پاکستان چگونه جغرافیای جنگ خود در افغانستان را هدف گرفت؟

تنشهای سیاسی میان پاکستان و افغانستان پیشینهای عمیق و تاریخی دارد. از نخستین روزهای تأسیس پاکستان، دولت افغانستان با طرح ادعاهای ارضی، مخالفت خود را با موجودیت این کشور ابراز داشت.

تنشهای سیاسی میان پاکستان و افغانستان پیشینهای عمیق و تاریخی دارد. از نخستین روزهای تأسیس پاکستان، دولت افغانستان با طرح ادعاهای ارضی، مخالفت خود را با موجودیت این کشور ابراز داشت.
این کشمکش سیاسی هرچند در سالیان متمادی عمدتاً در سطح لفاظیهای سیاسی باقی ماند، اما در دوره محمد داوودخان تحرکات نظامی محدودی در دو سوی مرز صورت گرفت که بدون درگیری پایان یافت.
در دهههای بعد نیز موضوع خط «فرضی دیورند» و ادعاهای ارضی همواره از سوی برخی سیاستمداران افغانستان مطرح میشد. با این حال، در تاریخ معاصر افغانستان، این دومین بار است که نیروی هوایی پاکستان از جمله کابل پایتخت را بمباران کرده است.
این حملات واکنشهای دوگانهای را در داخل افغانستان برانگیخته است. گروهی از مردم را به سمت حمایت از طالبان سوق داده و در مقابل، عدهای نیز بر این باورند که جنگ طالبان با پاکستان، لزوماً نماینده خواست و اراده مردم افغانستان نیست.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا طالبان این جنگ را در ادامه همان منازعه مرزی و سیاسی چندینساله با پاکستان به راه انداختهاند یا اینکه این درگیری ریشه در ادعاهای ارضی آنها دارد؟ پاسخ روشن است: خیر. زیرا تاکنون نه طالبان و نه پاکستان، عامل این درگیریها را موضوعات سرزمینی عنوان نکردهاند. آنچه بهعنوان دلیل اصلی حملات پاکستان مطرح شده، میزبانی و حمایت طالبان از گروههای تروریستی، بهویژه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) است. به همین دلیل پاکستان از زمان بهقدرت رسیدن طالبان در افغانستان، دستکم شش بار به خاک افغانستان حمله کرده است.
بنابراین میتوان گفت این درگیری، برخلاف تصور برخی سیاستمداران که با شعارهای قومیگرایانه و در لفافه ملیگرایی، آن را تلاشی برای بازپسگیری سرزمینهای آن سوی دیورند (مرزی که در سطح بینالمللی بهعنوان مرز رسمی دو کشور شناخته میشود) معرفی میکنند، در حقیقت دفاع طالبان از متحدان و حامیان منطقهای خود به منظور تداوم ستم داخلی است.
با این مقدمه، این مقاله تلاش دارد تا پیامها و پیامدهای امنیتی و سیاسی حملات اخیر پاکستان بر خاک افغانستان را مورد تحلیل قرار دهد.
الف) بررسی جغرافیای هدفگیری شده
اگرچه تا نگارش این مقاله، اطلاعات دقیق و رسمی از سوی رژیم طالبان یا دولت پاکستان درباره مکانهای هدفگیری شده منتشر نشده است، اما بررسی دادههای موجود در منابع باز نشان میدهد که تقریباً تمامی نقاط بمباران شده در بیست و چهار ساعت گذشته، از مراکز نظامی طالبان بوده است.
نکته قابل توجه اینکه برخلاف دوره قبلی حملات، طالبان تاکنون هیچ تصویر و ویدئویی از محل وقوع حملات منتشر نکردهاند. این سکوت رسانهای، این فرضیه را تقویت میکند که اهداف، نظامی بودهاند.
در دور قبلی که دو هدف ملکی در حوزههای چهارم و پانزدهم شهر کابل هدف قرار گرفتند، طالبان با سرعت زیادی به رسانهها اجازه تصویربرداری دادند تا روایتی را خلق نماید که پاکستان بر مراکز غیر نظامی و شهروندان ملکی حمله نموده تا مردم را به حمایت از خود بسیج کند.
از سوی دیگر، مراکز نظامی به دلیل محدودیتهای دسترسی، از دید شهروندان دور هستند و احتمال انتشار تصاویر دقیق توسط شهروند-خبرنگاران در شبکههای اجتماعی کمتر است. با این حال، تصاویر موجود که توسط شهروندان منتشر شده، مؤید آن است که مراکز نظامی اهداف اصلی این حملات بودهاند.
