استراتژی امریکا در آسیای مرکزی 'بدون افغانستان ناقص است'

همزمان با تلاش امریکا برای گسترش روابط اقتصادی و راهبردی با کشورهای آسیای مرکزی، بحران سیاسی و امنیتی افغانستان میتواند بلندپروازیهای واشنگتن در این منطقه را با مانع روبهرو کند.

همزمان با تلاش امریکا برای گسترش روابط اقتصادی و راهبردی با کشورهای آسیای مرکزی، بحران سیاسی و امنیتی افغانستان میتواند بلندپروازیهای واشنگتن در این منطقه را با مانع روبهرو کند.
زلمی نشاط و کریس بلکبرن، دو پژوهشگر، در مقالهای با عنوان «سیاست امریکا در آسیای مرکزی با یک مشکل افغانستانی روبهرو است» که اول عقرب ۱۴۰۵ در نشریه نشنل انترست منتشر شد، استدلال کردهاند که رفاه آسیای مرکزی از ثبات افغانستان جداییپذیر نیست و پروژههای اتصال منطقهای بدون مرزهای امن، نهادهای کارآمد و ترتیبات امنیتی قابل پیشبینی به نتیجه نخواهند رسید.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در سفرش به اوزبیکستان و دیدار با نمایندگان پنج کشور آسیای مرکزی در چارچوب سازوکار «C5+1»، گسترش تجارت، سرمایهگذاری، ارتباطات ترانسپورتی و همکاریهای امنیتی را در دستور کار قرار داد. او در ۲۶ میزان به سمرقند رسید و روز بعد گفت که توجه امریکا به این منطقه وارد مرحله تازهای شده است. با این حال، آینده سیاسی و امنیتی افغانستان همچنان یکی از چالشهای اساسی در برابر تحقق اهداف واشنگتن در آسیای مرکزی است.
در مقالهای که در نشنل انترنست منتشر شد، آمده است که امریکا نمیتواند رفاه اقتصادی آسیای مرکزی را از تحولات افغانستان جدا بداند. به باور نویسندگان مقاله، پروژههای بزرگ زیرساختی، بهویژه طرحهایی که آسیای مرکزی را به آسیای جنوبی وصل میکنند، به امنیت مرزی، نهادهای کارآمد و ثبات سیاسی وابستهاند؛ شرایطی که در افغانستان هنوز فراهم نشده است.
حلقه مفقوده اتصال آسیای مرکزی و جنوبی
افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند پل ارتباطی میان آسیای مرکزی، پاکستان، هند و منطقه اقیانوس هند باشد. انتقال انرژی، توسعه شبکههای ترانسپورتی و گسترش تجارت منطقهای از جمله فرصتهاییاند که تحقق آنها به مشارکت افغانستان وابسته است.
با این حال، نویسندگان میگویند نظام سیاسی انحصارگرای طالبان، محدودیتهای گسترده بر زنان و دختران و نبود یک توافق سیاسی ملی با مشروعیت گسترده، چشمانداز استفاده از این ظرفیتها را محدود کرده است.
پروژه انتقال برق کاسا-۱۰۰۰ نمونهای از وابستگی اتصال منطقهای به وضعیت افغانستان است. بانک جهانی در بهروزرسانی این پروژه در جنوری ۲۰۲۶ تأکید کرد که کاسا-۱۰۰۰ بدون تکمیل بخش خط انتقال برق در افغانستان نمیتواند فعالیت کند.
این پروژه قرار است برق مازاد تاجیکستان و قرقیزستان را به افغانستان و پاکستان انتقال دهد. وابستگی آن به تکمیل زیرساختها در افغانستان نشان میدهد که بیثباتی و موانع سیاسی در این کشور میتواند بر طرحهای اقتصادی فراتر از مرزهای آن تأثیر بگذارد.
گسترش نفوذ امریکا بدون حل بحران افغانستان
به نوشته نویسندگان، دولت دونالد ترامپ به مواد معدنی حیاتی، منابع انرژی، مسیرهای ترانسپورتی و بازارهای آسیای مرکزی توجه بیشتری نشان میدهد. واشنگتن میخواهد از طریق سرمایهگذاری در این منطقه، وابستگی شرکتهای امریکایی به چین را کاهش دهد و روابط اقتصادی خود را متنوع سازد.
آقای روبیو در ۲۷ میزان در سمرقند گفت: «این پایان کار نیست، بلکه آغاز آن است.»
