• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رسانه‌های پاکستان: سرمایه‌گذاری سیاسی اسلام‌آباد روی طالبان، نتیجه معکوس داد

۱۹ عقرب ۱۴۰۴، ۱۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۳:۵۸ (‎+۰ گرینویچ)

پس از ناکام شدن سه دور مذاکره بین پاکستان و طالبان رسانه‌های پاکستانی گزارش دادند که اختلافات عمیق مانع توافق شده است. هر دو طرف، با وجود میانجی‌گری ترکیه و قطر، یکدیگر را مقصر بن‌بست می‌دانند. روزنامه‌های پاکستانی از پایان صبر پاکستان و سرسختی طالبان نوشته‌اند.

روزنامه اکسپرس تریبون نوشته است مقام‌های پاکستان گفته‌اند فاصله دیدگاه‌ها در مذاکرات به حدی بوده، که دشوار است این فاصله‌ها کم شود.

عطاءالله تارر، وزیر اطلاعات و رسانه‌های پاکستان، تصریح کرده که انتظارات اسلام‌آباد از کابل برآورده نشده است.

روزنامه گزارش داده است که تنش میان پاکستان و طالبان افغانستان ماه‌هاست در حال افزایش است.

پاکستان تأکید دارد که رهبران و جنگجویان تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) در خاک افغانستان پناهگاه‌های امن دارند و تحت نظارت اداره طالبان آزادانه فعالیت می‌کنند، در حالی که طالبان افغانستان، پاکستان را به نقض حاکمیت ملی و اعمال فشار سیاسی و نظامی متهم می‌کند.

کامران یوسف، نویسنده مقاله اکسپرس تریبون نوشته است که نارضایتی پاکستان ریشه‌ای‌تر است و اضافه کرده است: «اسلام‌آباد سال‌ها سرمایه سیاسی، انرژی دیپلوماتیک و نفوذ استخباراتی خود را صرف بازگرداندن طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ کرد، با این امید که یک حکومت همسو مرز غربی پاکستان را امن ساخته و شورش‌های ضدپاکستانی را مهار کند. اما نتیجه برعکس شد: افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان، وخامت وضعیت امنیتی در خیبرپختون‌خوا و بلوچستان، و حکومتی سرکش در کابل که نگرانی‌های پاکستان را نادیده می‌گیرد.»

اکسپرس تریبون نوشته است که گفت‌وگوهای استانبول آخرین تلاش برای حفظ روابط کاری میان دو کشور تلقی می‌شد، اما پیش از آغاز مذاکرات امیدها اندک بود. پاکستان خواستار اقدامات عملی علیه تی‌تی‌پی بود، در حالی که طالبان این خواسته‌ها را «غیرواقعی» و با انگیزه سیاسی دانسته‌ است.

این روزنامه گزارش داده است که پس از پایان مذاکرات، لحن مقامات پاکستانی تند شد. وزیر اطلاعات پاکستان طالبان را متهم کرد که تعهدات دوجانبه و بین‌المللی خود در توافق دوحه ۲۰۲۱ را نقض کرده‌ است. او هشدار داد که پاکستان از هیچ اقدام طالبان که برخلاف منافع مردم افغانستان یا همسایگان باشد، حمایت نخواهد کرد.

اکسپرس تریبون همچنین نوشته است که منابع آگاه گفته‌اند اسلام‌آباد در حال بازنگری کامل سیاست خود در قبال افغانستان است. بستن گذرگاه‌های مرزی، اخراج مهاجران بدون مدرک و محدودیت‌های ویزا نشان‌دهنده موضع سخت‌گیرانه‌تر پاکستان است.

به باور نویسنده اکسپرس تریبون، شکست گفت‌وگوهای استانبول نه تنها یک ناکامی دیپلوماتیک، بلکه پایان یک «توهم دردناک» است؛ این توهم که طالبان می‌توانند شریک ثبات منطقه باشند. پیام تازه اسلام‌آباد بر خوداتکایی و بازدارندگی تأکید دارد و عطاءالله تارر اعلام کرده است: «پاکستان به اتخاذ هرگونه اقدام لازم برای حفاظت از شهروندان و حاکمیت ملی خود ادامه خواهد داد.»

اکسپرس تریبون نوشته است که این رویکرد می‌تواند شامل تقویت دیوارهای مرزی، حملات پیش‌دستانه علیه پناهگاه‌های تی‌تی‌پی و همکاری با کشورهای منطقه مانند چین، ایران و جمهوری‌های آسیای میانه باشد. این روزنامه همچنین اشاره کرده است که با تیرگی روابط با پاکستان، ایران و کشورهای غربی، طالبان احتمالاً در موقعیت انزوای دیپلوماتیک قرار خواهد گرفت.

تلاش‌ها به بن‌بست رسیده است

در همین حال روزنامه پاکستانی دان گزارش داده است که تلاش‌ها برای یافتن راه‌حل دایمی اختلافات میان پاکستان و طالبان افغانستان در چرخه‌ای از ناکامی و ناامیدی گرفتار شده است. این روزنامه دلیل اصلی وضعیت کنونی را سرسختی طالبان و نبود اراده برای متوقف ساختن گروه‌های تروریستی مانند تی‌تی‌پی از انجام حملات فرامرزی می‌داند.

دور سوم گفت‌وگوها در استانبول بدون هیچ پیشرفتی پایان یافت و تنها نکته مثبت آن تمدید آتش‌بسی بود که پس از درگیری‌های ماه گذشته در دوحه توافق شده بود.

روزنامه دان نوشته است که پاکستان برای نشان دادن جدیت خود هیئتی بلندپایه از جمله رئیس سازمان استخبارات را به مذاکرات فرستاد، اما امتناع طالبان از تغییر موضع باعث شد هیچ نتیجه‌ای حاصل نشود. وزیر دفاع پاکستان گفته است مذاکرات تا اکنون بی‌نتیجه بوده است.

هر چند روز یکشنبه رجب‌ طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه تصمیم گرفت تا وزیر خارجه، وزیر دفاع و دیگر مقامات ارشد خود را برای ادامه این گفت‌وگو‌ها به اسلام‌آباد اعزام کند.

طالبان خواسته‌های پاکستان را «غیرواقعی» توصیف کرده‌ است. امیر خان متقی، وزیر خارجه طالبان، خواسته‌های پاکستان را نامعقول خوانده و گفته است نمایندگان این کشور خواستار تضمین امنیتی شده‌اند.

روزنامه دان می‌نویسد جلوگیری از حملات گروه‌های جنگجو که در خاک افغانستان فعال‌اند، کار غیرممکنی نیست.

به گفته این روزنامه، طالبان گاهی منکر حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان می‌شوند و گاهی می‌گویند امنیت داخلی مشکل پاکستان است. این روزنامه اضافه کرده است که بر اساس اصول مسئولیت بین‌المللی، کابل مکلف است از عبور جنگجویان مسلح از مرز و انجام اعمال تروریستی در خاک پاکستان جلوگیری کند، اما طالبان حاضر به ارائه تضمین کتبی نیست.

روزنامه دان همچنین گزارش داده است که بسیاری از کشورهای جامعه بین‌المللی ادعاهای طالبان درباره نبود جنگجویان تی‌تی‌پی در افغانستان را باور نمی‌کنند و شواهد قابل توجهی وجود دارد که حضور این گروه‌ها را ثابت می‌کند. نزدیکی ایدئولوژیک میان طالبان افغانستان و تی‌تی‌پی نیز بر کسی پوشیده نیست.

این روزنامه نوشته است که اگر طالبان خواهان به‌دست‌آوردن رسمیت بین‌المللی هستند، باید جلو فعالیت هم‌پیمانان جنگجوی خود را بگیرند و مانع حمله آنان به کشورهای دارای حاکمیت شوند.

به باور روزنامه دان، اگر طالبان حاضر نباشد خواسته‌های «مشروع» پاکستان را بپذیرد، اسلام‌آباد باید با متحدان منطقه‌ای خود همکاری کند تا «رژیم کابل» بهای میزبانی از گروه‌های تروریستی را بپردازد.

