفته او، این نتیجه براساس گفت‌وگو با منابع داخل طالبان، خانواده‌های قربانیان و باشندگان محل به دست آمده است.

موحد همچنین به افغانستان اینترنشنال گفت که باشندگان منطقه به او گفته‌اند هنگام وقوع این رویداد صدای درگیری مسلحانه دوطرفه نشنیده‌اند. او افزود که برخی منابع داخل طالبان نیز وقوع درگیری مسلحانه میان این افراد و نیروهای طالبان را تایید نکرده‌اند.

این روایت با اعلام رسمی طالبان که گفته بود هفت نفر در جریان درگیری مسلحانه کشته شده‌اند، در تضاد است.

موحد در عین حال گفت درباره سوابق یکی از کشته‌شدگان اطلاعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد او پیشتر بازداشت و زندانی شده بود، اما درباره علت بازداشت و درستی اتهام‌های مطرح‌شده علیه او نمی‌توان با اطمینان داوری کرد.

خواهر یکی دیگر از قربانیان برادرش را جوانی آرام و خوش‌رفتار توصیف کرد و گفت خانواده‌اش که شماری از اعضای آن در خارج زندگی می‌کنند، هزینه‌های زندگی او را تامین می‌کردند.

به نقل از خواهر قربانی، برادرش گفته بود: «تا وقتی پدر و مادرم زنده‌اند، خودم از آنها مراقبت می‌کنم.»

این منبع همچنین مدعی شد که پس از کشته‌شدن این افراد، به خانواده هشدار داده شده بود که اطلاعات مربوط به این حادثه را با رسانه‌ها در میان نگذارند. او گفت که خانواده‌اش در روزهای بعد متوجه حضور افراد ناشناس در اطراف خانه نیز شده است.

افغانستان اینترنشنال نمی‌تواند این ادعا درباره تهدید خانواده و حضور افراد ناشناس در اطراف خانه را به‌طور مستقل تایید کند.

چهار کشته دیگر با اتهام مشابه

این رویداد در حالی مورد توجه قرار گرفته است که ۹ روز بعد، در ۱۹ اسد، طالبان از کشته‌شدن چهار نفر دیگر در کابل با اتهامی مشابه خبر داد.

خالد زدران، سخنگوی فرماندهی امنیه طالبان در کابل گفت که چهار «سارق مسلح» در مربوطات حوزه هجدهم امنیتی شهر کابل پس از ورود به یک خانه برای سرقت، با نیروهای طالبان درگیر شدند و کشته شدند. او مدعی شد که دو تفنگچه نیز از آنان به دست آمده است.

به این ترتیب، در فاصله ۹ روز، نیروهای طالبان در دو رویداد جداگانه در کابل مجموعاً ۱۱ نفر را کشته و در هر دو مورد آنان را افراد مسلح متهم به دزدی معرفی کرده‌اند.

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در افغانستان، نیز درباره این دو رویداد ابراز نگرانی کرده و خواستار تحقیقات فوری، بی‌طرفانه و مستقل شده است.

بنت مشخصاً به کشته‌شدن چهار نفر در ۱۹ اسد و هفت نفر دیگر در حوزه هشتم کابل اشاره کرد و گفت استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بین‌المللی حقوق بشر، از جمله اصول «ضرورت و تناسب»، مطابقت داشته باشد.

طالبان تاکنون به ادعاهای مطرح‌شده درباره شکنجه، شمار زیاد گلوله‌های اصابت‌کرده به قربانیان و گزارش باشندگان محل مبنی بر شنیده نشدن صدای درگیری پاسخ نداده است.

پربازدیدترین‌ها

منابع آگاه: نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح درگیر شدند
۱

منابع آگاه: نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح درگیر شدند

۲

جمعه‌ فاتح از افراد خود خواست جنگ علیه طالبان را آغاز کنند

۳

مسعود از طالبان «صلح‌طلب» خواست وارد عمل شوند

۴

مقام امر به معروف که به اتهام روابط جنسی بازداشت شده بود آزاد شد

۵

پولیتیکو: معامله برلین با طالبان برای اخراج مهاجران افغان موجی از نگرانی را برانگیخته است

  • طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

    طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

  • گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

    گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

•
•
•

مطالب بیشتر

هشدار طالبان به مردم ولسوالی مالستان: از فعالیت گروه‌های مسلح جلوگیری کنید

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۶:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع محلی در ولسوالی مالستان ولایت غزنی می‌گویند که طالبان در نشستی با بزرگان این منطقه، درباره احتمال بروز ناامنی هشدار داده و از آنها خواسته برای جلوگیری از حوادث با آنها همکاری کنند.

طالبان از مردم ولسوالی مالستان خواستند نیروهای جبهات مخالف، اعضای داعش و افراد مربوط به لشکر فاطمیون را شناسایی و به اداره این گروه معرفی کنند.

به گفته منابع، هیئت نظامی طالبان از مرکز شهر غزنی به شماری از ولسوالی‌های این ولایت از جمله به جاغوری، مالستان و ناهور رفته و از مردم خواسته با اداره طالبان همکاری کنند.

مالستان، جاغوری و ناهنور ولسوالی‌های هزاره‌نشین ولایت غزنی هستند.

روز سه‌شنبه ۲۰ اسد، این هیئت بزرگان و متنفذان ولسوالی مالستان را در بازار شنیه‌ده فراخوانده است. منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتند که این هیئت تهدید کرد در صورت وخامت اوضاع مردم باید پاسخگو باشند.

مقامات طالبان در این نشست گفته‌اند که آنها برای چند روزی در روستاهای این ولسوالی گشت و گذار می‌کنند و سپس نیروهای طالبان در بخش‌های مهم این ولسوالی مستقر خواهد شد.

باشندگان مالستان می‌گویند که در پنج سال گذشته هیچ حمله‌ای علیه طالبان در این ولسوالی صورت نگرفته است و در حال حاضر نیز حادثه امنیتی در این منطقه رخ نداده است.

با این حال، مقامات طالبان گفته‌اند که تحرکات مخالفان این گروه اخیرا افزایش یافته است و آنها از مردم خواسته‌اند که مخالفان را به اداره طالبان معرفی کنند.

منابع همچنین در ولسوالی ناهور غزنی گفتند که طالبان به این ولسوالی نیرو اعزام کرده است. طبق اظهارات منابع، طالبان گفته‌اند که جریان‌های مسلح در ولسوالی ناهور تحرکات خود را آغاز کرده‌اند. تاکنون گزارشی درباره درگیری و فعالیت مخالفان طالبان در ناهور گزارش نشده است.

