سالها محرومیت دختران؛ افغانستان ۲۰۳۰ چگونه جایی خواهد بود

دختری که در سال ۱۴۰۱ باید وارد صنف هفتم میشد، اکنون حدود ۱۷ یا ۱۸ سال دارد. اگر همهچیز مطابق روال پیش میرفت، امروز باید مکتب را تمام میکرد و برای آزمون کانکور آماده میشد.

دختری که در سال ۱۴۰۱ باید وارد صنف هفتم میشد، اکنون حدود ۱۷ یا ۱۸ سال دارد. اگر همهچیز مطابق روال پیش میرفت، امروز باید مکتب را تمام میکرد و برای آزمون کانکور آماده میشد.
اما پنج سال ممنوعیت آموزش، مسیر زندگی او را تغییر داده است. او هنوز سند صنف دوازدهم ندارد و راهش به دانشگاه و بسیاری از فرصتهای شغلی بسته مانده است.
اگر ممنوعیت آموزش دختران ادامه یابد، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود هزاران آموزگار، داکتر و قابله زن روبهرو خواهد شد و پیامدهای آن آموزش، اقتصاد و نظام صحی کشور را دگرگون میکند.
این گزارش بررسی میکند که پیامد این محرومیت تا سال ۲۰۳۰ بر آموزش، صحت، اقتصاد، بازار کار، نسل زنان متخصص و کودکانی که زیر دست مادران محروم از دانش بزرگ میشوند، چه خواهد بود.
صدها هزار زن و دختر محروم
گزارشهای یونسکو و یونیسف، دو نهاد متعلق به سازمان ملل، نشان میدهد که اکنون دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر نوجوان در افغانستان از آموزش متوسطه محروماند.
یونیسف برآورد کرده است که هر سال ادامه این ممنوعیت، حدود ۲۵۰ هزار دختر دیگر را نیز از ادامه تحصیل بازمیدارد. اگر این روند متوقف نشود، تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو میلیون دختر دیگر نیز از آموزش فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند ماند.
میرویس بلخی، وزیر معارف حکومت پیشین افغانستان، میگوید که ادامه این وضعیت شکاف علمی میان زنان و مردان و همچنین فاصله علمی افغانستان با جهان را هر سال عمیقتر میکند.
به گفته او، این شکاف میان زنان و مردان و میان افغانستان و جهان گستردهتر میشود.
آقای بلخی میگوید که حذف دختران، کاهش شمار آموزگاران زن، محدودبودن آموزشهای بدیل و گسترش آموزش ایدیولوژیک، ظرفیت علمی و تربیتی افغانستان را ضعیف کرده است.
آقای بلخی باور دارد که معارف افغانستان دچار «سقوط ساختاری» شده، طالبان مفهوم آموزش را بیشتر به سواد ابتدایی خواندن و نوشتن محدود کرده و بسیاری از کودکان همین مهارتهای پایه را نیز به دست نمیآورند.
عبدالغفور آرزو، سفیر پیشین افغانستان در تاجیکستان نیز به افغانستان اینترنشنال گفت دشمنی با دانش ممکن است در درازمدت پایدار نماند، اما میتواند سالها مانع پیشرفت یک جامعه شود.
آقای آرزو گفت که افغانستان به دلیل محدودیتهای طالبان بر زنان، تا سال ۲۰۳۰ به سوی عقبماندگی عمیقتر و تاریکی بیشتر میرود و دستاوردهای مدنی و علمی آن از بین میرود.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که افغانستان پیش از بازگشت طالبان مسیر متفاوتی را طی میکرد. شمار دانشجویان زن که در سال ۲۰۰۱ حدود پنج هزار نفر بود، تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسید. بسیاری از آنان تنها چند ماه با فراغت از دانشگاه فاصله داشتند.
اکنون آن روند متوقف شده است. حتا اگر دانشگاهها دوباره باز شوند، نسلی که قرار بود میان سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۰ وارد بازار کار شود، دیگر وجود نخواهد داشت. نخستین نشانههای این خلأ، در بخشهای آموزش و صحت آشکار خواهد شد.
یونسکو نگرانی فراتر از چهار سال آینده را مطرح کرده و گفته است که توقف آموزش عالی زنان، در صورت ادامه، تا سال ۲۰۶۶ حدود ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دالر از ظرفیت اقتصادی افغانستان خواهد کاست.
