• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر دفاع اسرائیل:‌ ممکن است به‌زودی برای رفع تهدیدهای تهران دوباره اقدام کنیم

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۹:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد که در حالی که اسرائیل از تلاش‌های دیپلوماتیک واشنگتن با تهران حمایت می‌کند، ممکن است «به‌زودی مجبور شود دوباره اقدام کند» تا «تهدیدهای وجودی» ناشی از جمهوری اسلامی را از بین ببرد.

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد که در حالی که اسرائیل از تلاش‌های دیپلوماتیک واشنگتن با تهران حمایت می‌کند، ممکن است «به‌زودی مجبور شود دوباره اقدام کند» تا «تهدیدهای وجودی» ناشی از جمهوری اسلامی را از بین ببرد.

او افزود که جمهوری اسلامی در طول یک سال گذشته ضربات بسیار شدیدی متحمل شده است، ضرباتی که آن را در همه حوزه‌ها سال‌ها به عقب رانده است.

وزیر دفاع اسرائیل اضافه کرد که ترامپ در هماهنگی با نتانیاهو، در حال رهبری تلاشی است برای تکمیل اهداف این کارزار به‌گونه‌ای که تضمین شود ایران دیگر برای نسل‌ها تهدیدی علیه موجودیت اسرائیل، ایالات متحده و جهان آزاد نخواهد بود.

در همین حال، شبکه ۱۲ اسرائیل اعلام کرد که اسرائیل در حالت آماده‌باش بالا قرار دارد و در حال افزایش آمادگی‌ها برای احتمال ازسرگیری درگیری با جمهوری اسلامی است.

براساس این گزارش، مقام‌های اسرائیلی احتمال فروپاشی مذاکرات میان واشنگتن و تهران را از اوایل هفته آینده محتمل می‌دانند.

پربازدیدترین‌ها

طالبان ازدواج کودکان را به رسمیت شناخت
۱

طالبان ازدواج کودکان را به رسمیت شناخت

۲

اصولنامه تفریق طالبان؛ منتقدان می‌گویند طلاق همسر به‌خاطر لمس کردن بستگان «خنده‌دار» است

۳

ترکیه برای «۲۰ هزار افغان» در بخش دامداری ویزای کاری صادر کرده است

۴

فرمان هبت‌الله درباره نکاح اجباری از طریق تماس‌های تلفنی پخش می‌شود

۵

درانی: مشکل افغانستان سیاسی است، نه نژادی و زبانی

•
•
•

مطالب بیشتر

تحلیل احمد ضیا مسعود؛ اولویت فدرالیسم نیست تقویت دولت ملی است

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۹:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
احمد ضیا مسعود

در نظام فدرال، تنها امور اداری و اقتصادی نیست که به واحدهای تشکیل‌دهنده کشور واگذار می‌شود، بلکه بخشی از اختیارات سیاسی نیز به آنها منتقل می‌شود.

به این معنی که مردم در واحدهای اداری از حق تصمیم‌گیری در حوزه‌های گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی برخوردارند و مسئولان اجرایی و سیاسی خود را مستقیماً انتخاب می‌کنند، نه آنکه مسئولان از سوی مرکز تعیین شوند.

در چنین ساختاری، حکومت مرکزی همچنان دارای جایگاه و مسئولیت‌های اساسی است، به‌ویژه در حوزه‌های سیاست خارجی، دفاع ملی، امنیت سراسری، سیاست‌های کلان اقتصادی و توزیع عادلانه منابع. همچنین، در موارد ضرورت، حکومت مرکزی می‌تواند پشتیبانی اقتصادی و امنیتی لازم را برای واحدهای فدرال فراهم سازد تا تعادل و انسجام ملی حفظ شود.

آنچه فدرالیسم را نسبت به ساختارهای متمرکز برجسته می‌سازد، کارآمدی آن در پاسخگویی به نیازهای محلی است. واحدهای فدرال به دلیل نزدیکی به واقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منطقه‌ای، بهتر می‌توانند نیازهای فوری و خاص مردم را تشخیص دهند و برای آنها راه‌حل‌های متناسب پیشنهاد کنند. این امر موجب افزایش سرعت تصمیم‌گیری، کاهش بوروکراسی و تقویت حس مسئولیت‌پذیری و مشارکت عمومی می‌شود.

فدرالیسم را می‌توان نوعی تقسیم کار ملی نیز دانست؛ ساختاری که در آن وظایف و مسئولیت‌ها میان مرکز و واحدهای فدرال به گونه‌ای توزیع می‌شود که هم وحدت کشور حفظ گردد و هم تنوع و پویایی مناطق مختلف مجال بروز یابد. این تقسیم کار بیشتر بر مبنای چشم‌انداز توسعه اقتصادی و اجتماعی طراحی می‌شود تا بر اساس ملاحظات صرفاً سیاسی یا قومی.

