• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چرا افغان‌ها هنوز جان خود را برای رسیدن به ایران به خطر می‌اندازند

نگار مجتهدی

روزنامه‌نگار و مستندساز ایرانی-کانادایی

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

«مواظب پسرانم باشید.» این بخشی از آخرین پیام حیات‌الله، مهاجر افغان، بود که در واپسین لحظات زندگی‌اش در ریگزارهای سوزان نیمروز با تلفن همراهش ضبط کرد.

او که همراه گروهی از مهاجران در مسیر رسیدن به ایران در بیابان سرگردان شده بود، با صدایی بریده گفت: «برایم دعا کنید. مادر، در حال مردن هستم.» سپس دو بار از خانواده‌اش خواست از پسرانش، به‌ویژه هبت، مراقبت کنند.

حیات‌الله یکی از ۱۴ مهاجری بود که پس از خراب شدن موتر حامل آنان و گم شدن در بیابان، بر اثر تشنگی و گرمای شدید جان باختند.

اما با وجود چنین سرنوشتی، چرا هنوز هزاران افغان خطر عبور از این مسیر مرگبار را به جان می‌خرند؟

ایران این روزها با مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و اخراج گسترده مهاجران افغان روبه‌رو است. در این کشور نه دریافت اقامت دایمی آسان است و نه آینده روشنی پیش روی بیشتر مهاجران قرار دارد.

با این حال، برای بسیاری از افغان‌ها، ایران همچنان مقصدی است که ارزش خطر کردن را دارد.

یاسین صمیم، پژوهشگر مسائل حکومت‌داری و توسعه افغانستان، می‌گوید مسئله برای بسیاری از افغان‌ها انتخاب میان امنیت و ناامنی نیست، بلکه انتخاب میان دو وضعیت دشوار است.

به گفته او، فشارهای اقتصادی، بیکاری، فقر و محدودیت‌های گسترده در افغانستان چنان سنگین شده که بسیاری از مردم، با وجود آگاهی از خطرهای مسیر و دشواری‌های زندگی در ایران، ناچار به ترک کشور می‌شوند.

او می‌گوید: «همین که مردم هنوز حاضرند چنین خطری را برای رسیدن به ایران بپذیرند، نشان می‌دهد شرایط زندگی در افغانستان تا چه اندازه دشوار است. دلایلی که مردم را وادار به مهاجرت می‌کند، همچنان پابرجاست.»

پس از بازگشت طالبان به قدرت، گرفتن ویزای ایران برای بسیاری از افغان‌ها دشوارتر از گذشته شده است. در نتیجه، کسانی که توان پرداخت هزینه‌های سنگین ویزا را ندارند، به شبکه‌های قاچاق انسان پناه می‌برند.

صمیم می‌گوید ویزا عملاً به کالایی در بازار سیاه تبدیل شده و قیمت آن، بنا بر گزارش‌ها، به هزار تا هزار و ۲۰۰ دالر رسیده است. پرداخت چنین مبلغی برای بسیاری از خانواده‌های افغان ممکن نیست.

به گفته او، فقر، بیکاری و فشارهای سیاسی، بسیاری از مردم را به جایی رسانده که راه دیگری جز سپردن خود به قاچاقچیان نمی‌بینند.

بیشتر مهاجرانی که از راه‌های غیرقانونی وارد ایران می‌شوند، مسیر نیمروز را انتخاب می‌کنند. این ولایت یکی از اصلی‌ترین گذرگاه‌های قاچاق انسان به ایران است و در عین حال، یکی از مرگبارترین مسیرهای مهاجرت نیز به شمار می‌رود.

مهاجران باید کیلومترها از میان بیابان‌هایی عبور کنند که دمای هوا در آن‌ها گاه به بیش از ۴۵ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

در چنین شرایطی، اگر قاچاقچیان آنان را رها کنند یا موترشان از کار بیفتد، شانس زنده ماندن بسیار اندک است. تشنگی و گرمای طاقت‌فرسا ظرف چند ساعت می‌تواند جان انسان را بگیرد.

حتی کسانی که از بیابان جان سالم به در می‌برند، در ادامه مسیر با خطر بازداشت، اخراج، سرقت یا سوءاستفاده قاچاقچیان روبه‌رو هستند.

ایران دهه‌ها میزبان میلیون‌ها مهاجر افغان بوده است. پیش از آغاز موج گسترده اخراج مهاجران در سال ۲۰۲۵، حدود چهار میلیون افغان، شامل پناهندگان ثبت‌شده، مهاجران دارای مدرک و افراد فاقد مدرک، در این کشور زندگی می‌کردند.

با وجود این، بسیاری از آنان پس از سال‌ها زندگی در ایران همچنان از وضعیت حقوقی مشخصی برخوردار نیستند. فرزندان مهاجران افغان که در ایران به دنیا می‌آیند، به طور خودکار تابعیت ایرانی دریافت نمی‌کنند و برای بیشتر افغان‌ها نیز راه روشنی برای گرفتن شهروندی وجود ندارد.

امید معماریان، تحلیلگر ارشد ایران در سازمان دان (DAWN)، می‌گوید ایران در سال‌های اخیر راه‌های قانونی ورود افغان‌ها را بیش از پیش محدود کرده است.

