• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چهار سال جنگ چریکی؛ چالش‌های نیروهای ضد طالبان

خیراحمد ساغرمل

روزنامه‌نگار

۲۲ اسد ۱۴۰۴، ۱۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)

از نوامبر ۲۰۰۱ تا آگست ۲۰۲۱، در دوهه فاصله میان دو حکومت طالبان، افغانستان دوره‌ای را پشت سر گذاشت که بیش از هر مقطع دیگری، جایگاه این کشور را در بسیاری شاخص‌های توسعه انسانی و گسترش زیرساخت‌ها بهبود بخشیده بود.

اما توافق‌نامه دوحه میان طالبان و فرستاده ویژه ایالات متحده برای آنچه «پروسه صلح افغانستان» خوانده شد، در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، مسیر تحولات را تغییر داد. پس از این توافق، در آگست ۲۰۲۱، کنترل افغانستان به طالبان واگذار شد و بسیاری از از دستاوردهای دو دهه گذشته از میان رفت.

کریستین فیر، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی در ایالات متحده، در کتاب «نبرد تا آخرین نفس: شیوه جنگ ارتش پاکستان» با ترجمه خالد خسرو، به نوشته‌ای از سی. اچ. ایست، نویسنده استرالیایی، در سال ۱۹۵۸ اشاره می‌کند. ایست معتقد است که «برای موفقیت در جنگ چریکی، باید سه عامل اساسی آن به‌درستی شناخته شود: زمین، وضعیت سیاسی و وضعیت ملی». بر پایه این سه اصل، می‌توان فعالیت دو گروه اصلی مسلح مخالف طالبان در افغانستان را بررسی کرد.

پس از سقوط نظام جمهوری، دو گروه عمده مسلح مخالف طالبان، که عمدتاً با نام‌های «جبهه مقاومت» و «جبهه آزادی» شناخته می‌شوند، وارد درگیری با طالبان شدند. فرماندهان این گروه‌ها برای محدود کردن توان نیروهای متعارف طالبان، از تاکتیک‌های جنگ چریکی استفاده کردند. اکنون که نزدیک به چهار سال از این نبردها می‌گذرد، ارزیابی چالش‌های پیش‌روی آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

اراضی

به گفته سی. اچ. ایست، مناطق جنگلی، دره‌های عمیق و زمین‌های صعب‌العبور، محیط‌های مناسبی برای جنگ چریکی هستند. افغانستان با جغرافیای کوهستانی، گذرگاه‌های دشوار و ارتفاعات استراتژیک، بسیاری از این ویژگی‌ها را داراست.

تصاویر و گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که نیروهای ضد طالبان از این مناطق بهره می‌برند و بخشی از نیروهای مجرب خود را در پای‌کوه‌ها و مسیرهای کوهستانی مستقر کرده‌اند. این موقعیت‌ها می‌تواند به طولانی شدن درگیری، کاهش تلفات و افزایش تحرک کمک کند. با این حال، در شرایطی که طالبان در بسیاری از مناطق برتری دارد، صرفاً داشتن زمین مناسب کافی نیست و حفظ آن نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است.

اطلاعات موجود حاکی از آن است که بخشی از نیروهای ضد طالبان در ارتفاعات هندوکش مستقر هستند و فرماندهان کلیدی، از جمله خالد امیری، در این مناطق حضور دارند. با این حال، این مواضع در محاصره گسترده قرار گرفته‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که طالبان تنها در ولایت پنجشیر حدود ۷۰۰ ایست بازرسی و پاسگاه امنیتی ایجاد کرده است. این تراکم نشان‌دهنده تلاش طالبان برای محدود کردن فعالیت گروه‌های مسلح مخالف است و لزوم طراحی راهبردهایی برای شکستن حلقه محاصره را برجسته می‌کند.

با وجود این، همان جغرافیای دشوار گاهی به زیان نیروهای ضد طالبان عمل کرده و منجر به تلفات سنگین شده است. کشته شدن فرمانده خیرمحمد در اندراب و اکمل امیری در سالنگ‌ها نمونه‌هایی از آسیب‌پذیری عملیاتی و اطلاعاتی این گروه‌هاست. رفع خلاهای اطلاعاتی، لجستیکی و آموزشی می‌تواند توان عملیاتی آن‌ها را افزایش دهد.