منابع در ولسوالی جاغوری نیز گفتند طالبان به همه دکانداران این ولسوالی دستور داده است به مناسبت پنجین سالروز تسلط این گروه پرچم طالبان را بر فراز دکان‌های خود نصب کنند.

مخالفان طالبان در هفته‌های اخیر حملات شان را علیه طالبان تشدید کرده‌اند. درحال حاضر جبهه آزادی، جبهه مقاومت ملی، جبهه سپاهیان میهن و جبهه متحد افغانستان حملاتی را در شماری از ولایت‌ها انجام داده‌اند.

حملات جبهات مخالف طالبان در پنج سال گذشته بی‌سابقه بوده است.

  • جنگ به مرکز ولسوالی نسی رسیده است

    جنگ به مرکز ولسوالی نسی رسیده است

در تازه ترین مورد، جنگ در ولسوالی نسی ولایت بدخشان به شدت جریان دارد. طبق گزارش، نیروهای جمعه خان فاتح، فرمانده محلی و ناراضی این گروه چندین پاسگاه طالبان را تصرف کرده و خبرها حاکی از جنگ در نزدیکی مرکز این ولسوالی است.

۱۸ ساله‌ها؛ نوجوانان بدشانس

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۶:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
بکتاش روش
100%

از سقوط نظام جمهوریت و فروپاشی دموکراسی نوپا در افغانستان پنج سال گذشت. سقوط دولت افغانستان و به قدرت رسیدن طالبان بر زندگی بسیاری از شهروندان کشور از نسل‌های مختلف سایه‌ افکند.

اما در این میان نوجوانانی که امروزه با گذشت پنج سال از سلطه طالبان، به ۱۸ سالگی رسیده‌اند، باور دارند که بیشترین بار این تحول را آن‌ها بر دوش کشیده‌اند؛ بار سنگینی که شانه‌های نحیف آنها هنوز «تاب و تحمل» این تحول را نداشته است.

۱۸ ساله‌های امروز در اسد ۱۴۰۰ خورشیدی، هنگام سقوط کابل به‌دست طالبان تازه پا به ۱۳ سالگی - دنیا نوجوانی و فصل رویاپردازی گذاشته بودند.

این نسل نوجوان هیچ تصویری واقعی از طالبان نداشتند، آن‌ها در اواخر دهه ۸۰ خورشیدی، در اوج دموکراسی نسبی دو دهه پسین و سرازیر شدن کمک‌ها و حمایت‌های بین‌المللی در افغانستان، به دنیا آمدند.

سن و سال این نسل ایجاب نمی‌کرد فهمی از تکرار دور باطل در تاریخ معاصر افغانستان داشته باشند. با این حال، ذهن این نسل به آینده‌ و ساختن رویایی متمرکز بود که برای خود تعیین کرده بودند.

افغانستان اینترنشنال به مناسبت پنجمین سالگرد سقوط افغانستان و سلطه طالبان، سراغ چهار دختری رفته است که در آن زمان نوجوان بودند و به محض تحول در کشور از آموزش محروم شدند و حالا در آغاز دوره جوانی و سن قانونی (۱۸ سالگی) قرار دارند.

فروریزی یک رویا، موردی است که شهرزاد، ماه‌بانو، نرگس و آی‌خانم (نام‌های مستعار) در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال به آن تمرکز کردند.

چگونه بازگشت طالبان رویای یک نسل را دزدید

شهرزاد هنگام بازگشت طالبان در اسد ۱۴۰۰، ۱۳ ساله و دانش‌آموز صنف هشتم بود. او با دو خواهر و یک برادرش در مکتب خانه نور در ناحیه چهارم کابل درس می‌خواند.

شهرزاد دختری سرزنده، اجتماعی، سخت‌کوش، شاد و خوش‌بین بود. به‌دلیل شرایط کاری پدرش و نقل مکان خانواده از شهری به شهر دیگر، در شش سال چهار بار مکتبش را تغییر داد، اما به گفته خودش، هیچ‌گاه کارنامه‌ای غیر از اول‌نمرگی به خانه نبرد.

او از کودکی علاقه زیادی به خواندن و یادگیری داشت. پدر و مادرش او را در پنج‌سالگی، زودتر از هم‌سن‌وسالانش، به مکتب فرستادند.

شهرزاد در زمان بازگشت طالبان آرزو داشت پنج سال بعد، اول‌نمره عمومی کانکور افغانستان شود. او به افغانستان اینترنشنال گفت: «آخرین شبی که به‌عنوان یک دانش‌آموز در افغانستان درس خواندم، فکر نمی‌کردم فردا زندگی‌ام تغییر کند. دو یا سه مضمون تا پایان امتحانات چهارونیم‌ماهه باقی مانده بود. تا نیمه‌های شب بیدار ماندم و برای امتحان درس خواندم. از کودکی یک رویا را با خود بزرگ کرده بودم؛ می‌خواستم روزی اول‌نمره کانکور افغانستان شوم و ثابت کنم که با تلاش می‌توان به هر رویایی رسید.»

شهرزاد به رشته تحصیلی پدرش علاقه داشت و می‌خواست پس از فراغت از مکتب و شرکت در آزمون کانکور، در دانشکده مهندسی دانشگاه کابل درس بخواند.

او می‌گوید: «طالبان تنها درس و مکتب را از من نگرفت، بلکه رویایی را که از کودکی با آن زندگی کرده بودم نیز از من گرفت.»

100%
کارنامه صنف ششم شهرزاد

ماه‌بانو، دختری با موهای بلند سیاه، چهره گندمی و شخصیتی آرام و سربه‌زیر، از دیگر دانش‌آموزانی است که هنگام سقوط افغانستان و بازگشت طالبان ۱۳ سال داشت و در صنف هفتم مکتب مومنه خاتون در پروژه تایمنی کابل درس می‌خواند.

او نیز مانند هزاران دختر هم‌نسل خود برای رسیدن به رویاهایش درس می‌خواند و تلاش می‌کرد. ماه‌بانو تا زمانی که دانش‌آموز بود، بارها خود را در لباس سفید پزشکی تصور کرده بود. او می‌گوید: «مکتب برای من فقط یک محیط آموزشی نبود، بلکه جایی بود که آینده‌ام را در آن می‌دیدم. دوست داشتم در رشته طب کامیاب شوم.»

این جوان ۱۸ ساله می‌گوید: «با بسته‌شدن دروازه مکتب، همه‌چیز تغییر کرد. بسیاری از آرزوها، امیدها و برنامه‌های ما پشت دروازه‌های بسته مکتب ماند.»