به گفته او، هرچه این راه‌ها بسته‌تر می‌شود، شمار بیشتری از مردم ناچار می‌شوند از مسیرهای قاچاق وارد ایران شوند؛ مسیری که خطر سوءاستفاده و نقض حقوق مهاجران در آن بسیار بیشتر است.

کارشناسان معتقدند سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی و اخراج‌های گسترده، نتوانسته از شمار مهاجران افغان بکاهد. این سیاست‌ها فقط آنان را به مسیرهای خطرناک‌تر کشانده است.

معماریان می‌گوید: «برای بسیاری از این افراد، مسئله پیدا کردن بهترین کشور برای زندگی نیست. آن‌ها فقط می‌خواهند از شرایطی که در آن گرفتار شده‌اند، نجات پیدا کنند. این تصمیم، بیش از هر چیز، برای زنده ماندن است.»

کمشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ماه گذشته در بیانیه‌ای هشدار داده است که افغانستان آمادگی پذیرش این حجم از بازگشت‌کنندگان را ندارد.

به گفته این نهاد، از سال ۲۰۲۳ تاکنون بیش از شش میلیون افغان به کشور بازگشته‌اند، در حالی که نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان برای تأمین نیازهای اولیه خود به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند.

سازمان ملل تأکید کرده است که بازگشت مهاجران باید داوطلبانه، ایمن و همراه با حفظ کرامت انسانی باشد. این نهاد هشدار داده است که ادامه اخراج‌های گسترده، بحران انسانی افغانستان را عمیق‌تر خواهد کرد.

پربازدیدترین‌ها

هفت کودک و هفت مرد افغان که در راه ایران جان دادند چه کسانی بودند
۱
اختصاصی

هفت کودک و هفت مرد افغان که در راه ایران جان دادند چه کسانی بودند

۲

طالبان از جمهوری اسلامی به خاطر حمایت نکردن از «مقاومت»‌ قدردانی کرد

۳

«مواظب پسرانم باشید»؛ آخرین پیام قربانی بیابان‌های نیمروز

۴
اختصاصی

طالبان استرداد 'شهرک‌های هزاره‌ها' در کابل، مزار شریف و هرات را بررسی می‌کند

۵

جمهوری اسلامی ایران دو نفر را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • بازار سیاه ویزای ایران در افغانستان؛ از ۸۰ تا ۱۵۰ هزار افغانی برای یک ویزای سیاحتی

    بازار سیاه ویزای ایران در افغانستان؛ از ۸۰ تا ۱۵۰ هزار افغانی برای یک ویزای سیاحتی

•
•
•

مطالب بیشتر

یک ورزشکار افغان در یونان به اتهام ارتباط با قتل امدادگر اسکاتلندی بازداشت شد

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۹:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شریف احمدزی، قهرمان بوکس، به ظن قتل الیزابت جین راس، امدادگر اسکاتلندی، در یونان بازداشت و قرار است روز چهارشنبه در دادگاهی در آتن حاضر شود. پولیس پس از کشف جسد این امدادگر در داخل یک بکس سفری در ساختمانی متروکه در آتن، احمدزی را در پیوند به این قتل بازداشت کرد.

گزارش‌های اولیه پزشکی نشان می‌دهد که علت مرگ الیزابت، خفگی بوده است.

مقام‌های یونانی اعلام کرده‌اند که جسد الیزابت روز ۱۸ جولای، پس از آن‌که یک مرد بی‌خانمان بوی نامطبوعی را از یک ساختمان متروکه در منطقه کیپسلی آتن احساس کرد، کشف شد.

به گفته پولیس، شریف احمدزی کلید آپارتمانی را که الیزابت در آن اقامت داشت، در اختیار داشت. همچنین پولیس در حال بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته است که ظاهرا احمدزی را در حال انتقال یک بکس نشان می‌دهد، چمدانی که گمان می‌رود جسد الیزابت در آن قرار داشته است

به گفته پولیس، داده‌های یک برنامه اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی که همسر احمدزی از آن استفاده می‌کرد، نشان می‌دهد او در روزهای پیش از حادثه در منطقه‌ای که گمان می‌رود الیزابت در آن کشته شده، حضور داشته است.

گفته می‌شود احمدزی اعتراف کرده است که جسد الیزابت را در یک ساختمان متروکه رها کرده و پس از مرگ او، با استفاده از تلفن همراهش برای خانواده‌اش پیامک فرستاده تا آنان تصور کنند که او هنوز زنده است.

پولیس همچنین اعلام کرده است که احمدزی پس از مرگ الیزابت از کارت‌های بانکی او برای برداشت پول استفاده کرده است. ساختمانی که جسد الیزابت در آن پیدا شد، حدود ۲۰ دقیقه با محل اقامت او فاصله دارد.

مقام‌های یونانی همچنین اعلام کردند که در جریان بازرسی خانه احمدزی، یک قبضه اسلحه ساختگی و یک چاقو کشف و ضبط شده است. تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.

به گزارش رسانه‌های بریتانیایی، احمدزی در افغانستان متولد شده، پدرش که از فرماندهان ارتش افغانستان بود، در یک حمله مسلحانه کشته شده است.

احمدزی در نوجوانی به‌عنوان پناهجو از طریق ایران و ترکیه به یونان رفت. او پس از اقامت در یک اردوگاه پناهجویان، در یونان ساکن شد و اکنون همراه با همسر امریکایی و فرزندش در این کشور زندگی می‌کند.

