• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان نام شفاخانه جمهوریت را به الشفاء تغییر داد

۱۲ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۲:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

طالبان بدون اعلام رسمی، نام شفاخانه جمهوریت در کابل را به «شفاخانه الشفاء» تغییر داده‌ است. طالبان بیش از یک‌ونیم سال است که در اسناد رسمی از شفاخانه جمهوریت با نام «شفاخانه الشفاء» یاد می‌کند.

طالبان در ۳۰ میزان ۱۴۰۲ اعلام کرد که کار بازسازی و تجهیز شفاخانه جمهوریت در کابل را با هزینه چهار میلیارد افغانی آغاز کرده است.

قلندر عباد، سرپرست وقت وزارت صحت عامه طالبان، در مراسمی به همین مناسبت گفت از این میان ۳۱۷ میلیون افغانی برای کارهای ساختمانی، ۲ میلیارد و ۶۷۰ میلیون افغانی برای تجهیزات پزشکی، ۱۰ میلیون افغانی برای هزینه اتاق‌های عاجل، ۱۴۴ میلیون افغانی برای هزینه‌های عملیاتی، ۱۸ میلیون افغانی برای خرید تجهیزات غیرپزشکی و ۹۲۱ میلیون افغانی برای سایر هزینه‌ها اختصاص داده شده است.

وزیر صحت عامه سابق طالبان گفته بود با اجرای این پروژه، شمار بسترهای شفاخانه جمهوریت از ۳۰۰ به ۴۰۰ بستر افزایش خواهد یافت که از این میان، ۱۶۵ بستر به جراحی، ۲۰۰ بستر به بخش‌های داخله و اطفال و ۳۰۰ بستر به بخش عاجل اختصاص داده شده است.

وزارت صحت عامه طالبان تا ۱۴ سرطان ۱۴۰۳ در اسناد رسمی از این مرکز صحی با نام شفاخانه جمهوریت نام می‌برد. پس از این تاریخ، طالبان در اعلامیه‌های رسمی و اسناد اداری خود از شفاخانه جمهوریت با نام «شفاخانه الشفاء» یاد کرده و در این باره هیچ اعلامیه رسمی و دلیلی ارائه نکرده است.

100%
مراسم آغاز بازسازی شفاخانه جمهورت توسط طالبان

بر اساس اسناد به‌دست‌آمده، در ۱۳ قوس ۱۴۰۲، یک مصوبه کابینه طالبان برای تأیید به هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه فرستاده شده بود. در آن نام «شفاخانه جمهوریت» ذکر شده بود؛ اما هبت‌الله در یک حکم، بدون ذکر نام «جمهوریت»، نوشته بود: «تصمیم مصوبه شماره ۱۰ کابینه تأیید است؛ البته نام شفاخانه مذکور در بند دوم تصمیم اول به (شفاخانه امارت) تغییر داده شود و یا نام مناسب دیگری گزینش شود.»

کابینه طالبان سپس در یک حکم شفاهی به وزارت صحت عامه این گروه دستور داد که نام دیگری برای شفاخانه جمهوریت انتخاب و آن را به ریاست‌وزرا پیشنهاد کند.

بر اساس اسناد به‌دست‌آمده، رهبر طالبان در ۶ جدی ۱۴۰۲ دستور تغییر نام شفاخانه جمهوریت را صادر کرده بود و وزارت صحت عامه در نشست شورای رهبری خود در ۴ اسد ۱۴۰۳، نام «شفاخانه ملی کابل» را برای شفاخانه جمهوریت انتخاب و همین نام را به رئیس‌وزرای طالبان پیشنهاد کرد.

بر اساس اسناد، نام پیشنهادی «شفاخانه ملی کابل» به جای شفاخانه جمهوریت، بار دیگر به هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه فرستاده شد. هبت‌الله آخندزاده در ۳۰ دلو ۱۴۰۳، طی حکمی به جای نام پیشنهادی، نام «الشفاء» را برای شفاخانه جمهوریت انتخاب کرد.

در حکم هبت‌الله آمده است: «شفاخانه‌ای که در متن مکتوب ذکر شده، به نام شفاخانه الشفاء نام‌گذاری شود.»

پس از آن، وزارت صحت عامه طالبان در یک مکتوب درباره شفاخانه جمهوریت نوشته است: «حکم هبت‌الله آخندزاده درباره تغییر نام شفاخانه جمهوریت به شفاخانه الشفاء: بر اساس مکتوب شماره ۱۷۲۶۵ ریاست عمومی اداره امور و بر اساس حکم شماره ۶۶۶/۴۷۰۳ ارسالی از مقام عالی به تاریخ ۳۰دلو ۱۴۰۳ نام شفاخانه جمهوریت به شفاخانه الشفاء تغییر داده شده است.»

با این حال، شماری از باشندگان کابل می‌گویند شفاخانه جمهوریت نام آشنا و شناخته‌شده برای شهروندان افغانستان بود و تغییر نام مکان‌های تاریخی، آن هم بدون هیچ دلیل خاصی، قابل قبول نیست.

100%

یک پزشک در کابل به شرط فاش نشدن نامش، به افغانستان اینترنشنال گفت: «جمهوریت فقط یک ساختمان و شفاخانه نبود؛ بلکه نامی آشنا و بخشی از خاطرات مردم کابل بود.» او افزود که جمهوریت بخشی از تاریخ معاصر افغانستان بود؛ این نام سال‌ها با رنج‌ها و امیدهای مردم گره خورده است.

شماری از کارشناسان، این اقدام طالبان را تلاش نظام‌مند برای از بین بردن هرگونه نشانه‌ای از نظام جمهوریت در افغانستان می‌دانند. به باور آنان، طالبان اداره خود را امارت می‌نامد و در پی زدودن نمادها و نشانه‌های نظام جمهوری در افغانستان است.