وضعیت سیاسی

به گفته ایست، جنگ چریکی بدون حمایت سیاسی کامل به نتیجه نمی‌رسد و این حمایت، به‌ویژه برای تأمین نیازهای لجستیکی، حیاتی است. با این حال، شرایط سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی در سال‌های اخیر چندان به نفع این گروه‌ها نبوده است. برای افزایش کارآیی، آن‌ها نیازمند تقویت آموزش، سازماندهی و نظارت هستند. هرچند حمایت سیاسی می‌تواند به این روند کمک کند، اما شواهدی از پشتیبانی جدی تاجیکستان یا ایران—که پیش‌تر به‌عنوان حامیان سنتی شناخته می‌شدند، در زمینه آموزش نیروها وجود ندارد. این مسئله می‌تواند توان عملیاتی را کاهش دهد و خطرپذیری را افزایش دهد.

چالش‌های سیاسی برای هر دو گروه مشهود است. ساختارهای دیپلماتیک آن‌ها باید فعال‌تر عمل کنند. انتصاب عبدالله خنجانی و داوود ناجی به‌عنوان مسئولان کمیته‌های سیاسی تاکنون تغییر محسوسی در شرایط ایجاد نکرده است. ایران و تاجیکستان، برخلاف دهه ۱۹۹۰، رویکرد گذشته را در حمایت فعال از این گروه‌ها دنبال نمی‌کنند. هرچند هر دو گروه در ایران دفتر دارند، اما نمایندگی‌های رسمی افغانستان در این کشور به طالبان واگذار شده است. همچنین، روسیه به‌تازگی طالبان را به رسمیت شناخته است.

ایران همچنان طالبان را در فهرست داخلی گروه‌های تروریستی نگه داشته، اما از سال ۲۰۰۵ کمک‌های مالی قابل‌توجهی به آن‌ها ارائه کرده است. این رویکرد دوگانه نشان می‌دهد که تکیه کامل بر حمایت حامیان سنتی ممکن نیست. در چنین شرایطی، لابی‌گری و نفوذ سیاسی لازم است تا کشورهای منطقه منافع خود را در ادامه فعالیت نیروهای ضد طالبان ببینند. این امر مستلزم بازنگری در ادبیات و رویکردهای سیاسی است.

در مجموع، ضعف حمایت سیاسی منطقه‌ای، که برای نیروهای چریکی حیاتی است—یکی از موانع اصلی به شمار می‌آید. برای تغییر شرایط به سود افغانستان، این گروه‌ها باید اصلاحات عمیقی در راهبردهای سیاسی خود انجام دهند تا کشورهای منطقه منافعشان را در چارچوب فعالیت آن‌ها تعریف کنند.

وضعیت ملی

پس از جغرافیا و سیاست، عامل سوم در موفقیت جنگ چریکی، «وضعیت ملی» است. کریستین فیر در کتاب خود، به نقل از ای. داونی، نویسنده امریکایی که در سال ۱۹۵۹ مقاله‌ای در ملیتری ریویو منتشر کرد، می‌نویسد: «هر جامعه‌ای که در جنگ ارزش‌هایش را از دست بدهد، باید راهی برای حفظ فرهنگ خود در برابر تغییرات برنامه‌ریزی‌شده اجتماعی پیدا کند؛ پاسخ این چالش، جنبش مقاومت و جنگ چریکی است.»

با وجود گذشت چهار سال، سطح عملیات‌های چریکی این گروه‌ها برای بسیاری از شهروندان افغانستان قانع‌کننده نیست. حمایت اخلاقی و فیزیکی گسترده‌ای از سوی جامعه مشاهده نمی‌شود. این در حالی است که جنگ چریکی، به دلیل ماهیت نامتعارف و عدم وابستگی به پایگاه‌های ثابت، نیازمند پشتیبانی مردمی است.

برخلاف طالبان که پیش از ۲۰۲۱ توانستند شبکه پشتیبانی در روستاها و سپس شهرها ایجاد کنند، نیروهای ضد طالبان تاکنون چنین ظرفیتی را به‌طور کامل شکل نداده‌اند. استفاده از ابزارهای مدرن تبلیغاتی نیز محدود است و برخی شاخه‌های مسلح حتی برای برقراری ارتباط با رهبری خود با مشکل مواجه‌اند.

گزارش‌هایی از اختلافات مالی، قومی، زبانی و جناحی در این گروه‌ها منتشر شده که فاصله آن‌ها با مردم را بیشتر کرده است. این وضعیت می‌تواند بر آینده سیاسی و اعتبار عمومی‌شان تأثیر منفی بگذارد.

بخش قابل توجهی از مردم افغانستان با حاکمیت طالبان موافق نیستند، اما در عین حال به دنبال نیرویی منسجم و قابل اعتماد هستند. این امر مستلزم بازنگری در راهبردهای نیروهای ضد طالبان است. طالبان دیگر گروه کم‌تجربه دهه ۱۹۹۰ نیست؛ دو دهه جنگ آن‌ها را به بازیگری سازمان‌یافته و باتجربه در سطح بین‌المللی تبدیل کرده است. بنابراین، پر کردن خلاهای موجود نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و اراده سیاسی و نظامی قوی است.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش تازه: طالبان صدها کودک‌سرباز دارد

۲۲ اسد ۱۴۰۴، ۱۱:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه خود درباره افغانستان (۲۰۲۴)، گفته است که طالبان برخلاف اعلامیه‌های رسمی، کودکان را در نیروهای مسلح خود جذب کرده و آموزش داده‌اند.