احمدزی دو بار به‌عنوان مشت‌زن حرفه‌ای در آتن مبارزه کرده است. او نخستین مسابقه خود را در جون ۲۰۲۵ باخت، اما در مارچ ۲۰۲۶ با پیروزی در دومین مسابقه، عنوان قهرمانی ملی این وزن را به دست آورد.

گفته می‌شود احمدزی در اردوگاه پناهجویان با همسرش آشنا شد و پس از گرویدن به مسیحیت، همراه او یک نهاد خیریه را برای حمایت از پناهجویان تأسیس کرد.

گزارش‌ها حاکی است که این زوج از طریق نهاد خیریه حامی پناهجویان با الیزابت، داوطلب مسیحی اهل ادینبرا، آشنا شده بودند.

سازمان ملل: سوء‌تغذیه کودکان در افغانستان «به سطح بحرانی» رسیده است

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

برنامه جهانی غذا نسبت به تشدید سوءتغذیه کودکان در افغانستان هشدار داد و گفت که این بحران با کاهش کمک‌ها عمیق‌تر شده است. این سازمان می‌گوید کمبود شدید منابع مالی، برنامه‌های حیاتی غذایی و تغذیه‌ای را در زمان نیاز، با محدودیت مواجه کرده و باعث کاهش خدمات نجات‌بخش شده است.

این سازمان تأکید کرده که بدون حمایت فوری، قادر نخواهد بود از سوءتغذیه شدید کودکان بیشتری جلوگیری کند و این وضعیت در ماه‌های آینده جان آنان را به خطر خواهد انداخت.

بر اساس گزارش تازه برنامه جهانی غذا، سطح سوءتغذیه حاد کودکان در یک‌سوم ولایت‌های افغانستان به وضعیت بحرانی رسیده است.

براساس ارزیابی این سازمان، میزان سوءتغذیه به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود این روند دست‌کم تا ماه اکتبر ادامه یابد.

در حال حاضر ۱۲ ولایت شامل هلمند، دایکندی، زابل، بغلان، ارزگان، پکتیکا، نورستان، سرپل، غور، قندهار، فاریاب و لوگر در این وضعیت قرار دارند که نیاز فوری به مداخلات درمانی نجات‌بخش دارند.

معمولاً اوج سوءتغذیه کودکان در افغانستان بین ماه‌های جولای تا اکتبر رخ می‌دهد؛ دوره‌ای که با افزایش بیماری‌های واگیردار، کمبود آب صحی، ضعف خدمات بهداشتی و تشدید ناامنی غذایی همراه است.
با این حال، گزارش برنامه جهانی غذا نشان می‌دهد که امسال حتی در زمان وفور نسبی مواد غذایی نیز بسیاری از کودکان از دسترسی به غذای کافی محروم بوده‌اند به طوری که در سه‌ماهه نخست سال، ناامنی غذایی کودکان به ۴۷ درصد جمعیت رسیده است.

این سازمان همچنین تأکید کرده است که سوءتغذیه در میان کودکان افغانستان معمولاً با عوامل دیگری مانند بیماری، فقر و کمبود خدمات درمانی همراه است و همین امر خطر مرگ‌ومیر را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان، با توصیف وضعیت موجود گفته است: «صدای گریه‌های ضعیف نوزادان دچار سوءتغذیه در کلینیک‌های افغانستان به گوش می‌رسید، جایی که مادران نگران که بسیاری از آن‌ها خود نیز از گرسنگی رنج می‌برند کودکان‌شان را برای درمان می‌آورند».

این مقام سازمان ملل گفت «ما شاهد قربانی شدن نسل آینده هستیم، آن هم در حالی که اکنون فصل برداشت محصولات است؛ زمانی که باید وفور نعمت باشد. این وضعیت نه تنها دلخراش، بلکه غیرقابل قبول است.»

به گفته برنامه جهانی غذا، مجموعه‌ای از بحران‌ها از جمله درگیری‌ها، بیکاری، افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش کمک‌های بشردوستانه، عامل اصلی تشدید این وضعیت است.
در سال ۲۰۲۵، ۱۴۲ مرکز صحی در سراسر افغانستان بسته شده و بیش از ۱۳ هزار کودک به دلیل کاهش کمک‌ها از برنامه‌های درمان سوءتغذیه حذف شده‌اند.

در همین حال، کمبود شدید مواد تغذیه‌ای نیز برنامه‌های باقی‌مانده را تضعیف کرده است.
این کمبود تا حدی ناشی از درگیری‌ها در خاورمیانه و بسته بودن مرز پاکستان به مدت ۹ ماه عنوان شده که مسیرهای تأمین را مختل و هزینه‌ها را افزایش داده است.
در نتیجه این محدودیت‌ها، نزدیک به یک میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه برای مدت پنج ماه از دریافت خدمات ضروری محروم مانده‌اند.

بر اساس برآوردهای نهادهای امدادی، در حال حاضر حدود ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان با سوءتغذیه حاد مواجه‌اند و ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز در معرض سوءتغذیه قرار دارند.

سازمان ملل هشدار داده است که در صورت عدم سرمایه‌گذاری فوری، این ارقام افزایش خواهد یافت و بحران می‌تواند از تمامی پیش‌بینی‌های قبلی فراتر رود.