یک باشنده دیگر کابل گفت شفاخانه جمهوریت را داوود خان ساخت و همین نام را بر آن گذاشت. تاریخ نام دیگری را نخواهد پذیرفت.

حلیم فدایی، والی حکومت پیشین درباره تغییر نام این شفاخانه به افغانستان اینترنشنال گفت: «نام شفاخانه جمهوریت را به شفاخانه الشفاء تغییر داده‌اند. در اسلام‌آباد نیز شفاخانه‌ای با همین نام وجود دارد؛ بنابراین، گذاشتن این نام بی‌دلیل نیست.»

بر اساس معلومات وزارت صحت عامه طالبان و شرکت انکشاف ملی، بخش‌های زیادی از شفاخانه جمهوریت پیشین به نام بازسازی متوقف شده و تمامی تجهیزات طبی آن به «شفاخانه محمد علی جناح» در دشت برچی کابل منتقل شده است.

100%
شفاخانه جمهوریت در دوره داوودخان

بربنیاد گزارش‌ها، در پی بازسازی این شفاخانه، علاوه بر نوسازی ساختمان‌های قبلی، دو ساختمان شش‌طبقه و دو طبقه نیز ساخته می‌شود. ساختمان شش‌طبقه برای بخش اورتو‌پی‌دی و ساختمان دو طبقه برای اکسیژن اختصاص داده شده است.

شفاخانه جمهوریت، در نزدیکی چهارراهی صدارت در مربوطات ناحیه دوم شهر کابل واقع شده است. این شفاخانه در سال ۱۳۵۴، در زمان نخستین نظام جمهوری افغانستان و ریاست‌جمهوری داوود خان، ساخته شد و بیش از نیم قرن با همین نام شناخته می‌شد.

پربازدیدترین‌ها

نخستین عضو مرکز انتحاری شبکه حقانی خواستار «رتبه جنرالی» شد
۱

نخستین عضو مرکز انتحاری شبکه حقانی خواستار «رتبه جنرالی» شد

۲

سفیر طالبان: نمی‌خواهیم از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده شود

۳

روزنامه جمهوری اسلامی: مواظب طالبان باشیم، امریکا ممکن است از آن‌ها علیه ما استفاده کند

۴

آلمان گروه دیگری از پناهجویان افغان را به کابل اخراج کرد

۵

ارتش امریکا به اهداف متعلق به سپاه پاسداران در ایران حمله کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

سازمان ملل: طالبان در روند کمک‌رسانی بشردوستانه مداخله می‌کند

۱۲ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۱:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه ملل متحد می‌گوید در یک ماه گذشته دست‌کم ۳۰ مورد اخلال طالبان در فعالیت‌های بشردوستانه را ثبت کرده است. این دفتر نوشت دو کارمند بشردوستانه در هرات به‌دست طالبان بازداشت شدند که نگرانی‌هایی را درباره امنیت کارکنان ملل متحد ایجاد کرده است.

دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) پنجشنبه، ۱۲ سنبله در گزارشی نوشت که در ماه جولای ۱۶ مورد محدودیت در دسترسی به کمک‌های بشردوستانه، ۱۲ مورد خشونت علیه کارکنان و دست‌برد به دارایی‌ها و تاسیسات سازمان‌های امدادرسان و ۲ مورد محدودیت طالبان بر رفت‌وآمد امدادگران را ثبت کرده است.

اوچا افزود که بیشترین این رویدادها به ترتیب در جنوب و غرب افغانستان رخ داده است.

این دفتر سازمان ملل نوشت که از میان ۱۶ مورد مرتبط با مداخله در فعالیت‌های بشردوستانه، ۴ مورد شامل تأخیر یا چالش در امضای تفاهم‌نامه‌ها و سه مورد به مداخله در انتخاب دریافت‌کنندگان کمک‌ها مربوط می‌شد. گزارش می‌افزاید که در این مدت طالبان سه بار در اجرای برنامه‌های بشردوستانه مداخله کرده است.

  • طالبان دو کارمند یوناما را در هرات آزاد کرد

    طالبان دو کارمند یوناما را در هرات آزاد کرد

بربنیاد گزارش، طالبان در دو مورد از نهادهای بشردوستانه فهرست کارکنان و سایر اطلاعات حساس را درخواست کرده است. اوچا افزود که همچنین در این مدت مداخله طالبان در روند استخدام کارمندان، الزام همراهی محرم با کارکنان زن، محدودیت در مشارکت امدادرسانان زن و جلوگیری از دسترسی نیازمندان به محل‌های دریافت کمک گزارش شده است.

سازمان ملل تاکید کرد که محدودیت‌های طالبان در بخش تفاهم‌نامه‌ها بر فعالیت‌های بشردوستانه در ولایت‌های بلخ، فاریاب، جوزجان و قندهار تأثیر منفی گذاشته است.

اوچا می‌گوید در چند مورد، گفت‌وگو با مقام‌های طالبان برای حل این مشکلات همچنان ادامه دارد.

این دفتر همچنین از ۱۱ مورد محدودیت مبتنی بر جنسیت طالبان در ماه جولای خبر داده است. به گفته اوچا، این موارد بر فعالیت‌های بشردوستانه و جمعیت‌های آسیب‌دیده تأثیر گذاشته است.

ملل متحد ماه گذشته نیز اعلام کرد که دخالت و محدودیت‌های طالبان بر فعالیت‌ بشردوستانه در ماه جون به نسبت ماه قبل ۵۰ درصد افزایش یافت. این دفتر گفت در پی اقدامات طالبان دست‌کم ۲۱ فعالیت بشردوستانه متوقف و روند ارائه کمک در مناطق آسیب‌دیده مختل شد.