پربازدیدترین‌ها

سه زن افغان در انتخابات شوراهای محلی بریتانیا پیروز شدند
۱

سه زن افغان در انتخابات شوراهای محلی بریتانیا پیروز شدند

۲

طالبان تایید کرد که دو باشنده ارگوی بدخشان در جریان درگیری با این گروه کشته شده‌اند

۳

بیش از «۱۲ هزار» نفر در افغانستان به بیماری تالاسمی مبتلا اند

۴

طالبان در پی درگیری در ولسوالی پریان پنجشیر چندین نفر را «بازداشت» کرد

۵

کرزی از طالبان خواست درباره توافق صلح ساکنان مناطق مرزی با پاکستان توضیح دهد

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان افغانستان را فدای تی‌تی‌پی می‌کند؟

۱۷ عقرب ۱۴۰۴، ۱۲:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

دور سوم مذاکرات بین طالبان و پاکستان شکست خورد. طی دو روز کامل، رؤسای استخبارات طالبان و پاکستان با میانجی‌گری قطر و ترکیه در استانبول گفت‌وگو کردند، اما این مذاکرات بدون هیچ نتیجه‌ای متوقف شد.

طالبان مدعی است که مطالبات غیرمنطقی پاکستان سبب ناکامی مذاکرات شده، در حالی که اسلام‌آباد می‌گوید طالبان اراده‌ای برای حل بحران ندارد.

هدف پاکستان از سه دور مذاکره با طالبان، اتمام حجت با کشورهای منطقه بود. اسلام‌اباد می‌خواست در نبرد علیه شبه‌نظامیان در داخل خاک افغانستان حمایت منطقه‌ای و مشروعیت به دست آورد.

پس از تشدید تنش‌ها و درگیری‌های هوایی و مرزی، دو طرف سه دور مذاکره طولانی زیر فشار همه‌جانبه ترکیه و قطر را پشت سر گذاشتند. دور نخست در ۱۹ اکتبر در قطر با حضور خواجه آصف و محمد یعقوب مجاهد برگزار شد و تنها به یک توافق موقت آتش‌بس انجامید.

دور دوم در ۲۵ اکتبر گفت‌وگوها از دوحه به استانبول منتقل شد و پس از چهار روز مذاکره فشرده، بدون نتیجه پایان یافت. دور سوم نیز در ششم و هفتم نوامبر در سطح رؤسای استخبارات برگزار شد، اما این دور نیز پس از دو روز مذاکره بی‌نتیجه پایان یافته است.

پس از توقف مذاکرات دور سوم در استانبول، کشورهای میانجی، قطر و ترکیه، نیز سکوت کرده‌اند. برخلاف دو دور پیشین، پس از پایان دور سوم، هیچ اعلامیه‌ای از سوی این دو کشور منتشر نشده است.

پاکستان خواهان امضای توافق کتبی با طالبان درباره پایان فعالیت و حضور شبه‌نظامیان تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان، قطع رابطه طالبان با تی‌تی‌پی، خلع سلاح این گروه، تروریستی‌شناختن تی‌تی‌پی، انتقال اعضای آن از مرزهای پاکستان و مهم‌تر از همه، تضمین درباره توقف هرگونه حمله تروریستی در خاک پاکستان است.

پاکستان باور دارد که با بازگشت طالبان به قدرت، حملات شبه‌نظامیان در این کشور چند برابر افزایش یافته است. آمار شاخص جهانی تروریسم و نهادهای تحقیقاتی امنیتی پاکستان نیز نشان می‌دهد که خشونت‌ها همه‌ساله در حال افزایش است.

در سال ۲۰۲۳ میلادی، ۵۱۷ حمله تروریستی با ۷۴۸ کشته ثبت شد و در سال ۲۰۲۴، این رقم بیش از دو برابر شد و به هزار و ۹۹ حمله با هزار و ۸۱ کشته رسید. در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۵ نیز، خشونت کلی در مقایسه با سه‌ماه پارسال ۴۶ درصد افزایش یافت و ۹۰۱ کشته به ثبت رسید که تقریبا برابر کل سال ۲۰۲۴ بوده است.

اسلام‌آباد بر این باور است که افزایش حملات مستقیما با بازگشت طالبان به قدرت مرتبط است و شبه‌نظامیان با استفاده از عقبه سیاسی و پناهگاه‌های خود در خاک افغانستان دست به حمله می‌زنند و بازمی‌گردند. اما طالبان مدعی است که مسئله تی‌تی‌پی بسیار پیشتر از بازگشت آنان به قدرت در افغانستان وجود داشته است.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، در روز شنبه مجموع حملات بزرگ تی‌تی‌پی در دو دهه گذشته را برشمرد تا نشان دهد این حملات ربطی به بازگشت طالبان به قدرت ندارد.

طالبان برای تقویت موضع خود در میز مذاکرات، مسئله داعش را پیش کشیده و از پاکستان خواسته است که جلو فعالیت و حضور داعش خراسان را بگیرد و پناهگاه‌های این گروه تروریستی را برچیند؛ خواستی دقیقاً مشابه آنچه پاکستان از طالبان درباره تی‌تی‌پی دارد.

از همان آغاز مشخص بود که توافق میان طالبان و پاکستان عملی نیست؛ زیرا زیرا اجرای مطالبات پاکستان، برای طالبان آسان نیست. طالبان نه توان اجرای این خواسته‌ها را دارد و نه اراده انجام آن را. بنابراین، رویارویی نظامی محتمل و شاید اجتناب‌ناپذیر است.

اما پاکستان و طالبان چه گزینه‌هایی دارند؟

گزینه‌های پاکستان

استفاده از قوه قهریه: اگر دیپلوماسی و مذاکره که در سه دوره طولانی به نتیجه نرسیده شکست بخورد، پاکستان به حملات مسلحانه در داخل افغانستان روی خواهد آورد.

این کشور قبلاً حملاتی را در خوست، پکتیا، پکتیکا، ننگرهار و کنر راه‌اندازی کرده و حتی هواپیماهای نظامی‌اش بر کابل بمب اندخت. راه‌اندازی حملات هوایی، استفاده از پهپاد، شلیک راکت، هاوان و سلاح سنگین بخشی از این استراتژی خواهد بود.

با این حال، این گزینه برای پاکستان نتیجه‌بخش نخواهد بود؛ زیرا طالبان ۲۰ سال زیر بمب و باروت امریکا و ناتو جنگیده‌اند و بعید است پاکستان اهداف نظامی و سیاسی خود را از این طریق تأمین کند.

100%

حمایت از مخالفان طالبان: برخی جریان‌های سیاسی افغانستان بی‌علاقه نیستند که با پاکستان در سرنگونی رژیم طالبان همکاری کنند، اما این جریان‌ها در حال حاضر در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارند. از جغرافیا و امکانات نظامی برخوردار نیستند و بسیار نزدیک به جمهوری اسلامی ایران هستند. تهران تاکنون علاقه جدی به براندازی طالبان نشان نداده و از کشورهایی است که با طالبان رابطه نزدیکی تامین کرده است.

بهره‌برداری از داعش: طالبان باور دارد که پاکستان از داعش حمایت می‌کند. هرچند هیچ سند معتبری در این زمینه وجود ندارد، اما پاکستان سابقه همکاری با جریان‌هایی را داشته که افغانستان را ناامن می‌کردند. اسلام‌آباد می‌تواند از داعش در برابر طالبان بهره ببرد.

ایجاد شکاف درونی در طالبان: تفاوت‌ها و اختلاف‌هایی بین طالبان پشتون و غیرپشتون، شمال و جنوب، بومی و غیربومی بر سر کنترول منابع به‌ویژه در ولایاتی چون تخار و بدخشان وجود دارد. پاکستان می‌تواند از این درگیری‌ها و نزاع‌های درونی بهره ببرد. پیشتر انتظار می‌رفت اختلاف میان شبکه حقانی و طالبان قندهار برجسته شود، اما این گزینه در مورد پاکستان روی نخواهد داد؛ زیرا شبکه حقانی در درگیری با پاکستان از قندهار پیشی گرفته و به تی‌تی‌پی نزدیک‌تر است.