طبق این گزارش، در سال ۲۰۲۳، بیش از ۳۴۰ کودک توسط طالبان به کارگیری شده‌اند که بخشی از آن‌ها در نقش‌های جنگی و بخشی در نقش‌های حمایتی حضور داشته‌اند.

همچنین گزارش شده که در ولایت بدخشان حدود ۳۰ کودک بین ۱۰ تا ۱۸ سال در یک مرکز نظامی تحت آموزش بوده‌اند.

وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه خود درباره افغانستان، به نقض گسترده حقوق بشر توسط طالبان پرداخته است.

این گزارش به محدودیت‌های شدید علیه زنان، بازداشت‌های خودسرانه، سرکوب آزادی‌های‌ شهروندان و آزادی بیان به‌دست طالبان اشاره کرده است.

وزارت امور خارجه امریکا روز سه‌شنبه، ۲۱ اسد، در گزارش سالانه خود درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان اعلام کرد که احترام به حقوق زنان و دختران در سال گذشته به شدت کاهش یافته است.

وزارت خارجه امریکا تأکید کرد که قانون امر به معروف طالبان محدودیت‌های شدیدی بر زندگی شخصی همه افغان‌ها به ویژه زنان و دختران اعمال کرده است.

گزارش وزارت خارجه امریکا همچنین به قتل‌های خودسرانه و غیرقانونی اشاره دارد و می‌گوید که طالبان و داعش شاخه خراسان مرتکب موارد متعددی از قتل‌های هدفمند شده‌اند.

در این گزارش آمده است که اطلاعات قابل اعتمادی وجود دارد که نیروهای امنیتی طالبان به طور خودسرانه غیرنظامیان را در ولایت‌های پنجشیر، قندوز، کابل، نیمروز، غزنی، خوست، جوزجان، فاریاب، تخار، سرپل و هرات کشته‌اند.

وزارت خارجه امریکا گفت که این اقدامات در مناطقی انجام شده که جبهه مقاومت ملی افغانستان در آن فعال بوده است و همچنین بخشی از این کشتارها، نظامیان و کارمندان حکومت پیشین را هدف قرار داده‌اند.

وزارت خارجه امریکا تاکید می‌کند که طالبان مسئولیت قتل‌های فراقانونی را نپذیرفته و هیچ سازوکار پاسخگویی هم ایجاد نکرده‌ است.

در بخش آزادی بیان، وزارت خارجه امریکا گفته است طالبان محدودیت‌های شدیدی بر مطبوعات و رسانه‌ها تحمیل کرده‌اند و خبرنگاران را مورد تهدید، بازداشت و خشونت قرار داده‌اند.

بر اساس این گزارش، بیش از ۱۸۰ مورد نقض آزادی مطبوعات در یک سال گذشته ثبت شده است.
وزارت خارجه امریکا همچنین از سانسور گسترده و محدودیت دسترسی به اینترنت توسط طالبان خبر داده است.

در گزارش همچنین به شکنجه و مجازات‌های بدنی اشاره شده و آمده است که طالبان مجازات‌هایی مانند شلاق زدن، ضرب و شتم و اعدام را به صورت علنی و بدون رسیدگی قانونی اجرا می‌کنند. این وزارت‌ به استناد به گزارش یوناما، گفته که در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۶۰ مورد مجازات بدنی توسط طالبان ثبت شده که شامل مردان و زنان می‌شود.

وزارت خارجه امریکا به بازداشت‌های خودسرانه و ناپدید شدن‌های اجباری نیز اشاره کرده و گفته است که طالبان شهروندان را بدون اتهام و بدون رعایت قوانین بازداشت می‌کنند و زندانیان از حق دسترسی به وکیل، خانواده و روند قضایی محروم هستند.

گفته شده است که این بازداشت‌ها بیشتر شامل فعالان حقوق زنان، خبرنگاران و منتقدان طالبان بوده است.

گزارش وزارت خارجه امریکا در زمینه حمایت از پناهجویان گفته که طالبان تنها کمک‌های محدودی به بازگشت‌کنندگان ارائه کرده‌اند اما در همکاری با سازمان‌های بین‌المللی برای شمارش آوارگان داخلی و رسیدگی به آنان موانع جدی ایجاد کرده‌اند.