  • «دخالت و خشونت طالبان» با کارکنان سازمان ملل امدادرسانی به مردم را مختل کرده است

    «دخالت و خشونت طالبان» با کارکنان سازمان ملل امدادرسانی به مردم را مختل کرده است

گزارش می‌افزاید که طالبان در ارزگان، مجوز فعالیت زنان در بخش گردآوری اطلاعات را صادر کرده بود، اما پیش از آغاز این روند مجوز را دوباره لغو کرد. اوچا می‌گوید ارزگان تنها ولایتی بود که در این طرح تحت پوشش قرار داشت و مجوز مشارکت زنان در آن در آخرین لحظه لغو شد.

بر بنیاد گزارش، ۱۸ مورد باعث توقف موقت برنامه‌های بشردوستانه شده و دو مورد نیز به بسته‌شدن موقت دفترهای امدادرسان منتهی شده است.

دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه ملل متحد نوشت که از این میان ۱۱ مورد مداخله تا پایان ماه جوالای حل‌وفصل شده اما ۱۹ مورد همچنان بلاتکلیف باقی مانده است.

گزارش می‌افزاید که از نظر منطقه‌ای، جنوب افغانستان با ۹ مورد بیشترین شمار رویدادها را ثبت کرده است. پس از آن، غرب با ۸ مورد، شرق با ۴ مورد و شمال با ۳ مورد در رده‌های بعدی قرار دارند. در مناطق مرکزی و شمال‌شرق نیز هر کدام دو مورد ثبت شده است.

اوچا می‌گوید این موضوع نشان‌دهنده ادامه چالش‌های دسترسی به کمک‌های بشردوستانه، از جمله مداخله طالبان، اعمال محدودیت در مشارکت زنان، تأیید برنامه‌ها، رفت‌وآمد کارکنان و امنیت امدادرسانان است.

سفیر پیشین پاکستان: سیاست اسلام‌آباد در قبال افغانستان نیازمند تغییر بنیادی است

۱۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۲۳:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

توقیر حسین، سفیر پیشین پاکستان و استاد دانشگاه جورج‌تاون امریکا می‌گوید که سیاست اسلام‌آباد در قبال افغانستان به تغییر بنیادی نیاز دارد و رویکرد امنیت‌محور پاکستان در قبال این کشور تاکنون نتیجه معکوس داشته است.

حسین در مقاله‌ای که روز چهارشنبه در روزنامه دان منتشر شد، افغانستان را «یک چالش سیاسی با بُعد نظامی» توصیف کرد و گفت که نمی‌توان با این کشور صرفاً از زاویه امنیتی برخورد کرد یا برای همه مشکلات آن یک راه‌حل واحد در نظر گرفت.

او نوشت که افغانستان، صرف‌نظر از این‌که چه کسی بر آن حکومت کرده، همواره برای پاکستان دردسرساز بوده و سیاست‌های خود اسلام‌آباد نیز در پیچیده‌تر شدن این وضعیت نقش داشته است.

به نوشته حسین، افغانستان با شکاف‌های قومی، مذهبی، ایدئولوژیک و اختلاف میان شهر و روستا روبه‌رو بوده و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نیز بر شدت این اختلاف‌ها افزوده است.

آقای حسین همچنین نقش امریکا، شوروی و پاکستان را در چند دهه جنگ افغانستان بررسی کرد. به گفته او، جنگ طولانی در این کشور یک «اقتصاد جنگی» به وجود آورد که افراد و گروه‌های قدرتمند و فاسد از ادامه بی‌ثباتی سود می‌بردند. او این وضعیت را یکی از زمینه‌های ظهور طالبان دانست.

او درباره نقش پاکستان در شکل‌گیری طالبان نوشت که این کشور در دوران جنگ تنها محل پناه گرفتن طالبان نبود، بلکه طالبان در جامعه پاکستان نیز ریشه‌های اجتماعی و سیاسی پیدا کرده بود. به گفته او، شبکه‌های جهادی و مراکز افراط‌گرایی با مشکلات و نارضایتی‌های داخلی پاکستان گره خوردند و زمینه رشد گروه‌های مسلحی را فراهم کردند که اسلام‌آباد امروز با آن‌ها می‌جنگد.

حسین نوشت که همین وضعیت به طالبان امکان فشار بر پاکستان را داده است. به باور او، اسلام‌آباد برای کاهش این فشار باید به مشکلات سیاسی و اجتماعی داخلی‌ای رسیدگی کند که زمینه جذب افراد به گروه‌های مسلح را فراهم می‌کنند.

انتقاد از سیاست پاکستان در قبال طالبان

این دیپلومات پیشین پاکستانی نوشت که سیاست پاکستان در قبال افغانستان در گذشته بیش از اندازه بر مسائل امنیتی متمرکز بوده است.

او نوشت: «نگاه کردن به افغانستان صرفاً به‌عنوان یک چالش امنیتی، به سیاست شکست‌خورده حمایت از طالبان منجر شد و اکنون نیز به سیاست شکست‌خورده مخالفت با آنان منجر خواهد شد.»

به باور حسین، روابط پاکستان و افغانستان برای امنیت، اقتصاد و ثبات سیاسی هر دو کشور اهمیت اساسی دارد.

او در عین حال از سیاست‌های گذشته کابل نیز انتقاد کرد و گفت که حکومت‌های پیشین افغانستان باید برای حل مسئله طالبان با پاکستان همکاری می‌کردند. حسین، حامد کرزی و اشرف غنی، روسای‌جمهور پیشین افغانستان را متهم کرد که تلاش داشتند با کمک امریکا و هند، پاکستان را برای حل مسئله طالبان زیر فشار قرار دهند.

