دیپلومات دلیل دعوت از طالبان به بروکسل بهرغم تضاد ارزشها را افزایش نفوذ راستگرایان در این اتحادیه، جنگ اوکراین، تغییر سیاست امریکا و فشار اقتصادی ناشی از مهاجرت عنوان کرد.
این مقاله تاکید دارد که اختصاص بودجه هنگفت برای ادغام و مدیریت مهاجرت در اروپا، تهدید تروریسم، تغییر رویکرد امریکا نسبت به طالبان و اهمیت کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا سبب راهبرد عملگرایانهتر این اتحادیه نسبت به طالبان شده است.
در مقاله آمده است که موج مهاجرت تأثیر چشمگیری بر اقتصاد اروپا گذاشته است. این اتحادیه برای مدیریت مهاجرت و مرزها از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۷ حدود ۲۲.۷ میلیارد یورو اختصاص داده است. این رقم نسبت به دوره ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ بیشتر از دو برابر افزایش یافته است.
مقاله تصریح میکند که جایگاه احزاب راستگرا و مخالف مهاجران در سراسر اروپا تقویت شده و این امر دولتها را وادار کرده با طالبان درباره اخراج «مهاجران مجرم» و افرادی که درخواست پناهندگی شان رد شده، گفتوگو کند.
کمیسیون اروپا تایید کرده است که با همکاری مقامات سویدن در حال برنامهریزی برای میزبانی از نشستهای فنی با هیئتی از طالبان در پایتخت بلجیم در جریان تابستان پیشرو است. هرچند تاریخ دقیق سفر هیئت طالبان به بروکسل تاکنون نهایی نشده است.
اسلامخان غفوریف و فرخ تاشبیکیف، نویسندگان این مقاله نوشتند که اروپا به مدت ۲۰ سال در چارچوب مأموریت ناتو در افغانستان حضور فعال داشت، اما از سال ۲۰۲۱ به بعد، اتحادیه اروپا موضعی بهوضوح منفعلانه در قبال افغانستان اتخاذ کرده است. این اتحادیه، همانند ایالات متحده، از تعامل مستقیم با طالبان خودداری کرد.
نویسندگان مقاله باور دارند که با بازگشت دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا به قدرت، سیاست ایالت متحده درباره تعامل با طالبان فعالتر شده و این امر اروپا را واداشته راهبرد عملگرایانهتری نسبت به این گروه اتخاذ کند.
سکوت اروپا درباره طالبان
اسلامخان غفوریف و فرخ تاشبیکیف نوشتند که وضعیت وخیم زنان و دختران و حقوق بشر در افغانستان در تضاد با ارزشهای اتحادیه اروپاست. به باور نویسندگان، این اتحادیه به دلیل سیاستهای سختگیرانه طالبان ترجیح داده بود تعامل با این گروه را به حداقل برساند.
در سال ۲۰۲۲ همه کشورهای اروپایی از قطعنامه سازمان ملل درباره افغانستان حمایت کردند که از اداره طالبان میخواست فوراً محدودیتهای سختگیرانه علیه زنان و دختران را لغو کند. در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز پارلمان اروپا قطعنامههایی را در محکومیت سرکوب نظاممند زنان و نقض مداوم حقوق بشر از سوی طالبان تصویب کرد و این وضعیت را «آپارتاید جنسیتی» نامید.
دعوت از نمایندگان طالبان به اروپا با موج بزرگی از انتقادهای قانونگذاران و نهادهای حقوق بشری در این اتحادیه به همراه بوده است. نمایندگان پارلمان اروپا اخیر پس از صدور قطعنامهای درباره افغانستان از شورا و کمیسیون اروپا خواستند دعوت از طالبان به بروکسل را لغو کنند.