همچنین، طالبان نیروهایی از وزارت امر به معروف و نهی از منکر خود را در مرزها مستقر کرده‌اند تا محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر بازگشت‌کنندگان اعمال کنند.

این گزارش تأکید می‌کند که طالبان تعهدی برای احترام به قوانین بین‌المللی حقوق بشر ندارند و در بسیاری موارد قوانین موجود را نادیده می‌گیرند.

وزارت خارجه امریکا از جامعه جهانی خواسته است که وضعیت افغانستان را به صورت مستمر رصد کرده و برای حمایت از حقوق مردم این کشور به ویژه زنان و کودکان، اقدامات مؤثر انجام دهد.

همکاری امنیتی امریکا و پاکستان در مبارزه با داعش، چه پیامی برای طالبان دارد

۲۱ اسد ۱۴۰۴، ۲۳:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

نمایندگان امریکا و پاکستان روز سه‌شنبه در اسلام‌آباد طی نشستی بر تعهد مشترک برای مقابله با داعش شاخه خراسان، تحریک طالبان پاکستان و جدایی‌طلبان بلوچ تاکید کردند.

گفت‌وگوهای امنیتی نمایندگان امریکا و پاکستان نشان می‌دهد که حکومت ترامپ به موضوع داعش خراسان در افغانستان و پاکستان اهمیت قایل است و در این راستا به همکاری اسلام‌آباد نیاز دارد. پذیرایی گرم ترامپ از فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان گویای این واقعیت است.

این توافق برای مبارزه مشترک با شبه‌نظامیان و داعش خراسان در حالی شکل گرفت که پاکستان سال‌ها تلاش ‌کرد امریکا را به مشارکت در نبرد با شبه‌نظامیان ترغیب کند. امریکا به دلیل بی‌اعتمادی ناشی از جنگ افغانستان، از پذیرش درخواست‌های پاکستان خودداری کرده بود.

پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، روابط پاکستان و امریکا سردتر شده بود. امریکا از پاکستان دلخور بود، زیرا این کشور ۲۰ سال از طالبان در جنگ علیه نیروهای امریکایی و دولت پیشین افغانستان حمایت کرده بود. اما به نظر می‌رسد تلاش‌های اسلام‌آباد برای متقاعد کردن امریکا به همکاری در مبارزه با تروریسم سرانجام نتیجه داده است.

حکومت بایدن با شعار تمرکز بر تهدید چین از افغانستان خارج شد و تروریسم از دستورکار سیاست خارجی این کشور بیرون شد. به دنبال آن، ارتقای روابط پاکستان و امریکا نیز موضوعیت خود را از دست داد. اما، تلاش داعش خراسان برای نفوذ در خاک امریکا و عملیات تروریستی موفق آن در روسیه، خطر این گروه افراطی را برجسته کرد و مسئله امنیت را بار دیگر در محور رویکرد امریکا در قبال پاکستان قرار داد.

نمایندگان دو کشور طی چند روز گذشته مذاکرات و گفت‌وگوهای متعددی در سطوح مختلف درباره مبارزه با تروریسم آغاز کردند. مهم‌ترین این گفت‌وگوها بین عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و دونالد ترامپ در کاخ سفید در ماه جوزا انجام شد. همچنین، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، به‌صورت مستمر با مارکو روبیو، همتای امریکایی خود، درباره مبارزه با تروریسم و برقراری صلح و ثبات منطقه‌ای گفت‌وگو کرده است.

  • فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان دل ترامپ را به دست آورده است

    فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان دل ترامپ را به دست آورده است

در تازه‌ترین مورد، نمایندگان امریکا و پاکستان روز سه‌شنبه بار دیگر بر عزم مشترک خود برای مقابله با «تمامی اشکال تروریسم» تاکید کردند و به‌طور خاص به داعش شاخه خراسان که در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان مستقر است، تحریک طالبان پاکستان و جدایی‌طلبان بلوچ اشاره کردند.

مایکل کوگلمان، مدیر مطالعات جنوب آسیا در مرکز ویلسون، بیانیه مشترک پاکستان و امریکا در مقابله با تروریسم را از «مثبت‌ترین و پرشورترین» بیانیه‌هایی‌ خواند که در سال‌های اخیر از سوی دو کشور منتشر شده است. او این بیانیه را به توافق امریکا و پاکستان پس از یازدهم سپتامبر مقایسه کرد. پاکستان از کشورهایی بود که به امریکا در برچیدن رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ و دستگیری چهره‌های ارشد این گروه و متحد آن القاعده همکاری کرد.

این کارشناس ارشد امریکایی با اشاره به توافق‌های اخیر امریکا و پاکستان نوشت که دو کشور در مدت کوتاهی راه طولانی را پیموده‌اند.