او همچنین نوشت که بسیاری از افغان‌ها شاید امروز آرزو کنند که مسئله پشتونستان در گذشته مطرح نمی‌شد و افغانستان خط دیورند را می‌پذیرفت. این دیدگاه به یکی از قدیمی‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین اختلاف‌های افغانستان و پاکستان مربوط می‌شود.

هشدار درباره ورود دوباره پاکستان به جنگ امریکا

توقیر حسین در بخش دیگری از مقاله از نحوه جنگ امریکا در افغانستان انتقاد کرد و گفت که واشنگتن بدون داشتن راهبردی روشن وارد این کشور شد و تصور می‌کرد که برتری نظامی و فناوری می‌تواند واقعیت‌های افغانستان را به سود امریکا تغییر دهد.

او خروج امریکا از افغانستان را نتیجه «فرسودگی ناشی از شکست» خواند و گفت که هیچ مقدار کمک مالی امریکا نمی‌تواند زیان‌های ناشی از جنگ‌های شکست‌خورده این کشور را جبران کند.

این دیپلومات پیشین پیشنهاد کرد که پاکستان در قبال افغانستان سیاستی همه‌جانبه در پیش بگیرد و هم‌زمان از فشار و مشوق در زمینه‌هایی مانند مدیریت مرز، مهاجران، تجارت، اقدامات نظامی و همکاری با چین استفاده کند.

حسین همچنین هشدار داد که پاکستان نباید بار دیگر به حمایت از گروه‌های مخالف طالبان، چه به اقتضای منافع اسلام‌آباد و چه به درخواست واشنگتن، روی بیاورد. او تأکید کرد: «پاکستان نباید هرگز بار دیگر بخشی از یک جنگ امریکایی شود.»

کودکی رهبران طالبان که «برباد رفت»

۱۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۲۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

شماری از چهره‌های طالبان در سال‌های اخیر بخش‌هایی از خاطرات کودکی خود را روایت کرده‌اند. در این خاطرات، فقر، جنگ، مهاجرت، آموزش ناتمام و آرزوهای کوچک کودکی بارها تکرار می‌شود. بایسکل یکی از همین آرزوهاست.

انس حقانی، برادر یکی از چهره‌های قدرتمند طالبان و شبکه حقانی، از بایسکلی نوشته است که برادرش در کودکی به او بخشید، اما یک هم‌روستایی آن را فروخت. خالد زدران، سخنگوی فرماندهی امنیه کابل نیز می‌گوید که داشتن بایسکل برایش چنان دور از دسترس بود که فقط خوابش را می‌دید.

بررسی روایت‌های کودکی شماری از رهبران و مقام‌های طالبان نشان می‌دهد که بسیاری از آنان در محیطی آکنده از محرومیت، جنگ و مدارس دینی بزرگ شده‌اند، چهره‌هایی که امروز خود بخشی از ساختار قدرت در افغانستان‌اند.

این گزارش با مرور خاطرات، مصاحبه‌ها و زندگی‌نامه‌های شماری از رهبران و مقام‌های کنونی و پیشین طالبان، آرزوهای دوران کودکی، مهاجرت، آموزش ناتمام و ورود زودهنگام شماری از آنان به جنگ را بررسی می‌کند.

انس حقانی: هم‌روستایی من بایسکلم را فروخت

در میان روایت‌های بررسی‌شده، داستان آرزوی زندگی با بایسکل در خاطرات دو چهره طالبان آمده که به تازگی توسط هر دو در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

انس حقانی از بایسکلی نوشته است که برادرش به او بخشید، اما یک هم‌قریه‌ای آن را فروخت و خالد زدران نیز می‌گوید در کودکی بایسکل را تنها در خواب می‌دید.

100%

حقانی نوشته است که در کودکی، پاهایش از بایسکل‌های بزرگ چینی به زمین نمی‌رسید. هرگاه بایسکل کسی را می‌گرفت، یک پایش را از میان چوکات به سوی دیگر می‌برد و آن را می‌راند.

عمر، برادر انس، بایسکل کوچک‌تری داشت و گاهی آن را به انس می‌داد. یک روز عمر به او گفت: «یک خبر برایت بگویم که خوشحال شوی؟ بایسکل من از تو شد.»

انس نوشته است که از خوشحالی بالا و پایین پرید و بارها از برادرش تشکر کرد. با آن‌که به شام نزدیک شده بود، چند دور با بایسکل زد. آن شب از شدت خوشحالی به سختی خوابید.

او سپس بایسکل خود را به کودک هم‌سن و سال خود باتور می‌دهد و باتور یک هفته با بایسکل مفقود است، در نهایت پس از یک هفته باتور به انس اطلاع می‌دهد که «بسیار بی‌پول بودم. بایسکل را فروختم و برای خودم لباس نو خریدم.»

زدران: در خواب می‌دیدم که بایسکل دارم

خالد زدران، سخنگوی فرماندهی پولیس کابل در واکنش به خاطرات انس حقانی نوشته است که «گاهی خواب می‌دیدم که تمام شب با بایسکل خودم در کوچه‌ها می‌گردم و گاهی آن را در گوشه اتاقم گذاشته‌ام.»

به گفته زدران، داشتن بایسکل در خواب چنان او را خوشحال می‌کرد که تمام غم‌هایش را فراموش می‌کرد. این شادی با بیدارشدن از خواب پایان می‌یافت.