این رقم نزدیک به دو سوم تولید ناخالص داخلی کنونی کشور است.
بررسی تازه یونیسف نشان میدهد که در صورت ادامه محدودیتها، افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ هزار آموزگار زن را در اثر بازنشستگی و مهاجرت از دست بدهد.
این نهاد همزمان از احتمال ازدسترفتن پنج هزار و ۴۰۰ کارمند صحی زن هشدار داده است. مجموع این افراد نزدیک به یکچهارم نیروی زن شاغل در این دو بخش در سال ۲۰۲۱ است.
چه کسی زنان افغانستان را تداوی خواهد کرد؟
محدودیت آموزش دختران تنها صنفهای درس را خالی نکرده است. این تصمیم روند تربیت هزاران داکتر، قابله، نرس و دیگر کارکنان صحی زن را نیز متوقف کرده است، آن هم در حالی که نظام صحی افغانستان بیش از هر زمان دیگر به حضور آنان نیاز دارد.
در بسیاری از مناطق افغانستان، بهویژه روستاها، زنان تنها به مراکز صحی مراجعه میکنند که کارکنان زن داشته باشند. در نتیجه، کمبود داکتر و قابله زن تنها یک مشکل آموزشی نیست، بلکه مستقیماً بر دسترسی میلیونها زن به خدمات صحی اثر میگذارد.
طالبان در سال ۲۰۲۳ آموزش زنان در انستیتوتهای طبی را نیز متوقف کرد.
داکتر عبدالحکیم تمنا، رییس پیشین صحت عامه هرات و کارشناس ارشد صحت عامه، میگوید بحران نظام صحی بسیار زودتر از سال ۲۰۳۰ خود را نشان خواهد داد.
او میگوید شماری از کارمندان صحی زن به سن بازنشستگی میرسند. گروهی به دلیل محدودیتها و دشواری زندگی مهاجرت میکنند و شماری نیز زیر فشارهای کاری وظیفه خود را ترک خواهند کرد.
به گفته او، مشکل اصلی این است که زنی برای جانشینی آنان آموزش نمیبیند.
افزایش مرگ مادران و نوزادان
افغانستان اکنون یکی از بالاترین میزانهای مرگومیر مادران را در جهان دارد.
سازمان جهانی بهداشت میگوید در افغانستان هر دو ساعت یک زن در هنگام زایمان جان میدهد.
یونیسف هشدار داده است که کمشدن زنان داکتر و قابله میتواند به یک هزار و ۶۰۰ مرگ بیشتر مادران و بیش از سه هزار و ۵۰۰ مرگ بیشتر نوزادان منجر شود.
داکتر تمنا میگوید نبود کارمند صحی زن، زنان را از خدمات بارداری و زایمان، درمان بیماریها و مراقبتهای پیشگیرانه محروم میکند.
به گفته او، افزایش مرگ مادران، مرگ نوزادان و معلولیت زنان، خانوادهها را نیز از هم میپاشد. کودکی که مادرش را هنگام زایمان از دست میدهد، با خطرهای بیشتری در زمینه تغذیه، صحت، آموزش و حمایت خانوادگی روبهرو میشود.
او دورنمای نظام صحت در سال ۲۰۳۰ را با ادامه وضعیت کنونی «فاجعه انسانی» میخواند و میگوید که هزینه بیماری، مرگ و معلولیت زنان میتواند در درازمدت به دهها میلیارد دالر برسد.
سازمان جهانی صحت میگوید نزدیک به نیمی از مرگها در افغانستان بر اثر بیماریهای غیرواگیر رخ میدهد و سهم این بیماریها تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت.
با این حال، طالبان نمیگذارد که زنان در رشتههای قابلگی و پرستاری درس بخوانند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد برآورد کرده است که اگر ممنوعیت آموزش دختران ادامه یابد، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۸ هزار قابله و بیش از هفت هزار داکتر زن کمتر از میزان مورد نیاز خواهد داشت. این کمبود، ظرفیت نظام صحی را برای ارائه خدمات به میلیونها زن کاهش میدهد.
اقتصاد افغانستان مردانهتر میشود
کارشناسان میگویند ممنوعیت آموزش زنان، اقتصاد افغانستان را برای سالها تحت تأثیر قرار خواهد داد. کشوری که نیمی از جمعیت آن از آموزش و بسیاری از فرصتهای شغلی محروم باشد، بخش بزرگی از ظرفیت تولید، نوآوری و رشد اقتصادی خود را از دست میدهد.
