• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گزارش رویترز؛ قتل‌های البوکرکی، جامعه مسلمانان نیومکسیکو را تکان داده است

۲۰ اسد ۱۴۰۱، ۰۱:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از مسلمانان ایالت نیومکسیکو روز چهارشنبه به رویترز گفتند از این که یک پناهنده مسلمان افغان در ارتباط به قتل ۴ مسلمان دیگر بازداشت شده است، «متعجب و شرمسار» شده اند. پولیس می‌گوید که انگیزه محمد سید تا هنوز روشن نیست، ولی نقش احتمالی «کینه شخصی و مذهبی» را رد نکرده است.

محمد سید متهم به قتل ۲ پاکستانی به نام‌های آفتاب حسین و محمد افضل حسین شده است و همچنان در قضیه قتل ۲ مسلمان دیگر در این ایالت نیز مظنون است.

قربانیان یک افغان و سه پاکستانی اند که یکی از آنان در ماه نوامبر پارسال و سه تن دیگر در دو هفته گذشته به قتل رسیدند.

روزنامه نیویارک تایمز گزارش داد که محمد سید در جریان بازجویی پولیس، اتهام قتل ۴ مسلمان را رد کرده است. خانواده او نیز به یک رادیوی محلی گفتند که او بیگناه است.

ملا اکبر، تاجر افغان-امریکایی که به بود و باش محمد سید در امریکا کمک کرده بود، به این خبرگزاری گفت که از عمل او به عنوان عضوی از جامعه افغان‌های امریکا «خجالت زده» است.

او در مورد انگیزه احتمالی سید گفت: «شاید نفرت او از شیعیان به این کار وادارش کرده باشد.»

پولیس روز سه شنبه از ابراز نظر در مورد این شایعه خودداری ورزید که محمد سید از این عصبانی بود که دخترش قرار است با یک مرد شیعه ازدواج کند.

بنا به اطلاعات پولیس، محمد سید که راننده لاری است، ۴ مورد سابقه تخطی جنایی دارد که یکی از آن ارتکاب خشونت خانگی است.

شماری از نمازگزاران در مسجدی که محمد سید عبادت می‌کرد، به رویترز گفتند که در آنجا مسلمانانی از ۳۰ کشور جهان نماز گزارده اند، اما هیچگاه شاهد این خشونت بی‌سابقه نبوده اند.

پربازدیدترین‌ها

هالند شرایط دریافت اقامت برای زنان افغان را آسان‌تر کرد
۱

هالند شرایط دریافت اقامت برای زنان افغان را آسان‌تر کرد

۲

طالبان وب‌سایت سفارت‌ها و قنسولگری‌های تحت اداره خود را تغییر داده است

۳

بریتانیا همکاران پیشین افغان خود را «ناامید و سرگردان» رها کرده است

۴

ملل متحد تجاوز و خشونت جنسی طالبان علیه زنان افغان را تایید کرد

۵

گزارش شورای امنیت؛ طالبان زنان را مورد «شکنجه، خشونت و تجاوز جنسی» قرار می‌دهد

•
•
•

مطالب بیشتر

شاخه همخون جدا مانده؛ هوشنگ ابتهاج و ادبیات افغانستان

۱۹ اسد ۱۴۰۱، ۱۷:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
رامین مظهر

زنده‌یاد رهنورد زریاب می‌گفت دلبستگان ادبیات در افغانستان از دهه ۳۰ خورشیدی با شعر هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) آشنا شدند. سایه که روز سه‌شنبه در ۹۵ سالگی درگذشت،‌ در آن دوره وارد دهه سوم زندگی خود شده بود و مجموعه‌های شعر "نخستین نغمه‌ها"، "سراب" و "سیاه مشق" را منتشر کرده بود.

با این حال نام و نمونه شعر او نه با کتاب‌هایش بلکه به کمک صدای احمد ظاهر وارد لایه‌های مختلف جامعه افغانستان شد و حتی در ذهن و خاطرات مردمی راه یافت که رابطه جدی با متون ادبی نداشتند.