100%

او نوشت: «اما افسوس، وقتی از خواب بیدار می‌شدم، بایسکل نبود. بعد تمام روز را با همین غم می‌گذراندم و با خود فکر می‌کردم که کاش آن بایسکل واقعا مال من می‌بود.»

زدران در دوران کودکی، پس از صنف پنجم مکتب را ترک کرد و به طالبان پیوست. او در آغاز، برگه‌های تبلیغاتی این گروه را علیه حکومت پیشین افغانستان و نیروهای خارجی در خوست پخش می‌کرد.

زدران پس از رسیدن طالبان به قدرت، در یک مجتمع رهایشی مجلل در کابل زندگی می‌کند، در یکی از باشگاه‌های مشهور ورزشی پایتخت ورزش می‌کند و فرزندان دختر و پسرش به مکتب عصری می‌روند.

جنگ و پیروزی در برابر دولت پیشین، رویای زندگی با امکانات را برای اعضای طالبان به واقعیت تبدیل کرده است.

کودکی میان گرگ‌ها و قصه شاهزاده‌ها

یکی از مفصل‌ترین روایت‌های کودکی در میان چهره‌های طالبان را عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان، در کتاب «زندگی من با طالبان» نوشته است.

ضعیف که حدود سال ۱۳۴۷ در ژیری قندهار متولد شد، می‌گوید که مادرش را در یک یا دو سالگی از دست داد. نخستین تصویری که از کودکی در ذهن او مانده، پدرش است که کودکان را در آغوش گرفته بود و بی‌صدا گریه می‌کرد. ضعیف تصور می‌کند که آن روز، روز مرگ مادرش بوده است.

100%

خانواده او در خانه‌ای گلی، بدون برق و آب جاری زندگی می‌کرد. پدرش آموزگار دینی بود و بخش زیادی از وقت خود را در مسجد می‌گذراند. ضعیف نوشته است که شب‌ها، او و خواهرش از صدای گرگ‌ها می‌ترسیدند و کنار یکدیگر می‌نشستند تا پدر بازگردد.

گاهی یکی از همسایه‌ها نزد آنان می‌آمد، سرشان را نوازش می‌کرد و از پادشاهان، شاهزاده‌ها و قصرها قصه می‌گفت. بیرون از قصه، زندگی خانواده با خشکسالی، کمبود غذا، لباس نامناسب زمستانی و نبود هیزم کافی می‌گذشت.

پسری که هویت پدرش را پنهان می‌کرد

کودکی ملا محمد یعقوب، پسر ملا عمر و وزیر دفاع کنونی طالبان، جذابیت‌هایی دارد. در روایت او، مسئله اصلی زندگی با نام پدری است که باید پنهان می‌ماند.

یعقوب گفته است که هنگام حمله امریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰، هشت سال داشت. پس از پنهان‌شدن ملا عمر، خانواده برای جلوگیری از شناسایی، هر چند ماه خانه خود را تغییر می‌داد.

100%

او آموزش دینی را ابتدا نزد یکی از بستگان پدرش و سپس در مدرسه‌ای در کویته ادامه داد. به گفته یعقوب، حتی شماری از هم‌صنفان و آشنایانش نمی‌دانستند که او پسر رهبر طالبان است.

مادرش به کودکان خانواده پیوسته هشدار می‌داد که هویت خود را افشا نکنند. سه ماه پس از پنهان‌شدن ملا عمر، نخستین پیام صوتی او از طریق نوار کست به خانواده رسید. تماس‌های بعدی گاهی با تلفن ماهواره‌ای انجام می‌شد.

یعقوب خوشحالی خود از شنیدن دوباره صدای پدرش را توصیف‌ناپذیر خوانده است. این جزئیات در گفت‌وگویی منتشرشده از سوی احمد موفق زیدان، روزنامه‌نگار سوری مطرح شده است.

رهبر گوشه‌گیر و کودکی بدون بازی

رهبر کنونی طالبان را تا حالا حتا در میان رده‌های میانی طالبان کمتر کسی دیده است. یک روایت درباره زندگی او می‌گوید او از همان کودکی، گوشه‌گیر و منزوی بوده است. بنا به اطلاعات موجود، او در روستای سفید روان ولسوالی پنجوایی قندهار بزرگ شد. پدرش امام مسجد بود و خانواده از نظر اقتصادی زندگی ساده‌ای داشت.

باشندگان محل گفته‌اند که خانواده او در نشست‌های قومی و فعالیت‌های سیاسی نقش برجسته‌ای نداشت. دوران کودکی و نوجوانی آخندزاده بیشتر در مسجد و مدرسه دینی سپری شد.

او هرگز به دانشگاه و یا حتا مدارج بالاتر مکاتب عصری نرفت.

روایت مشابهی درباره ملا محمد حسن آخند، رئیس‌الوزرای طالبان، وجود دارد. باشندگان قندهار به افغانستان اینترنشنال گفتند که پدر او روحانی مسجد بود و خانواده زمین، باغ انگور و کشمش‌خانه گسترده‌ای نداشت.

  • حسن آخند؛ ملایی که زندگی روستایی خود را به ارگ کابل آورده است

    حسن آخند؛ ملایی که زندگی روستایی خود را به ارگ کابل آورده است

محمد حسن از کودکی همراه پدرش به مسجد می‌رفت و به گفته باشندگان، برخلاف بسیاری از هم‌سالان خود، کمتر در بازی‌ها و رقابت‌های کودکان روستا شرکت می‌کرد. بخش عمده زندگی روزانه او میان خانه، مسجد و مدرسه دینی می‌گذشت.

نسل اردوگاه و مکتب‌های نیمه‌تمام

تجربه مهاجرت و آموزش ناتمام در زندگی شماری دیگر از مقام‌های طالبان نیز تکرار شده است.