او پنج سال سلطه طالبان را یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی خود می‌داند و می‌گوید اگر طالبان برنمی‌گشتند و زندگی دختران را محدود نمی‌کردند، اکنون می‌توانست به اهدافش نزدیک‌تر باشد.

ماه‌بانو ادامه می‌دهد: «ما نه‌تنها از آموزش محروم شدیم، بلکه از حق ساختن آینده‌ای که برایش سال‌ها تلاش و رویاپردازی کرده بودیم نیز دور شدیم. در این مدت بارها با خودم فکر کردم که اگر طالبان نمی‌آمدند و مکتب‌ها بسته نمی‌شد، شاید امروز دانشجوی رشته طب بودم.»

نرگس، یکی دیگر از دختران ۱۸ ساله، هنگام بازگشت طالبان دانش‌آموز صنف هشتم مکتب تجربوی در بلخ بود.

او نیز با شوق به مکتب می‌رفت تا روزی در آزمون کانکور موفق شود و در رشته حقوق درس بخواند. نرگس، که فرزند یک قاضی حکومت پیشین است، به وکالت علاقه داشت و می‌خواست روزی در دادگاه‌ها از حقوق هموطنان خود دفاع کند و برای برقراری عدالت تلاش کند.

او می‌گوید از نوجوانی متوجه «بی‌عدالتی» در سیستم قضایی افغانستان شده بود. به همین دلیل می‌خواست وکیل مدافع شود تا بتواند به سهم خود بخشی از مشکلات سیستم قضایی کشور را حل کند.

در هفدهم اسد ۱۴۰۰ خورشیدی، زمانی که شهر تالقان به دست طالبان سقوط کرد، آی‌خانم دانش‌آموز صنف ششم بود.

او تنها دختر خانواده بود و در رفاه و آرامش دوره کودکی و نوجوانی را سپری می‌کرد. آی‌خانم در یکی از مکاتب دولتی تالقان درس می‌خواند. هرچند تا آن زمان درباره رشته تحصیلی‌اش تصمیم نگرفته بود، آینده خود را در قامت یک عضو پارلمان تصور می‌کرد.

آی‌خانم که به فعالیت‌های مدنی علاقه داشت، فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، را الگوی خود می‌دانست. او گفت: «همیشه از طریق تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی کارهای خانم کوفی را تعقیب می‌کردم. خوش داشتم روزی مثل او یک وکیل و سیاستمدار مطرح باشم.»

مهندسی، پزشکی، وکالت و نمایندگی در پارلمان، رویاهایی بودند که طالبان با بازگشت به قدرت از شهرزاد، ماه‌بانو، نرگس و آی‌خانم گرفتند.

به گزارش سازمان ملل، در پی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، دست‌کم ۲.۲ میلیون دختر از آموزش محروم شده‌اند.

طالبان در ۲۴ اسد، همزمان با برگزاری امتحانات چهارونیم‌ماهه مکاتب، وارد کابل شد. با ورود این گروه به کابل، روند آموزش در مکاتب مختل شد.

این ۱۸ ساله‌ها می‌گویند در آن زمان تصور می‌کردند به‌زودی نظم در شهرها برقرار و آموزش در مکاتب از سر گرفته خواهد شد.

شهرزاد درباره آخرین روزهای آموزشی خود در کابل به افغانستان اینترنشنال گفت: «امتحان زبان و ادبیات دری داشتیم. هنوز نیمی از سوالات را حل نکرده بودیم که بی‌نظمی و سروصدا در سراسر مکتب پیچید. استاد، پارچه‌ها را جمع کرد و ما با چشمان گریان به سمت خانه رفتیم. آن روز فقط امتحان ما نیمه‌تمام نماند، آینده و رویای ما هم متوقف شد.»

او می‌گوید در روزهای آخر جمهوریت هر روز خبر سقوط ولایت‌ها را می‌شنیدند، «اما هیچ‌کس باور نمی‌کرد کابل هم سقوط کند.»

شهرزاد می‌گوید مدتی بعد، مانند بسیاری از دختران، به امید ازسرگیری آموزش به مکتب خود رفت و آنجا «سنگین‌ترین جمله» زندگی‌اش را شنید؛ جمله‌ای که هرگز فراموش نمی‌کند. نگهبان مکتب به آنان گفت: «بروید، مکتب تمام شد. دخترها دیگه درس نمی‌خوانند.»

پس از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، مسیر آموزشی این نسل تغییر کرد، اما بسیاری از آنان تلاش برای یادگیری را ادامه دادند.
مسیر آموزش

پس از آن‌که طالبان دروازه‌های مکاتب را به روی دختران بستند، آنان برای ادامه آموزش دو گزینه بیشتر نداشتند: آموزش آنلاین و مدارس دینی. هر دو مسیر با چالش‌های فراوانی همراه بود. این چهار دختر می‌گویند در برابر ممنوعیت آموزش تسلیم نشدند و طی پنج سال گذشته، از هر راه ممکن برای ادامه یادگیری تلاش کرده‌اند.

شهرزاد که حدود سه سال با خانواده‌اش در پاکستان مهاجر بود، گفت مدتی همزمان در سه سیستم آموزشی درس می‌خواند: مکتب افغانی، مکتب پاکستانی و یک مرکز آموزشی آنلاین بین‌المللی امریکایی.

پس از مهاجرت خانواده شهرزاد به پاکستان، روند بازداشت و اخراج افغان‌ها از این کشور شدت گرفت. در پی این روند، در سال ۲۰۲۵ بسیاری از مکاتب افغانی در اسلام‌آباد به‌دلیل کمبود معلم و دانش‌آموز تعطیل شدند.

شهرزاد به‌دلیل نگرانی از بسته‌شدن مکتب افغانی، همزمان در یک مکتب پاکستانی نیز شامل شد. او می‌گوید در آنجا به‌دلیل ناآشنایی با زبان اردو و مهاجر بودن، بارها با «برخوردهای تحقیرآمیز» دانش‌آموزان و حتی استادان روبه‌رو شد.

او گفت: «شاگردان افغان اجازه شرکت در امتحانات رسمی پاکستان را ندارند و سند فراغت به آنها صادر نمی‌شود.»