در نظام فدرال، هر واحد می‌تواند ترکیبی از گروه‌های مختلف قومی، زبانی و فرهنگی را در خود جای دهد. هدف اصلی، برجسته‌سازی یک هویت خاص نیست، بلکه ایجاد سازوکاری کارآمد برای پیشرفت، عدالت منطقه‌ای و مشارکت همگانی است. بنابراین فدرالیسم پیش از آنکه پروژه هویتی باشد، پروژه‌ای توسعه‌محور و مدیریتی است که می‌کوشد با توزیع متوازن قدرت، زمینه رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و تحکیم وحدت در عین کثرت را فراهم کند.

حالا ببینیم که فدرالیسم در افغانستان به چه شکلی و با سپری شدن کدام مراحل می‌تواند تحقق یابد.

بحث درباره فدرالیسم در افغانستان اغلب بدون توجه به پیش‌شرط‌های نهادی و اجتماعی آن مطرح می‌شود. این مقاله با رویکردی تطبیقی نشان می‌دهد که فدرالیسم یک «ساختار نهایی» نیست، بلکه نتیجه یک فرایند طولانی دولت‌سازی و تمرکززدایی تدریجی است. با مقایسه تجربه کشورهایی مانند برازیل، عراق و اتیوپیا، استدلال می‌شود که در شرایط کنونی افغانستان، گذار مستقیم به نظام فدرال می‌تواند به تشدید واگرایی سیاسی منجر شود، مگر آنکه مراحل مقدماتی دولت‌سازی طی شده باشد.

فدرالیسم در ادبیات علوم سیاسی به عنوان شکلی از تقسیم حاکمیت میان سطوح ملی و محلی تعریف می‌شود. برخلاف تصور رایج، فدرالیسم صرفاً یک ابزار «تقسیم قدرت» نیست، بلکه یک نظام نهادی پیچیده و نیازمند ظرفیت‌های بالای حکمرانی است.

در افغانستان، به دلیل تنوع قومی، ضعف نهادهای مرکزی و تجربه تاریخی دولت‌های شکننده، بحث فدرالیسم بیشتر جنبه سیاسی-هویتی یافته تا نهادی- توسعه‌ای. این مقاله بررسی می‌کند که آیا فدرالیسم در چنین بستری قابل اجراست یا نیازمند مراحل مقدماتی است.

تمایز مفهومی: فدرالیسم و تمرکززدایی

در علوم سیاسی باید میان دو مفهوم تمایز قائل شد:

تمرکززدایی: انتقال اختیارات اداری و مالی از دولت مرکزی به سطوح پایین‌تر، بدون تغییر در ساختار حاکمیت.

• فدرالیسم: تقسیم رسمی و قانون اساسی‌شده حاکمیت میان دولت مرکزی و واحدهای فدرال. بنابراین، فدرالیسم مرحله‌ای از تمرکززدایی نیست، بلکه یک نوع خاص از معماری دولت است که نیازمند زیرساخت‌های نهادی پایدار است.

تجربه تطبیقی کشورها

برازیل: فدرالیسم پس از نهادسازی تدریجی

در برازیل، فدرالیسم در بستر یک دولت نسبتاً تثبیت‌شده شکل گرفت. ابتدا تمرکززدایی مالی رخ داد، سپس قانون اساسی ۱۹۸۸ اختیارات سیاسی و اداری را تثبیت کرد. نکته مهم این است که فدرالیسم در برازیل بر پایه دولت بوروکراتیک نسبتاً کارآمد بنا شد، نه در شرایط فروپاشی نهادی.

عراق: فدرالیسم در شرایط پس از بحران

در عراق، فدرالیسم پس از ۲۰۰۳ و در شرایط اشغال خارجی و فروپاشی نظم قبلی شکل گرفت. نتیجه آن، ایجاد اقلیم کردستان با خودمختاری بالا بود. با این حال، ضعف هویت ملی و رقابت بر سر منابع نفتی باعث شد که فدرالیسم به جای تثبیت وحدت، به مدیریت تنش‌های دایمی تبدیل شود.

اتیوپیا: فدرالیسم قومی و واگرایی

اتیوپیا نمونه‌ای از فدرالیسم مبتنی بر قومیت است. اگرچه این مدل در ابتدا برای مدیریت تنوع طراحی شد، اما در غیاب هویت ملی مشترک و نهادهای قوی، به افزایش تنش‌های قومی و درگیری‌های داخلی انجامید.