کشاندن پای امریکا به جنگ: طالبان باور دارد که پاکستان پروژه ناامن‌سازی منطقه را از امریکا گرفته است. سخنگوی طالبان با اشاره به اظهارات ترامپ درباره بگرام گفت که اقدامات پاکستان به هدف زمینه‌سازی بازگشت امریکا صورت می‌گیرد. اما هنوز هیچ نشانه‌ای از علاقه‌مندی امریکا برای دخالت در این درگیری وجود ندارد. برعکس، رئیس‌جمهور امریکا دو بار گفته است که حاضر است برای حل منازعه کمک کند.

بنابراین، پاکستان برای وادار کردن طالبان به دست‌کشیدن از تی‌تی‌پی یا سرنگونی آن، گزینه‌های محدودی دارد.

  • طالبان نمی‌خواهد کارتِ تحریک طالبان پاکستانی را در برابر اسلام‌آباد از دست بدهد

    طالبان نمی‌خواهد کارتِ تحریک طالبان پاکستانی را در برابر اسلام‌آباد از دست بدهد

گزینه‌های طالبان
افزایش حمایت از تحریک طالبان پاکستان: طالبان می‌تواند حمایت از تی‌تی‌پی را افزایش دهد. همان‌طور که اشاره شد، حملات تی‌تی‌پی به طور چشمگیری افزایش یافته است. طالبان می‌تواند این گروه را به یک تهدید براندازانه حداقل در مناطق قبایلی تبدیل کند و تی‌تی‌پی را از یک جریان شورشی مسلح به یک جریان قومی و سیاسی ارتقا دهد.

با توجه به اختلافات قومی در پاکستان، این گزینه دور از انتظار نیست. پیشتر شاهد جنگ قومی بلوچ‌ها در پاکستان بوده‌ایم. تی‌تی‌پی خود نیز سعی کرده از یک جریان صرف شبه‌نظامی به یک جریان قومی و مذهبی ارتقا یابد.

100%

کشاندن پای هند: هند با توجه به درگیری سال گذشته و دشمنی تاریخی با پاکستان، می‌تواند از جنگ مستقیم به جنگ غیرمستقیم روی آورد.

دهلی‌نو حاضر است در نبرد طالبان با پاکستان هزینه کند، هم هزینه حکومت طالبان را تامین کند و هم هزینه جنگ را بپردازد. هند همچنین می‌تواند تی‌تی‌پی را تسلیح و تجهیز کند. پیشتر، حمایت هند و طالبان متمرکز بر جلوگیری از فعالیت لشکر طیبه و جیش محمد در افغانستان بود؛ اکنون می‌تواند به عرصه‌های دیگر گسترش یابد، هرچند نبود مرز مشترک، لجستیک را برای هند دشوار می‌کند.

وحدت درونی و ملی‌گرایی: طالبان سعی کرده است جنگ بین خود و پاکستان را به‌عنوان جنگ بین افغانستان و پاکستان جلوه دهد. در یک ماه اخیر، حتی حمایت برخی از ناسیونالیست‌های پشتون مخالف خود را نیز به دست آورده‌اند. با توجه به روحیه دشمنی با پاکستان در میان بخشی از افغان‌ها، طالبان سعی خواهد کرد از این فرصت استفاده کند. طالبان از نداشتن مشروعیت داخلی و حمایت اجتماعی رنج می‌برد.

همزمان، اگر پاکستان نتواند سیاست تغییر رژیم را اعمال کند، این منازعه می‌تواند عمر طالبان را طولانی‌تر کند.

تهدید به حملات متقابل: مقام‌های طالبان تهدید کرده‌اند که اگر پاکستان حمله کند، اسلام‌آباد را هدف قرار خواهند داد. طالبان توان موشکی، راکت‌انداز یا هواپیما ندارد و سرمایه اصلی‌شان مهاجمان انتحاری است. اما پاکستان تمام مرزها را بسته است. فرستادن لشکر انتحاری به پاکستان ساده نخواهد بود، اما طالبان در مناطق قبایلی نفوذ دارد و می‌تواند از آنها در جنگ علیه پاکستان بهره ببرد.

به هر حال، این درگیری تبعات گسترده‌ای در سطح منطقه و فراتر از آن خواهد داشت و پای کشورهای دیگر نیز به میان کشیده خواهد شد. پاکستان در بهترین موقعیت خود در چند دهه اخیر در سطح منطقه‌ای و جهانی قرار دارد، در حالی که طالبان با انزوای بین‌المللی، بحران مشروعیت داخلی و خارجی روبرو است. بنابراین، نتیجه این تقابل از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی است.

متاسفانه، قربانی اصلی حمایت طالبان از شبه‌نظامیان پاکستانی، مردم افغانستان خواهند بود. طالبان اگر دست از حمایت تی‌تی‌پی برندارد، بار دیگر این کشور را به ورطه یک جنگ تازه می‌کشاند؛ جنگی که از همین حالا مردم هزینه سنگین آن را می‌پردازند.

اخراج گسترده مهاجران افغان از پاکستان و قربانی‌شدن غیرنظامیان در حملات پاکستان در کابل و ولایت‌های مرزی تنها یکی از نخستین تبعات این تنش بوده است. بسته‌شدن گذرگاه‌ها به‌روی کاروان‌های بازرگانی نیز پیامدهای زیان‌بار اقتصادی به بازرگانان و مردم عام داشته است. قیمت مواد اولیه و خوراکی در بازارهای افغانستان افزایش یافته و در نزدیک به یک ماه گذشته اقتصاد دو کشور ده‌ها میلیون دالر ضربه خورده است.

پیروزی زهران ممدانی در برابر 'ارتشی از میلیاردرها'؛ آیا امریکا تغییر کرده است؟

۱۵ عقرب ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
عارف یعقوبی

پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویارک از سوی ناظران به عنوان غلبه یک کارزار مردمی بر نیروهای ثروتمند و بانفوذ تعبیر شده است.

ممدانی، سیاستمدار مسلمان با تبار هندی-اوگاندایی که تا یک سال پیش چهره‌ای ناشناخته بود، اکنون نام خود را به عنوان نخستین شهردار مسلمان نیویارک در تاریخ این شهر ثبت کرده است.

او با تنها ۳۴ سال سن، جوانترین شهردار نیویارک در بیش از یک قرن اخیر خواهد بود. برخی این پیروزی را نشانه‌ای از تغییر فضای سیاسی در ایالات متحده می‌دانند.

ممدانی با بسیج ده‌ها هزار داوطلب جوان و متنوع و با تمرکز بر مطالبات روزمره مردم، توانست رقبایی با پشتوانه مالی میلیاردرها، از جمله افرادی چون ایلان ماسک و دونالد ترامپ، را شکست دهد. پیام‌های او درباره «وحدت، کاهش هزینه‌های زندگی شهری و اصالت در سیاست‌ورزی» رای‌دهندگان را به هیجان آورد و مشارکت کم‌سابقه‌ای را رقم زد.

کارزار مردمی در برابر ثروت‌اندوزان بانفوذ

زهران ممدانی کارزار انتخاباتی خود را به شیوه‌های کاملاً مردمی و از پایین به بالا پیش برد؛ راهبردی که بسیاری آن را «زلزله سیاسی» در نیویارک توصیف کردند. او با استفاده هوشمندانه از شبکه‌های اجتماعی و سازماندهی محله‌به‌محله، جمعیتی عظیم از داوطلبان را پیرامون اهداف خود بسیج کرد.

به گزارش گاردین، حضور پررنگ او در فضای مجازی همراه با یک کارزار پرشور و متمرکز بر عدالت اقتصادی، باعث «جلب توجه بین‌المللی و به حرکت درآوردن هزاران رای‌دهنده برای اولین بار شد. بسیاری از آنان جوان یا رنگین‌پوست بودند». این جنبش پویا نه‌تنها رای‌دهندگان جدید بلکه داوطلبان پراشتیاق را نیز وارد میدان سیاست کرد.