یک استاد دانشکده اقتصاد در یکی از دانشگاههای افغانستان که به دلیل نگرانی امنیتی نمیخواهد نامش نشر شود، میگوید محرومیت زنان از آموزش، سرمایه انسانی افغانستان را کوچک میکند.
او میگوید آموزش زنان یک سرمایهگذاری اقتصادی است. زن آموزشدیده میتواند کار کند، درآمد خانواده را افزایش دهد، کاروبار بسازد و در تولید و خدمات سهم بگیرد.
به گفته او، حذف زنان از آموزش باعث میشود خانوادهها بیشتر به درآمد یک مرد وابسته شوند. بیماری، بیکاری، معلولیت یا مرگ آن مرد میتواند همه اعضای خانواده را به فقر بکشاند.
دادههای بانک جهانی نشان میدهد که میزان مشارکت زنان افغانستان در بازار کار در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۱ درصد بود. این رقم برای مردان ۶۹.۸ درصد ثبت شده است. سهم زنان از مجموع نیروی کار کشور نیز ۶.۸ درصد بود.
بخش زنان سازمان ملل میگوید ۷۸ درصد زنان جوان افغانستان نه درس میخوانند، نه کار دارند و نه در برنامههای مهارتآموزی حضور دارند. این رقم برای مردان جوان ۲۰ درصد است.
برنامه توسعه سازمان ملل برآورد کرده است که محدودیتهای وضعشده بر زنان و دختران میان سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ نزدیک به ۹۲۰ میلیون دالر به اقتصاد افغانستان زیان زده است. این رقم برابر با حدود ۵.۸ درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان است.
یونیسف نیز زیان مستقیم ناشی از محدودیت آموزش و مشارکت اقتصادی زنان را دستکم ۸۴ میلیون دالر در سال برآورد کرده است.
این استاد اقتصاد میگوید که این وضعیت فرصتهای کاری مردان را هم کم میکند.
وقتی مکتب یا مرکز صحی به دلیل نبود آموزگار و کارمند زن ضعیف یا بسته شود، کارمندان مرد، رانندگان، نگهبانان، فروشندگان و شرکتهای خدماتی مرتبط با آن نیز درآمد خود را از دست میدهند.
به گفته او، اقتصاد افغانستان تا سال ۲۰۳۰ وابستگی شدیدتری به کمکهای بیرونی خواهد داشت.
محرومیت مادران به فرصتهای کودکان آسیب میزند
پیامد سالها محرومیت آموزشی دختران میتواند بر کودکانی اثر بگذارد که آنان در سالهای آینده به دنیا میآورند.
پژوهشهای بانک جهانی، یونسکو و یونیسف نشان میدهد که آموزش مادران یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده سلامت، تغذیه و آموزش کودکان است. زنانی که تحصیلات بیشتری دارند، معمولاً مراقبتهای صحی را زودتر دریافت میکنند، کودکان خود را بیشتر به مکتب میفرستند و سرمایهگذاری بیشتری بر تغذیه و رشد آنان انجام میدهند.
تحلیل یونیسف نشان میدهد که میان آموزش مادران و واکسین کودکان، قد و وزن مناسب و مراقبتهای دوران بارداری رابطه نیرومندی وجود دارد. این نهاد هشدار داده است که کاهش سطح آموزش زنان میتواند وضعیت صحی مادران و کودکان را بدتر کند.
یک استاد زن پیشین دانشگاه کابل که اکنون در افغانستان زندگی میکند، میگوید در خانوادهای که مادر درآمد مستقل ندارد، همه مصارف به یک نانآور وابسته میشود. چنین خانوادهای در برابر بیکاری، بیماری، خشکسالی و مهاجرت آسیبپذیرتر است.
او گفت فقر خانواده نیز میتواند کودک را از مکتب بیرون کند. به این ترتیب، محرومیت آموزشی دختر امروز ممکن است به فرصتهای کمتر برای کودک فردا منجر شود.
به گفته او در خانوادههای فقیر، وقتی راه آموزش و اشتغال دختر بسته باشد، فشار برای ازدواج او نیز بیشتر میشود.