شاید گزافه‌گویی نباشد اگر ادعا کنیم که چندین نسل از مردم افغانستان و تاجیکستان غزل «امشب به قصه دل من گوش می‌کنی» را در حافظه دارند و این ترانه، جزو خاطرات جمعی مردم این منطقه شده است. احمد ظاهر شهرت گسترده‌ای که در میان صنف‌های مختلف افغانستان و آسیای مرکزی داشت، نمونه‌هایی از شعر شاعران معاصر ایران، مانند هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد، حمید مصدق و شماری دیگر را به مخاطبان خود معرفی کرد.

دیدار با سایه

در زمستان سال ۱۳۹۴ خورشیدی جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستان به دعوت مجله بخارا به ایران سفر کردند. رهنورد زریاب، کاوه جبران، یعقوب یسنا، مجیب مهرداد، نجیب بارور، وکیل کوهسار و من (رامین مظهر) در این سفر حضور داشتیم.

سفر جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستان به تهران، زمستان ۱۳۹۴ خورشیدی
100%
سفر جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستان به تهران، زمستان ۱۳۹۴ خورشیدی

در ۲۲ دلو/ بهمن ۱۳۹۴ خورشیدی از این نویسندگان و شاعران به خانه هوشنگ ابتهاج سایه دعوت شد. هماهنگی این دیدار را علی دهباشی، مدیر مسئول مجله بخارا به عهده داشت. هوشنگ ابتهاج در آن دیدار گفت که اجرای احمد ظاهر را شنیده است. او همچنین از پیوند دیرینه خود با ادبیات افغانستان سخن گفت.

سایه گفت نزدیک به ۶۵ سال پیش از طریق دانشجویان اهل افغانستان که برای آموزش به ایران سفر می‌کردند، با ادبیات آن کشور آشنا شده‌ است. او به ویژه از دوستی نزدیک با عبدالاحمد جاوید، پژوهشگر و ادبیات‌شناس افغانستان یاد کرد.

به گفته او در دوره‌ای که آقای جاوید مشغول سپری کردن دوره دکترای خود در دانشگاه تهران بود، با همدیگر دوستی و دیدارهای «تقریبا همه‌روزه» داشته‌اند و عبدالاحمد جاوید، ادبیات افغانستان را به آقای سایه معرفی می‌کرد.

عبدالاحمد جاوید در سال ۱۳۳۵ خورشیدی پس از پایان دوره دکترای خود در دانشگاه تهران، به کابل برگشت. او پس از بازگشت به کابل، تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه کابل را آغاز کرد و در اوایل دهه پنجاه رئیس این دانشگاه شد.

با گذشت زمان به طبع تغییرات سیاسی و اجتماعی افغانستان، ادبیات این کشور نیز دچار تحول شد و فضای جدیدی در زمینه شعر افغانستان به میان آمد. فضایی که هوشنگ ابتهاج، توجه و رابطه چندانی با آن نداشت. آقای ابتهاج خود در دیدار با شاعران افغانستان در زمستان ۹۴، اذعان کرد که در سال‌های پسین ارتباطش با ادبیات افغانستان "قدری کمتر شده است".

شاعری جریان‌ساز یا خنثی و بی‌دردسر؟

نسل نو شاعران افغانستان نگاه گوناگونی به کارنامه هوشنگ ابتهاج دارند. جمعی از او به عنوان یکی از شاعران جریان‌ساز یاد می‌کنند که در کنار سیمین بهبهانی و حسین منزوی به غزل فارسی کمک کرد از یک دوره گذار عبور کند؛ اما برخی دیگر می‌پندارند که ه.ا. سایه برخوردی بسیار با احتیاط با هر نوع نوآوری در شعر داشت و او را نمی‌توان جزو شاعرانی شمرد که پیشنهاد تازه‌ای به شعر فارسی ارائه داده باشد.