در مقابل این خیزش مردمی، چهره‌های ثروتمند و پرنفوذ نیویارک در اردوگاه اندرو کومو، رقیب ممدانی صف‌آرایی کردند. به نوشته مجله تایم، بیش از بیست میلیاردر چک‌های کلانی برای شکست دادنش نوشتند. میلیون‌ها دالر از سوی سرمایه‌داران بزرگ سرازیر شد تا با تبلیغات منفی، شانس ممدانی را کمرنگ کنند.

رقبای ممدانی می‌گفتند نیویارک شهری برای یک شهردار سوسیالیست مسلمان نیست
100%
رقبای ممدانی می‌گفتند نیویارک شهری برای یک شهردار سوسیالیست مسلمان نیست

برای نمونه، مایکل بلومبرگ شهردار پیشین نیویارک بیش از ۱۳ میلیون دالر به حمایت از اندرو کومو، اختصاص داد. این میلیاردرها از برنامه‌ها و دیدگاه‌های ممدانی، از جمله اینکه مالیات ثروتمندان شهر نیویارک بالا برود یا میلیاردرها «اصلاً نباید وجود داشته باشند»، بر آشفته بودند.

با این حال، سیل پول و آگهی‌های منفی نتوانست موج مردمی را متوقف کند. ممدانی در جریان مبارزات با لحنی طنزآمیز به شبکه ام‌اس‌ان‌بی‌سی گفت: «آنها پولی بیش از آنچه من قصد دارم به عنوان مالیات ازشان بگیرم، علیه من خرج می‌کنند».

همچنین او در یکی از گردهمایی‌های انتخاباتی در ماه اکتبر با صراحت اعلام کرد: «میلیاردرهایی مثل بیل اَکمن و رونالد لادر میلیون‌ها دالر در این رقابت هزینه کرده‌اند، چون می‌گویند ما تهدیدی وجودی برای شان هستیم. حق با آنهاست. ما یک تهدید وجودی‌ایم؛ تهدیدی برای میلیاردرهایی که فکر می‌کنند می‌توانند دموکراسی ما را با پول شان بخرند.»

این سخنان بی‌پرده بازتاب گسترده‌ای یافت و به نمادی از مبارزه مردم عادی در برابر قدرت پول تبدیل شد.

نتیجه این نبرد نابرابر، مشارکت تاریخی مردم نیویارک بود. بیش از دو میلیون نفر در انتخابات رای دادند که بالاترین میزان مشارکت در انتخابات شهرداری در بیش از نیم قرن گذشته به حساب می‌آید.

ممدانی با کسب اندکی بیش از ۵۰٪ آرا و با اختلاف حدود ۹ درصدی، رقیب اصلی خود کومو را به راحتی شکست داد. چنین مشارکتی از دید ناظران نشان داد که وقتی یک جنبش ریشه‌دار مردمی شکل بگیرد، حتی «ارتشی از میلیاردرها» نیز یارای ایستادگی در برابر آن ندارد.

ممدانی در کنار والدین و همسرش در شب پیروزی
100%
ممدانی در کنار والدین و همسرش در شب پیروزی

قدرت یک ائتلاف فراگیر

یکی از پایه‌های پیروزی ممدانی، تاکید او بر وحدت میان اقشار و گروه‌های گوناگون در شهر نیویارک بود. او که خود از خانواده‌ای مهاجر است، به نمادی از تنوع جامعه امریکا بدل شد. ممدانی بر خلاف شماری از سیاستمداران که گاهی از پیشینه مذهبی و فرهنگی خود به عنوان یک مهاجر یا مهاجرتبار فاصله می‌گیرند، هویت فرهنگی و دینی خویش را با افتخار حفظ و درباره آن صحبت کرد.

در هفته‌های پایانی کارزار، زمانی که تبلیغات برخی رقبا رنگ‌وبوی اسلام‌هراسانه به خود گرفته بود، او روبه‌روی مسجدی در برانکس ایستاد و با احساسی عمیق از «تحقیرها و بی‌حرمتی‌هایی» گفت که مسلمانان طی سال‌ها، به خصوص بعد از حمله یازده سپتامبر، متحمل شده‌اند.

او تأکید کرد: «من هرگز تغییری در این که چه کسی هستم، چه می‌خورم یا ایمانی که با افتخار به آن تعلق دارم نخواهم داد. دیگر در سایه‌ها به دنبال خودم نخواهم گشت، بلکه خود را در روشنایی خواهم یافت». این جملات که با بغض و امید ادا شد، موجی از همدلی برانگیخت و بسیاری از رای‌دهندگان اقلیت را مصمم به حمایت از او کرد.

ممدانی با ائتلاف‌سازی میان گروه‌های مختلف اجتماعی نشان داد که می‌توان فراتر از خطوط نژادی و قومی حرکت کرد. او در نطق پیروزی خود با غرور به سالون مملو از هواداران رنگارنگش نگریست و اقشار مختلف نیویارک را مخاطب قرار داد. وی با برشمردن گروه‌هایی از صاحبان بقالی‌های یمنی و مادربزرگ‌های مکسیکویی گرفته تا رانندگان تاکسی سنگالی و پرستاران اوزبیک‌تبار، اعلام کرد که خطاب سخنانش به تک‌ تک نیویارکی‌هاست: «این شهر، شهر شماست و این دموکراسی نیز از آنِ شماست».

این فهرست پرشور از اقوام و محلات گوناگون، تصویری از نیویارک واقعی ترسیم کرد؛ شهری که در آن همه، از مهاجر تا بومی، از جنوب آسیا تا آفریقا و کارائیب، عضو یک خانواده بزرگ محسوب می‌‌شوند. پیام وحدت‌بخش او کمک کرد بسیاری از رای‌دهندگان احساس کنند صدای شان در این کارزار شنیده شده است.

صدای نسل نو و رسانه‌های جدید

ممدانی بدون آنکه خود را در چارچوب کلیشه‌های سیاستمداران حرفه‌ای محدود کند، تصویری صمیمی و آشنا از خویش ارائه داد. این رویکرد کمک کرد شمار زیادی از رای‌دهندگان جوان با او احساس نزدیکی و همدلی کنند.

ممدانی به‌خوبی درک کرد که شبکه‌های اجتماعی ابزار نسل او هستند. او با ویدئوهای خلاقانه و پیام‌‌های کوتاه و گزنده، لحن گفتمان انتخاباتی را تغییر داد. برای مثال، با طرح اصطلاح ابتکاری «حلافلیشن» (Halalflation) در ویدئوهای اینستاگرامی‌اش، به طنز از تاثیرات تورم بر فروشندگان غذای حلال گفت؛ یا با کرتی و‌ شلوار در آب‌های یخبندان کنی‌آیلند شیرجه زد تا به شکل نمادین طرح «منجمدکردن کرایه خانه» را تبلیغ کند.

او حتی در ویدئوهای خیابانی، با رای‌دهندگان کارگر رنگین‌پوست مصاحبه کرد تا بفهمد چرا بعضی از آنها به ترامپ رای داده‌اند یا چرا عده‌ای کلاً رای نمی‌دهند. این رویکرد «صادقانه» و کنجکاوانه باعث شد بسیاری احساس کنند ممدانی واقعاً صدای آن‌ها را می‌شنود و به دور از تعارفات معمول سیاسی به دنبال واقعیت‌های زندگی شان است.

پوستر تبلیغات ممدانی در یک بار مشروب در نیویارک. منتقدانش رای‌دهندگان را از دین وی ترساندند
100%
پوستر تبلیغات ممدانی در یک بار مشروب در نیویارک. منتقدانش رای‌دهندگان را از دین وی ترساندند

'وقتی ناممکن ممکن میشود'

پیروزی زهران ممدانی یادآور آن است که سیاست می‌تواند عرصه تحقق رویاهایی باشد که زمانی دست‌نیافتنی می‌نمود. او در سخنرانی احساسی شب انتخابات، از تمام کسانی تشکر کرد که «جرات کردند باور کنند ناممکن می‌تواند ممکن شود» و تاکید کرد «آینده در دستان ماست».