اهمیت مبارزه مشترک امریکا و پاکستان علیه داعش چیست؟

همکاری پاکستان و امریکا در زمینه مقابله با داعش پس از آن آغاز شد که پاکستان شریف‌الله، عامل حمله به نیروهای امریکایی در میدان هوایی کابل را به امریکا تحویل داد. این حمله برای ترامپ و جمهوری‌خواهان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا خروج آشفته نیروها و کشته شدن۱۳ سرباز امریکایی در کابل تبر ترامپ و جمهوری‌خواهان را در حمله به کارنامه سیاست خارجی حکومت بایدن دسته کرد. تحویل این عضو داعش شاخه خراسان گام مهمی از سوی پاکستان برای جلب اعتماد و توجه ترامپ بود. ترامپ رسماً از پاکستان به‌خاطر این اقدام در نشست مشترک کانگرس قدردانی کرد.

همکاری در مبارزه با داعش فصل جدیدی از روابط امنیتی و سیاسی واشنگتن و اسلام آباد را رقم می‌زند. پاکستان از امریکا خواسته است که در بخش معادن این کشور سرمایه‌گذاری کند و حتا در بخش ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین با شرکت‌های مربوط به خانواده ترامپ قرارداد امضا کرده است. با این حال، همکاری‌های امنیتی در صدر دستورکار دو کشور قرار خواهد داشت.

  • دیدار بی‌سابقه در کاخ سفید؛ ترامپ از فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان پذیرایی کرد

    دیدار بی‌سابقه در کاخ سفید؛ ترامپ از فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان پذیرایی کرد

با شکست القاعده در افغانستان و منطقه، سیاست امریکا بر مهار چین، به خصوص در آسیا و آفریقا متمرکز شد. اما، برجسته‌شدن تهدید داعش، پای امریکا را در منطقه نگه می‌دارد. این بار برخلاف بعد از یازده سپتامبر، امریکا بر از میان بردن هسته‌های عملیاتی داعش از طریق فضا و همکاری با پاکستان متمرکز خواهد بود و نه شکل‌دهی دولت‌های دموکراتیک امریکا محور.

سود و زیان طالبان از همکاری پاکستان و امریکا

این همکاری در حالی شکل می‌گیرد که طالبان افغانستان در چهار سال گذشته از مبارزه با داعش به‌عنوان ابزاری برای چانه‌زنی و کسب امتیاز از جامعه جهانی استفاده کرده است. امریکا پیش‌تر با طالبان در زمینه مقابله با داعش همکاری داشته و تبادل اطلاعاتی با این گروه را تایید کرده است. گزارش‌هایی نیز حاکی از حمایت سیا، سازمان اطلاعات امریکا، از طالبان در این زمینه است.

تمرکز بر داعش فرصتی برای طالبان نیز است که با کمک به از بین بردن این تهدید به واشنگتن نزدیک‌تر شوند. البته، اگر طالبان در مهار داعش خراسان موفق نشوند و این گروه حملاتی در خاک امریکا انجام دهد، طالبان شاهد عملیات پهپادها و اصابت موشک‌های هوشمند امریکا در خاک افغانستان خواهند بود. 

روسیه با نگرانی از شکل‌گیری تهدید گروه‌های شبه‌نظامی و نگه‌داشتن افغانستان در دایره نفوذ خود، حکومت طالبان را به رسمیت شناخت. به‌رسمیت‌شناخته‌شدن این گروه توسط روسیه عمدتاً به دلیل نقش آن‌ها در مبارزه با داعش بود، زیرا روسیه بدترین ضربه در تاریخ معاصر خود را از داعش خراسان متحمل شده است.

طالبان با همین رویکرد خواهان بهبود روابط با امریکا است. اما، ارتباط این گروه با سازمان‌های تروریستی، پناه دادن به گروه‌های شبه‌نظامی و سابقه درگیری خونین با امریکا موانع عمده در برابر عادی سازی روابط این گروه با واشنگتن است. اما، مهار داعش و دیگر گروه تروریستی دست‌کم نخواهد گذاشت که امریکا فشار نظامی و اقتصادی بر طالبان را افزایش دهد.

  • وزیر دفاع پاکستان: دیدار فرمانده ارتش با ترامپ نقطه عطف در روابط دو کشور است

    وزیر دفاع پاکستان: دیدار فرمانده ارتش با ترامپ نقطه عطف در روابط دو کشور است

در حالی که امریکا و پاکستان برای مقابله با داعش به توافق رسیده‌اند، سازمان ملل متحد اخیراً نسبت به افزایش حضور تروریست‌های خارجی در افغانستان و آسیای مرکزی هشدار داده است. این سازمان اعلام کرد که داعش شاخه خراسان مستقر در افغانستان از طریق فضای مجازی افراد را جذب می‌کند. کارشناسان سازمان ملل معتقدند که داعش شاخه خراسان «جدی‌ترین تهدید» برای اروپا و امریکا به شمار می‌رود.