100%

عبدالله سلاحی، شاعر و نویسنده می‌گوید: "هوشنگ ابتهاج شاعر ذوقی است تا مثلا شاعری مثل شاملو، نیما، فروغ، اخوان و دیگران که همزبان با خواندن‌شان گویی با یک وضعیت ویژه مواجه هستی. وضعیتی که ترا به خواندن خلاقانه دعوت می‌کند."

آقای سلاحی معتقد است که "ابتهاج چون کلاسیک‌سرایی می‌کند ولی در عصر خودمان به سر می‌برد، برای ما نه می‌تواند چون حافظ و دیگران مواجهه تاریخی ایجاد کند و نه چون معاصرینش با آنچه که زندگی می‌کنیم، برخوردی دارد."

عبدالله سلاحی، شعر هوشنگ ابتهاج را با عبارت‌های "شعر خنثی" و "شعر ذوقی" توصیف می‌کند. زیرا به گفته او برای خواننده‌اش "گوشه عزلت" را فراهم می‌کند. از نظر آقای سلاحی شخصیت ادبی هوشنگ ابتهاج نیز مثل شعرش محافظه‌کار و بی‌درد سر بوده است.

با این حال دسته‌ای دیگر از شاعران مثل روح‌الامین امینی از سایه، به عنوان یکی "از چهره‌های جریان‌ساز" شعر فارسی یاد می‌کند و باور دارد که "کار شاعرانی مثل هوشنگ ابتهاج به شعری که از آنها بر جای مانده خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخش عمده‌ای از کار آنها به عنوان چهره‌های جریان‌ساز باید مد نظر گرفته شود که بر نسل‌های بعد از خود تاثیر گذاشتند و توانستند پیشنهاد تازه‌ای به ادبیات فارسی بدهند."

100%

آقای امینی که از شاعران مطرح دو دهه اخیر افغانستان است، می‌گوید کسانی مانند هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و حسین منزوی نه تنها بانی برقرار ماندن سرایش غزل در دوره معاصر بوده‌اند، بلکه با توجه به پیشنهادهای نیما، بانی گذار درون‌مایه و زبان غزل به روزگار ما هستند و سپردن این سلسله به دست تازه‌نفس‌هایی که هر کدام با اتکا به کار آنها توانستند این قالب را گام به گام به فضا و شعر امروز نزدیک‌تر کنند.

روح‌الامین امینی می افزاید که از دست دادن چهره‌ای مانند استاد هوشنگ ابتهاج، بدون شک برای شعر فارسی و فرهنگ‌دوستان، رویدادی تکان‌دهنده بود و پر کردن این جای خالی به شدت دشوار است. "اما میراثی که او و همگنان او بر جای گذاشتند روح آنها را در قالب‌ غزل‌هایی که پس از آنها خلق شد و خلق خواهد شد،‌ زنده نگاه داشته است."

شعر فارسی در دوره زندگی هوشنگ ابتهاج دچار دگرگونی‌های فراوان شد. از شعر نیمایی تا سپید، موج نو، شعر حجم، جریان‌های دهه هفتاد و... . هرچند در این دوره، سایه شعرهای نیمایی و ترانه نیز نوشت اما او تا پایان عمر به نوشتن غزل به شیوه و اسلوب شاعران سنتی فارسی وفادار ماند.

یک روزنامه قبرسی: کشته شدن رهبر القاعده اختلافات داخلی رهبری طالبان را فاش کرد

۱۶ اسد ۱۴۰۱، ۱۰:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه "قبرس میل"در مطلبی نوشته است که کشته شدن رهبر القاعده اختلاف درونی رهبری طالبان را فاش کرده است. به نوشته مقاله، به‌نظر می‌رسد که طالبان از حضورایمن الظواهری در کابل آگاه بوده‌اند؛ اما این پرسش مطرح است که چه کسی از میان طالبان و چرا برای کشتن او همکاری کرده است؟

نویسنده مقاله گفته است که رابطه میان القاعده، یک گروه تروریستی جهانی و طالبان که تلاش می‌کند مشروعیت بین المللی بدست آورد، به چه معناست.