برنامه جهانی غذا تأکید کرده است که گسترش خدمات درمان و به‌ویژه برنامه‌های پیشگیری، برای مهار این بحران حیاتی است، اما در حال حاضر هیچ بودجه‌ای برای اقدامات پیشگیرانه در دسترس نیست.

این سازمان می‌گوید که برای ادامه فعالیت‌های خود در شش ماه آینده به ۵۴۰ میلیون دالر بودجه فوری نیاز دارد.

فرمانده فاطمیون برای جنگ با طالبان اعلام آمادگی کرد

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یک فرمانده لشکر فاطمیون روز سه‌شنبه به افغانستان اینترنشنال گفت با صدها نیروی تحت امرش آماده است در برابر طالبان بجنگد. او گفت هر گروه از مخالفان طالبان که بتواند امکانات کافی در اختیارش قرار دهد، آماده است صدها نفر از نیروهایش را زیر پرچم آن جبهه بسیج کند و به جنگ طالبان برود.

این فرمانده لشکر فاطمیون -که به دلایل امنیتی نخواست نامش ذکر شود- گفت اظهارات سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل در مورد اینکه جمهوری اسلامی جنگ علیه طالبان را «مقاومت» نمی‌داند خشم نیروهای فاطمیون را برانگیخته است.

به گفته او بسیاری در صفوف فاطمیون فکر می‌کنند اگر جنگ علیه طالبان «مقاومت» نیست، جنگ در غزه، لبنان، سوریه و تنگه هرمز نیز بی‌معناست.

این نظامی آموزش‌یافته توسط سپاه پاسداران معتقد است که برای بسیاری از اعضای فاطمیون که او با آن‌ها کار می‌کند، رسیدگی به وضعیت افغانستان نسبت به هر جنگ دیگری در منطقه اولویت دارد.

براساس اظهارات منابع از داخل فاطمیون، برخی اعضای این لشکر هم‌اکنون در تنگه هرمز موقعیت دارند. منبع دوم از لشکر فاطمیون گفت اظهارات معاون سفارت ایران حتی روی روحیه سربازانی که همین اکنون در تنگه هرمز در حال آماده‌باش هستند تاثیر گذاشته‌ است. زیرا آنان از نابرابری و تبعیض علیه اقوام خود در افغانستان ناراضی‌اند و مقاومت علیه طالبان را بالای خود «یک فریضه می‌دانند».

سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل اخیرا اعلام کرد که جمهوری اسلامی از هیچ جریان سیاسی و نظامی مخالف طالبان برای مقابله با این گروه حمایت نمی‌کند. او گفت که جمهوری اسلامی جنگ مسلحانه علیه اداره طالبان را «مقاومت» نمی‌داند. مرتضوی افزود در افغانستان «حکومت اسلامی» مستقر شده و همه طرف‌ها برای حل بحران گفت‌وگو کنند.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان از این اظهارات معاون سفارت ایران در کابل استقبال کرد. اما این اظهارات به نارضایتی‌ها در میان نیروهای لشکر فاطمیون دامن زده است.

یک فرمانده فاطمیون برای نخستین‌بار اطلاعاتی محرمانه‌ای را درباره تعامل لشکر فاطمیون با سپاه پاسداران در اختیار افغانستان اینترنشنال گذاشت.

به نقل از فرمانده لشکر فاطمیون، سپاه پاسداران در سال ۱۳۹۵ به اعضای فاطمیون وعده سپرد که از آن‌ها حمایت خواهد کرد تا یک حزب نظامی-سیاسی قدرتمند شبیه حزب‌الله در لبنان، در افغانستان تشکیل دهند تا در آینده بتوانند بخشی از معادلات سیاسی در این کشور را رقم بزنند. او گفت جمهوری اسلامی سپس «هرگز وعده خود را عملی نکرد.»

در اسد ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند، مقامات سپاه پاسداران به لشکر فاطمیون گفتند باید برای مقاومت علیه طالبان منتظر زمان مناسب بمانند. فرمانده لشکر فاطمیون گفت مقامات سپاه گفتند اگر الان وارد جنگ علیه طالبان شوید، آن‌ها در میان شیعیان کشتار راه خواهند انداخت.

در آن زمان سپاه پاسداران وعده داد که در بهار ۱۴۰۶ خورشیدی لشکر فاطمیون - شبیه حزب‌الله- به یک جناح قدرتمند در معادلات افغانستان تبدیل خواهد شد.

فرمانده لشکر فاطمیون می‌گوید درد افغانستان برای او بیش از درد غزه و لبنان اهمیت دارد. او همچنین می‌گوید نیروهای فاطمیون اکثرا با انگیزه‌های مذهبی - اعتقادی و «وعده‌های سرخ‌وسبز» به سپاه پاسداران پیوستند، اما به مرور زمان وعده خلافی، اهمیت قایل‌نشدن به «جان و خون شهدای لشکر فاطمیون»، بدرفتاری و تبعیض علیه افغان‌ها در ایران سبب شده است نیروهای فاطمیون از همکاری با جمهوری اسلامی دلسرد شوند.