تحریک طالبان پاکستان و جدایی‌طلبان بلوچ

همکاری امریکا در مقابله با تحریک طالبان پاکستان و جدایی‌طلبان بلوچ نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پاکستان در چهار سال گذشته تلاش کرد از طریق گفت‌وگو و مذاکره، طالبان افغان را متقاعد کند که مانع حملات تحریک طالبان پاکستانی شود و پناهگاه‌های این گروه شورشی را در خاک افغانستان برچیند.

همچنین، پاکستان حملات هوایی به خاک افغانستان انجام داد و برخی از فرماندهان تحریک طالبان پاکستان را در مناطق شرقی این کشور هدف قرار داد. اما این تلاش‌ها و فشارها نتیجه‌ای در پی نداشت. تحریک طالبان پاکستان همچنان در خاک افغانستان فعال است و گفته می‌شود حدود «شش هزار نیرو» دارد.

با این که اولویت امریکا مبارزه با داعش خراسان در افغانستان و پاکستان است، اما اسلام آباد امیدوار است که به این کشور در مبارزه با شبه نظامیان پاکستانی مستقر در افغانستان نیز کمک کند. هنوز مشخص نیست که آیا امریکا سران طالبان پاکستانی را در خاک افغانستان هدف قرار خواهد داد یا به پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی از پاکستان بسنده خواهد کرد.

همکاری مشترک احتمالی پاکستان و امریکا علیه تی‌تی‌پی می‌تواند فشار بر طالبان افغان را افزایش دهد. زیرا، این دو گروه پیوندهای عمیقی دارند و طالبان افغان نشان داده‌اند که تحت هیچ شرایطی از حمایت تحریک طالبان پاکستان دست نمی‌کشند.

با این حال، مشخص نیست که واشنگتن به سیاست فشار اسلام‌آباد بر طالبان برای مهار تی‌تی‌پی می‌پیوندد یا نه. بیانیه مشترک روز سه‌شنبه نمایانگر نیت امریکا است اما الزاماً تضمین کننده اقدام عملی علیه شبه‌نظامیان مخالف اسلام‌آباد نخواهد بود.

جدایی‌طلبان بلوچ

توافق امریکا و پاکستان شامل مبارزه با جدایی‌طلبان بلوچ نیز می‌شود. امریکا اخیراً جدایی‌طلبان بلوچ و لوای مجید، گروه کماندویی آن را در فهرست گروه‌های تروریستی خود قرار داد.

در بیانیه مشترک پاکستان و امریکا به حمله مرگبار جدایی‌طلبان بلوچ به قطار جعفر اکسپرس نیز اشاره شده است؛ حمله‌ای که پاکستان رسماً هند را به سازمان‌دهی و مدیریت آن متهم کرده است.

پاکستان جدایی‌طلبان بلوچ را گروهی مورد حمایت هند می‌داند. از این رو، اقدامات اخیر امریکا پیامی به هند نیز تلقی می‌شود، به‌ویژه در شرایطی که روابط هند و امریکا به شدت پرتنش و بحرانی است.

نتیجه‌گیری

همکاری در مبارزه با داعش به محور اصلی همکاری‌های سیاسی و امنیتی پاکستان و امریکا تبدیل شده است. این امر نشان می‌دهد که پاکستان موفق شده منطق جدیدی برای روابط خود با امریکا تعریف کند.
موضوع داعش بار دیگر پای امریکا را در همسایگی افغانستان باز می‌کند. از همه مهمتر، اگر طالبان نتوانند تهدید داعش را در افغانستان مهار کنند، احتمال حملات موشکی و پهپادی امریکا در خاک افغانستان وجود دارد.

سیما سمر از زنان خواست به مقاومت علیه سرکوب و تحجر طالبان ادامه دهند

۲۱ اسد ۱۴۰۴، ۲۳:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

سیما سمر، رئیس سابق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، با اشاره به چهارمین سال برگشت طالبان به‌قدرت، از زنان و مردان افغان خواست که ناامید نشوند، زیرا به گفته او «هیچ رژیم دیکتاتوری پایدار نمی‌ماند.»

خانم سمر روز سه‌شنبه در مصاحبه با افغانستان اینترنشنال تاکید کرد که ۱۵ اگست ۲۰۲۱ «سیاه‌ترین روز» برای مردم افغانستان و شخص خودش بود. با این حال، او به مقاومت زنان افغانستان در برابر محدودیت‌ها و فشارها ادای احترام کرد و گفت این زنان با وجود شرایط سخت، همچنان ایستاده‌اند.