طالبان در توافق‌نامه ۲۰۲۰ دوحه با امریکا، تعهد کردند که به هیچ گروه‌ تروریستی از جمله القاعده اجازه نخواهند داد که از خاک افغانستان، امنیت امریکا را تهدید کنند.

مقاله می‌نویسد که تعهد به قطع روابط با القاعده، اختلاف‌ها را در درون طالبان ایجاد کرد و تا حدی زیاد این شکاف نسلی بود.

یک طرف گروه جوان، هوشیارتر و کسانی که به زبان انگلیسی تسلط دارند، فرصتی برای جذب کمک‌ها می‌دیدند و در تلاش تعامل با جامعه جهانی بودند؛ اما جناح دیگر جنگ‌جویان سابق طالبان بودند.

جناحی از جنگ‌جویان سابق طالبان وفادار به ملا عبدالغنی برادر با دیدگاه تندرو جهادی که بیشتر از قندهار هستند و جناح دیگر، گروه حقانی که مخالف توافق‌نامه دوحه است.

گفته می‌شود ایمن الظواهری را در خانه متعلق به سراج الدین حقانی در کابل زندگی می‌کرد.

براساس این مقاله گروه حقانی و ملا برادر فکر می‌کنند که که عدم حمایت از گروه القاعده آنان را در برابر گروهی قرار می‌هد از لحاظ ایدیولوِژی با آنان نزدیک است.

نویسنده به نقل از یک مقام ارتش سابق افغانستان نوشته است:"سراج الدین حقانی هرگز از شورای کویته اطاعت نکرده است زیرا او خود را فاتح کابل می‌داند و شکی نیست که او پناهگاه امنی برای ایمن الظواهری داده بود و آن مهمانخانه حقانی بود."

در مقاله همچنین به نقل از یک افسر پیشین اطلاعاتی افغانستان گفته شده است که طالبان به ویژه شبکه حقانی روابط خود با القاعده را قطع نکرده و این گروه خلاف آنچه با امریکا توافق شده بود پیش می رود.

هرچند نویسنده مقاله در مورد همکاری محلی با امریکا در مورد کشته شدن رهبر القاعده می‌گوید" هنوز زود است که بدانیم چه اتفاقی افتاده است"

او به این باور است که ممکن است حقیقت هرگز آشکار نشود، اما حمله هواپیمای بدون سرنشین از ماه‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود.

در مقاله آمده است که در کشور فقیری‌که ناامنی غذایی و فساد بیداد می‌کند، پاداش ۲۵ میلیون دالری برای کشف خانه الظواهری انگیزه قوی بود.

نویسنده در نهایت دو سناریو را مطرح می‌کند، نخست این که گروه ملا برادر با شریک کردن محل زندگی رهبر القاعده که با شبکه حقانی رابطه نزدیک دارد، سودی زیادی برای بدست آوردن داشت، بر علاوه پاداش مالی، ضربه‌ای به اعتبار حقانی‌ها می‌زد و نقش سیاسی خود را بیشتر می‌کرد.

سناریوی دوم می‌تواند همکاری اطلاعاتی پاکستان باشد، زیرا به گفته نویسنده آی‌اس‌آی، سازمان استخبارات پاکستان روابط محکمی با طالبان به ویژه با شبکه حقانی دارد.

مقاله می‌نویسد که با هر سناریوی که باشد القاعده ضربه فوق العاده‌ای را متحمل شده است.

گزارش پولیتیکو؛ حضور ظواهری در کابل به روابط طالبان و امریکا آسیب می‌زند

۱۲ اسد ۱۴۰۱، ۰۱:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

دستیاران جو بایدن پناه دادن طالبان به رهبر القاعده در افغانستان را محکوم کرده و وعده داده اند که حکومت امریکا از این گروه حساب خواهد گرفت. به گفته یک مقام پیشین امریکا، طالبان با پناه دادن به ظواهری فرصت دسترسی به ذخایر بانک مرکزی افغانستان در امریکا را از دست دادند.