او معتقد است که اتحاد جمهوری اسلامی با طالبان، سبب خواهد شد که بسیاری از نیروهای فاطمیون به دنبال فرصتی باشند تا به جریان‌های مقاومت علیه طالبان بپیوندند. این فرمانده معتقد است که اگر یکی از جبهه‌های ضد طالبان امکانات لازم را فراهم کند، اعضای فاطمیون آماده‌اند سپاه را ترک کنند و برای آزادی کشور خود به افغانستان برگردند.

لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۴ با حمایت و سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و از ادغام گروهی از رزمندگان افغان، از جمله نیروهای پیشین تیپ ابوذر و مجاهدان افغان، تشکیل شد. این نیروی شبه‌نظامی عمدتاً از میان شیعیان و هزاره‌های افغانستان، به‌ویژه مهاجران افغان ساکن ایران، جذب نیرو کرده است.

فاطمیون به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نیروهای هم‌پیمان ایران در حمایت از حکومت بشار اسد، سال‌ها در جنگ سوریه حضور داشت؛ جنگی که به کشته شدن صدها هزار نفر و آوارگی میلیون‌ها تن انجامید.

تماس پیچیده فاطمیون با سپاه پاسداران

یکی از فرماندهان فاطمیون که در جنگ سوریه مشارکت داشت، به افغانستان اینترنشنال گفت اعضا و فرماندهان فاطمیون از طریق وبسایتی به نام «سایت درخشان» با شاخه‌ای از سپاه که مستقیما با بیت رهبری مجتبی خامنه‌ای وصل است در تماس‌اند.

اعضا و فرماندهان سپاه پاسداران در صورت نیاز رمز کد و درخواست خود را وارد سایت درخشان می‌کنند و سپس پاسخ سپاه را از طریق یک تماس تلفنی یا قرار ملاقات دریافت می‌کنند.

دفتر مرکزی سایت درخشان در مشهد و نمایندگی‌های آن در شهرهای مختلف ایران موقعیت دارد.

100%
وبسایت درخشان که فاطمیون از طریق آن با سپاه پاسداران تماس می‌گیرند

تاکنون جمهوری اسلامی آمار دقیق لشکر فاطمیون را اعلام نکرده است.

هزاره‌ها و شیعیان افغانستان -که بسیاری نیروهای فاطمیون را تشکیل می‌دهند- تحت حاکمیت طالبان همچنان با چالش‌های امنیتی و حقوقی روبه‌رو هستند. حملات داعش خراسان علیه شیعیان و هزاره‌ها ادامه داشته، گزارش‌هایی از منازعات زمین و کوچ‌های اجباری در برخی مناطق منتشر شده و این گروه‌ها در ساختار اصلی قدرت طالبان حضور ندارند.

مذهب تشیع از نظام عدلی و قضایی، دانشگاه‌ها و مکاتب حذف شده است و در مناطق هزاره‌نشین ارائه خدمات عمومی محدود است. طالبان این اتهام‌ها را رد می‌کنند، اما سازمان‌های حقوق بشری و سازمان ملل همچنان درباره وضعیت هزاره‌ها و شیعیان ابراز نگرانی می‌کنند.

طالبان به استفاده نظامی سپاه پاسداران از مهاجران افغانستان تحت عنوان لشکر فاطمیون تاکنون واکنش نشان نداده است. با این حال دولت پیشین افغانستان از ایران خواسته بود تشکیلات سپاه پاسداران را لغو کند.

پس از منتشر شدن آمار تلفات لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۶ ریاست جمهوری افغانستان، از به کار گرفتن شهروندان افغانستان در جنگ‌های نیابتی انتقاد کرد و تلویحا خواهان لغو آن شد. ریاست‌جمهوری افغانستان در آن زمان گفت که «نباید از احساسات و مشکلات افغان‌های مهاجر ایران برای توسعه طلبی و اهداف سیاسی کشورهای همسایه استفاده شود.»

وزارت دارایی امریکا در ماه دلو ۱۳۹۷ لشکر فاطمیون را تحریم کرد.

نخست‌وزیر سابق بریتانیا خواستار ایجاد صندوق جهانی برای حمایت از آموزش دختران افغان شد

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۰۸:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

گوردون براون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا و فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی از جامعه جهانی خواست به‌طور واقعی از آموزش دختران افغان حمایت کند. او با نشر مقاله‌ای در روزنامه گاردین، خواستار ایجاد یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان در معرض ازدواج اجباری شده است.

آقای براون در این مقاله که هم‌زمان با نزدیک شدن به پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت منتشر شده، می‌نویسد که در پنج سال گذشته این گروه با صدور «فرمان‌های انتقام‌جویانه پی‌درپی» سرکوب زنان و دختران را به‌طور مداوم تشدید کرده است.

او افزوده جامعه جهانی اقدام مؤثری برای مقابله با این وضعیت انجام نداده است.

فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی در بخشی از مقاله خود به تیراندازی نیروهای طالبان به سوی معترضان حقوق زنان در ماه جوزا در هرات اشاره کرده که به گفته او کمتر مورد توجه گزارش‌های جهانی قرار گرفته است.

در اعتراضات ماه جوزا دو تن از جمله یک نوجوان کشته و شماری دیگر زخمی شدند.

آقای براون می‌گوید که این معترضان با شعار «آزادی» به محرومیت دختران از آموزش و محدودیت‌های طالبان بر پوشش زنان و آزادی اجتماعی آنان راهپیمایی کردند.