وی ابراز امیدواری کرد که مقاومت زنان در برابر سرکوب و تحجر طالبان ادامه یابد. خانم سمر تاکید کرد که این مسئله صرفاً مربوط به زنان نیست، بلکه به سرنوشت ۴۰ میلیون انسان، به‌ویژه کودکان، گره خورده است.

رئیس سابق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، در بخشی از صحبت‌هایش، از لابی‌های طالبان به تندی انتقاد کرد. او گفت که لابی‌های طالبان تلاش کردند مردم را فریب دهند و چنین وانمود کنند که این گروه تغییر کرده است، اما تجربه چهار سال گذشته نشان داد که طالبان هیچ تغییری نکرده‌اند؛ همان‌گونه که در ۲۰ سال گذشته، در مناطق تحت کنترو‌ل‌شان مکاتب دخترانه و پسرانه را بسته بودند.

چهار سال پیش در چنین روزهایی طالبان به قدرت رسید. این گروه در چهار سال گذشته شرایط دشواری را بر مردم افغانستان به ویژه زنان و دختران تحمیل کرده است. زنان و دختران در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، از تمام حقوق اولیه‌شان محروم شده‌اند.

فرمانده اوزبیک‌تبار طالبان: اولین چیزی که در ارگ دیدم، دستار و چپن اشرف‌غنی بود

۲۱ اسد ۱۴۰۴، ۲۳:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)

صلاح‌الدین ایوبی، فرمانده اوزبیک‌تبار طالبان و والی کنونی این گروه در لوگر، جزئیات تازه‌ای از ورود خود و نیروهایش به ارگ ریاست‌جمهوری را فاش کرد. او که نخستین فرمانده طالبان بود که وارد ارگ شد، گفت: «نخستین چیزی که در ارگ دیدم، لنگی، پوستین و یک کتاب اشرف‌غنی بود.»

صلاح‌الدین ایوبی روز سه‌شنبه در مصاحبه با تلویزیون دولتی طالبان اظهار داشت که وقتی نیروهایش وارد ارگ شدند، از شدت خوشحالی گریه می‌کردند و نمی‌توانستند یکدیگر را نگاه کنند. این فرمانده ارشد طالبان افزود که از مسیر لوگر وارد کابل شده و هرگز تصور نمی‌کرد که حکومت سقوط کرده باشد.

ایوبی در پاسخ به این پرسش که اولین چیزی که در ارگ دید چه بود، گفت: «لنگی و پوستین اشرف‌غنی را دیدم و خیلی حالم خراب شد. همچنین کتابی را دیدم که او همیشه مطالعه می‌کرد.» اما افزود که نام کتاب را به خاطر ندارد.

اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، پیش از ورود طالبان به کابل، ارگ ریاست‌جمهوری را با عجله ترک کرد و با هلیکوپتر نظامی به اوزبیکستان گریخت. او بعدها اظهار داشت که اگر در کابل می‌ماند، به سرنوشت داکتر نجیب‌الله، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، دچار می‌شد. طالبان در دهه ۹۰ دکتر نجیب‌الله را در چارراهی آریانا در کابل به دار آویختند.

او گفت که او، یعقوب مجاهد، وزیر دفاع کنونی و فرزند ملا عمر و سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله کنونی و رهبر شبکه حقانی، رهبری جنگ علیه حکومت پیشین را بر عهده داشتند. این فرمانده طالبان اظهارات انس حقانی، عضو ارشد شبکه حقانی را تکرار کرد که این گروه قصد داشت از طریق راه‌حل سیاسی وارد کابل شود و نه با زور و نظامی.

نیروهای طالبان در مقابل میدان هوایی کابل
100%
نیروهای طالبان در مقابل میدان هوایی کابل

صلاح‌الدین ایوبی بیان کرد که صبح روز یکشنبه، مردم با او تماس گرفتند و گفتند که حکومت فرار کرده و خطر غارت و چپاول دارایی‌های مردم، سفارت‌خانه‌ها و بانک‌ها وجود دارد. او افزود که پس از آن، به نیروهایش در ولسوالی‌های کابل، از جمله چهارآسیاب، پغمان و سروبی، دستور داد که آماده پیشروی شوند، اما تا دریافت دستور بعدی وارد کابل نشوند.

این فرمانده طالبان گفت که در ساعت یک بعدازظهر روز یکشنبه، یعقوب دستور ورود به کابل را صادر کرد. ایوبی افزود که با حدود پنج هزار نیرو وارد کابل شدند. او اظهار داشت که وقتی وارد ارگ شدند، تصور نمی‌کردند که کسی آنجا نباشد و گمان می‌کردند افرادی در داخل ارگ حضور دارند.