کابل: حداقل چهار حمله در کابل گزارش شده است. بررسیها نشان میدهد دو حمله در منطقه نوزدهم، داخل «گارنیزیون قول اردوی ۳۱۳ مرکزی» (که پیشتر فرقه ۱۱۱ بود) رخ داده است. یک حمله مرکز سوق و اداره را هدف قرار داده و دیگری به هنگر (انبار) که دیپوی عمومی قول اردو بوده، اصابت کرده است.
دو حمله دیگر بر «لوای اول پیاده قول اردوی ۳۱۳ مرکزی» در دارالامان انجام شده که یکی مرکز سوق و اداره و دیگری ورکشاپ و دیپوی این لوا را هدف گرفته است.

ننگرهار: در حمله دو روز پیش، نیروی هوایی پاکستان چند مرکز را در ولایت ننگرهار هدف قرار دادند. بر اساس اطلاعات موجود و گزارش سازمان ملل (یوناما)، در این حمله شماری از غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان کشته شدند. این رویداد با انتقاد گسترده شهروندان افغانستان و نهادهای بینالمللی مواجه شده است.
لغمان: «قول اردوی خالد ابن ولید» که پیشتر قول اردوی ۲۰۱ سیلاب نام داشت و مرکز آن در ولایت لغمان منتقل شده بود، مورد حمله قرار گرفت. بر اساس اطلاعات موجود، دستکم سه بمب به این مرکز اصابت کرده و تأسیسات مهم لجستیکی، سوق و اداره آن را هدف قرار داده است.
پکتیا: طبق اطلاعات موجود، «لوای سرحدی قول اردوی منصوری» (که قبلاً قول اردوی ۲۰۳ تندر نامیده میشد) در این ولایت با دستکم سه بمب هدف قرار گرفت. منابع محلی میگویند یکی از دیپوهای این لوا مورد اصابت قرار گرفته و تا لحظاتی پس از انفجار، صدای انفجارهای پیدرپی (احتمالاً ناشی از مهمات) شنیده میشده است.
پکتیکا: در ولایت پکتیکا دو محل هدف قرار گرفته است. در حمله شب گذشته، قرارگاه «لوای دوم قول اردوی ۲۰۳ منصوری» در منطقه ارگون و در حمله روز جمعه هشتم حوت، «لوای سرحدی» با دو بمب هدف گرفته شد.
قابل ذکر است که این لوا به دلیل موقعیت استراتژیک و تأسیسات بزرگ، یکی از مراکز مهم تحت امر شبکه حقانی است و سراجالدین حقانی در هر سفر به پکتیکا از آن بازدید میکرده و فرمانده آن نیز از افراد این شبکه میباشد.

قندهار: گزارشها از هدفگیری چند مرکز نظامی در قندهار حکایت دارد که از جمله آنها خانهای منسوب به ملا عمر بوده که بهصورت نظامی از آن استفاده میشده است.
پیام این حملات چیست؟
برخلاف حملات دور اول پاکستان، در این مرحله نیروی هوایی این کشور تقریباً بهطور کامل، قرارگاههای اصلی ارتش طالبان را هدف قرار داده است. نکته مهم اینکه در ولایات بررسی شده، هیچ مرکز پولیس در فهرست اهداف نبوده است. این دقت در انتخاب اهداف، پیامهای روشنی دارد.
هدف قرار دادن شریانهای حیاتی نظامی
حملات با دقت بالا، عمدتاً مراکز سوق و اداره، تأسیسات لجستیک و انبارهای مهمات نیروهای طالبان را نشانه رفته است. هدف از این راهبرد، فلج کردن یا تضعیف حداکثری توان عملیاتی و لجستیکی ارتش طالبان است. انهدام این مراکز باعث قطع زنجیره ارتباطات، بینظمی در سلسه فرماندهی، کمبود تسلیحات و تجهیزات در ارگانهای نظامی میشود و ضربهای جدی بر پیکره آنها وارد میآورد.
نمایش قدرت اطلاعاتی
ارتش طالبان با مشکلات جدی در زمینه تسلیحات و تجهیزات دستوپنجه نرم میکند و این حملات میتواند آسیبهای جبرانناپذیری در این حوزه به آنها وارد کرده باشد. مهمتر از خسارت مالی، پیام واضح این حملات به طالبان این است که دستگاه اطلاعاتی پاکستان به جزئیات دقیق ارگانها، زیرمجموعهها و موقعیت تأسیسات نظامی آنها دسترسی دارد و میتواند هر لحظه این مراکز را مورد اصابت قرار دهد. این هشدار بهطور ضمنی محل سکونت مسئولان ارشد طالبان را نیز در بر میگیرد.