ممدانی با شکست دادن یک «دودمان قدرتمند سیاسی» و گذر از سد پول‌های کلان، به جوانان زیادی این پیام را مخابره کرد که تغییر هرگز محال نیست.

با این حال فراتر از شور و هیجان این پیروزی تاریخی، تردیدهایی نیز درباره توانایی ممدانی در اداره شهر نیویارک و عمل به شعارهای بلندپروازانه‌اش وجود دارد.

او در ۳۴ سالگی سکان بزرگترین شهر امریکا با ۹ میلیون جمعیت را به دست می‌‌‌گیرد و با انتظارات عظیمی روبرو است. برخی ناظران می‌پرسند آیا ممدانی تجربه و توان لازم برای مدیریت پیچیدگی‌های اداره شهر نیویارک و عملی کردن وعده‌های چشمگیر خود را دارد یا خیر.

اجرای برنامه‌های جاه‌طلبانه‌ای چون کاهش اجاره خانه، بهبود خدمات حمل و نقل عمومی و تحقق عدالت اجتماعی، مستلزم عبور از موانع جدی سیاسی و مالی خواهد بود. حتی بسیاری از هواداران ممدانی اذعان دارند که پیروز شدن در انتخابات شاید بخش آسانتر کار باشد و اکنون آزمون واقعی، تحقق وعده‌ها و اداره موثر شهری با این وسعت و تنوع است.

در ماه‌ها و سال‌های پیش رو مشخص خواهد شد که آیا ممدانی میتواند انتظارات بالای ایجادشده را برآورده کند یا اینکه واقعیت‌های سخت مدیریت شهری، از شور و حرارت این جنبش مردمی خواهد کاست.

بگرام؛ گره ژئوپلیتیکی مهار شرق و نقش جبهه مقاومت در معادله آینده افغانستان

۱۳ عقرب ۱۴۰۴، ۰۹:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
ناصر وطن‌یار

مقامات طالبان بارها در مورد تمایل پیاپی دونالد ترامپ به بازگشت به پایگاه هوایی بگرام اظهار نظر کرده و بر حفظ آن تاکید کرده‌‌اند. ناصر وطن‌یار، پژوهشگر در این مقاله که برای افغانستان اینترنشنال نوشته می‌گوید جبهه مقاومت و تاجیکان در معادله بگرام و آینده افغانستان نقش محوری دارند.

مقدمه
افغانستان در دهه‌های اخیر همواره صحنه‌ رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ بوده است، اما در میان این جغرافیای پرتنش، پایگاه هوایی بگرام جایگاهی ویژه دارد. بگرام نه فقط یک نقطه نظامی، بلکه یک گره ژئو‌استراتژیک است که کنترول آن به معنای تسلط بر بخش قابل توجهی از معادلات امنیتی، اطلاعاتی و نفوذ منطقه‌ای در آسیای مرکزی، غرب چین، شمال پاکستان و حتی شمال شرق ایران است.

این پایگاه در شمال کابل و در عمق مناطق تاجیک‌نشین واقع شده است؛ جایی که همواره کانون مقاومت علیه طالبان و نفوذ قدرت‌های افراطی بوده است. به گزارش الجزیره، بازگشت احتمالی ایالات متحده به بگرام، به‌ویژه در چارچوب دکترین ترامپ برای مهار چین، تحولی است که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را دگرگون سازد.

اکونومیک تایمز نوشت که دکترین ترامپ بر محور بازدارندگی فعال علیه چین و کنترول خطوط ارتباطی اوراسیا استوار است، و در این میان افغانستان – به‌ویژه بگرام – به‌عنوان سکوی نظارت و نفوذ بر سین‌کیانگ و آسیای مرکزی، جایگاهی بی‌بدیل یافته است. اما این بازگشت، تنها به روابط واشنگتن و طالبان محدود نیست؛ زیرا واقعیت ژئوپلیتیکی شمال افغانستان نشان می‌دهد که بدون در نظر گرفتن تاجیکان و جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود، هیچ حضور خارجی‌ای در بگرام پایدار نخواهد بود. به گفته آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا، این منطقه حیات خلوت تاریخی تاجیکان و محور اصلی مقاومت ضدطالبانی است که در سال‌های اخیر با وجود فشارهای شدید نظامی، همچنان توانسته‌اند هسته‌ای فعال و منسجم را حفظ کنند.

بگرام؛ مرکز ثقل استراتژی جدید امریکا

پایگاه بگرام از دیدگاه نظامی و اطلاعاتی، محور چند مأموریت کلیدی برای واشنگتن است. به گزارش اکونومیک تایمز، این پایگاه نخست موقعیتی ممتاز برای نظارت بر فعالیت‌های اتمی و نظامی چین در سین‌کیانگ فراهم می‌آورد. در مرحله دوم، به گفته گوبال تایمز، امکان حضور در بگرام به امریکا اجازه می‌دهد تا همزمان خطوط نفوذ روسیه و ایران در آسیای مرکزی را زیر نظر بگیرد و در مواقع بحران، از آن به عنوان اهرم فشار ژئوپلیتیکی بهره‌برداری کند.

شبکه تلویزیونی ان‌دی هند می‌گوید از منظر امنیتی نیز بگرام می‌تواند مرکز عملیات ضدتروریسم در برابر داعش خراسان و سایر گروه‌های افراطی باشد؛ گروه‌هایی که پس از خروج ناتو از افغانستان رشد قابل توجهی یافته‌اند. با این حال، امریکا برای بازگشت به بگرام به توافق طالبان یا حداقل سکوت ضمنی آنان نیاز دارد؛ امری که در ظاهر غیرممکن اما در عمل محتمل است، زیرا برخی گزارش‌ها از وجود ضمایم پنهان در توافق دوحه خبر می‌دهند که به گفته شبکه الجزیره، شاید زمینه‌ساز حضور محدود امریکایی‌ها در آینده باشد.

جبهه مقاومت و تاجیکان؛ بازیگران واقعی شمال

در این میان، جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، تنها نیروی منسجم و ریشه‌دار ضدطالبانی در کشور است. این جبهه با تکیه بر میراث مقاومت احمدشاه مسعود و با محوریت تاجیکان شمال، همچنان در مناطق کوهستانی پنجشیر، بدخشان و تخار فعال است. تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که جبهه مقاومت ملی نه صرفاً یک نیروی نظامی، بلکه به گفته انستیتوت هدسون، جنبشی سیاسی و اجتماعی با اهداف مشخص در زمینه عدالت قومی، تمرکززدایی سیاسی و بازسازی نهادهای ملی است.

از این رو، هرگونه بازگشت قدرت خارجی به شمال افغانستان، بدون تعامل سازنده با جبهه مقاومت و تاجیکان، با مقاومت بومی گسترده روبه‌رو خواهد شد. مؤسسه تحقیقات سیاست خارجی می‌گوید که این مقاومت از ظرفیت بالفعل و بالقوه بالایی برخوردار است و در صورت دریافت حمایت از ایران، روسیه، چین و تاجیکستان می‌تواند برای امریکا و حتی طالبان، به دردسری استراتژیک تبدیل شود.

به بیان دیگر، تاجیکان نه فقط به لحاظ قومی بلکه به لحاظ ژئوپلیتیکی، ضامن تعادل قدرت در شمال افغانستان هستند. آنان در مرزهای مشترک با آسیای مرکزی، حلقه‌ای اتصال میان حوزه تمدنی ایران‌زمین و منطقه اوراسیا محسوب می‌شوند. از این‌رو، حضور فعال تاجیکان و جبهه مقاومت در معادله بگرام، عامل تعیین‌کننده‌ای برای آینده سیاسی افغانستان است.