گوردون براون همچنین می‌نویسد که طالبان با تصویب قوانین سخت‌گیرانه‌تر، در حال مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان و فراهم‌کردن مصونیت قانونی برای خشونت خانگی از سوی مردان هستند؛ اقداماتی که به گفته ناظران سازمان ملل، مصداق «آپارتاید جنسیتی» به شمار می‌رود.

او یادآور می‌شود که با وجود هزینه بیش از یک تریلیون دالر، کشته‌شدن هزاران سرباز و استقرار بیش از یک میلیون نیروی ائتلاف در افغانستان، جامعه جهانی نتوانسته از نابودی ابتدایی‌ترین حقوق زنان جلوگیری کند.

در این مقاله آمده است که افغانستان امروز با یکی از شدیدترین محدودیت‌ها علیه زنان در جهان روبه‌رو است.

آقای براون در نوشته خود به محرومیت دختران و زنان از آموزش و تحصیلات دانشگاهی و کار در بخش دولتی و حتی همکاری با سازمان‌های غیر دولتی و آزادی رفت‌وآمد آنان اشاره کرده است.

نخست‌وزیر پیشین بریتانیا به موردی پرداخته که در آن یک دختر ۱۵ ساله همراه با مادرش به‌دست یک مقام طالبان، پس از مقاومت در برابر ازدواج اجباری، کشته شده است.

او در ادامه با مقایسه وضعیت افغانستان با کشورهایی مانند پاکستان و بنگلادش، به نمونه‌هایی از اقدامات موفق در مقابله با ازدواج کودکان از جمله جرم‌انگاری ازدواج زیر ۱۸ سال در ایالت سند پاکستان، تقویت سیستم ثبت تولد در بنگلادش و برنامه‌های حمایت مالی از خانواده‌های فقیر برای امکان ادامه تحصیل کودکان اشاره کرده است.

به گفته او، این تجربه‌ها نشان می‌دهد که ازدواج کودکان تنها یک سنت فرهنگی نیست، بلکه به فقر و ضعف اجرای قانون نیز مرتبط است.

فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی تأکید می‌کند که آموزش مهم‌ترین ابزار برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام است و هر سال تحصیل بیشتر، احتمال ازدواج کودکان را کاهش می‌دهد.

او می‌نویسد که با وجود محدودیت‌ها، برخی دختران در افغانستان از طریق آموزش‌های آنلاین، مکاتب مخفی و صنف‌های خانگی به تحصیل ادامه می‌دهند، اما این تلاش‌ها کافی نیست.

او به طرح جدید دولت بریتانیا اشاره می‌کند که بر اساس آن، دو مسیر برای حمایت از دختران افغان در نظر گرفته شده است: یکی از طریق حمایت نهادهای خیریه برای انتقال آن‌ها به بریتانیا و دیگری از طریق اعطای بورسیه‌های تحصیلی از سوی دانشگاه‌ها.

فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی این اقدامات را ناکافی دانسته و خواستار گام‌های عملی‌تر شده است.

او پیشنهاد می‌کند که یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان ایجاد شود؛ صندوقی که بتواند برای دخترانی که در معرض ازدواج اجباری قرار دارند، بورسیه‌های تحصیلی و امکان آموزش از خارج افغانستان را برای آنان فراهم کند.

نخست‌وزیر پیشین بریتانیا اعلام کرده که آماده همکاری با نهادهای آموزشی و خیریه برای اجرای این طرح است.

آقای براون در مقاله خود حمایت از دختران افغان را وظیفه‌ای اخلاقی برای جهان دانسته و تاکید کرد جامعه جهانی به‌طور واقعی از دخترانی که برای آموزش و آینده‌ای بهتر جان و آزادی خود را به خطر می‌اندازند، حمایت کند.

بازداشت به ظن جاسوسی؛ روایت دو شهروند افغان از بازداشتگاه‌های ایران

۱۲ اسد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
نصیر ندیم
100%

در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، شماری از شهروندان افغانستان در ایران به ظن همکاری یا جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شدند. افغانستان اینترنشنال با دو نفر از بازداشت‌شدگان گفت‌وگو کرده که می‌گویند بدون تفهیم اتهام، روزها زیر بازجویی، تهدید، بدرفتاری و فشار روانی قرار داشتند.

فرهاد و شفیقه( نام‌های مستعار)، دو شهروند افغانستان، در روزهای جنگ بازداشت شدند. فرهاد هنگام سفر از مشهد به تهران و شفیقه در خوابگاهی که در آن زندگی می‌کرد، بازداشت شد. هر دو می‌گویند سرانجام بدون محاکمه و بدون آن‌که اتهامی به آنان تفهیم شود، آزاد شدند.

«فکر می‌کردم دیگر از آنجا بیرون نمی‌آیم»

چند روز پیش از آغاز جنگ، فرهاد از برلین به ایران رفت تا پس از سال‌ها خواهرش را ببیند که به‌تازگی از افغانستان به ایران رفته بود. قرار بود چند روزی نزد خانواده‌اش بماند و سپس به آلمان بازگردد، اما بسته شدن حریم هوایی ایران و لغو پروازها برنامه سفرش را برهم زد.

فرهاد چند روز در مشهد منتظر ماند. وقتی امیدش به ازسرگیری پروازها از بین رفت، تصمیم گرفت از راه زمینی به تهران برود و از آنجا ایران را ترک کند.