او همچنین گفت که هماهنگی ورود به کابل از طریق گروه واتس‌اپ انجام شد، زیرا سیستم‌های مخابراتی در کابل از دسترس خارج شده بودند.

این فرمانده طالبان گفت که نیروهای این گروه نخستین‌بار در مسجد پل‌خشتی در مرکز کابل تجمع کردند. ایوبی افزود که نیروها از مسجد پل‌خشتی گفتند که حکومت سقوط کرده و پس از آن وارد کابل شده است.

صلاح‌الدین ایوبی، هنگام جنگ با حکومت پیشین، والی طالبان در ولایت فاریاب بود. او در سال ۲۰۱۵ توسط امنیت ملی سابق بازداشت شد و در سال ۲۰۱۸ با زندانیان ارتش تبادل تبادله و آزاد گردید.

واکنش کاربران به اظهارات حقانی: گفتار و رفتار طالبان همخوانی ندارند

۲۱ اسد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

اظهارات انس حقانی، عضو ارشد شبکه حقانی، درباره ورود طالبان به کابل در سال ۱۴۰۰ واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشته است.

حقانی در مصاحبه‌ای مدعی شد که طالبان قصد داشت پس از تفاهم سیاسی وارد کابل شود تا روابط با جامعه جهانی عادی بماند، اما خروج اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین، این برنامه را تغییر داد.

این اظهارات با واکنش‌های متعددی مواجه شده است. اسد رضایی، کاربر فیس‌بوک، خطاب به حقانی نوشت: «اگر صادق هستید، اکنون روابط خود را با مردم و جامعه جهانی بهبود دهید.»

کامران خراسانی، کاربر دیگر، با اشاره به تناقض در گفتار و رفتار طالبان، گفت: «اگر طالبان به دنبال مشروعیت بود، چرا مکاتب را مسدود کرد، محدودیت‌ها بر زنان اعمال نمود و با جامعه جهانی مقابله کرد.»

پس از چهارسال، تنها روسیه حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است. کشورهای غربی رسمیت یافتن دولت طالبان را منوط به رعایت حقوق بشر اعلام کرده است. اما، رهبر طالبان گفته است که به خاطر به دست آوردن مشروعیت بین المللی حاضر نیست در سیاست‌هایش تغییر بیاورد.

یک کاربر دیگر به نام فدا محمد ابراهیمی از عدم عملگرایی طالبان انتقاد کرده است. او اظهار داشت که طالبان اگر به دنبال مشروعیت و روابط خوب با جهان بود، می‌توانست مانند سوریه عمل کند، اما گفتار و رفتار این گروه هیچ‌گاه همخوان نبوده است.

  • انس حقانی: طالبان می‌خواست با تفاهم وارد کابل شود تا مشروعیت نظام حفظ شود

    انس حقانی: طالبان می‌خواست با تفاهم وارد کابل شود تا مشروعیت نظام حفظ شود

انس حقانی، برادر سراج الدین حقانی در مصاحبه اش با رادیو حریت گفت که رهبران طالبان آگاه بودند که نظام به آن‌ها واگذار خواهد شد آقای حقانی گفت: «ما می‌دانستیم که امریکایی‌ها حتماً خارج می‌شوند و آن‌ها هم همین مسیر را دنبال می‌کردند، اما به‌صراحت نمی‌گفتند. ما وضعیت را درک کرده و به ضرورت آن آگاه بودیم.»

او نشست‌های هیئت طالبان با هیئت حکومت در قطر را «نمایشی» توصیف کرد.

طالبان همواره فروپاشی نظام در اسد ۱۴۰۰ را به گردن دولت پیشین انداخته است، اما ناظران معتقدند این گروه هرگز به دنبال گفت‌وگو و تفاهم سیاسی نبوده است. طالبان در مذاکرات چندساله خود حاضر به گفت‌وگو با نمایندگان دولت پیشین نشد و تاکید داشت که طرف اصلی آن‌ها ایالات متحده است. پس از توافق دوحه در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، با وجود تاکید این توافق‌نامه بر مذاکرات بین‌الافغانی، طالبان این مذاکرات را جدی نگرفت.

چهار سال پس از به قدرت رسیدن، طالبان همچنان راه گفت‌وگو با جریان‌های سیاسی و اجتماعی را بسته و معتقد است که بحران در افغانستان پایان یافته و نیازی به مذاکره نیست. اما جامعه جهانی تاکید دارد که طالبان برای کسب مشروعیت داخلی و بین‌المللی باید با جریان‌های سیاسی، اقلیت‌های قومی و مذهبی وارد گفت‌وگو شود.