سیاست ایران؛ ضرورت بازنگری در نگاه به طالبان

ایران در تحولات افغانستان نقشی دوگانه ایفا کرده است: از یک‌سو در چارچوب سیاست واقع‌گرایانه، با طالبان وارد تعامل شده تا امنیت مرزها و جریان آب را تضمین کند؛ اما از سوی دیگر، این سیاست باعث تضعیف جریان‌های بومی نزدیک به ایران، به‌ویژه جبهه مقاومت، گردیده است.

با توجه به شرایط کنونی، به نظر می‌رسد زمان آن رسیده که تهران سیاست خود را بازنگری کند و به جای حمایت از طالبانِ ناهمسو با منافع راهبردی ایران، از جریان مقاومت ملی که پیوند فرهنگی، زبانی و تاریخی عمیقی با ایران دارد، پشتیبانی نماید. چنین رویکردی نه‌تنها از منظر اخلاقی و تمدنی توجیه‌پذیر است، بلکه در سطح ژئوپلیتیکی نیز می‌تواند موازنه قدرت در شمال افغانستان را به نفع محور مقاومت تغییر دهد.

حمایت ایران از جبهه مقاومت ملی، به‌ویژه در زمینه دیپلماسی، رسانه و امداد انسانی، می‌تواند یک وزنه‌ی متقابل در برابر نفوذ امریکا در بگرام و فشارهای ژئوپلیتیکی ناشی از آن ایجاد کند. ایران با چنین سیاستی، نه در برابر امریکا بلکه در کنار نیروهای بومی، نقش قدرت منطقه‌ای موازنه‌گر را ایفا خواهد کرد.

نتیجه‌گیری

بگرام تنها یک پایگاه نظامی نیست؛ بلکه نماد رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر آینده اوراسیا و مهار شرق است. بازگشت احتمالی امریکا در چارچوب سیاست ترامپ برای مهار چین، بدون توجه به واقعیت‌های قومی و سیاسی شمال افغانستان، با چالش‌های متعدد روبه‌رو خواهد شد. در این میان، جبهه مقاومت و تاجیکان نه یک نیروی حاشیه‌ای، بلکه عامل تعیین‌کننده در معادله بگرام و آینده افغانستان هستند.

ایران، اگر بخواهد در تحولات آینده این کشور نقش‌ساز باشد، باید از سیاست منفعلانه نسبت به طالبان فاصله گیرد و با حمایت هوشمندانه از جبهه مقاومت، جریان مشروع و بومی مقاومت را تقویت کند. در غیر این صورت، حضور مجدد امریکا در بگرام – حتی اگر محدود – می‌تواند منافع ملی ایران را در مرزهای شرقی به چالش بکشد. آینده افغانستان در گرو ائتلاف میان نیروهای بومی شمال است؛ ائتلافی که بدون آن، هیچ قدرت خارجی قادر به تثبیت موقعیت خود در بگرام نخواهد بود.

زنی که سکوتش سرخط خبرهاست؛ راما دواجی، همسر زهران ممدانی کیست؟

۱۲ عقرب ۱۴۰۴، ۲۰:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
عارف یعقوبی

در هیاهوی رقابت‌های شهرداری نیویارک، زنی آرام و کم‌حرف در کنار نامزد پیشتاز ایستاده است. راما دواجی، همسر زهران ممدانی، با سکوت خود داستانی بلندتر از فریاد روایت می‌کند. حضور خاموش او به چشم بسیاری همان‌قدر پرمعناست که رساترین شعارهای سیاسی.

با اوج گرفتن کارزار انتخاباتی زهران ممدانی، نگاه رسانه‌ها به سوی این حضور بی‌کلام جلب شده است. راما نه در تجمعات انتخاباتی سخنرانی می‌کند، نه در برنامه‌های تلویزیونی کنار همسرش ظاهر می‌شود و نه گفت‌وگوهای مفصل با مجله‌ها و روزنامه‌ها انجام می‌دهد.

صفحه اینستاگرام او نیز از زندگی مشترک‌ شان جز یک اشاره گذرا حکایتی نمی‌کند؛ تنها در روز انتخابات مقدماتی، راما با انتشار چند عکس دو نفره نوشت: «از این بیشتر نمی‌توانستم به کسی افتخار کنم» و همان یک بار پیروزی همسرش را به این طریق جشن گرفت. اما پشت این سکوت ظاهری، هنرمند فعالی اجتماعی نهفته است.

به نوشته مجله تایم، دواجی که یک تصویرگر و انیماتور است، طی سال‌ها مجموعه‌آثاری عمیقاً شخصی و در عین حال سیاسی خلق کرده که ریشه در روایت‌های مهاجرت و آوارگی دارد. اکنون که ممدانی در آستانه رقم زدن فصلی نو در سیاست نیویارک است، نقش راما نیز اهمیتی تاریخی یافته است؛ اگر همسرش پیروز شود، او نخستین عضو نسل‌ زد خواهد بود که به عنوان بانوی اول شهر نیویارک قدم به «عمارت گریسی» می‌گذارد.

زندگی و مسیر هنری

به گزارش سی‌ان‌ان، راما دواجی در سال ۱۹۹۷ در هیوستون تگزاس در خانواده‌ای سوری‌تبار به دنیا آمد و کودکی خود را تا ۹ سالگی در امریکا گذراند. سپس به همراه خانواده به دبی نقل‌مکان کرد و سال‌های نوجوانی خود را در آنجا سپری کرد.

شور و شوق برای هنر، او را به تحصیل در این عرصه کشاند؛ مدتی در دانشگاه ویرجینیا کامن‌ولث دانشجوی هنر بود و سپس به پردیس ریچموند همین دانشگاه منتقل شد و سرانجام مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته تصویرسازی از دانشگاه هنرهای تجسمی نیویارک دریافت کرد.

دواجی به سرعت در دنیای هنر برای خود جایگاهی یافت و آثارش در رسانه‌ها و محافل هنری بین‌المللی ارائه شد. بخش عمده‌ای از کارهای دواجی بر فرهنگ خاورمیانه با تاکید بر «عدالت اجتماعی» و حقوق زنان متمرکز است. او در مصاحبه‌ با مجله یانگ، هنر خود را بازتاب تجربه‌های زیسته و دغدغه‌هایش توصیف کرده و گفته است که آثار را «برای افرادی خلق می‌کنم که به چیزهایی که من اهمیت می‌دهم اهمیت می‌دهند».

براساس این مصاحبه، در سال‌های اخیر، وقایع دردناک جهان اسلام و عرب الهام‌بخش بسیاری از آثار او بوده است. از ثبت مصائب مردم غزه در خلال جنگ ۲۰۲۳ گرفته تا تصویرگری حمایت‌گرانه از قربانیان جنگ داخلی سودان؛ دواجی با قلمش «صدای بی‌صدایان شده است».

به نوشته مجله تایم، طیف موضوعی آثار او گسترده است: از به تصویر کشیدن لحظه‌های ساده‌ای چون کتاب‌خواندن و موسیقی نواختن زنان، تا طرح‌های گویایی درباره خیزش زنان علیه استبداد و روایت رنج‌های سرزمین‌هایی چون یمن و فلسطین. زبان تصویری منحصر‌به‌فرد او که اغلب در قالب طرح‌های سیاه‌ و سفید ظاهر می‌شود، قصه‌هایی را بازگو می‌کند که کمتر شنیده شده‌اند و بدین‌سان پلی می‌زند میان دل‌های دورافتاده و نگاه جهان.

دواجی در کنار ممدانی و والدین همسرش
100%
دواجی در کنار ممدانی و والدین همسرش

از تجلیل عشق در مترو تا کارزار انتخاباتی شهرداری

آشنایی راما با زهران ممدانی، سیاست‌مدار ۳۳ ساله مسلمان شیعه اهل کویینز نیویارک که خود را دموکرات سوسیالیست می‌نامد، به شکلی مدرن رقم خورد. به گزارش سی‌ان‌ان، زهران و راما سال ۲۰۲۱ در یک اپلیکیشن همسریابی (Hinge) با هم آشنا شدند. ممدانی که در آن زمان تازه به مجلس ایالتی نیویارک راه یافته بود، در اولین قرار حضوری، راما را به یک کافه یمنی در بروکلین دعوت کرد و سپس در پارکی به گپ‌وگفت پرداختند.