بر اساس زندگی‌نامه رسمی طالبان، امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در سال‌های کودکی و هنگامی که در صنف سوم بود، پس از کودتای هفت ثور همراه خانواده از هلمند به پاکستان مهاجر شد. آموزش بعدی او در مدارس دینی مهاجران ادامه یافت.

خیرالله خیرخواه، از رهبران ارشد طالبان، نیز در کودکی با خانواده به پاکستان رفت و آموزش دینی خود را در اردوگاه مهاجران سرانان در نزدیکی کویته آغاز کرد.

در زندگی‌نامه رسمی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، آمده است که پدرش خیاط بود و او پس از آموزش در مدارس دینی، در حدود شانزده‌سالگی به طالبان پیوست. ملا اختر محمد منصور، رهبر پیشین طالبان، نیز بر اساس زندگی‌نامه رسمی‌اش در میانه سال‌های نوجوانی آموزش را کنار گذاشت و وارد جنگ علیه شوروی شد.

کودکانی که جنگ از آنان خانواده ساخت

احمد رشید، نویسنده و پژوهشگر پاکستانی در کتاب «طالبان»، نسل نخست نیروهای این گروه را «یتیمان جنگ» توصیف کرده است.

به روایت او، بسیاری از این افراد نه فقط به معنای واقعی یتیم بودند، بلکه بدون تجربه زندگی عادی خانوادگی، محله، بزرگان قومی و جامعه باثبات بزرگ شدند. شماری از آنان بیشتر دوران کودکی را در اردوگاه‌های مهاجران یا مدارس جدا از جامعه سپری کردند و تصویر روشنی از زندگی در صلح نداشتند.

روایت‌های کودکی چهره‌های طالبان یکسان نیست، اما در بسیاری از آن‌ها چند تجربه مشترک تکرار می‌شود: فقر، جنگ، مهاجرت، آموزش ناتمام، زندگی در محیط‌های بسته دینی و ورود زودهنگام به دنیای خشونت و سیاست. این خاطرات بخشی از گذشته نسلی است که امروز بخش بزرگی از قدرت سیاسی و نظامی افغانستان را در دست دارد.

اما فاصله میان آن کودکی و قدرت امروز، بخش دیگری از این داستان است. انس حقانی و خالد زدران از آرزوی داشتن بایسکل می‌نویسند، در حالی که در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، میلیون‌ها دختر از مکتب محروم‌اند و حتی بایسکل‌سواری برای شماری از آنان به کاری پنهانی تبدیل شده است. این روایت‌ها در نهایت یک تناقض را برجسته می‌کنند: تجربه محرومیت الزاماً به جلوگیری از محرومیت دیگران نمی‌انجامد.

حافظه شخصی و حافظه قدرت

طالبان در سال‌های اخیر انتشار خاطرات، زندگی‌نامه‌ها و روایت‌های جنگی مقام‌ها و نیروهای خود را گسترش داده است.

شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارشی درباره کتاب‌های طالبان نوشته است که این آثار برای شناخت نگاه اعضای طالبان به خود و جنگ اهمیت دارد، اما بیشتر آن‌ها سیاسی و یک‌جانبه‌اند.

در این کتاب‌ها، عملیات خارجی، بازداشت‌ها، بمباران‌ها و تلفات خانواده‌های اعضای طالبان با جزئیات روایت می‌شود. در مقابل، مرگ غیرنظامیان در بمب‌گذاری‌های کنار جاده، حمله‌های انتحاری و عملیات طالبان اغلب غایب است یا در حاشیه قرار می‌گیرد.

دو بایسکل و دو اکنون

بایسکل در روایت انس حقانی و خالد زدران، تصویر یک آرزوی برآورده‌نشده است. این دو نفر، اکنون می‌تواند با شوخی بنویسند که شاید فردا بایسکل تازه‌ای بخرند.اما در افغانستان امروز، بایسکل هنوز برای شماری از کودکان و نوجوانان یک آرزوی پنهانی است.

رسانه رخشانه در ۱۲ حمل ۱۴۰۵ روایت یک دختر بایسکل‌ران را منتشر کرد که با نام مستعار «سودابه» معرفی شده است. او در دوازده‌سالگی، پنهانی با بایسکل برادرش تمرین می‌کرد و در سال ۱۳۹۹ در یک رقابت محلی برنده شد.

سودابه پیش از بازگشت طالبان برای راه‌یافتن به تیم ملی آماده می‌شد. پس از ۲۴ اسد ۱۴۰۰، از مکتب و ورزش محروم شد. او گفته است که اکنون شب‌ها با لباس مردانه و به‌گونه مخفیانه بایسکل‌سواری می‌کند، اما هنوز رویای حضور در بازی‌های المپیک را دارد.

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در ۲۳ اسد ۱۴۰۵ گفت که از زمان بازگشت طالبان، بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم شده‌اند.

با این حال، به گزارش شبکه الجزیره، دختر و پسر خالد زدران به مکتب‌های عصری می‌روند.

طالبان می‌گوید پروژه متوقف‌شده مکروریان پنجم کابل را تکمیل می‌کند

۱۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۹:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رئیس‌الوزرای طالبان می‌گوید که پروژه متوقف‌شده مکروریان پنجم کابل را تکمیل می‌کنند. او روز چهارشنبه سنگ تهداب «بلاک بی‌۴» این پروژه رهایشی را گذاشت. این پروژه در سال ۱۳۹۳، در دوره جمهوریت آغاز شد.

مکروریان پنجم با نام «پروژه رهایشی صلح» نیز شناخته می‌شود.