او روز دوشنبه ۲۶ جوزای ۱۴۰۴، چهارمین روز جنگ، سوار قطار مشهد به تهران شد. فرهاد می‌گوید مأموران امنیتی در مسیر وارد واگن شدند و پس از بررسی مدارکش از او خواستند همراه شان برود.

او گفت: «هیچ توضیحی ندادند. فقط گفتند باید با ما بیایی.»

به گفته فرهاد، مأموران تلفن همراه، پاسپورت و وسایل شخصی‌اش را گرفتند و او را با موتر به بازداشتگاهی منتقل کردند. بازجویی‌ها چند ساعت بعد آغاز شد.

فرهاد احتمال می‌دهد مأمورانی که از او بازجویی می‌کردند، وابسته به سپاه پاسداران بودند. او می‌گوید در سه روز بازداشت، بارها با پرسش‌های مشابه درباره اسرائیل روبه‌رو شد.

او گفت: «مرا به اتاقی نسبتاً تاریک بردند. هر چند دقیقه یک مأمور می‌آمد و همان سؤال‌ها را تکرار می‌کرد. می‌گفتند تو برای اسرائیل کار می‌کنی و جاسوس هستی. هرچه می‌گفتم فقط برای دیدن خواهرم آمده‌ام، باور نمی‌کردند.»

  • دو‌ زندانی افغان در ایران اعدام‌شدند

    دو‌ زندانی افغان در ایران اعدام‌شدند

به گفته فرهاد، مأموران ساعت‌ها تلفن همراهش را بررسی کردند. تماس‌ها، پیام‌ها، عکس‌ها و شماره‌های ذخیره‌شده را دیدند و درباره زندگی او در آلمان، سفرهایش و ارتباطش با شهروندان خارجی پرسیدند.

فرهاد می‌گوید اقامتش در آلمان و وجود شماره‌های خارجی در تلفنش، ظن بازجوها را بیشتر کرده بود. با این حال، دشوارترین بخش بازداشت برای او نه شرایط سلول، بلکه بلاتکلیفی و فشار روانی بود.

او گفت: «یک مأمور می‌گفت فقط چند روز اینجا می‌مانی. مأمور دیگری می‌گفت کارت تمام است و دیگر نمی‌توانی سفرت را ادامه بدهی. یکی هم می‌گفت با مرکز ارتباط نداریم که آزادت کنیم. این حرف‌های متناقض و بازجویی‌های پی‌درپی آدم را از نظر روحی فرسوده می‌کرد.»

فرهاد می‌گوید بدرفتاری جسمی با او محدود بود، اما آثار فشار روانی بازجویی‌ها تا مدت‌ها پس از آزادی ادامه داشت.

او پس از سه روز، بدون معرفی به محکمه، تفهیم اتهام یا سپردن ضمانت آزاد شد. فرهاد گفت: «هنوز هم نمی‌دانم چرا بازداشت شدم و چرا آزادم کردند.»

او پس از آزادی از راه زمینی ایران را ترک کرد، به ترکیه رفت و از آنجا به آلمان بازگشت. فرهاد می‌گوید تجربه سه روز بازداشت برداشت او از ترس را تغییر داده است.

او گفت: «همیشه فکر می‌کردم چنین اتفاق‌هایی فقط در فیلم‌ها رخ می‌دهد. هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی خودم در دل همان روایت قرار بگیرم.»

100%

بازداشت‌های گسترده در روزهای جنگ

هم‌زمان با جنگ ایران و اسرائیل، فضای امنیتی در ایران به‌شدت افزایش یافت. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داده است که از آغاز جنگ در ۱۳ جون تا پس از برقراری آتش‌بس، دست‌کم هزار و ۸۰۰ نفر در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدند.

به گفته این سازمان، بخش بزرگی از این افراد به همکاری یا جاسوسی برای اسرائیل متهم شدند.

هه‌نگاو همچنین گزارش داد که در همین مدت دست‌کم ۸۵ زندانی در ایران اعدام شدند. بر اساس گزارش این نهاد، شش تن از آنان شهروندان افغانستان بودند که با اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شدند.

100%

«فکر می‌کردم در ایران امنیت خواهم داشت»

در آخرین روز جنگ، شفیقه، دانشجوی افغان رشته پرستاری، در خوابگاهی که در آن زندگی می‌کرد بازداشت شد. او می‌گوید نزدیک به دو هفته در بازداشت بود. جنگ پایان یافته بود، اما بازجویی و فشار بر او ادامه داشت.

به گفته شفیقه، مأموران امنیتی وارد خوابگاه شدند، مدارکش را بررسی کردند و بدون توضیح روشنی درباره علت بازداشت به او گفتند که به دلیل خارجی بودن باید همراه آنان برود.

او گفت: «گفتند این کار برای امنیت خودت است.»

شفیقه می‌گوید مأموران او را با یک ون به بازداشتگاهی منتقل کردند و بازجویی از همان روز نخست آغاز شد. به گفته او، بیشتر پرسش‌ها درباره موضوعاتی بود که هیچ ارتباطی با زندگی و فعالیت‌هایش نداشت.

او گفت: «من فقط دانشجوی پرستاری بودم. هیچ فعالیتی خلاف قانون یا علیه امنیت هیچ کشوری نداشتم، اما مدام درباره چیزهایی سوال می‌کردند که هیچ ارتباطی با زندگی من نداشت.»