در قرار دوم، او معشوقش را به گردش در محله آستوریای کوینز، حوزه انتخابیه خود، برد تا از نزدیک با دنیای کاری‌اش آشنا شود. چند سال بعد در اکتبر ۲۰۲۴ نامزدی خود را جشن گرفتند و تنها چند روز پس از اعلام این خبر، ممدانی رسماً کارزار انتخاباتی خود برای شهرداری نیویارک را آغاز کرد. این زوج مراسم نکاح خصوصی‌شان را در دبی برگزار کردند و سرانجام در فبروری ۲۰۲۵ طی یک مراسم مدنی ساده در دفتر شهرداری نیویارک پیمان زناشویی بستند.

به نوشته مجله تایم، زهران و راما به‌جای برپایی جشنی پرزرق‌وبرق، سادگی و صمیمیت را برگزیدند: راما با لباس سپید عروسی و دسته‌گل در دست، بدون همراهان مرسوم، دست در دست زهران سوار مترو شد تا به دفتر ثبت ازدواج در منهتن بروند و در کمال فروتنی سوگند ازدواج یاد کنند. آن روز یک دوست عکاس صمیمی، تنها همراه‌شان بود که لحظه‌های ناب شادی‌شان را ثبت کرد.

ورود به رقابت شهرداری، زندگی خصوصی‌شان را زیر نورافکن برد و راما در معرض توجه عمومی قرار گرفت. روزنامه نیویارک‌پست تیتر جنجالی زد: «رقیب سوسیالیست شهرداری نیویارک مخفیانه در مراسمی مجلل در دبی ازدواج کرد». در پاسخ، ممدانی عکس‌های مراسم ساده عقدشان در تالار شهر را منتشر کرد و نوشت: «راما فقط همسر من نیست؛ او یک هنرمند شگفت‌انگیز است که شایسته است با هویت مستقل خودش شناخته شود».

به گزارش سی‌ان‌ان، در مدت نزدیک به یک سال کمپین شهرداری، راما یکی از اصلی‌ترین پشتیبانان ممدانی بوده؛ خستگی‌ها را با لبخندی از یاد او می‌برد و ایده‌های خلاقانه‌اش را برای پیشبرد اهداف کمپین به کار می‌گیرد.

گرچه راما تعمداً از کانون توجه دوری می‌کند، اما در لحظات سرنوشت‌ساز کنار همسرش حاضر بوده است. او زهران را هنگام رای‌دادن در انتخابات مقدماتی همراهی کرد؛ همان روزی که بسیاری هنوز شانس پیروزی او بر رقیبی چون اندرو کومو، فرماندار سابق، را اندک می‌دانستند. شب اعلام نتایج، وقتی ممدانی بر صحنه پیروزی دست همسرش را بوسید و از او قدردانی کرد، راما در سکوتی افتخارآمیز کنارش ایستاده بود.

در ادامه رقابت، هر جا حضور او نیاز بود بی‌هیاهو حاضر شد. از پشت صحنه برنامه تلویزیونی «دیلی شو» که ممدانی به عنوان میهمان در آن شرکت کرد تا گردهمایی عظیم حامیان در استادیوم فارست‌هیلز کوینز (با بیش از ده‌ هزار تماشاگر و حضور چهره‌هایی چون الکساندریا کورتز و برنی سندرز)؛ راما بی آنکه در مرکز توجه باشد در گوشه‌ای از قاب حضور داشت. به گفته خبرنگار سی‌ان‌ان، راما تمایلی به جنجال رسانه‌ای ندارد و طی تمام مدت کارزار از گفت‌وگو با خبرنگاران پرهیز کرده است: این گزیر آگاهانه برای «در پس‌زمینه ماندن» شیوه‌ای است که راما برگزیده تا به جای شعار دادن، با عمل و هنر خود اثر بگذارد.

قدرت سکوت

به طور سنتی انتظار می‌رود همسران سیاستمداران در نقش همراهانی فعال ظاهر شوند: در مراسم رسمی حضور یابند، از برنامه‌های همسرشان حمایت کنند و نظرات بحث‌برانگیز خود را کمتر علنی سازند. راما دواجی اما این کلیشه‌ها را کنار زده است. او به جای تکرار حرف‌های دیگران، پیام خود را در سکوت و از طریق هنر می‌زند. طرح‌های سیاه‌وسفید او که زنان خاورمیانه، گرسنگی جانکاه در غزه و پرچم فلسطین را به تصویر می‌کشند، بی‌پرده بیانگر باورهای او هستند.

سی‌ان‌ان در گزارشی که درباره زندگی راما دواجی منتشر کرده، نوشته است که صدای هنری راما در امتداد مواضع سیاسی همسرش نیز قرار می‌گیرد و هم‌آوا با انتقادهای صریح ممدانی از جنگ غزه و سیاست‌های حکومت اسرائیل پیش می‌رود. به گفته کارشناسان، فعالیت‌های هنری و اجتماعی راما عملاً مکمل و تقویت‌کننده جنبش سیاسی همسرش شده است، نه مانعی بر سر راه آن.

خود راما نیز معتقد است که نباید در برابر بی‌عدالتی خاموش ماند. او در مصاحبه‌ای گفت هنر را وقف بازتاب دردها و دغدغه‌هایی می‌کند که برایش مهم هستند و تاکید کرد: «در زمانی که بسیاری از ترس، به حاشیه رانده شده و خاموش شده‌اند، تنها کاری که از دست من برمی‌آید این است که با صدای خودم درباره آنچه در امریکا، فلسطین و سوریه می‌گذرد تا حد توان فریاد بزنم.»

بسیاری‌ها می‌گویند، سکوت راما دواجی سکوت ضعف یا بی‌تفاوتی نیست، بلکه انتخابی است آگاهانه که از باور عمیق او به قدرت عمل و هنر سرچشمه می‌گیرد. او نشان داده است که حتی در خاموشی نیز می‌توان طنین صدایی رساتر از هر شعار را ایجاد کرد. راما با همین حضور آرام و بی‌ادعا، به یکی از چهره‌های پشت‌صحنه تاثیرگذار در کمپین ممدانی بدل شده است؛ حضوری که به اندازه بلندترین شعارهای سیاسی پیام و نیرو در خود دارد.

به گفته یکی از کاربران رسانه‌های اجتماعی، «نگاه‌ها و لبخندهای پرمعنای او، بی‌آنکه کلمه‌ای بر زبان آورد، سخن می‌گوید؛ سکوتی که به زبان هنر ترجمه شده و طنین آن تا دوردست‌ها شنیده می‌شود.»

گفت‌وگو در سایه بی‌اعتمادی؛ طالبان و اسلام‌آباد به‌ آشتی می‌رسند؟

۱۰ عقرب ۱۴۰۴، ۱۲:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

مذاکرات چهار روزه طالبان و پاکستان در استانبول بدون نتیجه پایان یافت. دو طرف یکدیگر را به نبود اراده لازم برای رسیدن به توافق متهم می‌کنند. ظاهرا سطح هیئت‌ها در عدم موفقیت گفت‌وگوهای طولانی نقش داشته است. قرار است دور سوم مذاکرات ۱۵ عقرب در سطح بالاتر برگزار شود.

دور دوم مذاکرات که برای دو روز برنامه‌ریزی شده بود، چهار روز طول کشید. این دور در مقایسه با نشست نخست در دوحه ناکام‌ ارزیابی می‌شود. زیرا، در دوحه، طرفین بر توقف درگیری‌ها، برقراری آتش‌بس و امضای توافق‌نامه موقت توافق کردند؛ اما در استانبول نه‌تنها پیشرفتی حاصل نشد بلکه لحن دو طرف تندتر شد.