وضعیت ساختاری افغانستان

افغانستان دارای ویژگی‌های زیر است:

• هویت ملی ضعیف و چندلایه

• اقتصاد وابسته

• امنیت ناپایدار

• شکاف‌های قومی و منطقه‌ای فعال

 این شرایط نشان می‌دهد که افغانستان در مرحله اولیه دولت‌سازی قرار دارد، نه در مرحله طراحی ساختار فدرال.

پیش‌شرط‌های ضروری برای فدرالیسم در افغانستان

 برای این که فدرالیسم در افغانستان به یک نظام پایدار تبدیل شود، باید مراحل زیر طی شود:

اول: تقویت دولت ملی

ایجاد ارتش ملی غیرقومی، نظام قضایی مستقل، بوروکراسی حرفه‌ای و مستقل و غیرسیاسی.

دوم: توسعه تمرکززدایی اداری (نه سیاسی)

واگذاری خدمات آموزشی، بهداشتی و شهری، ایجاد ظرفیت مدیریتی در ولایت‌ها، افزایش شفافیت مالی محلی.

سوم: اصلاح نظام مالی، ایجاد نظام مالیاتی کارآمد، توزیع عادلانه منابع ملی، کاهش وابستگی کامل به مرکز یا کمک خارجی.

چهارم: شکل‌گیری هویت ملی مشترک حداقلی

آموزش عمومی فراگیر، رسانه ملی غیرقومی، تقویت روایت مشترک تاریخی-سیاسی.

پنجم: نهادسازی دموکراتیک پایدار

انتخابات آزاد و منظم، احزاب فراگیر ملی، نظام نظارتی مستقل.

سناریوی گذار پیشنهادی

 با توجه به تجربه کشورها، مسیر پیشنهادی برای افغانستان چنین است:

• مرحله اول: تمرکززدایی اداری (کوتاه‌مدت)

هدف: بهبود خدمات عمومی بدون تغییر ساختار قدرت.

• مرحله دوم: تمرکززدایی مالی و نهادی (میان‌مدت)

هدف: افزایش ظرفیت ولایت‌ها و شفافیت بودجه.

• مرحله سوم: نهادسازی ملی پایدار (میان‌مدت تا بلندمدت)

هدف: تثبیت دولت مرکزی کارآمد.

• مرحله چهارم (در صورت تحقق پیش‌شرط‌ها): بررسی فدرالیسم محدود

هدف: تقسیم رسمی قدرت در چارچوب قانون اساسی پایدار.

آیا فدرالیسم در افغانستان راه‌حل است؟ 

یافته‌های تطبیقی نشان می‌دهد که فدرالیسم در کشورهایی با ویژگی‌های مشابه افغانستان، زمانی موفق بوده که دولت مرکزی قبلاً تثبیت شده باشد، هویت ملی حداقلی وجود داشته باشد و اقتصاد نسبتاً متنوع باشد. 

در غیر این صورت، فدرالیسم می‌تواند به نهادینه شدن شکاف‌های قومی و جغرافیایی منجر شود.

فدرالیسم در افغانستان نه یک «مرحله بعدی طبیعی»، بلکه یک «گزینه نهادی پیچیده» است که تنها پس از طی مراحل دولت‌سازی قابل بررسی است. تجربه کشورهایی مانند برازیل، عراق و اتیوپیا نشان می‌دهد که موفقیت یا شکست فدرالیسم به وجود یا فقدان نهادهای ملی قوی بستگی دارد، نه صرفاً به طراحی حقوقی آن.

بنابراین، در شرایط کنونی افغانستان، اولویت باید نه فدرالیسم، بلکه تقویت دولت ملی همراه با تمرکززدایی تدریجی و نهادمند باشد.

تمرکز بر کمک‌های انسانی؛ رحمان‌الله گربز ستاره کریکت افغانستان بنیاد خیریه تأسیس کرد

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۸:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

در مراسم افتتاح این بنیاد، شماری از مقام‌های ورزشی، بازیکنان پیشین تیم ملی کریکت و مسئولان کریکت‌بورد افغانستان حضور داشتند. رحمن‌الله گربز، ملی‌پوش کریکت افغانستان نیز در این برنامه اشتراک کرده و در مورد اهداف و فعالیت‌های این نهاد سخنرانی کرد.

بر بنیاد معلومات ارائه‌شده، فعالیت‌های این بنیاد خیریه بر کمک به نیازمندان، فراهم‌سازی فرصت‌های آموزشی برای کودکان و جوانان و همچنان کار در بخش‌های آموزش و تربیه، کمک‌های اضطراری، ترویج ورزش، خدمات صحی و توانمندسازی نسل جوان متمرکز خواهد بود.