پیامدهای این حملات چیست؟
در یک نگاه کلی، حمله به خاک افغانستان برای هیچ شهروند افغانستانی قابل قبول نیست و همه مردم در داخل و خارج از کشور نسبت به این وضعیت ابراز تأسف و نگرانی میکنند. اما مسئله اساسی اینجاست که افغانستان در مقطع حساس کنونی، تحت اداره گروهی با سابقه فعالیتهای شدیداً تروریستی و قوانین رادیکال و سختگیرانه است که زندگی را برای بسیاری از مردم به جهنم تبدیل کرده است.
پرسش اصلی این است که در چنین شرایطی چگونه باید با این وضعیت برخورد کرد؟ آیا باید بیتفاوت بود و تجاوز را نادیده گرفت؟ یا باید با طالبان همسو شد؟ این همسویی به چه قیمتی خواهد بود و آیا طالبان با توجه به جنایاتی که علیه مردم افغانستان مرتکب شدهاند و با حمایت از گروههای تروریستی، خود زمینهساز این حملات هستند، شایسته حمایت جمعی مردم افغانستان میباشند؟
اینها پرسشهایی است که تقریباً هر شهروند افغانستان از خود میپرسد. طالبان بهخوبی از این فضا آگاه هستند و با طرح موضوع تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و خطرناک نشان دادن اوضاع برای کشور، تلاش میکنند حمایت عمومی را جلب کنند.
حامیان طالبان نیز با شعارهایی نظیر اینکه «این جنگ مردم افغانستان با پنجاب است»، سعی در منحرف کردن افکار عمومی به نفع خود و نادیده گرفتن جنایات این گروه دارند.
درست یک روز پیش از این حملات، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، جامعه جهانی بهصورت یکپارچه انزجار خود را از ظلم طالبان در افغانستان ابراز کرد و افغانستان را «گورستان حقوق بشر» نامید.
در چنین شرایطی، آیا میتوان در صفی ایستاد که به تقویت طالبان بینجامد؟ به احتمال زیاد، این درگیری نظامی بهزودی پایان یابد، اما ظلم و ستم طالبان پایانپذیر نیست.
در بخش دیگری از تحلیل اطلاعات، بهوضوح دیده میشود که طالبان از وضعیت پیشآمده چندان ناراضی نیستند، حتی اگر به قیمت کشته شدن غیرنظامیان بیگناه و انهدام تجهیزات نظامی که سرمایه ملی مردم افغانستان است، تمام شود. چرا که در ازای آن، موجی از احساسات ملیگرایانه را به راه انداختهاند که حتی مخالفان دیروزشان از میان جنرالان، والیان و چهرههای دوران جمهوریت را با آنها همسو کرده است.
طالبان بهدنبال جذب این طیف از افراد هستند تا با استفاده از نقاب آنها، نمایشی از مشروعیت برای خود در عرصه داخلی و بینالمللی ترتیب دهند.
از جانب دیگر طوریکه دیده شد، طالبان صبح امروز به وقت محلی، از حملات پهپادی به مراکز نظامی در پاکستان خبر دادند. این موضوع وضعیت را پیچیدهتر میسازد.
طالبان پهپاد در اختیار نداشت و ندارد. این پهپاد از کجا و چگونه در اختیار طالبان قرار گرفته است. اگر چند موثریت این پهپادها چندان قوی نبوده و حتی در محل اصابت با توجه به تصاویر موجود تخریبات را به میان نیاورده است. اما نفس ورود پهپاد که قطعا یک نیرو سومی خارجی آنرا در اختیار طالبان قرارداده بازی را پیچیده تر میسازد.
براساس روابط منطقهای طالبان و ظرفیتهای موجود، تنها کشور که احتمال دارد در این زمینه طالبان را حمایت کرده باشد، هند است. هند تلاش دارد تا از فرصت پیش آمده پاکستان را در مرزهای شمالی و غربی شان مصروف ساخته تا تهدیدات را برمنافع ملی خود کاهش دهد. طالبان در این زمینه اشتباه استراتیژیک نموده و هزینه این اشتباه را مردم افغانستان خواهند پرداخت.
در نهایت میتوان گفت که دیپلماسی برای حل مسئله موجود میان پاکستان و طالبان به بن بست واقعی رسیده و طالبان نیز تمامی پلهای عقبی روابط خود با پاکستان را تخریب نموده و این مسئله به زودی و بدون به نتیجه رسیدن مطلوب آنهم به سود پاکستان، پایان پذیر نخواهد بود.
پاکستان هم در تلاش ایجاد یک اجماع منطقهای است تا کشورهای همسایه و منطقه را وارد یک گفتمان سرنوشت ساز در مورد افغانستان سازد و هم در بعد نظامی در تلاش شکست واقعی طالبان است. بدون شک در این مسیر پاکستان نیز آسیبپذیری های زیادی خصوصا از طریق گروههای همسو طالبان در داخل خاک خود دارد که تداوم آن برای آن کشور نیز هزینه بر خواهد بود.