به گزارش سایت پولیتیکو، عصبانیت امریکا از حضور رهبر القاعده در کابل در حالی است که طالبان می‌خواهند به ۳.۵ میلیارد دالر ذخایر ارزی مسدود شده بانک مرکزی افغانستان در امریکا دسترسی پیدا کنند. مقامات امریکایی امیدوار بودند با این پول بخشی از بحران بشری را در افغانستان حل کنند.

نیتن سِلز، معاون سابق وزارت امنیت داخلی امریکا که سال قبل از وظیفه‌اش کنار رفت، گفت: «حضور ظواهری در یکی از خانه‌های امن طالبان میخی بر تابوت هر برنامه‌ای زده است که طالبان مستقیماً به پول‌های بانک مرکزی دسترسی پیدا کنند.» او افزود: «آنها غیرقابل اعتماد اند و ریسک این که پول‌ها به جیب القاعده برود، خیلی بالاست.»

پولیتیکو می‌گوید که جک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا باور دارد که اعضای ارشد شبکه حقانی از حضور ظواهری در کابل خبر داشتند، اما شاید اعضای دیگر گروه طالبان از این موضوع مطلع نبودند.

آقای سالیوان به تلویزیون سی‌بی‌اس گفت: «ما با طالبان مستقیماً در تماس هستیم و به آنها گفته ایم که نباید به القاعده برای استفاده از افغانستان برای طرح‌های تروریستی آن اجازه دهند.» او با لحن هشدارآمیزی افزود: «ما آماده ایم که اقدامات بیشتری انجام دهیم تا نگذاریم از افغانستان برای حمله به امریکایی‌ها استفاده شود.»

جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی امریکا با انتقاد از طالبان گفت که این گروه پس از حمله امریکا به اقامتگاه ظواهری تلاش کرده است شواهد مربوط به پناه دادن به رهبر القاعده را از میان بردارد. او گفت که امریکا به طالبان اجازه نخواهد داد افغانستان را به بهشت امن تروریست‌ها تبدیل کنند. به گفته او، اعضای القاعده حالا احساس می‌کنند افغانستان سرزمین امن برای آنان نیست.

کیت بتمن، از انستیوت صلح امریکا گفت که رفتار طالبان در طول سال‌های گذشته نشان داده است که زمینه همزیستی امریکا و طالبان به خاطر ایدیولوژی جهادی این گروه وجود ندارد. به گفته او، حضور رهبر القاعده در کابل دلایل کافی برای اعمال فشار و منزوی کردن هرچه بیشتر طالبان در اختیار امریکا قرار داده است.

برخی تحلیلگران این سوال را مطرح ساخته اند که آیا عناصری در میان طالبان به امریکا در یافتن و کشتن رهبر القاعده کمک کرده اند یا نه؟ مقامات امریکایی در گفتگو با پولیتیکو این فرضیه را رد کرده اند.

آنها می‌گویند که مامورین استخباراتی امریکا نخست پناهگاه ظواهری را با ردیابی همسر و وابستگانش در کابل پیدا کردند و بعداً مشخص ساختند که شخص ظواهری نیز با آن زندگی می‌کند. با این حال این تصور در میان حکومت امریکا وجود دارد که طالبان یک گروه یک دست نیست. چنانچه، انگشت اتهام بیشتر از هر جناح طالبان، متوجه شبکه حقانی است.

امریکایی‌ها قبلا امیدوار بودند که طالبان با پندگرفتن از گذشته به القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی پناه ندهند، اما اکنون با کشته شدن رهبر القاعده در کابل مشخص شده است که طالبان کنونی با طالبان دهه نود میلادی فرقی ندارند که به اسامه بن لادن به رغم فشارهای امریکا پناه دادند و نهایتاً بهای آن را با سقوط حکومت شان در اثر تهاجم نظامی امریکا پرداختند.