خانواده شهرزاد سرانجام در اوایل ۲۰۲۶ از پاکستان اخراج شد. او اکنون آموزش خود را به‌صورت آنلاین در یک مکتب امریکایی ادامه می‌دهد، اما می‌گوید مشکلات برق و اینترنت ممکن است این فرصت را نیز از او بگیرد: «در یک شبانه‌روز فقط چند ساعت برق داریم، هزینه اینترنت در کابل زیاد است و خوب کار نمی‌کند. متأسفانه ممکن است فرصت آموزش آنلاین را هم از دست بدهم.»

نرگس و ماه‌بانو نیز مدتی برای ادامه آموزش به مدارس دینی رفتند.

ماه‌بانو گفت پیش از آن‌که طالبان مراکز آموزش‌های پزشکی برای دختران را تعطیل کنند، امیدوار بود پس از فراغت از دارالعلوم دینی بتواند وارد انستیتوت‌های صحی شود و از این طریق بخشی از رویای خود را دنبال کند.

او گفت: «اول سی پاره قرآن را حفظ کردم و بعد در یک دارالعلوم در کابل شامل شدم. وقتی طالبان دروازه‌های انستیتوت‌های صحی را هم به روی دختران بستند و شرایط دارالعلوم هم سخت‌تر شد، دیگر انگیزه‌ای نماند که ادامه دهم.»

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، در ۱۲ قوس ۱۴۰۳ طی فرمانی تحصیل دختران در مؤسسات تحصیلات عالی و نیمه‌عالی طبی را ممنوع کرد. وزارت صحت عامه طالبان نیز به مسئولان انستیتوت‌های صحی اعلام کرد که دختران دیگر اجازه تحصیل در این مراکز را ندارند.

نرگس نیز اخیراً همراه با خانواده‌اش از اسلام‌آباد به کابل بازگشته و اکنون در یک مدرسه دینی دولتی در کابل درس می‌خواند. او حدود دو سال در یک مکتب افغانی در اسلام‌آباد درس خوانده بود.

نرگس می‌گوید برای دریافت سند فراغت به این مدرسه می‌رود. او درباره این مرکز آموزشی دولتی طالبان گفت: «چیزی به نام ساینس و تکنالوژی درس نمی‌دهند، تمام تمرکز روی مضامین دینی است. هر روز سخت‌گیری بیشتر می‌شود. پوشیدن دست‌کش، روبند و چپن‌های با دامن کلان برای دختران مدرسه ضروری است.»

او شرایط مدارس دینی طالبان را «بدتر از زندان» توصیف می‌کند.

نامزدی و جدایی در کودکی

۱۸ ساله‌ها می‌گویند در پنج سال سلطه طالبان بر افغانستان، نه‌تنها آموزش و دسترسی به رویاهایشان را از دست دادند، بلکه زندگی روزمره و مسیر زندگی خانوادگی‌شان نیز با دگرگونی‌های عمیق و پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو شد.

پدر و برادر بزرگ ماه‌بانو پیش از بازگشت طالبان در کلوله‌پشته کابل دکان گل‌سازی، عکاسی و فیلم‌برداری داشتند. آنها از مراسم‌های خوشی در هتل‌های کابل فیلم و عکس می‌گرفتند، سپس آن‌ها را ادیت می‌کردند و از این راه زندگی‌شان را می‌چرخاندند.

پس از بازگشت طالبان، رقص و موسیقی در مراسم‌های خوشی منع و بر فیلم‌برداری و عکاسی محدودیت وضع شد. در نتیجه، کسب‌وکار پدر ماه‌بانو رونق خود را از دست داد. او ماه‌ها نتوانست کرایه دکان را بپردازد و سرانجام پس از سال‌ها ناگزیر شد شغلش را ترک کند.

ماه‌بانو هنوز ۱۷ ساله نشده بود که به خواست خانواده با یکی از پسران فامیل نامزد شد.

او با دریغ و حسرت گفت: «پدرم مدتی به کارهای شاقه روی آورد، اما فشار و تشویش زندگی روزبه‌روز وضعیت صحی‌اش را بدتر کرد. یک‌ونیم سال پیش، پدرم در ۴۶ سالگی سکته مغزی کرد و از دنیا رفت.»

پس از درگذشت پدر، رابطه ماه‌بانو با نامزدش به‌هم خورد و نامزدی فسخ شد. او گفت: «درگذشت پدر ضربه بزرگی بود که زندگی ما را تلخ و تاریک کرد.»

کوچ پشت کوچ

نرگس و آی‌خانم فرزندان دو مسئول محلی حکومت پیشین در بلخ و تخارند.

خانواده نرگس از ترس اقدامات انتقام‌جویانه طالبان، حدود دو سال به پاکستان مهاجر شد. آی‌خانم و خانواده‌اش نیز به دلیل مشابه از تخار به کابل آواره شدند. خانواده نرگس اخیراً از پاکستان اخراج شده و او اکنون در کابل به مدرسه دینی می‌رود. آی‌خانم می‌گوید برای تأمین هزینه‌های زندگی، در کنار مادرش قالین‌بافی می‌کند.

شهرزاد اما روایت متفاوتی از تأثیر تحولات سیاسی بر زندگی خانواده‌اش دارد. او به افغانستان اینترنشنال گفت: «مسیر زندگی و امیدهای ما دو بار فروپاشید؛ بار اول به‌خاطر بازگشت طالبان و بار دوم با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ.»

پدر شهرزاد نزدیک به دو دهه با سازمان‌های بین‌المللی در افغانستان کار کرده بود. او چند ماه پس از بازگشت طالبان، «به‌خاطر آینده فرزندان» از وظیفه‌اش کناره‌گیری کرد و با خانواده به پاکستان رفت. خانواده او برای مهاجرت به امریکا پرونده پی۲ باز کردند.

شهرزاد با لبخندی از سر ناامیدی گفت: «مصاحبه سفارت، معاینات صحی و همه مراحل قانونی را طی کردیم. منتظر پرواز بودیم که ترامپ رئیس‌جمهور شد و در نخستین روز کارش، روند مهاجرت افغان‌ها به امریکا را متوقف کرد.»

مهاجرت بدون مدرک، بازداشت و اخراج در کودکی

نرگس و شهرزاد در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال از تجربه تلخ مهاجرت در پاکستان روایت کردند.

نرگس گفت در اواخر سال ۲۰۲۵، زمانی که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود، در مسیر مکتب و با لباس دانش‌آموزی از سوی پولیس پاکستان بازداشت شد.

او پنج شب را بدون خانواده و در کنار دیگر مهاجران افغان در زندان سپری کرد و سپس همراه با خانواده‌اش از پاکستان اخراج شد.