معاون اقتصادی رئیس‌الوزرای طالبان گفت پروژه‌هایی که کار آن‌ها به‌دلیل موانع مختلف ناتمام مانده، تکمیل خواهد شد. او افزایش جمعیت کابل، گسترش نامنظم شهر، کمبود آب، آلودگی محیط زیست، برهم خوردن نظم شهری و کمبود خدمات عمومی را از مشکلات پایتخت خواند.

عبدالغنی برادر گفت که طالبان می‌کوشد با اجرای پروژه‌هایی مانند مکروریان پنجم و شهر جدید کابل، این مشکلات را به‌تدریج کاهش دهد.

او از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی خواست که در بخش‌های خانه‌سازی، شهرسازی و زیربناها در افغانستان سرمایه‌گذاری کنند. او گفت که طالبان برای فعالیت این سرمایه‌گذاران سهولت فراهم خواهد کرد.

پروژه مکروریان پنجم در دوره جمهوریت با مشکلات مالی، فنی و حقوقی روبه‌رو شده بود. وزارت شهرسازی حکومت پیشین در سال ۱۳۹۶ گفته بود که بیش از ۱۲.۵ میلیون دالر از متقاضیان آپارتمان‌های این پروژه گرفته شده است.

شماری از خریداران در آن زمان گفته بودند که پول آپارتمان‌ها را به‌صورت قسطی پرداخته‌اند، اما کار پروژه در زمان تعیین‌شده تکمیل نشده است.

پیش از مکروریان پنجم، چهار مجموعه مکروریان در کابل ساخته شده بود. این مجموعه‌ها از نخستین پروژه‌های بزرگ آپارتمانی پایتخت به شمار می‌روند.

ساخت مکروریان اول در سال ۱۳۴۱ خورشیدی با کمک فنی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. این پروژه در دامنه تپه مرنجان ساخته شد و برای نخستین بار زندگی در آپارتمان‌های چندمنزله را در کابل گسترش داد.

مکروریان دوم در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ ساخته شد. کار مکروریان سوم از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶ ادامه یافت و مکروریان چهارم تا سال ۱۳۷۰ تکمیل شد.

مکروریان‌های کابل در آغاز بیشتر برای کارمندان دولت ساخته شده بود. خریداران می‌توانستند بهای آپارتمان‌ها را در قسط‌های طولانی‌مدت بپردازند.

کابل در دهه‌های اخیر با افزایش سریع جمعیت و گسترش محله‌های برنامه‌ریزی‌نشده روبه‌رو شده است. ساخت‌وسازهای نامنظم، کمبود خانه‌های معیاری و ضعف خدمات شهری، فشار بر باشندگان پایتخت را افزایش داده است.

برنامه اسکان بشر سازمان ملل می‌گوید که چهار نفر از هر پنج باشنده کابل در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. بسیاری از این مناطق به آب آشامیدنی، برق، سیستم فاضلاب و خدمات بهداشتی کافی دسترسی ندارند.

واکنش‌ها به ملی و رسمی خواندن زبان‌ها؛ حنفی می‌گوید طالبان متعصب نیستند

۱۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۹:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

خالد حنفی، وزیر امر به معروف می‌گوید که در اداره طالبان تعصب و تبعیض قومی، زبانی و منطقه‌ای جایی ندارد. به تازگی، اظهارات یک مقام طالبان در مورد ملی بودن زبان پشتو و رسمی بودن زبان فارسی واکنش‌های زیادی برانگیخته است.

وزارت امر به معروف روز چهارشنبه، ۱۱ سنبله در خبرنامه‌ای نوشت که حنفی این سخنان را در سفر به ولسوالی دوآب نورستان بیان کرده است. او از مردم خواست که فضای همبستگی و برادری را تقویت کنند و به مقام‌های طالبان گفت که با مردم «رفتار خوب، نرمش و اخلاق اسلامی» داشته باشند.

اخیرا اظهارات لطف‌الله حکیمی سرمفتش وزارت دفاع طالبان در مورد زبان‌های پشتو و فارسی واکنش‌های بسیاری را در پی داشته است.

  • مقام طالبان: تنها زبان ملی افغانستان پشتو است

    مقام طالبان: تنها زبان ملی افغانستان پشتو است

او روز سه‌شنبه، ۱۰ سنبله در گفت‌وگو با تلویزیون شمشاد گفت که فارسی دری و پشتو زبان‌های رسمی افغانستان‌اند، اما پشتو تنها زبان ملی این کشور است.

او در بخشی از مصاحبه، درج شدن یک زبان در بانک‌نوت‌های کشور را نیز یکی از معیارهای ملی بودن آن دانست.

این اظهارات در شبکه‌های اجتماعی به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت و طالبان به قومگرایی متهم شده‌اند. مقام‌های طالبان این انتقاد را رد کرده‌اند. از جمله، انعام‌الله سمنگانی، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در قندهار گفت که در افغانستان امروزی هیچ چیزی به نام «ملی» وجود ندارد.

تا زمان تهیه این گزارش، وزارت دفاع طالبان سخنان حکیمی را پس نگرفته و سخنگویان این گروه نیز در این مورد اظهارنظری مستقیم نکرده‌اند.

اعتراض اعضای فارسی‌زبان طالبان

جنجال اظهارات این مقام طالبان به درون طالبان نیز کشیده شده است.

رصاص بدری، سخنگوی والی طالبان در غور در حساب کاربری خود در اکس پرسیده است که آیا سخنان حکیمی بی‌احترامی به فرمان رهبر طالبان نیست و آیا چنین اقدامی نباید مجازات شود.