سی‌آی‌ای چگونه ایمن الظواهری، رهبر القاعده را شناسایی کرد و کشت

۱۱ اسد ۱۴۰۱، ۱۱:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

ایمن الظواهری، رهبر القاعده در حمله روز یکشنبه ۹ اسد در منطقه شیرپور شهر کابل کشته شد. یک مقام ارشد امریکایی به خبرنگاران گفت که ظواهری سال‌ها مخفی شده بود و عملیات یافتن و کشتن او نتیجه کار "صبورانه دقیق و مداوم" بخش ضد تروریسم و ​​اطلاعات دولت امریکا بود.

این مقام که خواست نامش فاش نشود، جزئیات عملیات زیر را ارائه کرد:

برای چندین سال، دولت امریکا از وجود شبکه‌ای که طبق ارزیابی‌ها از ظواهری حمایت می‌کرد، آگاه بود و در یک سال گذشته، پس از خروج ایالات متحده از افغانستان، مقامات به دنبال نشانه‌هایی از حضور القاعده در این کشور بودند.

امسال، مقام‌ها متوجه شدند که خانواده ظواهری - همسر، دختر و فرزندانش - به خانه امن در کابل نقل مکان کرده‌‎اند و متعاقباً ظواهری را در همان مکان شناسایی کردند.

طی چند ماه، مقام‌های اطلاعاتی از اینکه که ظواهری را در خانه امن کابل به درستی شناسایی کرده‌اند، بیشتر مطمئن شدند و در اوایل ماه اپریل شروع به رساندن اطلاعات به مقامات ارشد دولتی کردند. جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی، متعاقباً به رئیس‌جمهور جو بایدن اطلاع داد.

این مقام افزود: "ما توانستیم از طریق چندین منبع اطلاعاتی مستقل، الگوی بسازیم تا درباره عملیات معلومات بیشتر جمع کنیم."

این مقام گفت، هنگامی که ظواهری به خانه‌ امن در کابل رسید، مقامات از خروج او از خانه بی‌اطلاع بودند و آنها او را در بالکن این خانه - جایی که در نهایت مورد اصابت قرار گرفت - در موارد متعدد شناسایی کردند.

این مقام افزود که مقام‌ها ساخت و ماهیت خانه امن را بررسی کردند و سرنشینان آن را مورد بررسی قرار دادند تا مطمئن شوند که ایالات متحده می‌تواند با اطمینان عملیاتی را برای کشتن ظواهری بدون تهدید یکپارچگی ساختاری ساختمان و به حداقل رساندن خطر برای غیرنظامیان و خانواده ظواهری انجام دهد.

در هفته‌های اخیر، رئیس‌جمهور جلساتی را با مشاوران کلیدی و اعضای کابینه برای بررسی دقیق اطلاعات و ارزیابی بهترین اقدام تشکیل داد.

100%

در اول جولای، اعضای کابینه بایدن از جمله ویلیام برنز، مدیر سی‌آی‌ای بایدن را درباره عملیات مطلع کردند.

بایدن "سوالات مفصلی درباره آنچه می‌دانستیم و چگونه می‌دانستیم" پرسید و مدل خانه امنی را که جامعه اطلاعاتی ساخته و به جلسه آورده بود از نزدیک بررسی کرد.

این مقام مسئول گفت که آقای بایدن در مورد روشنایی، آب و هوا، مصالح ساختمانی و سایر عواملی که می‌تواند بر موفقیت این عملیات تأثیر بگذارد سؤال کرد. رئیس‌جمهور امریکا همچنین خواستار تحلیل پیامدهای احتمالی این حمله در کابل شد.

یک حلقه کوچکی از وکلای ارشد بین سازمانی گزارش‌های اطلاعاتی را بررسی کردند و تأیید کردند که ظواهری به‌دلیل نقش رهبری مستمر او در القاعده، یک هدف قانونی بوده است.

این مقام گفت که در ۲۵ جولای، رئیس جمهور اعضای اصلی کابینه و مشاوران خود را برای برگزاری یک جلسه توجیهی نهایی و بحث در مورد چگونگی تأثیر کشتن ظواهری بر روابط امریکا با طالبان، در کنار سایر مسائل، گردهم آورد.