به گفته شفیقه، بازجوها او را به همکاری با اسرائیل مظنون می‌دانستند و بخش اصلی پرسش‌ها نیز در همین زمینه بود.

او می‌گوید در دوران بازداشت چند بار داروهایی به او تزریق شد، اما مأموران درباره نوع و دلیل استفاده از آن‌ها توضیحی ندادند.

شفیقه گفت: «این اتفاق آسیب روحی شدیدی به من وارد کرد. از آن زمان تاکنون با ترس و اضطراب زندگی می‌کنم.»

او همچنین می‌گوید در نزدیک به دو هفته بازداشت، علاوه بر بازجویی‌های مکرر، با بدرفتاری و شکنجه روبه‌رو شده است. عکس‌هایی که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، آثار کبودی بر بدن او را نشان می‌دهد و با بخشی از روایتش از دوران بازداشت مطابقت دارد.

شفیقه پس از نزدیک به دو هفته، بدون تفهیم اتهام و معرفی به محکمه آزاد شد. او می‌گوید وضعیت جسمی و روانی‌اش پس از آزادی به اندازه‌ای وخیم بود که مدتی در بخش روان‌پزشکی یکی از شفاخانه‌های تهران بستری شد و هنوز تحت درمان است.

او گفت: «از آن زمان دارو مصرف می‌کنم. گاهی هرجا که باشم، ممکن است دو یا سه ساعت بیهوش بمانم.»

  • عفو بین‌الملل از ایران خواست اخراج گسترده افغان‌ها را فورا متوقف کند

    عفو بین‌الملل از ایران خواست اخراج گسترده افغان‌ها را فورا متوقف کند

فرار از محدودیت‌های طالبان

روایت شفیقه از روز بازداشت آغاز نمی‌شود. او می‌گوید پس از بازگشت طالبان به قدرت، دیگر امکان ادامه تحصیل در افغانستان را نداشت و به‌عنوان یک زن شیعه، آینده‌ای برای خود نمی‌دید.

او گفت: «در افغانستان نه می‌توانستم درس بخوانم و نه احساس امنیت می‌کردم. هم به‌عنوان زن و هم به دلیل شیعه بودن، آینده‌ای برای خودم نمی‌دیدم.»

شفیقه به همین دلیل افغانستان را ترک کرد و برای ادامه تحصیل در رشته پرستاری به ایران رفت. او تصور می‌کرد در ایران می‌تواند درس بخواند و در امنیت زندگی کند.

او گفت: «فکر می‌کردم در ایران می‌توانم تحصیلاتم را ادامه بدهم و زندگی آرامی داشته باشم. حالا نه از ماندن احساس امنیت می‌کنم و نه بازگشت به افغانستان را ممکن می‌دانم.»

به گفته شفیقه، دلایلی که او را وادار به ترک افغانستان کرد، همچنان پابرجاست.

در سال‌های اخیر گزارش‌هایی درباره فشار بر شیعیان در افغانستان منتشر شده است. شماری از دانشجویان دانشگاه بلخ از فشار برای پیروی از فقه حنفی خبر داده‌اند. همچنین گزارش‌هایی به افغانستان اینترنشنال رسیده است که نشان می‌دهد کارمندان شیعه در ولایت بلخ به دلیل مذهب‌شان تحقیر شده و از آنان خواسته شده است نماز خود را مطابق فقه حنفی بخوانند.

شفیقه می‌گوید اکنون احساس می‌کند از یک تبعیض به تبعیضی دیگر پناه برده است.

افزایش اخراج افغان‌ها از ایران

هم‌زمان با پایان جنگ، اخراج مهاجران افغان از ایران نیز به‌شدت افزایش یافت.

کمشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرده است که تا پایان جون بیش از ۶۴۰ هزار شهروند افغانستان از ایران وارد افغانستان شدند. بیش از ۳۶۶ هزار تن از آنان اخراج شده بودند.

این نهاد همچنین اعلام کرد که با ادامه این روند، شمار افغان‌هایی که از آغاز سال ۲۰۲۵ از ایران بازگشته یا اخراج شده‌اند، از یک میلیون نفر گذشته است.

افزایش بازداشت‌ها، اخراج‌ها و گزارش‌های مربوط به محاکمه و اعدام شماری از شهروندان افغانستان، نگرانی‌ها درباره وضعیت مهاجران افغان در ایران را افزایش داده است.

برای فرهاد، سه روز بازداشت با آزادی و بازگشت به برلین پایان یافت، هرچند می‌گوید خاطره بازجویی‌ها و فشار روانی هنوز از ذهنش پاک نشده است.

اما برای شفیقه، پیامدهای بازداشت همچنان ادامه دارد. او در تهران زندگی می‌کند، تحت درمان است و می‌گوید هر بار وضعیتش وخیم می‌شود، ممکن است ساعت‌ها بیهوش بماند.

شفیقه در پایان گفت: «گاهی فکر می‌کنم یک افغان هر جای دنیا که باشد، جنگ و تبعیض رهایش نمی‌کند. در افغانستان به دلیل زن و شیعه بودن امنیت نداشتم و مجبور شدم فرار کنم. حالا در ایران فقط به دلیل افغان بودن، دوباره همان ترس را تجربه می‌کنم.»