نرگس می‌گوید هنوز کابوس شب‌های زندان پاکستان رهایش نکرده است. او هرچند می‌دانست بازگشت به افغانستان تحت سلطه طالبان به معنای محرومیت از بسیاری از حقوق اساسی‌اش است، اما هنگام بازگشت خوشحال بود که «حداقل از ترس و تعقیب» پولیس پاکستان نجات یافته است.

شهرزاد می‌گوید در سنی که باید تنها دغدغه‌اش «درس و آینده» می‌بود، ناگهان خود را در کشوری یافت که نه زبانش را می‌دانست، نه با فرهنگش آشنا بود و نه از آینده خود خبر داشت. او حدود سه سال همراه با خانواده‌اش در اسلام‌آباد زندگی کرد.

شهرزاد این دوره را سال‌های «بی‌ثباتی، ترس و بی‌سرنوشتی» می‌خواند. او می‌گوید یک روز پیش از عید قربان، پولیس پاکستان به خانه‌شان آمد و پدرش را بازداشت کرد. پولیس پدر شهرزاد را در بدل ۱۰۰ هزار کلدار آزاد کرد، اما از خانواده خواست تا چهارم عید پاکستان را ترک کنند.

خانواده شهرزاد در زمان تعیین‌شده به افغانستان بازگشت.

نرگس و شهرزاد در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال از تجربه تلخ مهاجرت در پاکستان روایت کردند.

نرگس گفت در اواخر سال ۲۰۲۵، زمانی که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود، در مسیر مکتب و با لباس دانش‌آموزی از سوی پولیس پاکستان بازداشت شد.

او پنج شب را بدون خانواده و در کنار دیگر مهاجران افغان در زندان سپری کرد و سپس همراه با خانواده‌اش از پاکستان اخراج شد.

نرگس می‌گوید هنوز کابوس شب‌های زندان پاکستان رهایش نکرده است. او هرچند می‌دانست بازگشت به افغانستان تحت سلطه طالبان به معنای محرومیت از بسیاری از حقوق اساسی‌اش است، اما هنگام بازگشت خوشحال بود که «حداقل از ترس و تعقیب» پولیس پاکستان نجات یافته است.

شهرزاد می‌گوید در سنی که باید تنها دغدغه‌اش «درس و آینده» می‌بود، ناگهان خود را در کشوری یافت که نه زبانش را می‌دانست، نه با فرهنگش آشنا بود و نه از آینده خود خبر داشت. او حدود سه سال همراه با خانواده‌اش در اسلام‌آباد زندگی کرد.

شهرزاد این دوره را سال‌های «بی‌ثباتی، ترس و بی‌سرنوشتی» می‌خواند. او می‌گوید یک روز پیش از عید قربان، پولیس پاکستان به خانه‌شان آمد و پدرش را بازداشت کرد. پولیس پدر شهرزاد را در بدل ۱۰۰ هزار کلدار آزاد کرد، اما از خانواده خواست تا چهارم عید پاکستان را ترک کنند.

خانواده شهرزاد در زمان تعیین‌شده به افغانستان بازگشت.

نگاه ۱۸ ساله‌ها به آینده

۱۸ ساله‌های امروز، پس از پنج سال تجربه حاکمیت طالبان، چشم‌انداز روشنی برای آینده خود ندارند. آنها در آغاز جوانی، روزهای خود را بیشتر با «بیم و ناامیدی» سپری می‌کنند. دست‌کم این چهار دختر ۱۸ ساله در گفت‌وگوهای خود افغانستان امروز را «زندانی برای دختران جوان» توصیف کردند؛ جایی که راهی برای رهایی و دست‌یابی به آرزوهایشان نمی‌یابند.

شهرزاد که تنها سه ماه از ۱۸ ساله‌شدنش می‌گذرد، می‌گوید: «احساس می‌کنم هر دری که برای ساختن آینده‌ام وجود داشت، یکی پس از دیگری بسته شده است.»

او در پی راهی برای خروج از افغانستان و زندگی در جامعه‌ای باز و آزاد است؛ جایی که به‌دلیل زن بودن با «تبعیض و سرکوب» روبه‌رو نشود. این جوان ۱۸ ساله اما تاکید می‌کند که «پیدا کردن چنین راهی فعلاً آسان نیست».

شهرزاد می‌گوید: «گاهی میان امید و ناامیدی گیر می‌مانم؛ از یک طرف آرزوهای بزرگی برای آینده دارم و از طرف دیگر با واقعیتی روبه‌رو هستم که هر روز زندگی را سخت‌تر می‌کند.»

ماه‌بانو می‌گوید با «تمام دشواری‌ها» هنوز کاملاً ناامید نشده و آرزو دارد روزی دوباره آموزش را از سر بگیرد و به رویای پزشک‌شدن دست یابد.

طالبان پس از بازگشت به قدرت، نظام آموزشی افغانستان را تغییر داده است. وزارت معارف این گروه ۵۱ درس درباره آزادی، حقوق زنان و حقوق بشر، پرچم ملی، مادر، صلح و موضوعات مشابه را از کتاب‌های درسی مکاتب حذف کرده است. این وزارت می‌گوید آموزش این موضوعات با «دستورات دین اسلام و سیاست‌های» طالبان در تضاد است.

ماه‌بانو می‌گوید اگر روزی دروازه‌های مکاتب دوباره به روی دختران باز شود، دوست دارد به مکتب خود و با همان شرایط گذشته برگردد. او که تجربه آموزش در مدرسه دینی را نیز دارد، تاکید می‌کند اگر مکاتب با شرایط طالبان بازگشایی شوند، «با مدرسه تفاوتی نخواهند داشت».

خانه ماه‌بانو مقابل مکتب سابقش است. او می‌گوید صبح‌ها، وقتی پرده‌ها را کنار می‌زند، از پشت پنجره به ساختمان و حویلی مکتب نگاه می‌کند.

او می‌گوید: «دیوارهایش همان دیوارهاست، حویلی همان حویلی است، اما دیگر صدای خنده‌های دختران، زنگ مکتب و شور و شوق آنان در آن نیست. سکوت مکتب از هر فریادی دردناک‌تر است. گاهی آن‌قدر به دروازه مکتب خیره می‌شوم که اشک‌هایم بی‌اختیار سرازیر می‌شوند.»

100%
نقاشی شهرزاد

روزی که ولایت‌های غزنی، هرات و بادغیس سقوط کردند

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۳:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پنج سال قبل در ۲۱ اسد ۱۴۰۰، مراکز ولایت‌های غزنی، هرات و بادغیس، به‌دست طالبان سقوط کردند. آن زمان، طالبان دروازه‌های زندان‌ها در چندین ولایت را نیز شکستند و هزاران زندانی را آزاد کردند. با سقوط این سه ولایت دامنه پیشروی طالبان گستردش و فشارها بر کابل افزایش یافته بود.