پس از جلب نظر دیگران در اتاق جلسه، بایدن "حمله هوایی دقیقاً طراحی شده" را به شرط به حداقل رساندن خطر تلفات غیرنظامیان اجازه داد.

این حمله در نهایت در ساعت ۹:۴۸ شب به وقت امریکا، ۱ و ۴۸ دقیقه به وقت لندن، روز یکشنیه ۳۰ جولای انجام شد که توسط موشک‌های "هیل‌فایر" که از یک پهپاد شلیک شد.

100%


روزنامه گاردین: زمان آن رسیده که جهان به فاجعه اقلیمی افغانستان توجه کند

۴ اسد ۱۴۰۱، ۰۶:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه گاردین با انتشار یادداشت جدیدی می‌گوید فاجعه اقلیمی که افغانستان با آن مواجه است، از بیرون تحمیل شده است. نویسنده این یادداشت می‌گوید زمان آن فرا رسیده است که کشورهای جهان، منطقه و همسایه که در آلوده‌ کردن محیط زیست زیست نقش داشته‌اند، مسئولیت خود را بر عهده بگیرند.

بسیاری از مزارع شهرها و روستاهای ویران شده از جنگ، بعد از جاری شدن باران‌های نابهنگام، آب شدن یخچال‌های طبیعی و به راه افتادن سیلاب‌های بی‌امان، زیر آب شده‌اند.

در یادداشتی که توسط شادی‌خان سیف نوشته شده، آمده است این سیلاب‌های مرگبار جان مردم را گرفته و معیشت جوامع به حاشیه رانده شده‌ای را نابود می‌کند که پیش از سیلاب‌ها با آذوقه اندکی زنده مانده بودند.

در حال حاضر، اوج فصل برداشت تابستان است. فصلی که دهقان‌ها، میوه‌ها و محصولات خود را جمع‌آوری می‌کنند و برای فرا رسیدن زمستان آمادگی می‌گیرند اما در ارتفاعات مرکزی، زمانی که کشاورزان شدیداً مشتاق باران‌های معمول فصل بهار بودند، بعد از دوره‌های خشک طولانی و فلج‌کننده، برای مدت کوتاهی برف بارید.

بعد از آن، توفان‌های ژاله شدیدی وزیدن گرفت که باغ‌ها را ویران کرد و در نهایت بارانی جاری شد که محصولات گندم را از بین برد.

نویسنده یادداشت گاردین می‌گوید هیچ یک از این رویدادها، از نظر آب و هوای این کشور محصور در خشکی با جمعیت نزدیک به ۴۰ میلیون نفر، به هیچ وجه نرمال نیست.

یخچال‌های هیمالیا با سرعتی بی‌نظیر در حال آب شدن هستند و سیل‌های مرگبار را از کوه‌های ولایت‌های شمالی به سمت دشت‌های جنوب می‌آورند.

این یخچال‌های طبیعی که به سرعت در حال نابودی‌اند، راه نجات افغان‌هایی هستند که به شدت به نهرها و رودخانه‌های طبیعی متکی‌اند.

با وجود این، هیچ کار توسعه‌ای در زمینه حفظ، ذخیره و توزیع آب در چند دهه گذشته در سطح ملی انجام نشده است.

آب‌های زیرزمین با سرعت هشداردهنده‌ای در حال کاهش است زیرا از سال‌ها قبل به اینسو تنها منبع مردم محلی برای دست یافتن به آب بوده است.

قبل از آخرین بارندگی‌ها، خشکسالی آنقدر شدید و موج گرما آنقدر بلند بود که منجر به وقوع آتش‌سوزی‌های متعدد جنگل‌ها در شرق و جنوب کشور شد.