مقاله تاکید کرده که در چنین فضایی، اگر دولتهای اروپایی با طالبان تعامل میکردند، افکار عمومی در داخل علیه آنها شکل میگرفت. در اروپا، اصول دموکراتیک اهمیت زیادی دارند و مسائل اجتماعی داخلی میتوانند بهراحتی به بحثهای گستردهای تبدیل شوند که پیامدهای سیاسی مستقیم به همراه دارند.
نویسندگان مقاله معتقدند که گفتوگو با طالبان میتواند به معنای عقبنشینی اروپا از مجموعهای گستردهتر از اصول این قاره باشد. اروپا به مدت ۲۰ سال برای دموکراسی و حقوق بشر در افغانستان مبارزه کرده است و دوستی با طالبان به معنای فاصله گرفتن از تعهدات بنیادین این اتحادیه است.
مجله دیپلومات نوشت پایبندی به لیبرالیسم و ارزشهای بنیادی آن همچنان برای اروپا در اولویت قرار دارد و دنبال کردن سیاستی مغایر با این ارزشها کار آسانی نیست. مقاله همچنین میافزاید که جنگ اوکراین نیز، بر تعیین اولویتهای اروپا را نقش داشت. اروپا با مسائل فوریتر در نزدیکی مرزهای خود مواجه شد و مسائل خاورمیانه و افغانستان در حاشیه قرار گرفت.
این مقاله علاقهمندی اروپا به کریدور تجارتی هند- خاورمیانه- اروپا را یکی دیگر از دلایلی دانسته که سبب راهبرد عملگرایانه و افزایش تعامل این اتحادیه با طالبان شده است. این کریدور میتواند زمان ترانزیت را تا ۴۰ درصد کاهش دهد و هزینههای لجستیکی را نزدیک به ۳۰ درصد پایین بیاورد.
گام بعدی اروپا چه خواهد بود؟
با این حال، نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که رویکرد اروپا در قبال افغانستان به سمت عملگرایانهتر حرکت کند؛ رویکردی که تحت تأثیر شرایط ژئوپلیتیکی کنونی و بهویژه افزایش نفوذ کشورهایی مانند چین، هند و تا حدی فزاینده ایالات متحده در تعامل با طالبان شکل خواهد گرفت.
اسلامخان غفوریف و فرخ تاشبیکیف نوشتند یکی از عواملی که میتواند توجه اروپا را دوباره به افغانستان جلب کند، تهدید تروریسم است. افغانستان همچنان یکی از مراکز فعالیت گروههای تروریستی است و با وجود وعدههای طالبان برای مهار این گروهها، سازمانهایی مانند داعش خراسان و القاعده همچنان در این کشور فعالاند. این موضوع منبع دائمی نگرانی برای اروپاست؛ زیرا بیم آن وجود دارد که این گروهها بتوانند حملاتی در مقیاسهای مختلف در خاک اروپا انجام دهند.
نویسندگان این مقاله باور دارند که اروپا ناگزیر بهعنوان بخشی از تلاشهای خود برای مقابله با تهدید تروریسم، تحولات این منطقه را زیر نظر خواهد داشت و دقیقاً به همین علت است که کمکهای بشردوستانه به افغانستان را ادامه داده است.
در مقاله آمده است که اتحادیه اروپا از طریق کمکهای بشردوستانه تلاش میکند ارتباط خود را با مردم افغانستان و نهادهای جامعه مدنی حفظ کند؛ زیرا اروپا بر این باور است که مقابله با تروریسم مستلزم تقویت توسعه اجتماعی و اقتصادی در افغانستان است.
با این حال، مجله دیپلومات خاطرنشان کرده که اگر اروپا راهبردی روشن و عملگرایانه در قبال افغانستان تدوین کند، روند ادغام این کشور در جامعه بینالمللی بهطور قابل توجهی شتاب خواهد گرفت. به نقل از دیپلومات، مسیر افغانستان برای دستیابی به شناسایی بینالمللی و مشارکت گستردهتر در جامعه جهانی، تا حد زیادی به رویکردی بستگی دارد که اتحادیه اروپا در پیش خواهد گرفت.