طالبان پس از پنج سال، روز چهارشنبه ۲۱ اسد در شبکه‌های اجتماعی خود پیام‌های تبریک به مناسبت آنچه «فتح» غزنی و چند ولایت دیگر می‌نامند، منتشر کردند و از طرفداران خود خواستند که از پیروزی این گروه تجلیل کنند.

100%
لحظات سقوط ولایت غزنی

غزنی؛ شهر استراتژیک در نزدیکی کابل

شهر غزنی در ۱۲ آگست ۲۰۲۱ پس از چند روز درگیری شدید به دست طالبان افتاد. غزنی در حدود ۱۵۰ کیلومتری کابل واقع شده و بر مسیر شاهراه مهمی قرار دارد که کابل را به ولایت‌های جنوبی افغانستان وصل می‌کند.

سقوط غزنی از آن جهت اهمیت داشت که حرکت و حضور طالبان به سوی کابل، پایتخت کشور را تقویت کرد و بر کنترول شاهراه مواصلاتی مهم میان کابل و جنوب کشور تاثیر گذاشت. رویترز در آن زمان گزارش داده بود که با تصرف غزنی، طالبان به ۱۵۰ کیلومتری کابل نزدیک شده بودند.

در جریان نبرد در این شهر، درگیری‌های شدیدی میان نیروهای امنیتی افغان و طالبان رخ داد. در نهایت، نیروهای حکومتی مجبور به عقب‌نشینی از تاسیسات مهم دولتی شدند و طالبان بر بخش‌های کلیدی شهر مسلط گردیدند.

100%
هرات در کنترول طالبان

هرات؛ یکی دیگر از شهرهای بزرگ افغانستان

در همین روز، شهر هرات نیز به دست طالبان افتاد. هرات از شهرهای بزرگ افغانستان و یکی از مراکز مهم اقتصادی، تجاری و استراتژیک در غرب کشور به شمار می‌رفت.

پیش از سقوط هرات، این شهر برای چند روز تحت فشار شدید طالبان قرار داشت. در شهر و مناطق اطراف آن، درگیری‌ها میان طالبان و نیروهای امنیتی افغان، خیزش‌های مردمی و نیروهای تحت امر اسماعیل خان، فرمانده پیشین جهادی جریان داشت.

بر اساس گزارش‌ها، پس از پیشروی گسترده طالبان، خطوط دفاعی نیروهای حکومتی تضعیف شد. طالبان بیشتر بخش‌های شهر را تصرف کردند و اسماعیل خان که فرماندهی نیروهای محلی را در برابر طالبان بر عهده داشت نیز به دست طالبان اسیر شد.

هم‌زمان با سقوط هرات، برخی از باشندگان شهر مجبور به ترک خانه‌های خود شدند و در برخی مناطق، مردم از ترس جنگ در خانه‌های‌شان محبوس ماندند.

طالبان پس از تصرف هرات ۳ هزار زندانی را رها کردند. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان در آن زمان گفت که آنان مرکز هرات، قوماندانی امنیه، محبس و مقام ولایت را تصرف کرده‌اند. جنگجویان طالبان وارد مسجد جامع هرات نیز شدند و تیراندازی‌های پراکنده در سطح شهر ادامه داشت.

100%
بازداشت اسماعیل خان بدست طالبان

هم‌زمان با سقوط هرات، اسماعیل خان نیز به طالبان تسلیم شد.

به گفته مقامات محلی، اسماعیل خان بر اساس توافقی همراه با والی هرات و چند تن از مقامات امنیتی به طالبان تسلیم شد. یکی از سخنگویان اسماعیل خان گفت که پس از گفتگو با طالبان، به او اجازه داده شد تا به خانه خود بازگردد؛ اما او پس از آن هرات را ترک کرد و به ایران رفت.

100%
روز سقوط قلعه نو، مرکز بادغیس

سقوط قلعه‌نو، مرکز ولایت بادغیس

در ۲۱ اسد ۱۴۰۰، قلعه‌نو مرکز ولایت بادغیس نیز به دست طالبان افتاد. طالبان پیش از این نیز حملاتی را بر قلعه‌نو انجام داده بودند. در ماه جولای ۲۰۲۱ و در جریان حمله طالبان، برخی مراکز مهم امنیتی شهر برای مدت کوتاهی به دست آنان افتاد؛ اما نیروهای ویژه افغان دوباره کنترول شهر را به دست گرفتند. با این حال، در هفته دوم اگست و در جریان عملیات گسترده طالبان، وضعیت قلعه‌نو بار دیگر تغییر کرد و شهر تحت کنترول طالبان درآمد.

تا ۲۱ اسد ۱۴۰۰، طالبان مراکز ۱۰ ولایت افغانستان را تصرف کرده بودند.

پنج سال آواره‌گی 'بی‌وطن‌‌ها'؛ نه راه برگشت نه جای ماندن

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
خاطره اسحاقزی
100%

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه گِلی بی‌بی ناز در ولسوالی کامه ولایت ننگرهار خالی است. هنوز پرده‌ها، تشک‌ها، ظرف‌ها و دیگر آسباب‌آلات خانه او در جایشان هست ولی خود بی‌بی‌ناز نیست.

بی‌بی‌ ناز در آپارتمان اجاره‌ای در اسلام‌آباد روزهایش را با ترس پولیس و چشم‌به‌راه آینده‌ای نامعلوم سپری می‌کند.

او هنوز هم در خانه‌اش را از یاد نبرده است؛ همان دروازه‌ای که طالبان آنرا مهر و لاک کردند.

بی‌بی ناز از همسایه‌هایش درخواست کمک کرد، اما هیچ‌کس جرأت همکاری با او را نداشت، زیرا خانه با مهر و قفل طالبانی بسته شده بود که همسایگان را با اسلحه تهدید کرده بودند.

بی‌بی ناز به افغانستان اینترنشنال گفت: «یکی از دخترانم ازدواج کرده بود، اما به دلیل خشونت خانوادگی او را دوباره به خانه خودم آوردم. داماد سابقم از جنگجویان طالبان بود و تلاش می‌کرد دخترم را دوباره با زور با خود ببرد.»