رحمن‌الله گربز در این مراسم گفت: «هدف همه ما این است که دست‌به‌دست هم داده و برای آبادانی افغانستان تلاش کنیم.»

100%
100%

شرکت‌های هوایی افغانستان با کمبود سوخت مواجه شدند

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۷:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

در پی جنگ ایران و بسته‌ شدن تنگه هرمز، شرکت‌های هوایی افغانستان از جمله آریانا و کام‌ایر با کمبود شدید سوخت روبرو شده‌اند. نمایندگان این شرکت‌ها روز پنجشنبه با نورالدین عزیزی، وزیر تجارت طالبان، درباره حل این بحران گفت‌وگو کردند.

وزارت صنعت و تجارت طالبان روز پنجشنبه اعلام کرد که نورالدین عزیزی بر لزوم کنترول قیمت تکت‌های هواپیما در داخل کشور تاکید کرده است. او با اشاره به روند انتقال حاجیان به عربستان سعودی، از شرکت‌های هوایی خواست تا تسهیلات لازم را برای مسافران فراهم کنند.

تا این لحظه، شرکت‌های آریانا افغان و کام‌ایر درباره ابعاد دقیق این کمبود و تاثیر آن بر پروازها جزئیات بیشتری منتشر نکرده‌اند.

صنعت هوانوردی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت با چالش‌های متعددی از جمله محدودیت‌های بین‌المللی، مشکلات فنی و مسائل مالی روبرو بوده است. در همین حال، بحران و جنگ اخیر در خاورمیانه، تامین سوخت هواپیما را در سطح جهانی با مشکل مواجه کرده است.

این مشکل بخشی از یک بحران جهانی است که اروپا و آسیا را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

صدها مهاجر افغان در پشت مرزهای بسته در پاکستان گیر مانده‌اند

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۷:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

صدها مهاجر افغان از جمله زنان و کودکان، به علت بسته ماندن مرز در تورخم در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برند. به علت پایان نیافتن درگیری میان طالبان و پاکستان، نگرانی‌ها درباره سرنوشت و امنیت این مهاجران افزایش یافته است.

حکومت پاکستان روند اخراج مهاجران افغان را شدت بخشیده و اعلام کرده است که تمامی اتباع افغانستان، به‌جز دارندگان مدارک قانونی، باید این کشور را ترک کنند. از سال ۲۰۲۳ تاکنون بیش از دو میلیون مهاجر افغان از مجموع حدود سه میلیون نفر به افغانستان بازگردانده شده‌اند. بسیاری از آنان نسل دوم و سوم مهاجرانی هستند که دهه‌ها پیش به پاکستان پناه برده بودند.

به نقل از رویترز، در گذرگاه تورخم، پناهجویان روزهاست در انتظار اجازه عبور از مرز هستند. این در حالی است که درگیری‌های تازه میان دو طرف، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است.

مقام‌های پاکستان اعلام کرده‌اند در حملات راکتی اخیر از خاک افغانستان به وزیرستان جنوبی، شماری از غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، زخمی شده‌اند. طالبان این اتهامات را رد کرده و ناامنی را مسئله داخلی پاکستان دانسته‌اند.

صالحه بی‌بی، زن ۴۰ ساله‌ای که هرگز افغانستان را ندیده، از جمله افرادی است که در مرز منتظر بازگشت است. او به رویترز گفت: «هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم روزی مجبور به ترک پاکستان شویم.» او با اشاره به نگرانی‌هایش درباره آینده فرزندانش افزود: «با دل شکسته برمی‌گردیم.»

به گفته او، نبود فرصت‌های آموزشی برای کودکان در افغانستان، بزرگ‌ترین دغدغه‌اش است. صالحه بی‌بی مادر هفت فرزند است و می‌گوید امنیت و آینده آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

در همین حال، صف‌های طولانی از لاری‌ها و موترهای حامل پناهجویان در دو سوی جاده‌های منتهی به مرز دیده می‌شوند. برخی از این خانواده‌ها بیش از ۱۰ روز در انتظار عبور مانده‌اند.

برهان‌خان، جوان ۲۴ ساله، می‌گوید خانواده‌اش بیش از ۱۲ روز است که در مرز منتظرند. او هشدار می‌دهد که ادامه درگیری‌ها می‌تواند وضعیت پناهجویان را وخیم‌تر کند. به گفته وی، «زنان و کودکان نزدیک به دو هفته است که داخل موترها مانده‌اند.»