این واکنش‌ها به فرمانی بازمی‌گردد که در ماه ثور امسال به هبت‌الله آخندزاده نسبت داده شد. بر بنیاد سندی که افغانستان اینترنشنال منتشر کرد، رهبر طالبان دستور داده بود واژه «ملی» از نام نهادهای دولتی حذف و در برخی موارد با واژه «عمومی» جایگزین شود.

  • رهبر طالبان واژه «ملی» را از نام نهادهای دولتی حذف کرد

    رهبر طالبان واژه «ملی» را از نام نهادهای دولتی حذف کرد

در پی این دستور، «اداره ملی احصائیه و معلومات» به «اداره عمومی احصائیه و معلومات» و «اداره ملی امتحانات» به «اداره عمومی امتحانات» تغییر نام یافت.

دو سال پیش نیز سخنگوی وزارت امر به معروف پیامی را به نقل از هبت‌الله آخندزاده منتشر کرده بود که در آن تفاوت گذاشتن میان فارسی و پشتو منع شده بود. در آن پیام آمده بود که افراد متخلف به دادگاه معرفی و مجازات می‌شوند.

  • پیام منسوب به رهبر طالبان: اگر کسی بین زبان فارسی و پشتو تبعیض قائل شود، مجازات خواهد شد

    پیام منسوب به رهبر طالبان: اگر کسی بین زبان فارسی و پشتو تبعیض قائل شود، مجازات خواهد شد

واکنش‌ها در بیرون از گروه طالبان

وحید عمر، سخنگوی حکومت پیشین، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت که بحث زبان، هویت و نمادهای ملی ناگزیر است و تا زمانی که انسان‌ها، ملت‌ها و دولت‌ها وجود دارند، این بحث‌ها نیز ادامه خواهند داشت.

به باور عمر، بحث نمادهای ملی برای کسانی معنا دارد که افغانستان را یک ملت می‌دانند، نه یک امت. او نوشته است که طالبان در راس ساختار خود «امیرالمومنین» دارد که رهبر مومنان است، نه رییس یک دولت‌ملت.

عمر نتیجه گرفته است که مطرح کردن بحث‌های ریشه‌دار در ملی‌گرایی، با فلسفه وجودی طالبان در تضاد قرار دارد و نباید تا این اندازه به یک سخن مقام میان‌رتبه طالبان اهمیت داده شود.

  • مقام طالبان: امروز در افغانستان چیزی به نام «ملی» وجود ندارد

    مقام طالبان: امروز در افغانستان چیزی به نام «ملی» وجود ندارد

تمیم عاصی، معین پیشین وزارت دفاع، نیز در اکس به موضع سمنگانی واکنش نشان داده است. عاصی نوشته است که طالبان پروژه‌ای برای نابودی افغانستان به‌عنوان یک دولت‌ملت است و همه مسائل ملی را به موضوع مناقشه تبدیل کرده است.

فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان، از سخنان حکیمی انتقاد کرده و گفته است فردی که با لباس نظامی در برابر دوربین حاضر می‌شود، باید درباره موضوعات مربوط به مسئولیتش، مانند جنگ و صلح، سخن بگوید.

کوفی خطاب به طالبان گفته است: «می‌بینم که از زبان فارسی می‌ترسید.»

کمال ناصر اصولی، عضو پیشین مجلس نمایندگان اما از اظهارات این مقام طالبان حمایت کرده است. او در حساب کاربری خود در فیسبوک نوشته است که در تمام قوانین اساسی گذشته افغانستان، دو زبان رسمی وجود داشتند، اما تنها یک زبان به‌عنوان زبان ملی شناخته می‌شد.

او تأکید کرده است که بر اساس همین اصول، سرود ملی افغانستان و نوشته‌های روی بانکنوت‌ها به زبان پشتو بوده‌اند و تغییر یا لغو این قوانین «خیانت بزرگ» محسوب می‌شود.

اصولی گفته است پشتو هم زبان رسمی و هم زبان ملی بوده، اما فارسی دری تنها جایگاه زبان رسمی داشته است.

در قانون اساسی سال ۱۳۴۳، فارسی دری و پشتو هر دو زبان رسمی شناخته شدند. اما ماده ۳۵ آن قانون پشتو را زبان ملی خواند و دولت را موظف کرد برای توسعه و تقویت آن برنامه‌ریزی کند. اما، ماده ۱۶ قانون اساسی سال ۱۳۸۲ که تا سقوط جمهوریت نافذ بود، فارسی دری و پشتو را دو زبان رسمی دولت تعیین کرد و هیچ‌یک را به‌تنهایی زبان ملی نخوانده بود.

طالبان پس از بازگشت به قدرت قانون اساسی سال ۱۳۸۲ را کنار گذاشت، اما تا اکنون قانون اساسی تازه و منتشرشده‌ای ندارد که جایگاه زبان‌های رسمی و ملی را به‌گونه روشن تعریف کند.

مجیب‌الرحمان رحیمی، استاد دانشگاه و پژوهشگر، می‌گوید در کشوری چندزبانه مانند افغانستان، ملی بودن نباید به امتیاز انحصاری یک زبان تبدیل شود.

به گفته او، تمام زبان‌های تاریخی و بومی افغانستان بخشی از میراث ملی کشورند و باید از حق رشد و احترام برابر برخوردار باشند. رحیمی می‌گوید فارسی و پشتو می‌توانند دو زبان رسمی سراسری باشند، اما این جایگاه نباید به ایجاد سلسله‌مراتب میان زبان‌ها منجر شود.

جنجال بر سر مسایل زبانی در دوره جمهوریت نیز جریان داشت و اختلاف بر سر کاربرد واژه‌هایی مانند «دانشگاه» و «پوهنتون» حتی به مجلس نمایندگان راه یافت. این اختلاف‌ها پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز ادامه پیدا کرد.