تهدیدها زمانی شدت گرفت که داماد سابقش به یکی از دوستان خود گفت قصد دارد دختر مجرد خانواده - خواهر کوچک همسرش- را به عقد نکاح او درآورد. پس راهی جز فرار برای بی‌بی ناز و دخترانش باقی نمانده بود.

این زن اکنون در اسلام‌آباد است و با خیاطی هزینه زندگی فرزندانش را تامین می‌کند.

او اما به دلیل بازداشت مهاجران، کاهش فرصت‌های کاری و فقر، با مشکلات تازه‌ای روبه‌رو شده است. 

بی‌بی ناز که هر لحظه از ترس آمدن پولیس از کلکین به کوچه نگاه می‌کند، می‌گوید: «دخترانم نمی‌توانند به مکتب بروند. پسرم هفت ساله است. گاهی در طول ۲۴ ساعت فقط یک وعده غذا می‌خوریم، آن هم زمانی که پولیس از منطقه دور شده باشد.»

این زن افغان پرونده خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ارائه کرده اما در پرونده‌شان هیچ پیشرفتی نیامده است.

پرونده‌های بلاتکلیف و انتظارهای طولانی

داستان بی‌بی ناز تصویری تلخ از زندگی هزاران زن افغان است که به دلیل تحولات سیاسی، تهدیدها و ناامنی افغانستان را ترک کرده‌اند اما در پاکستان نیز به دلیل نداشتن مدارک قانونی، مشکلات کار، آموزش، وضعیت اقتصادی و ترس از اخراج، با دشواری‌های تازه‌ای روبه‌رو هستند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، ده‌ها هزار افغان به دلیل نگرانی‌های امنیتی، ترس از سوابق شغلی و ارتباطات گذشته و همچنین برای فراهم کردن آینده‌ای امن و امکان تحصیل دخترانشان، به پاکستان پناه بردند.

بر اساس اطلاعات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، پاکستان همچنان میزبان میلیون‌ها شهروند افغانستان است.

این افراد شامل پناهندگان ثبت‌شده، دارندگان کارت شهروندی افغان (‌ای‌سی‌سی) و افراد بدون وضعیت قانونی مشخص در این کشور هستند.

اسلام‌آباد طی پنج سال گذشته به انتظارگاه هزاران خانواده‌ای تبدیل شده است که در انتظار اسکان مجدد در کشور ثالث، دریافت ویزا یا مشخص شدن نتیجه پرونده‌های خود هستند.

بخشی از این مهاجران پرونده‌هایی در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل یا برنامه‌های کشورهای دیگر دارند، اما به دلیل روندهای اداری، محدود بودن ظرفیت‌ها و افزایش درخواست‌ها، بسیاری از این پرونده‌ها سال‌هاست که بلاتکلیف مانده‌اند.

بسیاری از افغان‌ها به دلیل محدودیت‌های کاری، ترس از بازداشت توسط پولیس و احتمال اخراج، ناچارند بیشتر وقت خود را در خانه بگذرانند. کودکان بسیاری از خانواده‌ها از تحصیل بازمانده‌اند و جوانان نیز فرصت‌های شغلی خود را از دست داده‌اند.

100%
بی‌بی ناز در اسلام‌آباد

مادر کودکان دارای معلولیت که دو بار اخراج شد و دوباره بازگشت

ورانگی، مادر سه کودک دارای معلولیت که در دوران جمهوریت در افغانستان معلم بود به افغانستان اینترنشنال گفت همسرش در حمله انتحاری مقابل ساختمان پارلمان در کابل کشته شد.

این زن پس از مرگ شوهرش با تدریس هزینه زندگی فرزندانش را تامین می‌کرد اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه نشین شد.

او مدارک خود را برای مهاجرت به نهادهای مربوطه کشور کانادا ارائه کرده، اما در پاکستان با مشکلات فراوانی روبه‌رو شده است. پولیس یک بار دروازه آپارتمان اجاره‌ای او را شکست، زیرا به دلیل داشتن فرزندان دارای معلولیت امکان فرار نداشت.

به گفته این زن، پولیس پاکستان او را به اردوگاه منتقل و به افغانستان اخراج کرد، اما برای پیگیری پرونده‌اش دوباره به پاکستان بازگشت.

ورانگی گفت: «به محض رسیدن به پشاور، پولیس دوباره مرا بازداشت کرد و به اردوگاه برد. در اردوگاه هیچ امکاناتی برای زندگی وجود نداشت و شرایط بسیار سخت بود.»

او برای بار دوم نیز به افغانستان اخراج شد، اما از طریق اسپین بولدک دوباره وارد پاکستان شد. این زن که طالبان را مسئول وضعیت خود می‌داند، گفت: «از کدام درد زندگی بگویم؟ یکی از دخترانم معلول است، دیگری بیماری قلبی دارد و سومی ناشنواست.»

او از جامعه جهانی و نهادهای حامی زنان خواست مسیرهای امن و امکان دریافت ویزا را برای زنان افغان فراهم کنند.c

100%
پاسپورت پاره شده یک مهاجر افغان در ایران - میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران نیز زیر فشار جمهوری اسلامی و دشواری‌های مهاجرت زندگی می‌کنند.

۹۰ هزار پرونده بررسی‌شده

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین گزارش مشترک خود اعلام کرده‌اند که پس از اجرای طرح «بازگرداندن اتباع خارجی غیرقانونی» در پاکستان، روند بازداشت و اخراج اجباری افغان‌های مقیم این کشور گسترش یافته است.

این سازمان‌ها نسبت به وضعیت افغان‌هایی که پرونده اسکان مجدد یا پناهندگی در کشورهای ثالث دارند نیز ابراز نگرانی کرده‌اند.

از ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، در مجموع ۲.۳۹ میلیون افغان از پاکستان به افغانستان رانده شده‌اند.

از این تعداد، حدود ۲۴۷ هزار نفر به صورت اجباری اخراج شده‌اند، ۳۱۹ هزار نفر با همکاری سازمان‌های بین‌المللی بازگشته‌اند و بقیه یا داوطلبانه یا تحت فشار به افغانستان بازگشته‌اند.

این گزارش نشان می‌دهد که تنها بین ۱۰ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، تعداد ۴۱ هزار و ۶۷۲ نفر به افغانستان بازگشته‌اند که از میان آنان، یک‌هزار و ۲۸۳ نفر به صورت اجباری اخراج شده بودند.

حکومت پاکستان در سال ۲۰۲۵ چندین مرحله از اخراج افغان‌ها را اجرا کرد.

ابتدا مهاجران فاقد مدرک، سپس دارندگان کارت شهروندی افغان و در ادامه حتی دارندگان کارت ثبت پناهندگی (پی‌او‌آر) نیز با خطر اخراج مواجه شدند.