سازمان ملل تخمین میزند که ممنوعیت آموزش میتواند میزان ازدواج کودکان را ۲۵ درصد افزایش دهد و حدود ۳۷ درصد دختران افغانستان را با خطر ازدواج پیش از ۱۸ سالگی روبهرو کند.
او گفت که دختران محروم از مکتب هر روز با پرسشی روبهرو هستند که پاسخ روشنی ندارد: چه زمانی میتوانند به زندگی عادی برگردند؟
بررسی بخش زنان سازمان ملل نشان میدهد که در سه ماه نخست سال ۲۰۲۴، حدود ۲۱ درصد زنان مورد بررسی حتا یکبار هم با زنی بیرون از خانواده خود دیدار اجتماعی نداشتند. این انزوا در شهرها بیشتر گزارش شده است.
مهاجرت، کمبود متخصص را عمیقتر میکند
افرادی که با افغانستان اینترنشنال مصاحبه کردند، باور دارند که این کشور همزمان دو نسل را در حال از دست دادن است. نسل تازهای زنان که اجازه آموزش تخصصی ندارد و بخشی از زنان و مردان متخصص موجود که مهاجرت میکنند.
داکتر تمنا میگوید فشارهای کاری، محدودیتها و نبود چشمانداز روشن، شماری از زنان تحصیل یافته را به ترک کشور وادار میکند.
به گفته او، خانوادههایی که توان مالی دارند نیز برای آموزش دختران خود به کشورهای دیگر میروند. با خروج این خانوادهها، افغانستان دانش، تجربه، سرمایه و نیروی کار را همزمان از دست میدهد.
افغانستان سال ۲۰۳۰ چه شکلی خواهد داشت؟
افغانستان سال ۲۰۳۰ اثر پنج سال محرومیت دختران از آموزش را با خود خواهد داشت، حتا اگر مکاتب و دانشگاهها پیش از آن باز شود.
اگرچه بازشدن دروازهها میتواند از بزرگترشدن این بحران جلوگیری کند، اما گذشته را پاک نمیکند. جبران سالهای ازدسترفته به برنامهای گسترده برای آموزش جبرانی، بازگرداندن زنان به دانشگاه، تربیت فوری آموزگار و کارمند صحی و فراهمکردن زمینه کار نیاز دارد.
بصیراحمد دانشیار، استاد دانشگاه که اکنون به آلمان مهاجرت کرده میگوید که اگر وضعیت بهشکل کنونی پیش برود، افغانستان بخش بزرگی از سرمایههای انسانی و ظرفیتهای علمی خود را از دست خواهد داد.
این کشور با کاهش تولید دانش، افت نوآوری و دشوارتر شدن روند تربیت نیروی متخصص دچار خواهد شد.
دانشگاهها و نهادهای تحصیلات عالی با کمبود استادان، پژوهشگران و کادرهای متخصص روبهرو خواهند شد.
مهاجرت افزایش خواهد یافت، شاخصهای توسعه، فرصتهای ارزشمند توسعه پایدار، بهویژه در عرصه دانش، پژوهش و تولید علم، بیش از پیش از دست خواهد رفت.
به نظر میرسد که سال ۲۰۳۰ برای بسیاری از کشورها زمان سنجش هدفهای جهانی توسعه است. کشورها میکوشند دسترسی برابر به آموزش، صحت، تکنولوژی و کار را گسترش دهند.
کشورهای منطقه هر سال داکتر، مهندس، پژوهشگر و متخصص زن بیشتری تربیت میکنند.
آقای بلخی میگوید که افغانستان در چنین وضعیتی از نظر علمی به حاشیه منطقه رانده خواهد شد.
به باور او، نظامی که تفکر انتقادی، مهارت و دانش تخصصی را پرورش نمیدهد، نمیتواند نیروی انسانی مورد نیاز توسعه را آماده کند.
هر سال تاخیر، شمار دخترانی را افزایش میدهد که از سن مکتب میگذرند و مسئولیتهای تازه خانوادگی پیدا میکنند.
شاگردی که آموزگار آموزشدیده ندارد. زنی که برای زایمان داکتر یا قابله زن پیدا نمیکند. شفاخانهای که ساختمان دارد، اما بودجه و کارمند ندارد. خانوادهای که همه درآمدش به یک مرد وابسته است. مادری که خود از مکتب بازمانده و با امکانات اندک میکوشد راه آموزش فرزندش را باز نگه دارد.