قزاقستان و اوزبیکستان اصلاحات اقتصادی را دنبال میکنند و دیگر کشورهای منطقه نیز توسعه ارتباطات ترانسپورتی را راهی برای افزایش استقلال خود میدانند. اتحادیه اروپا از طریق برنامه دروازه جهانی و چین از طریق ابتکار کمربند و راه، در این منطقه حضور اقتصادی گسترده دارند.
اما نویسندگان هشدار میدهند که رقابت اقتصادی و امنیت منطقهای از یکدیگر جدا نیستند. کشورهای آسیای مرکزی در کنار فرصتهای تجاری، با نگرانیهایی چون تروریسم، قاچاق مواد مخدر، امنیت مرزی و بیثباتی منطقهای روبهرو هستند.
به باور آنان، همکاری اقتصادی امریکا با کشورهای منطقه ممکن است بهتدریج به همکاریهای دفاعی، تبادل اطلاعات استخباراتی، نظارت مرزی، امنیت سایبری و آموزش نظامی گسترش یابد. با این حال، بازگشت امریکا به ایجاد پایگاههای نظامی دایمی در آسیای مرکزی، در مقایسه با همکاریهای محدودتر امنیتی، دشوارتر به نظر میرسد.
نزدیکی روسیه به طالبان و نگرانی پاکستان
نویسندگان مقاله میگویند گسترش روابط روسیه با طالبان، معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده است.
روسیه در جولای ۲۰۲۵ نخستین کشوری شد که طالبان را به رسمیت شناخت. پس از آن، مسکو و طالبان زمینه همکاریهای نظامی و فنی را نیز فراهم کردند. جزئیات این همکاریها بهگونه عمومی منتشر نشده است، اما مقامهای روسی درباره تعمیر و نگهداری تجهیزات نظامی ساخت شوروی و روسیه گفتوگو کردهاند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در نشستهای مشورتی مسکو در ۱۳ میزان ۱۴۰۵ ادعا کرد که موفقیت طالبان در مبارزه با مواد مخدر و تروریسم با همکاریهای نظامی و فنی دو طرف مرتبط است. به نوشته نویسندگان، این اظهارات تعهد علنی مسکو به روابط با طالبان را نشان میدهد، اما میزان و اثربخشی کمکهای روسیه را روشن نمیکند.
این نزدیکی برای پاکستان نیز پیامدهایی دارد. اسلامآباد زمانی بازگشت طالبان به قدرت را یک موفقیت راهبردی میدانست و انتظار داشت که اداره همسو با این کشور در کابل، امنیت مرزهای غربی پاکستان را تقویت کند.
اما روابط دو طرف در پی حملات منسوب به تحریک طالبان پاکستان، اتهام پناهدادن به گروههای مسلح در افغانستان و رویاروییهای مستقیم نظامی رو به وخامت گذاشته است.
راهحل منطقهای بدون کنارگذاشتن مردم افغانستان
نویسندگان مقاله تأکید میکنند که تعامل اقتصادی با آسیای مرکزی باید با تلاش جدی دیپلوماتیک برای رسیدگی به بحران افغانستان همراه باشد.
آنان پیشنهاد میکنند که گفتوگویی منطقهای با مشارکت همسایگان افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی، هند، پاکستان، روسیه، چین، ترکیه و عربستان سعودی برای دستیابی به اصول مشترک در زمینه امنیت و ادغام اقتصادی شکل بگیرد.
به باور آنان، چنین گفتوگویی باید مکمل یک روند گفتوگوی ملی به رهبری افغانها باشد، نه آنکه به ابزاری برای توافقهای ژئوپولیتیکی قدرتهای خارجی تبدیل شود که حقوق سیاسی مردم افغانستان را نادیده میگیرند.
نویسندگان همچنین به محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران اشاره میکنند و میگویند نبود یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان، مانعی در برابر تحقق ظرفیتهای اقتصادی این کشور است.
آنان به نقل از روزا اوتونبایوا، رئیس وقت هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، مینویسند که بازگرداندن حق آموزش و کار به زنان و دختران میتواند زندگی آنان، جوامعشان و آینده افغانستان را به سود همگان دگرگون کند.
مقاله در پایان تأکید میکند که توجه دوباره امریکا به آسیای مرکزی، بهتنهایی برای تحقق اهداف اقتصادی و راهبردی واشنگتن کافی نیست. تا زمانی که بحران سیاسی افغانستان حل نشود و امنیت مسیرهای منطقهای تضمین نگردد، پروژههای اتصال آسیای مرکزی و جنوبی با محدودیت روبهرو خواهند بود.
نویسندگان میگویند رفاه آسیای مرکزی از ثبات افغانستان جداییپذیر نیست و هر استراتژی پایدار برای منطقه باید هر دو موضوع را همزمان در نظر بگیرد.