پاکستان هشدار داد که اگر حملات شبه‌نظامیان ادامه یابد، طالبان را «سرنگون کرده و به کوه‌های توره‌بوره بازمی‌گرداند». در مقابل، مقام‌های طالبان نیز شدیدترین حملات لفظی را متوجه اسلام‌آباد کردند.

با وجود این تنش‌ها، قطر و ترکیه از فروپاشی کامل گفت‌وگوها جلوگیری کردند و با تهیه اعلامیه مشترکی که بر تمدید آتش‌بس تاکید داشت، زمینه برگزاری دور سوم را فراهم کردند.

از اظهارات وزیر دفاع پاکستان برمی‌آید که ترکیه حافظ منافع اسلام‌آباد و قطر حافظ منافع طالبان شناخته شده است.

نارضایتی از سطح نمایندگان

اعلامیه پایانی دور دوم، نشان‌دهنده نارضایتی میانجی‌گران از سطح هیئت‌ها بود. بیشتر نمایندگان طالبان و پاکستان از چهره‌های رده‌سوم و چهارم بودند؛ مسئله‌ای که تصمیم‌گیری درباره منازعات پیچیده را دشوار کرد. نمایندگان دو طرف در جریان گفت‌وگوها ساعت‌ها سرگرم رای‌زنی با کابل و اسلام‌آباد بودند.

این در حالی است که حضور نمایندگان سطح بالا در نشست اول دوحه به نتیجه فوری منجر شد. از این‌رو انتظار می‌رود دور سوم با شرکت مقام‌های ارشد –به احتمال زیاد وزیران دفاع یا خارجه– برگزار شود تا شانس دستیابی به توافق افزایش یابد.

محور اختلاف

اختلاف اصلی بر سر حضور و فعالیت تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان است. اسلام‌آباد از طالبان خواسته تضمین کتبی ارائه کنند که از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان استفاده نشود، فعالیت تی‌تی‌پی متوقف شود و جنگجویان این گروه از مناطق مرزی به شمال افغانستان منتقل شوند. پاکستان خواستار راستی‌آزمایی تعهدات طالبان است.

پاکستان خواستار تروریستی اعلام‌کردن تحریک طالبان پاکستان توسط هبت‌الله آخندزاده رهبر طالبان افغانستان است. این درخواست با توجه به ریشه مشترک طالبان افغان و پاکستانی غیرعملی به نظر می‌رسد.

طالبان تاکید می‌کند که اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان را نمی‌دهد، اما تضمینی برای توقف کامل حملات داخل پاکستان نمی‌تواند ارائه کند. سخنگوی طالبان گفته تامین امنیت مرز ۲۶۰۰ کیلومتری – که بیشتر مناطق کوهستانی و جنگلی را دربر می‌گیرد – به نیروی انسانی و منابع مالی هنگفت نیاز دارد.

امضای توافقی که پایان حملات تی‌تی‌پی را تضمین کند، عملی نیست. طالبان نه اراده سیاسی و نه توان کنترول کامل بر جنگجویان تی‌تی‌پی را دارد. تی‌تی‌پی با چند بازیگر منطقه‌ای رابطه دارد و طالبان تنها یکی از آن‌هاست.

انتقال شبه‌نظامیان به شمال افغانستان

محور دیگر گفت‌وگوها، انتقال شبه‌نظامیان از مرزهای پاکستان به شمال افغانستان است. طالبان پیش‌تر بخشی از نیروهای تی‌تی‌پی را از ولایت‌های شرقی کنر، ننگرهار، پکتیا، پکتیکا و خوست به شمال و جنوب منتقل کرده‌اند. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد انتقال کامل صورت نگرفته یا برخی جنگجویان به مرزها بازگشته‌اند.

مقام‌های پاکستانی ادعا می‌کنند طالبان در ازای جابه‌جایی این نیروها ۳۵ میلیون دالر خواسته‌اند. سخنگوی طالبان نیز تایید کرده اجرای این طرح به منابع مالی هنگفت نیاز دارد.

با این حال، دو طرف باید بدانند که انتقال جنگجویان تحریک طالبان پاکستان مشکل را حل نمی‌کند، زیرا تغییر مکان اهداف و انگیزه‌های گروه را دگرگون نمی‌کند. این اقدام نگرانی‌هایی را درباره «تغییر جغرافیای جنگ» و «تغییر دموگرافیک» در بخش‌هایی از افغانستان برانگیخته است.

از سوی دیگر، انتقال جنگجویان به نزدیکی مرزهای تاجیکستان و اوزبیکستان می‌تواند زنگ خطر تازه‌ای برای مسکو، دوشنبه و تاشکند باشد و زمینه تنش‌های جدید را فراهم کند.

چشم‌انداز مذاکرات

با توجه به فشارهای منطقه‌ای، احتمال دستیابی به توافق در نشست سوم در استانبول وجود دارد؛ زیرا ترکیه و قطر که بر پاکستان و طالبان نفوذ دارند، اجازه نمی‌دهند مذاکرات بی‌نتیجه پایان یابد.

با این حال، مواضع و لحن طرفین نشان می‌دهد که رسیدن به توافق پایدار و جامع هنوز دور از دسترس است. از حملات دیپلوماتیک و لفاظی دو طرف برمی‌آید که روابط به آخرین مرحله بحران رسیده است.

در ماه‌های اخیر لحن مقام‌ها و رسانه‌های پاکستان تغییر کرده است. برخی مقام‌های پاکستانی حتی تهدید به سرنگونی طالبان کرده و نبود مشروعیت مردمی و قانون اساسی در افغانستان را برجسته کرده‌اند.

خبرنگاران نزدیک به ارتش و فعالان سیاسی پاکستان علیه طالبان فعال شده‌اند و از مخالفان طالبان حمایت و ستایش می‌کنند.

هم‌زمان، فعالان رسانه‌ای طالبان لحن تند و شدید علیه پاکستان و ارتش دارند و بیشتر از اصطلاحاتی مثل «پنجاب» و «ارتش پاکستان» استفاده می‌کنند. آنان می‌کوشند میان حکومت و مردم پاکستان تمایز قائل شوند.

ادبیات حکومتی پاکستان در برابر طالبان تغییر کرده است. وزارت خارجه پاکستان حکومت طالبان را «رژیم کابل» می‌نامد. این برخوردها نشان‌دهنده اوج تنش است و بیانگر آن‌که هر دو طرف به اصل مذاکره باور ندارند.

در مقابل، طالبان پاکستان را متهم می‌کنند که در پی تحقق پروژه‌ای خارجی است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفته ارتش پاکستان در تلاش برای ایجاد بحران است تا زمینه بازگشت امریکا به بگرام فراهم شود. او نیت اسلام‌آباد برای تحقق صلح را نیز زیر سؤال برده است.

از آن‌جا که اجرای خواست‌های پاکستان دشوار یا غیرممکن به نظر می‌رسد و طالبان نیز سابقه پایبندی به تعهدات ندارد، احتمال ادامه بحران میان دو طرف بالاست.

در این میان، طالبان تلاش کرده‌اند از تنش با پاکستان برای تقویت جایگاه داخلی خود بهره ببرند. اداره طالبان که پیشتر از نبود مشروعیت داخلی و حمایت داخلی رنج می‌برد با تحریک احساسات ناسیونالیسم افغانی تلاش کرده حمایت عمومی را جلب کند و هم‌زمان این روایت را در منطقه ترویج دهد که پاکستان در پی تحقق برنامه‌های امریکا در افغانستان است. این موضع باعث نزدیکی سیاسی بیشتر طالبان با کشورهایی مانند روسیه، ایران و دولت‌های آسیای میانه شده است.

با این حال، پاکستان همچنان بازیگر کلیدی و باتجربه در معادلات افغانستان است. اسلام‌آباد پیش‌تر در سقوط حکومت‌های کابل نقش داشته و اگر اراده کند، می‌تواند طالبان را با چالش‌های جدی مواجه کند.