آتش‌ گرفتن جنگل‌های نورستان و خوست، یک تراژیدی تلخ بود. مردم محلی در ولایات آسیب‌دیده خوست و نورستان مجبور شدند برای خاموش کردن آتش به جوانان قریه‌های خود اتکا کنند. جوانان با حمل سطل‌های آب و ریگ با دستان خالی روزها و شب‌ها برای خاموش کردن آتش تلاش کردند.

بحران آب و هوا در افغانستان به قدری واقعی است که احتمالاً در ماه‌های آینده بحران غذایی دیگری را آغاز خواهد کرد.

همه اینها در شرایطی است که تحویل کمک‌ها به افغانستان تحت شعاع تهاجم روسیه به اوکراین قرار گرفته است. این وضعیت، منجر به اختلالات زنجیره تامین کمک‌ها، تورم و خستگی اهداکنندگان شده است.

آیا رسانه‌ها تقصیر دارند؟

هرچند نویسنده یادداشت گاردین از بی‌توجهی رسانه‌های بین‌المللی به وضعیت افغانستان انتقاد کرده، با این حال اذعان کرده است که رسانه‌ها مقصر وضعیت به وجود آمده نیستند، اما می‌توانند برای حل آن کمک بیشتری انجام دهند.

در این یادداشت آمده است که آلوده‌کنندگان عمده محیط زیست باید مسئولیت بدبختی‌هایی را بپذیرند که بر مردمی که در دست طالبان رها شده آمده است.

قبل از اینکه افغانستان وارد بحران کنونی شود، صندوق آب و هوای سبز به این کشور وعده کمک مالی داده بود، اما با سقوط کابل به دست طالبان، به نظر می‌رسد که جهان به سادگی کشور را رها کرده و چشم خود را بر روی فجایع روزافزون بسته است.

در میان همه این‌ها، همسایگان افغانستان با معاملات نامطلوب با طالبان، وضعیت را به نفع خود دستکاری کرده‌اند. همسایگان افغانستان به طالبان امکان دسترسی به منابع طبیعی غنی افغانستان را فراهم می‌کند تا آن‌ها را با قیمت ارزان در اختیار این کشورها قرار دهند، این کار منابع مالی یک رژیم ناقص را تامین خواهد کرد.

چین به ذخایر غنی و گسترده سنگ معدن لیتیوم، آهن و مس افغانستان چشم دوخته است. در همین حال پاکستان واردات زغال سنگ با عیار بالا را با قیمت‌های ارزان سرعت بخشیده است.

به گفته نویسنده گاردین استخراج سریع زغال سنگ، ذوب شدن یخچال هیمالیا و افزایش آلودگی جهانی را سرعت بخشیده است.

انتقال سریع زغال سنگ از افغانستان به پاکستان در شرایطی که اسلام‌آباد با شرایط سخت مالی دست و پنجه نرم می‌کند، کمک می‌کند که نیروگاه‌ها و شبکه ریلی بیمار خود را به راه اندازد.

دسترسی به زغال سنگ، حتی مقامات پاکستانی را بر آن داشت تا اعلام کنند که در طول شبانه‌روز گمرک‌ها به گونه بدون توقف زمینه عبور و مرور ترانسپورت را فراهم کنند. عبور و مرور بی‌توقف حتی در اوج جنگ که هزاران افغان خسته از جنگ از کشور فرار می‌کردند، ارائه نمی‌شد.

در این یادداشت آمده است که گزارش‌‌دهی در مورد فجایع زیست محیطی در افغانستان مهم است، اما رسانه‌های معدود محلی که بعد از ورود طالبان در این کشور فعال مانده‌اند به دلیل ترس آشکاری که از این گروه دارند نمی‌توانند گزارش‌های انتقادی تولید کنند.

این اتفاق در شرایطی رقم خورده که داستان افغانستان برای رسانه‌های بین‌المللی هم به بن‌بست غمگینی رسیده است.، به نظر می رسد که داستان افغانستان به بن بست غمگینی رسیده است، دیگر ا بدون هیچ چیز جدید یا "هیجان انگیز" برای رسانه های بین المللی یا مصرف کنندگان آن.