با افزایش تنش‌ها میان طالبان و پاکستان، سرنوشت هزاران پناهجوی افغان که ناچار به بازگشت به کشوری با وضع ناپایدار هستند، همچنان نامعلوم باقی مانده است.

شهردار نیویارک می‌گوید بریتانیا الماس کوه‌ نور را به هند برگرداند

۱۰ ثور ۱۴۰۵، ۱۷:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

زهران ممدانی، شهردار نیویارک می‌گوید اگر دیداری خصوصی با چارلز سوم، پادشاه بریتانیا می‌داشت، از او می‌خواست که الماس «کوه نور» را به هند بازگرداند.

الماس ۱۰۵ قیراطی کوه نور که مشهورترین قطعه الماس جهان است و داستانی پرمناقشه و تاریخی دارد، در حال حاضر بر روی تاج ملکه مادر (الیزابت) نصب است.

کاخ سلطنتی بریتانیا از اظهار نظر درباره سخنان زهران ممدانی خودداری کرده است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که چارلز سوم، پادشاه بریتانیا به همراه همسرش کامیلا، برای یک سفر رسمی چهارروزه به امریکا رفته و از شهر نیویارک نیز دیدن کردند.

زهران ممدانی، شهردار نیویارک ساعاتی پیش از دیدارش با پادشاه بریتانیا گفته بود: «اگر قرار بود با پادشاه صحبت کنم، احتمالا او را تشویق می‌کردم که الماس کوه نور را بازگرداند.»

او پس از این اظهارات با پادشاه دیدار کرد، اما مشخص نیست که آیا این موضوع را در جریان ملاقاتش مطرح کرده است یا خیر.

به گزارش پولیتیکو، باورهای سوسیالیسم دموکراتیک او، آشنایی زودهنگام با دیدگاه‌های پدرش درباره سیاست افریقا و همچنین پیامدهای استعمار بریتانیا، از عوامل اصلی شکل‌گیری موضع سرد او در برابر خاندان سلطنتی است.

الماس کوه نور یکی از مشهورترین جواهرات تاریخی جهان است که گفته می‌شود از معادن گلکنده در هند به‌دست آمده و قدمت آن به چندین قرن پیش بازمی‌گردد.

حکومت هند بارها خواستار بازگرداندن کوه نور شده و این الماس را «اثری هنری و ارزشمند با ریشه‌هایی محکم در تاریخ» کشورش خوانده است. بسیاری از هندی‌ها، تملک این قطعه جواهر توسط بریتانیا را نمادی از چپاول و بی‌عدالتی دوران استعمار می‌دانند.

دیوید کامرون، نخست وزیر پیشین بریتانیا در سال ۲۰۱۳ گفته بود که بازگرداندن این الماس کار «عاقلانه‌ای» نیست.

کوه نور قرن‌ها دستخوش فتوحات و دسیسه‌های بی‌شمار بوده و میان شاهزادگان مغول، جنگجویان ایرانی، حاکمان افغان و مهاراجه‌های پنجابی دست‌به‌دست شده است.

این سنگ در اصل از معادن گلکنده هند به دست آمد و زمانی که در سال ۱۸۴۹ بر اساس یک معاهده تحمیلی پس از جنگ بریتانیایی‌ها و سیک‌ها به بریتانیا واگذار شد، ۱۸۶ قیراط وزن داشت. دلیپ سینگ، حاکم سیک، پس از آنکه مادرش به زندان افکنده شد، ناچار به امضای این معاهده گردید.

با این حال، تراش سنتی این الماس در «نمایشگاه بزرگ» لندن در سال ۱۸۵۱ نتوانست نظر بازدیدکنندگان را جلب کند. از همین رو، دوباره به صورت بیضوی و درخشان تراش خورد تا بر درخشش آن افزوده شود که به همین علت حدود ۴۰ درصد از وزن خود را از دست داد.

کوه نور در حال حاضر بر روی تاج ملکه مادر (الیزابت) قرار دارد. ملکه الیزابت این تاج را در سال ۱۹۳۷ برای مراسم تاج‌گذاری همسرش، جورج ششم، پادشاه بریتانیا بر سر گذاشت. او بعدها در مراسم تاج‌گذاری دخترش، ملکه الیزابت دوم نیز از این تاج استفاده کرد.

در مراسم تاج‌گذاری ملکه کامیلا، از این الماس جنجالی استفاده نشد، چرا که گفته می‌شد به‌کارگیری آن ممکن است به تنش‌های دیپلوماتیک با هند دامن بزند. در عوض، او با تاج ملکه مری که به همین منظور از برج لندن بیرون آورده شده بود، تاج‌گذاری کرد.