بسیاری از افغان‌های بازگشته گفته‌اند که به دلیل ترس از بازداشت، زندانی شدن و اخراج، ناچار به ترک پاکستان شده‌اند.

سازمان ملل، سازمان بین‌المللی مهاجرت و سازمان عفو بین‌الملل بارها از پاکستان خواسته‌اند افرادی را که نیازمند حمایت بین‌المللی هستند، دارندگان پرونده اسکان مجدد در کشورهای ثالث و دیگر افغان‌های آسیب‌پذیر را از اخراج نکنند و به اصول بین‌المللی حقوق بشر و حقوق پناهندگان احترام بگذارد.

وزارت خارجه پاکستان پیش از این در پاسخ به این نگرانی‌ها اعلام کرده بود که در زمینه اقامت قانونی شهروندان افغانستان و انتقال آنان به کشورهای ثالث همکاری می‌کند.

به گفته این وزارتخانه، اسلام‌آباد تاکنون در انتقال بیش از ۹۰ هزار شهروند افغانستان به کشورهای ثالث همکاری کرده است.

سلطانه که سرپرستی چند نفر را بر عهده دارد و در انتظار انتقال به کشور ثالث است، چندین بار توسط پولیس پاکستان بازداشت شده و هر بار با پرداخت پول آزاد شده است.

او می‌گوید پرونده‌اش را نیز نزد سازمان ملل ثبت کرده و امیدوار است یکی از سفارتخانه‌ها امکان خروج امن او را فراهم کند.

او ننگرهار را ترک کرده، زیرا به گفته خودش، یکی از فرماندهان محلی طالبان قصد داشت دختر ۱۱ ساله و خواهر ۱۲ ساله‌اش را به اجبار به ازدواج پسران خود درآورد.

الله‌محمد حسن‌زی، که در اسلام‌آباد زندگی می‌کند، ابتدا به فروش جواری مشغول شد، اما این کار فصلی بود و دوباره بیکار شد.

او سپس با کمک یکی از دوستانش کار روی سنگ‌های قیمتی را آموخت، اما به دلیل گم شدن اموال مشتریان، متحمل زیان ۹۵ هزار روپیه شد و اعتبارش نیز در بازار از بین رفت.

بازداشت مهاجران، مشکلات مربوط به مدارک و محدودیت‌های کاری، زندگی او را بیش از پیش دشوار کرده است.

او می‌گوید: «نمی‌دانم آینده‌ام به کجا خواهد رسید. فقط این را می‌دانم که مهاجرت با سرنوشت ما گره خورده است.»

در پشاور و اسلام‌آباد، شمار افغان‌هایی که پس از جنگ‌ها و ناامنی‌ها دومین موج مهاجرت خود را به پاکستان تجربه کرده‌اند کم نیست.

آنان به امید دستیابی به آینده‌ای امن و باثبات، شب و روز در انتظار برنامه‌های مهاجرت و اسکان مجدد کشورهای خارجی به سر می‌برند.

نهاد نی می‌گوید بیش از ۷۰۰ مورد خشونت طالبان علیه خبرنگاران را مستند کرده است

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان نی گزارش داده است که در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، بیش از ۷۰۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای را مستند کرده است. بر اساس این گزارش، در این مدت دست‌کم ۶ خبرنگار کشته و حدود ۴۰۰ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای بازداشت شده‌اند.

این نهاد روز چهارشنبه، ۲۱ اسد در آستانه پنجمین سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، گزارش خود درباره وضعیت خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای در افغانستان را منتشر کرد.

طبق این گزارش، موارد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای از جمله سلب آزادی، شکنجه، ضرب‌وشتم، تهدید، قتل، بیکاری و حذف زنان از رسانه‌ها، ثبت شده است.

در گزارش آمده است که طالبان و گروه داعش مسئول قتل خبرنگاران در این مدت بوده‌اند. نی می‌گوید طالبان به‌طور میانگین، هر ۹ روز دو خبرنگار یا کارمند رسانه‌ای در افغانستان بازداشت کرده‌اند.

این سازمان همچنین از شکنجه و بدرفتاری با خبرنگاران در جریان بازداشت و زندان به‌عنوان یکی از موارد جدی نقض حقوق خبرنگاران یاد کرده است.

همزمان، سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (امسو) با انتشار گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان، اعلام کرد که در پی سرکوب شدید، سانسور ساختاری و فشارهای امنیتی، افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» تبدیل شده است و آزادی بیان به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.

  • سازمان حامی رسانه‌ها: افغانستان به مرکز تبعید اجباری خبرنگاران بدل شده است

    سازمان حامی رسانه‌ها: افغانستان به مرکز تبعید اجباری خبرنگاران بدل شده است

گزارش نی نشان می‌دهد که زنان خبرنگار و کارمندام رسانه‌ای نیز با محدودیت‌ها و فشارهای گسترده روبه‌رو بوده‌اند و شمار زیادی از آنان از کار در رسانه‌ها کنار گذاشته شده‌اند.

نی همچنین بیکاری خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای را یکی دیگر از پیامدهای وضعیت موجود و محدودیت‌های اعمال‌شده بر رسانه‌ها در افغانستان عنوان کرده است.

در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، حدود ۳۰۰ مورد ضرب‌وشتم خبرنگاران، بیکار شدن نزدیک به پنج هزار خبرنگار و کارمند رسانه‌ای و توقف فعالیت حدود ۵۰۰ رسانه، از دیگر موارد مستندشده در این گزارش است.

نی افزوده است که اکنون هیچ رسانه‌ای در افغانستان بدون اجازه طالبان نمی‌تواند محتوایی را نشر یا پخش کند و برای فعالیت رسانه‌ها نیز قانون مشخص و قابل اتکایی وجود ندارد.

طبق گزارش این سازمان، طالبان بیش از ۲۵ حکم مستقیم و سراسری و ده‌ها حکم محلی و غیرمستقیم درباره فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران صادر کرده‌اند که محدودیت‌های گسترده‌ای را بر رسانه‌ها در افغانستان وضع کرده است.

طبق گزارش نی، وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت عدلیه و استخبارات طالبان نقش مستقیمی در اعمال محدودیت‌ها و فشار بر رسانه‌ها و خبرنگاران در افغانستان دارند.

این سازمان افغانستان را «زندان بزرگ و مخوف برای خبرنگاران و گورستانی برای آزادی بیان» توصیف کرده است.